امور خارجه انتخاب گردید.
یروفیف در کنفرانسهای بین المللی بسیاری نیز شرکت جسته است. وی از ماه مه تا اوت 1946 به
عنوان مشاور در کنفرانس صلح پاریس و از اکتبر تا دسامبر همان سال به عنوان مشاور هیئت نمایندگی
شوروی در اولین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شرکت یافت. در مارس همان سال به عنوان معاون
دبیر کل هیئت نمایندگی شوروی در شورای وزرای امورخارجه مسکو و نیز در کنفرانس وزرای امور
خارجه لندن در نوامبر و دسامبر 1947 شرکت جست. در سپتامبر 1948 وی ریاست هیئت نمایندگی
شوروی در سومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در پاریس را عهده دار بود. یروفیف در اوایل
1954 ریاست نمایندگی شوروی در اجلاس وزرای خارجه چهار ابرقدرت در برلین را به عهده داشت و
در ژوئیه 1955 نیز در کنفرانس ژنو همان سمت را عهده دار بود. در اواخر همان سال در کنفرانس وزرای
امور خارجه در ژنو نیز حاضر شد. در سال 1955 وی نماینده دائمی شوروی در سازمان آموزشی علمی و
فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) گردید.
مهمترین انتصاب یروفیف تا حال حاضر انتصاب وی به عنوان سفیر در جمهوری متحده عربی بوده
است. (در قسمتی از این دوران اوت 1959 تا ژوئیه 1962 وی با حفظ سمت به عنوان ریاست
نمایندگی شوروی در یمن نیز فعالیت می کرد).
به هنگام کار در قاهره، یروفیف مجبور بود با محافظه کاری بسیاری میان دو خط مخالفت شوروی با
برنامه های اتحاد جمهوری متحده عربی و خط حمایت محافظه کارانه این جمهوری از سوسیالیزم فعالیت
نماید. با وجود اینکه پس از قرارداد 1960 شوروی در مرحله دوم سد آسوان کمکهای اقتصادی جدیدی
را عرضه نداشت ولی کمکهای نظامی شوروی به قاهره پس از مداخلات جمهوری متحده عربی در یمن در
1963 بشدت افزایش پیدا کرد. در ژوئن 1965 یروفیف از پست خود فراخوانده شد گویابه این دلیل که
می خواستند وی به وزارت امور خارجه باز گردد؛ گرچه از آن زمان تا انتصاب کنونیش درباره فعالیتهای
وی چیزی در دست نیست.
یروفیف و همسرش تامارا ایوانوا، دارای دو دختر هستند که یکی از آنها در 1940 و دیگری در 1954
متولد شده است. یکی از آنها یعنی اوکسانا به همراه والدینش به قاهره رفت. یروفیف به زبان انگلیسی به
خوبی مسلط است و قدری هم فرانسه می داند. وی دارای قدی متوسط، موهای تیره و کم پشت و چشمانی
آبی است. در 1945 وی مدال کار پرچم سرخ را در قبال خدمات زمان جنگ نسبت به دولت شوروی
دریافت نمود.
پیشرفت پروژه های اقتصادی شوروی در ایران
سند شماره (13)
تاریخ: 12 فوریه 1970 23 بهمن 1348 خیلی محرمانه
شرکت کنندگان: سرگئی اسمولیناکف، کنسول سفارت شوروی، نیکولاس جی. تاچر، معاون ریاست
نمایندگی ویلیام دبلیو. لهفلد، مشاور سفارت در امور اقتصادی
موضوع: پیشرفت پروژه های اقتصادی شوروی در ایران
آقای اسمولیناکف که برای یک دیدار غیر رسمی نزد من آمده بود گفت که حدود یک ماه قبل به طور
کلی به منظور در دست گرفتن امور اقتصادی سفارت شوروی وارد تهران شده است. وی اضافه کرد که
مسئولیتهای وی در برگیرنده جنبه های سیاسی امور اقتصادی است. چون روسها در تهران دارای یک
نمایندگی اقتصادی هستند، که اصولاً خارج از سفارت واقع شده و با نظارت عمومی بر اموری چون
ساختمان کارخانه ذوب آهن، پروژه بند ارس و دیگر پروژه های اقتصادی شوروی در ایران سروکار دارد.
