بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 499

و پیچیده، الیاف نساجی محصولات مصرفی،محصولات محصولات پولاد، (به خصوص لوله های قطور) و

هرگونه کمبود در تولید داخلی (از قبیل، گندم وارداتی پس از برداشت محصول نه چندان خوب داخلی).

طرفهای مهم تجاری: 2/103 میلیارد دلار (کل منافع سال 1978)، 60 درصد تجارت با کشورهای

کمونیستی، 28% با کشورهای صنعتی غرب و 12% با کشورهای رو به رشد.

کمک: اقتصادی 3707 میلیون دلار کل کمکهای اقتصادی ارائه شده به کشورهای رو به رشد

(1978)، کل کمکهای اقتصادی (781957)، 1/17 میلیارد دلار: نظامی کل کمکهای ارائه شده

(1978)، 8/1 میلیارد دلار.

نرخ رسمی تبدیل ارز: 6811/0 روبل = یک دلار آمریکا (میانگین تبدیل در سال 1978). سال مالی:

سال تقویمی.

ارتباطات

راه آهن: جمعا 140504 کیلومتر؛ 138671 کیلومتر ریل پهن (524/1 متر)؛ 1833 کیلومتر ریل

باریک (750/0 متر)؛ 110015 کیلومتر ریل پهن تک ریل؛ 40941 کیلومتر راه آهن برقی؛ این آمار

خطوط راه آهن صنعتی را در برنمی گیرد (1978).

شاهراهها جمعا 1564000 کیلومتر؛ 322000 کیلومتر آسفالته بتونی و یا بلوکهای سنگی،

372000 راههای آبی داخل خشکی، 146400 کیلومتر به استثناء دریای خزر (1979).

خطوط لوله: 57000 کیلومتر نفت خام؛ 13000 کیلومتر محصولات پالایش یافته؛ 115000

کیلومتر گاز طبیعی.

بنادر: 52 بندر بزرگ (که مهمتر از همه؛ لینگراد، مورمانسک، اودسا، نووروسیک، ایلی شوسک،

ولادی وستوک، ناخودکا، آرخانگلسک، ریگا،تالین، کانسیگراد، لیپاجا، ونتسپلیز، نیکولایف،

سواستوپول)؛ 116 بندر کوچک منتخب. مهمترین بنادر داخل: روستوف، ولگوگراد، گورکیف،

خاباروسک، کیف و مسکو (1979).

میزان بار حمل شده: راه آهن 3758 میلیون تن، 3426 میلیارد تن بر کیلومتر (1978)؛ شاهراهها

7/22 میلیارد تن 380 میلیارد تن بر کیلومتر (9770%)؛ راههای آبی 520 میلیون تن، 231 میلیارد تن

بر کیلومتر به استثناء دریای خزر که دارای 16000 وسیله باربری آبی به ظرفیت 000/7000 میلیون تن

می باشد (1978).

ناوگان تجاری: 1737 کشتی (1000 تن ثبت شده و بیشتر) و با تناژ ثبت شده کلی 13504800 و تناژ

کامل 18676400، شامل 69 کشتی مسافر بری، 1201 باربری، 19 کانتین، 36 باربری غول آسا، 291

تانکر، 8 کشتی مخصوص حمل گاز مایع، 93 کشتی باربری بزرگ 8 کشتی مخصوص حمل نفت / سنگ

آهن، 12 کشتی هواپیمابر ویژه، 646 کشتی تجاری در دریای سیاه، 392 کشتی در دریای بالتیک، 445

کشتی در بخش خاور دور و شوروی، و 244 کشتی دربارنتس / دریای سفید مستقر شده است (خیلی

محرمانه).

هواپیمایی کشوری: 1251 هواپیمای بزرگ حمل و نقل (1977) سرّی.

فرودگاهها: جمعا 3535 فرودگاه، 765 فرودگاه دارای باند پرواز دائمی، 55 فرودگاه با باندهای بیش

از 3500 متر، 387 فرودگاه با باندهای 34992500 متر، 1078 فرودگاه با باندهای 24991000 متر،


صفحه 500

2015 فرودگاه با باندهای کمتر از 1000 متر، 37 فرودگاه مخصوص هلیکوپتر (سرّی).

