بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 406

10 در تاریخ 24 ژوئن پس از اعلام رسمی بافت پنجگانه عوارض جدید اسلامی «زکات» و «عشر»

(تلگرام مرجع ب) توسط دولت پاکستان، این مصالحه با ضربه دیگری مواجه گردید. طبق برداشت

حکومت نظامی، این مالیاتها با سنت شیعه کاملاً اختلاف دارند لیکن در برنامه جدید بر همه باید تحمیل

می شد و دولت نیز سعی نکرده بود شیعیان را از این قاعده مستثنی سازد.

11 عکس العمل شیعیان در این رابطه توأم با خشونت و افراط بود. مفتی جعفر، یکی از رهبران

برجسته جامعه شیعی، از اعضای فرقه خود خواست که پولهای خود را از بانکها بیرون کشیده و «زکات» و

«عشر» را نپردازند. ولی پاسخگویی به ندای وی بسیار محدود بود و جعفر در درخواست خود اعتدال را

پیشه کرد. در تاریخ 2 ژوئیه، وی اعلام کرد که چون دولت به وی اطمینان داده بود که از کسر نمودن

مالیاتهای حسابهای بانکی به طور مستقیم خودداری خواهد کرد، وی نیز درخواست خود را برای بیرون

کشیدن پولهای بانکی پس گرفته است.

با این وصف جعفر در سخنرانی دوم ژوئیه خود بار دیگر اعلام کرد که جامعه اش مصمم است در برابر

تحمیل نظام اجتماعی اقتصادی سنی مقاومت به خرج دهد. علاوه بر این جعفر اعلام کرد که جناح

رادیکال وی در جامعه شیعه به تحریک فعالیتهای کمیته فرعی شورای ایدئولوژی اسلامی که تلاش می کند

روش مصالحه بین فرقه ها را بیابد، ادامه خواهد داد.

12 عناصر معتدل تر شیعه، به رهبری پویا، به طرز سنجیده تری در رابطه با اعلامیه 24 ژوئن

عکس العمل نشان دادند. پویا در خفا خاطر نشان می سازد که او و دیگر رهبران از طرف دولت پاکستان

اطمینان یافته اند که اجرای طرح «زکات» و «عشر» به طور اجباری و کورکورانه تحمیل نخواهد شد. پویا

در 2 ژوئیه به مقام سفارت گفت که او شخصا به این نتیجه رسیده است که حکومت نظامی ضیاءالحق بر

نحوه اجرای نظام اسلامی در پاکستان تأثیر نخواهد گذاشت. وی معتقد است که این پیشنهادات «عالیه و

ظریف» از حکومت نظامی ناشی می شود؛ لیکن به نظر وی تغییرات چندانی پدید نخواهد آمد. پویا

می گوید: «هیچ پیشرفت حقیقی برای رسیدن به یک سبک زندگی اسلامی موفق نخواهد شد، مگر آنکه

یک دولت منتخب مردمی روی کار بیاید. «وی پیش بینی می کند که حتی در آن موقع نیز نمایندگان واقعا

اسلامی در مجلس ملی در اقلیت قرار خواهند گرفت و گمان نمی کند که چنین هیئتی بتواند در ایجاد مدینه

فاضله مورد نظر ضیاء سرعت عمل داشته باشد. وی یادآور شد که هیچ یک از هیئتهای سیاسی موجود در

تاریخ، آزادانه به سبک زندگی اسلامی تن نداده است. از جمله مناطقی که نظام اسلامی غالب است،

می توان کشورهایی را نام برد که شعائر اسلامی را از رده های بالا بر جامعه و از طریق یک حاکم موروثی

تحمیل می کنند (مانند عربستان سعودی کویت، و غیره) در حالی که تحمیل این شعائر به وسیله رژیمهای

نظامی (چون عراق، لیبی و غیره) نوعی تقلید در پیاده کردن نظام اسلامی به حساب می آید. پویا معتقد

است که عناصر آرایشی «نظام واقعی» برای جامعه به هیچ وجه کافی نیست.

13 عکس العمل دو لبه جامعه شیعه نسبت به این رخدادها از نظر بسیاری یک مانور هماهنگ است.