آقای اسمولیناکف اظهار داشت که در اوایل دهه 50 نیز در ایران خدمت می کرده است و نیز قبل از ورود به
تهران در سفارت شوروی در بانکوک مشغول به کار بوده است. در اواخر دهه 50 نیز در افغانستان
عهده دار کارهایی بوده است. آقای تاچر در باره پیشرفت کلی پروژه های مهم شوروی در ایران سؤال
نمود. آقای اسمولیناکف با وجود اینکه اعتراف می کرد که هنوز نتوانسته است از آنها بازدید مکانی به عمل
آورد ولی در این باره راضی است. لیکن دو مشکل مهم بر سر راه این کارها وجود دارد: مشکل اول کندی
ایرانیها در تهیه ریالهای لازم جهت پرداخت هزینه مستقیم تحت مسئولیتشان است و مشکل دیگر
پیداکردن ایرانیهای مجرب و ایجاد برنامه های آموزشی برای تربیت متخصصین فنی است که در به کار
انداختن پروژه وجودشان ضروری می نماید. وقتی که از او پرسیده شد که آیا روسها در نظر دارند با
فرستادن تعداد بیشتری از ایرانیان جهت دریافت آموزش به روسیه این مسئله راحل نمایند یا نه؟ وی در
جواب گفت که در حال حاضر هم تعداد ایرانیانی که برای آموزش به شوروی رفته اند خیلی کم است و
ایران در نظر ندارد تعداد بیشتری از آنها را به آنجا بفرستد.با لحنی که حاکی از اطمینان کامل نبود
اسمولیناکف گفت که به نظر وی کارخانه ذوب آهن به موقع به پایان خواهد رسید. وقتی که درباره خط لوله
گاز صحبت به میان آورده شد وی قاطعانه تأیید کرد که کارها به خوبی به پیش می رود. البته در آن قسمت
از پروژه که مربوط به شوروی می شود و قطعا طبق برنامه به پایان خواهد رسید. مشکلاتی که در ساختمان
آن بخش از این پروژه که مربوط به ایرانیان می شود وجود دارد بی شمار مربوط به هزینه سرسام آور
موادی است که از منابع غربی دریافت می دارند. اسمولیناکف درباره فعالیتهای اقتصادی آمریکا در ایران
پرسید و به وی گفته شد که ما در سفارت دارای یک بخش اقتصادی هستیم، که با امور تجاری سروکار
دارد و دیگر اینکه دارای یک سازمان منفک اقتصادی نیستیم؛ چون دو سال قبل پس از تعطیل نمایندگی
کمکهای این سازمان نیز حذف گردید. کمکهای اقتصادی دولت آمریکا به ایران بیشتر به صورت وامهایی
است که به وسیله بانک صادرات و واردات واشنگتن داده می شود.
اظهارنظر: شایان توجه است که این دومین مقام مهم سفارت شوروی است که در سه ماه گذشته به
ملاقات غیر رسمی با مشاور سفارت پرداخته است. ملاقات وزیر مختار شوروی در اواسط نوامبر 1969
صورت پذیرفت ولی در چهار سال قبل چنین ملاقاتهایی اصولاً صورت نمی گرفت. اسمولیناکف نسبتا به
زبان انگلیسی مسلط است. او برعکس بسیاری از مقامات روسی به سهولت و به طور عادی با خارجی ها
ایجاد رابطه می کند. مشکل است که پس از یک مصاحبه اینقدر کوتاه بتوان میزان هوش و ذکاوت وی را در
مورد قضاوت قرار داد. چون گفته های وی نشانگر هیچ موضوع غیرعادی نبود، او قد کوتاه بوده دارای
موهای بلند که به سفیدی گراییده است می باشد. چند دندان طلا ، صورتی رنگ پریده و لهجه ای خوشایند
دارد. تقریبا در پایان مصاحبه یک سؤال بسیار استعاره ای را مطرح نمود: چرا گاهی شوروی و آمریکا در
سیاست های مبنی بر همکاری و به موازات هم به خوبی باهم کنار می آیند و بعد یکباره با عدم توافقها و
اختلافهای جدید از هم جدا می شوند؟ آقای تاچر سعی کرد به آن جواب دهد ولی اشاره به موضوعات
دیگر بحث را منحرف نمود ولی اسمولیناکف به هنگام عزیمت با خنده قول داد که در آینده ای نزدیک این
سؤال را باز هم با ما درمیان بگذارد.
