بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 538

کارهای دیپلماتیک وقتی باقی نمی گذارد، و از من پرسید که آیا من در آمریکا عضو حزبی هستم. گفتم

مفهوم «عضویت» در آمریکا فرق می کند چون صورت اسامی رسمی اعضاء در آنجا وجود ندارد و در

موارد مختلف هم به عنوان یک دموکرات و هم به عنوان یک جمهوریخواه ثبت نام کرده ام تا در انتخابات

ایالتی ایندیانا رأی بدهم. او پس از چند لحظه مکث پرسید چه کسی در انتخابات آینده آمریکا پیروز

خواهد شد. گفتم هنوز نمی توان پیش بینی کرد ولی کارتر کاندید حزب دموکرات است و گفتم که به نظر

فرقی نمی کند که کارتر و یا همفری از حزب دموکرات پیروز شوند ولی مسلم است که انتخابات نزدیک

است.

بازدید مطبوعات روسی

سند شماره (25)

تاریخ: 6 ژوئن 7616 خرداد 55محرمانه

از: ریچارد ماکس مک کارتی از طریق: گوردون وینکلر به: آقای هاوتون او. میلز

موضوع: بازدید مطبوعات روسی

دبیر دوم سفارت روسیه و وابسته مطبوعاتی ولادیمیر فنوپتوف به عنوان «بازدید دوستانه» به دفتر من

در سرویس خبری ایالات متحده در ساعت 3 بعد از ظهر 23 ماه مه در حالی که همسرم الن نیز حضور

داشت آمدند. فنوپتوف که مردی سیاه مو و عینکی و اهل لنینگراد است با یک پزشک ازدواج کرده و

فرزندی ندارند. او آزادانه پیرامون بعضی از مسائل منطقه اظهارنظر کرد:

1 برای او مشکل است که از ایرانیها بخواهد که از مؤسسات خبری روسیه و دیگر مطبوعات منتشره

روسی استفاده کنند.

2 او مطبوعات روزانه محلی را از نظر گذرانده ترجمه می کند و در آنها «تحریف»های بسیار مشاهده

می کند. او علت این موضوع را ناشی از این حقیقت می داند که مطبوعات ایرانی عمدتا از نسخه های

سرویس تلکس خبری آمریکا استفاده می کنند.

3 همان طور که خانم گاندی گفته است: «ما پایگاهی در اقیانوس هند نداریم و برای سوخت گیری از

سومالی استفاده می کنیم.»

4 او از رادیوهای مخفی که در ایران کار گذاشته سخن گفت.

5 روسها از قیام موجود در آنگولا حمایت می کنند چون «نهضتی» است با پایه وسیع.

6 نیروهای مخالف در ایران آنقدر وسیع و گسترده نیستند که بتوان بر آنها عنوان «نهضت» را گذاشت.

7 وقتی که از او پرسیدم که در صورتی که عناصر مخالف به صورت آنچه که آنها آن را «نهضت»

می نامند درآید آیا شوروی از آن حمایت خواهد کرد؟ چند جواب نامفهوم ایراد کرده و جواب روشنی

نداد.

کشتار مذهبی اصفهان، روابط عراق و روسیه، بازدید سادات از ایران


صفحه 539

سند شماره (26)

صورت مذاکرهخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین، دبیر دوم سفارت روسیه جان دی. استمپل، دبیر اول

زمان و مکان: 16 ژوئن1976 26 خرداد 55 رستوران شبهای شیراز (در زرگنده)

موضوع: کشتار مذهبی اصفهان، روابط عراق و روسیه، بازدید سادات از ایران.

طبق معمول من در خارج از سفارت سوار ماشین کازانکین شدم. همراه او دو فرزندش بودند که صبح

در محوطه سفارت روسیه بازی می کردند که یکی از آنها بوریس 9 ساله و دیگری ناتاشا 13 ساله است.

