بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 604

پاریس پناهگاه

جاسوسان آمریکا


صفحه 605

آنچه از اسناد به دست آمده در لانه جاسوسی برمی آید و بررسی حوادث و رویدادهای بعد از انقلاب

نیز آن را به ثبوت می رسانند، آن است که شیطان بزرگ که نمی توانست با انقلاب اسلامی ایران که منافع

حیاتیش در منطقه را به خطر انداخته، و عوامل سرسپرده اش را از کار برکنار کرده بود موافق باشد، بعد از

پیروزی انقلاب و حاکمیت جمهوری اسلامی بر آن می شود که برای به دست آوردن حداکثر منافع در

شرایط سیاسی بعد از انقلاب، با چهره ای جدید دست به اقداماتی تازه بزند و از این رو بعد از آنکه مشاهده

می کند دولت موقت جمهوری اسلامی از افرادی تشکیل شده که از نظر سیاسی رو به سوی غرب دارند،

تصمیم می گیرد تا آنجا که ممکن است روابطش با آن را توسعه دهد و حتی آن طور که از بعضی از اسناد بر

می آید در بعضی مواقع به تلاشهایی دست می زند تا مسائل حاد موجود در جامعه بعد از انقلاب به نحوی

حل شود که موجب تقویت دولت حاد موجود در جامعه بعد از انقلاب به نحوی حل شود که موجب تقویت

دولت موقت گردد. (در این مورد می توان اشاره کرد به یکی از اسناد کتاب شانزدهم مبنی بر این که آمریکا

سعی دارد از طریق سفرای آلمان و فرانسه در عراق به دولت عراق توصیه کند که با کنترل مرزهایش با

ایران مانع تحرک کردها شود تا دولت موقت بتواند مسائل کردستان را حل نماید و در نتیجه بتواند وجهه ای

در داخل کشور به دست آورد.) در این تلاشها می توان به دو هدف عمده شیطان بزرگ اشاره کرد اول آنکه

با تقویت دولت موقت و لیبرالهایی که بر سر کار بودند گامی در جهت تضعیف رهبری انقلاب برداشته

می شد و دوم آنکه دولت موقت با بینش غربزده خود میدان را برای افراد و گروههای سیاسی مختلف که

بعضا مخالف انقلاب نیز بودند باز می گذاشت و باعث رشد آنها که پایگاههای بالقوه ای برای آمریکا بودند

می شد. لذا آمریکا همزمان با تلاشهایی برای محو آثاری که قبل از انقلاب بر جای گذاشته بود، سعی

می کند خود را به افرادی که در دولت موقت مسئولیتی دارند، نزدیک کند.

اما تلاشهای شیطان بزرگ منحصر به فعالیتهای آشکار دیپلماتیک نشد. و به همراه این تلاشها، حرکاتی را

نیز جهت تماسها با افراد یا گروههایی که با مخالفت با انقلاب عاملان بالفعل آمریکا محسوب می شدند

انجام می داد که بسیاری از این تماس توسط عوامل «سیا» که در سفارت مستقر بودند انجام می شد.

اسناد این کتاب نیز در رابطه با فعالیتهای عوامل «سیا» و شرح فعالیتهای گوناگون آنها در ایران بعد از

انقلاب می باشد. در حقیقت افشای این اسناد که در آنها برای افراد اسم رمز مخصوص تعیین شده از

فعالیتهای پشت پرده ایادی شیطان بزرگ بر علیه انقلاب اسلامی پرده می دارد.

