بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 241

داود این عمل اجلاس را محکوم شمرد و اعلام کرد که آن دو «شهید» از زمره دستگیر شدگان در ماه آوریل

بوده اند.

(طبقه بندی نشده) با مشاهده مشاجرات درونی فتح، جبهه ارتدادی و جبهه دموکراتیک آزادیبخش

فلسطین بیانیه ای مشترک صادر کردند و طی آن حمله به نیروهای داود و مقابله های نظامی بین گروههای

فلسطینی را به این بهانه که دشمن را دلگرم می سازد، محکوم نمودند. همین گروهها به تصمیمات عرفات

در قبال جنوب لبنان اعتراض کرده و پیشنهاد کردند که فرماندهان کل همه گروهها و نمایندگان کمیته

مرکزی فتح و دیگر عناصر ناسیونالیست، رهبریت انقلاب فلسطینی را به دست گیرند. ولی عرفات نیزبا

یک ضدپیشنهاد مبنی بر اینکه یک ارتش خلقی با فرماندهی مرکزی در لبنان ایجاد شود تا بر اجزاء

مختلفه نهضت مقاومت نظم و انضباط حاکم سازد، پیشنهاد آنها را خنثی نمود.

(طبقه بندی نشده) عرفات نه تنها با سازمان فتح و دیگر ارتدادیون فلسطینی، بلکه با رژیمهای حامی

آنها چون رژیم عراق نیز برخورد می نمود. پس از 1976 زمانی که عراق به تلاش اجلاس ریاض مبنی بر

تحمیل صلح در لبنان اعتراض نمود، وی (عرفات) از بغداد بازدید ننمود. عراقیها هرگونه صلح با اسرائیل

را رد می کنند و خواهان ادامه جنگ علیه دولت یهود از لبنان به هر قیمتی که شده می باشند. آنها بخصوص

نسبت به کنار آمدن عرفات و حافظ اسد سوری و رژیم رقیب بعثی خود مظنون بودند. در پاییز 1976

عراق با توسل به سازمان ژوئن سیاه دست به یک سری عملیات خرابکارانه علیه سوریه زد. در سال

1978، فرستادگان و دفاتر خارجی ساف / فتح هدف عملیات تروریستی تحت حمایت عراق قرار گرفت

و یک سری عملیات با کشتار محافظه کار ساف سعیدحمامی در لندن در ژانویه 1978 آغاز گردید.

سازمان فتح و ساف پیرامون ارتباط عراق با این عملیات سکوت اختیار کردند تا اینکه در ژوئن 1978

ریاست دفتر ساف در کویت نیز به قتل رسید. در ژوئیه، کمیته اجرائی ساف یادداشتی به دولت عراق

فرستاد و از آن دولت خواست تا البناء رهبر سازمان ژوئن سیاه را تحویل داده، ایستگاه رادیویی وی را

تعطیل نماید. ساف «مایل بود که عراق به جای اینکه پایگاهی برای نابودی انقلاب فلسطین باشد،

پایگاهی برای استمرار انقلاب فلسطین باقی بماند».

(طبقه بندی نشده) سازمان فتح که دچار تنگنا شده بود، در برابر عملیات و کشتار خرابکارانه تحت

حمایت عراق آن کشور را با عملیات تلافی جویانه مورد تهدید قرار داد. در ماه ژوئیه و اوت و سازمان فتح

یک رشته عملیات تروریستی را علیه عراق در کشورهایی از انگلستان گرفته تا پاکستان به مرحله اجرا

گذاشت. و همزمان، این سازمان با چند گروه ارتدادی تحت الحمایه عراق از قبیل جبهه آزادیبخش عربی،

جبهه پایداری ملی، و جبهه آزادیبخش فلسطین در لبنان برخوردهای شدیدی نمود. سازمان فتح حتی به

دفاترا رتدادیون در لیبی نیز حمله کرد.

(طبقه بندی نشده) سفیر الجزایر در لبنان از طرف رئیس جمهور الجزایر بومدین به وساطت پرداخت.