آنها را به خانه شان در محوطه تابستانی سفارت روسیه در خیابان زرگنده بردیم و خودمان برای صرف

نهار به یکی از رستورانها در همان نزدیکیها رفتیم. گذشته از خوش وبش ها، موضوعات زیر مورد علاقه ما

بود:

کشتار مذهبی در اصفهان

کازانکین می خواست نظر مرا درباره قتل آیت اللّه شمس آبادی (مراجعه شود به گزارش تهران شماره

الف 1، 11976) و تشنجی که به دنبال دستگیری قاتلین به وجود آمده بداند. او سه یا چهار بار به این

موضوع پرداخت، در حالی که می دانست من هفت روز در اصفهان به سر برده ام، گفتم که مایه تعجب است

که اصلاً این موضوع چندان مورد توجه واقع نشده چون اکثر اصفهانیها فکر می کنند که مسببین اصلی این

جنایت دستگیر شده اند. در جواب به سؤال من که او چه چیزهایی را شنیده است، وی گفت که بسیاری از

چهره های مذهبی مخالف دولت هستند. گفتم که چگونه است که داستان به طور کامل فاش نشده، ولی

بیشتر به آن نپرداختم. وی اضافه کرد که مبارزه شدیدی بین رهبران مذهبی و دولت در گرفته است که جه

بسا به طور مخفی است. گفتم که البته نارضایتیهایی از تغییر تاریخ اسلامی به تاریخ پارسی وجود دارد ولی

از او خواستم که به جزئیات بیشتری بپردازد. وی گفت که علایم ناراحتی در قم دیده شده و هر دو موافقت

کردیم که در صورتی که این علامات در مشهد نیز دیده شود دارای اهمیت فوق العاده خواهد بود. (مشهد،

قم و اصفهان مرکز حمیت و سازمان مذهبی در ایران هستند).

روابط روسیه و عراق

کازانکین اصرار می کرد نظر «سفارت ما را» درباره روابط روسیه و عراق بداند. گفتم که زیاد علاقه ای

به این موضوع نداریم فقط می خواهیم که شوروی در تجهیز بغداد میانه روتر باشد. گفتم که دفعه بعد با

تحلیل بهتری از این موضوع نزد او خواهم آمد.

بازدید سادات از ایران

بحث ما بالاخره به بازدید رئیس جمهور مصر سادات از ایران کشیده شد. پس از صحبت و جواب

درباره اینکه آیا روسیه و یا آمریکا دوست واقعی مصراست، کازانکین گفت که سادات به ایران آمده است تا

کمک اقتصادی و نظامی از ایران دریافت نماید. جواب دادم تقاضای کمک اقتصادی منطقی است ولی

تقاضای کمک نظامی از طرف مصر از ایران فکر نمی کنم صورت پذیرد. چون شاه در حال بازسازی


صفحه 540

نیروهای خودش می باشد. کازانکین با خنده گفت: «خوب، آیا فکر نمی کنید که مصریها از طریق معامله ای

بین شما و ایران این کمک نظامی را دریافت دارند ؟» گفتم که کنگره آمریکا هیچگاه از این طریق کمکی

نخواهد کرد و درباره مشکلات تحویل 6 فروند هواپیمای سی 130 صحبت کرد. او فهمید و به علامت

مثبت سری تکان داد.

در جواب این سؤال من که ایران در صورت کمک نظامی به مصر چه سودی خواهد برد، کازانکین گفت

حمایت سیاسی دولتهای عربی را کسب خواهد کرد. مصر از نفوذ خود در سیاست خلیج فارس ایران

استفاده خواهد کرد و عراق را وادار خواهد کرد که به طرفداری از این سیاست بپردازد. گفتم به نظر من ایده

خوبی است ولی در صورتی که به سود ایران نباشد ایرانیان به مصر کمکی نخواهند کرد. کازانکین گفت

آمریکا «بدون شک به شاه خواهد گفت » که به مصر کمک نماید. گفتم که ممکن است روسیه از آن طریق با

کشورهای اروپای شرقی کار کند، ولی در رابطه با نارضایتی ایرانیها از قیمتهای نفت و میزان فروش حتی

اگر ما بخواهیم یک چنین کاری بکنیم عملی نیست.

موارد مختلف (بیوگرافیک و غیره)

کازانکین موافقت کرد که خانواده اش را برای صرف نهار در هفتم ژوئیه به منزل من بیاورد، ولی صرف

نهار در رستوران ما در سفارت آمریکا را قبول نکرد و خواستار «محل بی طرفی» برای ملاقات شد. وقتی

که گفتم که می توانم او را با ماشین از مقابل سفارت روسیه به محل صرف نهار ببرم امتناع ورزید و گفت که

«ایرانیها همیشه در تعقیب ما هستند.» دختر او انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند ولی خجالتی است.

