بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 409

به عمل آورد. پاسخ دوست به این پیشنهاد فاش نشده است.

6 دولت پاکستان جمهوری دموکراتیک افغانستان را مسئول مشکلات پناهندگان دانست. وزیر

خارجه گفته بود که جمهوری دموکراتیک افغانستان آنچنان شرایطی را در افغانستان به وجود آورده که

افغانها هزار هزار به کشور همجوار یعنی پاکستان می گریزند و بسیاری از آنها نیز دارای پیوندهای قبیله ای

هستند و تنها دولت جمهوری دموکراتیک افغان است که می تواند شرایطی را فراهم آورد که موجب

بازگشت پناهندگان و تبعیدشدگان به افغانستان گردد. اگر جمهوری دموکراتیک افغانستان بخواهد

می تواند با کمک دولت پاکستان مرزها را مسدود نماید؛ گرچه مشکلات دولت جمهوری دموکراتیک

افغانستان نیز با مشکلات دولت پاکستان یکسان خواهد بود.

7 وزیر خارجه به مشکلات مربوط به اذیت و آزار کارمندان سفارت پاکستان توسط جمهوری

دموکراتیک افغانستان و حملات تبلیغاتی آن علیه پاکستان اشاره کرد و گفت که هر دو طرف می توانند به

این بازیها ادامه دهند. دولت پاکستان مخصوصا توجه افغانها را به قرارداد 1976 که بین دو کشور جهت از

بین رفتن تبلیغات خصمانه منعقد شده بود جلب نمود.

8 در مورد کارمندان سفارت، عثمان یادآور شد که شرایطی که تحت آن به سفارت دولت پاکستان در

کابل اجازه داده شده که با کارمندان پاکستانی که طبق ادعای جمهوری دموکراتیک افغانستان

خواستار پناهنده شدن در افغانستان هستند، مصاحبه کند کاملاً رضایت بخش نبوده است. دولت پاکستان

به تلاشهای خود در زمینه آزادسازی کارمندی که بنا به گفته عثمان از قبیله پتان و احتمالاً ختاک اهل

کوهات است ادامه خواهد داد. عثمان گفت علاوه بر این دیپلمات افغانی که به اینجا پناهنده شده است

(مرجع ج) یک نفر دیگر نیز در راه است که به خاطر سفر دوست و امید آزاد شدن کارمندان پاکستانی در

کابل درباره آن تبلیغاتی صورت نگرفته است. وی اضافه کرد که مسئله پناهندگی در پاکستان واقعیت دارد

و در رابطه با آدم رباییهای موجود در کابل صحنه سازی نشده است.

9 عثمان یادآور شد که تبلیغات ضدپاکستانی به محض توافق در مورد بازدید دوست از پاکستان

کاهش یافت. و باید دید که پس از مراجعت دوست به کابل نیز این کاهش تبلیغات ادامه خواهد یافت یا

خیر. (باید گفته شود که روزنامه اردوزبان جنگ در مقاله خود در 16 تیر عنوان کرده است که تبعیدشدگان

افغانی سفرای خود را نزد پادشاه پیشین افغانستان یعنی ظاهر شاه فرستاده و از وی خواسته اند که

فرماندهی تبعیدشدگان را در دست بگیرد.)

10 در پاسخ به سؤال گریفیث عثمان یادآور شد که جمهوری دموکراتیک افغانستان با مشکلات

بسیار حادی رو به روست و مسکو اقدامات لازم را تا حد تعویض تره کی و یا ارسال نظامیان انجام خواهد

داد تا منافع شوروی حفظ گردد (گرچه این اقدامات تا به حال مشکلات مالی و خونریزی های زیادی را از

طرف مسکو به همراه داشته است). با این وصف وی خطری جدی را برای رژیم کابل پیش بینی نمی کند و

معتقد است که شورش ادامه خواهد یافت و بسته به هوا، محصول، پول، وضع تسلیحاتی و فشارهای وارده

از طرف جمهوری دموکراتیک افغانستان در شدت وحدت آن کاهش و افزایش پدید خواهد آمد.کینگ

پاکستان و ضیاءالحق در پایان حکومت دو ساله


صفحه 410

سند شماره (39)

تاریخ: 20 تیر1358 11 ژوئیه 79سری

از: سفارت آمریکا در اسلام آبادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: (طبقه بندی نشده) پاکستان و ضیاءالحق در پایان حکومت دو ساله