عرفات موافقت کرد که تمام تبلیغات خود را متوقف ساخته، همه عملیات و حملات تروریستی خود را

علیه سازمانهای ارتدادی در لبنان پایان بخشیده و به مذاکره مستقیم بین ساف و عراق تن در دهد. پس از

انفجار عظیمی که در اواسط ماه اوت در بیروت در یکی از پایگاههای مشترک فلسطینیها صورت گرفت،

نمایندگان فتح و نمایندگان همه دیگر گروههای فدائی به اجلاسهای دوجانبه وارد شدند موافقتنامه

کمپ دیوید نیز در ماه سپتامبر آشتی میان آنها را تسریع نمود، چون آنها متوجه شدند که ایجاد یک جبهه


صفحه 242

متحد عربی جهت مخالفت با صلح مصر و اسرائیل از هر مسئله و مشاجره دیگر ضروری تر می باشد. در

سرتاسر پاییز رهبران فلسطینی جهت اتحاد، با یکدیگر ملاقات نمودند و یک حسن تفاهم میان سوریها،

عراقیها و فلسطینیها در نتیجه این گردهماییها ظاهر گشت. تنها صدای اعتراض از طرف جبهه دموکراتیک

آزادیبخش فلسطینی در رابطه با عمل اردن در ماه نوامبر به عنوان مخالفت شدید، بلند شد.

(طبقه بندی نشده) انتظار می رفت که اجلاس شورای ملی فلسطین در ژانویه 1979 «آغازی برای

یک اتحاد پر سروصدا» باشد، ولی بیشتر به صورت تلاشی برای کسب قدرت درآمد. برای اولین بار

سازمان فتح در این اجلاس شورای ملی فلسطین شرکت جست و در آن حتی یک گروه دیگر فلسطینی با

وی متحد نشد، بقیه که در نتیجه اختلافشان علیه فتح متحد شده بود در ساف نقش مسلط یافته بودند.

رهنمود گروههای ارتدادی، بخصوص جبهه مردمی آزادیبخش فلسطین به کمیته اجرائی هدف اصلی

اجلاس شده بود. ولی فتح هر گونه فرمول دوباره سازماندهی را رد کرده، می خواست به جای عضویت

گرفتن نمایندگان ارتدادیون که باعث کاهش قدرتش می شد، تعداد نمایندگان خود را در کمیته اجرائی

افزایش دهد. گروههای دیگر نیز مصرانه از پذیرش آن انکار می کردند و در پایان، کمیته اجرائی ترکیب

قبل از اجلاس شورای ملی فلسطین را که به نفع فتح بود، حفظ نمود. یکی دیگر از نتایج نافع به حال فتح

تصاحب منافع مادی از طریق این اجلاسها بود. چون فتح مایل بود که منابع مادی از طریق نهادهای تحت

کنترل ساف توزیع گردد. در حالی که دیگران مایل بودند این توزیع براساس ویژگیهای گروهی انجام گردد.

ولی اکنون کمیته اجرائی راهی بین نهادها و سازمانها را اختیار خواهد کرد؛ و سازمان فتح نیز براین کمیته

اجرائی تسلط دارد.

(طبقه بندی نشده) شورای ملی فلسطین، بیانیه عرفات به اردن را که از شاه حسین خواسته است که

اجلاس بغداد را که در آن ساف به رسمیت شناخته شده و به عنوان تنها نماینده فلسطینها در درون و بیرون

از مناطق اشغالی پذیرفته است به دیده احترام بنگرد، مورد تصویب قرار داد. فتح استدلال می کند که

گفتگوهای دوجانبه با اردن برای دور نگهداشتن این کشور از قرارداد صلح ضروریست، یعنی دیپلماسی به

خاطر دیپلماسی. دیگر گروههای فدائی خواستار نتایج واقعگرایانه تر از قبیل پایگاه، دفاتر و حق

عضوگیری در اردن هستند، در حالی که با این نحوه تسلیم آنها معتقدند که فقط از نظر سیاسی چیزهایی به

دست خواهند آورد. روابط فلسطینی - اردنی هنوز هم در جوامع فلسطینی، ضد و نقیض است.