سند شماره (14)
تاریخ: 20 اوت 1970 29 مرداد 49 (تهران، ایران)خیلی محرمانه
صورت مذاکره
شرکت کنندگان: اچ. ای. ولادیمیر یروفیف سفیر شوروی، سفیر داگلاس مک آرتور دوم
یروفیف سفیر شوروی امروز با من ملاقات کرد تا به قول خودش، قبل از اینکه برای یک مرخصی 45
روزه به شوروی بروم به پاس ملاقاتی که با من به هنگام ورودتان به تهران داشتید با شما ملاقات نمایم. با
وجود اینکه یروفیف مشهور است به اینکه در مذاکرات و مباحثات خود با مقامات مهم ایرانی و اعضای
کابینه بسیار تندرو است ولی به نظر من بسیار ضعیف می رسد.
وی ابتدا از من پرسید که آیا درباره گزارش مطبوعات مبنی بر اینکه 4 ابرقدرت در نیویورک به
مناسبت بیست و پنجمین سالگرد سازمان ملل اجلاسی تشکیل خواهند داد تأییدیه ای به دست آورده ام یا
نه؟ پاسخ دادم که گذشته از شایعات و گزارش مطبوعات در این باره چیزی نشنیده ام. وی گفت که او نیز
همین وضع مرا دارد و دیگر اینکه، این گونه موضوعات در شوروی تا زمانی که تأییدیه رسمی به دست
نیامده کاملاً به طور محرمانه حفظ می شود.
با اشاره به اجلاس 4 ابرقدرت، وی اصل و ایجاد شورای وزرای امور خارجه در 1945 را خاطر نشان
ساخته و گفت که در آن زمان تنها شوروی به حضور نماینده چیانک کای چک در جلسه تصمیم گیری
شورا در لندن اعتراض کرده بود. یروفیف با لبخندی ادامه داد اکنون مائوتسه تونگ هم برای ما همان
مشکلات چیانک کای چک را ایجاد کرده است.
بعدا به بحث درباره سفر وی به نقاط مختلف ایران پرداختیم متذکر شدم که در ماه ژوئن من در
آذربایجان شرقی و غربی سفرهای زیادی انجام دادم و او نیز حتما به این منطقه آشناست. وی گفت که فقط
دو روز در تبریز اقامت کرده بود و به نقاط دیگر آذربایجان سفر نکرده بود چون به قول خودش مردم آن
منطقه از ایران ما را زیاد دوست ندارند. (که اشاره ای به تلاش شوروی در روی کار آوردن و ایجاد یک
جمهوری سوسیالیستی دست نشانده آذربایجان در سال 1946 بوده است.)
یروفیف گفت که در اواسط اکتبر به ایران باز خواهد گشت تا در جشن افتتاحیه آغاز کار لوله های گاز
ایران به شوروی شرکت نماید. وی گفت با وجود اینکه گاز در اصل در ماه سپتامبر به سوی شوروی سرازیر
خواهد شد، دکتر اقبال (ریاست شرکت ملی نفت ایران) به وی قول داده است که جشن افتتاحیه در اکتبر
برگزار گردد. پس از آن مدتی نیز به گفتگو درباره مشکلات در زمینه اتصال خطوط لوله و مشکلات در
زمینه جور در آوردن تجهیزاتی که شوروی تا مرز خود کشیده است، با تجهیزاتی که غربیها در اختیار ایران
قرار داده اند، پرداخت.
یروفیف به مشکلاتی چون انقلاب جوانان و الکلیسم که جهانگیر هستند نیز پرداخت. وی فکر می کند
که مشکل جوانان این است که آن محدودیت و نظم و انضباط پیشینیان خود را نداشته اند و بنابر این دست
به اعتراض و ایجاد مشکلات می زنند. وی متذکر گردید که گرچه مسئله مواد مخدر در غرب مشکل اصلی
است ولی در شوروی این چنین نیست. ولی در شوروی مشکل الکلیسم وجود دارد و بسیاری از کارگران
در شوروی تمایل به مشروب خوری پیدا کرده اند که نتیجه آن عدم حضور به موقع در محل کار و کارایی
خیلی بد می باشد.
