بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 485

از دست داده و تلاشهای خود را بر نسل جدیدی از جوانان ناسیونالیست پشتو و بلوچ که دارای گرایشات

مارکسیستی هستند متمرکز ساخته است. انحراف روشنفکرانه مردم پاکستان نشانه هایی از موفقیت را به

همراه دارد و بسیاری از پاکستانیها به سوی افغانستان گرایش پیدا کرده اند. هنگام وقوع کودتا در

افغانستان، در پاکستان از کمک به پناهندگان و یاری رساندن به شورشیان شدیداً حمایت می شد. لیکن در

حال حاضر بسیاری به این نتیجه رسیده اند که باید با افغانستان و شوروی از طریق افغانستان

«مصالحه ای» صورت گیرد، چون نتوانسته است حمایت خارجی کافی را جلب نماید. بسیاری از قبایل

معتقدند که وظیفه پاکستان است که علیه رژیم ضد اسلامی و مارکسیستی کابل مبارزه کند. لیکن اگر در

انجام این کار از روسها می ترسد باید با شوروی از در صلح درآید. رهبران پاکستانی گفتند اگر افغانستان

بخواهد در اوضاع کنونی به پاکستان فشار وارد آورد (مثلاً از طریق سیاست تعقیب شدید مرزی، توزیع

سلاح در بلوچستان و یا تحریک شورشیان)، پاکستان در موقعیت سختی قرار خواهد گرفت.

10 سؤال کردم که آیا پاکستان فکر می کند که نظامیان شوروی نیز مستقیماً جهت سرکوب شورشیان

پا به صحنه خواهند گذاشت؟ شهنواز گفت در این باره نمی تواند پاسخ قطعی و دقیقی ارائه کند. وی گفت

شوروی هرگونه کمک لازم را از قبیل کمک نظامی در اختیار افغانستان قرار خواهد داد. وی معتقد است

که روسها سعی خواهند کرد مشارکت نظامیان خود را محدود به سطوح مستشاری و لجستیکی نمایند.

سؤال شد که آیا پاکستانیها شاهدی مبنی بر استفاده از نظامیان آسیای مرکزی شوروی همراه با نظامیان

افغانستان یافته اند؟ شهنواز یادآور شد که شوروی این توانایی را دارد. وی گفت بعید به نظر می رسد که

شوروی از کوبایی ها در افغانستان استفاده کند، چون آنها نظامیان آسیای مرکزی خود را که از نظر

فرهنگی نیز با افغانها وجوه تشابه دارند در اختیار دارند.

11 سؤال شد که آیا به نظر پاکستانیها چین در محدود کردن نفوذ شوروی در افغانستان نقش مهمی را

ایفا می کند؟ شاهی به این سؤال جواب منفی داد. در چند مورد آنها با چینیها پیرامون افغانستان گفتگو کرده

بودند. لیکن چینیها با استفاده از تحلیلهای ایدئولوژیک می گفتند که خلق افغانستان بالاخره پیروز

خواهند شد. چینیها در این رابطه از سیاست عدم مداخله پیروی کردند. شایعه شده بود که شورشیان از

چین اسلحه دریافت می کنند، لیکن پاکستان شاهدی برای اثبات آن نداشت.

12 هند: تبادل نظرهای پیرامون هند شامل نکات شگفت انگیزی نبود. پاکستانیها در مورد مقاصد

هند در درازمدت نیز اظهار نگرانی می کردند، و اظهار می داشتند که هنوز هم هند را خطر اصلی در برابر

امنیت پاکستان به حساب می آوردند، گذشته از آنکه مشکلات بیشتری در کوتاه مدت در رابطه با

افغانستان دارند.

13 شاهی گفت که روابط پاکستان و هند بیش از گذشته «عاری از تشنج» است. آنها از نخست وزیر

پیشین دسای به خوبی یاد می کردند، و به خصوص از مقاومت دسای در برابر برژنف و کاسیگین در مسکو

که از وی خواسته بودند که در رابطه با افغانستان فشار بیشتری بر پاکستان وارد کند، قدردانی می کردند.