پیداست که بسیاری از این افراد که توجه شیطان بزرگ را به خود جلب می کردند، همانهایی بودند که با

پیروزی انقلاب از کشور گریخته و به دامان اربابان خود پناه برده بودند و در آنجا برای جلب توجه غربیان


صفحه 606

فعالیتهایی را بر علیه انقلاب شروع کرده بودند که اکثراً از فعالیتهای تبلیغاتی فراتر نمی رفت. و آنچه باعث

شد اسناد آنها همراه هم در این کتاب به چاپ برسند، این بوده که تماس با این افراد عمدتاً از قرارگاه سیا در

پاریس هدایت شده است. یکی از معروفترین این افراد آخرین نخست وزیر رژیم شاهنشاهی، بختیار

می باشد که بعد از فرار به پاریس تلاشهای مذبوحانه ای را بر علیه انقلاب شروع کرده و در پی آن بود که با

خوش رقصی نظر شیطان بزرگ را به خود جلب کند. در یکی از اسناد این کتاب (27 مهر 1358) چنین

آمده است:

«پیام بختیار به ما این بود که وی با سرمایه ای قلیل فعالیتی را اداره می کند که به هیچ جایی نمی رسد

مگر اینکه از آمریکا تأمین مالی و راهنمایی عملیاتی دریافت دارد. او هنوز در مرحله طرح ریزی قرار

دارد اما پیش بینی می کند در خلال پنج ماه تمام جزئیات را آماده کند و در آن موقع وی می خواهد به

واشنگتن آمده تا درباره جنبش خود و کشورش با مقامات آمریکا مستقیما مذاکره نماید، او محرمانه به

پ/ 1 اظهار داشت که اگر به کمک آمریکا دست نیابد، احتمالاً برای کمک به کشورهای عرب خلیج

فارس رو خواهد آورد.»

البته این مطلبی غیر قابل پیش بینی نیست که افرادی چون بختیار که از سالها پیش با عوامل شیطان

بزرگ ارتباط مستقیم داشته اند، اکنون که دست خود را از هر جا کوتاه می بینند، برای ادامه حیات سیاسی

خود دست به دامان کسانی شوند که در تمام طول حیات سیاسیشان آنها را مورد حمایت قرار می دادند.

اسناد دیگری که در این کتاب به چاپ می رسند مربوطند به فردی که در اسناد با نام مستعار اس. دی

فورگیو / 1 از او نام برده شده و نام حقیقی وی محمد تقی قمی است. در یکی از اسناد مربوط به وی چنین

آمده:

«اس. دی، فورگیو / 1 به یو.ان. تراوت /1 گفت که به نظر او وقت حرف گذشته و حالا دیگر وقت عمل

است. او می خواهد که یو. ان. تراوت / 1 جواب روشنی بیاورد که موضع آمریکا نسبت به رژیم خمینی

چیست. به نظر می رسد که اس.دی. فورگیو / 1 مایل است در نهضت براندازی خمینی نقش فعالی را ایفا

کند، اما علاقه ای ندارد که صرفا برای ما اطلاعات فراهم کند. این احتمالاً موضع محکم و پابرجایی نیست.

آنچه که از سایر اسناد مربوط به محمد تقی قمی برمی آید این است که این شخص از روحانی نمایانی است

که در خدمت شیطان بزرگ قرار گرفته بودند و عوامل آمریکا که تأثیر رهبری روحانیت را در پیروزی

انقلاب اسلامی به چشم دیده بودند قصد آن داشتند در حرکتهایی که بر علیه انقلاب به راه می انداختند،

چنین افرادی را به نام رهبران مذهبی مردم و حامیان این حرکات معرفی کنند، تا شاید بتوانند برای این

حرکات ضد انقلابی مشروعیتی کسب نمایند، از این رو سعی کردند با افرادی مانند محمد تقی قمی و مهدی

روحانی در اروپا که زمانی از طرف رژیم شاه به اروپا فرستاده شده بود، تماس بگیرند و آنها را جذب

نمایند و به همین دلیل است که سعی در به دست آوردن اطلاعاتی از جناحهای احتمالی روحانیت در قبال

انقلاب اسلامی دارند. در گوشه ای از سند 28 شهریور 1358 تهران 54241 چنین آمده:

مواضع روحانیت نسبت به فشار در جهت یک حکومت الهی که (از قرار معلوم به نیابت خمینی) توسط

