چیز به یک دولت فلسطین ختم می شود، و یا حداقل ما و اسرائیلیها باید اعتراف کنیم که ایجاد این دولت
بخشی از راه حل نهائی را تشکیل می دهد. باید کاری کرد که نخست وزیر بگین در پاسخ به ابتکار سادات
این موضوع را پیشنهاد نماید. رهبر اسرائیل در تلاش برای به رسمیت شناخته شدن دو جانبه اعراب و
اسرائیل در طول سه دهه گذشته ، از طرف اعراب دست دراز کرده است، و اعراب نیز منتظر دراز شدن
دست اسرائیل هستند. ولی این انتظار طولانی نخواهد بود. اگر رئیس جمهور کارتر بطور جدی گفته باشد
که نباید مانعی بر سر راه حل نهائی و منصفانه قرار گیرد، باید، کاری کند که دو طرف حداقل یکدیگر را به
رسمیت بشناسند.
فعالیت فلسطینیها در ایران
سند شماره (36)
طبقه بندی: سری
فعالیت فلسطینیها در ایران
1 کوششهای فداییان فلسطین برای به دست آوردن نفوذ در ایران منعکس کننده رقابت بین عناصر
میانه روتر به رهبری یاسر عرفات رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین و گروههای رادیکال به ویژه جبهه
خلق برای آزادی فلسطین است.
الف: عرفات ظاهرا موفق شده است، در اینکه سازمان خویش یعنی الفتح در فعالیتهای خود در ایران
تسلط داشته باشد و او به ممانعت از اینکه گروههای رادیکال نقش مهمی را داشته باشند کمک کرده است.
ب: معذالک تماسهایی که اکنون چندین سال است بین سازمانهای رادیکال فلسطین و دست چپیهای
ایران وجود داشته، همچنان ادامه دارد.
ج: جبهه خلق برای آزادی فلسطین مدت پنج سال با چریکها پیوند داشته و آنها را در پایگاههایی در
لبنان آموزش داده است. نمایندگی دو گروه هم در جریان چند ماه گذشته برای بحث درباره همکاریهای
بیشتر چندین بار با همدیگر ملاقات کردند.
1) جبهه خلق برای آزادی فلسطین نیز تماسهایی با سایر چپگرایان ایران به ویژه در خوزستان و شاید
با عناصر ضد خمینی (مجاهدین) داشته است.
2) گزارشهای تأیید نشده ای وجود دارد مبنی بر این که جرج حبش رهبر جبهه خلق برای آزادی
فلسطین مخفیانه با چپگرایان در اوایل تابستان در آبادان ملاقات کرده است.
3) جبهه خلق برای آزادی فلسطین از قرار معلوم عده ای از اشخاص و تعدادی اسلحه را به طور
مخفیانه به ایران فرستاده و این فعالیتها ظاهرا مرکزشان در خوزستان است. حداکثر تعداد اعضاء جبهه
خلق برای آزادی فلسطین که مخفیانه به ایران رخنه پیدا کرده اند، احتمالاً از 270 نفر تجاوز نمی کند و
عملاً ممکن است کمتر باشند. مأموریت آنها ظاهرا برانگیختن مردم و سازمان دادن کارگران صنایع نفت و
آموزش دادن کاربرد اسلحه و مواد منفجره به کارگران است.
د: مقاصد حبش درباره به کاربردن متحدین و امکاناتش در ایران هنوز کاملاً روشن نیست.
1) ما معتقدیم که او از هم اکنون درباره برقراری روابط حسنه با چریکها به جای اینکه با خمینی روابط
حسنه برقرار کند ، نادم است.
2) حبش امیدوار بود که گروههائی که او از آنها پشتیبانی می کرد بتوانند قدرت را به دست گرفته و یا
لااقل در دوران بعد از شاه نفوذ قابل ملاحظه ای در دست داشته باشند. از آنجایی که این اهداف کاملاً
عملی نشده است، او ظاهرا می کوشد نفوذ خود را در صفوف ناراضیان توسعه دهد تا بتواند منافع آن را در
صورتی که متفقین دست چپی او موقعیت خود را تحکیم بخشند، به دست آورد.