ارتباط راه دور: سیستم ارتباط داخلی و بین المللی نسبتا مدرن جهت استفاده دولت، 3/19 میلیون

شماره تلفن، حدود 37000 تبدیل تلفن، 83100 دفتر تلگراف اصلی و شعبه ای، حدود 135 شبکه انتشار

رادیویی /ا ام، 280 ایستگاه اف ام و 40000 ایستگاه انتشاراتی با سیم، 8/59 میلیون رادیو و 56

میلیون گیرنده رادیویی با سیم، 1620 ایستگاه تلویزیونی و ایستگاه رله تلویزیونی، 55 میلیون گیرنده

تلویزیونی (خیلی محرمانه)

نیروهای دفاعی(سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان)

نیروی انسانی نظامی، مذکر، 4915 ساله، 67982000 نفر، 54220000 نفر مناسب برای خدمت

نظامی، 2367000 نفر سالانه در سن 17 سالگی آماده خدمت در ارتش می شوند. (خیلی محرمانه)

پرسنل: (تقریبی تا مارس 1979) 2453400 نفر نیروی زمینی، 424100 نفر نیروی دریایی (به

استثناء گارد مرزی دریایی)، 513200 نفر نیروی هوایی، 344600 نفر نیروهای موشک

اندازاستراتژیک، 625700 نفر نیروهای پدافند هوایی، 470200 نفر نیروهای شبه نظامی، توزیع این

نیروها به ترتیبی که با برنامه دفاعی آمریکا به جای بافت نظامی شوروی تطابق داشته باشد، به شرح زیر

است:

تخمین کل نیروهای نظامی و شبه نظامی(سری)

فرماندهی و پشتیبانی عمومی 1307300

نیروهای زمینی ویژه 1693000

نیروهای دریایی ویژه 308300

نیروهای هوایی ویژه 297800

نیروهای تهاجمی استراتژیک 267400

نیروهای دفاعی استراتژیک 498900

نظامیان مرزی 159500

نظامیان داخلی 299000

جمع 4831200

تخمین کل نیروهایی که در 5 سال گذشته به صورت ذخیره درآمده اند. (سری)

فرماندهی و پشتیبانی عمومی 2415000

نیروهای زمینی ویژه 3210000

نیروهای دریایی ویژه 500000

نیروهای هوایی ویژه 565000

نیروهای تهاجمی استراتژیک 5600000

نیروهای دفاعی استراتژیک 925000

نظامیان مرزی 295000

نظامیان داخلی 510000

جمع 8980000


صفحه 501

واحدهای مهم نیروی زمینی: نیروهای زمینی ویژه 24 ارتش، 10 سپاه، 173 لشگر، به اضافه 12

لشکر توپخانه، 150 تیپ، 250 هنگ و بسیاری واحدهای پشتیبانی رزمی دیگر (سری)

ناوهای نظامی: زیر دریایی، 70 زیر دریایی اتمی حامل موشک های، بالستیک، 16 زیر دریایی حامل

موشکهای بالستیک، 44 زیر دریایی اتمی موشک انداز، 24 زیر دریایی تهاجمی موشکی، 45 زیر دریایی

اتمی تهاجمی، 144 زیر دریایی تهاجمی، 4 زیر دریایی ساحلی، یک زیر دریایی کمکی، 4 را دارای، 4 زیر

دریایی آموزشی.