1 (تمامی متن سری)

2 (خلاصه): اکنون در روزهای اولیه سال سوم حکمرانی خویش ژنرال محمد ضیاءالحق می تواند با

غرور و افتخار به بسیاری از کارهای انجام یافته خویش به عنوان رئیس حکومت نظامی و رئیس

جمهوری بنگرد. این کارها ممکن است شامل جلوگیری از بروز جنگ داخلی در این کشور 80 میلیون

نفری و حفظ صلح (و خونسردی) در داخل و خارج در جریان دورانی از بلاتکلیفی های فزاینده در منطقه

و فراهم کردن یک حکومت صلاحیت دار و مسئول در پاکستان باشد. معذالک کشور در آشوب به سر

می برد و به همان ترتیب پاکستان به سوی انتخابات پیش می رود که ضیاءالحق برای ماه نوامبر تعیین کرده

است، چشم انداز بعد از آن در مورد واگذاری امور به یک حکومت انتخابی و میراث کلی سالهای حکومت

ضیاء جنبه های مختلطی دارد. «شکستهای» ضیاء ظاهرا به نظر ما (و به نظر بسیاری از دیگران) بر

«موفقیتهای» او می چربد. این پرونده می کوشد تا پرونده ضیاء را در انتهای دو سال حکومت وی

صورت بندی کرده و موقعیت وی و روحیه ملی پاکستان را ارزیابی کند و نظری نیز به آینده بیفکند. این

گزارش به چنین نتیجه ای می رسد که آینده پاکستان چندان درخشان نیست و بلاتکلیفیهای معمولی که با

هر گونه دوران انتخاباتی ارتباط دارد، در حال حاضر بزرگتر جلوه گر شده و در پاکستان با عوامل زیر

ارتباط پیدا کرده است:

(الف) تاریخ اسفناک انجام انتخابات در این کشور تاکنون، (ب) سوءظن وسیع در مورد اینکه

انتخابات سرانجام به تعویق خواهد افتاد، (ج) فقدان ایمان به فرایند انتخابات و ترس از نتایج محتمل و

رویدادهای حاصله از برگزاری انتخابات، (د) تشدید بحران اقتصادی که کشور را به سوی ورشکستگی

ملی سوق می دهد، (ه••• ) نگرانی فزاینده و جنون آمیز درباره تهدیدهای قریب الوقوع نسبت به امنیت

پاکستان، (و) نگرانی توأم با خشم و نفرت از بیگانگان ناشی از رویارویی پاکستان بر سر مسئله مجتمع

هسته ای یا ایالات متحده که قدیمی ترین حامی آن به شمار می آید، (ز) فقدان فزاینده ایمان و اعتقاد از

سوی مردم این کشور و عناصر ترکیبی منطقه ای و سیاست آن به طورکلی در توانایی پاکستان برای به

حرکت انداختن آن به عنوان یک ملت. با توجه به مراتب فوق انتخابات حتی اگر هم طبق برنامه انجام گیرد

ممکن است به صورت یک تمرین توخالی پایان پذیرد. (پایان خلاصه)

3 محمد ضیاءالحق 52 ساله رئیس ستاد و اجراکننده حکومت نظامی و وزیر بهداری و وزیر امور

خارجه و از مرداد سال 1357 به بعد رئیس جمهور پاکستان. در تاریخ 14 تیر 1358 دوران دو ساله خود

را که بر مسند قدرت بود به پایان رسانده است. هنگامی که ژنرال ضیاءالحق و توطئه کنندگان نظامی

همرزم او تصمیم گرفتند ذوالفقار علی بوتو را که سابقا نخست وزیر بود، به منظور اجتناب از جنگ داخلی

در تیرماه 1356 از کار برکنار کنند، انتظار نداشتند که به مدت دو سال بر مسند قدرت تکیه زنند. اگر ضیاء

طبق وعده هایی که داده است انتخابات را که برای 26 آبان 1358 پیش بینی شده و 20 هفته بیشتر به انجام

آن باقی نمانده، برگزار کند، این آخرین سالگرد ضیاءالحق و همرزمان او بر مسند قدرت و این ارزیابی


صفحه 411

شش ماهه نیز آخرین ارزیابی درباره حکومت وی خواهد بود.