(طبقه بندی) به طور کلی، ممکن است فلسطینیها و نیز فتح یک ارزیابی مثبت از اجلاس شورای ملی

فلسطین بنمایند. این اجلاس بالاخره سبب شد که گروههای دارای تضاد فلسطینی به تلاشها و مباحثاتی

جهت رسیدن به اتحاد دست بزنند. در اواسط فوریه 1979 ، خطر یک صلح خاورمیانه آرامش را به درون

فلسطینیها بازگرداند.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) برای سازمان فتح افکار صلح آمیز می تواند، محرک

افکار تروریسم بین المللی باشد. در نوامبر 1978 بنابه گزارشات رسیده به سازمان سپتامبر سیاه دستور

داده شده بود تا به تجدید حیات هسته های خود در اروپا بپردازد. عدم کفایت اطلاعات موجود، با این

وصف مانع از آن است که بتوان درباره میزان خطرات تروریستی از این منبع نتیجه گیری کرد.


صفحه 243

فنون و روشهای عملیاتی

(محرمانه) اصولاً سازمان فتح سعی دارد عملیات خود را در اسرائیل و سرزمینهای اشغالی با نفوذ از

خشکی و نفوذ فزاینده از طریق دریا متمرکز سازد. مأموریتهای اصلی آنها اغلب گروگانگیری بود تا آنجا

را به موقع با فداییانی که در زندانهای اسرائیل به سر می برند معاوضه سازند و کشتار اسرائیلیها نیز شامل

این مأموریتها نیز می شود.

حملات دراماتیکی که توسط سازمان فتح در اسرائیل صورت می گیرد، سبب می شود که این سازمان

در میان دیگر گروههای چریکی که به خطر شدیدتر درگیری با دشمن در خاک دشمن در مقایسه با

حملاتی که در قلمرو بین المللی انجام می شود واقف هستند، موقعیت بسیار مهم خود را حفظ نماید.

معمول تر از همه مأموریتها این است که نفوذ کنندگان و تروریستهای مناطق اشغالی، اعرابی را که به

همکاری با اسرائیلیها پرداخته اند، یا مؤسساتی چون تبادل کارگر و وسایط نقلیه ای را که کارگران

فلسطینی حمل می کنند و در رابطه با حاکمیت اسرائیل هستند، مورد حمله قرار می دهند. بمب گذاری و

حملات موشکی بسیار مورد حمایت قرار می گیرند، در حالی که بمب گذاری در بازارهای شلوغ انجام

می شود و هدف حملات موشکی نیز یهودی نشینهای شمال اسرائیل می باشند. در اواخر 1978 تعداد

حملات تروریستی علیه یهودی نشینهای اسرائیلی ساحل غربی به شدت فزونی یافت. حتی اگر در اثر این

حملات مناطق غیرنظامی نیز مورد اصابت قرار گیرد، سازمان فتح مدعی می شود که اهداف وی

تنها مناطق نظامی بوده و می باشد.

(طبقه بندی نشده) سازمان فتح را مسئول اکثر وقایعی که در اسرائیل و مناطق اشغالی رخ می دهد

می دانند و آن را با نام کلی ساف شناسایی می کنند.

(محرمانه) با وجود اینکه چند سال است که سازمان سپتامبر سیاه، کاری انجام نداده است، هنوز هم

گزارشاتی مبنی بر آغاز عملیات توسط آنها دریافت می گردد. سازمان سپتامبر سیاه در روزهای اوج

عملیات خود بیشتر از کارهای دراماتیک مرکب از فعالیتهای مختلفی چون کشتار، هواپیماربایی،

گروگانگیری و خرابکاری حمایت می کرد. در این گونه عملیات مقامات و عمال اسرائیلی در خارج، مراکز

تجاری یهودیان، شرکتها و پایگاههای غربی و اردنیهامعمولاً اهداف اصلی را تشکیل می دادند. طرح

مأموریتهای سازمان سپتامبر سیاه به دقت ریخته می شد و نیروی انسانی لازم برای انجام این مأموریتها

نیز از میان افراد تحصیل کرده ای که معمولاً به چند زبان آشنایی داشته و از سلسله مراتب گروههای

چریکی مختلف به شمار می رفتند و یا از میان هواداران آنها برگزیده می شدند. این افراد منتخب

آموزشهای ویژه می دیدند و اسناد جعل شده ای دریافت می داشتند و معمولاً از طریق بیروت پس از طی

یک مسافرت پیچیده و گمراه کننده به مقصد اعزام می شدند. افراد عملیات سازمان سپتامبر سیاه در بعضی

موارد حتی نمی دانسته اند که هدف نهائی آنها کدام است و یا حتی در ابتدای امر واقف نبوده اند که به یک

مأموریت انفرادی اعزام گشته اند. فقط به هنگام رسیدن به مقصد درباره طرح موجود توجیه می شده و به

آنها اسلحه تحویل داده می شده است.

