نکته مهم: وی بدون لهجه به فارسی سخن می گوید.جان. سی. وایلی
سفیر شوروی در ایران
سند شماره (3)
تاریخ: 4 ژوئن 1963 14 خرداد 42سری
از: وزارت امور خارجهبه: سفارت آمریکا، تهران
محل کسب اطلاعات: بغداد، مسکو
موضوع: سفیر شوروی در ایران اطلاعات زیر نباید در اختیار ملل بیگانه قرار داده شود.
در پاسخ به تلگرام مرجع، اطلاعات زیر درباره گریگوری تیتوویچ زایتسف که مطبوعات ایران اعلام
کرده اند قرار است به زودی به جای ن م پگف سفیر شوروی در ایران بشود ارسال می گردد. زایتسف از
سپتامبر سال 1961 تاکنون ریاست بخش کشورهای خاورمیانه ای وزارت امور خارجه شوروی را
عهده دار است و از وی غالبا به عنوان یک دانشمند امور عربی، متخصص در امور اقتصادی، و خبره در
قوانین بین المللی یاد می کنند. وی از سال 1944 در وزارت امور خارجه به سر برده است و به عنوان رئیس
هیئت شوروی به انگلیس و جمهوری عراق، و به عنوان سفیر شوروی در هلند انجام وظیفه نموده است. به
استثناء سفر اخیر وی بقیه کارهای او در وزارت امور خارجه در امور عربی انجام شده است.
زایتسف که در سال 1902 در مسکو متولد شده بود بنا به گزارشها در انستیتو اقتصاد و انستیتو
مطالعات شرق در مسکو به تحصیل پرداخت و در سال 1933 فارغ التحصیل گردید. وی در سالهای
341933 بدون تعیین سمت به تهران اعزام گردید. در اوایل 1930 وی در چند کنفرانس اقتصادی شرکت
کرد و بعدها در بخش تجارت خارجی خلق شوروی به کار مشغول شد، تا اینکه در سال 1944 به وزارت
امور خارجه منتقل گردید و در بخش مربوط به شرق در موقعیّت مهمی به کار مشغول گردید. در اواخر
همان سال زایتسف به عنوان وزیر به کشور پادشاهی عراق رفت و تا اوت 1948 در آنجا ماند.
بنا به گزارشات رسیده وی در این دوران در گروههای خرابکار عراق به فعالیت پرداخت. همچنین وی
علیه اعدام کمونیستهای محلی توسط دولت آشکارا دست به اعتراض زد و اعلام نمود که مقامات شوروی
حالت خصمانه حکومت عراق را تحمل نخواهند کرد. زمانی که در اواسط 1948 نام زایتسف را به عنوان
وزیر جدید شوروی به مصر ارائه دادند، دولت مصر از قبول تقاضا نامه وی به این دلیل که او در عراق
«دردسر درست می کرده است» سرباز زد. مسکو نیز مجبور شد به بهانه کسالت شدید از فرستادن زایتسف
امتناع ورزد. زایتسف گویا به مسکو بازگشت تا در وزارت امور خارجه به کار مشغول گردد و در دسامبر
1948 عنوان وزیر درجه اول را دریافت نمود. در 1949 زایتسف به سمت سفیر در هلند منصوب گردید و
در آنجا به تبلیغ پرداخت و به موازات آن به آزاد سازی زندانیان جنگی هلندی از روسیه پرداخت. در
تابستان 1953 هلند را ترک کرده ریاست وزارت امور خارجه در بخش دپارتمان کشورهای خاور
نزدیک و میانه را عهده دار گشت. در همین مقام زایتسف به همراه شپیلف وزیر امور خارجه در ژوئن
1956 به مصر و سوریه سفر کرد. در اوت همان سال و در کنفرانس لندن پیرامون مسئله سوئز شرکت
جست و در اکتبر 1956 به عنوان عضو نمایندگی شوروی در شورای امنیت سازمان ملل جهت شرکت در
بحث پیرامون بحران سوئز شرکت نمود. کمی پس از بازگشت به مسکو وی به ریاست بخش کشورهای
خاور نزدیکِ یکی از دو شعبه (پادگان کشورهای خاور نزدیک و میانه، به هنگام سازمان دهی دوباره در
