در شوروی تمایل به مشروب خوری پیدا کرده اند که نتیجه آن عدم حضور به موقع در محل کار و کارایی
خیلی بد می باشد.
نظرات وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی سیرویژکین پیرامون روابط ایران و شوروی
سند شماره (15)
یادداشت برای: بخش سیاسی از: CAS (منبع کنترل شده آمریکایی)
موضوع: نظرات وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی سیرویژکین پیرامون روابط ایران و شوروی
اطلاعات زیر از یک منبع موثق به دست آمده و فقط جهت اطلاع و استفاده شماست و لازم نیست به
CAS نسبت داده شود:
سیر ویژکین وابسته مطبوعاتی سفارت شوروی پیرامون روابط ایران و شوروی به اظهارنظر پرداخت.
وی سیاستهای تبلیغاتی دولت ایران را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و گفت: وزارت اطلاعات ایران در اصل
شاخه ای از بخش اطلاعات آمریکا بوده و خطوط کلی سیاستهای تبلیغاتی این وزارتخانه به وسیله آن
دسته از مقامات ایرانی که در دفتر حفاظت منافع آمریکا کار می کنند، طرح ریزی می شود. اطلاعات و
اخبار مربوط به شوروی و کشورهای بیطرف به نحو خصمانه ای در مطبوعات منتشر می گردند، در حالی
که اخبار مربوط به آمریکا و کشورهای غربی با تزئینات خاص تحویل مردم می گردند.
سیر ویژکین خاطرنشان ساخت که اخیرا یک کنفرانس ضدکمونیستی در توکیو برگزار شده بود، که
نمایندگی ایران در این کنفرانس را رحیم زهتاب فرد، ناشر اداره آذربایجان و یک فرد دیگر عهده دار بودند.
روزنامه اطلاعات نیز بیانات خواهر فیدل کاسترو را که حمله ای بی مهابا به کمونیسم بود و در این کنفرانس
ایراد شده بود چاپ کرده است.
وی در ادامه گفت نمی توان درباره هدف این روزنامه ها در چاپ این گونه مطالب تحریک آمیز
نتیجه گیری کرد، مگر اینکه بگوییم که کار، کار خرابکاران آمریکایی است که به روزنامه های ایرانی پول
می دهند تا چنین مقالاتی را به چاپ برسانند.
پس از آن سیر ویژکین به صحبت در مورد انتشار کتابی پیرامون اوضاع روستاهای ایران پرداخت که
کتاب ممنوع الانتشار اعلام شده و نویسنده نیز دستگیر گردیده است. یکی دیگر از نویسندگان مشهور که
نام مستعارش به آذین است ولی نام اصلیش محمود اعتمادزاده می باشد، در مقاله به تحسین کتاب مزبور
پرداخته و محتوای این کتاب را تأیید نموده است و او نیز دستگیر شده است.
در ادامه گفتگوها، سیر ویژکین درباره سفر شاچیکف رئیس کمیته دولتی شوروی در امور اقتصادی
خارجی و اختتام برنامه 15 ساله قرارداد همکاری فنی و اقتصادی بین ایران و شوروی صحبت کرد. سیر
ویژکین گفت آینده توسعه روابط بین دو کشور بسیار درخشان و امیدوارکننده است و در پایان چنین
نتیجه گیری کرد که حتی ما هم نمی توانستیم انتظار داشته باشیم، به چنین موفقیتهایی در زمینه اقتصادی
ایران دست پیدا کنیم.
گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی
سند شماره (16)
خیلی محرمانه تاریخ: 20 آوریل 1972 31 فروردین 1351قابل توجه کاردار: آقای هک رونوشت
برای: آقای مک کاسکیل مأمور سیاسی جهت بیوگرافی آقای هالا، رایزن اقتصادی آقای اسکودرو
گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی
1 جوانان شوروی و مواد مخدر: همسر ولاسوف قرار است در پایان ماه مه برای ترتیب دادن ورود
فرزندانش به دانشگاه در مسکو عازم اتحاد جماهیر شوروی شود. من از او پرسیدم که آیا او از آن نگران
نیست که فرزندانش با مواد مخدر آلودگی پیدا کنند و یا وارد جریانهای افراطی سیاسی شوند هنگامی که
این همه مدت از خانه و خانواده خود دور هستند؟ او در پاسخ گفت که هرچند آنها با والدین بزرگ خویش
زندگی می کنند او درباره آنها نگرانی دارد، همان طوری که والدین دیگر نیز ممکن است داشته باشند. او
اظهار داشت که تنها اقلیت ناچیزی از دانشجویان شوروی با مواد مخدر آلودگی پیدا کرده اند و این امر او را
ناراحت نمی کند، زیرا احتمال اینکه چنین آلوده گی دامنگیر فرزندان او بشود بسیار بعید است. معذالک او
تا اندازه ای نگران است از اینکه فرزندانش ممکن است افکار عجیب و غریبی در دانشگاه کشف کنند و
یادآور شد هرچند که او یک فردی با افکار منزه ممکن است نباشد ولی مایل نخواهد بود که فرزندان او در
معرض افکار ناباب قرار گیرند.
2 روسیه در خلیج (فارس): ولاسوف درباره اثرات پیمان اخیر شوروی و عراق در ایران و برداشت
ایران از هدفهای شوروی در خلیج (فارس) کاملاً نگران بود. او گفت که سفیر شوروی قبل از ناآرامیهای
اخیر مرزی بین ایران و عراق با خلعتبری وزیر امور خارجه ملاقات کرده است تا به او توضیح دهد که
پیمان شوروی و عراق به هیچ وجه متوجه ایران نیست و اینکه اتحاد شوروی مایل است دو کشور (مقصود
ایران و عراق) اختلافات خود را به نحو دوستانه حل و فصل کنند. وزیر امور خارجه ایران از این خبر بدون
هیچ گونه شور و شوقی استقبال کرد و گله کرد از اینکه به نظر می رسد ایرانیان حتی در وزارت امور خارجه
دامنه تماسهای مأمورین سفارت شوروی را محدود کرده اند (او در این باره نیز قبلاً گله کرده بود).
او خاطر نشان ساخت که اکنون 3 ماه است در تهران به سر می برد و تاکنون فقط یک بار با رئیس بخش
مسئول اتحاد شوروی و کشورهای بلوک شوروی ملاقات کرده است. او بار دیگر از من پرسید که آیا ما نیز
مشکلات مشابهی داریم یا خیر؟ و من متأسفانه هنگامی که به او گفتم که ما عملاً با عده بسیار زیادی از
مأمورین ایرانی آشنایی داریم و اغلب از آنها در خانه خود پذیرایی می کنیم یا آنکه خودمان در خانه آنها
پذیرایی می شویم، حسرت او را برانگیختم.
او خاطرنشان ساخت که اعدام اخیر مارکسیستهای ایرانی تا اندازه زیادی خدعه آمیز بوده است و
اظهارنظر کرد که این اقدام را به عنوان پاسخی به شورویها و عراقیها تلقی می کند و اینکه شورویها درباره
شکاف ایدئولوژیک موجود بین ایران و شوروی کاملاً تسلیم شده اند معذالک او اظهار عقیده کرد که
ایرانیان ممکن است روزی به سوی شوروی متمایل شوند و از غرب دوری کنند و از من پرسید که اگر
چنین اتفاقی روی دهد نظر من چه خواهد بود؟ من گفتم به عقیده من چنین پیشامدی رخ نخواهد داد، زیرا
ایرانیان درباره تاریخ دیرینه جاه طلبیهای شوروی در منطقه خلیج فارس آگاهی کامل دارند و آن گاه
درباره نمونه هایی در این باره به بحث پرداختیم که از زمان سلطنت پطر کبیر می شود (او ظاهرا از موادی
که در پیمان منعقده با آلمان نازی زمان هیتلر وجود داشت اطلاعی نداشت.) همسر ولاسوف پذیرفت که
من یک امتیاز از او گرفتم و موضوع صحبت را تغییر دادم.
