نیروهای خودش می باشد. کازانکین با خنده گفت: «خوب، آیا فکر نمی کنید که مصریها از طریق معامله ای
بین شما و ایران این کمک نظامی را دریافت دارند ؟» گفتم که کنگره آمریکا هیچگاه از این طریق کمکی
نخواهد کرد و درباره مشکلات تحویل 6 فروند هواپیمای سی 130 صحبت کرد. او فهمید و به علامت
مثبت سری تکان داد.
در جواب این سؤال من که ایران در صورت کمک نظامی به مصر چه سودی خواهد برد، کازانکین گفت
حمایت سیاسی دولتهای عربی را کسب خواهد کرد. مصر از نفوذ خود در سیاست خلیج فارس ایران
استفاده خواهد کرد و عراق را وادار خواهد کرد که به طرفداری از این سیاست بپردازد. گفتم به نظر من ایده
خوبی است ولی در صورتی که به سود ایران نباشد ایرانیان به مصر کمکی نخواهند کرد. کازانکین گفت
آمریکا «بدون شک به شاه خواهد گفت » که به مصر کمک نماید. گفتم که ممکن است روسیه از آن طریق با
کشورهای اروپای شرقی کار کند، ولی در رابطه با نارضایتی ایرانیها از قیمتهای نفت و میزان فروش حتی
اگر ما بخواهیم یک چنین کاری بکنیم عملی نیست.
موارد مختلف (بیوگرافیک و غیره)
کازانکین موافقت کرد که خانواده اش را برای صرف نهار در هفتم ژوئیه به منزل من بیاورد، ولی صرف
نهار در رستوران ما در سفارت آمریکا را قبول نکرد و خواستار «محل بی طرفی» برای ملاقات شد. وقتی
که گفتم که می توانم او را با ماشین از مقابل سفارت روسیه به محل صرف نهار ببرم امتناع ورزید و گفت که
«ایرانیها همیشه در تعقیب ما هستند.» دختر او انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند ولی خجالتی است.
او در داخل ماشین به زبان روسی به پدرش گفت که انگلیسی صحبت کردن او همراه با «لهجه ای کاملاً
روسی است.» کازانکین در مورد اعمال تروریستها این بار برخلاف دفعه قبل علاقه ای نشان نداد (مراجعه
شود به یادداشت مکالماتی من در 12 ماه مه) و تأیید کرد که در 27 اوت به مدت چند هفته جهت گذراندن
تعطیلات به روسیه خواهد رفت. فشار خون او پایین آمده بود و می توانست ودکای خود را همراه با آبجو
بنوشد. به هنگام بازگشت به سفارت کازانکین اظهار داشت که صحبت کردن با من برایش بسیار راحت
بوده است در حالی که اصلاً نمی توانست با مشاور اسکوتزکو (که در خانه اش من با کازانکین آشنا شدم) به
این راحتی سخن بگوید که به نظر او اسکوتزکو «خیلی جدی است.» گفتم: «اسکاتی به نظر من این طور
نیست» و به موضوع خاتمه دادیم.استمپل
علاقه شوروی در مورد دیدار احتمالی کیسینجر و سایر امور سیاسی
سند شماره (27)
تاریخ: 12 ژوئیه 197621 تیر 1355خیلی محرمانه
صورت مذاکرهمکان: استیک هاوس تهران
شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین، دبیر دوم سفارت اتحاد جماهیر شوروی جان دی. استمپل، دبیر
اول سفارت آمریکا
موضوع: علاقه شوروی در مورد دیدار احتمالی کیسینجر و سایر امور سیاسی
بر سر میز نهار امروز کازانکین به نحو غیر عادی لحن استقبال کننده داشت و بیشتر آمادگی داشت که
درباره مسائل مختلف بحث کند که در گذشته وضع چنین نبود. این امر ممکن بود بدان جهت باشد که برنامه
این نهار ده روز به تأخیر افتاده بود و او چند نکته ویژه داشت که می خواست در میان بگذارد. ما درباره
مطالب زیر بحث کردیم:
دیدار احتمالی کیسینجر از ایران
کازانکین در مورد گزارش روزنامه رستاخیز در شماره اول ژوئیه مبنی بر اینکه کیسینجر وزیر امور
خارجه آمریکا قرار است به ایران بیاید بسیار کنجکاوی نشان می داد. من در پاسخ گفتم که ما هم این
شایعات را شنیده ایم ولی هنوز مطلب قطعی درباره این دیدار احتمالی در دست نداریم. کازانکین مدت
چند دقیقه مرا سؤال پیچ کرد و پرسید که اگر کیسینجر به ایران بیاید برای چه منظوری می آید؟ من در پاسخ
گفتم او اگر به ایران بیاید این یک دیدار ساده برای نشان دادن حسن نیت خواهد بود زیرا ما مسائل عمده ای
در مناسبات ایران و آمریکا نداریم.