1957 رسید. در ژوئیه 1958 وی سفیر شوروی در جمهوری عراق گردید که اولین سفیر شوروی در
دولت جدید عراق و رئیس هیئت دیپلماتیک شوروی به این کشور نیز محسوب می گردید. زایتسف به
فعالیت شدید در امور عراق پرداخت که در آن کارمندان سفارتی بسیار زبده در امور منطقه و عملیات
اطلاعاتی وی را یاری دادند. زایتسف تا سال 1961 در عراق بود و پس از بازگشت وی سمت حاضر را
دریافت کرد، در دسامبر 1962 وی به عنوان عضو هیئت نمایندگی شوروی به ایران سفر کرد و به مبادله
اسناد در رابطه با قرارداد مرزی بین ایران و شوروی با نمایندگان دولت ایران پرداخت. زایتسف که در
ظاهر بسیار حرفه ای است به عنوان یک فرد خوش سخن و نسبتا منطقی تعریف می شود. دانش او درباره
زبان انگلیسی بسیار محدود است ولی او زبان عربی، آلمانی و فرانسه می داند و زبان فارسی را خیلی
خوب می داند. همسرش کلاودیا، دارای شخصیتی اجتماعی و دوستانه و قدری شوخ طبع است؛ او به زبان
فارسی و انگلیسی خوب صحبت می کند. پسرشان یوری که وارد بیستمین سال شده است در مسکو
تحصیل می نماید. راسک
اظهار نظر درباره گریگوری زایتسف
سند شماره (4)
تاریخ: 6 ژوئن 1963 16 خرداد 42
از: هنری آل. دیویسبه: دفتر حفاظت منافع و سفارت آمریکا
موضوع: اظهار نظر درباره گریگوری زایتسف
آنچه در ذیل می آید گزارشی است از گفتگویی که در تاریخ 5 ژوئن 1963 بین آقای رضا امینی مشاور
روابط عمومی دفتر حفاظت منافع آمریکا و وابسته مطبوعاتی پیشین ایران در مسکو، آقای بهرام
بوشهری پور که به اصرار دولت شوروی در سال 1962 مجبور به ترک این کشور گردید صورت گرفته
است:
آقای بهرام بوشهری پور امروز صبح به دفتر من آمد تا یک رونوشت از سخنرانی پرزیدنت کندی را که
در 11 آوریل 1962 در ضیافت شامی که به افتخار شاهنشاه در کاخ سفید ایراد شده بود دریافت نماید.
آقای بوشهری پور درباره مأموریتش در مسکو دارد کتابی تحت عنوان «در شکم خرس» می نویسد. این
کلمات به وسیله پرزیدنت کندی در اثناء همین ضیافت برای تشریح شرایط سختی که شاه ایران همیشه
تحت آن به سر برده است، استفاده شده بود. پرزیدنت گفته است «ما خودمان نیز در شرایط آسانی به سر
نمی بریم ولی در شکم خرس هم زندگی نمی کنیم. ولی او (اشاره به شاه) سالهاست که در شکم خرس به سر
می برد ولی کشورش هنوز آزاد است».
چون بوشهری پور اطلاعات زیادی درباره فعالیتهای شوروی در ایران دارد از او پرسیدم که درباره
گریگوری زایتسف که می گویند سفیر جدید شوروی به ایران است آیا چیزی می داند؟ آقای بوشهری پور
گفت که او را به خوبی می شناسد چون در حین خدمت به عنوان وابسته مطبوعاتی در مسکو چندین بار با
وی صحبت کرده است. او چند قطعه کاغذ از جیب خود بیرون کشید و چند تاریخ و اظهار نظر به من داد:
گریگوری تیتویویچ زایتسف در سال 1944 وارد وزارت امور خارجه گردید. البته به عنوان وزیر و کار
خود را به عنوان معاون رئیس بخش خاورمیانه آغاز کرد. آقای بوشهری پور در ادامه گفت: «چون
او صاحب نظر در امور خاورمیانه است و نیز از دانشکده امور باختری دانشگاه مسکو فارغ التحصیل شده
بود با سمت وزیر کار خود را آغاز کرد، و گرنه مانند دیگران به عنوان وابسته کارش را شروع می کرد».