شاهی گفت این وضع نشانگر یک «بهبود در روابط سالم» بود. لیکن پاکستانیها در مورد سیاستهای

دولتی که در انتخابات بعدی هند پیروز خواهد شد، اظهار نگرانی می کردند.

14 شهنواز گفت که پاکستان در ماههای اخیر تلاش کرده بود، که در رابطه با افغانستان روابط خود با

هند را تا حد امکان حسنه نگهدارد. وی گفت در سفر خود به دهلی نو در ماه مه، وی برای اولین بار با


صفحه 486

مقامات هند به بحث و تبادل نظر همه جانبه پرداخت. مقامات هندی در اظهارنظر پیرامون مسائل هند

بیشتر جانب احتیاط را می گرفتند، تا مبادا نظراتشان با نظرات شوروی مطابقت یابد. شهنواز گفت هندیها

احتمالاً از پیشرفتهای شوروی در افغانستان نگران شده اند و از اینکه افغانستان در حال حاضر حائلی بین

آنها (هند و شوروی) نیست ناراحت هستند. معذالک تبادل نظر پاکستان و هند در این مورد تأثیراتی داشته

است. سؤال شد که آیا هند نگرانی خود در مورد افغانستان را به شوروی گوشزد کرده است؟ و شهنواز گفت

که به نظر او این کار را نکرده اند، ولی با مقامات در برابر درخواست شوروی مبنی بر فشار وارد کردن

پاکستان نگرانیهای خود را به شوروی نشان داده اند.

15 پاکستانیها اظهار داشته اند که با مقامات هند به طور کامل و صریح در مورد مسئله اتمی گفتگو

کرده اند و هند مقاصد صلح جویانه اتمی پاکستان را ظاهرا پذیرفته است. شاهی به گفتگوهای خود با وزیر

خارجه هند مشیرا در هاوانا و نیویورک اشاره کرد، که در این گفتگوها وی گفته بود در صورت تردید هند

نسبت به برنامه اتمی پاکستان، این کشور حاضر است هرگونه تضمین لازم را به هند بدهد. شاهی گفت که

از بیانیه چاران سینگ در ردفورت نیز ابراز نگرانی کرده است. طبق گزارش میشرا به وی پاسخ داده بود که

این امر تنها در محتوای فرضی برنامه تسلیحاتی اتمی پاکستان می گنجد. شاهی گفت که میشرا از ابراز

اطمینانهای پاکستان خشنود بوده است.

16 شهنواز گفت که بیانیه ردفورت تنها چند روز پس از سخنرانی سناتور پرسی در کلکته در رابطه با

خطری که متوجه شهرهای هند از یک بمب پاکستانی است، ایراد شده بود. (گرچه وی به نتیجه گیری

صریح در این مورد نپرداخت، لیکن وی ظاهرا می خواست به طور ضمنی بگوید که آمریکا مسئول

خشمگین شدن چاران سینگ می باشد.)

17 شهنواز به تفصیل در مورد گفتگوهای خود با رهبران هند از قبیل نخست وزیر پیشین دسای

پیرامون مسئله اتمی در ماه مه گذشته سخن گفت. وی گفت که دسای با یک بیانیه صریح و بی پرده گفته بود

که از ابراز اطمینانهای پاکستان بسیار خشنود شده است. شهنواز به مکاتبات ضیاء دسای در همین مورد

اشاره کرد که در آن ضیاء پیشنهاد کرده بود که یک بیانیه مشترک در محکوم شمردن تسلیحات اتمی منتشر

نمایند و دسای نیز گفته بود که انتشار یک بیانیه یک جانبه نیز مانند انتشار یک بیانیه مشترک می باشد.

شهنواز گفت علت خشنودی هندیها این بوده است که دسای و ضیاء اعلام کرده بودند، که به هیچ وجه قصد

ندارند تسلیحات اتمی تولید نمایند.