4 ما در این تجزیه و تحلیل در نظر داریم، پاکستان و حکومت نظامی ضیاءالحق را در پایان حکومت

دو ساله او در آستانه آنچه که ممکن است منجر به تفویض قدرت به یک حکومت منتخب و یا تصمیم

تعمدی برای تجدید دوران حکومت نظامی بشود، مورد مطالعه قرار دهیم. بیشتر آنچه که برای گفتن

درباره ضیاءالحق به عنوان رهبر و سیاستمدار و یک شخصیت داریم، قبلاً در گزارشهای شش ماهه قبل و

نظرگاههای متعدد ما درباره برنامه کار و مشکلات و باند او گفته شده است. ما قصد داریم در پایان دو سال،

سیاهه ای از موجودی او تنظیم کنیم و این سیاهه البته هم در مورد کوتاهی ها (نکات منفی) و هم مازادها

(نکات مثبت) خواهد بود و شکستها و موفقیتهای او را نیز در برخواهد گرفت. آن گاه به طور مختصر به

پایگاه قدرت او و نیروهای مخالف نگاه خواهیم کرد و خواهیم کوشید تا درباره آینده او قضاوتهایی انجام

دهیم.

5 سیاهه برداری:

(الف) جنبه های مثبت سالهای حکومت ضیاء: محمد ضیاءالحق افسر سپاه زره پوش، نرم زبان که در

جولوندور به دنیا آمده و در مدارس نظامی آمریکایی تحصیل کرده و در جریان دو جنگ با هند و انجام

وظیفه با اردنیها از سوی ذوالفقار علی بوتو به ریاست ستاد ارتش تعیین شده بود زیرا بوتو او را خطری

علیه حکومت غیرنظامی (که توسط بوتو اداره می شد) به حساب نمی آورد در جریان این دو سال به شکل

یک سیاستمدار زیرک و حیله گر و روی هم رفته خوش اقبال درآمده است. ضیاءالحق خود را با روحیه

ملی تطبیق داده و رژیم خود را که حوزه انتخاباتی اساسی او می باشد پرورش داده و آنهایی را که ممکن بود

علیه او ائتلاف کنند، با وعده های بازگشت به حکومت منتخب مشغول کرده است. این وضع اکنون اندکی

تغییر کرده است، زیرا واقعیتهای اقتصادی و تقاضاهای سیاست انتخاباتی دست به دست یکدیگر داده و

دامنه پشتیبانی از او را تنگ تر کرده و کار او را دشوارتر ساخته است. اگر همه این عوامل را در یک جمله

خلاصه کنیم، موفقیتهای ضیاء بسیار چشمگیر به نظر می رسد، زیرا کاملاً منصفانه می شود گفت که در

ظرف دو سال اخیر ضیاءالحق:

کشور را از پرتگاه جنگ داخلی نجات داده و نظم و قانون را اعاده کرده است.

با موفقیتهای مختلطی کوشیده است تا بدترین هرج و مرج را که بر اقتصاد کشور مستولی شده بود،

بی اثر کند.

بر روندی از «محکوم شمردنها» به منظور افشا و مجازات خطاکاریهای سالهای حکومت بوتو، و

خطاکاریهای خود نخست وزیر پیشین نظارت نموده است.

با اتحادیه ملی پاکستان یک ائتلاف بی سر و صدا تشکیل داده،و مخالفان خود را دچار تفرقه کرده و

اطمینان حاصل نموده که در هنگام ممانعت از تخفیف دادن میزان مجازات بوتو این تنها ارتش نیست که در

کنار او مانده است.

به حالت عصیان و اشغال ایالت بلوچستان توسط ارتش پایان داد.

یک مبارزه قاطع برای ساختن یک جامعه جدید اسلامی که به عقیده او از لحاظ اخلاقی سالم بوده و

پایگاه بالقوه ناسیونالیسم جدید می باشد به راه انداخت.

با اندکی موفقیت فرآیند متارکه خصومت منطقه ای در آسیای جنوبی را حفظ کرد و هنگامی که


صفحه 412

انقلاب آوریل 1978 در کابل نزدیک بود این فرآیند را از هم بپاشد، او توانست نیروهای خود را نگهداری

کرده و با اوضاع امنیتی که برای پاکستان در داخل منطقه و قسمتهای غربی آن خطرناک بود دست و پنجه

نرم کند.

پس از شکستهای موقت و چشمگیر ناشی از خطرهای مفروض و حقیقی از طرف حامیان بوتو

علیه نظم و قانون و حقوق بشر در پاکستان توانسته است، سانسور مطبوعات را از بین برده، و تمام افراد

بوتو و اکثر زندانیان سیاسی طرفدار وی را آزاد سازد.

