بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 36

اندازه تلاش نمی کند. رازوقی گفت آمریکا در اسرائیل نفوذ دارد و سرانجام با ساف گفتگو خواهد کرد.

علاوه بر این، آمریکا در موقعیتی است که می تواند مسائل اساسی را حل نماید. بالاخره رازوقی به همتای

سوسیالیست خود گفت که بر هم زدن وضع اقتصادی آمریکا با این تاکتیک ها اصلاً به نفع مواضع مالی و

اقتصادی دراز مدت و یا کوتاه مدت کویت نمی باشد.

5 کاردار از دریافت این گزارش اظهار تشکر کرد و گفت که ما قصد داریم در روند صلح به طور کامل

شرکت نماییم، لیکن این صلح به آسانی و به سرعت به دست نمی آید.

6 اظهارنظر: بیانات رازوقی...مهمترین نقطه نظر مقامات کویتی که تا کنون شنیده شده

است...همزمان با این احساس که در افق ابری صلح خاورمیانه آفتاب در حال ظاهر شدن است، انجام

می گیرد. ساترلند

خرید دوجانبه نفت توسط فرانسه

سند شماره (46)

تاریخ: 3 مرداد 1358 طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در کویت به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی - سی

موضوع: (خیلی محرمانه) خرید دوجانبه نفت توسط فرانسه

1 (تمام متن خیلی محرمانه است).

2 در پاسخ به سؤال ما، مقام اقتصادی سفارت فرانسه (حفاظت شود) گفت که به نظر او بین فرانسه و

کویت قراردادهای خرید دوجانبه نفت منعقد نشده و نخواهد گردید. و تا آنجا که می داند بین سفیر فرانسه

و وزیر نفت کویت در ملاقات خود در اوائل این سال در این مورد گفتگویی انجام نشده بود. منبع فکر

نمی کند که کویت مایل باشد وارد یک قرارداد دوجانبه خرید با فرانسه بشود، چون معمولاً این نوع

قراردادها با خرید تجهیزات و خدمات فرانسوی توأم است (مانند عراق) و دولت کویت نیز معمولاً به این

نوع قراردادها تمایلی نشان نمی دهد. چنین رویدادی در «زمینه نفت» بین دو کشور تنها ممکن است

زمانی صورت گیرد که شرکت فرانسوی بتواند کار گسترش و مدرنیزه سازی پالایشگاه شرکت نفت کویت

را انجام دهد البته اگر این پروژه یک میلیارد دلاری مورد تصویب قرار گیرد.

3 اظهارنظر: فروش نفت کویت تحت قراردادهای دراز مدت و کوتاه مدت صورت می پذیرد، در

حالی که سه شرکت بزرگ یعنی گلف، شل بریتیش پترولیوم تقریبا بیش از حد معمول تولید می کنند و گاهی

مقداری نفت در بازار سیاه بفروش می رسد. و فکر می کنیم حدود 000/100 بشکه در فصل چهارم

1979 باقی بماند، ولی یک شرکت آمریکایی مذاکرات مقدماتی خود را پیرامون این مقدار نفت با کویت

آغاز کرده است. البته موفقیت این مذاکرات هم بستگی به این دارد که قراردادهای کنونی تمدید نشود.

حتی اگر فرانسه بخواهد نفت کویتی را بخرد باید منتظر 30 مارس 1980 باشد که در آن قراردادهای پنج

ساله گلف و بریتیش پترولیوم برای تمدید آماده می گردد ولی اگر کویت بخواهد در سال 1980 تولید خود

را کاهش دهد که احتمال آن نیز زیاد است، (مرجع پ) دیگر چیزی برای خریدن باقی ماند.

ساترلند

وزیر نفت می گوید کارگران نفتی قابل کنترل هستند


صفحه 37

سند شماره (47)

تاریخ: 3 مرداد 1358 طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در کویت به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی - سی

موضوع: وزیر نفت می گوید کارگران نفتی قابل کنترل هستند

1 (تمام متن خیلی محرمانه است).