18 ایران: نیوسام گفت که آمریکا تلاش کرده است به دولت جدید به فهماند که ما انقلاب را

پذیرفته ایم. وی گفت که ما هنوز به طور مستقیم با خمینی تماس نگرفته ایم. پذیرفته نشدن سفیر ما از سوی

ایران مشکلات جدیدی بر سر راه ایجاد ارتباط به وجود آورد و ادامه اعدامها نیز در مسائل مربوط به

روابط عمومیمان موانعی ایجاد کرده است. نیوسام گفت که روابط شوروی و ایران «توأم با تشنج» است.

19 در پاسخ شاهی بر اهمیت ایجاد یک توازن شخصی با خمینی و امتناع سرسختانه آیت اللّه در زمینه

ادامه برنامه ها یا سیاستهای شاه تأکید کرد. وی معتقد است که ارسال یک هیئت نمایندگی نزد خمینی تنها

راه بهبود بخشیدن به روابط آمریکا و دولت کنونی ایران است، لیکن وی اعتراف کرد که این امر می تواند از

نظر عموم آمریکاییان مشکلاتی را فراهم آورد.

20 شاهی گفت سوءظن دولت کنونی ایران نسبت به هرچیزی که توسط شاه ایجاد شده، سبب شده


صفحه 487

است که آنها مبادرت به لغو سازمان همکاری و عمران منطقه ای کنند. وی گفت پاکستان سعی داشت این

سازمان را نجات دهد. پاکستان به ارزیابی نقش سازمان همکاری و عمران منطقه ای پرداخته و سعی

داشت به ایرانیها نشان دهد، که سازمان همکاری و عمران منطقه ای در پیشبرد همکاریهای اقتصادی

منطقه ای می تواند مفید واقع گردد.

21 در پاسخ به یک سؤال، شاهی گفت ایجاد یک نهاد اقتصادی منطقه ای دیگر آسان نخواهد بود.

شیخ نشینهای خلیج فارس که حتما در سازمان جدید گنجانده خواهند شد، در رابطه با انقلاب ایران نگران

هستند و بنابراین از هر سازمانی که سبب شود ایران در آن باشد و یا از موضع رهبری در آن برخوردار شود

اجتناب خواهند ورزید.

22 پاکستان: با آغاز گفتگو پیرامون نیازهای امنیتی پاکستان، نیوسام گفت ما می خواهیم بدانیم که از

نظر دولت پاکستان چگونه خواهیم توانست این کشور را یاری دهیم. «در صورتی که بتوانیم مسائل

موجود خود را از میان برداریم» نیوسام خاطرنشان ساخت که از نظر آمریکا نیازهای امنیتی پاکستان به

سه بخش تقسیم می گردد:

(الف) گسترش یک هیئت سیاسی سالم و تلاش برای ایجاد توازن در عمران اقتصادی در رابطه با

امنیت کشور اهمیت بسیار دارد. واضح است که تنها پاکستانیها می توانند در این باره تصمیم بگیرند، لیکن

کشورهای دیگر نیز قادرند برای تحقق این اهداف کمکهای اقتصادی و فنی ارائه نمایند.

(ب) «بنیه دفاعی و نظامی کافی» برداشت ما از کلمه تا حدودی با برداشت شما تفاوت دارد، لیکن ما

نیز معتقدیم که تجهیزات موجود باید به سرعت مدرن شده و کارایی آنها بالا برود. لیکن این نیازها باید در

برابر نیاز به عمران اقتصادی صحیح نیز سبک و سنگین شود.

(ج) در صحنه دیپلماتیک، کشوری چون پاکستان که منابعش محدود است، می تواند با ابقای شبکه ای

از روابط خارجی در حفظ توازن نیروهایی که با منافع پاکستان حالتی خصمانه دارند، امنیت خود را به

طرز چشمگیری گسترش دهند. در طول سالها پاکستان الزاما اختلاطی از دیپلماسی رادیکال را در

محدود کردن رویارویی با همسایگانش و تلاش برای جلب حمایت دیپلماتیک نیروهای خارجی دنبال

می کرده است.