ناوهای جنگی سطح آب: 2 ناو هواپیمابر VTDL دارای موشکهای هدایت شونده، 2 ناو حامل

موشکهای هدایت شونده، 25 ناو حامل موشکهای هدایت شونده دوربرد، 10 ناو حامل موشکهای سبک

دوربرد، 32 ناو شکن حامل موشکهای هدایت شونده، 36 ناو شکن، 24 ناوچه حامل موشکهای هدایت

شونده، 104 ناوچه سبک، 123 ناوچه گشتی رزمی، 96 ناو جنگی دوزیستی، 162 ناو مین یاب،

444 ناوچه کشتی ساحلی و رودخانه ای، 82 ناوچه ضد جنگ افزارهای دوزیستی، 238 ناوچه مین یاب،

84 ناو دافع، 66 ناو پشتیبانی، 135 ناو پشتیبانی ناوگان، 457 ناو کمکی دیگر (سری)

هواپیماهای نظامی: 15125 واحد عملیاتی، تعداد هواپیما نسبت به هر نیرو به شرح زیر است:

هواپیماهای دور برد 869 فروند (239 بمب افکن دوربرد، 630 بمب افکن میان برد). بخش هوایی دفاع

هوائی، 2653 جنگنده، 9 بخش هشدار دهنده و نظارت هوابرد، بخش هوایی تاکتیکی شوروی، 4538

هواپیمای رزمی (3750 جنگنده، 106 بمب افکن برد متوسط، 633 هواپیمای شناسائی، 49 هواپیمای

جنگهای الکترونیک). بخش هوایی نیروی دریایی، 1121 بمب افکن، 511 بمب افکن / تانکر /

شناسایی میان برد، 71 فروند جنگنده و بمب افکن جنگنده، 375 فروند هواپیمای ضد زیر دریایی شامل

203 هلیکوپتر، 77 هواپیمای مختلف آموزشی)، نیروی پشتیبانی هوایی: 5935 هواپیمای ترابری و

هلیکوپترها: (ترابری: 1635 فروند است که 119 فروند آن دو برد و 905 فروند آن میان برد، و 611 فروند

آن کوتاه برد می باشد) هلیکوپترها: 4300 فروند (2033 رزمی تهاجمی، 2267 اداری و رابط) (سری)

موشکهای دفاعی: تاکتیکی حدود 3 گردان سام 2، 37 گردان سام 3، 135 گردان سام 4، 40

هنگ سام 6، 13 هنگ سام 8 در نیروهای رزمی شوروی و نیروهای آن در آلمان شرقی، چکسلواکی،

مجارستان، لهستان و مغولستان به کار گرفته شده است. در هنگ مانوری نیز حدود 225 واحدهای سام

9 و 20000 واحد موشکهای سام 7 موجود است. بعضی از این سیستمهای سام می توانند نیروهای ملی

پدافند هوایی را در موقع بروز بحران تقویت نماید. استراتژی کل نیروی موشکی دفاعی عبارت است از

999 سکوی موشکی زمین به هوا (12172 ریل پرتاب)، 56 سکوی پرتاب سام (3242 ریل پرتاب) که

تنها در مسکو مستقر گردیده است 481 سکوی سام (2886 ریل پرتاب) دفاع از اهداف استراتژیک و

موانع دفاعی کشور را ممکن می سازد. 337 سکوی سام 3 (628 ریل مضاعف و 720 ریل چهار گانه) و

4136 ریل پرتاب نیز برای پوشش دفاع هوایی کم ارتفاع به کار گرفته شده است.

125 مجتمع سام 5 (1908 ریل پرتاب) دفاع از موانع و مناطق حیاتی دفاعی سرتاسر شوروی را به

عهده دارند. 8 سکوی موشک 1 ABM (64 سکوی پرتاب) نیز در اطراف شهر مسکو مستقر گردیده

است. (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان)

موشکهای تهاجمی استراتژیک: حدود 1400 موشک انداز ICBM و حدود 600 موشک انداز


صفحه 502

MR/IRBM (سری) تسلیحات اتمی: نیاز اصلی نیروهای شوروی را تأمین می کند. (خیلی محرمانه)

تدارکات: نیاز داخلی خود را به طور کامل تأمین می کند و انواع جنگ افزارها را نیز جهت صدور تولید

می نماید. کشورهای عضو پیمان ورشو بخش اعظم کشتیهای دوزیستی و کمکی و نیز آموزشی و

هواپیماهای سبک را تأمین می نمایند.