طبقه بندی نشده

ناظران تروریسم اظهار می دارند که مبارزات ضدعراقی سازمان فتح در تابستان 1978 فاقد


صفحه 244

پیچیدگی عملیات مربوط به سازمان سپتامبر سیاه بوده است.

سازمان

(محرمانه) کمیته مرکزی با یازده عضوی که هر یک وظیفه ای به عهده دارند و عرفات مسئولیتهایی به

آنها واگذار می کند، هفته ای یک بار جلساتی تشکیل می دهد و ساخت هرم مانند سازمان فتح را تشکیل

داده بر کمیته های منطقه ای موجود در هر یک از اردوگاههای آوارگان فلسطینی نظارت و حاکمیت

خویش را اعمال می کند. شورای انقلاب که دارای 120 عضو می باشد، یک هیأت میانجیگر بسیار

نیرومند است که کنترل مخارج و نظارت بر کارآیی سازمانهای اداری سازمان فتح را عهده دار می باشد.

شورای عمومی بزرگتر، نوعی پارلمان است که به طور نامنظم اجلاسهایی تشکیل می دهد. هر منطقه دارای

یک واحد مربوط به خود است که هیئتهای سیاسی و نظامی و مرکز اطلاعات مخصوص به خود را نیز دارا

می باشد. هسته ها در قاعده هرم جای گرفته اند که دربرگیرنده هر آردوی اوارگان فلسطینی، دانشگاههای

شامل دانشجویان فلسطینی و کارخانه های دربرگیرنده کارگران فلسطینی می شوند. العاصفه، بازوی

نظامی سازمان فتح بود و دربرگیرنده هنگ یرموک که به گردان و گروهان تقسیم بندی می شود و نیز

دربرگیرنده نیروهای القسطال و کرامه که به واحدهای عملیاتی تقسیم بندی شده اند می گردد.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) دفتر شماره 17 سازمان امنیتی ویژه عرفات است که

مسئولیت آن تأمین امنیت شخصیتهای مهم سازمان فتح می باشد. به عقیده بسیاری، عرفات از دفتر شماره

17 به عنوان یک وسیله جاسوسی درون سازمانی و احتمالاً به عنوان نیروی ضربتی علیه مخالفین سیاسی

خود سود می جوید.

(محرمانه) عناصر سازمان سپتامبر سیاه معمولاً تشکیل هسته های پنج نفره را می دادند؛ که چهار نفر

آنها مجریان عملیات بوده و نفر پنجم بین هسته های خود با دیگر هسته های سری رابطه ایجاد می کرده

است. تنها رهبر سازمان بود که باید رهبران دیگر هسته ها را می شناخت و یا با آنها تماس می گرفت. بسته

به شرایط موجود حجم هسته ها گسترش یا کاهش می یافت. در 1974 و 1975 هسته ها و یا تیمهای 15

نفره نیز عملیات را به مرحله اجرا می گذاردند.

قرارگاهها / پایگاهها

(طبقه بندی نشده) قرارگاه سازمان فتح در غرب بیروت است. فدائیون آژانسهای مساعدت مالی و

کار سازمان ملل اردوگاههای آوارگان واقع در لبنان و سوریه را تحت کنترل قرار داده و از آنها برای ایجاد

دفاتر و دادن آموزش استفاده می کند.

