نیویورک ترک نمود.
2 پرونده: 959289 201 تا تاریخ 23 شهریور 78 در بایگانی ضبط شود.
سری
سند شماره (106)
سری 14 مهر 58 اعضاء
از: رئیس 528124به: تهران
اداری مالی
1 مسافر اعزام موقت. گای دبلیو. راترفورد حسابی تسلیم کرده که نشان دهنده دریافت 300 دلار
مساعده از قرارگاه تهران در 21 شهریور است. لطفا نوع ارز مساعدتی و مبلغ دقیق آن را تأیید نمایید. تا
تاریخ 13 مهر 78 در بایگانی ضبط شود.
تماما سری
سری
کتاب سی و نهم
کویت (1)
کویت (1)
بسم اللّه الرحمن الرحیم
«ای ملتهای مسلم، ای ملتهای مظلوم همه کشورهای اسلامی،
ای ملتهای عزیز که در تحت سلطه اشخاصی واقع شدید که
ذخایر شما را مجانی تقدیم آمریکا می کنند، و شما خودتان با
زحمت و ذلت زندگی می کنید، بیدار شوید، برخیزید از جا، ای
مستضعفین جهان برخیزید و در مقابل ابرقدرتها بایستید، که
اگر ایستادید اینها هیچ کاری نمی توانند بکنند».
امام خمینی
شاید اولین سؤالی که برای کسی که به محتوی اسناد مجموعه حاضر مراجعه می کند پیش آید این باشد
که این همه اطلاعات در رابطه با کشور کوچک کویت در به اصطلاح سفارتخانه آمریکا در تهران چه
می کند؟ حتی اگر سفارتخانه آمریکا در کویت هم اشغال شده بود وجود این مقدار اطلاعات در نزد
آمریکاییان سؤال برانگیز بود. لیکن این مسئله که در واقع مکمل اسناد قبلی در اثبات جهانخوارگی
آمریکاست، گویای خیلی از واقعیتهاست. چگونه است که آمریکا با هزاران کیلومتر فاصله از امیرنشین
کوچک کویت مقدار اطلاعات و دسترسی آن به چگونگی اوضاع در کویت هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ
کیفی از همسایگان جغرافیایی کویت بیشتر است و حتی با توجه به اینکه مدارک سفارت آمریکا در کویت
مطمئنا از حجم بیشتری برخوردار است، شاید بتوان گفت میزان احاطه گردانندگان لانه فساد آمریکا در
کویت به زوایای مختلف جامعه کویت از خود حکام کویت بیشتر است.
این همه تأسیسات و مراکز وابسته به دولت آمریکا و در رأس آنها سفارتخانه های آمریکا در
کشورهای مختلف چه می کنند؟ آیا عهده دار وظایف تعریف شده یک سفارتخانه به عنوان رابط دو دولت
هستند یا این که بازوی فعالیتهای جاسوسی و حتی نظامی آمریکا در کشور مقابل هستند و آیا واقعا چه
کسی در این کشورها حکم میراند و چگونه؟ لانه های جاسوسی آمریکا با بهره گیری از تجربه فراوان
نیم قرن اخیر شبکه منظم پیچیده و پرخرجی برای تداوم سلطه و هدایت برنامه های استعماری خود در
نقاط مختلف جهان برپا کرده اند.
اسنادی که تاکنون افشاء شده و اسنادی که هم اینک در رابطه با کویت به چاپ رسیده، نشان می دهد که
نقش به اصطلاح سفارت آمریکا در تهران در کل منطقه تا چه حد گسترده بوده است.
و اما اسناد فوق الذکر طرف دیگر قضیه یعنی حکومت کویت و ماهیت این رژیم را نیز بهتر می شناساند.
شناختی که از توصیف ارباب نسبت به نوکر و دست نشانده اش حاصل می شود. همچنین این اسناد گواه
دیگری است که هر گزندی که از شروع انقلاب اسلامی از هر ناحیه ای متوجه جمهوری اسلامی شده است،
سر درآخور یکی از ابرقدرتها و خاصه شیطان بزرگ دارد. شناخت ماهیت حکام کویت و عمق نفوذ
آمریکا در این سرزمین کوچک روشنگر علل اصلی همه ضدیتی است که دولت کویت با جمهوری اسلامی
نشان داده. از روزی که مانع ورود امام امت به خاک این کشور کمی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شد تا
امروز که مصب و مجرای بخش عظیمی از تسلیحات جنگی و کالاهای وارداتی است که برای رژیم
جنایتکار بعثی عراق ارسال می شود.
