بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 164

اکثریت کردها خواهان یک کردستان تجزیه شده نیستند، و ارتش ترکیه نیز می تواند شورشها را خاموش

سازد، ولی قادر نیست با فعالیتهای تروریستی به نحو مؤثر مبارزه نماید.

5 متوجه شدیم که دولت مرکزی در استفاده از نیروهای ارتش «ملایمت برخورد» را پیشه خود

ساخته (ارتش و ژاندارمری در 5 حکومت نظامی و ژاندارمری در سه استان حکومت غیر نظامی). در

منطقه حکاری مجاور مرز ایران و عراق عملیات گشتی و دیگر فعالیتهای نظامی به دقت افزایش یافته

است. به نظر ما این فعالیتها برای کاهش قاچاق اسلحه و دیگر عملیات تجزیه طلبانه کردها در ورای

مرزها صورت می گیرد.

6 ما متوجه شدیم که دولت در سال گذشته از نظر اقتصادی کمکهای زیادی کرده است و شهرداریهایی

را که در نتیجه گسترش سریع شهرها آسیب دیده اند، از نظر مالی نجات داده است این کمکها و همراه با

برداشت خوب محصول سبب شده که مردم و مقامات امیدوارتر بشوند.

7 مقامات و سیاستمداران می گویند که مطبوعات غرب ترکیه درباره امنیت شرق ترکیه بسیار مبالغه

می کنند. چند فرماندار اظهار داشتند که این گونه شایعه پراکنی مطبوعات می تواند انگیزه ای برای حرکات

منفی امنیتی و کاهش سرمایه گذاری اقتصادی باشد (به گزارش آنکارا 7104 مراجعه شود).

8 در این استانها به انتخابات میان دوره ای بیش از استانهای غربی چشم دوخته شده و امکان بروز

خشونت در آنجا بیشتر است.

9 کلاً از اینکه طبق ارزیابی نتیجه گیری شده که گروه «چپگرای تجزیه طلب» توسط سازمانهای

سیاسی، قبیله ای و خانواده ها قدرتمند حمایت می شوند، تعجب کرده ایم. به طور مثال ما دریافتیم که

فعالیتهای آپوکولار «تجزیه طلب» بیشتر ناشی از رقابتهای خانوادگی و سیاستهای حزبی است.

10 احساسات تجزیه طلبی در دو جهت وجود دارد. جهت اول این است که این احساسات بیشتر

جنبه استقلال فرهنگی و کنترل محلی منابع در مراحل طرح و برداشت دارد و اکثریت کردها خواهان و

هوادار این اصول هستند، ولی به نحوی نیست که بخواهند به فعالیتهای تروریستی متوسل شوند. جهت

دوم این است که آنها خواهان استقلال سیاسی تحت رهبری یک دولت سوسیالیست هستند و بیشتر از

خشونت و شورش برای رسیدن به این هدف استفاده می کنند و بیشتر این گروهها فرصت طلب و انشعاب

یافته هستند.

روی هم رفته این گروهها بخش کوچکی از اجتماعات اینجا را تشکیل داده و تعداد هواداران آنها نیز

به ده درصد جمعیت این منطقه نیز بالغ نمی گردد. این گروهها را اکثرا خطرناک و تحت الحمایه روسیه

می دانند در مقام مقایسه شهرها و شهرکهای مورد بازدید به استثناء سیوارک اکثر شهرها آرام و روابط

تجاری مانند آدانا جریان داشت و مشکلات کردها چندان چشمگیر نبود که درست بر خلاف غرب ترکیه

است.

11 مدیران ترک استانها که سخت به کار مشغول هستند ظاهرا در سطح فرماندار معاونینی بسیار

حرفه ای هستند و فقط در سطوح پایین مقداری عدم کارآیی مشاهده می گردد. حتی بهترین فرماندارها نیز

درگیر سنتهای بوروکراتیک و سیاستهای قبیله ای و خانوادگی و پارتی بازی و فساد هستند. پلیس

ضعیف ترین رابط بوروکراسی استان است که در رأس هرم سرپرستان امنیتی استان و بعد از آن افراد نیمه

باسواد و پلیسهای کم حقوق قرار دارند. و رابطه خوبی نیز بین پلیس اطلاعاتی و ضد تروریسم وجود دارد.


صفحه 165

احتمالاً گروههای تروریستی شرق نیز آنقدر رشد خواهند یافت که (الف) یا بوسیله گروههای دیگر جذب

شوند و یا (ب) به وسیله ارتش از میان برداشته شوند. ولی به طور کلی باید گفت که نیروهای امنیتی ترکیه

توانایی قابل ملاحظه ای دارند.