از طریق تدارک طومارهای رأی دهندگان و تعیین حدود و حوزه های انتخاباتی و سرانجام تعیین

تاریخ، فرآیند انتخابات جدید را به راه انداخت.

مقررات و دستورات جدیدی وضع کرد و سیستم جدیدتری از انتخابات هیئتهای محلی به منظور

برقراری دمکراسی در پایین ترین سطح قدرت در این کشور را به مورد اجرا گذارد.

رئوس کلی سیاست خارجی دوران نخست وزیر بوتو را که از جمله شامل دوستی بسیار صمیمانه با

اعراب و چینیها، خروج از پیمان سنتو، عضو شدن در نهضت غیر متعهدها، سرخوردگی از ایالات متحده،

سازش با اتحاد جماهیر شوروی و گسترش یک سیاست مستقل هسته ای بود، حفظ کرد. این مطالب را

نمی توان موفقیتهای ناچیزی برای یک رهبر کشور جهان سوم که فاقد تجربه سیاسی و مشروعیت در

ظرف یک مدت دوساله بود به حساب آورد.

(ب) نکات منفی سالهای حکومت ضیاء: ناکامیهای ضیاء جدی تر است هر چند تعداد آنها ممکن است

کمتر از موفقیتهای او باشد. بیشتر این ناکامیها البته ناشی از محدودیتهایی است که پاکستان برای جولان

دادن به عنوان یک کشور فقیر جهان سوم، صرف نظر از اینکه چه کسی آن را انجام می دهد یا مسئله بر سر

چیست، دارد. ناکامیهای دیگری از قبیل آنهایی که مدافعین او می خواهند گوشزد کنند، نتیجه درهم

ریختگی عظیمی است که او هنگام به دست گرفتن قدرت در دو سال پیش با آن مواجه بود، و این استدلال

اندکی نیز حقیقت دارد. بعضی از دشواریهای او منعکس کننده عوارض جنبی نامطلوب سیاستهایی است

که به طورکلی در ستون موفقیتهای او قرار گرفته است. بسیاری از ناکامیهای او تنها به خود او مربوط است

و نتیجه محدودیتهای او به عنوان یک رهبر یا محدودیتهای گروه تابع او به عنوان مدیران و طراحان و

مأموران اجرایی می باشد. اگر بخواهیم اینها را خلاصه کنیم منصفانه می توان گفت که او:

نتوانسته است شالوده نهادهای ثابت دمکراتیک را فراهم آورد تا بتواند چهارچوب ضروری برای

برقراری یک حکومت واقعا منتخب و ایجاد ثبات در کشور را پدید آورد.

او باعث شده است که پاکستان با نیازهای فراتر از امکانات خود زندگی کند و بدین ترتیب پاکستان

را به لبه پرتگاه ورشکستگی از طریق تأکید مداوم بر طرحهای بسیار گران و جلب کننده سرمایه، رسانده

است (هر چند به وعده های خود وفا کرده و پروژه های جدیدی را آغاز نکرده است).

عامل زمان بیشتر را نادیده گرفته است و به اخطارهای خشمگینانه جوامع کمک دهنده مبنی بر

اینکه از تأمین مالی صرف و اسراف به جای رشد، به جان آمده است توجه ننموده است.

احساس تسلط خواهی پنجابی را به جای آنکه کاهش دهد، تشویق کرده و ساکنان مناطق

غیرپنجابی را از خود بیگانه کرده است که شاید این امر اثر اساسی بر بافت و ترکیب ملی داشته است.

نتوانسته است یک حالت روحی اعتماد و اطمینان را نسبت به آینده ایجاد کند.


صفحه 413

با نهایت بی پروایی از یک سیاست مستقل گسترش تسلیحات هسته ای به قیمت از بین رفتن

مناسبات خود با آمریکا که هنوز هم مهمترین حامی پاکستان به شمار می آید پیروی کرده است.

در نتیجه یک چنین سیاستی بعضی از قسمتهای نیروهای مسلح خود را با اتکاء بر تجهیزاتی که بد

نگهداری شده و اغلب کهنه شده نسبت به خود دلسرد کرده است.