23 گرچه در بعضی از نقاط پاکستان مجبور است تنها به منابع موجود خود متکی باشد، ولی آمریکا

نیز در گذشته سعی کرده است در تمامی این سه مورد آماده پاسخگویی باشد. تا جایی که کل روابطمان

اجازه دهد ما در هریک از این نکات که یاد شده به حمایت خود ادامه خواهیم داد.

24 با اشاره به اقدامات «مختلط» نظامی و دیپلماتیک، شاهی سؤال کرد که آمریکا در نظر دارد برای

افزایش بنیه دفاعی پاکستان چه اقداماتی را در پیش گیرد؟ نیوسام به محدودیتهای قانونی برنامه های

کمکی و مشکلات موجود در رابطه با فروشهای عمده نظامی که به رضایت و توافق کنگره وابسته است

اشاره کرد. پاکستانیها خاطرنشان ساختند که هند هنوز تهدیدکننده اصلی علیه پاکستان به شمار می آید و

پاکستان باید بنیه دفاعی خود را در برابر آن تقویت کند، و توصیه کرد که در غیاب هواپیماهای جنگنده

خوبی چون اف 16 ضعف دفاعی آنها بسیار مشهود خواهد بود. در گفتگو پیرامون عناصر امنیتی

دیپلماتیک پاکستان، آمریکاییها تأکید نمودند که پاکستان باید منافع خود را در روابط خود با قدرتهای

شبه قاره آسیا در نظر بگیرد. ما علاوه بر این اظهار داشتیم که از نفوذ خود در دهلی نو بهره برداری خواهیم


صفحه 488

کرد تا موجبات همکاری و تعاون هند و پاکستان فراهم آید. در مورد افغانستان ما گفتیم که از تمام

اهرمهای موجود خود در کابل استفاده خواهیم کرد، تا از اقدامات افغانستان علیه پاکستان ممانعت به عمل

آوریم، و سعی خواهیم کرد به شوروی نشان دهیم که باید استقلال افغانستان را محترم شمرده و از مداخله

در امور داخلی آن اجتناب ورزد. طرف آمریکایی اظهار داشت که در صورت آغاز تهاجم از سوی

افغانستان آمریکا قرارداد دوجانبه 1959 پاکستان را محترم خواهد شمرد. (گفتگوی کامل پیرامون این

موضوع در تلگرام جداگانه مطرح شده است.)ونس

علنی شدن شرایط وام ایرانی

سند شماره (82)

تاریخ: 7 آبان 1358 29 اکتبر 79خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در اسلام آبادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: علنی شدن شرایط وام ایرانی

1 شرایط برنامه ریزی دوباره وام 580 میلیون دلاری ایران، علنا اعلام شده است. طبق شرایط اولیه

وام می بایست پس از سه سال به صورت 10 قسط سالانه بازپرداخت گردد. مدت سه سال اکنون به پنج

سال تبدیل شده و در دسامبر 1979 به پایان خواهد رسید و برنامه بازپرداخت جدید نیز شامل 22 قسط

سالانه می باشد.

2 این شرایط همان شرایطی است که قبلاً (تلگرام مرجع الف) در جریان آن قرار گرفته بودیم و توسط

اطلاعاتی که دولت پاکستان در اختیار ما گذاشته بود آن را در حساب قروض و پیش بینی موازنه پرداخت

وارد کرده ایم (تلگرام مرجع ب).

3 با استفاده از برنامه بازپرداخت جدید و نرخ بهره 5/2 درصد، هر قسط بازپرداختی سالانه حدود

3/30 میلیون دلار خواهد بود.

هومل

کتاب چهل و هفتم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش اول (1)


صفحه 489

صفحه 490

شوروی

«شرق تجاوزگر»

بخش اول (1)

مقدمه491


صفحه 491

مقدمه

حاصل 25 سال روابط حکومت شاه با آمریکا، کشوری به غارت رفته بود با منابعی تهی، خرمنهای

سوخته و پلاسیده، دشتهایی لم یزرع و بی حاصل، ارتشی تا بن دندان مسلح و بی اراده، صنایعی مونتاژ و

وابسته و جامعه ای لبریز از مصرف، فساد و تباهی. آمریکا در تار و پود رژیم شاه ریشه دوانده بود و به تبع

آن ملت را همسان ارزشهای خویش از خود بیگانه ساخته و با اتکاء بر بریدگی مردم از اعتقادات و

شرافتهای انسانی اسلامیشان به غارت و چپاول این کشور مشغول بود.