آیت اللّه حسین علی منتظری اداره می شود، چه می باشد. اگر این مسئله در روحانیت شکاف ایجاد می کند

به چه خطوطی تقسیم می شوند؟ آیا مقاومت چشمگیری در مقابل (طرح) حکومت الهی در بین روحانیت

قم وجود دارد؟»


صفحه 607

هر چند هیچ کدام از فعالیتهای شیطان بزرگ به نتیجه نرسید، اما چنین فعالیتهایی می رساند که شیطان

بزرگ قصد دارد با شناخت تضادها و اختلافهای احتمالی در رهبری جمهوری اسلامی و روحانیت و در

صورت امکان با تشدید این اختلافات توسط عوامل سر سپرده اش و مطرح کردن آنها در سطح اجتماع و

در نتیجه تقسیم مردم به نفع عوامل خود از آب گل آلود ماهی بگیرد. امّا هیچ گاه شیطان بزرگ در هیچ کدام

از حرکاتش بر علیه انقلاب به روحانیت دل نبسته و نخواهد بست. بلکه پیوسته مایل است که زمام امور به

دست افرادی روشنفکر و غربزده باشد تا با شناخت بهتری از آنها بتواند آنها را بیشتر در کنترل خود داشته

باشد.

بخشی از اسناد در مورد رابطه مهدی روحانی با سیا است که در آنها با نام رمز اس دی. التیمت / 1 به

وی اشاره شده است.

در سند پاریس 13133 مورخه 17 مهر 1358 چنین می خوانیم «نظر اس. دی التیمت / 1 این بود که

به واسطه ناتوانی رژیم خمینی از این که علیه بیکاری، تورم و قطعه قطعه شدن کشور با شایستگی کاری

انجام دهد، طی پنج شش ماه آینده اوضاع ایران ممکن است به حد کافی آشفته گردد، تا امکان تشکیل

حرکت مخالف مؤثری را بدهد. به نظر اس دی. التیمت / 1 فقدان نهادهای کارآمد سیاسی در ایران حکم

می کند که هیچ جنبش مخالفی نمی تواند بدون رهبری دینی موفقیت یابد. به همین دلیل هم هیچ رهبر دینی

که به پیروزی می رسد نخواهد توانست بدون همکاری طبقه روشنفکر تربیت شده در غرب و راهنمایی و

حمایت قدرتهای صنعتی غرب مخصوصاً آمریکا یک دولت استوار تأسیس نماید.

یعنی هر چند عوامل شیطان بزرگ با افراد مختلفی چه در داخل و چه در خارج از ایران تماس

می گیرند، اما در نهایت شیطان بزرگ هدف خود را بر سر کار آوردن جناحی در ایران می داند که در سایه

حکومت آن حداکثر منافع آمریکا حفظ شود و هیچ جناحی بهتر از قشر روشنفکری که از نظر فرهنگی از

غرب تغذیه شده اند و از نظر سیاسی رو به سوی غرب دارند، نمی توانند به خوبی این نقش را ایفا کنند. ولی

نکته ای که در اینجا قابل ذکر است آن است که با توجه به محتوای اسناد، در آن زمان یعنی قبل از اشغال لانه

جاسوسی هیچ کدام از جناحهای مخالف جمهوری اسلامی نتوانسته بودند آن طور که باید و شاید نظر

آمریکا را به خود جلب کنند، چنانچه در سند رئیس 535287 مورخه 27 مهر 1358 چنین می خوانیم:

«عدم توانایی جنبش بختیار به ایجاد حتی مقدار کمی شور و فعالیت همچنان موضوعی است که بسیار

مورد توجه است. معذالک این جنبش همچنان هدف اطلاعاتی معتبری می باشد.»