مقاومت رادیکال جعفر (که تا به حال موفقیت آمیز نبوده است) که تلاش در تحریک جامعه دارد با

میانه روی و منطق پویا معتدل می گردد. ولی نتیجه آن ازدیاد فشار وارده بر حکومت نظامی ضیاءالحق

می باشد که اگر ادامه یابد، مانع از اجرای این موارد قبل از انتخابات ماه نوامبر خواهد گردید. طبق گفته پویا

ممکن است در نتیجه این امر از بدترین لحظه ها، بهترین بهره برداری شود (البته به طور ضمنی). یعنی همه


صفحه 407

متقاعد شوند که به جای قبول نظامی دارای گرایشات سنی تحمیلی بهتر است هیچ گونه «نظام» خاصی

نداشته باشند.

14 رهبریت سنی به سرکردگی سیاستمدارانی چون مفتی محمود به طرز غیرتشکیلاتی سعی دارد

قبل از انتخابات نوعی «نظام» خاص را تدوین نماید. آنها ترس از آن دارند که مبادا حضور سیاسیشان در

یک دولت آزادانه انتخاب شده کمتر از حضور کنونیشان و یا «همکاریشان» با حکومت ضیاء باشد.

15 اظهار نظر: پویا در گفتگو با مقام سفارت به خوبی نظر خود را در مورد مشکلات موجود در برابر

منافع فرقه ای جهت تغییر سبک زندگی در پاکستان ابراز داشت و گفت: «احزاب مذهبی نمی توانند

اعتقادات فرقه ای خود را بدون پذیرفتن برداشت عمومی مادی گرایی بقبولانند.»

درست است که هیچ یک از احزاب در دستیابی به این هدف موفق نشده اند، ولی شیعیان در برابر سنی ها که

از نظر سیاسی در احزابی چون جمعیت اسلامی، جمعیت العلمای پاکستان و جمعیت علمای اسلام مفتی

سازمان یافته اند، موفقیت بیشتری خواهند داشت؛ چون خسارات بیشتری به آنها وارد خواهد شد. فلسفه

شیعی نیز در این کشور بهتر با جنبه مادی برخورد می کند چون از افراد عامی کشور توقع چندانی ندارد.

16 تضاد ادامه خواهد داشت. شیعیان وعده های ضیاء را برای دستیابی به یک راه حل جهت کاربرد

هر دو سیستم قضایی به وی گوشزد خواهند کرد، تا هیچ یک از آنها به سلطه مورد نظر دست پیدا نکنند.

سنی ها نیز تقاضاهای بر حق خود را در مورد نظام اسلامی مورد نظر خود به رخ خواهند کشید و به دولت

فشار وارد خواهند کرد، تا قبل از انتخابات به وعده های خود در مورد نظام اسلامی عمل نماید.

17 دولت ضیاء با یک مشکل واقعی رو به روست. با قرنها تضاد سنی ها که از گذشته به آنها به ارث

رسیده، به شیعیان در مورد این مسئله که به گمان آنها بنیادی است فشارهایی وارد می گردد. آنان نیز با

سرسختی به تلاش خود ادامه خواهند داد و به دولت نظامی فشار وارد خواهند آورد تا به تعهدات خود در

مورد نظام اسلامی عمل کند. با ادامه روند اسلامی سازی، رهبران شما نیز در هر فرصت سعی خواهند کرد

موانع موجود بر سر راه خود را از میان بردارند. در نتیجه این اقدامات سرعت سیر روند کاهش خواهد

یافت، لیکن رنج و عذاب ضیاء که به گمان بسیاری ابعاد مسئله را درک می کند و به گمان بسیاری دیگر

سعی دارد با حربه دو دوره بازی به شیعیان حیله زده و اکثریت سنی را راضی نگه دارد، طولانی تر خواهد

شد. برای کسانی که به ضیاء شک دارند این توهم پیش می آید که وی بیش از توانایی خود، وعده و وعید

می دهد و نخواهد توانست راه حلی را بیابد.

میانه روی وی در مورد این مسئله از حمایت عمومی برخوردار است، لیکن رهبریت سنی قادر است جامعه

را در این مورد تحریک نماید.

