لوله نفت خود را منتقل می کرده اند و یا اینکه انتقال نفت از طریق این خط لوله فقط توسط خریدار صورت
می گرفته است.
موفق باشید
ارادتمند
جان، ال. واستبرن
مسئول امور نفتی
جان عزیز (نامه)
سند شماره (17)
تاریخ: 25 نوامبر 1970 4 آذر 49سری
جان واشبرن
غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه توزیع محدود
مسئول امور نفتی سفارت آمریکا، در تهران
جان عزیز
از نامه ای که در تاریخ 29 اکتبر در جواب نامه ای که پیرامون گفتگوی من با پیت ولگاست درباره
ظرفیت خط لوله اسرائیل نوشته بودی متشکرم. پاورقی هایی که اضافه کرده بودم بیشتر براساس بیانات
شاه در چند سال گذشته مبنی «علاقه» شاه به این خطوط و به خصوص براساس گفتگویش با اعضاء
کنسرسیوم در زوریخ در 31 ژانویه 1969 نوشته شده است.
به طور خلاصه مطلبی که از آن گفتگو به وسیله کنسرسیوم بر جای گذاشته شده در بخشی که درباره
خط لوله ایران ترکیه پیشنهاداتی می کند، چنین می گوید:
«شاه گفته است که خط لوله (ایران ترکیه) توسط او ارائه نشده است؛ او نیز مانند دیگر اعضاء
کنسرسیوم به منافع می نگرد. بهتر است ظرفیت متغیر ارائه شونده به وسیله صادرات به توسط کشتی و از
طریق جزیره خارک حفظ شود. از طرف دیگر اگر خطوط لوله برای هر بشکه 10 سنت بیشتر عاید
فروشنده بکند، او نیز بدش نمی آید از این طریق سود بیشتری ببرد. مسئله صرفا یک مسئله اقتصادی
است؛ اگر خط لوله منافعی برای او داشته باشد مورد استفاده خواهد بود در غیر این صورت خیر.
اعلیحضرت اضافه کردند که استفاده از خط لوله اسرائیل به تمایل ایران بستگی دارد، به خصوص که ایران
نیز در این خط منافعی دارد. اعراب نمی توانند از این کار ممانعت به عمل آورند، و او مایل نیست و انتظار
ندارد که اعراب بر اسرائیل پیروز شوند ...
این حس مالکیت که در این پاراگراف مشهود است مخصوصا باعث شده است که شاه (یا ایران، چون
متأسفانه من نیز مانند ایرانیان) ضمیر سلطنتی «ما» را با هر دو معادل فرض می کنم، مستقیما منافعی در
این خط لوله داشته باشد تا اینکه بخشی از تولیدات خود را صرفا از آن عبور دهد.
شاه در گفتگویی که با هارولند و وسیچ در 27 سپتامبر 1970 داشت، موضوع خطوط لوله اسرائیل را
به میان آورده خاطرنشان ساخت که «ایران با این طرح بیگانه نیست» و به نظر می رسد که می خواهد با
آرامی استفاده از آن را به میان بکشد.
باب دول از قول سفیر مایر می گوید که شاه گفته است که ایران دارای منافع مالی در خط لوله 42 اینچی
اسرائیل است. به نظر باب این سخنان از طرف شاه در سال 1967 ایراد شد که در آن وقت اسرائیل در به در
به دنبال منابع مالی می گشت، تا این خطوط را تأمین سازد.
اخیرا گزارشی از سازمان سیا رسیده است (7030917/321 ب مورخه 24 اکتبر 1970) که نفت
خام آغاجاری که از طریق یک شرکت آمریکایی خریداری می شود، علاوه بر نفت شرکت ملی نفت ایران
از طریق خط لوله اسرائیل عبور می کند. البته این گزارش ارزیابی نشده است و مکان دریافت گزارش نیز
تل آویو بوده است.