دیدار حافظ اسد رئیس جمهوری سوریه از ایران
کازانکین پرسید که آیا من اطلاعی درباره دیدار قریب الوقوع اسد از ایران دارم؟ من در پاسخ گفتم که
حتی چیزی در این باره نشنیده ام. او با کمال اطمینان گفت اسد ظرف 5 یا 6 روز آینده به ایران خواهد آمد.
در پاسخ به پرسش من در مورد «به چه منظوری؟» «کازانکین گفت اسد در پی دوستانی می گردد تا درلبنان
به کمک او بشتابند. من به کازانکین گفتم او باید پاسخ این پرسش را بداند زیرا اتحاد شوروی و سوریه
دوستان خوبی هستند و سلاحهای شوروی در لبنان به کار برده می شود. او یک واکنش دفاعی از خود
نشان داد و گفت اسد در مورد سیاستش در لبنان با اتحاد شوروی مشورت نکرده است. او افزود که
شورویها از جنگ سوریه علیه فلسطینی ها چندان دل خوشی ندارند. او همچنین از مرگ ملوی سفیر
اظهار تأسف کرد.
معامله نفتی ایران با اکسیدنتال
معامله نفتی پیشنهادی اکسیدنتال با ایران مورد توجه کازانکین قرار گرفت. او از من خواست تا نظر
خود را در این باره بگویم (چنین چیزی معمولاً به نشانه یک پرسش آمده شده است). من گفتم سفارت
درباره این مطلب اعم از اینکه مثبت یا منفی باشد مطالب کمی شنیده است. چنان که او بدون شک درباره
معامله نفتی اکسیدنتال و شوروی آگاهی داشت. آرماند هامر به طور کلی به تنهایی کار می کند. من ندیده
بودم درباره این معامله مخالفت علنی شده باشد هرچند این امر در حیطه فعالیت من قرار نگرفته است. تا
آنجایی که من اطلاع دارم این معامله رسما تصویب شده بود. کازانکین گفت که این نخستین بار است به
غیر از ایران با اتحاد شوروی حقوق اکتشافی در منطقه دریای خزر به دست می آورد و می خواستم بدانم که
آیا این موضوع اهمیت دارد یا خیر؟ من گفتم این یک معامله صرف است و فاقد هر گونه اهمیت سیاسی
است.
کشته شدن یک راننده روسی
در پاسخ به سؤالی از سوی کازانکین درباره «اوضاع در ایران» من اظهار خشنودی کردم از اینکه این
همه تروریست دستگیر شده اند. کازانکین در پاسخ گفت که به عقیده او «تهدید به اصطلاح تروریستی»
همچنان ادامه خواهد داشت و با یک لحن حاکی از اینکه به عقیده او این یک امر مسلم است به مرگ یک
راننده شوروی در نزدیکی قزوین در حدود 10 روز یا دو هفته قبل اشاره کرد. جسد این راننده پیدا شده و
هیچ گونه نشانه مشهودی از اینکه برای سرقت بار کامیون حامل کشمش کوشش شده است وجودنداشت.