18 رابطه میان این دو جامعه در پاکستان نیز مانند دیگر کشورها توأم با تضاد بسیار است. معمولاً در

پاکستان در ماه رمضان که در ماه اوت آغاز می گردد. احساسات فرقه ای تحریک می گردد و در ماه محرم

که در پایان نوامبر سال جاری انشاءاللّه بسته به رؤیت ماه آغاز خواهد شد، تشنج بین سنی و شیعه به اوج

خود خواهد رسید. با این وصف فرا رسیدن انتخابات نیز به این تشنجات دامن خواهد زد. شیعیان دیگر به

ضیاء و حکومت نظامی به عنوان حافظ منافع خود ایمانی ندارد. آنها سعی دارند تصمیم گیری مربوط به

اجرای نظام اسلامی را تا زمانی که یک دولت منتخب قدرت را در دست نگرفته با تأخیر و تعویق روبرو

سازند. ولی سنی ها نیز که گمان می کنند که حکومت نظامی تحت سلطه تسنن از آنها حمایت می کند، ممکن


صفحه 408

است کاسه صبرشان لبریز شده و به اقدامات مستقیم تر و یا حتی خشونت بار متوسل شود. همین امر ممکن

است تأثیر عمیق بر رابطه سنی و شیعه داشته باشد و بر آینده نظام اسلام، آینده حکومت نظامی و در واقع به

آینده پاکستان خساراتی بزند.کینگ

اظهار نظر مقامات وزارت خارجه در مورد سفر دوست (شاه محمددوست -م) و...

سند شماره (38)

تاریخ: 17 تیر 1358 8 ژوئیه 79خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در اسلام آبادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی. با اولویت

موضوع: (سری) اظهار نظر مقامات وزارت خارجه در مورد

سفردوست ( شاه محمددوست -م) و روابط افغانستان و پاکستان

1 (سری) تمام متن: اطلاعات کشور بیگانه حفاظت شود.

2 مقامات سفارت در هفتم ژوئیه فرصتی داشتند تا درباره سفر هفته گذشته محمد دوست، معاون

وزیر خارجه افغانستان به پاکستان و ملاقات وی با امیر عثمان دبیر کل امور افغانستان، ایران و ترکیه که در

گفتگوها شرکت داشت بحث و تبادل نظر نمایند. صحنه گفتگو ضیافت شامی بود که وسیله کاردار در رابطه

با پرفسور ویلیام گریفیت استاد دانشگاه فلتچر ترتیب داده شده بود.

3 عثمان گفت که دولت پاکستان در رابطه با سفر دوست توقعهای بسیاری نداشت و به همین دلیل از

نتایج معتدل حاصله از این ملاقات چندان ناراحت نیست. دوست یک مقام حرفه ای بود و یکی از

چهره های انقلابی نمی باشد. گفتگوها صمیمانه و عاری از مشاجرات لفظی بود و با تأکید بر مسائل ناشی

از فرار 100000 پناهنده افغانی به پاکستان، نوعی تبادل نظر را شامل می گردید. مهمترین انتقادی که

دوست در رابطه با متهم ساختن پاکستان به مداخله در امور افغانستان مطرح کرد اشاره کلی تحت عنوان

«مداخله خارجی» بود.

4 عثمان گفت که گفتگوهای بین دوست و وزیر خارجه شهنواز راه را برای «ادامه مذاکرات» بین

مقامات عالیرتبه «هموار» کرده است. وی به دعوت مشاور وزارت خارجه آقاشاهی (که هم اکنون در

رباط به سر می برد) برای سفر به کابل و تکرار دعوت از سوی تره کی برای سفر رئیس جمهور ضیاءالحق به

افغانستان اشاره کرد. عثمان گفت که امکان دارد آقاشاهی قبل از ماه رمضان به کابل سفر کند، لیکن وی

گفت که در مورد زمان دقیق این سفر با مشاور وزارت امور خارجه صحبت نشده است.

5 مسئله اصلی مورد بحث در اسلام آباد، پناهندگان افغانی بود که دوست از آنها در پاکستان با عنوان

«فراری» یاد کرده است. فرستاده افغانی سؤال کرده است که چرا دولت پاکستان قادر به کنترل تبعیدشدگان

نیست تا آنها نتوانند علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان تبلیغات به راه بیندازند و یا در حمایت از

شورشیان وارد افغانستان شوند؟

با استفاده از استدلالهای جاری، دولت پاکستان به تکالیف مسلمانان در ارائه کمکهای بشردوستانه به

پناهندگان و مشکلات موجود دولت پاکستان در بستن مرزها برای جلوگیری ازترک افغانستان و ورود

آنها به مناطق قبیله ای این سوی مرز اشاره کرد. وزیر امور خارجه این اتهام را که دولت پاکستان تسلیحات

و آموزش در اختیار پناهندگان شورشیان قرار داده تکذیب کرد و گفت حاضر است به هر یک از افراد مورد

نظر جمهوری دموکراتیک افغانستان اجازه دهد که از اردوگاههای آوارگان و مناطق این سوی مرز بازدید


صفحه 409

به عمل آورد. پاسخ دوست به این پیشنهاد فاش نشده است.