نظرات وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی سیرویژکین پیرامون روابط ایران و شوروی
سند شماره (15)
یادداشت برای: بخش سیاسی از: CAS (منبع کنترل شده آمریکایی)
موضوع: نظرات وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی سیرویژکین پیرامون روابط ایران و شوروی
اطلاعات زیر از یک منبع موثق به دست آمده و فقط جهت اطلاع و استفاده شماست و لازم نیست به
CAS نسبت داده شود:
سیر ویژکین وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی پیرامون روابط ایران و شوروی به اظهارنظر پرداخت.
وی سیاستهای تبلیغاتی دولت ایران را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و گفت: وزارت اطلاعات ایران در اصل
شاخه ای از بخش اطلاعات آمریکا بوده و خطوط کلی سیاستهای تبلیغاتی این وزارتخانه به وسیله آن
دسته از مقامات ایرانی که در دفتر حفاظت منافع آمریکا کار می کنند، طرح ریزی می شود. اطلاعات و
اخبار مربوط به شوروی و کشورهای بیطرف به نحو خصمانه ای در مطبوعات منتشر می گردند، در حالی
که اخبار مربوط به آمریکا و کشورهای غربی با تزئینات خاص تحویل مردم می گردند.
سیر ویژکین خاطرنشان ساخت که اخیرا یک کنفرانس ضدکمونیستی در توکیو برگزار شده بود، که
نمایندگی ایران در این کنفرانس را رحیم زهتاب فرد، ناشر اداره آذربایجان و یک فرد دیگر عهده دار بودند.
روزنامه اطلاعات نیز بیانات خواهر فیدل کاسترو را که حمله ای بی مهابا به کمونیسم بود و در این کنفرانس
ایراد شده بود چاپ کرده است.
وی در ادامه گفت نمی توان درباره هدف این روزنامه ها در چاپ این گونه مطالب تحریک آمیز
نتیجه گیری کرد، مگر اینکه بگوییم که کار، کار خرابکاران آمریکایی است که به روزنامه های ایرانی پول
می دهند تا چنین مقالاتی را به چاپ برسانند.
پس از آن سیر ویژکین به صحبت در مورد انتشار کتابی پیرامون اوضاع روستاهای ایران پرداخت که
کتاب ممنوع الانتشار اعلام شده و نویسنده نیز دستگیر گردیده است. یکی دیگر از نویسندگان مشهور که
نام مستعارش به آذین است ولی نام اصلیش محمود اعتمادزاده می باشد، در مقاله به تحسین کتاب مزبور
پرداخته و محتوای این کتاب را تأیید نموده است و او نیز دستگیر شده است.
در ادامه گفتگوها، سیر ویژکین درباره سفر شاچیکف رئیس کمیته دولتی شوروی در امور اقتصادی
خارجی و اختتام برنامه 15 ساله قرارداد همکاری فنی و اقتصادی بین ایران و شوروی صحبت کرد. سیر
ویژکین گفت آینده توسعه روابط بین دو کشور بسیار درخشان و امیدوارکننده است و در پایان چنین
نتیجه گیری کرد که حتی ما هم نمی توانستیم انتظار داشته باشیم، به چنین موفقیتهایی در زمینه اقتصادی
ایران دست پیدا کنیم.
گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی
سند شماره (16)
خیلی محرمانه تاریخ: 20 آوریل 1972 31 فروردین 1351قابل توجه کاردار: آقای هک رونوشت
برای: آقای مک کاسکیل مأمور سیاسی جهت بیوگرافی آقای هالا، رایزن اقتصادی آقای اسکودرو
گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی
1 جوانان شوروی و مواد مخدر: همسر ولاسوف قرار است در پایان ماه مه برای ترتیب دادن ورود
فرزندانش به دانشگاه در مسکو عازم اتحاد جماهیر شوروی شود. من از او پرسیدم که آیا او از آن نگران
نیست که فرزندانش با مواد مخدر آلودگی پیدا کنند و یا وارد جریانهای افراطی سیاسی شوند هنگامی که
این همه مدت از خانه و خانواده خود دور هستند؟ او در پاسخ گفت که هرچند آنها با والدین بزرگ خویش
زندگی می کنند او درباره آنها نگرانی دارد، همان طوری که والدین دیگر نیز ممکن است داشته باشند. او
اظهار داشت که تنها اقلیت ناچیزی از دانشجویان شوروی با مواد مخدر آلودگی پیدا کرده اند و این امر او را
ناراحت نمی کند، زیرا احتمال اینکه چنین آلوده گی دامنگیر فرزندان او بشود بسیار بعید است. معذالک او
تا اندازه ای نگران است از اینکه فرزندانش ممکن است افکار عجیب و غریبی در دانشگاه کشف کنند و
یادآور شد هرچند که او یک فردی با افکار منزه ممکن است نباشد ولی مایل نخواهد بود که فرزندان او در
معرض افکار ناباب قرار گیرند.