بعضی از نفربرهای زرهی سبک به عنوان یک اقدام اقتصادی از کشورهای اروپایی شرقی تأمین

می گردد. (خیلی محرمانه)

بودجه نظامی (اعلام شده): برای سال مالی که در 31 دسامبر 1979 پایان می یابد تنها رقم 2/17

میلیارد روبل منتشر شده است. این رقم به دلایل سیاسی تحریف شده و تنها میزان ناچیزی از بودجه

نظامی را در بر می گیرد، هزینه کل فعالیتهای نظامی به استثناء مستعمره ها در سال 1978 معادل 55/146

میلیارد دلار بوده است (با در نظر گرفتن نرخ تبدیل دلار در سال 1978). (سری)

امنیت و اطلاعات:

کمیته امنیتی دولت (کا.گ.ب): داخلی/خارجی، سرپرست اداره اطلاعات، ستاد عمومی وزارت

دفاع، مجمع گردآوری اطلاعات در خارج، نیروی ارتشی نیز عناصر اطلاعاتی جهت گردآوری اطلاعات

رزمی دارند، وزارت امور داخلی، آژانس پلیس عمومی، نظامیان داخلی، نیروهای آتش نشانی، زندانها و

اردوگاهها. (سری/ غیر قابل رؤیت برای بیگانگان)

اطلاعات بیوگرافیک درباره دانیل سیمونوویچ کومیساروف

سند شماره (2)

پست هواییسری20 مارس 1950 29 اسفند 1328 تهران 311

اطلاعات بیوگرافیک درباره دانیل سیمونوویچ کومیساروف

طبق اطلاعات موجود در نامه هوایی وزارتخانه به شماره 63A و به تاریخ 22 فوریه 1950، آنچه در

ذیل آمده در حال حاضر تنها اطلاعات موجود در این سفارتخانه درباره دانیل سیمونوویچ کومیساروف

دبیر اول سفارت شوروی، می باشد.

سن: حدود 42 سال.

ظواهر فردی: بلند قد، نیمه تاس، رنگ موی قهوه ای تیره، رنگ چشم آبی تیره، خوش برخورد.

شخصیت: ظاهرا دوستانه و خوش برخورد است. ایرانیها وی را خیلی دوست دارند می گویند در کار

خود بسیار تیزهوش، سنگدل و بسیار دقیق است.

شغل قبلی: در جنگ گذشته به عنوان وابسته مطبوعاتی به سفارت شوروی آمد و به طور کلی در امور

مربوط به روزنامه و تبلیغات خیلی ماهر است. در مراحل تشکل حزب دموکرات و حکومت ملی

آذربایجان وی در تبریز به سر می برد. بعدا برای مدتی در رضاییه به عنوان کنسول کار کرد. بنا به گزارشات

رسیده در ناحیه رضائیه در میان قبایل کرد کار می کرده است.

فعالیتهای کنونی: عنوان شغلی او دبیر اول سفارت در امور مطبوعاتی می باشد. ولی واقعیت این است

که وی در سلسله مراتب سفارت شوروی موقعیت مهمتری را دارد. بنا به گزارشات رسیده وی در حال

مذاکره با مقامات ایرانی ناشناس بوده است تا بلکه بتواند روابط بین ایران شوروی را بهبود بخشد.

گفته می شود که وی در تجدید سازمان مخفیانه حزب توده دست داشته است.


صفحه 503

نکته مهم: وی بدون لهجه به فارسی سخن می گوید.جان. سی. وایلی

سفیر شوروی در ایران

سند شماره (3)

تاریخ: 4 ژوئن 1963 14 خرداد 42سری

از: وزارت امور خارجهبه: سفارت آمریکا، تهران

محل کسب اطلاعات: بغداد، مسکو

موضوع: سفیر شوروی در ایران اطلاعات زیر نباید در اختیار ملل بیگانه قرار داده شود.