حدس شورویها این است که آنها یا راهزنان یا تروریستها بوده اند.
متفرقه
هنگامی که ما صورت حساب را می پرداختیم کازانکین از من پرسید که حکومت آمریکا چه مبلغ پول
برای پذیراییها به من می دهد. من در جواب گفتم که موارد فرق دارد ولی حدود 125 دلار در هر سه ماه
می باشد. هر چند من همیشه بیشتر از این مبلغ خرج می کنم. کازانکین گفت او کمتر از این مبلغ دریافت
می دارد، ولی تقریبا همیشه بیشتر پول را از جیب خود خرج می کند. او همچنین کنجکاو به نظر می رسید از
اینکه چرا من سه عدد مداد در جیب خودم دارم (من معتقدم به اینکه او همیشه تصور کرده است که یکی از
این مدادها نقش «استراق سمع» را ایفا می کند). من 1) قلم خودکار 2) مداد مکانیکی دولت آمریکا که
ارزش یک شی ء آنتیک دارد 3) قلم ماژیک صلیب شکل خود را به آن نشان دادم و توضیح دادم که چرا سه
مداد به کار می برم. کازانکین ممکن بود تردستی مرا مورد تحسین قرار داده باشد. ولی هنوز به نحو قطعی
متقاعد نشده بود و فکر می کرد که حمل سه مداد یک امر مضحکی است.جی. دی. استمپل
مسائل مختلف سیاسی: دیوید راکفلر
سند شماره (28)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین دبیر دوم سفارت شوروی جان دی. استمپل، مأمور سیاسی
مکان و تاریخ: استیک هاوس تهران، 18 اکتبر 197626 مهر 1355
موضوع: مسائل مختلف سیاسی
کازانکین که یک هفته قبل پس از مرخصی 50 روزه در اتحاد شوروی بازگشته بود سرحال بود. او
بخشی از تعطیلات خود را در یک تندرستی گاه گذرانده بود و این امر به او امکان داده بود که زخم معده اش
کاملاً معالجه شود و فشار خونش پایین بیاید. او این فرصت را با سفارش دادن ودکا «برای نخستین بار از
ماه ژوئن» جشن گرفت. در جریان گفتگو ما درباره مطالب زیر بحث کردیم:
دیوید راکفلر
کازانکین درباره دیدار اخیر دیوید راکفلر از تهران کنجکاوی ویژه ای نشان داد. من توانستم فقط این
موضوع را به او بگویم که به عقیده من راکفلر مدت کوتاهی در اینجا بود و حالا دیگر رفته است کازانکین
در جریان صرف نهار 3 بار به این موضوع اشاره کرد (ظاهرا این موضوع برای دستگاه اطلاعاتی شوروی
از اولویت برخوردار است). من درباره پذیرفتن ارتباط سنتی مارکسیستی بین سرمایه بزرگ و حکومت
بزرگ او را سرزنش کردم، و او در پاسخ با همان حالت انبساط خاطر کلمات معمولی پدر مآبانه خود را
درباره اینکه آمریکاییها هرگز از ارتباط «بنیادی» بین سرمایه بزرگ و حکومت آگاهی ندارند تکرار کرد.
من گفتم که راکفلر فقط از این کشور عبور می کرده است. کازانکین دوبار از من پرسید که آیا راکفلر شاه
را دیده است؟ من به او گفتم که درباره این دیدار بیش از این واقعیت که راکفلر در اینجا بوده است و من
هنگامی که شب گذشته به خانه می رفتم در یک مکالمه تصادفی از این امر اطلاع یافتم، اطلاعی دیگری در
این باره ندارم.