2 در یک بررسی کلی با وزیر نفت کویت شیخ علی خلیفه الصباح در 22 ژوئیه (مرجع ت) با اشاره به

مشکلاتی که کارگران نفتی ایران برای ایران به وجود می آورند، این سؤال مطرح شد که آیا کویت نیز با

چنین مسئله و مشکلی درگیر و روبه رو می باشد. شیخ علی گفت «برای توقف تولید نفت در کویت فقط

چهل کارگر کافی است» و تنها کاری که آنها می توانند انجام دهند این است که مطابق قوانین کار کنند و

فراتر از حوزه کاری خود کاری انجام ندهند. با این وصف، وزیر به سرعت گفت «من در این زمینه مشکلی

ندارم»، فقط یک یا دو درصد کارگران نفتی قابل اعتماد هستند و بقیه هم به آسانی راضی نگاهداشته

می شوند. «آنها تمایلات شدید سیاسی ندارند و منهم همیشه با آنها در تماس بوده، سعی می کنم راضی

بشوند.» و در مورد کارگرانی که تمایلات سیاسی دارند نیز کنترل شدیدی اعمال می گردد.

3 وزیر خاطر نشان ساخت که روز قبل در کمیسیون خدمات مدنی شرکت کرده و خواستار افزایش

دستمزد کارگران نفتی شده بود. قبل از ملی شدن، اتحادیه کارگران نفتی در زمینه دستمزدها به طور جمعی

به معامله و چک و چانه زدن می پرداخت. ولی حالا که شرکتهای نفتی در اختیار دولت قرار گرفته اند،

مسئله دستمزد و مسائل مشابه دیگر نیز تحت اختیار کمیسیون خدمات مدنی قرار گرفته از حوزه و حدود

اختیارات اتحادیه ها خارج گشته است. و کارگران هم هنوز در این باره شکایتی نکرده اند. وزیر گفت «از

اتحادیه نامه ای دریافت کردم که باعث شگفتی من گردید، چون فکر می کردم که اتحادیه خیلی خشمگین

است به این علت که ما حق مذاکره را از آنها گرفته ایم، ولی آنها اصلاً در این مورد اعتراضی ننموده اند.»

4 وزیر گفت که کارگران اضافه دستمزد و بیشتر چیزهایی را که خواسته اند دریافت می کنند، و به طور

کامل نه، چون اگر دولت به تمام خواسته های کارگران پاسخ مثبت بدهد کارگران باز هم تقاضاهای بیشتر و

بیشتری را مطرح خواهند کرد.

5 اظهارنظر: گفتگوی وزیر با ما مؤید گزارش مرجع پ می باشد، یعنی کارگران نفتی خطری علیه

ثبات کویت و یا تولید نفت این کشور به حساب نمی آیند. ساترلند

تأثیر مدرن سازی بر کویت

سند (48)

تاریخ: 6 مرداد 1358طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در کویت به: وزارت امور خارجه

موضوع: (خیلی محرمانه) ارزیابی مجدد سیاسی: تأثیر مدرن سازی بر کویت.

(تمام متن خیلی محرمانه است).

خلاصه: با صدور اولین محموله نفتی از ماههای نفت کویت یعنی سی و پنج سال پیش روند مدرن

سازی کویت آغاز گردید. افزایش شدید ثروت ملی سبب رونق یافتن وضع جمعیت شده و سناریوی

اجتماعی قدیمی، ساده و مرتبط با یکدیگر را که در پشت دیوارهایی آجری ایفای نقش می کرد از بین برده


صفحه 38

است. خارجیها به تعداد بی شماری وارد کویت شده و کویتیها را به صورت اقلیت در آورده اند و در نتیجه

پراکندگی خانواده های سنتی و ورود خانواده های جدید بدوی به مجتمعهای شهری جانشین روستاهای

قدیمی تحول جدیدی در میان جامعه کویتی پدید آمده است.