او بار دیگر از من پرسید که آیا من تصور نمی کنم که رقابت ایران و عربستان سعودی ممکن است یک
روز آرامش منطقه خلیج را برهم بزند؟ من بار دیگر پاسخ دادم که به عقیده من ایران و عربستان سعودی
بیشتر با توجه به دشمن مشترک خودشان عراق احتمال می رود که با یکدیگر همکاری کنند. او
همچنین پرسید که آیا دیدار نیکسون رئیس جمهوری آمریکا از ایران در حالی که از عربستان سعودی
قصد دیدار ندارد اختلاف نظر بین دو کشور را تیره تر نخواهد کرد. من در پاسخ گفتم که من دلیلی نمی بینم
که چنین باشد زیرا نیکسون صرفا انجام دهنده قولی است که از مدتهاقبل در پاسخ به دیدار شاه از ایالات
متحده داده است. ولاسوف آن گاه پرسید که آیا این دیدار جنبه تشریفاتی خواهد داشت یا مسائل مهمی
مورد بحث قرار خواهد گرفت؟ من در پاسخ گفتم که اطلاعی ندارم که برنامه مذاکرات او چه خواهد بود
ولی افزودم که هر موضوعی که مورد علاقه متقابل باشد جهت بحث بین دو رئیس کشور مناسب خواهد
بود. ولاسوف آن گاه پرسید که آیا در مورد میزان رسوخ شوروی در منطقه خلیج فارس که ما آن را اجازه
بدهیم حدودی وجود دارد یا خیر و پرسید که خط این رسوخ فرضی در کجا قرار خواهد گرفت؟ من گفتم
که از نظر من احمقانه خواهد بود اگر بگویم که ما درباره رسوخ شوروی در یک چنین منطقه حیاتی نگرانی
نشان ندهیم. ولی مناسبات کشورهای خلیج فارس با اتحاد شوروی یا یک کشور دیگری مربوط به
خودشان است و من نمی توانم بگویم که ما به چه ترتیبی مداخله خواهیم کرد؛ او اظهارات مرا باور نکرد.
ویتنام: او از من پرسید که درباره اوضاع کنونی در ویتنام نظر من چیست و من در پاسخ گفتم که مایه
شرمساری است که ویتنام شمالی به ویتنام جنوبی حمله برده است، زیرا ما و ویتنام جنوبی اکنون لازم
می دانیم آنها را به تعداد زیاد بکشیم و این امر به زیانهای قابل ملاحظه ای برای ویتنام شمالی نیز منجر
می شود. او اظهار نظر کرد که مهاجمین در واقع ویت کنگها هستند ولی من گفته او را رد کردم و آن گاه او
پرسید برای اینکه ما از ویتنام به میز مذاکرات بازگردیدم چه چیزی لازم است؟ او گفت که اگر مذاکرات از
سرگرفته شود بهتر خواهد بود که درباره مسائل مشخص یک به یک بحث شود بی آنکه طرفین یکدیگر را
به تجاوز متهم کنند.
او آن گاه از من پرسید که مردم آمریکا نسبت به تجدید بمباران ویتنام شمالی چه احساسی دارند و من
در پاسخ به این سؤال از او پرسیدم که مردم روسیه درباره چکسلواکی در سال 1968 چه احساسی
داشتند. او گفت که بجز یک اقلیت کوچکی همه مردم روسیه از اقدام شوروی پشتیبانی می کنند. آن گاه او
اظهارنظر کرد که تعیین زمان شورش یک نوع اشتباه خیر نه یک اشتباه بلکه شاید یک محاسبه غلط
بوده است زیرا ارتش سرخ بایستی قبل از اینکه اوضاع به چنین مرحله برسد وارد چکسلواکی می شد.
تعاونی (تعاونی سفارت م): ولاسوف از من درباره کارتهای اعتبار پرسید و پس از اینکه من توضیح
دادم این کارتها چگونه به کار برده می شود و از کاتالوگ چگونه برای سفارش استفاده می شود از او
پرسیدم که آیا او هم از این مزایا برخوردار است ؟ او در پاسخ گفت در مغازه های شوروی اشیا نسیه
فروخته می شود ولی چنین تسهیلاتی برای آنهایی که خارج از اتحاد شوروی هستند داده می شود.