او در داخل ماشین به زبان روسی به پدرش گفت که انگلیسی صحبت کردن او همراه با «لهجه ای کاملاً

روسی است.» کازانکین در مورد اعمال تروریستها این بار برخلاف دفعه قبل علاقه ای نشان نداد (مراجعه

شود به یادداشت مکالماتی من در 12 ماه مه) و تأیید کرد که در 27 اوت به مدت چند هفته جهت گذراندن

تعطیلات به روسیه خواهد رفت. فشار خون او پایین آمده بود و می توانست ودکای خود را همراه با آبجو

بنوشد. به هنگام بازگشت به سفارت کازانکین اظهار داشت که صحبت کردن با من برایش بسیار راحت

بوده است در حالی که اصلاً نمی توانست با مشاور اسکوتزکو (که در خانه اش من با کازانکین آشنا شدم) به

این راحتی سخن بگوید که به نظر او اسکوتزکو «خیلی جدی است.» گفتم: «اسکاتی به نظر من این طور

نیست» و به موضوع خاتمه دادیم.استمپل

علاقه شوروی در مورد دیدار احتمالی کیسینجر و سایر امور سیاسی

سند شماره (27)

تاریخ: 12 ژوئیه 197621 تیر 1355خیلی محرمانه

صورت مذاکرهمکان: استیک هاوس تهران

شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین، دبیر دوم سفارت اتحاد جماهیر شوروی جان دی. استمپل، دبیر

اول سفارت آمریکا

موضوع: علاقه شوروی در مورد دیدار احتمالی کیسینجر و سایر امور سیاسی

بر سر میز نهار امروز کازانکین به نحو غیر عادی لحن استقبال کننده داشت و بیشتر آمادگی داشت که

درباره مسائل مختلف بحث کند که در گذشته وضع چنین نبود. این امر ممکن بود بدان جهت باشد که برنامه


صفحه 541

این نهار ده روز به تأخیر افتاده بود و او چند نکته ویژه داشت که می خواست در میان بگذارد. ما درباره

مطالب زیر بحث کردیم:

دیدار احتمالی کیسینجر از ایران

کازانکین در مورد گزارش روزنامه رستاخیز در شماره اول ژوئیه مبنی بر اینکه کیسینجر وزیر امور

خارجه آمریکا قرار است به ایران بیاید بسیار کنجکاوی نشان می داد. من در پاسخ گفتم که ما هم این

شایعات را شنیده ایم ولی هنوز مطلب قطعی درباره این دیدار احتمالی در دست نداریم. کازانکین مدت

چند دقیقه مرا سؤال پیچ کرد و پرسید که اگر کیسینجر به ایران بیاید برای چه منظوری می آید؟ من در پاسخ

گفتم او اگر به ایران بیاید این یک دیدار ساده برای نشان دادن حسن نیت خواهد بود زیرا ما مسائل عمده ای

در مناسبات ایران و آمریکا نداریم.

دیدار حافظ اسد رئیس جمهوری سوریه از ایران

کازانکین پرسید که آیا من اطلاعی درباره دیدار قریب الوقوع اسد از ایران دارم؟ من در پاسخ گفتم که

حتی چیزی در این باره نشنیده ام. او با کمال اطمینان گفت اسد ظرف 5 یا 6 روز آینده به ایران خواهد آمد.

در پاسخ به پرسش من در مورد «به چه منظوری؟» «کازانکین گفت اسد در پی دوستانی می گردد تا درلبنان

به کمک او بشتابند. من به کازانکین گفتم او باید پاسخ این پرسش را بداند زیرا اتحاد شوروی و سوریه

دوستان خوبی هستند و سلاحهای شوروی در لبنان به کار برده می شود. او یک واکنش دفاعی از خود

نشان داد و گفت اسد در مورد سیاستش در لبنان با اتحاد شوروی مشورت نکرده است. او افزود که

شورویها از جنگ سوریه علیه فلسطینی ها چندان دل خوشی ندارند. او همچنین از مرگ ملوی سفیر

اظهار تأسف کرد.