3) حبش میل داشت تحویل نفت ایران به غرب بر هم بخورد، ولی احتمال نمی رود که اکنون او
امکانات خود را در خوزستان برای حمله به تأسیسات نفت به کار برد. او ترجیح می داد که ایران راسا قطع
تحویل نفت را ترجیح دهد.
4) معذالک حبش ممکن است متمایل باشد که کمک خود را به ناراضیان خوزستان افزایش دهد در
صورتی که این ناراضیان عملیات برجسته ضد دولتی از خود نشان دهند.
5) همواره این خطر وجود دارد. هر چند در حال حاضر ممکن است خطر حاشیه ای باشد، که جبهه
خلق برای آزادی فلسطین تصمیم بگیرد امکانات خود را برای انجام عملیات خرابه کارانه به منظور برهم
زدن جریان نفت ایران به غرب به کار برد اگر احتمال خطر حملات در ایران زیاد باشد، جبهه خلق برای
آزادی فلسطین ممکن است بکوشد تا عمال خود را به طور قاچاقی وارد کشتی کرده تا عملیات خرابه
کاری یا کشتی ربایی را در دریا انجام دهند.
ه : سه گروه کوچک رادیکال سازمان آزادیبخش فلسطین علاقه فعالانه ای نسبت به ایران نشان
داده اند.
1) جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین گروهی که نزدیکتر از همه به اتحاد شوروی است و به
چپگرایان ایران کمک کرده است. این جبهه ظاهرا با حزب توده و با حزب دموکرات کردستان روابط
حسنه دارد. جبهه خلق برای آزادی فلسطین به طور تقریب یقینا با چریکها و شاید با مجاهدین تماسهایی
دارد.
2) جبهه آزادی بخش عرب و جبهه مبارزه خلق که هر دو آنها به توسط عراق کنترل می شوند و ظاهرا
عده معدودی از اعضاء خود را مخفیانه به ایران فرستاده اند، ولی ما درباره دامنه فعالیت آنها اطلاعات کمی
در دست داریم.
کتاب چهل و سوم
فلسطین (2)
فلسطین (2)
پیشگفتار
پیشگفتار
(محرمانه) علیرغم تلاشهای پیگیر و متعدد دولتی جهت مقابله با تروریسم، تروریسم هنوز در صحنه
بین المللی باقی مانده است. از نظر آژانس اطلاعات دفاعی، گروههای قابل توجهی هستند که در خارج از
حوزه ملی فعالیت کرده، با همتاهای خود در کشورهای دیگر ارتباط برقرار نموده و خطری جدی و بالقوه
علیه آمریکا و یا منافع و پرسنل و همپیمانان آن به شمار می روند.
(محرمانه) این گزارش که بخشی از تلاش مداوم در جهت درک تروریسم بین المللی به صورتی که در
اروپای غربی، خاورمیانه، آمریکای لاتین و آمریکاست، به این دلیل در دسترس قرار داده می شود تا به
عنوان یک مرجع مورد استفاده قرار گیرد.
این گزارش شامل چهار جلد بوده که هر یک مربوط به منطقه ای خاص می باشد و هر شش ماه یک بار
انتشار می یابد.
(محرمانه) فلسطین و ایران مناطق مورد مطالعه در این گزارش است. اسامی گروههای مربوطه نیز در
آن آورده شده و به شرح آنها نیز پرداخته شده است. پس از یک شرح مختصر پیرامون هر گروه، به ارائه
اطلاعات پیرامون عناوین زیر می پردازیم:
اهداف و تمایلات، نیروی تقریبی، رهبران مهم باسوابق بیوگرافیک در صورت امکان، سابقه (شامل
تاریخ معاصر، شاخه ها، گروههای مقدم و روابط درونی، فنون و روشهای عملیاتی، سازمان، قرارگاهها و
پایگاهها، آموزش، تسلیحات، امورمالی، ارتباطات بین المللی، تحلیل رخدادها و فعالیتهای چشمگیر
چشمگیر از نظر پیشرفت و تأثیر گروه بر تصورات بین المللی با توضیحاتی پیرامون عملیاتی پیچیده تر.
(محرمانه) محدودیتهای چنین کاری به خودی خود مشهود است. چون گروهها اغلب مخفی
هستند،همیشه یک نوع شکاف اطلاعاتی ایجاد می گردد و بعضی جزئیات عملیات درونی و ارتباطهای
خارجی ناشناخته می ماند.