شورویها در تهران تعاونی ندارند و اقلام از مسکو با هواپیما به فواصل زمانی به تهران می رسد و آن گاه به
اعضای سفارت فروخته می شود. من درباره تعاونی خودمان (یک نوع کارپردازی. م) به او توضیحاتی
دادم و (طبق پیشنهاد هالا) به او پیشنهاد کردم که او از اقلام گنجانده شده در تعاونی یا چیزهایی که از
آمریکا سفارش داده می شود در صورتی که مورد نیازش باشد استفاده کند. او چندان علاقه ای به این
موضوع نشان نداد.
شخصی:
ولاسوف یک اتومبیل جدید از نوع دوج دارت به رنگ سفید که داخل آن آبی است دارد. او از این
اتومبیل خوشش می آید ولی هنوز به دستگاه اتوماتیک آن عادت نکرده است.
همسر ولاسوف هنوز هم دچار مشکلات جزئی در بیمارستان شوروی است. حجم کار بیش از حد
مورد انتظار است و او همه نوع موارد بیماری را می پذیرد بدون آنکه قبلاً درباره این بیماریها مشورت به
عمل آورده باشد. در اتحاد جماهیر شوروی او به عنوان متخصص اعصاب تنها بیمارانی را می پذیرفت که
قبلاً نزد پزشک عمومی مراجعه کرده و موضوع بیماری آنها مورد بحث قرار گرفته بود. ولی کارهای
هفتگی آنها با یکدیگر متفاوت است و روزهای مرخصی آنها با یکدیگر فرق می کند به طوری که آنها فقط
عصرها یکدیگر را می بینند.
ما بار دیگر در روز 4 ماه مه برای صرف شام در آپارتمان من با یکدیگر ملاقات خواهیم کرد. ولاسوف
می خواهد که همسر او نیز همراه او باشد ولی از آنجایی که همسر او روسی و فرانسه (زبان اخیر را نه چندان
خوب) صحبت می کند او امیدوار است که همسر او و همسر من خواهند توانست با یکدیگر کنار بیایند.
همسر من زبان فرانسه را به طور ضعیف صحبت می کند و فارسی بهتر بلد است. بنابر این من پیشنهاد کردم
که یک نفر دیگر را که همسرش در زبان فرانسه یا روسی مهارت داشته باشد دعوت کنم. این ملاقات در
رستوران چینی در خیابان پهلوی نزدیک آریامهر صورت گرفت و برای ولاسوف یکهزاروپنجاه و پنج
ریال خرج برداشت، ولاسوف انعام دهنده دست و دلبازی نیست. او فقط بیست ریال روی میز گذاشت.
سند شماره (17)
تاریخ: 13 ژوئن 1972 23 خرداد 1351 خیلی محرمانه
از: استان اسکودرو مأمور سیاسیبه: آقای هالارایزن اقتصادی
رونوشت به: آقای توساینت مأمور سیاسی
موضوع: گفتگو با ولادیمیرولاسوف دبیر اول سفارت شوروی.
چنین به نظر می رسید که ولاسوف امروز برای اینکه جذاب به نظر برسد کوشش زیادی به خرج
می داد. او با یک دنیا تظاهر از من خواست تا او را ولادیمیر خطاب کنم و از من پرسید که آیا او می تواند مرا
استان خطاب کند. بعدا او دعوت پرآب و تاب خود را برای دیدار از او در محل اقامت خود در محله ییلاقی
سفارت شوروی پس از بازگشت من از بلوچستان تکرار کرد.
در گفتگوی بین ما که دامنه بسیار وسیعی داشت ولاسوف ظاهرا درباره سه موضوع عمده در
گفتگوهای خود تأکید کرد بدین ترتیب: دیدار پرزیدنت نیکسون از ایران، سفر قریب الوقوع شاه به
بریتانیای کبیر و مناسبات بین کشورهای خلیج (فارس) با یکدیگر.