معامله نفتی ایران با اکسیدنتال

معامله نفتی پیشنهادی اکسیدنتال با ایران مورد توجه کازانکین قرار گرفت. او از من خواست تا نظر

خود را در این باره بگویم (چنین چیزی معمولاً به نشانه یک پرسش آمده شده است). من گفتم سفارت

درباره این مطلب اعم از اینکه مثبت یا منفی باشد مطالب کمی شنیده است. چنان که او بدون شک درباره

معامله نفتی اکسیدنتال و شوروی آگاهی داشت. آرماند هامر به طور کلی به تنهایی کار می کند. من ندیده

بودم درباره این معامله مخالفت علنی شده باشد هرچند این امر در حیطه فعالیت من قرار نگرفته است. تا

آنجایی که من اطلاع دارم این معامله رسما تصویب شده بود. کازانکین گفت که این نخستین بار است به

غیر از ایران با اتحاد شوروی حقوق اکتشافی در منطقه دریای خزر به دست می آورد و می خواستم بدانم که

آیا این موضوع اهمیت دارد یا خیر؟ من گفتم این یک معامله صرف است و فاقد هر گونه اهمیت سیاسی

است.

کشته شدن یک راننده روسی

در پاسخ به سؤالی از سوی کازانکین درباره «اوضاع در ایران» من اظهار خشنودی کردم از اینکه این


صفحه 542

همه تروریست دستگیر شده اند. کازانکین در پاسخ گفت که به عقیده او «تهدید به اصطلاح تروریستی»

همچنان ادامه خواهد داشت و با یک لحن حاکی از اینکه به عقیده او این یک امر مسلم است به مرگ یک

راننده شوروی در نزدیکی قزوین در حدود 10 روز یا دو هفته قبل اشاره کرد. جسد این راننده پیدا شده و

هیچ گونه نشانه مشهودی از اینکه برای سرقت بار کامیون حامل کشمش کوشش شده است وجودنداشت.

حدس شورویها این است که آنها یا راهزنان یا تروریستها بوده اند.

متفرقه

هنگامی که ما صورت حساب را می پرداختیم کازانکین از من پرسید که حکومت آمریکا چه مبلغ پول

برای پذیراییها به من می دهد. من در جواب گفتم که موارد فرق دارد ولی حدود 125 دلار در هر سه ماه

می باشد. هر چند من همیشه بیشتر از این مبلغ خرج می کنم. کازانکین گفت او کمتر از این مبلغ دریافت

می دارد، ولی تقریبا همیشه بیشتر پول را از جیب خود خرج می کند. او همچنین کنجکاو به نظر می رسید از

اینکه چرا من سه عدد مداد در جیب خودم دارم (من معتقدم به اینکه او همیشه تصور کرده است که یکی از

این مدادها نقش «استراق سمع» را ایفا می کند). من 1) قلم خودکار 2) مداد مکانیکی دولت آمریکا که

ارزش یک شی ء آنتیک دارد 3) قلم ماژیک صلیب شکل خود را به آن نشان دادم و توضیح دادم که چرا سه

مداد به کار می برم. کازانکین ممکن بود تردستی مرا مورد تحسین قرار داده باشد. ولی هنوز به نحو قطعی

متقاعد نشده بود و فکر می کرد که حمل سه مداد یک امر مضحکی است.جی. دی. استمپل

مسائل مختلف سیاسی: دیوید راکفلر

سند شماره (28)

صورت مذاکرهخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین دبیر دوم سفارت شوروی جان دی. استمپل، مأمور سیاسی

مکان و تاریخ: استیک هاوس تهران، 18 اکتبر 197626 مهر 1355

موضوع: مسائل مختلف سیاسی

کازانکین که یک هفته قبل پس از مرخصی 50 روزه در اتحاد شوروی بازگشته بود سرحال بود. او

بخشی از تعطیلات خود را در یک تندرستی گاه گذرانده بود و این امر به او امکان داده بود که زخم معده اش

کاملاً معالجه شود و فشار خونش پایین بیاید. او این فرصت را با سفارش دادن ودکا «برای نخستین بار از

ماه ژوئن» جشن گرفت. در جریان گفتگو ما درباره مطالب زیر بحث کردیم:

دیوید راکفلر

کازانکین درباره دیدار اخیر دیوید راکفلر از تهران کنجکاوی ویژه ای نشان داد. من توانستم فقط این