(طبقه بندی نشده) از مخاطبین تقاضا می شود که در صورت امکان اطلاعاتی را که می توانند تکمیل
کننده و یا تصحیح کننده این گزارش باشند ارسال دارند. سئوالات و اظهار نظرها باید به طور کتبی به
آژانس اطلاعاتی دفاعی ارجاع گردد (توجه: DN-2)، واشنگتن دی. سی. 20301.
فلسطینیها الفتح / سازمان سپتامبر سیاه
فلسطینیها
الفتح / سازمان سپتامبر سیاه
شرح مختصر
(طبقه بندی نشده) نماینده جریان اصلی میانه رو سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، فتح، از ایجاد
یک حکومت فلسطینی در ساحل غربی رود اردن و نوار غزه حمایت می کند. پس از ابتکار صلح سادات
در نوامبر 1977 و پس از انتشار چهارچوب صلح کمپ دیوید در سپتامبر 1978، این گروه حالت
نظامی تری به خود گرفت و با تعیین سرنوشت ملت فلسطین بدون حضور خود و یا با حضور دیگر
گروههای فدایی شبه نظامی مخالفت ورزید.
(سری / در دسترس بیگانگان و همپیمانان قرار داده نشود/ هشدار اطلاعاتی) فتح که حدود 8000 تا
000/10 عضو دارد تقریبا چهار برابر مهمترین سازمان فلسطینی بعدی بوده و نماینده عمده ساف به
شمار می رود. دارای هرم سازمانی بسیار پیشرفته ای است که یک کمیته مرکزی بسیار نیرومند در رأس آن
قرار دارد و اجلاسهایی با شرکت اعضای چپی و دست راستی تشکیل می دهد. منابع مالی و تسهیلاتی فتح
نیز از سایر گروههای فدایی چشمگیرتر است. این سازمان دارای برنامه آموزشی وسیع نظامی و سیاسی
است که دربرگیرنده انواع آموزشها از نظامی گرفته تا تکاوری و تروریستی می باشد. نیز فتح به وسیله
بعضی از کشورهای عربی عضو پیمان ورشو در زمینه خلبانی هلیکوپتر، جت های جنگنده، عملیات
زیرآبی، امنیتی و جاسوسی آموزش می بیند. نیروی آتش فتح، که پیچیده ترین نوع در نهضت مقاومت
فلسطین است، از سلاحهای مختلفی برخوردار است که شامل کلاشینکف، نارنجکهای دستی،
توپخانه های کششی 155 میلیمتری، موشکهای زمین به هوا و مواد منفجره احتراق شدید می باشد.
گزارشات رسیده در سال 1978 حاکی از آن است که سازمان فتح به زودی صاحب هواپیماهای باری و
زیر دریاییهای کوچک خواهد شد.
(محرمانه / در دسترس بیگانگان قرار نگیرد) هیچ واقعه تروریستی بین المللی به نام فتح صورت
نگرفته است. در این گونه عملیات، در اوائل سالهای 1970 از عنوان سازمان سپتامبر سیاه استفاده شده
بود و از سال 1975 این عنوان دیگر به هیچ وجه مورد استفاده قرار نگرفت. امروزه سازمان فتح بر
عملیات درون اسرائیل و سرزمینهای اشغالی متمرکز گردیده است. چون در ماه مارس 1978 حمله
اسرائیل به جنوب لبنان، دست فلسطینیها را از شمال لبنان کوتاه کرده بود، سازمان فتح اغلب اوقات به
حملات نفوذی خود از طریق دریا دست می یازید. عملیات این سازمان بیشتر به منظور گروگانگیری
جهت تعویض، با زندانیان فدایی یا کشتار اسرائیلیها و همکاران آنها بود و میزان کشتار نیز بسیار بالا بوده
است. اخیرا، سازمان فتح با تأکید بر «مبارزه مشروع مسلحانه» خود سعی در برهم زدن آرامش زندگی
روزمره اسرائیلی داشته است. به این هدف نیز به وسیله بمب گذاریهای کوچک در مکانهای عمومی دست
می یابد. این عملیات نیز سبب کشته شدن اسرائیلیها و همکارانشان می گردد.