زایتسف در سال 19491945 یعنی سالهایی که در آن حزب توده کاملاً متشکل و فعال شده بود در
ایران خدمت می کرد. در هنگام اقامتش در ایران او ریاست واقعی سفارت شوروی را به عهده داشت و با
روشنفکران و روزنامه نگاران متنفذ ایران هم تماسهایی چند برقرار کرده بود.
زایتسف در سال 1949 به مسکو بازگشت تا به کار خود در بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه
ادامه دهد تا اینکه در سال 1951 به عنوان سفیر شوروی روانه هلند گردید. در سال 1953 وی ریاست
بخش خاورمیانه ای را عهده دار گشت. در هنگام عهده دار بودن این تصدی وی از مصر، سوریه و لبنان
بازدید کرد. در همه مذاکرات بین شوروی و کشورهای عربی شرکت داشت. او همراه شپیلف به مصر رفت
و به مذاکره درباره کمکهای شوروی پیرامون سد آسوان پرداخت. بوشهری پور گفت: رفیق زایتسف ید
طولانی در تشکل بخشیدن به احزاب سیاسی و ایجاد آشوب دارد. پس از کودتایی که در 1958 منجر به به
قدرت رسیدن قاسم در عراق شد، زایتسف نیز به عنوان سفیر شوروی در رژیم جدید به عراق رفت.
مأموریتش این بود که یک حزب نیرومند کمونیستی را در عراق ایجاد کند و موفق هم شد. در سال 1961
او به شغل قبلی اش یعنی ریاست بخش خاورمیانه بازگشت. در همین حال با ترتیب دادن ضیافتهای
حداقل هفته ای یک بار توانست با دیپلماتهای کشورهای خاورمیانه تماس برقرار سازد. بوشهری پور
اظهار داشت: «زایتسف در روسی به معنی مادر خرگوش است ولی او واقعا یک مارد... است. پس از ورود
او به ایران باید منتظر بروز مشکلات و ناراحتیهایی باشیم چون او به عنوان یکی از اعضای کومسومول
(سازمان جوانان کمونیست) خیلی خوب می داند که چگونه افراد ناراضی را یکجا جمع کند و آنها را به
صورت یک نیروی مخرب علیه ایران درآورد.»
ملاقات دوستان سفیر شوروی
سند شماره (5)
تاریخ: ساعت 10 صبح 11 سپتامبر 1963 20 شهریور 42محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه
صورت مذاکرهمکان: دفتر سفیر هولمز
شرکت کنندگان: سفیر آمریکا، جان ا. آرمیتاژ دستیار ویژه سفیر آقای تورینوف مترجم سفیر شوروی
(گریگوری زایتسف)
موضوع: ملاقات دوستان سفیر شوروی
سفیر جدید شوروی آقای گریگوری زایتسف همراه مترجم خود رأس ساعت 10 صبح جهت یک
ملاقات دوستانه حضور به هم رسانیدند. حدود 40 دقیقه در اینجا ماند که از این مدت حدود 3530
دقیقه فقط او صحبت می کرد و مدت کوتاهی مکث می نمود تا سفیر هولمز پاسخ کوتاهی بتواند ارائه نماید.
زایتسف اکثر اوقات به روسی حرف می زد و سعی می کرد از مترجمش استفاده کند ولی ظاهر قضیه این بود
که وی از بسیاری از گفته های سفیر هولمز به انگلیسی چیزهایی می فهمید.