ولی ظاهرا سفارت ایران به دفتر حفاظت منافع مصر در سفارت هند گفته است که اصولاً نفتی از
شرکت ملی نفت ایران از این خط لوله عبور نمی کند و هنگامی که از یوسف اکبر که از اعضاء سفارت ایران
است توضیح بیشتری در این باره خواسته شد در جوابم گفت شرکت ملی نفت را در جزیره خارک
می فروشد و اینکه نفت چگونه عبور می کند به خریدار مربوط است نه به شرکت ملی نفت ایران.
آقای فال کینگهام منبعی بود که استفاده شاه ایران از خط لوله اسرائیل را گزارش داده بود. تا آنجا که
من و باب دول به خاطر می آوریم عبارت نقل شده به وسیله او باین ترتیب بود که «تولید دوز از ساحل ما از
طریق خط لوله اسرائیل می گذرد» در صورتی که فال کنیگهام در ایران باشد خواهد توانست اطلاعات
مورد نیاز شما را در اختیارتان بگذارد.
از شاه ایران صحبت کردیم. جنبه های شگفت آوری از شرکت استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء یادم
آمد. در نامه ای که در 3 اکتبر نوشته بودی گفته بودید که موضع اقبال این بوده است که استاندارد اویل
ایندیانا و شرکاء قیمتها را پایینتر از قیمتی که برای تعیین نرخ مالیاتها و عوارض لازم دارد نمی آورد. و این
«کاملاً» متضاد است با این اصل از استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء که کمیته ای دارد که می تواند در صورت
لزوم تخفیفهایی به این شرکت اعطا نماید. ممکن است شرکت ملی نفت ایران تخفیف نیز بدهد. ولی آیا
می توان گفت که این شرکت به خاطر فشارهای وارده غیر از مفاد مندرجه 121 موافقت نامه این چنین
می کند؟ به همین دلیل بد نیست بدانیم سفارت بر چه اساسی اظهار می دارد که میزان تولید نفت ایران
000،200 بشکه در روز افزایش می یابد در صورتی که مشاجره ایران و استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء
یک سال پیش حل شد (تهران 4355). گزارش تهران به شماره 5109 مرا امیدوار می کند که به خود به
قبولانم که مشاجرات میان این دو دیگر از میان رفته است.
باب و من خیلی علاقه داریم نشریه 314 مورخه 29 اکتبر را درباره طرح گاز مایع طبیعی که وسیله
کایزر پیشنهاد شده است داشته باشیم. همان طور که می دانید پروژه هایی در دست تکمیل است تا گاز مایع
طبیعی را از طریق الجزیره و ونزوئلا به آمریکا وارد کنیم، و مطالعاتی نیز برای ورود گاز مایع طبیعی از
نیجریه، که از طریق دریا دورتر از الجزیره است، شروع شده است. قیمتهای تقریبی نسبت به منابع حاضر
بسیار گرانتر است، بدون شک مجبور خواهیم شد گرانتر بخریم، ولی آن را از دست ندهیم. چون منبع ما در
این کشور رو به اتمام است. با این وصف، فکر نمی کنیم که گاز مایع طبیعی خلیج بتواند در بازارهای آمریکا
آن طور که کایزر می گوید رقابت نماید. قسمت اعظم بهای گاز مایع طبیعی در ارزش تانکرهای آن نهفته
است. یک کشتی مخصوص حمل گاز مایع طبیعی با حجم 000،50 تا 000،40 تقریبا بین 40 تا 50
میلیون ارزش دارد (که البته قیمت آن دو برابر یک تانکر نفت کش 000،250 حجمی است)، بنابر این بسته
به مسافتی که این کشتیها باید سفر کنند قیمتها افزایش می یابد.