اهداف و تمایلات
(طبقه بندی نشده) سازمان فتح مهمترین و نیرومندترین گروه فدایی در سازمان آزادیبخش فلسطین
(ساف) است. (ساف یک پوشش سیاسی - قانونی است که فعالیتها را هماهنگ کرده، در تضادهای
عقیدتی میانجیگری می نماید و به عنوان یک دولت در تبعید «بدون استفاده از این عنوان» عمل می کند.)
فتح نماینده موضع میانه رو ساف بوده و سعی بر آن دارد تا یک دولت فلسطینی مستقل در ساحل غربی رود
اردن و نوار غزه ایجاد نماید. لیکن در نوامبر 1977 پس از ابتکار صلح سادات نظامیگری جدید دیگری از
سازمان فتح بروز کرد. در ماه دسامبر، این گروه در اجلاس برخورد و مقاومت در تریپولی شرکت جست و
سوگند یاد کرد که اسرائیل را نه به رسمیت بشناسد و نه بر سر میز مذاکره با آنها بنشیند و نه از در صلح با
آنها درآید. در همان حال یک اعلامیه اتحاد جداگانه فلسطینی سبب آشتی بین سازمان فتح و گروههای
رادیکال تر فلسطینی که در زمره ارتدادیون درآمده بودند گردید.
(طبقه بندی نشده) در سال 1978، کمیته مرکزی فتح بیانیه شدیداللحن دیگری انتشار داد که در آن
خاطر نشان ساخته بود که «رخدادها ثابت کرده اند ...(که) بدون زور و مبارزه نمی توان به صلحی عادلانه
دست یافت. بلکه سرانجام آن تسلیم خواهد بود» و به دنبال انتشار چهارچوب صلح کمپ دیوید، کمیته
مرکزی از همه فلسطینیها خواست تا «این خودمختاری پیشنهادی را به این دلیل اشغال صهیونیزم را
محترم شمرده است، رد نمایند، و انتخابات در سرزمینهای اشغالی را تحریم کنند. چون نمایندگان انتخابی
حافظ منافع امپریالیسم خواهند بود، و هرگونه سازش و معامله با دشمن صهیونیستی را تحت عنوان
کمپ دیوید و تحت نفوذ سادات نپذیرند.»
(طبقه بندی نشده) در همان حال که سازمان فتح اعراب و فلسطینیان را به اتحاد فرامی خواند، سعی
برآن دارد که از سلطه یافتن دولتی عربی و یا گروههای چپگرا بر نهضت مقاومت فلسطین جلوگیری به
عمل آورد. ناسیونالیزم بسیار شدید نیز از اصول حاکم بر این نهضت می باشد.
(طبقه بندی نشده) تحت پوشش میانه روی و با استفاده از اسم مستعار سپتامبر سیاه، سازمان فتح به
بهره برداری از عملیات تروریستی بین المللی پرداخت. با وجود اینکه این سازمان مسئولیت عملیات
انجام شده در اسرائیل و سرزمینهای اشغالی را به عهده گرفته و به عملیات انتقام جویانه خود در عراق
مشغول است، هنوز مسئولیت هیچ یک از عملیات بین المللی در خاک بیگانه را تحت عنوان نام خود قبول
نکرده است. از زمان پیدایش کمپ دیوید چند تن از رهبران فتح منافع آمریکا در خاورمیانه را مورد تهدید
قرار داده اند، ولی عملاً کاری انجام نداده اند.
نیروی تقریبی
(طبقه بندی نشده) 000/8 تا 000/10 نفر
(طبقه بندی نشده) سازمان سپتامبر سیاه: در اوج فعالیتهای خود در سال 73-1972 تعداد 300 نفر
نیرو داشته است.
رهبران اصلی:
(طبقه بندی نشده) یاسر عرفات (ابوعمار). در سال 1929 در اورشلیم متولد گردید.
(طبقه بندی نشده) عرفات که یکی از اعضای قبیله حسینی و خویشاوند دور مفتی اعظم فقید است در
جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 شرکت داشت. خانواده او به نوار غزه پناهنده شدند و خود او در
دانشگاه قاهره به تحصیل پرداخت و در همان جا ریاست فدراسیون دانشجویان فلسطینی را به عهده
گرفت. رئیس جمهور مصر یعنی ناصر تصمیم گرفت حملات فدائیون را از نوار غزه به داخل خاک اسرائیل
تحت کنترل درآورد و به این ترتیب عرفات زندانی گردید. او بعدها آزاد شد و در خدمت ارتش مصر در
جنگ سوئز در سال 1956 شرکت جست.