درباره موضوع اول ولاسوف مستقیما پرسید که آیا ایران در جریان دیدار نیکسون از اینجا خواستار
وام گیری جدیدی از آمریکا شده بود یا خیر و اینکه آیا مسئله کمک های اضافی نظامی یا فروش اسلحه به
ایران مورد بحث قرارگرفته یا خیر؟ او همچنین اطلاع نداشت آیا ملاقاتهای بین نیکسون و شاه در حضور
مشاوران بوده است یا اینکه کاملاً به طور خصوصی. من درباره همه این مسائل اظهار بی اطلاعی کردم.
ولاسوف (و به طور کلی می توان گفت که شورویها) به آن مظنون هستند که یکی از مقاصد دیدار اخیر
رئیس جمهور آمریکا از ایران این است که شالوده یک نوع ترتیبات غیر رسمی باشد که به موجب آن بین
ایالات متحده و بریتانیا و ایران توافق حاصل شود که ایران ثبات منطقه خلیج فارس را تأمین کند در حالی
که ایالات متحده و بریتانیا مشترکا دفاع از اقیانوس هند و به ویژه راههای ورود به خلیج فارس را تضمین
کنند. به عقیده ولاسوف این یکی از دلایل عمده سفر قریب الوقوع شاه به بریتانیا است. ولاسوف استدلال
کرد که کمتر مسائل اقتصادی برای بحث بین آنها وجود دارد. بجز مواضع دو کشور درباره ملی کردن
داراییهای شرکت نفت عراق، اگر دلایل مهم سیاسی برای این سفر وجود نمی داشت شاه به دنبال مقالات
انتقادی از وی از قبیل مقالاتی که اخیرا در نشریه های اکونومیست و تایمز مالی منتشر شده است اقدام به
سفر به انگلستان نمی کرد.
من در پاسخ گفتم که به عقیده من شاه و حکومت او بین اظهارات یک حکومت غربی و مندرجات
نشریات آن تفاوت قایل هستند و من درباره توافقهای مورد بحث او اطلاعی ندارم و با توجه به محیط
سیاسی کنونی در ایالات متحده من شخصا شک دارم از اینکه فرصتی برای تحمل چنین توافقی از سوی
کنگره آمریکا وجود داشته باشد. من در عین حال از او پرسیدم که به فرض چنین توافقی حاصل شده باشد
موضعگیری شوروی در قبال آن چه خواهد بود.
ولاسوف در پاسخ گفت که اتحاد جماهیر شوروی ترجیح می داد که چنین توافقی درباره امنیت خلیج
فارس بین همه کشورهای ساحلی آن و به ویژه عراق منعقد شود و من در پاسخ گفتم که از لحاظ امکانات
عملی آماده کرده چنین ترتیباتی باید دشوار باشد. او اظهار موافقت کرد، ولی خاطرنشان ساخت که یک
چنین سازمان امنیت منطقه ای دسته جمعی با اصل اعلام شده از سوی برژنف جهت سازمان امنیت دسته
جمعی کشورهای آسیایی تطبیق می کند و اینکه گروههای کوچکتر مشابه شاید در آسیای جنوبی و
آسیای جنوب شرقی تشکیل شود و شاید بعدا همه این ترتیبات به صورت یک سازمان واحد دربیاید.
ولاسوف آن گاه خاطرنشان ساخت که اظهارات راجرز وزیر امور خارجه آمریکا در پایان اجلاسیه سنتو
دلالت بر آن می کند، که ایالات متحده در نظر دارد حضور خود را در خلیج فارس و اقیانوس هند تقویت
کند. او این امر را به عنوان یک پشتیبانی از تز زدوبند سه قدرت در منطقه تلقی می کند. من پاسخ دادم که
وزیر امور خارجه آمریکا درباره افزایش سطح قدرت صحبت نکرده است، بلکه درباره جایگزین کردن
کشتیهای جدید به جای کشتیهای قدیم و تکمیل سایر فعالیتهایی که در جریان است صحبت کرده است و
افزودم که تا آنجایی که اطلاع دارم وارد کردن عناصر جدیدی در میان نیست.