تا زمانی که ارباب بزرگ شاه را مترسک خلیج فارس کرده بود، حکام جائر کویت نه تنها سر دعوا با
رژیمی که حافظ و تأمین کننده نفت اسرائیل در منطقه بود نداشتند، بلکه ارادت کامل به همقطارانشان در
ایران نیز داشته و زمانی که حرکت اسلامی مردم پایه های رژیم شاه را سست می کند، سفیر فاسد کویت در
ایران (برادرزاده امیر کویت) که پس از ماه مبارک رمضان در پاریس مشغول خوشگذرانی است با
هواپیمای اختصاصی به تهران می آید و از طرف امیر کویت شاه را دلداری می دهد پس از آن نیز به ارباب
آمریکایی خبر از اعتماد به نفس شاه می دهد (شاید این روزها ماجرا برای صدام جانی نیز تکرار می شود).
اگرچه اعراب منطقه خلیج فارس از انتخاب شاه به عنوان ژاندارم آمریکا به جای آنان چندان دل
خوشی نداشتند، ولی جزیره ثباتی که در همسایگی جنوبی روسیه آرامش مرگباری را برای حکام
خوشگذران حاشیه خلیج فارس به ارمغان می آورد، قهرا بر رژیم متکی بر مردم که ندای اسلام خواهی سر
داده و قصد احیای امت اسلامی را دارد، ارجحیت دارد. از این روست که حکمرانان کشورهای مسلمان
عرب که در ظاهر مدعی حمایت از آرمان فلسطین و مخالفت با غاصبان قدس هستند، همان طوری که
همکاری و همراهی با آمریکا حامی شماره یک سرطان منطقه، یعنی اسرائیل را جایز می دانند، همراهی و
حمایت از رژیم شاه معدوم که نزدیکی آن با اسرائیل غاصب آشکار و روشن بود را وظیفه خود
می دانستند. در مورد کویت خاصه در سند شماره 11 دیده می شود که چگونه سخاوتمندانه دولت کویت
حاضر می شود برای کمک به شاه و آمریکا کمبود نفت صادراتی ایران را جبران کند و در سند شماره 12
وزیر نفت کویت اقداماتی که شاه برای اعاده صلح، و آرامش در ایران می کند را تأیید می کند.
جناب وزیر نفت در گفتگوی دیگری با شلزینگر وزیر انرژی آمریکا می گوید تمام کشورهای
خاورمیانه و از جمله عراق امیدوارند که شاه بر مشکلات مزبور فائق آید. همسویی مرتجعین عرب و رژیم
به ظاهر رادیکال عراق که امروز دیگر ماهیت آن روشن شده در حمایت از شاه قابل توجیه است. البته
کویتیها از مدتها قبل عمق شعارهای عراقیها را می دانسته اند. از جمله در سند 61 نقل قولی از وزیر نفت
عراق است که «درست نیست از نفت به عنوان سلاحی در پیشبرد اهداف سیاسی استفاده شود» در همان
سند وزیر نفت کویت در رابطه با عراق می گوید که اینها زیاد حرف می زنند، ولی کم عمل می کنند و بعد خود
مسئول سفارت، سفر وزیر بازرگانی ژاپن را مثال می زند که کویتیهای بازرگان منش از سیاستهای مبهم
ژاپن در قبال فلسطین ناراحت شده بودند، ولی عراق تند رو به گرمی از وزیر ژاپنی استقبال کرده و فقط در
زمینه های تجاری با وی صحبت می کند.