شیوه های نفوذ، طرق اعمال قدرت و خلاصه روشهائی که آمریکا جهت یغمای ایمان، شرافت و ذخایر

این ملت به کار می برد در مجموعه های قبل به کرات ذکر شده است. کنکاش در این شیوه ها راهنمایی است

بر درک حرص و آز سیری ناپذیر انسان که در پی کمال به بیراهه رفته و گم شده، جهالت به انحرافش کشیده

و لجاجت به قساوتش واداشته است. در این بیراهه هر کس، یافته را کمال پنداشته و با تمام واژه ها به

توجیه نشسته تا قساوت و سودجویی را لعاب رأفت و خیرخواهی و جهالت و سرمایه اندوزی را لباس علم

و شرافت بپوشاند و چون این پنداشته ها نقش کمال پذیرفته، کبر و برتری طلبی تقدس یافته و به دنبال آن به

خاطر سرمایه اندوزی سرمایه داران، نان گرسنگان به غارت رفته (و می رود) و منابع خداداد به چپاول.

انسان و تفکر انسان به بردگی کشیده شده (و می شود) و....نهایتا تمام اسباب و وسایل با تمام توجیهات و

فریبها به کمین نشسته اند تا حرص پایان ناپذیر انسان گمراه را ارضاء کنند.

امپریالیسم و کمونیسم دو واژه به ظاهر متضاد، جدای از مفاهیم کلامیشان دو نمود از یک انگیزه اند و

برای یک هدف تلاش می کنند و آن قطع انسانیت از انسان است و هدایت به وادی حیوانیت. هر دو افکار را

به بردگی خود و بریدگی از خدا می کشند و تفاوتی نمی کند که این بردگی، بردگی آمریکا باشد یا شوروی،

بردگی امپریالیزم یا بردگی کمونیسم.

همسانی هدف دو ابرقدرت شرق و غرب مبنی بر به غارت بردن هر چه بیشتر منابع جهان زمینه ساز

رقابتی عظیم بین آنها شده و این دو در انظار جهانیان با توجیهات و فریبهای اصطلاحا «ایدئولوژیک»

کوشیده اند این رقابت را جنگ صلح ناپذیر بین دو نگرش به جهان سوسیالیزم و سرمایه داری قلمداد کنندو

ظاهرا هر کدام در پی رهنمونی انسانی به بهشت خیالی خود هستند. اما اساسا این امر وسیله ای است تا این

رسولان فقر و فساد با ساختن مترسکی زمینه نفوذ در کشوری را فراهم نمایند. طلسم آمریکا یعنی

مترسک کمونیسم در کشورهای تحت سلطه اش عاملی است که از طریق آن نه تنها حضور خود بلکه تمام

جنایتها، سرکوبها، پیمانها و فروشهای نظامی را نیز توجیه می کند و دقیقا مشابه همین عمل از سوی

شوروی نیز در اقمارش به وقوع می پیوندد. در تکاپوی این تبلیغات و ضد تبلیغات بودجه های عظیم


صفحه 492

کشورهای تحت سلطه است که بازار زرادخانه و کالاهای این دو ابرقدرت را گرم نگه میدارد و کوخهای

مستضعفان این کشورهاست که برای آبادانی کاخهای ابرقدرتها ویران تر می شود.

در این کشمکش هر جا که منافع اقتضا کند برای تقسیم غنائم بر سر میز مذاکره می نشینند و نرد عشق

می بازند و در حالیکه کشورهای تحت سلطه انبار مهمات و سلاحهای اتمی و غیراتمی می شود دم از خلع

سلاح می زنند. آنچه به ظاهر جنگ بین دو ابرقدرت و در اصل رقابت بین آنها نامیده می شود تظاهر این

امر است که استکبار اساسا رقیب بردار نیست و هر کدام می خواهد که بر سر خوان نعمت دنیا دیگری را

نبیند و در به غارت بردن جهان شریکی نداشته باشد.