و یا در سند 28 مهر 1358 در جواب مطلبی که ابتدا بدان اشاره کردیم چنین آمده است:

«بعد از این که پ / 1 به طرف ما آمد به او اطلاع دادیم به بختیار بگوید که مختار است هرگونه

می خواهد عمل کند، اما به وی توصیه می کنیم برای دادن نظریاتش به سیا از پ / 1 به عنوان یک رابط

استفاده نماید. برای پ / 1 روشن کردیم باید به بختیار بگوید ما در موقعیتی نیستیم که بتوانیم حرکت او را

تأمین مالی، کمک یا راهنمایی کنیم، اما این کانال را به عنوان وسیله ای که او بتواند توسط آن در مورد

مقاصد و مقدورات خود به ما خبر بدهد، تهیه دیده ایم... پاسخ بختیار این بود که او از تهیه این کانال ممنون

است و ما را در جریان خواهد گذاشت.»

هر چند آن طور که از اسناد بر می آید بختیار نتوانسته است، آن طور که باید نظر شیطان بزرگ را به خود

جلب کند و یا ظاهرا آمریکا نمی خواهد به طور آشکار وی را مورد حمایت قرار دهد. اما گذشت زمان


صفحه 608

نشان داد که بختیار هنوز هم یکی از امیدهای آمریکا در آن زمان بوده است و نتیجه همه این بازیهای

مخفی و آشکار سیاسی به صورت حرکت مشتی افراد خود فروخته در کودتای نوژه خود را نشان داد، که

به یاری خداوند هیچ نتیجه ای جز نابودی مخالفان اسلام در بر نداشت.

آخرین اسناد این کتاب راجع به تماسهای عوامل سازمان «سیا» با ابوالحسن بنی صدر می باشند.

در گوشه ای از این اسناد صحبت از این است که در صورت امکان بنی صدر را به پاریس بکشانند تا در آنجا

بتوانند راحت تر با وی مذاکره نمایند، چنان که در گوشه ای از این اسناد می خوانیم:

راترفورد بررسی کند آیا ل / 1 قصد دارد در آینده نزدیک به پاریس برود و ببیند وی به پذیرفتن مقام

مشورت چقدر علاقه دارد، اگر وی طرح مشخصی برای مسافرت نداشت، پیشنهاد می شود که راترفورد از

ل/ 1 دعوت کند به پاریس بیاید (می تواند برای این کار پیشنهاد کند که هزینه مسافرت وی را می پردازد) تا

مذاکرات بیشتری صورت گیرد. دعوتی که به این ترتیب مطرح می شود، به خوبی نشان می دهد ل/ 1 چقدر

به ادامه ارتباط با راترفورد علاقه دارد و تلویحاً می رساند که تماس در پاریس بی سر و صدا (توطئه آمیز)

خواهد بود. «و گذشت زمان نیز نشان داد عاقبت همان طور که سیا در نظر داشت به پاریس رفته و به دامن

آنها پناه برد...

شیطان بزرگ از پیروزی انقلاب تاکنون هیچ زمانی از پای ننشسته و هر زمان طرحی تازه بر علیه

انقلاب اسلامی ایران ترسیم کرد تا شاید بتواند به نحوی جمهوری اسلامی را از مسیر اصلی خود منحرف

ساخته و در صورت امکان حکومت دیگری را جایگزین آن نماید و از آغاز انقلاب تاکنون شاهد بودیم که

هر حرکت ضد جمهوری اسلامی چه در داخل ایران باشد و چه در خارج اگر بتواند به نحوی مقابل خط

حاکم بر انقلاب اسلامی یعنی خط امام و ولایت فقیه بایستد، نظر شیطان بزرگ را به خود جلب می کند و در

این میان مشخصه و قالب بندیهای سیاسی و ایدئولوژیک به هیچ وجه مطرح نمی باشد و آمریکا سعی

می کند با شناسایی جریانهایی که به نحوی با خط امام در تعارض و ستیز قرار دارند، قدرت طلبی آنها را در

قالب طرح هایی بریزد که بتوانند در آینده در جهت به دست آوردن منافع بیشتر مؤثر باشند و از آنها مهره ها

و عواملی در جهت تضعیف جمهوری اسلامی بسازد...