همین وزیر نفت کویت در 21 آذرماه 1357 در آخرین روزهای عمر رژیم سابق، به درخواست شاه
برای خرید نفت و گازوئیل پاسخ مثبت می دهد و می گوید کویت و دیگر کشورهای خلیج (فارس) در
حمایت از شاه در این دوران اضطراری از هیچ کاری فروگذار نخواهند کرد. اما همین که رفته رفته
پایه های رژیم شاه سست تر و سست تر می شود، وحشت این که بیداری مسلمانان در ایران به دیگر مناطق
تحت سلطه آمریکا سرایت کند اینان را به فکر وا می دارد که جایی که ژاندارم سقوط کند، طبعا تکلیف بچه
ژاندارمها روشن است. لذاست که از همان زمان به فکر مقابله با انقلاب اسلامی می افتند، در 18 دی ماه
1357 معاون وزیر نفت کویت در ملاقات با دوستان آمریکاییش می گوید بهتر است کویت و سعودی
اختلافات مرزی خود را برای مقابله با ایرانیها کنار بگذارند. وی سپس حساسیت خود را در رابطه با
شیعیان شاغل در شرکت نفت کویت مطرح می کند.
آمریکاییها نیز در تحلیلهای خود اشاره بر این دارند که عوامل کویتی آنها در نگرانی آنان نسبت به
پیروزی انقلاب اسلامی سهیم هستند و نقل می کنند امیر کویت در ملاقات با وزیر خارجه فرانسه در مورد
گسترش شورش! شیعیان و راه یافتن آن به عراق اظهار نگرانی می کند. این در زمانی است که هنوز
جمهوری اسلامی اعلام موجودیت نکرده و هیچ کدام از مسئولین آن مسئله صدور انقلاب اسلامی را طرح
نکرده اند که گفته شود دشمنیهای فراوان حاشیه نشینان خلیج فارس عارضه اظهارات و تهدیدهای
مسئولین جمهوری اسلامی می باشد، بلکه ماهیت ضد مردمی و وابسته این حکومتها که در واقع الگوی
بسیار ضعیفی از رژیم شاه هستند را می نمایاند، با این تفاوت که اینها از هیچ پشتوانه غنی فرهنگی و
انسانی در مقایسه با شاه بهره ای نداشته اند. هنگامی که مرتجعین منطقه رژیمی را که از هر جهت خاصه از
حیث وابستگی و مزدوری برای آمریکا سابقه طولانی تری نسبت به خودشان داشته و همه ابزارهای لازمه
سرکوب را در اختیار داشته (خاصه نیروی انسانی) این گونه در مقابل موج حرکت اسلامی مردم عاجز
می بینند، تکلیف خود را نیز روشن می بینند.
همه دشمنیهای کویت و امثال کویت که با فحاشی مستمر در رسانه های این کشور همراه است تا
همیاری و تشویق عراق به حمله علیه جمهوری اسلامی و تجهیز و ارسال کمکهای مالی و در اختیار
گذاشتن راه تدارکاتی به رژیم متجاوز و کمک به ضد انقلابیون ایرانی و هرگونه مقابله دیپلماتیک ممکن در
سطح جهان بر علیه جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون و ضرب و شتم و آزار ایرانیان مقیم این کشور همه و
همه از اینجا سرچشمه می گیرد که حاکمان کویت اسلام را برای موجودیت خویش خطرناک می دانند و
هماهنگ با سیاستهای شیطان بزرگ حاکمیت اسلام را در بلاد اسلامی معارض حاکمیت خویش می دانند.
اگر اینچنین نبود دیروز آزادانه سران و وابستگان رژیم سابق سرمایه های چپاول شده این ملت را با یاری
بانکهای کویت به یغما نمی بردند و امروز مأمورین امنیتی کویت کارمندان سفارت ایران را مورد ضرب و
شتم قرار نمی دادند. جالب است که وزیر خارجه کویت در ملاقات با کاردار وقت ایران تکذیب می کند که
تبلیغات انجام شده بر علیه جمهوری اسلامی با هدایت دولت این کشور است، ولی در سند شماره 35
مسئول کویتی نزد صحابی سر خود یعنی مقام سفارت آمریکا اقرار می کند که حمله روزنامه الانباء بر علیه
ایران به دستور دولت کویت بوده است.
صرف نظر از بررسی مواضع حکومت کویت در مقابل معیار حق و عدل که همان جمهوری اسلامی
است، بد نیست ببینیم این اسناد رژیم کویت و سابقه تاریخی این کشور و علائق آمریکا را در آن چگونه
توصیف می کنند.