در پاسخ به تلگرام مرجع، اطلاعات زیر درباره گریگوری تیتوویچ زایتسف که مطبوعات ایران اعلام

کرده اند قرار است به زودی به جای ن م پگف سفیر شوروی در ایران بشود ارسال می گردد. زایتسف از

سپتامبر سال 1961 تاکنون ریاست بخش کشورهای خاورمیانه ای وزارت امور خارجه شوروی را

عهده دار است و از وی غالبا به عنوان یک دانشمند امور عربی، متخصص در امور اقتصادی، و خبره در

قوانین بین المللی یاد می کنند. وی از سال 1944 در وزارت امور خارجه به سر برده است و به عنوان رئیس

هیئت شوروی به انگلیس و جمهوری عراق، و به عنوان سفیر شوروی در هلند انجام وظیفه نموده است. به

استثناء سفر اخیر وی بقیه کارهای او در وزارت امور خارجه در امور عربی انجام شده است.

زایتسف که در سال 1902 در مسکو متولد شده بود بنا به گزارشها در انستیتو اقتصاد و انستیتو

مطالعات شرق در مسکو به تحصیل پرداخت و در سال 1933 فارغ التحصیل گردید. وی در سالهای

341933 بدون تعیین سمت به تهران اعزام گردید. در اوایل 1930 وی در چند کنفرانس اقتصادی شرکت

کرد و بعدها در بخش تجارت خارجی خلق شوروی به کار مشغول شد، تا اینکه در سال 1944 به وزارت

امور خارجه منتقل گردید و در بخش مربوط به شرق در موقعیّت مهمی به کار مشغول گردید. در اواخر

همان سال زایتسف به عنوان وزیر به کشور پادشاهی عراق رفت و تا اوت 1948 در آنجا ماند.

بنا به گزارشات رسیده وی در این دوران در گروههای خرابکار عراق به فعالیت پرداخت. همچنین وی

علیه اعدام کمونیستهای محلی توسط دولت آشکارا دست به اعتراض زد و اعلام نمود که مقامات شوروی

حالت خصمانه حکومت عراق را تحمل نخواهند کرد. زمانی که در اواسط 1948 نام زایتسف را به عنوان

وزیر جدید شوروی به مصر ارائه دادند، دولت مصر از قبول تقاضا نامه وی به این دلیل که او در عراق

«دردسر درست می کرده است» سرباز زد. مسکو نیز مجبور شد به بهانه کسالت شدید از فرستادن زایتسف

امتناع ورزد. زایتسف گویا به مسکو بازگشت تا در وزارت امور خارجه به کار مشغول گردد و در دسامبر

1948 عنوان وزیر درجه اول را دریافت نمود. در 1949 زایتسف به سمت سفیر در هلند منصوب گردید و

در آنجا به تبلیغ پرداخت و به موازات آن به آزاد سازی زندانیان جنگی هلندی از روسیه پرداخت. در

تابستان 1953 هلند را ترک کرده ریاست وزارت امور خارجه در بخش دپارتمان کشورهای خاور

نزدیک و میانه را عهده دار گشت. در همین مقام زایتسف به همراه شپیلف وزیر امور خارجه در ژوئن

1956 به مصر و سوریه سفر کرد. در اوت همان سال و در کنفرانس لندن پیرامون مسئله سوئز شرکت

جست و در اکتبر 1956 به عنوان عضو نمایندگی شوروی در شورای امنیت سازمان ملل جهت شرکت در

بحث پیرامون بحران سوئز شرکت نمود. کمی پس از بازگشت به مسکو وی به ریاست بخش کشورهای

خاور نزدیکِ یکی از دو شعبه (پادگان کشورهای خاور نزدیک و میانه، به هنگام سازمان دهی دوباره در


صفحه 504

1957 رسید. در ژوئیه 1958 وی سفیر شوروی در جمهوری عراق گردید که اولین سفیر شوروی در

دولت جدید عراق و رئیس هیئت دیپلماتیک شوروی به این کشور نیز محسوب می گردید. زایتسف به

فعالیت شدید در امور عراق پرداخت که در آن کارمندان سفارتی بسیار زبده در امور منطقه و عملیات

اطلاعاتی وی را یاری دادند. زایتسف تا سال 1961 در عراق بود و پس از بازگشت وی سمت حاضر را