در صورتی که بازار بالقوه ای برای گاز مایع طبیعی ایران وجود داشته باشد (چون 54 سال طول
می کشد تا این پروژه راه بیفتد) به نظر ما ژاپن بازاری بهتر از اروپا و آمریکا می تواند باشد. هیچ یک از منابع
صنعتی که ما با آنها گفتگو کردیم حتی فکر نمی کند، که ممکن است ژاپن نیز بازار خوبی برای گاز مایع
طبیعی باشد، که البته با افزایش قیمت نفت این طور خواهد شد. در حال حاضر ژاپن مقداری گاز مایع
طبیعی را از آلاسکا و برونئی به دست می آورد.
به نظر من دیگر منابع گازی چون اندونزی قبل از اینکه 3 هزار میل به طرف خلیج فارس بروند، در دام
ژاپن گرفتار خواهند آمد. در این رابطه خوشحال خواهیم شد که اگر ما را در جریان طرحهای متذکر شده
توسط آقای فیروزان، عضو شرکت ملی نفت ایران، آمریکاییها و فرانسویها قرار دهید. آیا شما نیز با نظریه
کایزر مبنی بر اینکه هر چه زودتر باید در رابطه با گاز مایع طبیعی اقدام کرد، موافق هستید؟ اتفاقا کایزر
گفته است که ایران «ظرفیت دست نخورده ای» معادل 450000 فوت مکعب دارد. می دانید این ارقام را
چگونه به دست آورده اند؟
بنابه اظهارات ژورنال نفت ایران مورخ اکتبر 1970، در اوت همان سال ایران حدود 9/1 بلیون را با
سوزاندن به هدر می داد (به میزان هر ماه 4/56 بلیون فوت مکعب). آیا این به هدر رفتن گاز توسط
لوله کشی گاز به شوروی کاهش یافته است یا نه؟
این نامه خیلی طولانی شد. امیدوارم که این نامه حالت مشاجره آمیز نداشته باشد، چون از مشاجره و
نزاع اصولاً خوشم نمی آید، بلکه دوست دارم نظریات و عکس العملهایمان را با هم در میان بگذاریم
امیدوارم تعطیلات خوش بگذرد.
ارادتمند
وارن کلارک
دفتر انرژی و سوخت
وارن عزیز (نامه)
سند شماره (18)
تهران ایران
تاریخ: 23 دسامبر 1970 2 دی 49سری
وارن کلارکاداری غیر رسمی
وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. 20520
وارن عزیز
از نامه ای که در 25 نوامبر فرستاده بودید بسیار متشکرم، که البته به خاطر مشکلات پستی که در این
روزها پیش آمده چند روز پیش به دستم رسید. پس از بررسی نکاتی که توسط شما مطرح شده بود واقعا
نمی دانم در پاسخ سؤال شما مربوط به منافع ایران در خط لوله نفتی اسرائیل چه بگویم. البته من نقطه
نظرهای شاه را که به نمایندگان کنسرسیوم در زوریخ ارائه شده بود، شنیده ام و این جمله او را که در آنجا به
این مضمون «ایران منافعی در خط لوله دارد» ایراد شده بود خوانده ام. البته فکر می کردم که این جملات به
این مضمون بیان شده که از نظر اقتصادی این خط لوله را حمایت شده، فرض نمایند. علاوه بر اینها مهندس
سپهبان رئیس دفتر تحقیق شرکت ملی نفت ایران به من گفته بود، لازم نیست که حتما ایران در این خط لوله
سرمایه گذاری مالی بنماید، چون اسرائیلیها مهارت کافی در جلب سرمایه برای این خط لوله دارند، ولی
اسراییلی ها خیلی مایلند که ایران به هر ترتیب که شده از این خط لوله نفتی استفاده کند. به این ترتیب، من
تنها قادر به ارائه شواهدی هستم که هنوز «تأیید نشده است» و برای به دست آوردن شواهد مستدل باید در
اطراف این قضیه کنکاش بیشتری به خرج دهم. باید ببینم که آیا سازمان منابع کنترل شده آمریکایی نیز
می تواند در این زمینه مرا یاری دهد یا خیر. یکی از گزارشهای سازمان سیا در تل آویو را که مربوط به
همین قضیه است مطالعه کرده ام. به نظر من شرکت ملی نفت ایران از طریق کنسرسیوم مقداری نفت خام به
دست می آورد، که البته از نحوه قرار داد مربوطه شما مطلع هستید، و آن را به کشور رومانی می فروشد. این
همان نفت خامی است که از طریق آغاجاری استخراج گردیده و از طریق خط لوله نفتی اسرائیل منتقل
می شود و هیچ کمپانی بین المللی در ارتباط با این عمل نیست.