6 دولت پاکستان جمهوری دموکراتیک افغانستان را مسئول مشکلات پناهندگان دانست. وزیر

خارجه گفته بود که جمهوری دموکراتیک افغانستان آنچنان شرایطی را در افغانستان به وجود آورده که

افغانها هزار هزار به کشور همجوار یعنی پاکستان می گریزند و بسیاری از آنها نیز دارای پیوندهای قبیله ای

هستند و تنها دولت جمهوری دموکراتیک افغان است که می تواند شرایطی را فراهم آورد که موجب

بازگشت پناهندگان و تبعیدشدگان به افغانستان گردد. اگر جمهوری دموکراتیک افغانستان بخواهد

می تواند با کمک دولت پاکستان مرزها را مسدود نماید؛ گرچه مشکلات دولت جمهوری دموکراتیک

افغانستان نیز با مشکلات دولت پاکستان یکسان خواهد بود.

7 وزیر خارجه به مشکلات مربوط به اذیت و آزار کارمندان سفارت پاکستان توسط جمهوری

دموکراتیک افغانستان و حملات تبلیغاتی آن علیه پاکستان اشاره کرد و گفت که هر دو طرف می توانند به

این بازیها ادامه دهند. دولت پاکستان مخصوصا توجه افغانها را به قرارداد 1976 که بین دو کشور جهت از

بین رفتن تبلیغات خصمانه منعقد شده بود جلب نمود.

8 در مورد کارمندان سفارت، عثمان یادآور شد که شرایطی که تحت آن به سفارت دولت پاکستان در

کابل اجازه داده شده که با کارمندان پاکستانی که طبق ادعای جمهوری دموکراتیک افغانستان

خواستار پناهنده شدن در افغانستان هستند، مصاحبه کند کاملاً رضایت بخش نبوده است. دولت پاکستان

به تلاشهای خود در زمینه آزادسازی کارمندی که بنا به گفته عثمان از قبیله پتان و احتمالاً ختاک اهل

کوهات است ادامه خواهد داد. عثمان گفت علاوه بر این دیپلمات افغانی که به اینجا پناهنده شده است

(مرجع ج) یک نفر دیگر نیز در راه است که به خاطر سفر دوست و امید آزاد شدن کارمندان پاکستانی در

کابل درباره آن تبلیغاتی صورت نگرفته است. وی اضافه کرد که مسئله پناهندگی در پاکستان واقعیت دارد

و در رابطه با آدم رباییهای موجود در کابل صحنه سازی نشده است.

9 عثمان یادآور شد که تبلیغات ضدپاکستانی به محض توافق در مورد بازدید دوست از پاکستان

کاهش یافت. و باید دید که پس از مراجعت دوست به کابل نیز این کاهش تبلیغات ادامه خواهد یافت یا

خیر. (باید گفته شود که روزنامه اردوزبان جنگ در مقاله خود در 16 تیر عنوان کرده است که تبعیدشدگان

افغانی سفرای خود را نزد پادشاه پیشین افغانستان یعنی ظاهر شاه فرستاده و از وی خواسته اند که

فرماندهی تبعیدشدگان را در دست بگیرد.)

10 در پاسخ به سؤال گریفیث عثمان یادآور شد که جمهوری دموکراتیک افغانستان با مشکلات

بسیار حادی رو به روست و مسکو اقدامات لازم را تا حد تعویض تره کی و یا ارسال نظامیان انجام خواهد

داد تا منافع شوروی حفظ گردد (گرچه این اقدامات تا به حال مشکلات مالی و خونریزی های زیادی را از

طرف مسکو به همراه داشته است). با این وصف وی خطری جدی را برای رژیم کابل پیش بینی نمی کند و

معتقد است که شورش ادامه خواهد یافت و بسته به هوا، محصول، پول، وضع تسلیحاتی و فشارهای وارده