دیدار ژیسکاردستن، مناسبات ایران و شوروی، سیاست داخلی ایران
دیدار ژیسکاردستن
کازانکین همچنین درباره نتایج دیدار رئیس جمهوری فرانسه کنجکاوی نشان می داد. علیرغم
اظهارات من مبنی بر اینکه همه چیز در جراید منعکس شده است یک و 2 یا 3 مرتبه به این موضوع
بازگشت در مرتبه سوم توجه او معطوف به مسئله عمل آوردن سوخت هسته ای بود. (او درباره اصطلاح
دقیق آگاهی نداشت و هنگامی که من «غنی کردن مجدد مواد زائد هسته ای» را به کار بردم او با این
اصطلاح آشنایی پیدا کرد.) من تصور می کنم فرانسویان از بحث اساسی با ایران درباره این مسئله اجتناب
کرده و موافقت کرده اند که فقط 2 راکتور هسته ای به ایران بفروشند. من یادآوری کردم که براساس یک
اظهار نظر رسمی فرانسه در روزنامه هرالد تریبیون چند روز بعد گمان می کنم که فرانسویان درباره کنترل
مواد زائد هسته ای به موضع ما در این باره نزدیک تر شده اند.
مناسبات ایران و شوروی
از آنجایی که کازانکین مدتی خارج از ایران بود او همچنان از من می پرسید که در اینجا چه وقایعی رخ
داده است؟ من از این فرصت استفاده کرده به تیرگی مناسبات شوروی و ایران و از جمله مقاله روزنامه
تهران جورنال درباره فروش اسلحه شوروی به عراق اشاره کردم و خواستار واکنش او شدم. کازانکین
روابط شوروی و ایران را «نه خوب و نه بد» توصیف کرد. او اظهار داشت که مناسبات اقتصادی همچنان
ادامه دارد و همچنین گفت در نتیجه دیدار وزیر بازرگانی شوروی یک موافقتنامه جدید اقتصادی 5 ساله
که تقریبا 2 برابر سطح کنونی داد و ستد ایران و شوروی است منعقد خواهد شد. (یادداشت: این مطلب در
روزنامه بامدادی روز بعد منعکس شده بود). کازانکین درباره ترکیب این داد و ستد اظهار بی اطلاعی کرد
ولی در ضمن گفت که این موافقتنامه شاید صرفا توصیه ترتیبات موجود باشد.
در نتیجه پرسشهای من کازانکین پذیرفت که روسها در مورد معاملات مربوط به اسلحه ایران با ایالات
متحده نظر انتقادی دارند و از من پرسید که چرا به عقیده من ایران نیاز به سلاحهای پیشرفته و پیچیده دارد.
من در پاسخ گفتم که ایرانیان معتقدند که این سلاحها را برای دفاع از خودشان در برابر عراق که سلاحهای
پیچیده از شوروی دریافت می کنند لازم دارند. کازانکین در برابر این پرسش پاسخی نداشت و به مهارت
به موضوع دیگری پرداخت. (قبلاً او از این عقیده دفاع کرده بود که عراق چندان توانایی حمله به ایران را
ندارد ولی این بار او این موضوع را به طور ساده کنار گذاشت.)
سیاست داخلی ایران
ضمن یک بحث کلی درباره امور سیاسی ایران کازانکین گفت که سفارت شوروی به موضوع انتخابات
شوراهای محلی توجهی نکرده است زیرا به عقیده سفارت شوروی این انتخابات فاقد اهمیت هستند. او
این نظر را ابراز داشت که هویدا همچنان نخست وزیر باقی خواهد ماند و خاطرنشان ساخت که فریدون
مهدوی به احتمال زیاد دبیرکل حزب رستاخیز خواهد شد. من استدلال کردم که مهدوی یک کاندیدای
جدیدی است، ولی گفتم من نام چند نفر دیگر را شنیده ام. او پذیرفت که نامهای مجیدی و باقری را به
عنوان کاندیداهای احتمالی شنیده است، ولی داوطلب ذکر نامهای دیگر نشد. کازانکین گفت به عقیده
سفارت شوروی در اوایل ماه نوامبر تغیراتی در کابینه رخ نخواهد داد و اظهار نظر کرد که اگر قرار باشد
کس دیگری به جای هویدا منصوب شود انصاری به احتمال به این پست گماشته خواهد شد. من با او اظهار
موافقت کردم که احتمال نمی رود کس دیگری جای هویدا را بگیرد، ولی گفتم که به عقیده من نه انصاری و
نه آموزگار به جانشینی هویدا در صورتی که هویدا کنار رود منصوب نخواهند شد. زیرا چنین کاری به
منزله جانبداری از یک جناح حزب در مقابل جناح دیگر خواهد بود. کازانکین اهمیت جناحها را مورد
تمسخر قرارداد و گفت این جناحها درباره انتصابات آینده و یا سیاست به طور کلی هیچ گونه اثری
نخواهند داشت.