موضوع دولت ایران و شرکت ملی نفت ایران خطی است که به وسیله یوسف اکبر دنبال می شود. یعنی
این نفت خام مذکور از بخش جنوبی ایران استخراج گردیده نیمی از آن بنا به قرار داد مشترک به شرکت
ملی نفت ایران تعلق می گیرد. و شرکت ملی نفت قسمت اعظم این نفت خام را به خریدارانی می فروشد که
خرید خود را از طریق خط لوله نفتی اسرائیل به فروشندگان خود می رسانند. با این وصف کمپانی ایندیانا
دوباره تماس گرفته و تأکید کرده است که هیچ مقدار نفت تولیدی نفت جنوب را از طریق خط لوله نفتی
اسرائیل منتقل نمی کند.
درباره مشکلات کمپانی ایندیانا باید بگویم که موضع اقبال این است که ایندیانا اصلاً حقی نداشته که
در مورد گرفتن تخفیف اقدام نماید، بنابراین موارد نکات لازم برای مذاکره و یا بحث نمی باشد. دیوویلکی
مدیر ایندیانا به من گفته بود که در صورت از بین رفتن اختلافات در یک سال قبل تولید این کمپانی به
000،00/2 بشکه در روز می رسید. لیکن ظاهرا در آینده نزدیک نباید انتظار داشت که راه حلی برای این
مسئله به وجود بیاید. وندربریک (که حتما گزارش رضایت بخش ما از کارش را به زودی خواهید دید)
باید فرصت کافی برای مطالعه موقعیت داشته باشد و تمام وقایعی که به دنبال فداکاری فالکینگهام در برابر
خودخواهی اقبال پیدا شد، مدتها طول می کشد تا از خاطره ها محو گردد.
از اطلاعات بسیار مفیدی که درباره گاز طبیعی مایع در اختیارم گذاشته اید، بسیار ممنونم. از پیچیدگی
اقتصادی این صنعت به هیچ وجه مطلع نبودم و از اطلاعات مفیدی که در دسترسم قرار دادید، خیلی
متشکر هستم. پس از مدت کوتاهی به بررسی جزئیات تقاضانامه های شرکت ملی گاز ایران درباره
کارخانه های گاز طبیعی مایع خواهیم پرداخت. در مورد کمبود، وقتی که آقای فیروزان مطرح نموده و گفته
بود که برای پر کردن تقاضانامه توسط کایزر کافی نیست، کمی مظنون هستم. من نمی دانم که کایزر رقم
000/450 فیت مکعب موجودیت گاز در روز را از کجا به دست آورده، مگر اینکه آنها تنها از یک منطقه
این قدر توانسته باشند استخراج نمایند. رقمی که توسط روزنامه نفتی ایران منتشر شده، همانند ارقام
حاصله از دیگر انتشارات معتبر است. هدر رفتن گاز با احداث خط لوله گاز شوروی کاهش نیافته است،
چون برای این خطوط لوله چاههای مخصوصی حفر شده است.