12 مهمترین پاسخ این مسئله در ژاندارمری نهفته است آنها اصولاً به کارهای پلیسی مشغول بوده و

کارهای اطلاعاتی در سطح استان انجام می دهند، و ترکها نیز برای افراد نظامی یونیفورم پوش احترام قائل

هستند و مهمتر از همه سیاست زده نیستند. آنها اصولاً در شرق ترکیه به کارهای پلیسی اشتغال داشته و اگر

آموزش و تجهیزات مناسب داشته باشند، می توانند اقدامات ضد تروریستی نیز انجام دهند. گذشته از این

ژاندارمری خواهر خوانده نامناسب ارتش ترکیه است و منابع در دسترس آن کافی نیست، و بیشتر

تجهیزات آن نیز قدیمی می باشد.

13 ملازمین امنیتی ما و فرمانداران در مقایسه با سفرهای قبلی خیلی کمتر بودند. ما و دیگر اعضاء

ترک که با ناراحتی به این سفر آمده بودند، در راه رفتن ها و به چاپخانه ها سر کشیدن دچار ناراحتی

نشدیم. سربازان ترک به مرخصی آمده در حالی که یونیفورم به تن داشتند با مردم آزادانه معاشرت

می کردند و همه آگهیها و تابلوی مغازه ها به زبان ترکی نوشته شده بود.

14 بسیاری از سیاستمداران و کردهای ترکیه ای که با ما صحبت کردند، از وقایع ایران طرفداری

می کردند ولی هیچ یک از آنها میل نداشتند از مرز گذشته و در کنار کردهای ایران مبارزه نمایند و نیز فکر

نمی کنند که حتی اگر قیام کردهای ایران با موفقیت رو به رو شود باز هم می تواند بر شرق ترکیه تأثیر

بگذارد. البته این حرفها خالی از سوءظن نیز نمی باشند، و ما فکر می کنیم که وفاداری کردها به ترکیه

چندان هم خالی از شک و تردید نیست. در صورتی که کردستان مستقل تحت الحمایه روسیه در ایران پا

بگیرد و از طرف مرز نیز اسلحه به کردهای اینجا برسد، شورش کردهای اینجا نیز جنبه وسیعتری به خود

خواهد گرفت آشفتگیهای سیاسی و اقتصادی ممکن است دست به دست یکدیگر داده و گروههای

تجزیه طلب را متحد و آن را به صورت یک خطر جدی علیه ترکیه درآورد. گذشته از این وقایع دراماتیک،

ما علیرغم کنترل دولت مرکزی ترکیه منتظر افزایش فعالیتهای تروریستی در آینده نزدیک هستیم.

کتاب چهل و دوم

فلسطین (1)


صفحه 166

صفحه 167

فلسطین (1)

بخش اول: فلسطین (1)


صفحه 168

صفحه 169

بخش اول: فلسطین (1)

سخن در باب فلسطین و فلسطینیها بسیار گفته شده است. حدیث مظلومیت این ملت، حدیث کهنه ای

است که باید بر آن خون گریه کرد. قصه آوارگان فلسطین، سرزمینهای غصب شده، کشتارهای دسته

جمعی دیریاسین، کفرقاسم، صبرا و شتیلا، زندانیان اسیر در دست صهیونیستها و دیگر ستمهایی که بر این

مردم قهرمان و مقاوم رفته است هر یک دفتری است که برگ برگ آن سند استضعاف این ملت و جنایتهای

بی شمار صهیونیستها و حامیان امپریالیست آنهاست.

در این مقال مختصر بر آن نیستیم که سوار کلام را در این وادی بی انتها به حرکت درآوریم و در سوگ

این عزا مرثیه بسراییم. امت مسلمان و قهرمان ما به مسائل فلسطین آگاه است و همدردی خویش را قبل از

پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن در شعارها و حرکتهای خویش با این مردم آواره اعلام کرده و عزم

خویش را جزم کرده است که انتقام خون فرزندان اسلام را در سرزمینهای اشغالی از دشمن صهیونیستی

بگیرد. این امت آزادی قدس را جزء اهداف بنیانی و استراتژیک خویش اعلام کرده و بر سر این میثاق با

خون نشسته است. فرزندانش در جبهه های عزت و شرف عاشقانه با آرزوی آزادی مسجدالاقصی شهید

شده اند و می شوند و امام عزیز خمینی بت شکن فرموده اند:

«باید برای آزادی قدس از مسلسلهای متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و بازیهای سیاسی را که

از آن بوی سازشکاری و راضی نگهداشتن ابرقدرتها به مشام می رسد، کنار گذاشت.»