اکثر خارجیهایی که در نتیجه ثروت نفتی کویت جذب شدند به سیاستهای حکومت کویت چندان

توجهی ندارند، ولی کارگران ایرانی به خصوص پس از به قدرت رسیدن خمینی در ایران نوعی خطر به

حساب آمده، و جامعه فلسطینی کویت که بزرگترین و متحدترین عنصر خارجی به حساب می آید نیز

مشکل بسیار غامضی را برای دولت به وجود آورده است.با این وصف میزان ثروت نفتی به حد کافی بوده و

رهبریت کویت نیز دارای درایت بسیار است، و ثروت به صورتی در جامعه کویتی توزیع شده که

نارساییهای اقتصادی موجود در میان خارجیهای مقیم کشور و کویتیهای نسبتا فاقد امتیاز، محرک

خطرات ناشی از نهضتهای سیاسی نمی شود. آخرین طرز تفکر سیاست مداران کویتی تأکید بر حفظ کویت

برای «کویتیها» دارد و با وجود به رسمیت شناختن لزوم همیشگی استعداد و نیروی کار خارجی،

تلاشهایی در جهت ممانعت از افزایش جامعه خارجیهای مقیم کویت صورت می گیرد. کویتیها به صورت

گروهی هنوز هم با یکدیگر متحد هستند، لیکن گسترش پایگاههای فیزیکی آنها و ورود عناصر اجتماعی

جدید سبب بروز نارضایتی در قبال روشهای سنتی در جلب آراء عمومی شده، و تلاشی در جهت تشکیل

یک مجلس شورای ملی صورت گرفته است. پایان خلاصه.

تأثیرات مدرن سازی

در سی و پنج سال گذشته کویت از یک جامعه بندری راکد و متکی بر ماهیگیری و تجارت محدود

تغییر و به صورت یک قدرت نفتی و مالی حائز اهمیت جهانی در آمده است. طی روند این تغییر کویت

قدیمی کاملاً از بین رفته و کویتیها در کشور خود به صورت یک اقلیت در آمده اند.

در ذیل به بررسی تغییرات، تأثیر آنها بر جامعه محلی، ترکیب در حال تغییر جمعیت، تشنجهای حاصله

در داخل جامعه کویت و بین کویتیها و غیر کویتیها، و تأثیر اوضاع کنونی و سیاستهای دولت کویت برای

مبارزه با آن، در رابطه با ثبات اجتماعی و سیاسی آتی می پردازیم.

سابقه: کویت «قبل از نفت»

کویت قبل از سال 1325 یعنی زمانی که برای اولین بار نفت کویت صادر گردید، بیش از جنبه تاریخی

آن حائز اهمیت است. اگر سؤال شود که چه کسی «واقعا اهل کویت» است، کویتیهای متنفذ می گویند

اشخاص و یا بازماندگان اشخاصی که قبل از «دوران نفتی» در کویت زندگی و کار می کرده اند کویتی

هستند، و معنای آن این است که کسانی که پس از این دوران به کویت آمده اند تا در نتیجه ذخایر نفت به

ثروت دست یابند، کویتی به حساب نمی آیند. کل درآمد کویت در سال 1325 کمتر از 5 میلیون دلار و

جمعیت آن حدود 000/90 نفر بود که اکثرا اعراب بومی کشور بوده و در شهر محصور با دیوار گلی کویت

می زیستند که هنگام غروب نیز دروازه های شهر بسته می شد. علاوه بر خانواده حاکمه صباح، جامعه به

سه گروه بزرگ دیگر تقسیم شده بود:

1) 20 خانواده مهم تجارت پیشه ای که کشتیهای ماهیگیری، تجاری و صید مروارید را در تصاحب


صفحه 39

خود داشتند.

2) نیروی انسانی قایقها و صنعتگران، و 3) گروه کوچکی از اعراب بدوی که در در خارج از شهر

زندگی می کردند، لیکن به واسطه ازدواج به خویشاوندی خانواده های تاجر در آمده بودند. این جامعه از

طریق ازدواج و گسترش نظام خانوادگی بسیار به هم پیوسته بود. سه یا چهار نسل در زیر یک سقف و یا در

خانه های مرتبط با یکدیگر زندگی می کردند و افراد یک محله نیز با یکدیگر خویشاوند بودند. هر خانواده

از خانواده صباح گرفته تا فقیرترین خانواده ها دارای یک اتاق یا دیوانیه بودند که همیشه بروی مسافرین

عالیرتبه یا فقیر باز بود. از طریق سیستم دیوانیه ارتباط تمام سطوح جامعه بسیار سریع، مستقیم و به

طرزی مؤثر صورت می گرفت. زندگی چندان سهل نبود. هیچ گونه سیستم خنک کننده هوا وجود نداشت

تا تحمل گرمای 120 درجه (فارنهایت) را آسان نماید، و امراض سل و آبله بسیار شایع بود، و مرگ و میر

اطفال بسیار زیاد و منابع آبی بسیار نادر بود، لیکن تمام سطوح جامعه در این سختیها سهیم بودند.