من همراه این نامه اسنادی را برایت می فرستم که به صورت پنهانی از شرکت ملی نفت ایران دریافت
کرده ام و علاوه بر آن یادداشتی را که برای بیل نوشته بودم تا به شیفر بدهد نیز برایت خواهم فرستاد. تا آنجا
که اعضاء کنسرسیوم در اینجا می دانند، کنسرسیوم به هیچ وجه تلاشی در جهت پاسخگویی به این ارقام
اعمال نکرده است. بنا به دلایلی که در یادداشت آورده ام، فکر می کنم خیلی بهتر خواهد بود اگر ما بتوانیم
هر دو طرف را به مذاکره پیرامون ارقام خودشان بکشانیم.به خصوص که در حال حاضر شرکت ملی نفت
ایران کارهای بسیار معقولی را ارائه نموده است. علاوه بر اینها خیلی مایلم کتابچه نمایندگانی را که به
ملاقات شما می آیند، مورد مطالعه قرار دهم. مخصوصا، خیلی مایلم راجع به هویت شخصی که تحلیلی
برای شرکت ملی نفت ایران ارائه داده چیزهایی دستگیرم شود.
اصلاً از آثار و جنجالهای خصمانه نگران نشو (و حتما هم نگران نمی شوی) ما باید برای به دست
آوردن بهترین نتیجه درگیریهای زیادی داشته باشیم. امیدوارم این نامه هم زمان با سال نو با بهترین
آرزوهایم در مورد اینکه سال خوبی داشته باشی به دستت برسد.
ارادتمند شما
جان. ل. واش بورن
مقام امور نفتی
سری
وزیر مسئول، هیئت ایرانی اعزامی به اسرائیل، ابراهیم تیموری
سند شماره (19)
تاریخ: 28 دسامبر 1970 7 دی 49خیلی محرمانه
از: وزارت امور خارجهبه: سفارت آمریکا تهران
موضوع: وزیر مسئول، هیئت ایرانی اعزامی به اسرائیل، ابراهیم تیموری
اطلاعات ذیل در رابطه با ابراهیم تیموری، از گزارش کویت 218 الف به تاریخ 9 آوریل 1964
(ارسال شده به تهران) استخراج گشته است، و در جواب نامه هوایی ارجاعی تسلیم می گردد. اطلاعات
دیگری در دست نمی باشد.
تمایل شیخ نشینهای جنوبی خلیج به وسیله گروه وزیر که از تاریخ 28 تا 30 مارس از کویت دیدن
کردند نشان داده شد. به خصوص، ابراهیم تیموری به مدت تقریبا طولانی با مأمور گزارش دهنده صحبت
نمود. تیموری تأیید نموده که او مسئول تقسیمات دفتر خارجی خلیج فارس می باشد. وی به صورت
گول زننده ای در مورد نقش خودش در هیئت صحبت می کرد و خدمت اخیرش در اسرائیل را مخفی نمود و
فقط به خدمتش در برن و سوئیس در طول 6 سال اخیر و لندن قبل از آن اکتفا نمود. او ادعا نمود که مطالب
ناچیزی در مورد خلیج می داند و ادامه می دهد که او هنوز هیچ کدام از شیخ نشینها بازدید نکرده است و
تمام روابطش با آنها از طریق دفتر وزارت خارجه در حدود 2 ماه پیش بوده است.راجرز
ابراهیم تیموری رئیس هیئت ایرانی در اسرائیل
سند شماره (20)
تاریخ: 19 می 1971خیلی محرمانه
برای بایگانی (بایگانی هیئت ایرانی)
جی فرس، مأمور سیاسی، سفارت آمریکا تل آویو
ابراهیم تیموری رئیس هیئت ایرانی در اسرائیل
در 27 آوریل 1971، من بنا به خواهش ابراهیم تیموری، رئیس اعزامی هیئت ایرانی به اسرائیل با او
ملاقات نمودم. تیموری یادآور شد که او تمایل دارد که با سفارتخانه آمریکا همان طور که در طول سفر
قبلی اش به اسرائیل رابطه داشته است، رابطه داشته باشد.