ولاسوف آن گاه پرسید که من درباره موضعگیری ایران نسبت به ملی کردن شرکت نفت عراق چه فکر
می کنم. من گفتم از آنجایی که اوپک از عراق پشتیبانی می کند من می توانم تصور کنم که ایران نیز به عنوان
عضو اوپک از این تصمیم پشتیبانی خواهد کرد. او در پاسخ اظهار توافق کرد که این امر به عنوان یک اصل
عمومی حقیقت دارد، ولی آیا من تصور نمی کنم که ایرانیان برداشت خود را به منظور بهره برداری از خلأ
حاصل از کنار کشیدن عرضه نفت عراق به وجود آمده افزایش نخواهند داد. من در پاسخ گفتم که نفت در
حیطه کارشناسی من نیست، ولی معلوم نیست که مشکلات فنی مربوط به افزایش برداشت نفت به مقادیر
زیاد به مرور زمان از میان برود و امکان بدهد که ایرانیان خلأ به وجود آمده از سوی عراق را پرکنند، حتی
اگر هم بخواهد چنین کاری بکنند.
من آن گاه از او پرسیدم که آیا او با این اصل موافق نیست که عراقیها از زمانی که دو قرارداد با اتحاد
شوروی امضا کرده اند طرز رفتارشان تغییر کرده است؟ او موافقت کرد که چنین است و آن گاه من پرسیدم
که آیا او می تواند یک نسخه از قرارداد بازرگانی اخیر بین اتحاد شوروی و عراق یا لااقل آن قسمتهایی از
این قرارداد را که ممکن است منتشر شود به من بدهد. او در پاسخ گفت که حتما چنین کاری خواهد کرد
ولی از آنجایی که او هنوز مدارک مربوطه را درباره گزارش تحولات در این باره از مسکو دریافت نکرده
است این موضوع تا بازگشت من از بلوچستان به تأخیر خواهد افتاد و آنگاه او امیدوار است چیزی را که
من می خواهم در اختیار خواهد داشت.
ضمن بحث درباره اوضاع امارات متحده عربی ولاسوف اظهارنظر کرد که ایرانیان حتما از عملکرد
شیخ زائد (بن سلطان آل نهیان) رئیس امارات متحده عربی ناراضی هستند. ولی او یقین نداشت که آیا
ایرانیان برای جایگزینی او به وسیله شخص دیگری کاری عملی انجام می دهند یا خیر؟ معذالک او معتقد
بود که شیخ فجیره به عنوان رهبر امارات متحده عربی بیشتر مورد قبول حکومت ایران است. درباره امکان
یک انقلاب سوسیالیستی در یکی از کشورهای ساحلی خلیج فارس ولاسوف گفت که اتحاد جماهیر
شوروی ناگزیر خواهد بود از شورشیان چه از لحاظ معنوی و چه از لحاظ مادی پشتیبانی کند و
خاطرنشان ساخت که چنین موضعی یکی از دلایلی است که چرا او و همکاران او مورد پذیرایی بهتری در
ایران قرار نمی گیرند. من پرسیدم که اگر چنین شورشی روی دهد در یکی از کشورهایی که وابسته به
سازمان امنیت دسته جمعی که او پیش بینی کرده است چه رخ خواهد داد به ویژه اگر این سازمان امنیت
دسته جمعی همچنان که مورد انتظار است اعلام بدارد که مایل به حضور یک قدرت بزرگ در قلمرو آن
نیست. ولاسوف در پاسخ گفت که بهتر خواهد بود اگر مسئله امور داخلی حکومتهای عضو یک چنین
سازمان امنیت دسته جمعی موضوع بحث در میان سایر کشورهای عضو نباشد، بلکه هر کشور انفرادی
عضو ترتیباتی بدهد که خود مایل باشد (به عبارت دیگر اتحاد شوروی در صورتی که در برابر چنین
اوضاعی قرارگیرد کاری را که تصور می کند می تواند انجام دهد و مقرون به عقل باشد و انحراف از اصول
آن نباشد انجام خواهد داد اظهارنظر من).