یادداشت: کازانکین مسئله پناهندگی سیاسی احتمالی زاسیموف، خلبان هواپیمای پستی شوروی را
در آمریکا که از 24 سپتامبر در دست ایرانیان است به هیچ وجه در میان نگذاشت. او حتی ذکری هم از این
مسئله نکرد در صورتی که من انتظار داشتم که او لااقل به مسئله اشاره کند.جی. دی. استمپل
نامه خبری دریاسالارها
سند شماره (29)
تاریخ: 15 نوامبر 197624 آبان 1355سری
ریاست عملیات نیروی دریاییدر دسترس بیگانگان قرار داده نشود
سری قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها
موضوع: نامه خبری دریاسالارها
1 اخیرا از تصمیم خود مبنی بر ایجاد نامه خبری دریاسالاری که از طریق آن می توانم اخبار را
برسانم با شما مشورت کردم. این یادداشت در ادامه همان مشاوره هاست.
2 در 29 اکتبر 1976 سرهنگ ویکتور بلنکو خلبان میگ 25 روسی که به آمریکا پناهنده شده بود، از
کشتی استقلال آمریکا بازدیدی به عمل آورد. این بازدید تأثیر بسیار بر سرهنگ بلنکو داشت و همراهی
افسر نیروی هوایی آمریکا از وی نشانگر اهمیت اقامت وی در آمریکا می باشد.
3 فکر کردم که شاید شما علاقه داشته باشید اظهار نظرات سرهنگ بلنکو را پیرامون عملیات و
زندگی در دریا بدانید بنابراین نکات مهم اظهارات وی را برایتان ارسال می دارم.
4 چون هر دو نکته گویای این حقیقت هستند که بلنکو از ناو آمریکایی بازدید کرده است لذا این
اطلاعات با عنوان حساس طبقه بندی شده اند. به همین جهت من نیز تصمیم گرفتم این اطلاعات را با
عنوان قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها برایتان بفرستم. لیکن در صورتی که شما نیز مایل باشید به نظر
من اشکالی ندارد که بعضی از مطالب را به صورتی طبقه بندی شده و شفاهی به بعضی از زیردستان خود
انتقال بدهید.جی. ال. هالووی سوم
دریاسالار نیروی دریایی آمریکا
نکاتی مهم از اظهارات سرهنگ بلنکو
بلنکو رویهم رفته از تماشای سرعت و هماهنگی فعالیتها در از سرگیری و آغاز عملیات لذت می برد
وی اظهار داشت: «آنچه که من هم اکنون شاهد آن بوده ام بسیار عالی است و گویا من از یک سیاره دیگر
بازدید می کنم. این مهمترین اجرای حرفه ای است که تاکنون دیده ام. هرکس به کار خودش وارد است و
بدون اینکه یک مقام بالاتر به او دستوری بدهد کار خودش را انجام می دهد. من تعجب می کنم که این همه
آدم در چند نقطه مربوط به پرواز فعالیت می کنند بدون اینکه فریاد بزنند و یا با یکدیگر بحث کنند. شرط
می بندم که روسها حاضرند همه چیر را بدهند و آنچه را که من دیده ام آنها نیز ببینند.»