از طرف جمهوری دموکراتیک افغانستان در شدت وحدت آن کاهش و افزایش پدید خواهد آمد.کینگ

پاکستان و ضیاءالحق در پایان حکومت دو ساله


صفحه 410

سند شماره (39)

تاریخ: 20 تیر1358 11 ژوئیه 79سری

از: سفارت آمریکا در اسلام آبادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: (طبقه بندی نشده) پاکستان و ضیاءالحق در پایان حکومت دو ساله

1 (تمامی متن سری)

2 (خلاصه): اکنون در روزهای اولیه سال سوم حکمرانی خویش ژنرال محمد ضیاءالحق می تواند با

غرور و افتخار به بسیاری از کارهای انجام یافته خویش به عنوان رئیس حکومت نظامی و رئیس

جمهوری بنگرد. این کارها ممکن است شامل جلوگیری از بروز جنگ داخلی در این کشور 80 میلیون

نفری و حفظ صلح (و خونسردی) در داخل و خارج در جریان دورانی از بلاتکلیفی های فزاینده در منطقه

و فراهم کردن یک حکومت صلاحیت دار و مسئول در پاکستان باشد. معذالک کشور در آشوب به سر

می برد و به همان ترتیب پاکستان به سوی انتخابات پیش می رود که ضیاءالحق برای ماه نوامبر تعیین کرده

است، چشم انداز بعد از آن در مورد واگذاری امور به یک حکومت انتخابی و میراث کلی سالهای حکومت

ضیاء جنبه های مختلطی دارد. «شکستهای» ضیاء ظاهرا به نظر ما (و به نظر بسیاری از دیگران) بر

«موفقیتهای» او می چربد. این پرونده می کوشد تا پرونده ضیاء را در انتهای دو سال حکومت وی

صورت بندی کرده و موقعیت وی و روحیه ملی پاکستان را ارزیابی کند و نظری نیز به آینده بیفکند. این

گزارش به چنین نتیجه ای می رسد که آینده پاکستان چندان درخشان نیست و بلاتکلیفیهای معمولی که با

هر گونه دوران انتخاباتی ارتباط دارد، در حال حاضر بزرگتر جلوه گر شده و در پاکستان با عوامل زیر

ارتباط پیدا کرده است:

(الف) تاریخ اسفناک انجام انتخابات در این کشور تاکنون، (ب) سوءظن وسیع در مورد اینکه

انتخابات سرانجام به تعویق خواهد افتاد، (ج) فقدان ایمان به فرایند انتخابات و ترس از نتایج محتمل و

رویدادهای حاصله از برگزاری انتخابات، (د) تشدید بحران اقتصادی که کشور را به سوی ورشکستگی

ملی سوق می دهد، (ه••• ) نگرانی فزاینده و جنون آمیز درباره تهدیدهای قریب الوقوع نسبت به امنیت

پاکستان، (و) نگرانی توأم با خشم و نفرت از بیگانگان ناشی از رویارویی پاکستان بر سر مسئله مجتمع

هسته ای یا ایالات متحده که قدیمی ترین حامی آن به شمار می آید، (ز) فقدان فزاینده ایمان و اعتقاد از

سوی مردم این کشور و عناصر ترکیبی منطقه ای و سیاست آن به طورکلی در توانایی پاکستان برای به

حرکت انداختن آن به عنوان یک ملت. با توجه به مراتب فوق انتخابات حتی اگر هم طبق برنامه انجام گیرد

ممکن است به صورت یک تمرین توخالی پایان پذیرد. (پایان خلاصه)

3 محمد ضیاءالحق 52 ساله رئیس ستاد و اجراکننده حکومت نظامی و وزیر بهداری و وزیر امور

خارجه و از مرداد سال 1357 به بعد رئیس جمهور پاکستان. در تاریخ 14 تیر 1358 دوران دو ساله خود

را که بر مسند قدرت بود به پایان رسانده است. هنگامی که ژنرال ضیاءالحق و توطئه کنندگان نظامی

همرزم او تصمیم گرفتند ذوالفقار علی بوتو را که سابقا نخست وزیر بود، به منظور اجتناب از جنگ داخلی

در تیرماه 1356 از کار برکنار کنند، انتظار نداشتند که به مدت دو سال بر مسند قدرت تکیه زنند. اگر ضیاء

طبق وعده هایی که داده است انتخابات را که برای 26 آبان 1358 پیش بینی شده و 20 هفته بیشتر به انجام

آن باقی نمانده، برگزار کند، این آخرین سالگرد ضیاءالحق و همرزمان او بر مسند قدرت و این ارزیابی


صفحه 411

شش ماهه نیز آخرین ارزیابی درباره حکومت وی خواهد بود.