ولاسوف بقیه فصل تابستان را تنها در ایران به سر خواهد برد و آن گاه در اوایل پاییز به همسر خود در
مسکو ملحق خواهد شد آنها در نظر دارند تعطیلات خود را در کالوواری که یک چشمه آب معدنی در
کشور چکسلواکی است بگذرانند و سپس به ایران بازگردند.
ما با یکدیگر موافقت کردیم که روز چهارشنبه 28 ژوئن در رستوران یونانی با یکدیگر ملاقات کنیم.
شما مبلغ 800 ریال بابت نهار و سلف سرویس در رستوران مکزیکی به من مدیون هستید.
بازدید شاه از روسیه. اوضاع داخلی روسیه. ایستگاه رادیویی روسیه در باکو...
سند شماره (18)
تاریخ: 25 اکتبر 72 3 آبان 1351خیلی محرمانه
مکان: رستوران مهاراجه به هنگام صرف نهار صورت مذاکرات
شرکت کنندگان: ولادیمیر ولاسف، دبیر اول سفارت روسیه. استانلی اسکودرو، مقام سفارت
موضوع: بازدید شاه از روسیه. اوضاع داخلی روسیه. ایستگاه رادیویی روسیه در باکو،
وقایع داخلی سفارت روسیه در تهران، اطلاعات بیوگرافیک
1 سفر شاه به روسیه
ولاسف تأیید کرد که موضوع عراق در ملاقات بین شاه و رهبران روسیه مطرح نگردید. او از اینکه شاه
این موضوع را مطرح نکرده است اظهار تعجب کرد، ولی فکر می کند که این موضوع به خاطر حفظ روند
دوستانه مذاکرات حذف شده است. وی گفت که مقامات شوروی نیز اجباری در طرح مسئله نداشته اند.
ولاسف معتقد است که شاه نمی خواهد از روسها در مسئله عراق کمک بگیرد تا به این ترتیب به همسایه
شمالی خود مدیون شود. ولاسف می گوید که ایران دارد نقش یک ملت نیرومند را ایفا می کند که در روابط
خود با قدرتهای بزرگ جهان یکسان برخورد می کند. نمونه این برخوردها عبارت است از سفر شاه به
انگلستان، چین، شوروی و سفر نیکسون به ایران. تقاضای کمک از روسیه تصویر یکسان برخورد کردن
در روابط را از بین می برد.
برای مذاکرات بین رهبران دو کشور یک برنامه سه روزه ترتیب داده شده بود، ولی همه موارد مهم در
دو روز خاتمه یافت و در روز سوم بحث پیش کشیده نشد. بقایای اقامت شاه در شوروی به بازدید از
مناظر و آثار تاریخی صرف گردید.
تمام روز اول را شاه صرف این کرد که توضیحاتی درباره پیشرفت و گسترش داخلی در ایران بدهد،
ولی در روز دوم برژنف خواستار آن شد که درباره مسائل بین المللی مورد علاقه دو کشور صحبت نمایند.
شاه می خواست بداند که آیا منظور مناطقی است که در آنها سیاستهای متفاوتی اتخاذ شده ولی برژنف
اظهار داشت که می خواهد درباره مسائل بین المللی مورد علاقه دوجانبه بحث نماید. در این مرحله از
مذاکرات هر دو طرف توافق کردند که اوضاع در منطقه باید آرام گردد و مسائل خلیج فارس نیز باید بدون
دخالت قدرتهای خارجی حل شود.
ولاسف گفت که درباره مفاد 5 و 6 معاهده 1921 دوستی بین روسیه و ایران اصولاً بحث پیش کشیده
نشد. (اظهار نظر: ما اطلاعاتی موثق داریم که عکس این موضوع را ثابت می کند.)