ثروت نفتی و تخریب

خانواده صباح با در اختیار داشتن ثروت نفتی که در عرض چند سال 200 برابر شده بود در اوائل دهه

1330 برنامه وسیعی را آغاز کرد تا کویت را تبدیل به یک جامعه کاملاً مدرن و رفاهی بنماید. در انجام این

کار آنها به خرید خانه ها و مساکن قدیمی شهر اولیه آن هم با قیمتهای گزاف پرداختند تا پس از تخریب

آنها، ساختمانهای جدیدی را در داخل و خارج از شهر آن هم با شرایط بسیار آزاد بنا نمایند. در همان حال

نیز به احداث راههای وسیع، بیمارستان، مدارس و غیره پرداختند. نتیجه آن نیز انتقال عظیم پول از جیب

دولت به جیب بخش خصوصی بود. بین سالهای 1325 و 1350 دولت کویت بیش از 3 میلیارد دلار یعنی

یک چهارم درآمد نفتی را از طریق برنامه اکتساب زمین (که احیانا یک برنامه عمرانی بوده) توزیع کرد. این

برنامه علاوه بر ثروت، نابودی و پراکندگی را نیز به همراه داشت. کسی که امروزه به کویت سفر کند

نمی تواند هیچ یک از اماکن مسکونی قدیمی را بیابد. چند ساختمان قدیمی باقیمانده نیز میان محلهای

گردآوری زباله ها واقع شده و منتظر تخریب توسط بولدوزر هستند تا جای آنها را نیز یک ساختمان چند

طبقه اداری بگیرد. بولدوزر نیز با تخریب اماکن مسکونی پیوستگی فیزیکی نظام گسترش یافته

خانواده ای را از بین برده است.

فرزندان پس از ازدواج در ویلاها و یا آپارتمانهایی دور از پدران خود به سر می برند و محله ها آن

چنان پراکنده و وسیع است که گویی کویت را مطابق شهر لوس آنجلس طرح ریزی کرده اند.

تغییر جمعیت

به منظور تبدیل کویت به یک کشور رفاهی مدرن، دولت مجبور بود به نیروی کار ماهر و غیر ماهر

خارجیها متکی باشد. کارگران فلسطینی که بسیاری از آنها به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل آواره شده

بودند به این کشور وارد شدند تا این نیاز را بر آورده سازند. طی سالها، دهها هزار مصری، ایرانی، هندی،

پاکستانی و اتباع کشورهای دیگر به عنوان مهاجرین موقت وارد کویت شدند. همزمان با آن بسیاری از

اعراب بدوی نیز به خاطر عمران سریع به کویت هجوم آوردند. در نتیجه میزان جمعیت به سرعت افزایش

یافت و در دهه 1330 میزان آن به 16 درصد در سال بالغ گردید. از سال 1325 تا سال 1354 یعنی زمان


صفحه 40

آخرین آمارگیری، جمعیت کویت بیش از 1100 درصد افزایش یافته و از 000/90 نفر به بیش از یک

میلیون نفر رسیده بود. ترکیب آن نیز از یک گروه متجانس شهری تغییر فاحشی پیدا کرد و کویتیها را

(5/47 درصد) در کشور خود به صورت اقلیت در آورد. مهمتر از همه اینکه، تعریف قانونی کویتی بودن

نیز تغییر فاحشی یافت. دولت کویت به منظور متوازن ساختن هجوم فلسطینیها، مصریها، ایرانیها، هندیها،

و دیگران و نیز به منظور تنظیم وضع آنها، به بسیاری از بدویهای تازه از راه رسیده عنوان ملیت کویتی را

تفویض نمود. آماری در دست نیست که نشان دهد چه مقدار از جمعیت کنونی کویت (حدود 000/500

نفر) دارای اصل و نسب بدوی هستند. با این وصف از آنجا که درصد خالص افزایش سالانه جمعیت کویت

صد در صد یعنی دو برابر رشد جمعیت دیگر کشورهای منطقه بوده است. می توان گفت که نیمی از رشد

جمعیت حاصل این گونه تابعیت می باشد. این نشان می دهد که احتمالاً بخش مهمی از کویتیها یا حدود 50

درصد آنها دارای اصل و نسب بدوی هستند. بدین ترتیب کویتیها از صورت یک گروه متجانس تغییر

کرده اند. تشنج محسوس میان کویتیهای «قدیمی» و «جدید» «قبل از دوران نفتی» وجود نداشت.