2 روسیه در خلیج (فارس): ولاسوف درباره اثرات پیمان اخیر شوروی و عراق در ایران و برداشت
ایران از هدفهای شوروی در خلیج (فارس) کاملاً نگران بود. او گفت که سفیر شوروی قبل از ناآرامیهای
اخیر مرزی بین ایران و عراق با خلعتبری وزیر امور خارجه ملاقات کرده است تا به او توضیح دهد که
پیمان شوروی و عراق به هیچ وجه متوجه ایران نیست و اینکه اتحاد شوروی مایل است دو کشور (مقصود
ایران و عراق) اختلافات خود را به نحو دوستانه حل و فصل کنند. وزیر امور خارجه ایران از این خبر بدون
هیچ گونه شور و شوقی استقبال کرد و گله کرد از اینکه به نظر می رسد ایرانیان حتی در وزارت امور خارجه
دامنه تماسهای مأمورین سفارت شوروی را محدود کرده اند (او در این باره نیز قبلاً گله کرده بود).
او خاطر نشان ساخت که اکنون 3 ماه است در تهران به سر می برد و تاکنون فقط یک بار با رئیس بخش
مسئول اتحاد شوروی و کشورهای بلوک شوروی ملاقات کرده است. او بار دیگر از من پرسید که آیا ما نیز
مشکلات مشابهی داریم یا خیر؟ و من متأسفانه هنگامی که به او گفتم که ما عملاً با عده بسیار زیادی از
مأمورین ایرانی آشنایی داریم و اغلب از آنها در خانه خود پذیرایی می کنیم یا آنکه خودمان در خانه آنها
پذیرایی می شویم، حسرت او را برانگیختم.
او خاطرنشان ساخت که اعدام اخیر مارکسیستهای ایرانی تا اندازه زیادی خدعه آمیز بوده است و
اظهارنظر کرد که این اقدام را به عنوان پاسخی به شورویها و عراقیها تلقی می کند و اینکه شورویها درباره
شکاف ایدئولوژیک موجود بین ایران و شوروی کاملاً تسلیم شده اند معذالک او اظهار عقیده کرد که
ایرانیان ممکن است روزی به سوی شوروی متمایل شوند و از غرب دوری کنند و از من پرسید که اگر
چنین اتفاقی روی دهد نظر من چه خواهد بود؟ من گفتم به عقیده من چنین پیشامدی رخ نخواهد داد، زیرا
ایرانیان درباره تاریخ دیرینه جاه طلبیهای شوروی در منطقه خلیج فارس آگاهی کامل دارند و آن گاه
درباره نمونه هایی در این باره به بحث پرداختیم که از زمان سلطنت پطر کبیر می شود (او ظاهرا از موادی
که در پیمان منعقده با آلمان نازی زمان هیتلر وجود داشت اطلاعی نداشت.) همسر ولاسوف پذیرفت که
من یک امتیاز از او گرفتم و موضوع صحبت را تغییر دادم.