(طبقه بندی نشده) عرفات به کویت رفت و با گروه کوچکی از پناهندگان فلسطینی سازمان فتح را با
هسته هایی مخفی در جبهه آزادیبخش ملی الجزایر تأسیس نمود. در سال 1964 وی تمام مشاغل دیگر
خود را ترک گفت تا تمام زندگیش را وقف انقلاب فلسطین سازد. وی دارای زندگی شخصی نیست. از
زمان آغاز به کار در اول ژانویه 1965 عرفات در طرح و هدایت بسیاری از عملیات چریکی فتح دست
داشت. به دلیل نبرد مسلحانه فتح و رهبری وی در این هسته بسیار فعال، عرفات توانست نظارت شدیدی
بر سازمان ساف که بسیار ضعیف شده بود در سال 1969 اعمال نماید.
(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) به خاطر استعداد دیپلماتیک و سیاسیش به عنوان رهبر
مقاومت فلسطین، عرفات توانسته است جان سالم به در ببرد. تنها معیار مشخص کننده سیاست خارجی او
در قبال دیگر ملل برخورد آنها با انقلاب فلسطین است. وی اساسا فردی است فاقد یک ایدئولوژی و
بسیار فرصت طلب که سعی دارد با همه کشورهای عربی چه محافظه کار و چه پیشرو روابط حسنه برقرار
سازد، تا از حمایت مالی، اخلاقی، دیپلماتیک و تسلیحاتی آنها جهت پیشبرد انقلاب ملی بهره برد. عرفات
که میل دارد بین متحدین عربی خود فرقی قائل نشود، به فعالیتهای مستقلی نیز دست زده است که
همردیفان خود را بسیار عصبانی کرده است. عرفات که همیشه سعی دارد کاری انجام دهد که فلسطینیها
نیز در مراحل صلح و نتایج آن شرکت داشته باشند و سوریها نیز بر نهضت مقاومت و فعالیتهای او نتوانند
تسلط پیدا کنند. مدتها بعد از اینکه دیگر اعضای نهضت و دیگر افراد جهان عرب با لحنی تند با سادات و
مصر برخورد می کردند، وی با لحن و عملی حاکی از احتیاط با این موضوع روبرو می شد. وی اعلامیه
اتحاد میان فلسطینیها را با این ادعا که وی به عنوان رهبر ساف بالاتر از گروههاست امضا نکرد و این کار
وی گویا از لحن تهاجمی اعلامیه علیه تلاشهای سادات سرچشمه می گیرد.
(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) روابط عرفات با سوریه نیز تابع سیاست واقعی است. در
مراحل اولیه جنگ 76-1975 لبنان، که در آن سوریه به حمایت از مسیحیان دست راستی علیه مسلمان
دست چپی و متحدین فلسطینی شرکت داشت، این طور به نظر می رسید که عرفات و حافظ اسد رئیس
جمهور سوریه دشمنان آشتی ناپذیر باشند. ولی عرفات با تلاش خود نهضت مقاومت را از صحنه برخورد
مسیحی / سوری کنار نگهداشت و با سوریه علیه عراق و گروههای مخالف آن متحد گردید. پیوند منافع
عرفات و اسد،سبب مداومت تسلط «محافظه کارانه» عرفات بر ساف شده است.
(طبقه بندی نشده) سفر عرفات به همراه رهبر لیبی معمرقذافی به اردن در سپتامبر سال 1978 سبب
بروز نارضایتی دیگر گروههای فلسطینی و همکاران فتح گردید که علت این نارضایتی نیز عدم مشورت با
این گروهها بوده است. عصبانیت آنها به این جهت بود که درباره ملاقات با شاه حسین، فردی که مسئول
اخراج هزاران چریک فلسطینی در سال 71-1970 بود به آنها اطلاعی داده نشده بود. احیای روابط بین
فلسطین و اردن که به صورت یک طرفه از جانب عرفات صورت گرفته بود هنوز هم موضوع مورد
اختلاف درون فلسطین می باشد.