جوانان شهادت پیشه این امت نیز با لبیک گفتن به ندای امام بیدار دل، در آرزوی روزی هستند که با

شکست ارتش رو به زوال صدام، مهیای جهاد عظیم برای نابودی اشغالگران قدس شده و نماز را به امامت

خمینی کبیر در قدس به جای آورند انشااللّه

اما در اینجا شما را به شنیدن ماجرای فلسطین به روایت آمریکایی آن دعوت می کنیم. در لابلای اسناد

به جامانده در لانه جاسوسی به اسنادی برمی خوریم که مجموعه خبرها، تحلیلها و شرح ملاقاتهای

مقامات آمریکایی و همپالکیهای آنها است که در آنها موضوع مسئله فلسطین است.

در این اسناد به پشتیبانی همه جانبه آمریکا از اسرائیل برمی خوریم که نیازی به شرح و بسط آن دیده

نمی شود. این موضوع به صورت کامل در کتابهای شماره های 11، 19، 36 نمایانده شده و از خوانندگان

محترمی که مایل به تحقیق در این زمینه می باشند، دعوت می کنیم به آن کتابها از انتشارات «دانشجویان

مسلمان پیرو خط امام» مراجعه نمایند.


صفحه 170

در این اسناد می بینیم که جنایتکاران آمریکایی که بوق و کرنای حقوق بشرشان گوش فلک را کرده

است، چگونه بر اشغال سرزمینهای فلسطینی صحه گذاشته و علنا ظالم را تأیید و مظلوم را به ستم پذیری

فرا می خوانند. در اسناد به نقل از کارتر رئیس جمهور مخلوع آمریکا که سیاست خویش را طرفداری از

حقوق بشر، اعلام کرده بود می بینیم که:

«ما هرگز خواستار تشکیل یک دولت فلسطینی نبوده ایم و قصد نداریم در این موضع خود تغییری پدید

آوریم.»

قاعدتا وضع و حال جنایتکاران جمهوریخواه که قداره را از روبسته اند به راحتی معلوم است. در

سندی دیگر آمریکاییها موضع خود را با وقاحت تمام این گونه اعلام می نمایند و فلسطینیها را به انظلام و

ستم پذیری فرا می خوانند:

«دولت آمریکا از تماس و مذاکره با ساف آن هم تا زمانی که این سازمان موجودیت اسرائیل را به

رسمیت نشناخته قطعنامه های 242 و 338 سازمان ملل را نپذیرفته است، امتناع می ورزد.»

در پایان این مقدمه، متن قطعنامه های 242 و 338 آورده شده است که از نظر شما خواهد گذشت.

قطعنامه 242 در 22 نوامبر 1967 (اول آذرماه 1346) یعنی پس از پایان تهاجم صهیونیستی به

سرزمینهای اعراب و اشغال اراضی بیشتر صادر شده است. صدور قطعنامه 338 نیز پس از پایان جنگ

رمضان 73 و شکست ارتش صهیونیستی صورت گرفته است که قطعنامه 338 نیز موضوع تازه ای نداشته

و عمدتا خواستار اجرای قطعنامه 242 شده است. اما نگاهی به مفاد قطعنامه 242 می افکنیم تا دریابیم که

اصرار و تلاش آمریکا برای قبولاندن این ظلمنامه به ساف چه بوده است؟

قطعنامه در ابتدا هدفش را تأمین امنیت و آرامش برای هر دولت در منطقه و لزوم تلاش در راه صلحی

عادلانه و پایدار برای تأمین آن امنیت اعلام می دارد. دولتهای عربی منطقه به هر صورت در امنیت زندگی

می کرده اند و باید دید که مخل این امنیت و آرامش چه چیزی بوده است؟ آیا سرطان صهیونیستی با غصب

ظالمانه اراضی به کمک حامیان غربی و شرقی اش این امنیت را برهم نزده است؟ چرا و چگونه است که

شورای امنیت سازمان ملل به جای محکوم کردن عامل ناامنی، تلاش برای تأمین امنیت آن دارد و آن

حمله وحشیانه و تهاجمی ژوئن 67 را محکوم نکرده و با تعبیر بیرنگ و بسیار ملایم «عدم قبول تصرف

اراضی از طریق جنگ» از کنار آن می گذرد؟ قاعدتا وقتی تنظیم کنندگان سیاست شورای امنیت و

تأمین کنندگان سلاح سرطان صهیونیستی یکی باشند جز این نمی توان انتظار داشت؟ با کمک سلاح،

اراضی غصب می شود و مسلمانان به خاک و خون کشیده می شوند و به یاری قطعنامه بر روی این جنایات

سرپوش گذاشته شده و امنیت برای متجاوز تأمین می گردد.

در چند سطر بعدی در قسمت 1 ب ، شورا خواستار شناسایی حاکمیت و تمامیت ارضی و استقلال

سیاسی هر دولت در منطقه می شود و پر واضح است که از این نمد کلاه برای چه کسی ساخته می شود و سر

چه کسی بی کلاه می ماند؟ سپس وقاحت قطعنامه نویسان بیشتر شده و پس از اینکه استقلال سیاسی

متجاوز را تأمین کردند، آن گاه قصد فراهم آوردن صلح در داخل مرزهای امن و شناخته شده را برای وی

می نمایند و بی شرمی را به نهایت می رسانند.