4 ما در این تجزیه و تحلیل در نظر داریم، پاکستان و حکومت نظامی ضیاءالحق را در پایان حکومت

دو ساله او در آستانه آنچه که ممکن است منجر به تفویض قدرت به یک حکومت منتخب و یا تصمیم

تعمدی برای تجدید دوران حکومت نظامی بشود، مورد مطالعه قرار دهیم. بیشتر آنچه که برای گفتن

درباره ضیاءالحق به عنوان رهبر و سیاستمدار و یک شخصیت داریم، قبلاً در گزارشهای شش ماهه قبل و

نظرگاههای متعدد ما درباره برنامه کار و مشکلات و باند او گفته شده است. ما قصد داریم در پایان دو سال،

سیاهه ای از موجودی او تنظیم کنیم و این سیاهه البته هم در مورد کوتاهی ها (نکات منفی) و هم مازادها

(نکات مثبت) خواهد بود و شکستها و موفقیتهای او را نیز در برخواهد گرفت. آن گاه به طور مختصر به

پایگاه قدرت او و نیروهای مخالف نگاه خواهیم کرد و خواهیم کوشید تا درباره آینده او قضاوتهایی انجام

دهیم.

5 سیاهه برداری:

(الف) جنبه های مثبت سالهای حکومت ضیاء: محمد ضیاءالحق افسر سپاه زره پوش، نرم زبان که در

جولوندور به دنیا آمده و در مدارس نظامی آمریکایی تحصیل کرده و در جریان دو جنگ با هند و انجام

وظیفه با اردنیها از سوی ذوالفقار علی بوتو به ریاست ستاد ارتش تعیین شده بود زیرا بوتو او را خطری

علیه حکومت غیرنظامی (که توسط بوتو اداره می شد) به حساب نمی آورد در جریان این دو سال به شکل

یک سیاستمدار زیرک و حیله گر و روی هم رفته خوش اقبال درآمده است. ضیاءالحق خود را با روحیه

ملی تطبیق داده و رژیم خود را که حوزه انتخاباتی اساسی او می باشد پرورش داده و آنهایی را که ممکن بود

علیه او ائتلاف کنند، با وعده های بازگشت به حکومت منتخب مشغول کرده است. این وضع اکنون اندکی

تغییر کرده است، زیرا واقعیتهای اقتصادی و تقاضاهای سیاست انتخاباتی دست به دست یکدیگر داده و

دامنه پشتیبانی از او را تنگ تر کرده و کار او را دشوارتر ساخته است. اگر همه این عوامل را در یک جمله

خلاصه کنیم، موفقیتهای ضیاء بسیار چشمگیر به نظر می رسد، زیرا کاملاً منصفانه می شود گفت که در

ظرف دو سال اخیر ضیاءالحق:

کشور را از پرتگاه جنگ داخلی نجات داده و نظم و قانون را اعاده کرده است.

با موفقیتهای مختلطی کوشیده است تا بدترین هرج و مرج را که بر اقتصاد کشور مستولی شده بود،

بی اثر کند.

بر روندی از «محکوم شمردنها» به منظور افشا و مجازات خطاکاریهای سالهای حکومت بوتو، و

خطاکاریهای خود نخست وزیر پیشین نظارت نموده است.

با اتحادیه ملی پاکستان یک ائتلاف بی سر و صدا تشکیل داده،و مخالفان خود را دچار تفرقه کرده و

اطمینان حاصل نموده که در هنگام ممانعت از تخفیف دادن میزان مجازات بوتو این تنها ارتش نیست که در

کنار او مانده است.

به حالت عصیان و اشغال ایالت بلوچستان توسط ارتش پایان داد.

یک مبارزه قاطع برای ساختن یک جامعه جدید اسلامی که به عقیده او از لحاظ اخلاقی سالم بوده و

پایگاه بالقوه ناسیونالیسم جدید می باشد به راه انداخت.