علاوه بر این ممکن است توانایی نیروهای مسلح خود را در انجام وظایف اولیه دفاعی خویش زیان

رسانده باشد و این به علت درگیری نیروهای مسلح در انجام وظیفه حکومت نظامی و پراکنده شدن این

(رو به فساد کشیده شدن) نیروها می باشد(ODPR). در این مورد متوجه شده است که حتی در میان افسران

ارشد ستاد ارتش یک نوع حالت آسودگی خاطر و کوتاهی در گرفتن تصمیم از سوی نیروهای مسلح به

وجود آمده است. همچنین بسیاری از افسران ظاهرا قادر نیستند اقداماتی بسیار ابتدایی بدون بررسی

نزدیک از سوی پرسنل اطلاعاتی به عمل آورند و افسران ارشد نیروی دریایی و هوایی در انجام وظایف

مربوط به حکومت نظامی شرکت ندارند، و ظاهرا این افراد مشمول محدودیتهای حکومت نظامی قرار

نگرفته اند.)

هیچ گونه اثری بر بار سنگین فساد در این جامعه نداشته است و حکومت نظامی پاکستان قشرهای

جدید و شبکه های تازه ای را به بازیگری قدیمی افزوده است که در نتیجه آن به میزان بدبینیهای جامعه ای

که قبلاً نیز دچار این خصیصه بدبینی بوده افزوده است.

نتوانسته است مشکلات موجود سیاسی و مربوط به قانون و نظم عمومی را که به وسیله پیروان

عصبانی و سرخورده نخست وزیر فقید پاکستان به وجود آمده بدون توسل به دستگیریها و بازداشتهای به

مقیاس وسیع، هر چند کوتاه مدت و گاهی نیز با اعمال سانسور مستقیم و اغلب غیرمستقیم و محدود

نمودن آزادی بیان و اجتماعات و احزاب از میان بردارد.

در کوششهای مکرر خود نتوانسته است به نحوی حکومت نظامی را از نظر سیاسی تحت کنترل

درآورد تا قدرت سیاسی و درایت آن افزایش یابد و در صورت از بین رفتن حکومت نظامی فرصتی پیش

آید تا یک رهبریت سیاسی دیگر قدرت را به دست گیرد.

مجازاتهای سنتی خشن از قبیل قطع عضو بدن یا سنگسار کردن و شلاق زدن را به عنوان عواملی در

مسیر اسلامی کردن کشور به کار بسته است. ولی بیش از همه بزرگترین شکست ضیاء در این فهرست، عدم

توانایی وی در فراهم آوردن زمینه برای پیاده شدن خود و همکارانش از پشت ببری است که از سال

1356 بر آن سوار بوده اند. ضیاءالحق مورد اعتماد نیست. او اغلب حرفهایی می زند که بعدا آن را تغییر

می دهد. او نتوانسته است سوءظنی را که مردم این کشور به او دارند برطرف کند و سوءظن مردم از این

بابت است که او تمایلی برای رها کردن زمام قدرت ندارد و بسیاری فکر می کنند که او تعمدا صحنه را برای

تعویق مجدد انتخابات فراهم می کند. بسیاری ازپاکستانیها انتظار دارند که او را در پایان سال 1979 و

فراتر از آن تا ماه ژوئیه 1980 سوار بر مسند قدرت ببینند.

6 این سوءظن در تجربه 32 ساله خودمختاری پاکستان ریشه دوانده است و در این مدت مشاهده

نشده است که هیچ یک از رهبران پاکستان به میل خود از مقام خود کناره گیری کنند و معمولاً این وضع به

معنای نوعی فرمانروایی خودکامانه یا حکومت نظامی و متکی بر ارتش برای حفظ اوضاع و اداره کشور

بوده است.


صفحه 414

7 این سوءظن همچنین در شک و تردید مربوط به نتایج حاصله از انتخابات سال 1979 ریشه دوانده

است. رهبری سیاسی در ورطه ای از مسائل نامربوط شناور است و علت آن نیز عدم تماس وی با مردم و

گرفتاری فکری بیش از حد او به کسب سمت و اختلافات ناچیز فرقه ای می باشد. سیستم سیاسی که هم

اکنون در این کشور وجود دارد، ظاهرا قادر نیست یک اجماع آرای حاکم را با به کار بردن مقررات اساسی

فرآیندهای غربی و پارلمانی دمکراتیک سازمان بدهد و بیشتر بازیگران آن اشخاص طرفدار افراد

برگزیده ای هستند، که صراحتا نسبت به اراده مردم که به وسیله رأی گیری همگانی به دست می آید،

بی اعتماد می باشند.