در طول مذاکرات، تیموری اشاره نمود که دولت ایران عقیده دارد، اسرائیل باید مقدار بیشتری در
مذاکراتش با اعراب انعطاف به خرج بدهد. او می گوید که اشغال سرزمینهای اعراب در بلند مدت به نفع
اسرائیل نخواهد بود، زیرا این فقط برخورد اعراب با اسرائیل را شدیدتر و طولانی تر می نماید.
تیموری سؤال می نماید که آیا آمریکا قادر به اعمال فشار بر اسرائیل است تا او را به عقب نشینی بر
طبق طرح راجرز ترغیب نماید یا نه. من به او پاسخ دادم که دولت ما در حال تلاش کردن است تا اینکه
اسرائیل را ترغیب نماید تا براساس افکار خودشان یک طرح صلح تهیه نمایند و ما خیال این را نداریم که
یک طرحی مانند طرح راجرز یا طرحهای از قبل تعیین شده صلح دیگری را به اسرائیل تحمیل نماییم.
تیموری در مورد سیاست آمریکا در رابطه با خاور نزدیک دوستانه به نظر می رسید. او تأیید نمود که او
مسئول مسائل خلیج فارس از هنگام عزیمتش از اسرائیل و برگشتن در حدود دو ماه پیش بوده است. من
در مورد جزئیات کارش در رابطه با مسائل خلیج فارس به او فشار نیاوردم.
من فکر می کنم که وضع تیموری درست شکل وضع شخصی باشد که پیش از او در این مقام بود و نامش
فریدون فرخ می باشد. منظورم این است که او از لحاظ تکنیکی یکی از اعضای کارکنان دیپلماتیک ایرانی
در برن، سوئیس می باشد، ولی او در حقیقت مسئول هیئت نیمه آشکار ایرانی در اسرائیل می باشد.
هیئت ایرانی در اسرائیل به نظر می رسد که از 3 عضو، که شامل تیموری نیز می شود، تشکیل شده باشد.
بقیه افراد این هیئت را که من ملاقات کرده ام عبارتند از: قاضی زاده که (در سال 1969) بیشتر با مسائل
مربوط به دانشجویان یهودی ایرانی در اسرائیل رابطه داشت، و محمد ایزدی که یک مأمور سیاسی
می باشد. (ایزدی خیال دارد که تا قبل از پایان 1971 اسرائیل را ترک کند). هیئت در یک ویلا که در خیابان
جابوتینسکی، رامات گان واقع شده است سکونت خواهد کرد. (تلفن 033 733). تیموری در ویلا زندگی
می کند.
کشور سوئیس از منافع ایران در اسرائیل مراقبت و نظارت می کند و متقاضیان برای ویزای ایران باید از
طریق سفارت سوئیس در تل آویو اقدام نمایند. اگر چه یک هیئت استخدامی ایرانی صدور ویزاها را انجام
می دهد.
جان عزیز (نامه)
سند شماره (21)
وزارت امور خارجه
23 مارس 1972 3 فروردین 51
سری / غیر قابل رؤیت برای بیگانگان فقط برای مشاهده (نقل خبر فقط به وسیله خواندن باشد مترجم)
جان ال. واشبورن، اسکوئیراداری غیر رسمی
سفارت آمریکا، تهران
جان عزیز
در رابطه با قید «انتشار در خارج ممنوع است» که گزارش ضمیمه منابع ویژه آمریکایی دارد ممکن
است که شما این گزارش را ندیده باشید. من عنوان «فقط برای مشاهده» را بر روی این نامه زده ام چون باید
این مطلب را که من این گزارش را به شما داده ام، خیلی پوشیده نگاهدارید.