تا سال 1325 شمسی، هنوز وجود نفت در کویت کشف نشده بود و جمعیت 9 هزار نفری این کشور
جامعه ای بندری و راکد که متکی بر ماهیگیری و تجارت محدود بود را تشکیل می داد و چنین جامعه ای
جاذبه چندانی برای غارتگران اروپایی و آمریکایی نداشت و بالنتیجه تا حدی کویت آنروز مصون از
تهاجم خارجیها بود. اما از روزی که نعمت الهی نفت در این کشور کشف شد، مصیبت واقعی بر اهالی
مسلمان این کشور آغاز شد. اگرچه تا سال 1961 میلادی حکومت کویت رسما تحت سلطه بریتانیا بوده
است، لیکن از آن تاریخ به بعد این سلطه ظاهرا صورت رسمی خود را از دست می دهد و در واقع شرکای
دیگر آمریکایی و فرانسوی نیز به مدعی قبلی اضافه می شوند که بهره وری خود را از مخازن مسلمین در
این کشور متناسب با شرایط سیاسی روز دنیا ادامه می دهند.
درآمد سرشار نفت (8/12 میلیارد دلار در سال 1977) وضعیت ظاهری کویت امروز را با کویت قبل
از نفت غیرقابل مقایسه می کند، اما برای دریافت واقعیتهای ورای زرق و برق اتومبیلهای لوکس و
ساختمانهای جدیدالتأسیس باید جزئیات مسائل را مد نظر قرار داد و دید که آیا بهای طلای سیاهی که
خارج شده و می شود همین بوده است؟
ثروت زیاد حکام کویت، جمعیت مهاجر فراوانی را جذب این کشور نموده که 53% جمعیت 2/1
میلیون نفری کویت و 70% نیروی کارگری این کشور را تشکیل می دهند، که به واسطه بدوی بودن
کویتیهای بومی و فقدان نیروی متخصص، به عنوان بدنه اصلی نیروی فعال جامعه کویت به شمار می روند.
طرحها و برنامه های اصلی توسط مستشاران مختلف نظامی، نفتی و فرهنگی آمریکایی ریخته می شود و
نیروی کار متخصص مهاجر ملزم به اجرای آن است و در این میان بومیان غافل کویتی در بین این دو طبقه
با تصور این که مدیریت جامعه با آنهاست از دست رنج دیگران متمتع می شوند، غافل از این که روزی که
نفت آنها تمام شود، نه برنامه ریزیهای آمریکایی و اروپایی و نه نیروی کار آسیایی هیچ کدام علاقه ای به
ماندن در آب و هوای شرجی این امیرنشین را نخواهند داشت.
وجود رفاه نسبی در کویت تردیدناپذیر است، اما این رفاه شاید حداقل ارمغان این ثروت خدادادی
بوده است. در کویت جمعیت کم و موقعیت جغرافیایی شیوه دیگری را پیش روی حکام آن قرار داده که از
بعضی جهات با روش حکام جائر سعودی تفاوت دارد. امیر کویت ادعای شاه سعودی یعنی ولایت
مسلمانان دنیا و تولیت حرمین شریفین را ندارد و اصلاً مدعی نیست که حاکم این حکومت اسلامی است، و
لذا فریبکاری حکام سعودی که مدعی آن هستند قرآن! قانون اساسی آنان است در اینجا شکل دیگری به
خود می گیرد و با برپایی یک پارلمان و تهیه قانون اساسی و .... تزویر ادعای دمکراسی به کار می آید.
جمعیت انبوه مهاجر که کویتیهای بومی را در اقلیت قرار می دهند، همواره به عنوان عامل تهدید کننده
نظام حاکم مطرح بوده اند و در راستای مقابله با این تهدید دولت کویت الزاما دست به یک سری اقدامات
رفاهی زده است که یک شهروند خارجی وضعیت رفاهی خود را با آنچه در کشورش می توانست داشته
باشد، مقایسه کند و در نتیجه هرگونه حرکت سیاسی را که بتواند مخل وضعیت زندگی اش باشد، فراموش
کند.
اسناد متعددی در این کتاب هست که در اقشار مختلف اجتماع مسئله امکان بروز ناآرامیهای سیاسی
تحت تأثیر انقلاب اسلامی بررسی می شود، خصوصا در صنعت نفت که ناآرامی در آن گذشته از حکومت
کویت، آمریکا و اروپا را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. تحلیلگران مادی آمریکایی و کویتی آخرالامر وجود