8 علاوه بر سوءظن مربوط به کناره گیری داوطلبانه ضیاء از قدرت و عدم ایمان به توانایی این نظام

در ارائه نتیجه ای مستحکم، کسانی نیز هستند که در پایان ممکن است با انتخابات مخالفت ورزند، چون

فکر می کنند که حزب خلق پاکستان به رهبری همسر و دختر بوتو پیروز خواهد شد، و آنها نیز در نهایت به

خاطر اعدام یا کشتار رهبر، همسر و پدرشان مسیر انتقامجویی را در پیش خواهند گرفت.

9 به طورکلی، به عنوان نمونه این نیروهای ضد بوتو می توان از جماعت اسلامی محافظه کار که

مهمترین عضو ضد بوتوی اتحاد ملی پاکستان و حامی سرسخت حکومت نظامی قبل و حتی بعد از ائتلاف

حکومت نظامی و اتحاد ملی مسلمانان در مرداد 1357 تا اردیبهشت 1358 بود، نام برد. در صورت

روبه رو شدن با آشفتگی سیاسی و یا بدتر از آن یعنی پیروزی حزب خلق پاکستان، جماعت اسلامی که از

اسلامی سازی ضیاء، سیاست مستقل خارجی و مسائل اتمی و دلبستگی آن به سرمایه گذاری آزاد و نظم و

ترتیب حکومت نظامی شدیدا حمایت می کند حاضر خواهد بود رهبریت ضیاء و عدم موفقیتهای

سیاستهایش و حیله گریهای گهگاه و اقدامات نیم بند اقتصادی وی را توجیه نماید و جماعت اسلامی نیز

احتمالاً از آن چنان نظم و ترتیب سازمانی و نیروی خیابانی برخوردار است که خواهد توانست با تحریک

و یا بدون تحریک شدن از طرف حکومت نظامی بی نظمی لازم را به وجود آورده و خواستار تجدید نظر در

انتخابات گردد. یک حکومت نظامی، که با کمبودهای مالی شدیدی روبه روست و متقاعد شده است که

تنها از طریق اصلاحات سیاسی بسیار سریع می تواند کشور را نجات دهد، با وجود اینکه این اقدامات را

ممکن است بین زمان حال و نوامبر انجام ندهد، ممکن است از به تعویق افتادن انتخابات استقبال کند (و یا

آن را ترغیب نماید) تا بتواند تصمیمات اکیدی را که یک ائتلاف ضعیف و یا حتی حزب خلق پاکستان

محبوب خواهد توانست اتخاذ نماید، خود بدان دست یابد. ولی این آمریکا حکومت نظامی مصممتر از آن

چیزی را می خواهد که در دو سال گذشته شاهد آن بوده ایم.

10 پایگاه قدرت ضیاء: چند ماه قبل ما تصور می کردیم که به محض اینکه لحظه اعدام بوتو بگذرد،

ضیاءالحق ممکن است خود را در معرض خطر ببیند. منطق ما آن نبود که حزب خلق پاکستان به قدرت

خواهد رسید تا ضیاء را سرنگون کند، بلکه آن بود که ائتلاف ضدبوتو که ضیاءالحق در رأس آن قرار گرفته

و اکنون 21 ماه است آن را در دست دارد، به محض اینکه احساسات ضد بوتو که آنها را به هم پیوند می داد

ضعیف تر شود، از هم خواهد پاشید. ما معتقد بودیم که برای ضیاءالحق اهمیت خواهد داشت که هر چه

زودتر تاریخی برای انتخابات تعیین کرده و خود را پای بند به انجام آن بداند تا کانون توجه را به چیزی غیر

از حکومت نظامی معطوف کند.ولی ضیاءالحق یک گام پیشتر رفت و حتی قبل از اعلام تصمیم در مورد

بوتو خود را متعهد به انجام انتخابات در 26 آبان قلمداد کرد و به سرعت تصمیم گرفت واکنش عمومی را


صفحه 415

در قبال اعدام بوتو از طریق بازداشت هزاران تن از رهبران حزب خلق پاکستان و کارگران آن و «اشغال »

موقت منطقه سند که موطن بوتو می باشد، به وسیله ارتش مهار کند.