صحبتهای زایتسف پیرامون چند موضوع دور می زد. وی ابتدا پیرامون امضاء قرار داد منع آزمایشهای
هسته ای گفتگو کرد و اینکه او نیز در مسکو پیرامون این مذاکره سهیم بوده است. او گفت که این قرارداد
گامی مثبت در جهت بهبود روابط آمریکا و شوروی است که امیدوار است بهتر از این هم بشود. و این نکته
را چندین بار در طول صحبتهای خود تکرار کرد. سفیر هولمز نیز درباره بهبود روابط صحبت کرد وگفت که
او نیز تجاربی در مذاکرات خلع سلاح دارد و گفت که بهبود واقعی در کاهش تسلیحاتی، مسئله بازرسی دو
جانبه را پیش می کشد که مسئله ای بسیار ضروری است؛ اگر هدف کنترل تسلیحاتی باشد. سفیر شوروی
این موضوع را دنبال نکرد و در عوض درباره ضرورت گامهای میانجیگرانه عملی صحبت کرد. وی درباره
استفاده از قراردادی در زمینه کاهش یا عدم افزایش بودجه نظامی سخن راند. سفیر زایتسف گفت:
تضادهای بین آمریکا و شوروی آن چنان مستقیم نیست که منجر به یک فاجعه بین این دو شود، بلکه این
تضاد از جنبه های وسیع و کلی برخوردار است. او برای بشریت سخن گفت و اظهار داشت که بودجه را
می توان به جای استفاده در مقاصد نظامی به منظورهای بهتر استفاده کرد.
سفیر شوروی گفت که او و سفیر هولمز البته در وهله اول علاقه مند به اوضاع ایران هستند. وی اظهار
داشت که امیدوار است، بهبود در روابط آمریکا و شوروی در اینجا هم منعکس شود و دیگر اینکه آمریکا
نباید نسبت به بهبود روابط شوروی و ایران حسادت ورزد و به سفیر اطمینان داد که این بهبود روابط «نتایج
بدی به همراه» نخواهد داشت. با وجود اینکه، چندین بار سفیر هولمز اظهار داشت که آمریکا خواهان
ایجاد روابط بد بین ایران و شوروی نیست و اصلاً نگران بهبود روابط بین شوروی و ایران نمی باشد، ولی
سفیر شوروی چندین بار این موضوع را تکرار کرد. سفیر شوروی گفت که شوروی خوشحال می شود که
تداوم و یا افزایش کمکهای آمریکا به ایران را شاهد باشد، چون باعث می شود که مخارج شوروی در ایران
کمتر بشود. وی خاطر نشان ساخت «ما جاهای دیگر برای پول خرج کردن داریم.»
سفیر شوروی گفت امیدوار است وی و سفیر هولمز بیشتر یکدیگر را ملاقات کرده به تبادل عقاید و
نظرات بپردازند. ممکن است این عقاید و نظریات یکسان نباشند ولی برای ایجاد تفاهم دو جانبه مفید
است. سفیر هولمز نیز اظهار داشت که چنین ملاقاتهایی سودمند و دلخواه می باشد.
در مورد مثبت بودن کاهش مخارج نظامی، سفیر زایتسف گفت این گونه کاهشهای بودجه می تواند
آمریکا را در مورد مشکل خروج طلای خود یاری دهد، چون این امر نمی تواند تا ابد ادامه یابد. سفیر
هولمز سعی کرد نظریه سفیر شوروی را مبنی بر اینکه مخارج نظامی مسبب اصلی مشکل خروج طلای
آمریکاست، تصحیح نماید و گفت که برای آمریکا مهم نیست که این مشکل حل نشود. ولی سفیر شوروی
درباره نظریه خود پافشاری می کرد.
در یک نقطه از بحث، سفیر هولمز سهوا به روابط بین شوروی و چین اشاره کرد و سفیر شوروی
داوطلبانه به ارائه پاسخ پرداخت. وی گفت برخوردهای سختی بین دو دولت درنظر گرفته است، هر کس
هم که قدری شعور داشته باشد این موضوع را می فهمد. این برخوردها سبب شده است تا دو دولت مواضع
سیاست خارجی خود را روشن سازند. حالا حتی آنها که فکر می کرده اند که سیاست «همزیستی
مسالمت آمیز» شوروی تنها یک مانور سیاسی بوده است، باید قبول کنند که برعکس، اساس و پایه
سیاست خارجی شوروی را تشکیل می دهد.
سفیر شوروی اظهار داشت که شوروی اصرار داشته است که حتی اگر به قیمت از بین رفتن روابط
کمونیستی بین چین و شوروی هم تمام بشود این خط مشی را در سیاست خود دنبال نماید. بنابراین دنیا
هم باید آگاه باشد که شوروی اهمیتی اساسی برای سیاست همزیستی مسالمت آمیز خود قائل است.