توزیع درآمد ثروتهای جدید عدم مساوات بیشتر را به همراه دارد

الف: کویتیها. واضح است که ثروت نفتی برای تمام کویتیها رو به افزایش بوده است. تقریبا، در سال

1331 میانگین واردات سرانه معادل 280 دلار بود. در سال 1339 این رقم سه برابر و به 780 دلار سرانه

رسید و رد اواسط دهه 1350 این رقم به بیش از4000 دلار سرانه بالغ گردید. افزایش سریع درآمد سرانه،

(که در سال 1355 حدود 480/15 دلار برآورد شده بود)، با پیشرفت توزیع درآمد هماهنگ نبوده است .

طبق آخرین تجزیه و تحلیل آماری توسط دانشمندان کویتی و انگلیسی، در حقیقت با گذشت زمان عدم

تساوی درآمدها نه تنها بین کویتیها و غیر کویتیها بلکه میان خود کویتیها نیز وسیع و گسترده تر شده است.

بنا به نتایج حاصله از درآمد خانوادگی در سال 52 / 1351، قبل از افزایش عظیم قیمت نفت، در گروه غیر

کویتیها حدود 10 درصد از خانواده های غیرکویتی 29 درصد کل درآمد گروه را به خود اختصاص

می دادند، در حالی که در گروه کویتیها، 10 درصد رده های بالا 40 درصد کل درآمد کویتیها را به خود

اختصاص داده بودند. از آن زمان به بعد، در نتیجه تورم، درصد کل درآمدی که نصیب ثروتمندترین

خانواده های کویتی می شد، افزایش یافت، که مطالعات مذکور نیز نشانگر این واقعیت است. (به ضمیمه 2

رجوع شود).

ب: غیر کویتیها. جای تعجب نیست اگر گفته شود که میانگین درآمد غیر کویتیها کمتر از درآمد

کویتی هاست. در سالهای 52 / 1351 یعنی آخرین سالهایی که آمارهای مربوط به آن موجود است،

میانگین درآمد کویتیها 750 دلار در ماه بود، ولی در رابطه با غیر کویتیها این درآمد معادل 500 دلار بود.

غیر کویتیها قدرت خرید چندانی نداشتند، چون اکثر آنها به عنوان نیروی کار با دستمزد کم استخدام

می شدند و علاوه بر این باید اجاره پرداخت می کردند، در حالی که کویتیها از مسکن سوبسید شده دولتی

(و درآمد جهت پرداخت اجاره) برخوردار بودند، و دولت نیز در رابطه با استخدام و پرداخت حقوق به

اولویت می داد. گرچه آمار دقیقی از زمان افزایش قیمت نفت در سالهای 53 / 1352 در دست نیست، ولی

گمان می رود که شکاف درآمد موجود میان کویتی و غیر کویتیها وسیعتر شده است، و علت نیز افزایش نرخ

اجاره است که بر غیر کویتیها بیش از کویتیها تأثیر بخشیده، و دیگر اینکه بخش اعظم درآمد ناشی از


صفحه 41

قراردادها، پیمانها و غیره نصیب کویتیها گشته است.

ج: لیکن برای همه ثروت کافی وجود دارد. از نظر مقایسه با دیگر کشورهای موجود، ثروت

فوق العاده ای که همراه با روند مدرن سازی وارد کویت شده توسط یک طبقه و یا گروه خانوادگی خاص

گردآوری نشده است. افزایش توزیع درآمد نامساوی بوده ولی این عمل چندان فاحش نبوده است. آنها که

به ثروت جدید دسترسی بیشتری داشته اند سعی کرده اند از افراد تهیدست و ناراضی هیچ کس را از قلم

نیندازند و تقریبا همه از خارجیها گرفته تا تازه واردین می بایست بپذیرند که فوائد بسیاری نصیب آنها شده

است. این ثروت نفتی آنقدر زیاد بوده است که به عبارت دیگر سهم هر کس کافی است. همیشه شکوه از

عدم مساوات وجود داشته و وجود خواهد داشت، لیکن این شکوه ها ناشی از رنج و مشقت نیست.