«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»


صفحه 609

سند شماره (1)(1)

13 مرداد 58 اعضاءسری

از رئیس 488751به پاریس رونوشت برای تهران

هشدار: شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است. حساس

عطف به: پاریس 11231

1 بختیار در سالهای اوایل دهه 1960 (1340) با چند تن از مأموران قرارگاه تماس آگاهانه داشت.

به دلایل آشکاری، ما می خواهیم امکان برقراری مجدد آن تماس در این موقع را بررسی کنیم. یک یا چند

تن از مأموران مربوطه قدیمی بختیار شاید حاضر باشند، موقتا به پاریس مأموریت بگیرند. از نظریات

قرارگاه درباره بهترین نحوه اجرای این... استقبال می کنیم.

2 وزارت خارجه را از تمایل خود به تماس با بختیار مطلع کرده و موافقت آنها را گرفته ایم. بنابراین

در صورتی که قرارگاه مفید تشخیص داد می توان به نحو دلخواه سفیر را در جریان گذارد.

3 پرونده: 0080001201 تا تاریخ 12 مرداد 78 در بایگانی ضبط شود.

تماما سری

سری

سند شماره (2)

سری 11 مرداد 58 اعضاء

از:........به...،...، تهران، بروکسل، لندن، استکهلم

1 ... نخست وزیر ایران شاهپور ... کنفرانس مطبوعاتی اینترنشنال هرالد تریبون .... در ذیل

مشخصات اصلی .... که در شماره 10 مرداد... انتشار یافت درج می شود:

... رئیس قانونی دولت و رهبر مخالف رژیم اسلامی... رهبران مذهبی را متهم کرد که کشور را به سوی

هرج و مرج می کشانند و گفت که ملاها باید به مساجد خود برگردند. وی گفت که با طرفداران خود در

تهران و قبیله با نفوذ خودش قبیله بختیار تماس دارد. ادعا کرد که به این دلیل در ایران از او طرفداری

می شود که یأس از بی لیاقتی سیاسی سران مذهبی افزایش می یابد اما هیچ قصد ندارد اقدام به اعاده قدرت

با رهبری مبارزه از نوع زیرزمینی یا حزب و دولت در تبعید کند. گفت که در انتخابات قریب الوقوع کشور

کاندیدایی را معرفی نخواهد کرد. «دیکتاتور مذهبی» فعلی هر چند هفته یک بار تغییر رأی می دهد، کشور

ورشکسته است و با شورشهای اقلیتها اقتدار مرکزی دولت رو به ضعف است. خمینی هیچ طرحی ندارد که

با قدرت خود چه کار کند و در یک سال ایران اکنون به اندازه 25 سال دوران شاه خسارت دیده است. به

سیاست شوروی در مورد ایران که می خواهد ایران تحت نفوذ مسکو باشد، یا کاملاً اضمحلال یابد انتقاد

کرد. از تصمیم ایران مبنی بر قطع فروش گاز طبیعی به شوروی پشتیبانی کرد. به کردها باید خود مختاری

ملی ولی در محدوده اتحاد ملی داده شود. مکررا از متحدین سابق مثل کریم سنجابی از جبهه ملی انتقاد

کرد که با جنبش اسلامی متحد شده اند، ایران پیش از اسلام وجود داشت.

.....................

.....................

1- در این پرونده اسناد تماسهای سیا با بختیار و دستیارش عبدالرحمن برومند ٬ و سایر ضد انقلابیون پراکنده در اروپا و خصوصاً کانالهای مختلفی که سیا برای ارتباط و کسب اطلاعات راجع به آنها مورد استفاده قرار داده ٬ ارائه می شوند.