در پاسخ به سؤال سفیر هولمز، سفیر شوروی گفت که پکف سفیر پیشین شوروی در اینجا هنوز هم در
مرخصی به سر می برد و معلوم نیست به کجا فرستاده شود. زایتسف گفت برژنف در 15 نوامبر به ایران
خواهد آمد و شش روز در اینجا به سر خواهد برد. سفیر هولمز گفت در نظر داشته در این تاریخ به مرخصی
برود، ولی سعی دارد برنامه خود را تغییر داده حداقل دو روز اول بازدید برژنف از ایران را در اینجا بماند.
سفیر شوروی گفت که او کمی با زبان فرانسوی آشناست و در زمان تصدی وی به عنوان ریاست بخش
کشورهای خاور نزدیک و میانه در وزارت امور خارجه زبان فارسی را نیز می آموخت، ولی فرصت تمرین
پیدا نکرده است. ظاهرا او کمی با انگلیسی آشناست ولی درک وی از این زبان بسیار وسیع است.
سند شماره (6)
تاریخ: 5 می 6415 اردیبهشت 1343خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزیر امور خارجه در واشنگتن
در عرشه بن هوم ریچارد، در دوم ماه مه، شاه درباره گفتگویی که با سفیر شوروی انجام داده بود با من
صحبت کرد. شاه صحبتش را با انتقاد شدید از ناصر، جاه طلبیها و فعالیتهایش که موجب به خطر افتادن
صلح در خاورمیانه بود و خطر جدی را متوجه منطقه می ساخت آغاز کرده بود. وی شورویها را به خاطر
حمایت از چنین فرد دردسرسازی که به عنوان رئیس جمهور جمهوری متحده عربی مسئولیت سرش
نمی شود به باد انتقاد گرفت. شاه به زایتسف گفت که به نظر وی ناصر مسئول همه تبلیغات عرب علیه ایران
است. سفیر شوروی در پاسخ گفته بود که احتمالاً مسئول، ناصر نیست بلکه شرکتها نفتی ممکن است
مسئول باشند. شاه گفت که این اظهار نظر «کاملاً بی ربط» است. وی ظاهرا خوشحال بود از اینکه توانسته
است با این لحن با سفیر شوروی حرف بزند.هولمز
مربوط به گزارش بیوگرافی مقامات بلوک شوروی
سند شماره (7)
تاریخ: 2 مارس 1966 11 اسفند 1344سری
از: GTEبه: تمامی پستهای دیپلماتیک و کنسولی
موضوع: مربوط به گزارش بیوگرافی مقامات بلوک شوروی
موضوع این بخشنامه بسط دادن دستورالعملهایی می باشد که در مآخذ گنجانیده شده است و این به
خاطر تأکید دوباره بر سر مهم بودن جمع آوری بیوگرافیهای گزارش شده در رابطه با مقامات بلوک
شوروی می باشد. دستورالعملهای مختلف قبلی تأکیدشان بر سر ارزش تماس با مقامات بلوک شوروی
بود. این مطلب چندین بار تکرار شده است که این چنین تماسهایی به وسیله کارمندان حوزه ای اگر بر
مبنای انتخابی باشد و سپس گزارش شود و به طور مرکزی به وسیله پست حوزه ای مورد کنترل قرار
بگیرد، می تواند یک منبع مهم و با ارزش اطلاعاتی باشد. علاوه بر مفید بودن در زمینه های اطلاعاتی،
سیاسی، اقتصادی، نظامی و بقیه زمینه های مربوط خصوصا خیلی مهم خواهد بود که به طور کامل از این
تماسها استفاده گردد، تا از این فرصتی که دست می دهد برای جمع آوری اطلاعات بیوگرافی مقامات بلوک
شوروی استفاده بشود. به خصوص این نوع اطلاعات در بیشتر قسمتها در منابع اسنادی مورد دسترسی
نمی باشد در حالی که بیشتر گزارشهایی که نتیجه این تماسها می باشد و در گذشته دریافت گردیده است،
اطلاعات بیوگرافی مفیدی را در برداشته خیلی از کارمندان سعی در محصور نمودن گزارششان فقط در
رابطه با مطالب مورد مذاکره می نمایند و فراموش می نمایند که مطالب بیوگرافی را که در تمام طول ملاقات