بعد دیگر این بررسی به برخورد قطعنامه با ملت فلسطین مربوط می شود. در قسمت 2ب، قطعنامه

لزوم مورد «نیل به یک راه حل عادلانه مسئله پناهندگان» را تأیید نموده است و تمام قضیه به همین جا ختم


صفحه 171

می شود.

فاجعه آنچه بر فلسطین و فلسطینیها رفته است، فراموش می شود،هیچ صحبتی از حق و حقوق آنها

نمی شود، هیچ کس حتی اظهار تأسف به خاطر آنچه بر اینان رفته است، نمی کند و حتی یک کلمه برای

محکومیت عاملین جنایت گفته نمی شود و فقط، برای آنکه قطعنامه ظاهر وجیه المله و فریبنده خودش را

حفظ نماید، از یک ملت به عنوان «پناهندگان» یاد می شود و اینجاست که باید به آیه شریفه استرجاع پناه

برد. انااللّه و اناالیه راجعون.

و نتیجه آنکه آیا قطعنامه های 242 و 338 سازمان ملل به چیزی به جز به رسمیت شناختن موجودیت

صهیونیستی تأکید دارند و هدفشان چیزی به جز نادیده انگاشتن حقوق مسلم فلسطینیها است. آیا جنایتی

از این بالاتر وجود دارد که مظلوم را به تبعیت از ظالم فرا خوانند و او را وادارند که از حقوق حقه خویش

صرف نظر کند؟ چگونه کسی که زمین خویش را از دست داده است می تواند با غاصب زمین خویش از در

مصالحه درآید؟ مادران فلسطینی که خون فرزندانشان به خاطر آزادی وطنشان و لبیک به ندای اسلام بر

زمین ریخته است، چگونه می توانند با قاتلین آنها سازش نمایند؟ و اصولاً آمریکا به چه جرأتی فلسطینیها

را به این سازش دعوت می کند؟ این زمینه از کجا فراهم شده است و چه کسانی به آمریکا چراغ سبز نشان

داده اند، تا قدرت برخورد این گونه را با انقلاب فلسطین در خویش بیابد؟ می باید به دنبال عوامل انحراف

گشت و آنها را شناسایی کرد. و ما می توانیم با توجه به همین اسناد دریابیم که آمریکا به چه دلیل طمع در

این انقلاب نموده است و با تمام قوا بر آن شده است تا آن را به بیغوله سازش سوق دهد.

برای هر مسلمان در سراسر دنیا و برای هر فلسطینی به خصوص مسلم شده است که قدس را جز با

سلاح متکی بر ایمان نمی توان آزاد کرد. رمز پیروزی انقلاب فلسطین در مقاومت مسلحانه مبتنی بر

قدرت اسلام است و اشغالگران را جز با سرب داغ نمی توان به زانو درآورد.

آن توطئه گرانی که به ظاهر در رهبری انقلاب فلسطین قرار دارند و دل به بازیهای سیاسی بسته و به

تعبیر امام عزیزمان از اعمال آنها بوی سازشکاری و راضی نگه داشتن ابرقدرتها به مشام می رسد، کسانی

هستند که سرچشمه انحراف را باید در اعمال آنها جستجو کرد و چراغ سبز از جانب اینان برای آمریکا

روشن می شود. توجه فرمایید که عامل موفقیت در نظر آمریکاییها از زبان خود آنها چگونه است:

«عامل اصلی موفقیت توقف فعالیتهای تروریستی و مقاومت سازمان فتح در اسرائیل و ساحل غربی

است.»

و به دنبال آن:

«به هر حال ما مایلیم که بتوانیم فلسطینیها را به منظور ایجاد یک آتش بس دائمی آن هم از طریق

طرفین ثالث به همکاری راغب نماییم.»

به جای موضعگیری قاطع و کوبنده از جانب انقلاب فلسطین کسانی که به ناحق مسند رهبری آن را

اشغال کرده بودند دست به تلاشهای بسیار مبتذل و عاجزانه می زنند. اختیار خود را تمام و کمال در اختیار

غاصبین قرار داده و آن گاه به دنبال آن هستند که حقوق آنها در مذاکرات نادیده گرفته نشود:

«وی (نشاشیبی دبیر کمیته اجرائی ساف) گفت عرفات به سعودیها بیشتر متکی خواهد شد تا آنها بر

آمریکا فشار بیشتری وارد سازند تا حقوق فلسطینیها در حین مذاکرات نادیده گرفته نشود.»

آیا این سعودیها همان طرف ثالثی که آمریکاییها از طریق آنها می خواهند فلسطینیها را به همکاری