صفحه 610

4 بدون پرونده تا تاریخ 11 مرداد 78 در بایگانی ضبط شود.(1)سری

سند شماره (3)

5 مهر 58 تلگرام غیر فوری خیلی محرمانه

از: لندن 18198 به: واشنگتن رونوشت برای تهران

موضوع: هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است تبعیدیهای ایران

1 توجه شما را به تلگرام وزارت خارجه شماره 249717 مورخ 31 شهریور 1358 جلب می کنیم که

موضوعش تماس با تبعیدیهای ایران بود و ضمناً بیان می دارد که قطعا اهمیت دارد، این تلقی برای کسی

ایجاد نشود که دولت آمریکا قصد مداخله در امور داخلی ایران یا حمایت از گروههایی که علیه دولت ایران

نقشه می ریزند، دارد. لطفا این مطلب را برای تماس گیرندگان کاملاً روشن کنید.

2 بدون پرونده. تا تاریخ 5 مهر 78 در بایگانی ضبط شود.(2)سری

سند شماره (4)

سری تلگرام غیر فوری 28 مهر 58

از: واشنگتن 535504به: تهران

خلاصه ای از عملیات اس.دی.راپ / اس. دی.پیر

عطف به: تهران 54496

موضوع: هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است.

1 برای اینکه قرارگاه درک بهتری از عملیات اس.دی. یپر / 1 (پ / 1) و اس. دی. راپ / 1 (ر/ 1)

داشته باشد، ما خلاصه زیرا را ارائه می نمائیم.

2 همان طور که قبلاً گزارش شده، پ / 1 تماس با سیا را به طور غیرمستقیم از طریق آشنایان خود در

ارتش ایالات متحده ترتیب داد. «کامیسکی» با پ / 1 ملاقات نمود و اینک قضیه او را در دست دارد. پ /

1 یکی از بد شانسیهای رژیم سابق است. (افسر عالیرتبه ارتش، دارای شغل مهم سفارتی و غیره)که اساساً

درستکار به نظر می رسد و در نتیجه زمانی که رژیم شاه فرو ریخت، با مصیبت مالی روبه رو گردید. پ / 1

نه تنها شغلش بلکه مقرری بازنشستگیش را هم از دست داد و اینک وی در آپارتمانی متوسط در ناحیه

واشنگتن و با اتکا به پس اندازهای کوچکش زندگی می کند. او تماس محدودی را با سایر ایرانیان حفظ

کرده بود تا اینکه بختیار در پاریس پدیدار شد. بنا به اظهارات پ/1 بختیار با وی تماس گرفته و از او

1- سند فوق از درون دستگاه پودرکنی بیرون آمده و بعضی از قسمتهای آن از بین رفته ٬ لذا به جای آن قسمتها در ترجمه نقطه چین گذارده شده است. از متن سند چنین برمی آید که قرارگاه پاریس خلاصه ای از گزارش روزنامه هرالدتریبون درباره کنفرانس مطبوعاتی بختیار را مخابره کرده است. در پاراگرافهای 2 و 3 سند مطالبی از سوی قرارگاه پاریس اظهار شده که به علت ناقص بودن قابل ترجمه نبودند. 2- علت اینکه طبقه بندی سند در بالای آن ”خیلی محرمانه“ و در انتها ”سری“ ذکر شده روشن نیست.


صفحه 611

خواسته که ملاقاتی بین بختیار و مقامات عالیرتبه دولت آمریکا و یا سیا ترتیب دهد. پ/1 ادعا می کند که

بختیار کاملاً به وی اعتماد دارد، چرا که آنها نه تنها دوستان دیرینه هستند، بلکه قوم و خویش سببی هم

هستند. بعد از اینکه پ/1 به طرف ما آمد، ما به او اطلاع دادیم به بختیار بگوید که مختار است هرطور

می خواهد عمل کند، اما به وی توصیه می کنیم برای عرضه نظریاتش به سیا از پ/1 به عنوان یک رابط

استفاده نماید. برای پ/1 روشن کردیم که باید به بختیار بگوید ما در موقعیتی نیستیم که بتوانیم حرکت او

را تأمین مالی، کمک یا راهنمایی نماییم، اما این کانال را به عنوان وسیله ای که او بتواند توسط آن در مورد