اتفاق می افتد ذکر نمایند. اطلاعات اصلی بیوگرافی که مورد علاقه ما می باشد شامل مطالبی است از قبیل:
تاریخ و محل تولد، سن تخمینی، شرح اوضاع بدنی و طبیعی شخص، خانه و محیط کودکی، خانواده و
تحصیلات و افراد با نفوذی را که با او در تماس می باشند. به علاوه، مسائل مشاهده شده به وسیله کارمند
گزارش دهنده در مورد شخصیت طرف گفتگو کننده که از بلوک شوروی است، علایق که او نشان می دهد یا
استعدادهای مشخصه او یا حالت طبیعی او در حال خیانت مورد علاقه ما می باشد. بر اساس همین گزارش
تقاضا می گردد که تلاش مخصوصی برای گنجاندن چنین اطلاعاتی در آینده وقتی چنین تماسهایی عملی
می گردد بشود. اگر تماس با همان یک شخص برای مدتی ادامه یابد کارمند تماس گیرنده باید یک
ارزشیابی شخصیت بر اساس تجربیات تماسهای گذشته اش با مقام بلوک شوروی ارائه بدهد.
راسک
سند شماره (8)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: ویکتور جی. اوزی پف، دبیر دوم سفارت شوروی در تهران، والتر جی. رمزی، دبیر دوم
سفارت آمریکازمان: 9 آوریل 1966 20 فروردین 45
مکان: سفارت آمریکا، تهران
آقای اوزی پف به درخواست خودش با من ملاقات کرد. آخرین بار وی را در ضیافت روز ملی
مجارستان که در سفارت این کشور در تهران در 4 آوریل برگزار شده بود، مختصرا ملاقات کرده بودم و در
آنجا او از من خواست که زمانی تعیین شود تا به تلافی ملاقات من با او در 12 فوریه در سفارت شوروی،
دوباره با من ملاقات نماید. گفتگوی ما حدود 50 دقیقه به طول انجامید و کاملاً به فارسی صورت گرفت.
نکات زیر در این گفتگو مطرح گردید:
1 پس از تعاریفهای معمول، به اوزی پف گفتم که چون ما در اینجا اتاق پذیرایی خاصی تهیه ندیده ایم
مجبورم از وی در یکی از دفاتر استفاده شده (اتاق بایگانی شماره 105) پذیرایی نمایم. این موضوع باعث
شد که چند دقیقه ای هم درباره هنرهای معماری به کار رفته در سفارت شوروی که به سبک قدیمی ساخته
شده و با ساختمان مدرن سفارت آمریکا فرق دارد صحبت کنیم. اوزی پف از من پرسید که آیا به «کلوپ»
شوروی رفته ام. پس از سؤال و جوابی که در نتیجه آن معلوم شد منظورش کدام کلوپ است (کلوپ ویژه
کارمندان سفارت شوروی در خیابان استالین)، من گفتم که یک بار حدود یک سال قبل برای دیدن یک
فیلم لهِستانی به آنجا رفته بودم. اوزی پف پرسید که آیا مایلم بار دیگر به آنجا سری بزنم. من جواب
مشخص ندادم او هم در این باره اصرار نورزید.
2 بیست و سومین کنگره حزب کمونیست: پرسیدم که آیا سفیر زایتسف به تهران بازگشته است و گفتم
که گمان می کنم که وی نماینده بیست و سومین کنگره حزب کمونیست در مسکو بوده است. اوزی پف
نمایندگی ما در کنگره را تأیید کرده گفت که وی به علت ادامه بحث پیرامون مسائل اقتصادی و غیره در
مسکو، تا چند روز دیگر باز نخواهد گشت. به نرمی اظهار تعجب کردم چون کنگره در روز قبل خاتمه یافته
بود. اوزی پف شرح داد که «گفتگوها»ی نمایندگان کنگره، تا چند روز بعد، به خصوص پیرامون مسائل
اقتصادی ادامه خواهد داشت و محدود به امور داخل شوروی نیز نمی شود. شوروی مصمم است به همه
کشورهای سوسیالیستی «که برای استقلال خود مبارزه می کنند» کمک نماید و این شامل ویتنام نیز
می شود. بمباران ویتنام شمالی توسط آمریکا خطر تشدید برخوردها را به همراه دارد و ممکن است موجب
رویارویی نیروهای آمریکا و شوروی گردد.