(طبقه بندی نشده) منطقه ارغوب که صد میل مربع مساحت داشته و در جنوب لبنان قرار دارد، به

عنوان سرزمین فتح مشهور است. هدف اصلی حمله اسرائیل در مارس 1978 این بود که چریکها را از این

منطقه و دیگر مناطق مرزی بیرون رانده و به ایجاد یک کمربند ایمنی مرکب از مسیحیان لبنانی در

مجاورت مرز اسرائیل مبادرت ورزد. اسرائیلیها موفق شدند مرکز فعالیتهای چریکی را به منطقه ای در

شمال بین رودخانه ظهرانی و لیتانی بکشانند. در جنوب رودخانه لیتانی فلسطینیها فقط توانستند یک

منطقه پیشین خود را که تایر نام داشت، حفظ نمایند. بندر تایر که به وسیله سازمان فتح کنترل می شود


صفحه 245

مهمترین منطقه ای است که فدائیون از طریق آن در لبنان سلاح به دست می آورند.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) سازمان فتح و دیگر شبه نظامیان فلسطینی که در 11 ماه

گذشته نتوانسته اند فعالیت چندانی نشان دهند، بیشتر در تلاش بوده اند که برای بار دیگر در جنوب لبنان

مستقر شوند. این تلاش با افزایش جمعیت اردوگاههای آوارگان رشیدیه، برج الشمالی، و الباس در اطراف

تایر همراه و آغاز شده است. اسرائیلیها اظهار داشته اند که در اردوگاه رشایا الفخار در شرق و اردوگاههای

غنا و صدیقین در غرب فعالیتهای چریکی باز هم تجدید شده است. همان طوری که مشاهده می شود

فلسطینیها اصرار دارند که مفاد عهدنامه قاهره حق آنها را در دست یافتن به منطقه مرزی تأمین نماید؛ ولی

همکاری آنها با نیروهای میانجیگر سازمان ملل در لبنان سبب شده است که آنها نتوانند به این حق خود

دست یابند.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) فعالیتهای اسرائیلیها

در مارس 1978 نابودی بسیاری از پایگاههای فلسطینیها و سازمان فتح از قبیل مناطق آموزشی،

پایگاههای فرماندهی مغازه ها و دفاتر واقع در دیگر نقاط لبنان را فراهم نیاورد. بلکه احتمالاً موجب

تقویت آنها شد تا در آینده به تلافی و جبران شکستهای وارده در جنوب لبنان بپردازند. فلسطینیها در

منطقه الدامور و نبطیه فرودگاههای اضطراری و دیگر تسهیلات مربوط به خود را دارا هستند. تسهیلات

واقع در این مناطق در برگیرنده قرارگاههای اصلی و محل تمرکز بوده که در آنجا تعداد کارمندان و موشکها

در اوائل 1979 افزایش یافته است. در اواخر سال 1978 تغییر مکان توپخانه ها در آرنون و حمدیه

افزایش یافته بود.

(محرمانه) احتمالاً نیروهای نظامی سازمان فتح در البدوی، الدلهامیه، برج الشمالی، الساقی، و الطیبه

استقرار یافته اند. پایگاهها و تسهیلات دریایی آنها در القاسمیه، العاصیه (همان طور که گزارش شده)، نهر

البریه، العقبیه، ادلون و سرافند واقع شده اند.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) از جنگ اکتبر 1973

به این طرف حکومت سوریه گاهی محدودیتهای شدیدی را علیه فعالیتهای فلسطینیها در سوریه اعمال

می داشته است. پس از قرارداد متارکه سوری - اسرائیلی سال 1975 در جنگ لبنان و به خاطر برقراری

روابط حسنه بین سوریه و اردن در سالهای 77-1976 و به عنوان یک فشار سیاسی قبل از اجلاس

شورای ملی فلسطینی در سال 1977 کنترل شدیدتری برقرار گردید. با وجود این محدودیتها سازمان فتح

توانسته بود دفاتر، پایگاههای لجستیکی، مناطق آموزشی و محلهای بازپرسی اطلاعاتی خود را در

محلهای مورد تأیید دور از خطوط آتش بس و مرز اردن حفظ نماید. گاهی هم بعضی از دفاتر و پایگاههای

آموزشی تعطیل می گردید و بعضی از مقامات این سازمان دستگیر می شدند و به افراد کادر سازمان فت

اجازه حمل اسلحه داده نمی شد. ولی عملیات سازمان فتح در سوریه هیچ گاه به طور کامل متوقف نگردید.