با توجه به دیدگاههای مذکور و تأمل در اسناد این مجموعه ها به راحتی می توان دریافت که امیال و

مقاصد شوروی و عملکرد آن در قبال ایران و حوادث آن از چهارچوب مباحث مربوط به حضور 25 ساله

آمریکا خارج نمی شود.

قطب بندیها و بلوک بندیهای جهان، ایران را در کنار آمریکا و در همسایگی شوروی به نحوی قرار داده

که نه تنها ایران تبدیل به یک پایگاه نظامی تجاری آمریکا شده بود بلکه عمده عملیات جاسوسی آمریکا

علیه شوروی از طریق ایران انجام می گرفت. با وجود این مراتب و ماهیت رژیم شاهنشاهی و در محدوده

بلوک بندیهای جهان، شوروی مطلقا ایران را با تمام مسائل و مصائبش به عنوان یک کشور مترقی و رو به

رشد و در آستانه تمدن بزرگ پذیرفته بود و می خواست بر سر این خوان نعمت بدون کوچکترین گوشه

چشمی به اصول بنیادین مارکسیسم و خدشه بر ماهیت رژیم به یغما بنشیند و در عین حال و به عنوان یک

کار جنبی به کسب اطلاعات و تا حدی پرورش و رشد جناح طرفدار خود بپردازد. امام درباره وضعیت

ایران در زمان شاه و اهداف دو ابرقدرت شرق و غرب فرمودند: ما یک مملکتی داریم برای خودمان

می خواهیم، ما نمی خواهیم آمریکا سرپرستمان باشد، ما نمی خواهیم همه منافع ملت به آمریکا برود، همه

منافع را مملکت شوروی ببرد، گاز را شوروی ببرد و نفت را آمریکا، یک سفره باز باشد تا هر کس هر چه

بخواهد، بخورد. ما نمی خواهیم این طور باشد. امام با این بیان نه تنها خط مشی و سیاست خارجی را

مطرح میکند بلکه موضع گیری این دو ابرقدرت در قبال ایران را نیز تشریح می کنند.

مترقی بودن رژیم نیز توجیه مارکسیستی می شد و ارتباط و وابستگی صریح و آشکارش به

امپریالیسم آمریکا نیز به عنوان واقعیتی که باید پذیرفت مطرح می گشت. این همه مقدماتی بودند که کانال

نفوذی ایجاد کنند و اهداف و مقاصد سودجویانه خویش را برآورده کنند. در این تلاشها شوروی چندان

هم بی نصیب نمی ماند و یک سری قراردادهای نظامی و اقتصادی نیز ره آورد این تلاشها بود. جنایات و

آدمکشیهای رژیم توسط بلندگوهای تبلیغاتی شوروی به عنوان از بین بردن مرتجعین و کوته فکران

مخالف ترقی قلمداد می شد. امام در پاسخ خبرگزاری رویتر که پرسیده بود «شما درباره شوروی چه فکر

می کنید؟ فرموده بودند: «شوروی از رژیم شاه حمایت می کند، حتی نمایندگانش در سازمان ملل از شاه

دفاع کرده اند. شوروی چون آمریکا و انگلیس برای بلعیدن سرمایه های ایران دست به هر جنایتی زده و

می زند». تداوم این سیاساتها یعنی فداکردن مصالح ملتها و خلقها در قبال سودجویی صرف و ایجاد سلطه

در قلمرو کشورهای اسلامی و جهان سوم تمام حیثیت روسها و ادعاهای طرفداری از خلقهای تحت

سلطه را به زیر سئوال می برد و چهره پلید و استعمار گر آنها را بر جهانیان روشن می کند. امام در برابر

سئوالی در مورد تعویض لحن مطبوعات شوروی در مور اینکه اوضاع ایران به وضوح بهم خورده به