غیر کویتیها یک نیروی بر هم زننده ثبات ؟

مطالب بسیاری اخیرا در مورد جوامع بی ثباتی که متکی به بسیاری از تکنسینها و کارگران دیگر

کشورها بوده، و به خصوص در مورد کشورهای حوزه خلیج که معدودی از آنها دارای جمعیت بومی

کوچکتری در مقایسه با نیروی کار وارداتی جهت تأمین نیازهای قرن بیستم هستند، نگاشته شده است

لیکن این ترس از بی ثباتی زمانی اعتبار می یابد که جوامع خارجی مقیم این کشورها نقش مهمی را در

سیاستهای کشور میزبان خود ایفا نمایند. واقعیت این است که بخش اعظم اینگونه جوامع موجود در کویت

نسبت به سیاست های کویتی بی تفاوت هستند. توزیع ثروت نیز مسئله ای حاد نیست چون «کارگران

مهمان» بیش از نقاط دیگر پول درمی آورند، و قصد ندارند این مرغ تخم طلائی خود را بشکند در عربستان

سعودی نیروی کار یمنی بسیار عظیمی مستقر شده است، که در رابطه با سیاستهای عربستان سعودی در

قبال یمن شمالی و جنوبی نگرانیهای عمیقی را پدید می آورد، لیکن در کویت نیروی کار خارجی آنقدر

نیست که نمایانگر خطری مشابه با خطر یمنی ها در عربستان سعودی باشد. هندیهای بسیاری در کویت

هستند (که تعداد آنها از 35000 نفر در سال 1344 به 70000 نفر در حال حاضر رسیده است)، لیکن آنها

از تمام بخشهای هند و هر یک دارای مذاهب، زبان و طبقه اجتماعی خاصی می باشند. آنها به جای نگران

بودن در مورد سهم مناسب هندیها در کویت، نگران اولویت یافتن در میان هندیها هستند.

اگر انقلاب خمینی که اساس ایده آل گرایی مناسب با خطوط مذهبی ایرانی های کویت را تشکیل می دهد

نبود، ایرانیها برای این کشور خطری به حساب نمی آمدند. حداقل می توان گفت که آنها حرکتی در جهت

پیدایش هزاره اسلامی در کویت نداشته اند.دولت بیش از هر چیز نگران این جامعه عظیم مسلمان غیر

کویتی است، که بسیاری از آنها از موفقیت خمینی به خود می بالند، ولی راضی از این امر است که کارگران

ایرانی اینجا امتیازی ندارند، و به محض پیدایش اولین علائم ناآرامی می توان در جهت اخراج آنها از این

کشور اقدام به عمل آورد.

سیاستهای عربی در میان خارجیها

مهمترین نگرانی مقامات کویت را ابتدا فلسطینیها تشکیل می دهند (که حدود 300000 نفر هستند)، و

مصریها، عراقیها، و سوریها در مرحله بعدی بوده، و یمنی ها که کارگران قابل اخراج هستند آخرین عامل

نگرانی می باشند. اعراب مقیم این کشور بر خلاف اهالی آسیای جنوبی وارث سنت ناسیونالیستی عربی


صفحه 42

هستند، و می توانند با به راه انداختن تبلیغات مدعی مشارکت در موطن عربی باشند که کویت نیز بخش

عظیمی از آن را در اختیار دارد. آنها که هوادار شعارهای بعثی هستند می گویند که جهان عرب فاقد حدود

و ثغور است، و به همین دلیل ثروت عظیم کویت متعلق به همه اعراب است. فلسطینیها می گویند که آرمان

آنها مهمترین آرمان عربی بوده، و به همین جهت ثروت کویت نیز باید در اختیار کسانی قرار گیرد که با

نظامی گری در تلاش برای تحقق بخشیدن به آرمان فلسطین هستند. مصریها که بیش از دیگر اعراب به

جهانی بودن خود معتقدند، علیرغم تغییرات موجود در جامعه 000/120 نفری خود که دارای حدود نیمی