مقاصد و مقدورات خود به ما خبر دهد، تهیه دیده ایم. این پیامی بود که پ/1 هنگامی که در اوایل مهرماه

جهت دیدار بختیار به پاریس می رفت، با خود برد. پاسخ بختیار این بود که او از تهیه این کانال ممنون است

و ما را در جریان خواهد گذاشت. خلاصه ای از ملاقات پ/1 با بختیار در شکل یادداشت پخش شد و به

تهران فرستاده می شود. ما پیام بختیار به خود را خیلی صادقانه به حساب آوردیم. او از مشکلاتی که باید

با منابع بسیار محدود بر آنها غلبه نماید، آگاه است. او راحت اعتراف می کند که نهضتی به آن معنای واقعی

ندارد و فقط در مراحل طرح ریزی اولیه است. معذالک او امیدها دارد.

3 انگیزه خود پ/1 ترکیبی از کینه نسبت به رژیم فعلی، تمایلی به کمک به دوستش بختیار، امید

اینکه یک رژیم دوست پرداخت مستمری او را از سر بگیرد، و تمایل به باقی ماندن در واشنگتن به عنوان

یک خارجی دایم الاقامه است، به نظر می رسد او اساسا آدم خوبی است و نه تنها پیامها را می رساند بلکه

مکررا به عنوان منبع ذخیره یکجانبه عمل می کند، هرچند که ما او را رسما به استخدام در نیاورده ایم. ما با

پرداخت بخشی از هزینه های مسافرتش او را کمک نمودیم و ممکن است که در نهایت یک حق الزحمه

ماهانه به او بدهیم.

4 در اوایل شهریور 1358 برای اولین بار توسط کامیسکی و گلگروف با ر/1 تماس گرفته شد. تماس

اولی این بود که مشخص شود آیا گزارشهایی مبنی بر اینکه ر/1 قاطی کردها شده، صحت دارند یا نه. در آن

زمان ما از موقعیت مکانی ر/1 و تمایل وی نسبت به ملاقات با سیا بی اطلاع بودیم. برای وساطت آشنایی

از اس.دی. اینورموس/1 استفاده شد و او در این قضیه به عنوان یک عامل پشتیبانی کلی، کانال

غیرمستقیم بین ر/1 و مأموران مربوطه اش و نیز به عنوان یک منبع سودمند بازگشت اطلاعات از ر/1 در

مورد نتایج ملاقاتهایمان با وی باقی مانده است. در جلسات اولیه مان با ر/1 او در حال بررسی همکاری با

بختیار بود، اما تازگیها به اداره حرکت خودش علاقه مند شده است. اساس تفکر وی این است که تنها چاره

اصلاح اوضاع در ایران یک نحو فعالیت نظامی است که رهبر یا حداقل تنظیم کننده اش خود او باشد. وقتی

که تغییر رژیم پیش آمد و محکم شد اداره کشور می تواند به سیاستمداری مانند بختیار سپرده شود. ر/1 در

نظر دارد طی چند هفته آینده به اروپا مسافرت کند تا میزان حمایت از خودش میان تبعیدیان را بسنجد. ما

به ر/1 تأکید کرده ایم که برای کسب اطلاعات در مورد اوضاع ایران با وی تماس داریم و این تماس نباید

علامت حمایت ما تلقی گردد. ممکن است که ر/1 این مسئله را تماما باور نداشته باشد.

5 تا همین اواخر ر/1 در تنگناهای مالی فوق العاده ای قرار داشت و در یک خانه خیلی عادی در یک

شهر کوچک نیوجرسی زندگی می کرد. اخیرا به محل بهتری نقل مکان کرده و قادر است سروته زندگیش

را هم آورد. در حال حاضر وی به صورتی محدود توسط ایرانیان مرفه مقیم آمریکا کمک مالی دریافت

می دارد، آنها احتمالاً این سرمایه گذاری کوچک را یک دوراندیشی برای تضمین وضع خود می نگرند. ما