دفاتر سازمان فتح در دمشق همیشه باز بوده و مدرسه نظامی این سازمان در القوته افسر بیرون می داد.

(محرمانه / غیرقابل انتشار برای ملل بیگانه) پس از ابتکارات سادات محدودیتها علیه فلسطینیهای

سوریه کاهش یافت و این روند در سرتاسر سال 1978 ادامه یافت. دپوهای تسلیحاتی و انبارها به

سازمان فتح تحویل داده شدند و بنابه گزارش اسرائیلیها دو تا سه پایگاه فلسطینی در جنوب سوریه

«مجاورت مرز اردن تشکیل گردید. ایستگاه رادیویی فلسطینیها که در قاهره به حالت تعطیل درآمده بود،


صفحه 246

در دمشق جایگاه جدیدی یافت.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) پس از حمله اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1978

سوریه اجازه نفوذ بیشتر به درون اردن را داد و از در میان گذاردن اطلاعات مربوط به عملیات چریکهای

فلسطینی با اردن امتناع ورزید. شاه حسین نیز اجازه نمی دهد که فلسطینیها در اردن پایگاههایی برای

خود تأسیس نمایند و امنیت نیز در آنجا به طرز بسیار شدیدی حکمفرماست.

(محرمانه) سازمان فتح که از انقلاب ایران حمایت می کند، احتمالاً در سیست زانب/ زین (طبق

گزارش) در سوریه و برج الشمالی لبنان به آموزش دادن ایرانیها می پردازد (ارتباط نامعلوم است).

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه / وهم پیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی).

موقعیت سازمان فتح در لیبی نیز دستخوش تغییرایت بوده است. در ماه می 1977 زمانی که رژیم لیبی

که طرفدار جبهه ارتدادیون است، دو اردوی نظامی را به جبهه ملی آزادی فلسطین منتقل نمود ورق به

ضرر سازمان فتح برگشت. سازمان فتح بر دو پایگاه دیگر که یکی از آنها در تریپولی بود و دیگری در

نزدیکی بن غازی می باشد، کنترل بسیار شدیدی اعمال نمود.

(محرمانه) به دنبال حمله ای که سازمان فتح به یکی از دفاتر سازمان ژوئن سیاه در تریپولی در ژوئیه

1978 نمود، حکومت لیبی تمام فعالیتهای گروهی مقاومت فلسطینی را در دفتر ساف ادغام نمود که در

نتیجه یک پیروزی برای سازمان فتح که کنترل کننده آن دفتر است به حساب آمد و اوضاع سازمان فتح در

لیبی نیز دستخوش بهبود گشت.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) سازمان فتح در مناطق اشغالی ساحل غربی و نوار غزه

هسته های بسیار فعالی را داراست. بعضی از هسته ای مکشوفه ظاهرا از روشها و سلاحهای بسیار پیچیده

استفاده می کرده اند. و بعضی از آنها نیز کارگاهای سلاح سازی دارند.

(سری) بنابه گزارشات رسیده العاصفه ازطریق کویت عملیات مناطق اشغالی را هدایت می کرده است.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) در نوامبر 1978 ظاهرا به سازمان سپتامبر سیاه

مسئولیت داده شده که به ایجاد هسته هایی در انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، سوئیس و آلمان غربی

بپردازد.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) از اوائل دهه 1970

سازمان سپتامبر سیاه در قبرس پایگاهی داشته است. چند گروه فلسطینی این جزیره را به عنوان یک

پایگاه لجستیکی و یک نقطه آغاز عملیات خود علیه اسرائیلیها مورد استفاده قرار می دهند. سازمان فتح

بسیار فعال است و از قبرس تجهیزات، سلاح، غذا و نیروهای انسانی به لبنان فرستاده است و طبق

گزارشات واصله این سازمان در نیکوزیا، فاماگوستا، لارناکا و لیماسول انبارهای تسلیحاتی دارد.

سازمان فتح سعی دارد جلو فعالیتهای شبیه به فعالیتهای مسیحیان لبنان را در این جزیره بگیرد.

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) گزارشاتی که پیرامون وجود مراکز آموزشی فداییان در

قبرس رسیده هنوز مورد تأیید واقع نشده اند.