موضوع را به او بگویم که به عقیده من راکفلر مدت کوتاهی در اینجا بود و حالا دیگر رفته است کازانکین

در جریان صرف نهار 3 بار به این موضوع اشاره کرد (ظاهرا این موضوع برای دستگاه اطلاعاتی شوروی

از اولویت برخوردار است). من درباره پذیرفتن ارتباط سنتی مارکسیستی بین سرمایه بزرگ و حکومت

بزرگ او را سرزنش کردم، و او در پاسخ با همان حالت انبساط خاطر کلمات معمولی پدر مآبانه خود را

درباره اینکه آمریکاییها هرگز از ارتباط «بنیادی» بین سرمایه بزرگ و حکومت آگاهی ندارند تکرار کرد.


صفحه 543

من گفتم که راکفلر فقط از این کشور عبور می کرده است. کازانکین دوبار از من پرسید که آیا راکفلر شاه

را دیده است؟ من به او گفتم که درباره این دیدار بیش از این واقعیت که راکفلر در اینجا بوده است و من

هنگامی که شب گذشته به خانه می رفتم در یک مکالمه تصادفی از این امر اطلاع یافتم، اطلاعی دیگری در

این باره ندارم.

دیدار ژیسکاردستن، مناسبات ایران و شوروی، سیاست داخلی ایران

دیدار ژیسکاردستن

کازانکین همچنین درباره نتایج دیدار رئیس جمهوری فرانسه کنجکاوی نشان می داد. علیرغم

اظهارات من مبنی بر اینکه همه چیز در جراید منعکس شده است یک و 2 یا 3 مرتبه به این موضوع

بازگشت در مرتبه سوم توجه او معطوف به مسئله عمل آوردن سوخت هسته ای بود. (او درباره اصطلاح

دقیق آگاهی نداشت و هنگامی که من «غنی کردن مجدد مواد زائد هسته ای» را به کار بردم او با این

اصطلاح آشنایی پیدا کرد.) من تصور می کنم فرانسویان از بحث اساسی با ایران درباره این مسئله اجتناب

کرده و موافقت کرده اند که فقط 2 راکتور هسته ای به ایران بفروشند. من یادآوری کردم که براساس یک

اظهار نظر رسمی فرانسه در روزنامه هرالد تریبیون چند روز بعد گمان می کنم که فرانسویان درباره کنترل

مواد زائد هسته ای به موضع ما در این باره نزدیک تر شده اند.

مناسبات ایران و شوروی

از آنجایی که کازانکین مدتی خارج از ایران بود او همچنان از من می پرسید که در اینجا چه وقایعی رخ

داده است؟ من از این فرصت استفاده کرده به تیرگی مناسبات شوروی و ایران و از جمله مقاله روزنامه

تهران جورنال درباره فروش اسلحه شوروی به عراق اشاره کردم و خواستار واکنش او شدم. کازانکین

روابط شوروی و ایران را «نه خوب و نه بد» توصیف کرد. او اظهار داشت که مناسبات اقتصادی همچنان

ادامه دارد و همچنین گفت در نتیجه دیدار وزیر بازرگانی شوروی یک موافقتنامه جدید اقتصادی 5 ساله

که تقریبا 2 برابر سطح کنونی داد و ستد ایران و شوروی است منعقد خواهد شد. (یادداشت: این مطلب در

روزنامه بامدادی روز بعد منعکس شده بود). کازانکین درباره ترکیب این داد و ستد اظهار بی اطلاعی کرد

ولی در ضمن گفت که این موافقتنامه شاید صرفا توصیه ترتیبات موجود باشد.

در نتیجه پرسشهای من کازانکین پذیرفت که روسها در مورد معاملات مربوط به اسلحه ایران با ایالات

متحده نظر انتقادی دارند و از من پرسید که چرا به عقیده من ایران نیاز به سلاحهای پیشرفته و پیچیده دارد.

من در پاسخ گفتم که ایرانیان معتقدند که این سلاحها را برای دفاع از خودشان در برابر عراق که سلاحهای

پیچیده از شوروی دریافت می کنند لازم دارند. کازانکین در برابر این پرسش پاسخی نداشت و به مهارت

به موضوع دیگری پرداخت. (قبلاً او از این عقیده دفاع کرده بود که عراق چندان توانایی حمله به ایران را

ندارد ولی این بار او این موضوع را به طور ساده کنار گذاشت.)