دریافت کرد، در دسامبر 1962 وی به عنوان عضو هیئت نمایندگی شوروی به ایران سفر کرد و به مبادله

اسناد در رابطه با قرارداد مرزی بین ایران و شوروی با نمایندگان دولت ایران پرداخت. زایتسف که در

ظاهر بسیار حرفه ای است به عنوان یک فرد خوش سخن و نسبتا منطقی تعریف می شود. دانش او درباره

زبان انگلیسی بسیار محدود است ولی او زبان عربی، آلمانی و فرانسه می داند و زبان فارسی را خیلی

خوب می داند. همسرش کلاودیا، دارای شخصیتی اجتماعی و دوستانه و قدری شوخ طبع است؛ او به زبان

فارسی و انگلیسی خوب صحبت می کند. پسرشان یوری که وارد بیستمین سال شده است در مسکو

تحصیل می نماید. راسک

اظهار نظر درباره گریگوری زایتسف

سند شماره (4)

تاریخ: 6 ژوئن 1963 16 خرداد 42

از: هنری آل. دیویسبه: دفتر حفاظت منافع و سفارت آمریکا

موضوع: اظهار نظر درباره گریگوری زایتسف

آنچه در ذیل می آید گزارشی است از گفتگویی که در تاریخ 5 ژوئن 1963 بین آقای رضا امینی مشاور

روابط عمومی دفتر حفاظت منافع آمریکا و وابسته مطبوعاتی پیشین ایران در مسکو، آقای بهرام

بوشهری پور که به اصرار دولت شوروی در سال 1962 مجبور به ترک این کشور گردید صورت گرفته

است:

آقای بهرام بوشهری پور امروز صبح به دفتر من آمد تا یک رونوشت از سخنرانی پرزیدنت کندی را که

در 11 آوریل 1962 در ضیافت شامی که به افتخار شاهنشاه در کاخ سفید ایراد شده بود دریافت نماید.

آقای بوشهری پور درباره مأموریتش در مسکو دارد کتابی تحت عنوان «در شکم خرس» می نویسد. این

کلمات به وسیله پرزیدنت کندی در اثناء همین ضیافت برای تشریح شرایط سختی که شاه ایران همیشه

تحت آن به سر برده است، استفاده شده بود. پرزیدنت گفته است «ما خودمان نیز در شرایط آسانی به سر

نمی بریم ولی در شکم خرس هم زندگی نمی کنیم. ولی او (اشاره به شاه) سالهاست که در شکم خرس به سر

می برد ولی کشورش هنوز آزاد است».

چون بوشهری پور اطلاعات زیادی درباره فعالیتهای شوروی در ایران دارد از او پرسیدم که درباره

گریگوری زایتسف که می گویند سفیر جدید شوروی به ایران است آیا چیزی می داند؟ آقای بوشهری پور

گفت که او را به خوبی می شناسد چون در حین خدمت به عنوان وابسته مطبوعاتی در مسکو چندین بار با

وی صحبت کرده است. او چند قطعه کاغذ از جیب خود بیرون کشید و چند تاریخ و اظهار نظر به من داد:

گریگوری تیتویویچ زایتسف در سال 1944 وارد وزارت امور خارجه گردید. البته به عنوان وزیر و کار

خود را به عنوان معاون رئیس بخش خاورمیانه آغاز کرد. آقای بوشهری پور در ادامه گفت: «چون

او صاحب نظر در امور خاورمیانه است و نیز از دانشکده امور باختری دانشگاه مسکو فارغ التحصیل شده


صفحه 505

بود با سمت وزیر کار خود را آغاز کرد، و گرنه مانند دیگران به عنوان وابسته کارش را شروع می کرد».

زایتسف در سال 19491945 یعنی سالهایی که در آن حزب توده کاملاً متشکل و فعال شده بود در

ایران خدمت می کرد. در هنگام اقامتش در ایران او ریاست واقعی سفارت شوروی را به عهده داشت و با

روشنفکران و روزنامه نگاران متنفذ ایران هم تماسهایی چند برقرار کرده بود.