در پاراگراف 3، گزارش نمایانگر این است که شرکت ملی نفت ایران دارای یک سهم متعارفی در خط
لوله ایلات اشکلون می باشد. چند سال پیش من این احساس را کردم که دولت ایران دارای مقداری منافع
مالی غیر محدودی در آن می باشد. به هر حال من فرض کرده بودم که این محدود به قروض، ضمانت
نامه ها، و / یا عملکرد موافقتنامه ها می شود، مشارکت متعارفی به هر حال مرا تعجب زده می کند. هر نوع
اطلاعاتی که شما ممکن است در رابطه با این سؤال داشته باشید، مورد علاقه ما خواهد بود.
ارادتمند
روبرت ال. دوئول، جی آر.
تاریخ اطلاعات: دسامبر 1971سری / غیر قابل رؤیت برای خارجیان
گزارش اطلاعات جاسوسیتاریخ و محل کسب بوسیله منبع: تل آویو / دسامبر 1971
کشور: اسرائیل / ایرانتاریخ توزیع: 14 ژوئن 1972
شماره گزارش: 72 00088/321 OOB
خط لوله ایلات اشکلون افزایش ظرفیت و...مشارکت شرکت ملی نفت ایران
تعداد صفحات 2
این اطلاعات ارزیابی نشده است
منبع: تبعه ایالات متحده، مجری شرکت در رابطه با آماده سازی وسایل نفتی ساحلی.
موضوع: خط لوله ایلات اشکلون / افزایش ظرفیت / خط لوله دوم / لنگرگاههای
شناور اضافی / مشارکت شرکت ملی نفت ایران
1 در جریان گفتگوهایی با دوبن درور، رئیس و مدیر عامل شرکت خط لوله ایلات اشکلون، و بازیر
شائول، مدیر کل بانک ماوی تایم اسرائیل فهمیده شد که برنامه ریزی کنونی نیاز به حداکثر 120 میلیون تن
در سال دارد. این نمودار در سه ساله اولیه از طریق خط لوله دوم 42 اینچی اضافی و تغییراتی در جریان
وسایل ذخیره سازی در اشکلون به دست خواهد آمد. پیش بینی می شود که ظرفیت حداکثر هر خط لوله
60 میلیون تن خواهد بود. ظرفیت کنونی 40 میلیون تن است و این مقدار برای سال جاری 1971 در
حدود 20 میلیون تن بوده است.
2 به علاوه خط لوله دوم، تغییرات زیرین برنامه ریزی شده است. در ایلات لنگرگاه باربری که به طور
متداول نفتکشهایی با وزنی سنگین تا 100 هزار (تن) را جابجا می کند به مقداری توسعه خواهد یافت که
قادر به جابه جا نمودن دو نفتکش اضافی به مقدار 150 هزار (تن) خواهد بود. در قسمت اشکلون، به طور
متداول دو لنگرگاه چند پهلویی و یک تک پهلویی شناور وجود دارد.
در ژانویه 1972 یک قراردادی برای چهارمین لنگرگاه شناور منعقد خواهد گردید که با سیستم
لنگرگاه تک پهلویی خواهد بود. در می 1972 لنگرگاه اول، یک چند پهلویی شناور، جایش را به یک تک
پهلویی شناور خواهد داد. ده ماه بعد از تکمیل لنگرگاه شناور چهارم، لنگرگاه پنجم با سیستم تک پهلویی
اضافه خواهد گردید. سیستم تک پهلویی زمانی که یا سیستم چند پهلویی مطابقت می شود، اجازه
بهره برداری 60 درصد بیشتر از لنگرگاه را می دهد، زیرا مهار کننده کشتی می تواند 360 درجه در اطراف
ترمینال لنگرگاه تک پهلویی یا تغییراتی در باد، جزر و مد و سیل دریایی چرخش کند.
3 بعد از کوششهای بسیار برای فاش نکردن آن، بن دور اعتراف کرد که نیمی از شرکت خط لوله
ایلات اشکلون تعلق به شرکت ملی نفت ایران دارد. سرمایه گذاری پنج ساله برای تغییراتی در سیستم
لنگرگاه که در بالا توضیح داده شد درخواست گردیده بود. بانک شرکت ایالات متحده چک های در وجه
شرکت خط لوله منظور کرد و به این نتیجه رسید که این شرکت 50 درصد متعلق به دولت اسرائیل و 50%
متعلق به شرکت خط لوله ایلات اشکلون هولدنیک مونترال می باشد.