با اندکی موفقیت فرآیند متارکه خصومت منطقه ای در آسیای جنوبی را حفظ کرد و هنگامی که


صفحه 412

انقلاب آوریل 1978 در کابل نزدیک بود این فرآیند را از هم بپاشد، او توانست نیروهای خود را نگهداری

کرده و با اوضاع امنیتی که برای پاکستان در داخل منطقه و قسمتهای غربی آن خطرناک بود دست و پنجه

نرم کند.

پس از شکستهای موقت و چشمگیر ناشی از خطرهای مفروض و حقیقی از طرف حامیان بوتو

علیه نظم و قانون و حقوق بشر در پاکستان توانسته است، سانسور مطبوعات را از بین برده، و تمام افراد

بوتو و اکثر زندانیان سیاسی طرفدار وی را آزاد سازد.

از طریق تدارک طومارهای رأی دهندگان و تعیین حدود و حوزه های انتخاباتی و سرانجام تعیین

تاریخ، فرآیند انتخابات جدید را به راه انداخت.

مقررات و دستورات جدیدی وضع کرد و سیستم جدیدتری از انتخابات هیئتهای محلی به منظور

برقراری دمکراسی در پایین ترین سطح قدرت در این کشور را به مورد اجرا گذارد.

رئوس کلی سیاست خارجی دوران نخست وزیر بوتو را که از جمله شامل دوستی بسیار صمیمانه با

اعراب و چینیها، خروج از پیمان سنتو، عضو شدن در نهضت غیر متعهدها، سرخوردگی از ایالات متحده،

سازش با اتحاد جماهیر شوروی و گسترش یک سیاست مستقل هسته ای بود، حفظ کرد. این مطالب را

نمی توان موفقیتهای ناچیزی برای یک رهبر کشور جهان سوم که فاقد تجربه سیاسی و مشروعیت در

ظرف یک مدت دوساله بود به حساب آورد.

(ب) نکات منفی سالهای حکومت ضیاء: ناکامیهای ضیاء جدی تر است هر چند تعداد آنها ممکن است

کمتر از موفقیتهای او باشد. بیشتر این ناکامیها البته ناشی از محدودیتهایی است که پاکستان برای جولان

دادن به عنوان یک کشور فقیر جهان سوم، صرف نظر از اینکه چه کسی آن را انجام می دهد یا مسئله بر سر

چیست، دارد. ناکامیهای دیگری از قبیل آنهایی که مدافعین او می خواهند گوشزد کنند، نتیجه درهم

ریختگی عظیمی است که او هنگام به دست گرفتن قدرت در دو سال پیش با آن مواجه بود، و این استدلال

اندکی نیز حقیقت دارد. بعضی از دشواریهای او منعکس کننده عوارض جنبی نامطلوب سیاستهایی است

که به طورکلی در ستون موفقیتهای او قرار گرفته است. بسیاری از ناکامیهای او تنها به خود او مربوط است

و نتیجه محدودیتهای او به عنوان یک رهبر یا محدودیتهای گروه تابع او به عنوان مدیران و طراحان و

مأموران اجرایی می باشد. اگر بخواهیم اینها را خلاصه کنیم منصفانه می توان گفت که او:

نتوانسته است شالوده نهادهای ثابت دمکراتیک را فراهم آورد تا بتواند چهارچوب ضروری برای

برقراری یک حکومت واقعا منتخب و ایجاد ثبات در کشور را پدید آورد.

او باعث شده است که پاکستان با نیازهای فراتر از امکانات خود زندگی کند و بدین ترتیب پاکستان

را به لبه پرتگاه ورشکستگی از طریق تأکید مداوم بر طرحهای بسیار گران و جلب کننده سرمایه، رسانده

است (هر چند به وعده های خود وفا کرده و پروژه های جدیدی را آغاز نکرده است).

عامل زمان بیشتر را نادیده گرفته است و به اخطارهای خشمگینانه جوامع کمک دهنده مبنی بر

اینکه از تأمین مالی صرف و اسراف به جای رشد، به جان آمده است توجه ننموده است.

احساس تسلط خواهی پنجابی را به جای آنکه کاهش دهد، تشویق کرده و ساکنان مناطق

غیرپنجابی را از خود بیگانه کرده است که شاید این امر اثر اساسی بر بافت و ترکیب ملی داشته است.