زایتسف در سال 1949 به مسکو بازگشت تا به کار خود در بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه

ادامه دهد تا اینکه در سال 1951 به عنوان سفیر شوروی روانه هلند گردید. در سال 1953 وی ریاست

بخش خاورمیانه ای را عهده دار گشت. در هنگام عهده دار بودن این تصدی وی از مصر، سوریه و لبنان

بازدید کرد. در همه مذاکرات بین شوروی و کشورهای عربی شرکت داشت. او همراه شپیلف به مصر رفت

و به مذاکره درباره کمکهای شوروی پیرامون سد آسوان پرداخت. بوشهری پور گفت: رفیق زایتسف ید

طولانی در تشکل بخشیدن به احزاب سیاسی و ایجاد آشوب دارد. پس از کودتایی که در 1958 منجر به به

قدرت رسیدن قاسم در عراق شد، زایتسف نیز به عنوان سفیر شوروی در رژیم جدید به عراق رفت.

مأموریتش این بود که یک حزب نیرومند کمونیستی را در عراق ایجاد کند و موفق هم شد. در سال 1961

او به شغل قبلی اش یعنی ریاست بخش خاورمیانه بازگشت. در همین حال با ترتیب دادن ضیافتهای

حداقل هفته ای یک بار توانست با دیپلماتهای کشورهای خاورمیانه تماس برقرار سازد. بوشهری پور

اظهار داشت: «زایتسف در روسی به معنی مادر خرگوش است ولی او واقعا یک مارد... است. پس از ورود

او به ایران باید منتظر بروز مشکلات و ناراحتیهایی باشیم چون او به عنوان یکی از اعضای کومسومول

(سازمان جوانان کمونیست) خیلی خوب می داند که چگونه افراد ناراضی را یکجا جمع کند و آنها را به

صورت یک نیروی مخرب علیه ایران درآورد.»

ملاقات دوستان سفیر شوروی

سند شماره (5)

تاریخ: ساعت 10 صبح 11 سپتامبر 1963 20 شهریور 42محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه

صورت مذاکرهمکان: دفتر سفیر هولمز

شرکت کنندگان: سفیر آمریکا، جان ا. آرمیتاژ دستیار ویژه سفیر آقای تورینوف مترجم سفیر شوروی

(گریگوری زایتسف)

موضوع: ملاقات دوستان سفیر شوروی

سفیر جدید شوروی آقای گریگوری زایتسف همراه مترجم خود رأس ساعت 10 صبح جهت یک

ملاقات دوستانه حضور به هم رسانیدند. حدود 40 دقیقه در اینجا ماند که از این مدت حدود 3530

دقیقه فقط او صحبت می کرد و مدت کوتاهی مکث می نمود تا سفیر هولمز پاسخ کوتاهی بتواند ارائه نماید.

زایتسف اکثر اوقات به روسی حرف می زد و سعی می کرد از مترجمش استفاده کند ولی ظاهر قضیه این بود

که وی از بسیاری از گفته های سفیر هولمز به انگلیسی چیزهایی می فهمید.

صحبتهای زایتسف پیرامون چند موضوع دور می زد. وی ابتدا پیرامون امضاء قرار داد منع آزمایشهای

هسته ای گفتگو کرد و اینکه او نیز در مسکو پیرامون این مذاکره سهیم بوده است. او گفت که این قرارداد

گامی مثبت در جهت بهبود روابط آمریکا و شوروی است که امیدوار است بهتر از این هم بشود. و این نکته


صفحه 506

را چندین بار در طول صحبتهای خود تکرار کرد. سفیر هولمز نیز درباره بهبود روابط صحبت کرد وگفت که

او نیز تجاربی در مذاکرات خلع سلاح دارد و گفت که بهبود واقعی در کاهش تسلیحاتی، مسئله بازرسی دو

جانبه را پیش می کشد که مسئله ای بسیار ضروری است؛ اگر هدف کنترل تسلیحاتی باشد. سفیر شوروی

این موضوع را دنبال نکرد و در عوض درباره ضرورت گامهای میانجیگرانه عملی صحبت کرد. وی درباره

استفاده از قراردادی در زمینه کاهش یا عدم افزایش بودجه نظامی سخن راند. سفیر زایتسف گفت:

تضادهای بین آمریکا و شوروی آن چنان مستقیم نیست که منجر به یک فاجعه بین این دو شود، بلکه این

تضاد از جنبه های وسیع و کلی برخوردار است. او برای بشریت سخن گفت و اظهار داشت که بودجه را

می توان به جای استفاده در مقاصد نظامی به منظورهای بهتر استفاده کرد.