او بار دیگر از من پرسید که آیا من تصور نمی کنم که رقابت ایران و عربستان سعودی ممکن است یک
روز آرامش منطقه خلیج را برهم بزند؟ من بار دیگر پاسخ دادم که به عقیده من ایران و عربستان سعودی
بیشتر با توجه به دشمن مشترک خودشان عراق احتمال می رود که با یکدیگر همکاری کنند. او
همچنین پرسید که آیا دیدار نیکسون رئیس جمهوری آمریکا از ایران در حالی که از عربستان سعودی
قصد دیدار ندارد اختلاف نظر بین دو کشور را تیره تر نخواهد کرد. من در پاسخ گفتم که من دلیلی نمی بینم
که چنین باشد زیرا نیکسون صرفا انجام دهنده قولی است که از مدتهاقبل در پاسخ به دیدار شاه از ایالات
متحده داده است. ولاسوف آن گاه پرسید که آیا این دیدار جنبه تشریفاتی خواهد داشت یا مسائل مهمی
مورد بحث قرار خواهد گرفت؟ من در پاسخ گفتم که اطلاعی ندارم که برنامه مذاکرات او چه خواهد بود
ولی افزودم که هر موضوعی که مورد علاقه متقابل باشد جهت بحث بین دو رئیس کشور مناسب خواهد
بود. ولاسوف آن گاه پرسید که آیا در مورد میزان رسوخ شوروی در منطقه خلیج فارس که ما آن را اجازه
بدهیم حدودی وجود دارد یا خیر و پرسید که خط این رسوخ فرضی در کجا قرار خواهد گرفت؟ من گفتم
که از نظر من احمقانه خواهد بود اگر بگویم که ما درباره رسوخ شوروی در یک چنین منطقه حیاتی نگرانی
نشان ندهیم. ولی مناسبات کشورهای خلیج فارس با اتحاد شوروی یا یک کشور دیگری مربوط به
خودشان است و من نمی توانم بگویم که ما به چه ترتیبی مداخله خواهیم کرد؛ او اظهارات مرا باور نکرد.
ویتنام: او از من پرسید که درباره اوضاع کنونی در ویتنام نظر من چیست و من در پاسخ گفتم که مایه
شرمساری است که ویتنام شمالی به ویتنام جنوبی حمله برده است، زیرا ما و ویتنام جنوبی اکنون لازم
می دانیم آنها را به تعداد زیاد بکشیم و این امر به زیانهای قابل ملاحظه ای برای ویتنام شمالی نیز منجر
می شود. او اظهار نظر کرد که مهاجمین در واقع ویت کنگها هستند ولی من گفته او را رد کردم و آن گاه او
پرسید برای اینکه ما از ویتنام به میز مذاکرات بازگردیدم چه چیزی لازم است؟ او گفت که اگر مذاکرات از
سرگرفته شود بهتر خواهد بود که درباره مسائل مشخص یک به یک بحث شود بی آنکه طرفین یکدیگر را
به تجاوز متهم کنند.
او آن گاه از من پرسید که مردم آمریکا نسبت به تجدید بمباران ویتنام شمالی چه احساسی دارند و من
در پاسخ به این سؤال از او پرسیدم که مردم روسیه درباره چکسلواکی در سال 1968 چه احساسی
داشتند. او گفت که بجز یک اقلیت کوچکی همه مردم روسیه از اقدام شوروی پشتیبانی می کنند. آن گاه او
اظهارنظر کرد که تعیین زمان شورش یک نوع اشتباه خیر نه یک اشتباه بلکه شاید یک محاسبه غلط
بوده است زیرا ارتش سرخ بایستی قبل از اینکه اوضاع به چنین مرحله برسد وارد چکسلواکی می شد.
تعاونی (تعاونی سفارت م): ولاسوف از من درباره کارتهای اعتبار پرسید و پس از اینکه من توضیح
دادم این کارتها چگونه به کار برده می شود و از کاتالوگ چگونه برای سفارش استفاده می شود از او
پرسیدم که آیا او هم از این مزایا برخوردار است ؟ او در پاسخ گفت در مغازه های شوروی اشیا نسیه
فروخته می شود ولی چنین تسهیلاتی برای آنهایی که خارج از اتحاد شوروی هستند داده می شود.
شورویها در تهران تعاونی ندارند و اقلام از مسکو با هواپیما به فواصل زمانی به تهران می رسد و آن گاه به
اعضای سفارت فروخته می شود. من درباره تعاونی خودمان (یک نوع کارپردازی. م) به او توضیحاتی
دادم و (طبق پیشنهاد هالا) به او پیشنهاد کردم که او از اقلام گنجانده شده در تعاونی یا چیزهایی که از
آمریکا سفارش داده می شود در صورتی که مورد نیازش باشد استفاده کند. او چندان علاقه ای به این
موضوع نشان نداد.