آموزش:

(طبقه بندی نشده) سازمان فتح برای خرابکاران، آدمکشها و آدم ربایان دوره های آموزشی عمومی


صفحه 247

در مورد فنون نظامی، کماندو و آموزشهای ویژه تروریستی ارائه می دهد. آموزش سیاسی نیز در برنامه کار

گنجانده شده است. این چهارچوب مرکب از آموزش سیاسی و نظامی به درون اردوگاهها نیز برده می شود

تا پسران 10 تا 14 ساله را که اشبال یا شیربچه نامیده می شوند، در برگیرد.

(محرمانه) مهمترین برنامه آموزشی در لبنان انجام می شود. در اینجا کادرهای نظامی به فراگیری

ورزیدگی، سازماندهی نظامی، راه رفتن درشب، گماردن محافظ و درگیر شدن، حفر تونلها و گودالها،

زندگی در شرایط سخت، آشنایی با سلاحها که شامل استفاده از سلاحهای سنگین و توپخانه نیز می شود،

می پردازند. تروریستهای وابسته به خلیل الوزیر ناظر عملیات درون اسرائیلی و درون مناطق اشغالی

آموزشهای مربوط به نحوه استفاده از سلاح، شنا، قایقرانی، فراگیری قطب نما و نقشه و نیز نحوه متکی

بودن به خود را یاد می گیرند.

(محرمانه) پس از انتشار چهارچوب کمپ دیوید، کمیته مرکزی سازمان فتح تصمیم به آموزش 1000

نفر تکاور ویژه گرفت. گروههای منتخب در نوامبر 1978 جهت دریافت دستورات به خارج فرستاده

شدند؛ از این گروهها 20 گروه به شوروی 30 گروه به چین، 30 گروه به کوبا، و 30 گروه به ویتنام فرستاده

شدند و بجز 100 گروهی که قرار شد جهت دریافت برنامه ها در الدامور لبنان بمانند بقیه گروهها نیز به

الجزایر و عراق روانه گردیدند.

(محرمانه) با وجود اینکه سازمان فتح برای دادن آموزش به گروههای خود تا حدود زیادی به

کشورهای دوست متکی است، با این وصف در سال 1973 به ابتیاع دانشکده نظامی مختص خود در دره

دمشق پرداخت تا در این رشته نیز کاملاً خودکفا گردد.

(سری / غیر قابل رؤیت برای ملل بیگانه / غیر هم پیمانان / هشدار اطلاعاتی) یک پایگاه سوری،

چند سال قبل پیشنهاد کرد که دوره هایی را در رشته جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی و نیز نحوه

استفاده از خمپاره، سلاحهای ضد تانک و موشکهای زمین به هوا در اختیار آنها قرار دهد. درباره

برنامه های علمی گزارشات دیگری نرسیده است، ولی احتمالاً برنامه های کاملاً نظامی امروزه در دسترس

آنها قرار دارد.

(سری / غیر قابل رؤیت برای ملل بیگانه / غیر همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) فداییان در لیبی در

زمینه فنون پیاده نظام، مخابرات، نحوه استفاده توپخانه های ضد هوایی، مبارزه تن به تن، نحوه حمل و نقل

و فنون مربوط به چتربازی و غواصی آموزش دیده، تعالیم ویژه ای نیز در زمینه چگونگی استفاده از

موشکهای سام-7 (استرلا / گریل) دریافت داشته اند. در آوریل 1977 اعضای سازمان فتح هنوز هم در

لیبی به دریافت آموزشهایی در زمینه خلبانی و هدایت هلیکوپترها و هواپیماهای جنگنده و عملیات زیر

آبی مشغول بوده اند.

(محرمانه / غیر قابل رؤیت برای ملل بیگانه) خلبانان سازمان فتح قادر به پرواز با میگ - 17 ، 19 و

21 بوده و با هلیکوپترهای سی - 4 و می 8 نیز قادر به پرواز می باشند.