وی گفت خوشبختانه نیروهای شوروی و آمریکا مستقیما با یکدیگر درگیر نشده اند و بهتر است وضع
به همین منوالی باقی بماند. در ادامه گفت که به نظر او آمریکا فقط جهت حفظ «حیثیت» خود به جنگ در
ویتنام ادامه می دهد (در اینجا از کلمه انگلیسی استفاده کرد) حال آنکه اگر از ویتنام خارج شود «بر
حیثیت» خود افزوده است.
به اوزی پف گفتم که اگر فکر می کند که آمریکا صرفا به خاطر حفظ و حراست از آبروی خود در ویتنام
درگیر است کاملاً اشتباه می کند و واقعیت دارد که آمریکا باید به ویتنام جنوبی در جهت حفظ استقلال خود
یاری دهد تا نشان بدهد که ما در آینده نیز بر معاهدات خویش خواهیم ماند. نکات مهم عبارتند از:
الف تصمیم ما مبنی بر اینکه به ویت کنگ ها نباید اجازه داده شود که برای رسیدن به یک راه حل به
زور متوسل شوند.
ب دیگر اینکه همه ویتنام نباید در حوزه نفوذ چین کمونیست قرار گیرد.
در رابطه با بمباران ویتنام شمالی توسط آمریکا به اوزی پف گفتم که 39 روز است که ما بمباران هایمان
را متوقف کرده ایم و تلاشهای زیادی به خرج داده ایم تا جهت مذاکره پیرامون مشکلات ویتنام راهی
گشوده شود. از طرف ویتنام شمالی ذره ای علاقه به حل و فصل مسائل از طریق مسالمت آمیز ندیده ایم. به
همین دلیل دیگر نمی توان به آمریکا گفت که به مذاکره بپردازد. آمادگی ما برای مذاکرات در گذشته نیز
نشان داده شده است.
اوزی پف باز هم به تشدید بحران اشاره کرد و گفت که آیا سخنرانی مارشال مالینوسکی در بیست
وسومین کنگره حزبی را شنیده ام. وقتی که جواب منفی مرا شنید به توضیح خلاصه توانایی ها و آمادگیهای
شوروی در همه جوانب صنایع نظامی پرداخت.
برای عوض کردن موضوع، از اوزی پف پرسیدم که آیا رضا رادمنش هم به عنوان نماینده حزب توده به
کنگره راه یافته است. با خنده جواب مثبت داد ولی گفت که او در مجمع به ایراد سخنرانی نپرداخته است و
اضافه کرد که این کنگره متشکل از احزاب سیاسی بوده، نه دولتها. بنا بر این عادی است که حزب توده نیز
نماینده ای به آن گسیل دارد.
اوزی پف دفعتا به بحث یکجانبه ای درباره پیشرفتهای اقتصادی و افزایش بنیه صنعتی شوروی
پرداخت. از آغاز برنامه 5 ساله در 1928 تولید آهن شوروی در سال گذشته از 12 میلیون تن به 81
میلیون تن افزایش یافته و تولید نفت نیز به 250 میلیون تن رسیده است. در حالی که تولید کلی ملی
شوروی به میزان 8 تا 10 درصد در سال افزایش می یابد تولید کلی ملّی آمریکا فقط 2 درصد است. که البته
در مورد رقم آخر من رقمی را که او داده بود تصحیح کردم.