به ابتکار شاه این معاهده 15 ساله پیش کشیده شد. ولاسف از اینکه این معاهده در این برهه از زمان
منعقد شده بود اظهار شگفتی کرده و گفت که وی فکر می کرده است که این موضوع مورد بررسی بیشتر
قرارخواهد گرفت، و بنابه پیشنهاد شاه به این سند عنوان معاهده به جای قرارداد داده شد، تا از اهمیت ویژه
سیاسی نیز برخوردار باشد. به گفته ولاسف روسها درباره ویتنام و ایجاد یک کنفرانس امنیت آسیایی
صحبت کردند. شاه پیشنهاد دوم را استقبال کرد ولی گفت که با وجود اینکه از نظر اصولی این موضوع
بسیار شایسته است ولی زمان را مناسب برای این کار نمی داند. علاوه بر اینها شاه فکر می کرد که قبل از
آنکه خود کنفرانس به طور جدی مورد بحث قرار گیرد بعضی از مسائلی که باید در برنامه کار آن مطرح
گردد باید مورد ملاحظات جدی قرارگیرد.
در رابطه با دعوت از پادگورنی برای سفر به ایران، ولاسف گفت که پادگورنی تا به حال چندین سفر به
ایران داشته و زیاد سفر کردن از اهمیت موضوع خواهد کاست. وی فکر می کند که کسی دیگر به جای
پادگورنی دعوت را قبول نماید که شاید کاسیگین باشد. به هر حال، شخص مزبور برژنف نخواهد بود چون
دعوت از ریاست حزب کمونیست به جای یک مقام دولتی از نظر سیاسی مشکلاتی را به همراه خواهد
داشت.
2 اوضاع داخلی در روسیه
پس از توضیح پیرامون وخامت اوضاع کشاورزی در شوروی، ولاسف اظهار داشت که کاهش
محصول گندم به موقعیت برژنف به عنوان مرد نیرومند شوروی صدمه وارد نخواهد کرد. علیرغم
خروشچف که از طریق کشاورزی و روابط بد با چین صدمات زیادی دید، برژنف شخصیت خود را در
انظار عموم شبیه به شخصیت استالین ارائه نداده است. کار آخر در رابطه با خروشچف بیشتر از خسارات
کشاورزی به سقوط وی کمک کرد.
3 ایستگاه رادیویی شوروی در باکو
همانگونه که انتظار می رفت، ولاسف وجود یک ایستگاه رادیویی در باکو را که برای ایران برنامه هایی
پخش می کند انکار کرده گفت: چنین کاری تلاشهای دقیق چندساله را که در جهت بهبود روابط با ایران
انجام شده بود به هدر می دهد. وی اظهار داشت که علیرغم گفته های مقام سفارت که چنین برنامه هایی
دائما از خلیج عرب یاد می کنند، سیاست رسمی شوروی این آبها را به عنوان خلیج فارس می شناسد.
4 وقایع داخلی سفارت شوروی در تهران
معاون وابسته نظامی (نامش معلوم نیست) که در طبقه پنجم آپارتمانی در سفارت روسیه در پایین شهر
به سر می برد از نظر شغلی ترفیع گرفته است. او و ولاسف دوستانی صمیمی هستند چون ولاسف در طبقه
زیرین به سر می برد.
یک متخصص زبان فارسی به نام خارساروف (؟) اخیرا به سفارت آمده است. این سومین باری است
که وی به ایران می آید و او زبان فارسی را آن چنان خوب صحبت می کند که مترجم شخصی پادگورنی در
سفر اخیرش به ایران شده بود.
هیچ کدام از سفارتهایی که ولاسف در آنها خدمت می کرد حتی سفارت شوروی در تهران پرونده های
بیوگرافیک از کارمندان ندارند. یک چنین اطلاعاتی زمانی در اختیار قرار می گیرد که کتبا از مسکو
درخواست شود که از طریق وزارت امورخارجه و یا دیگر مؤسسات تحقیقاتی متعدد در اختیار گذاشته
می شود. ولاسف به سفیر خود چند بار پیشنهاد ایجاد یک چنین پرونده هایی را داده و گفته است که حاضر
است یک بایگانی مانند بایگانی آمریکا در سفارت خود ایجاد کند او از مقام گزارشگر که (برحسب اتفاق
هماهنگ کننده اطلاعات بیوگرافیک سفارت آمریکا است خواست تا نمونه ای از پرونده های بیوگرافیک
را برای او بیاورد تا او نیز به سفیر خود برای آغاز کار نشان بدهد. ولی ولاسف جواب قطعی در این باره