نتوانسته است یک حالت روحی اعتماد و اطمینان را نسبت به آینده ایجاد کند.


صفحه 413

با نهایت بی پروایی از یک سیاست مستقل گسترش تسلیحات هسته ای به قیمت از بین رفتن

مناسبات خود با آمریکا که هنوز هم مهمترین حامی پاکستان به شمار می آید پیروی کرده است.

در نتیجه یک چنین سیاستی بعضی از قسمتهای نیروهای مسلح خود را با اتکاء بر تجهیزاتی که بد

نگهداری شده و اغلب کهنه شده نسبت به خود دلسرد کرده است.

علاوه بر این ممکن است توانایی نیروهای مسلح خود را در انجام وظایف اولیه دفاعی خویش زیان

رسانده باشد و این به علت درگیری نیروهای مسلح در انجام وظیفه حکومت نظامی و پراکنده شدن این

(رو به فساد کشیده شدن) نیروها می باشد(ODPR). در این مورد متوجه شده است که حتی در میان افسران

ارشد ستاد ارتش یک نوع حالت آسودگی خاطر و کوتاهی در گرفتن تصمیم از سوی نیروهای مسلح به

وجود آمده است. همچنین بسیاری از افسران ظاهرا قادر نیستند اقداماتی بسیار ابتدایی بدون بررسی

نزدیک از سوی پرسنل اطلاعاتی به عمل آورند و افسران ارشد نیروی دریایی و هوایی در انجام وظایف

مربوط به حکومت نظامی شرکت ندارند، و ظاهرا این افراد مشمول محدودیتهای حکومت نظامی قرار

نگرفته اند.)

هیچ گونه اثری بر بار سنگین فساد در این جامعه نداشته است و حکومت نظامی پاکستان قشرهای

جدید و شبکه های تازه ای را به بازیگری قدیمی افزوده است که در نتیجه آن به میزان بدبینیهای جامعه ای

که قبلاً نیز دچار این خصیصه بدبینی بوده افزوده است.

نتوانسته است مشکلات موجود سیاسی و مربوط به قانون و نظم عمومی را که به وسیله پیروان

عصبانی و سرخورده نخست وزیر فقید پاکستان به وجود آمده بدون توسل به دستگیریها و بازداشتهای به

مقیاس وسیع، هر چند کوتاه مدت و گاهی نیز با اعمال سانسور مستقیم و اغلب غیرمستقیم و محدود

نمودن آزادی بیان و اجتماعات و احزاب از میان بردارد.

در کوششهای مکرر خود نتوانسته است به نحوی حکومت نظامی را از نظر سیاسی تحت کنترل

درآورد تا قدرت سیاسی و درایت آن افزایش یابد و در صورت از بین رفتن حکومت نظامی فرصتی پیش

آید تا یک رهبریت سیاسی دیگر قدرت را به دست گیرد.

مجازاتهای سنتی خشن از قبیل قطع عضو بدن یا سنگسار کردن و شلاق زدن را به عنوان عواملی در

مسیر اسلامی کردن کشور به کار بسته است. ولی بیش از همه بزرگترین شکست ضیاء در این فهرست، عدم

توانایی وی در فراهم آوردن زمینه برای پیاده شدن خود و همکارانش از پشت ببری است که از سال

1356 بر آن سوار بوده اند. ضیاءالحق مورد اعتماد نیست. او اغلب حرفهایی می زند که بعدا آن را تغییر

می دهد. او نتوانسته است سوءظنی را که مردم این کشور به او دارند برطرف کند و سوءظن مردم از این

بابت است که او تمایلی برای رها کردن زمام قدرت ندارد و بسیاری فکر می کنند که او تعمدا صحنه را برای

تعویق مجدد انتخابات فراهم می کند. بسیاری ازپاکستانیها انتظار دارند که او را در پایان سال 1979 و

فراتر از آن تا ماه ژوئیه 1980 سوار بر مسند قدرت ببینند.

6 این سوءظن در تجربه 32 ساله خودمختاری پاکستان ریشه دوانده است و در این مدت مشاهده

نشده است که هیچ یک از رهبران پاکستان به میل خود از مقام خود کناره گیری کنند و معمولاً این وضع به

معنای نوعی فرمانروایی خودکامانه یا حکومت نظامی و متکی بر ارتش برای حفظ اوضاع و اداره کشور

بوده است.