سیاست داخلی ایران

ضمن یک بحث کلی درباره امور سیاسی ایران کازانکین گفت که سفارت شوروی به موضوع انتخابات

شوراهای محلی توجهی نکرده است زیرا به عقیده سفارت شوروی این انتخابات فاقد اهمیت هستند. او


صفحه 544

این نظر را ابراز داشت که هویدا همچنان نخست وزیر باقی خواهد ماند و خاطرنشان ساخت که فریدون

مهدوی به احتمال زیاد دبیرکل حزب رستاخیز خواهد شد. من استدلال کردم که مهدوی یک کاندیدای

جدیدی است، ولی گفتم من نام چند نفر دیگر را شنیده ام. او پذیرفت که نامهای مجیدی و باقری را به

عنوان کاندیداهای احتمالی شنیده است، ولی داوطلب ذکر نامهای دیگر نشد. کازانکین گفت به عقیده

سفارت شوروی در اوایل ماه نوامبر تغیراتی در کابینه رخ نخواهد داد و اظهار نظر کرد که اگر قرار باشد

کس دیگری به جای هویدا منصوب شود انصاری به احتمال به این پست گماشته خواهد شد. من با او اظهار

موافقت کردم که احتمال نمی رود کس دیگری جای هویدا را بگیرد، ولی گفتم که به عقیده من نه انصاری و

نه آموزگار به جانشینی هویدا در صورتی که هویدا کنار رود منصوب نخواهند شد. زیرا چنین کاری به

منزله جانبداری از یک جناح حزب در مقابل جناح دیگر خواهد بود. کازانکین اهمیت جناحها را مورد

تمسخر قرارداد و گفت این جناحها درباره انتصابات آینده و یا سیاست به طور کلی هیچ گونه اثری

نخواهند داشت.

یادداشت: کازانکین مسئله پناهندگی سیاسی احتمالی زاسیموف، خلبان هواپیمای پستی شوروی را

در آمریکا که از 24 سپتامبر در دست ایرانیان است به هیچ وجه در میان نگذاشت. او حتی ذکری هم از این

مسئله نکرد در صورتی که من انتظار داشتم که او لااقل به مسئله اشاره کند.جی. دی. استمپل

نامه خبری دریاسالارها

سند شماره (29)

تاریخ: 15 نوامبر 197624 آبان 1355سری

ریاست عملیات نیروی دریاییدر دسترس بیگانگان قرار داده نشود

سری قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها

موضوع: نامه خبری دریاسالارها

1 اخیرا از تصمیم خود مبنی بر ایجاد نامه خبری دریاسالاری که از طریق آن می توانم اخبار را

برسانم با شما مشورت کردم. این یادداشت در ادامه همان مشاوره هاست.

2 در 29 اکتبر 1976 سرهنگ ویکتور بلنکو خلبان میگ 25 روسی که به آمریکا پناهنده شده بود، از

کشتی استقلال آمریکا بازدیدی به عمل آورد. این بازدید تأثیر بسیار بر سرهنگ بلنکو داشت و همراهی

افسر نیروی هوایی آمریکا از وی نشانگر اهمیت اقامت وی در آمریکا می باشد.

3 فکر کردم که شاید شما علاقه داشته باشید اظهار نظرات سرهنگ بلنکو را پیرامون عملیات و

زندگی در دریا بدانید بنابراین نکات مهم اظهارات وی را برایتان ارسال می دارم.

4 چون هر دو نکته گویای این حقیقت هستند که بلنکو از ناو آمریکایی بازدید کرده است لذا این

اطلاعات با عنوان حساس طبقه بندی شده اند. به همین جهت من نیز تصمیم گرفتم این اطلاعات را با

عنوان قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها برایتان بفرستم. لیکن در صورتی که شما نیز مایل باشید به نظر

من اشکالی ندارد که بعضی از مطالب را به صورتی طبقه بندی شده و شفاهی به بعضی از زیردستان خود

انتقال بدهید.جی. ال. هالووی سوم

دریاسالار نیروی دریایی آمریکا


صفحه 545

نکاتی مهم از اظهارات سرهنگ بلنکو

بلنکو رویهم رفته از تماشای سرعت و هماهنگی فعالیتها در از سرگیری و آغاز عملیات لذت می برد