11 او همچنین به مرور زمان اجازه داد که سیاست بازی به نحو فعالانه ای صورت گیرد و خود او نیز

دست به سیاست بازی زد و سانسور را برچید و به کرات تعهد خود را درباره کناره گیری پس از انتخابات

وعده داده شده در ماه آبان اعلام داشت. این عدم کنترل شدید اوضاع اثرات خود را بخشید، و جو

صف بندیهای سیاسی بعد از بوتو و موضع گیریهای قبل از انتخابات به نحو محسوسی آزاد و بی نظم و

ترتیب گردید. نیروهای امنیتی (و وضع فکری که آنها در آن خلاصه می شوند) موجودیت دارند و

همان طوری که یک روزنامه نگار گفته است ضرب و شتم غیرمسئولانه و بی معنی خبرنگار خارجی و

دیپلماتهای خارجی که به محل مجتمع هسته ای بسیار نزدیک شده بودند، تنها نشان دهنده نوع خشونت

مأمورین پلیس است که پاکستانیها باید لااقل به نحو بالقوه تمامی وقت با آن روبرو باشند.

12 پیام ضیاءالحق برای انتخابات محلی (مثلاً شهرداریها و کمیته های بخش) قبل از برگزاری

انتخابات عمومی که قرار است در ماه نوامبر انجام گیرد، شاید از اشتباهات جزیی وی می باشد.

همان طوری که ما در گزارش خود خاطر نشان کرده ایم سیاستمداران از آن سوءظن دارند که رأی دهندگان

در معرض رفتار کنترل نشده قرار گیرند و آنها همچنین نسبت به انگیزه های ضیاءالحق ظنین هستند و از

آن بیم دارند که ضیاءالحق انتخابات عمومی را پس از اتمام انتخابات محلی لغو کند.

هدف ضیاء این است که دمکراسی در پایین ترین سطح خود آغاز شود و ما معتقدیم که ضیاء قصد دارد

جریانهای انتخاباتی را آزمایش کند تا ببیند آنهایی که به رهبری حزب خلق پاکستان وابسته هستند

چگونه رفتار خواهند کرد. ولی ضیاء گویی یک لانه زنبور را علیه این اقدام به عنوان اعتراض برانگیخته

است، به طوری که همه سیاستمداران اعم از اینکه با این حزب ارتباط داشته یا نداشته باشند با او

درافتاده اند. معذالک ما معتقدیم اعم از اینکه انتخابات محلی عملاً قبل از انتخابات عمومی انجام بگیرد یا

نگیرد، اقدام اصلی هنوز صورت نگرفته است و پیشنهادهای ضیاء در میان رأی دهندگان عادی استقبال

مثبت داشته است.

13 تصمیم ضیاء در رابطه با لغو سوبسید گندم در مغازه های جیره بندی که بابت بالا رفتن میزان کمک

دولت به اشخاص عادی شده و با تورم همراه بوده است و همچنین مالیاتهای جدیدی که او وضع کرده

(تلگراف جداگانه) که در یکی از روزنامه ها به عنوان «آخرین بودجه حکومت نظامی» توصیف شده است،

همچنین مشکلی را ایجاد کرده است که ضیاء نسبت به آن در تنهایی قرار گرفته و بقیه طیف سیاسی در برابر

او صف بندی کرده اند.

14 ولی پایگاه اصلی قدرت او لایتغیر مانده است و مهمترین سمت او عبارت است از ریاست ستاد

ارتش و اگر سنت وفاداری به این مقام رعایت شود، این همان نهادی است که قدرت واقعی او از آن ناشی

می شود. در حالی که در آغاز او برجسته ترین فرد در میان هم رتبه های خود در دو سال قبل بود به مرور

زمان او بیشتر برجسته شده است ولیکن هرگز نسبت به همقطاران نظامی خود چندان فاصله ای نگرفته

است که آنها را وادار کند علیه او متحد شوند. ظرف دو سال گذشته او عملاً همه افسران ارشدی را که در

دوران حکومت بوتو با آنها ارتباط داشته است تغییر داده یا بازنشسته کرده است، سران نیروی هوایی و

دریایی و اعضای همکار در شورای نظامی به استثنای بازیگران غیر جوی حکومت نظامی جا به جا شده و


صفحه 416

درجه ها به سه ستاره کاهش یافته اند. بیشتر فرماندهان سپاه در سال 1356 تغییر یافته (بعضیها بازنشسته