در اینجا من بحث را قطع کرده گفتم از آنجا که هردویمان در ایران به سر می بریم، بهتر است درباره ایران
صحبت کنیم. از او پرسیدم که حالا که روابط بین ایران و شوروی عادی تر شده است آیا دولت شوروی در
نظر ندارد از ایرانیها بخواهد که محدودیتهای خود را علیه حزب توده کاهش دهند؟ اوزی پف در جواب
گفت «نه»، در ادامه از او پرسیدم که به نظر او مردم شوروی درباره دولتشان که کمکهای اقتصادی به یک
دولت سلطنتی که مخالف حزب کمونیستی داخلی آن است می دهد چگونه فکر می کنند. در جواب گفت که
مردم شوروی از اینکه کشورشان با ایران که به رهبری شاه سریعا در حال پیشرفت است روابط خوبی
برقرار کرده خوشحال هستند. وی خاطر نشان ساخت که با وجود اینکه هر دو کشور ایران و افغانستان
سلطنتی هستند ولی شوروی خوشحال می شود که به آنها از نظر اقتصادی کمک نماید. دولت متبوع وی
درباره حزب توده ایران صحبتی نخواهد کرد به این دلیل که (1) روابط شوروی با ایران بر اساس اصول
سیاسی و اقتصادی است نه بر اساس اصول ایدئولوژیک، (2) برای شاه و دیگر احزاب سیاسی مانند حزب
توده قابل تحمل نیست، بنابراین این فایده ای ندارد.
به هنگام خداحافظی، اوزی پف گفت که امیدوار است باز هم با یکدیگر ملاقات کرده به تبادل نظریات
مفید بپردازیم. وی گفت که ممکن است برای یک سفر کوتاه مدت در چند روز آینده به کرمان برود و
بنابراین بعد از آن با یکدیگر ملاقات خواهیم کرد. ولی بعد از آن فورا حرف خود را پس گرفت و گفت که
سفری به «خارج از تهران» خواهد کرد. و از من پرسید که آیا می توانم برایش تمبرهای پستی باطل شده
چه آمریکایی و چه مربوط به دیگر کشورها را تهیه کنم تا برای کلکسیون فرزندش بفرستد. گفتم سعی
می کنم این کار را انجام دهم. کاملاً سعی داشتم طوری رفتار کنم که گویا مایل به ملاقات دوباره وی نیستم.
نظریات: مطالعه مطالب بالا بایستی در رابطه با مشکلات موجود در زمینه ارتباطی صورت پذیرد. زبان
فارسی مقام گزارشگر خیلی خوب نیست و فارسی صحبت کردن اوزی پف با وجود اینکه لغت زیاد
می داند بین بد و نامفهوم نمره می گیرد. اوزی پف سعی داشت موضع خودش یا شوروی را در قبال ویتنام
مشخص سازد و اگر من هم با او در ادامه بحث در این باره همراهی می کردم حتما تمام بحث ما پیرامون
ویتنام دور می زد. ولی او به هنگام بیان نظریات خود به هیچ وجه خشن و دارای حالت تهاجمی نبود بلکه
نکات مطرح شده را با شوخ طبعی مورد بحث قرار می داد. فکر نمی کنم که اوزی پف می خواست با بحث
پیرامون ویتنام و بیاناتش مرا تحت تأثیر قرار بدهد، بلکه فکر می کنم که او بیشتر مایل به ملاقات با من و
ادامه «تماس» خود بوده است و پس از اینکه موفق به ملاقات شد چنین تصمیم گرفت که با اعلام عدم
توافق بر سر ویتنام می تواند بحث را به پیش ببرد و از مطرح شدن هرگونه بحث دیگری که سخت باشد
جلوگیری به عمل آورد.
اخراج سه دیپلمات روسی از ایران
سند شماره (9)
کشور: ایران. شورویتاریخ: 9 آوریل 1966 20 فروردین 1345
سری غیر قابل انتشار برای بیگانگانمحل و تاریخ: ایران، تهران (12 آوریل 1966)
منبع و ارزیابی: یک سرویس رسمی ایرانی
موضوع: اخراج سه دیپلمات روسی از ایران
1 در 9 آوریل 1966 سازمان امنیت و اطلاعات ملی (ساواک) فیکرت اسفندیار اقلی افندیوف
وابسته کنسولی شوروی را در تهران، در یک ملاقات مخفیانه با یک جاسوس ایرانی که کارمند دولت بود
دستگیر نمود. ساواک افندیوف را به وزارت امور خارجه برد و در آنجا او را بازرسی نمودند. آنها دریافتند
که او حامل 15000 ریال و 3 پاسپورت است که به نامهای جاسوس ایرانی و خانواده اش صادر شده بود.