از کارگران و نیمه روشنفکران و تکنوکراتهای معتقد به ایدئولوژی های گوناگون است، معتقدند که کویتیها

افرادی بدوی بوده و نباید برای مصر به عنوان منبع نگرانی و حسادت به حساب آیند. در میان جوامع عربی

کویت نوعی احساس سرزنش دوجانبه وجود دارد. کویتیها تمام جوامع عربی را مانند آسیاییهای غیر

عرب حقیر می شمارند، فلسطینیها معتقدند که خود آنها رنج کشیده تر، تحصیلکرده تر و با تقوی تر از

اعراب بدوی و عقب افتاده ای هستند که در تاریخچه نظامیگری و آوارگی آنها سهیم نیستند، عراقیها

نسبت به قدرت مخرب خودشان اطمینان دارند، می دانند کویتیها آنان را افرادی فاقد ژرف نگری و کوته

فکر به حساب می آورند، و مصریها که به نظر دیگران پست می آیند، خود را برتر می شمارند، چون فراعنه و

ناصر افرادی بزرگ بودند و در جهان عرب ملتی به عظمت ملت مصر پدید نیامده است. و به همین دلیل

دولت کویت در زمینه مهاجرت اعراب کاهش پدید آورده و جهت تأمین نیروی کار مورد نیاز خود به

آسیای جنوبی و خاور دور روی آورده است تا گسترش بیشتر زیربنای ملی را فراهم آورد. اتباع کره

جنوبی بسیار منظم بوده و در مطبوعات چپگرا «ارتشی» بسیار خطرناک به حساب می آیند، لیکن در

انجام کار خود بسیار با کفایت بوده و پروژه ها را به موقع به پایان می رسانند، و مطلقا علاقه ای به امور

درون جهان عرب که بخش اعظم انرژی کار مقامات امنیتی کویت را به خود جذب می کند، نشان نمی دهند

و پس از پایان کار به موطن خود باز می گردند.

باید در مورد این جبهه از مطالب بیشتری مطلع شویم، لیکن نتیجه گیری ما در حال حاضر این است که،

کویت، 4ایرانیهای مقیم کویت که از حمایت مفروض شیعیان کویتی ایرانی الاصل برخوردارند، در صورت مطرح

شدن اهمیت جهانی انقلاب اسلامی و درخواست خمینی و یا دیگر رهبران برجسته ایرانی از ایرانیهای

مقیم این کشور جهت تغییر دادن نظام حکومت، کویت می توانند به صورت خطری عظیم علیه دولت کویت

درآیند. ولی این مسئله قابل حل است و بهترین رابطهای ما می گویند که اکثر کویتیها و منجمله شیعیان و

افراد ایرانی الاصل (شیعی و سنی) خواستار ثبات بوده و از نیروی مخرب اسلامی در جهت از بین بردن

استبداد کویتی حمایت نخواهند کرد (1357 کویت 6604).

مسئله جامعه فلسطینی، که سیاست پیشه گان کویت توجه خود را به آن معطوف داشته اند، مسئله ای

کاملاً متفاوت است، و کاملاً مدعی تصاحب کامل درآمدهای عمرانی کویت بوده و تا زمانی که تضاد

اعراب و اسرائیل ادامه داشته باشد آنها فاقد «ملیتی» اصیل برای بازگشت و یا توسل به آن خواهند بود

(1357 کویت 5021). خلاصه اینکه، فلسطینیها می توانند کویت را به عنوان کشور خودشان تلقی کرده، و

نمی خواهند از منابع آن بی نصیب بمانند. تا به حال فلسطینیها هیچ علاقه ای در جهت اداره کردن کویت

نشان نداده اند. برای آنها فرق نمی کند که چه کسی وارد مجلس شورای ملی شود، و تا زمانی که حقوقشان

پرداخت شود و مزایا رضایتبخش باشد، آنها به شکوه کردن در مورد بی کشوری خود قناعت کرده، و سعی


صفحه 43

می کنند پس از پایان کارهای خود به جای اخراج شدن از کویت در همان کشور بمانند و در مورد

بیانیه های رهبران کویت نسبت به آینده خاورمیانه اظهارنظرهای مختصری بنمایند، ناسیونالیزم

فلسطینی و میانه روی کویتیها به گونه ای است، که فلسطینیها هرگز حتی خواب در اختیار گرفتن تمام

ثروتهای کویت را نیز نمی بینند. و همین موضوع توجه بسیاری از رهبران ملی کویت را به خود معطوف

داشته آن هم از زمان جنگ داخلی اردن در پاییز سال 1349 یعنی زمانی که فکر تصرف قلمرو حسین

توسط فلسطینیها منجر به پیدایش خونریزیهای عظیم گردید.