شخصی:
ولاسوف یک اتومبیل جدید از نوع دوج دارت به رنگ سفید که داخل آن آبی است دارد. او از این
اتومبیل خوشش می آید ولی هنوز به دستگاه اتوماتیک آن عادت نکرده است.
همسر ولاسوف هنوز هم دچار مشکلات جزئی در بیمارستان شوروی است. حجم کار بیش از حد
مورد انتظار است و او همه نوع موارد بیماری را می پذیرد بدون آنکه قبلاً درباره این بیماریها مشورت به
عمل آورده باشد. در اتحاد جماهیر شوروی او به عنوان متخصص اعصاب تنها بیمارانی را می پذیرفت که
قبلاً نزد پزشک عمومی مراجعه کرده و موضوع بیماری آنها مورد بحث قرار گرفته بود. ولی کارهای
هفتگی آنها با یکدیگر متفاوت است و روزهای مرخصی آنها با یکدیگر فرق می کند به طوری که آنها فقط
عصرها یکدیگر را می بینند.
ما بار دیگر در روز 4 ماه مه برای صرف شام در آپارتمان من با یکدیگر ملاقات خواهیم کرد. ولاسوف
می خواهد که همسر او نیز همراه او باشد ولی از آنجایی که همسر او روسی و فرانسه (زبان اخیر را نه چندان
خوب) صحبت می کند او امیدوار است که همسر او و همسر من خواهند توانست با یکدیگر کنار بیایند.
همسر من زبان فرانسه را به طور ضعیف صحبت می کند و فارسی بهتر بلد است. بنابر این من پیشنهاد کردم
که یک نفر دیگر را که همسرش در زبان فرانسه یا روسی مهارت داشته باشد دعوت کنم. این ملاقات در
رستوران چینی در خیابان پهلوی نزدیک آریامهر صورت گرفت و برای ولاسوف یکهزاروپنجاه و پنج
ریال خرج برداشت، ولاسوف انعام دهنده دست و دلبازی نیست. او فقط بیست ریال روی میز گذاشت.
سند شماره (17)
تاریخ: 13 ژوئن 1972 23 خرداد 1351 خیلی محرمانه
از: استان اسکودرو مأمور سیاسیبه: آقای هالارایزن اقتصادی
رونوشت به: آقای توساینت مأمور سیاسی
موضوع: گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی.
چنین به نظر می رسید که ولاسوف امروز برای اینکه جذاب به نظر برسد کوشش زیادی به خرج
می داد. او با یک دنیا تظاهر از من خواست تا او را ولادیمیر خطاب کنم و از من پرسید که آیا او می تواند مرا
استان خطاب کند. بعدا او دعوت پرآب و تاب خود را برای دیدار از او در محل اقامت خود در محله ییلاقی
سفارت شوروی پس از بازگشت من از بلوچستان تکرار کرد.
در گفتگوی بین ما که دامنه بسیار وسیعی داشت ولاسوف ظاهرا درباره سه موضوع عمده در
گفتگوهای خود تأکید کرد بدین ترتیب: دیدار پرزیدنت نیکسون از ایران، سفر قریب الوقوع شاه به
بریتانیای کبیر و مناسبات بین کشورهای خلیج (فارس) با یکدیگر.
درباره موضوع اول ولاسوف مستقیما پرسید که آیا ایران در جریان دیدار نیکسون از اینجا خواستار
وام گیری جدیدی از آمریکا شده بود یا خیر و اینکه آیا مسئله کمک های اضافی نظامی یا فروش اسلحه به
ایران مورد بحث قرارگرفته یا خیر؟ او همچنین اطلاع نداشت آیا ملاقاتهای بین نیکسون و شاه در حضور
مشاوران بوده است یا اینکه کاملاً به طور خصوصی. من درباره همه این مسائل اظهار بی اطلاعی کردم.