(طبقه بندی نشده) در بهار سال 1978 نهضت مقاومت فلسطین تعدادی از داوطلبین فارغ التحصیل

دانشگاهی را به لیبی فرستاده تا آموزشهای هوایی ببینند. عناصرسازمان فتح چند سال قبل نیز در الجزایر

به طی دوره مشابه ای دست زدند.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه - غیر همپیمانان / هشدار اطلاعاتی) متخصصین روسی نیز


صفحه 248

قبل از جنگ لبنان پیشنهاد ارائه آموزش در زمینه سلاحهای دفاع هوایی در چند اردوگاه آوارگان را

دادند.

(محرمانه) بسیاری از فرماندهان محلی در لبنان نیز معمولاً به مدت 6 ماه برای دریافت آموزش به

شوروی فرستاده می شوند و جای آنها را افرادی که تازه از سفر بازگشته اند، می گیرند. درماه اوت 1978

بنابه گزارشات رسیده 32 خلبان و 60 مهندس تعمیر و نگاهداری دوره های آموزشی خود را در شوروی.

آلمان شرقی و چکسلواکی طی کرده بودند.

(طبقه بندی نشده) دیگر خلبانان فلسطینی نیز در اوگاندا آموزش دیده اند.

(سری / غیر قابل رؤیت برای ملل بیگانه / غیر همپیمانان / هشدار اطلاعاتی) در ماه ژوئیه 1978 بین

سازمان ساف و آلمان شرقی یک قرارداد همکاری نظامی و سیاسی همه جانبه منعقد گردید که یکی از

شرایط آن آموزش افراد کادر بود.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) کشور یوگسلاوی نیز در سال 1976 قبول کرد که اعضای

آن سازمان را جهت طی یک دوره ششماهه خلبانی هلیکوپتر پذیرا گرددد. در ماه ژوئیه همان سال کره

شمالی مشغول دادن آموزش فنون چریکی به 180 نفر عضو فداییان در منطقه پیونگ یانگ بود. کشور

رومانی نیز که منحصرا با سازمان ساف معامله می کند، قول آموزش در امور اداری را داده است.

(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه / غیر همپیمانان / هشدار اطلاعاتی) فلسطینیها تحت

پوشش دانشجویان دانشگاههای غیر نظامی در پاکستان نیز به گذراندن دوره های عمومی نظامی

می پردازند. در پاکستان نیروی هوایی این کشور خلبانان فدائی را آموزش می دهد. در تابستان سال

1978 سازمان فتح 15 دانشجوی دانشکده افسری خود را برای طی دوره های آموزشی در نیروی

دریایی به پاکستان فرستاد، تخصص آنها می بایستی دربرگیرنده ناوچه های گشتی کوچک، ناوچه های

بزرگتر و ارتباطات دریایی باشد.

(طبقه بندی نشده) تعداد کمتری از خلبانان فلسطینی در کوبا آموزش می بینند. گزارشهایی که درباره

استفاده وسیع از آموزش دهندگان کوبایی در لبنان رسیده بود هرگز مورد تأیید قرار نگرفته اند.

(طبقه بندی نشده) منابع اسرائیلی گفته اند که مصر تا اواخر دسامبر 1978 هم به آموزش غواصان

سازمان فتح در پایگاه دریایی اسکندریه مشغول بوده است.

تسلیحات

(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) سازمان فتح اصولاً متکی به سلاحهای ساخت شوروی

و اروپای شرقی است که عبارتند از: نارنجکهای دستی اف-1 ، کلت اتوماتیک 62/7 میلیمتری توکارف،

تفنگهای کلاشینکف 47-آکا، مسلسلهای 62/7 میلیمتری گوریانف، زیو 23 میلیمتری، انواع سلاحهای

ضدهوایی، خمپاره اندازهای 60 میلیمتری 81 میلیمتری، 82 میلیمتری، و 120 میلیمتری توپهای 122

میلیمتری، تفنگهای بدون عقب نشینی 73 میلیمتری، موشک اندازهای ضد تانک 35 میلیمتری، 75

میلیمتری، 106 میلیمتری و تفنگهای تک تیرانداز، توپهای کششی 105 ، 122، 130 و 155 میلیمتری،

کاتیوشا و موشک اندازهای مرکب 102 میلیمتری، موشک اندازهای سام - 7 و مهمات مربوط به همه

آنها.