سفیر شوروی گفت که او و سفیر هولمز البته در وهله اول علاقه مند به اوضاع ایران هستند. وی اظهار

داشت که امیدوار است، بهبود در روابط آمریکا و شوروی در اینجا هم منعکس شود و دیگر اینکه آمریکا

نباید نسبت به بهبود روابط شوروی و ایران حسادت ورزد و به سفیر اطمینان داد که این بهبود روابط «نتایج

بدی به همراه» نخواهد داشت. با وجود اینکه، چندین بار سفیر هولمز اظهار داشت که آمریکا خواهان

ایجاد روابط بد بین ایران و شوروی نیست و اصلاً نگران بهبود روابط بین شوروی و ایران نمی باشد، ولی

سفیر شوروی چندین بار این موضوع را تکرار کرد. سفیر شوروی گفت که شوروی خوشحال می شود که

تداوم و یا افزایش کمکهای آمریکا به ایران را شاهد باشد، چون باعث می شود که مخارج شوروی در ایران

کمتر بشود. وی خاطر نشان ساخت «ما جاهای دیگر برای پول خرج کردن داریم.»

سفیر شوروی گفت امیدوار است وی و سفیر هولمز بیشتر یکدیگر را ملاقات کرده به تبادل عقاید و

نظرات بپردازند. ممکن است این عقاید و نظریات یکسان نباشند ولی برای ایجاد تفاهم دو جانبه مفید

است. سفیر هولمز نیز اظهار داشت که چنین ملاقاتهایی سودمند و دلخواه می باشد.

در مورد مثبت بودن کاهش مخارج نظامی، سفیر زایتسف گفت این گونه کاهشهای بودجه می تواند

آمریکا را در مورد مشکل خروج طلای خود یاری دهد، چون این امر نمی تواند تا ابد ادامه یابد. سفیر

هولمز سعی کرد نظریه سفیر شوروی را مبنی بر اینکه مخارج نظامی مسبب اصلی مشکل خروج طلای

آمریکاست، تصحیح نماید و گفت که برای آمریکا مهم نیست که این مشکل حل نشود. ولی سفیر شوروی

درباره نظریه خود پافشاری می کرد.

در یک نقطه از بحث، سفیر هولمز سهوا به روابط بین شوروی و چین اشاره کرد و سفیر شوروی

داوطلبانه به ارائه پاسخ پرداخت. وی گفت برخوردهای سختی بین دو دولت درنظر گرفته است، هر کس

هم که قدری شعور داشته باشد این موضوع را می فهمد. این برخوردها سبب شده است تا دو دولت مواضع

سیاست خارجی خود را روشن سازند. حالا حتی آنها که فکر می کرده اند که سیاست «همزیستی

مسالمت آمیز» شوروی تنها یک مانور سیاسی بوده است، باید قبول کنند که برعکس، اساس و پایه

سیاست خارجی شوروی را تشکیل می دهد.

سفیر شوروی اظهار داشت که شوروی اصرار داشته است که حتی اگر به قیمت از بین رفتن روابط

کمونیستی بین چین و شوروی هم تمام بشود این خط مشی را در سیاست خود دنبال نماید. بنابراین دنیا

هم باید آگاه باشد که شوروی اهمیتی اساسی برای سیاست همزیستی مسالمت آمیز خود قائل است.

در پاسخ به سؤال سفیر هولمز، سفیر شوروی گفت که پکف سفیر پیشین شوروی در اینجا هنوز هم در