ولاسوف (و به طور کلی می توان گفت که شورویها) به آن مظنون هستند که یکی از مقاصد دیدار اخیر
رئیس جمهور آمریکا از ایران این است که شالوده یک نوع ترتیبات غیر رسمی باشد که به موجب آن بین
ایالات متحده و بریتانیا و ایران توافق حاصل شود که ایران ثبات منطقه خلیج فارس را تأمین کند در حالی
که ایالات متحده و بریتانیا مشترکا دفاع از اقیانوس هند و به ویژه راههای ورود به خلیج فارس را تضمین
کنند. به عقیده ولاسوف این یکی از دلایل عمده سفر قریب الوقوع شاه به بریتانیا است. ولاسوف استدلال
کرد که کمتر مسائل اقتصادی برای بحث بین آنها وجود دارد. بجز مواضع دو کشور درباره ملی کردن
داراییهای شرکت نفت عراق، اگر دلایل مهم سیاسی برای این سفر وجود نمی داشت شاه به دنبال مقالات
انتقادی از وی از قبیل مقالاتی که اخیرا در نشریه های اکونومیست و تایمز مالی منتشر شده است اقدام به
سفر به انگلستان نمی کرد.
من در پاسخ گفتم که به عقیده من شاه و حکومت او بین اظهارات یک حکومت غربی و مندرجات
نشریات آن تفاوت قایل هستند و من درباره توافقهای مورد بحث او اطلاعی ندارم و با توجه به محیط
سیاسی کنونی در ایالات متحده من شخصا شک دارم از اینکه فرصتی برای تحمل چنین توافقی از سوی
کنگره آمریکا وجود داشته باشد. من در عین حال از او پرسیدم که به فرض چنین توافقی حاصل شده باشد
موضعگیری شوروی در قبال آن چه خواهد بود.
ولاسوف در پاسخ گفت که اتحاد جماهیر شوروی ترجیح می داد که چنین توافقی درباره امنیت خلیج
فارس بین همه کشورهای ساحلی آن و به ویژه عراق منعقد شود و من در پاسخ گفتم که از لحاظ امکانات
عملی آماده کرده چنین ترتیباتی باید دشوار باشد. او اظهار موافقت کرد، ولی خاطرنشان ساخت که یک
چنین سازمان امنیت منطقه ای دسته جمعی با اصل اعلام شده از سوی برژنف جهت سازمان امنیت دسته
جمعی کشورهای آسیایی تطبیق می کند و اینکه گروههای کوچکتر مشابه شاید در آسیای جنوبی و
آسیای جنوب شرقی تشکیل شود و شاید بعدا همه این ترتیبات به صورت یک سازمان واحد دربیاید.
ولاسوف آن گاه خاطرنشان ساخت که اظهارات راجرز وزیر امور خارجه آمریکا در پایان اجلاسیه سنتو
دلالت بر آن می کند، که ایالات متحده در نظر دارد حضور خود را در خلیج فارس و اقیانوس هند تقویت
کند. او این امر را به عنوان یک پشتیبانی از تز زدوبند سه قدرت در منطقه تلقی می کند. من پاسخ دادم که
وزیر امور خارجه آمریکا درباره افزایش سطح قدرت صحبت نکرده است، بلکه درباره جایگزین کردن
کشتیهای جدید به جای کشتیهای قدیم و تکمیل سایر فعالیتهایی که در جریان است صحبت کرده است و
افزودم که تا آنجایی که اطلاع دارم وارد کردن عناصر جدیدی در میان نیست.
ولاسوف آن گاه پرسید که من درباره موضعگیری ایران نسبت به ملی کردن شرکت نفت عراق چه فکر
می کنم. من گفتم از آنجایی که اوپک از عراق پشتیبانی می کند من می توانم تصور کنم که ایران نیز به عنوان
عضو اوپک از این تصمیم پشتیبانی خواهد کرد. او در پاسخ اظهار توافق کرد که این امر به عنوان یک اصل
عمومی حقیقت دارد، ولی آیا من تصور نمی کنم که ایرانیان برداشت خود را به منظور بهره برداری از خلأ
حاصل از کنار کشیدن عرضه نفت عراق به وجود آمده افزایش نخواهند داد. من در پاسخ گفتم که نفت در
حیطه کارشناسی من نیست، ولی معلوم نیست که مشکلات فنی مربوط به افزایش برداشت نفت به مقادیر
زیاد به مرور زمان از میان برود و امکان بدهد که ایرانیان خلأ به وجود آمده از سوی عراق را پرکنند، حتی