آینده فلسطینی. معمای میزبان و میهمان

آینده فلسطینیها در کویت بسیار ابهام آمیز است. فلسطینیها بیش از هر گروه خارجی دیگر در این

کشور ریشه دوانیده اند. برعکس 15 10 سال پیش که مردان فلسطینی در اینجا کار می کردند و حقوق و

مزایای خود را نزد خانواده هایشان می فرستاد، در حال حاضر خانواده هایشان نیز در کویت به سر می برند

و فرزندانشان در مدارس خصوصی این کشور تحصیل کرده، و نسل جدیدی از «کویتی فلسطینیها» در

حال به دست گرفتن رهبریت جامعه فلسطینی می باشد.

یاسر عرفات و بسیاری دیگر از رهبران ساف بخش قابل ملاحظه ای از عمر خود را در اینجا صرف

کرده، و خویشاوندانشان در اینجا به سر می برند، لیکن تحت عنوان «بیگانه» آن هم به نوعی که نسل آتی به

هیچ وجه متوجه آن نخواهد شد. همان گونه که در جاهای دیگر گزارش شده اکثر فلسطینیهای اینجا

مردمی صلح طلب هستند و سعی دارند آینده اقتصادی و اجتماعی خود را تضمین کنند، ولی در میدان

جنگ به مرگ مبتلا نشوند. آنها به حمایت لفظی و مالی از سازمانهای مقاومت فلسطینی ادامه می دهند،

لیکن بیش از آنکه بخواهند «حقوق ملی» از دست رفته را باز گردانند خواستار امنیت هستند. ولی این امر

به معنی آن نیست که هویت خود را به عنوان یک جامعه ملی از دست داده اند. اگر دولت کویت از آرمان

فلسطین حمایت نکند، دچار دردسر عظیمی خواهد شد. در این صورت نه تنها فلسطینیهای مستقر در

سمتهای کلیدی وزارتخانه ها، و آن دسته از افراد مشغول به کار در کارخانه های نمک زدایی و دیگر

سمتهای حیاتی ملی انزجار خود را نشان خواهند داد، بلکه محرومیت های جامعه فلسطینی به اشکالی

مختلف بروز کرده و موجب دلتنگی رژیم صباح خواهد شد.

اگر فلسطینیها حق انتخاب داشته باشند، این موضوع ثابت خواهد شد. در صورتی که تلاش صلح در

خاورمیانه منجر به پیدایش یک دولت و یا کشور فلسطینی شود، کویتیها مجبور نخواهند بود از «قربانیان

تهاجم صهیونیستی» پذیرایی کنند. در همان حال، فلسطینیهایی که در پیشرفت کویت به سوی مدرن شدن

نقشهای مهمی ایفا کرده اند سمت اقتصادی خود را در خلیج رها کرده و به هموطن خود باز خواهند گشت

تا پست هایی را در اختیار گیرند که منافع اقتصادی چندانی برای آنها ندارد. کویتیها به هیچ وجه مایل

نیستند فلسطینیها را جذب جامعه واقعی کویتی کنند، لیکن بر مهارتهای جامعه فلسطینی نیازمند خواهند

بود. قابل پیش بینی است که کویتیها در تلاشند تا مسئله اشتغال به کار فلسطینیها در کویت از جذابیت

کمتری برخوردار شود، و البته فرض بر این است که موجودیت موطنی فلسطینی از نظر سیاسی این کار را

امکان پذیر خواهد نمود، لیکن می توان پیش بینی کرد که هزاران فلسطینی که سراسر عمر خود را در کویت

گذرانده، ولی در متن اجتماعی سیاسی آن فعالیت نداشته اند ممکن است مجبور شوند بین وفاداری به