بانک سپس سعی نمود تا مکان و اسامی کارکنان شرکت خط لوله ایلات اشکلون را معین کند، اما قادر
به انجام آن نگرید. وقتی گفته شد که ناتوانی در تشخیص مالکان شرکت خط لوله ایلات اشکلون موجب
جلوگیری از سرمایه گذاری گردیده است، دور اظهار داشت که مقامات شرکت ملی نفت ایران شرکای آن
گردیدند. او اضافه نمود که بیشتر نفت خامی که در خط لوله تلمبه زده می شود، از جانب ایران می باشد.دور
اشاره نمود که دو نفتکش 225 هزار (تنی) در نروژ به وسیله شرکت حمل و نقل ماری تایم فروت در حال
ساختن می باشد. یکی تقریبا تکمیل شده است و دیگری در چند ماه آینده تکمیل خواهد گردید. هر دو
نفتکش نفت خام را از ایران به ایلات حمل خواهند نمود.
کشتیهای باربری ماری تایم فروت عهده دار توسعه کلی می باشند
سند شماره (22)
خیلی محرمانه 10 فوریه 1973 20 بهمن 51
از: سفارت آمریکا تل آویوبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی.
موضوع: کشتیهای باربری ماری تایم فروت عهده دار توسعه کلی می باشند
1 اخبار شرکت مهم اسرائیلی، حمل و نقل ماری تایم، در رابطه با اعلام خریدهای مهم در انگلیس
دوبار در مطبوعات آمده است. در اول فوریه، شرکت سفارش شش سوپر نفتکش 330 هزار تنی که ارزش
آن به 150 میلیون پوند می رسد را از شرکت هارلند و ولف بلفاست اعلام نمود. در هفتم فوریه، مطبوعات
خبر رسمی سفارش دیگری برای شش سوپر نفتکش 250 هزار تنی و شش نفتکش کوچکتر 10 هزار تنی
از شرکت سوان هانتر نیوکاس را هم چنانکه انتظار می رفت گزارش نمودند، این سفارشات متعاقب
سفارش برای سه سوپر نفتکش 380 هزار تنی در آمریکا می باشد.
2 همه این سفارشات ظاهرا با الگوی عرف گذشته دریایی مطابقت دارد و مبتنی بر آماده بودن
حکومتها درباره تأمین ملی سخاوتمندانه برای مشغول نگهداشتن کارگاههای کشتی سازی آنهاست
3 ما حدس می زنیم که سفارشات احتمالاً در رابطه با این مصلحت که خط لوله ایلات اشکلون
سیراب نگهداشته بشود نمی باشد، ظرفیت نفتکشهای سفارش شده به نظر می رسد که دو برابر بیشتر از
پروژه مورد نیاز پر سازی خط لوله به ظرفیت 40 میلیون تن باشد. نفتکشهای جدید به نظر می رسد که
اساسا در تجارت در بستی نفت تحت پرچمهای مختلف در رابطه با تحویل نفت خام ایران، احتمالاً به
آمریکا، تمرکز پیدا کند.زور هیلون
انتصاب سفیر برای ایران
سند شماره (23)
22 ژوئن 73 1 تیر 1352خیلی محرمانه
یوریل لوبرانی
اسرائیل
انتصاب سفیر برای ایران
یوریل لوبرانی (با تلفظ لوبراهانی) در هیئت مدیره، صنایع کور از اواسط سال 1971 به عنوان مدیر
قسمت کارهای مهم تحت اقدام و پروژه های خارجی بوده است. این هیئت مدیره سیاست اصلی برای