شده اند)، و همه فرماندهان سپاه اکنون سمتهای مهم غیرنظامی نیز دارا می باشند و دو نفر از آنها به عنوان

وزیران فدرال انجام وظیفه می کنند و چهار نفر دیگر فرمانداران ایالات هستند. همچنین تغییر دیگری که

ممکن است قریب الوقوع باشد مربوط به سپهبد جیلانی است که اکنون وزیر دفاع است و از قرار معلوم به

ریاست کمیته ستاد نیروهای مشترک که سمتی معادل ژنرال چهار ستاره است درخواهد آمد. این سمت

حائز چندان قدرت و اختیاراتی برای صاحب آن نیست و چنین به نظر می رسد که سپهبد اقبال کلید

احتمالی هر حرکتی از درجات ارشد برای از جا برکنار کردن ضیاء در سمت خودش به عنوان نایب رئیس

ستاد ارتش منصوب شود. هر چند ضیاء از قرار معلوم از اوایل سال می کوشید تا او را به سمت دیگری

منصوب کند، چنین به نظر می رسد که اقبال از سمت خود راضی است و تا آن اندازه که ما اطلاع داریم او به

«رئیس خود» مانند افسران دیگر در سمتهای بالا از قبیل سپهبد چیشتی که از همکاران جولوندوری

است، وفادار مانده است.

15 رحیم الدین خان فرمانده سپاه در کویته و فرماندار بلوچستان که اکنون از طریق سببی قوم و

خویش ضیاءالحق شده است چنین به نظر می رسد که از آنهایی است که در دایره داخلی دستگاه قدرت در

پاکستان وارد خواهد شد و در ضیافتی که ضیاءالحق به افتخار کنستابل وزیر مختار آمریکا که مدت

مأموریتش تمام شده و عازم کشورش بود ترتیب داده بود در سمت راست ضیاء قرار گرفته بود.

16 به علت فعالیتهای دولت پاکستان به منظور ممانعت از دسترسی ما و به منظور حصول اطمینان از

آنچه در آنجا می گذرد، ما نتوانسته ایم با سطوح پایین تر نظامی تماس چندانی برقرار سازیم. تنها چیزی که

می توانیم بگوییم این است که از نظر ما تلاش مهمی علیه ضیاء در این سطوح انجام نگرفته است، تنها

نشانه های موجود نارضایتی بعضی از آنها در رابطه با تصمیم ضیاء مبنی بر اعدام بوتو بود که آنها با ایجاد

تغییراتی در سطوح افسران دو ستاره خاموش شد. تا آنجا که ما می دانیم ارتش در رابطه با تعهد او در

برگزاری انتخابات از وی حمایت می کند، بیشتر افراد ارتش می خواهند از اداره امور و انجام وظیفه

دستگاه حکومت نظامی بر کنار باشند. این امر لااقل نشان دهنده اندیشه متعارفی در اسلام آباد است و هر

چند در قابلیت دسترسی ما به مقامات بالاتر شکافهایی وجود دارد، ما درباره مدعی بالقوه جدی در برابر

ضیاء یا همکاران ارشد بلافصل او که معتقد به ادامه حکومت ارتش یا از کار برکنار کردن ضیاء در آینده

نزدیک باشند اطلاعی نداریم.

17 معذالک همه از قرار معلوم درباره اثرات انتخاب یک عنصر انتقامجو از حزب خلق پاکستان

نسبت به سمتهای خویش نگرانند و از قرار معلوم بسیاری حاضر خواهند بود، در پشتیبانی از اقدامات

ضیاء از قبیل ممنوع کردن حزب خلق پاکستان یا محروم کردن رهبران عمده آنها به عنوان عنصر واجد

شرایط و جلوگیری از آنچه که ممکن است اتفاق بیفتد با ضیاء همکاری کنند. در صورتی که احساس کنند

که چنین عواقبی در انتظار آنهاست، ممکن است حتی حاضر باشند که بپذیرند انتخابات به تعویق بیفتد و یا

اصلاً لغو شود.

18 تا آنجایی که ما اطلاع داریم سیاست ضیاءالحق نسبت به نیروی اتمی مسئله ای نیست که ضیاء را

از ارتش و کارمندان غیرنظامی ارشد یا مردم به طورکلی جدا کند، سیاست هسته ای ضیاءالحق که ما او را

متهم به پیروی از آن می کنیم ضیاء را در موضع مساعدی از سوی مردم یعنی هر چه باداباد قرارمی دهد.