وی اظهار داشت: «آنچه که من هم اکنون شاهد آن بوده ام بسیار عالی است و گویا من از یک سیاره دیگر

بازدید می کنم. این مهمترین اجرای حرفه ای است که تاکنون دیده ام. هرکس به کار خودش وارد است و

بدون اینکه یک مقام بالاتر به او دستوری بدهد کار خودش را انجام می دهد. من تعجب می کنم که این همه

آدم در چند نقطه مربوط به پرواز فعالیت می کنند بدون اینکه فریاد بزنند و یا با یکدیگر بحث کنند. شرط

می بندم که روسها حاضرند همه چیر را بدهند و آنچه را که من دیده ام آنها نیز ببینند.»

پس از صرف شام، بلنکو را به مرکز عملیات بردند و به او نشان دادند که چگونه می توان یک هواپیما را

دنبال کرد. او عملیات پروازهای شبانه را از کابین کاپیتان مشاهده کرد. در تمام طول مشاهدات وی از

میزان کارایی، انضباط و مهارت کافی در اداره سیستمهای ناوی و هوایی در شگفت بود. او چند بار اعلام

کرد که تا به حال چنین مهارت و کارایی را ندیده است.

بلنکو وقتی فهمید که تمام تعمیرات و بازدیدهای هواپیما در روی عرشه ناو هواپیمابر انجام می شود

اظهار تعجب کرد: «منظورتان این است که شما هیچ هواپیمایی را برای تعمیر به کارخانه نمی فرستید؟ قابل

قبول نیست کاملاً باورنکردنی است. من با جهانی کاملاً متفاوت مواجه شده ام اگر من بتوانم شما را به

کشورم ببرم و نشان بدهم طرز کارمان را و اینکه چگونه سازمان داده شده ایم و اینکه چگونه با افراد رفتار

می کنیم شما حرفهای مرا باور نخواهید کرد، همان طور که من آنچه را که می بینم باور نمی کنم. ولی می دانم

که آنچه را که می بینم یک اجرای نمایشی نیست. می بینم که 4500 نفر در هماهنگی کامل به کار مشغول

هستند، حرفه ایهایی که شغل خود را به خوبی وارد هستند و همه کارشان را با اعتماد کامل انجام می دهند.»

غذا یکی از موضوعات جالب توجه او در ناو بودن در سالن مخصوص افسران، بلنکو نگران مقدار

غذایی بود که می توانست بخورد. وقتی که به او گفتند که محدودیتی وجود ندارد، او بشقاب خود را پر از

غذا کرد. وقتی که علامت 75 دلار را روی دیوار دید به او توضیح داده شد که صورتحساب ماهانه غذایی

افسران 75 دلاراست. «یک سرهنگ چقدر درآمد دارد؟» حدود 1200 دلار و شما می گویید که یک افسر

از این مبلغ هنگفت فقط 75 دلار برای غذا می پردازد؟» دیگر موارد موجود در سالن نیز اصولاً برای بلنکو

قابل درک نبود. علاوه بر لذتی که از کیفیت و مقدار غذا برد از اینکه می شنید که سالن هیچ گاه تعطیل نبوده

و افسران حتی به هنگام عملیات نیز می توانند برای صرف غذا به اینجا بیایند تعجب کرد. او با شتاب

موضوع را پیگیری می کرد.

در آخرین صبح اقامتش، پناهنده عملیات سوخت رسانی را مشاهده کرد، یکی از هواپیماها را که به

محوطه پرواز آورده می شد، نگاه کرد و از قسمت لباسشویی، PX، بخش دریاگرفتگی، محوطه استراحت و

سالن دریانوردان نیز بازدید کرد. پس از مشاهده سالن دریانوردان گفت که انواع غذا در اینجا بیشتر و

متنوع تر از انواع غذا در سالن افسران است.

وقتی که از او پرسیده شد که در طول بازدید چه چیزی بیشتر بر او تأثیر گذاشته بود، بلنکو گفت:

«تخصص، آگاهی از کار، حالت اجرای کار و سرسپردگی افراد دیگر ». بلنکو دائما می گفت که وی هرگز

مهارت و کارایی موجود مشابه در ناو استقلال را در جای دیگر ندیده است.

ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف، سفیر جدید شوروی در ایران