پس از صرف شام، بلنکو را به مرکز عملیات بردند و به او نشان دادند که چگونه می توان یک هواپیما را
دنبال کرد. او عملیات پروازهای شبانه را از کابین کاپیتان مشاهده کرد. در تمام طول مشاهدات وی از
میزان کارایی، انضباط و مهارت کافی در اداره سیستمهای ناوی و هوایی در شگفت بود. او چند بار اعلام
کرد که تا به حال چنین مهارت و کارایی را ندیده است.
بلنکو وقتی فهمید که تمام تعمیرات و بازدیدهای هواپیما در روی عرشه ناو هواپیمابر انجام می شود
اظهار تعجب کرد: «منظورتان این است که شما هیچ هواپیمایی را برای تعمیر به کارخانه نمی فرستید؟ قابل
قبول نیست کاملاً باورنکردنی است. من با جهانی کاملاً متفاوت مواجه شده ام اگر من بتوانم شما را به
کشورم ببرم و نشان بدهم طرز کارمان را و اینکه چگونه سازمان داده شده ایم و اینکه چگونه با افراد رفتار
می کنیم شما حرفهای مرا باور نخواهید کرد، همان طور که من آنچه را که می بینم باور نمی کنم. ولی می دانم
که آنچه را که می بینم یک اجرای نمایشی نیست. می بینم که 4500 نفر در هماهنگی کامل به کار مشغول
هستند، حرفه ایهایی که شغل خود را به خوبی وارد هستند و همه کارشان را با اعتماد کامل انجام می دهند.»
غذا یکی از موضوعات جالب توجه او در ناو بودن در سالن مخصوص افسران، بلنکو نگران مقدار
غذایی بود که می توانست بخورد. وقتی که به او گفتند که محدودیتی وجود ندارد، او بشقاب خود را پر از
غذا کرد. وقتی که علامت 75 دلار را روی دیوار دید به او توضیح داده شد که صورتحساب ماهانه غذایی
افسران 75 دلاراست. «یک سرهنگ چقدر درآمد دارد؟» حدود 1200 دلار و شما می گویید که یک افسر
از این مبلغ هنگفت فقط 75 دلار برای غذا می پردازد؟» دیگر موارد موجود در سالن نیز اصولاً برای بلنکو
قابل درک نبود. علاوه بر لذتی که از کیفیت و مقدار غذا برد از اینکه می شنید که سالن هیچ گاه تعطیل نبوده
و افسران حتی به هنگام عملیات نیز می توانند برای صرف غذا به اینجا بیایند تعجب کرد. او با شتاب
موضوع را پیگیری می کرد.
در آخرین صبح اقامتش، پناهنده عملیات سوخت رسانی را مشاهده کرد، یکی از هواپیماها را که به
محوطه پرواز آورده می شد، نگاه کرد و از قسمت لباسشویی، PX، بخش دریاگرفتگی، محوطه استراحت و
سالن دریانوردان نیز بازدید کرد. پس از مشاهده سالن دریانوردان گفت که انواع غذا در اینجا بیشتر و
متنوع تر از انواع غذا در سالن افسران است.
وقتی که از او پرسیده شد که در طول بازدید چه چیزی بیشتر بر او تأثیر گذاشته بود، بلنکو گفت:
«تخصص، آگاهی از کار، حالت اجرای کار و سرسپردگی افراد دیگر ». بلنکو دائما می گفت که وی هرگز
مهارت و کارایی موجود مشابه در ناو استقلال را در جای دیگر ندیده است.
ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف، سفیر جدید شوروی در ایران
سند شماره (30)
تاریخ: 3 فوریه 197714 بهمن 55سری
یادداشت جهت: کاردارمأمور سیاسی از: SRF (سیا م)
موضوع: ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف، سفیر جدید شوروی در ایران
به پیوست یک خلاصه از شرح زندگی ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف همراه با نسخه ای از
بیوگرافی ضبط شده وینوگرادوف که در سال 1967 تهیه شده ارسال می شود.(1)
سری غیر قابل دسترسی برای بیگانگان
ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف
معاون وزارت امورخارجه اتحاد جماهیر شوروی
وینوگرادوف که یک اقتصاددان و کارمند با تجربه بازرگانی است، در آوریل 1967 پس از بیش از 4
سال خدمت به عنوان سفیر شوروی در ژاپن به معاونت وزارت امورخارجه شوروی منصوب شده است. تا
انتصاب قبلی، او هرگز در وزارت امورخارجه سمتی نداشته هرچند مسئولیتهای بازرگانی او مستلزم
سفرهای مکرر به خارجه بوده است. وینوگرادوف که یک مرد نسبتا جوانی است ظاهرا در عملکرد
اخیرش در توکیو دستگاه رهبری شوروی را تحت تأثیر قرارداده است.
وینوگرادوف در تاریخ اوت 1921 در شهر وینیتسا واقع در جمهوری اوکراین به دنیا آمده است. اندکی
پس از اتمام تحصیلات در آکادمی بازرگانی خارجی اتحاد شوروی در سال 1948 وارد بازرگانی
خارجی شد. از سال 1948 تا 1952 وینوگرادوف به عنوان رئیس بخش پژوهش تجارت اقتصادی
وزارت بازرگانی خارجی و سپس به عنوان کفیل نماینده بازرگانی در سفارت شوروی در لندن خدمت
می کرد. سپس او به ترتیب در سمتهایی از قبیل کفیل ریاست اداره صادرات و رئیس اداره بازرگانی با
کشورهای غربی در وزارت بازرگانی خارجی از سال 1952 تا 1956 انجام وظیفه کرده است. او تا
سپتامبر سال 1962 در این سمت باقی بود و آن گاه به ریاست سیاسی شوروی در توکیو منصوب شد.
وینوگرادوف در کشورهای غربی به کرات سفر کرده است. در سال 1954 از کشورهای آرژانتین و
اوروگوئه و دانمارک دیدن کرد و پس از اینکه مناسبات شوروی و یوگسلاوی از سرگرفته شد، ریاست
نخستین هیئت نمایندگی شوروی در یوگسلاوی را به عهده گرفت. سفرهای دیگر از سال 1954 تا 1956
شامل مأموریتهای بازرگانی به مکزیک، اطریش، فرانسه بود. وینوگرادوف به عنوان اقتصاددان و
شخصیت شماره دو در هیئت بازرگانی شوروی در سال 1956 قرارداشت. این گروه مرکب از کارشناسان
صلاحیت دار عالی منطقه ای بود. در سال 1959 او همراه ان. اس. خروشچف (زمامدار شوروی قبل از
برژنف م) به ایالات متحده رفت، و برای مأموریتهای رسمی به نروژ و ایتالیا سفرکرد. وینوگرادوف در
سال 1961 به همراهی خروشچف به وین رفت و در همان سال در رأس یک هیئت نمایندگی به ایتالیا سفر
کرد. جدیدترین سفر او در مارس و آوریل 1967 بود، هنگامی که او همراه کوزنتسوف معاون وزارت امور
خارجه شوروی به یک سفر موقتی مأموریتی به واشنگتن و سازمان ملل متحد در نیویورک رفت.
انتصاب وینوگرادوف به عنوان سفیر شوروی در ژاپن ظاهرا به معنای تمایل شوروی به تسریع
1- به خاطر تشابه شرح زندگی با بیوگرافی ضمیمه شده از چاپ خلاصه شرح زندگی صرف نظر شد. م
بازرگانی در این کشور و در عین حال خنثی کردن دشواریهای بالقوه در این منطقه با بازار مشترک و اروپا
بوده است. روش خوشایند و توانایی ماهرانه او در مذاکرات، درست در نقطه مقابل برداشت استهزاآمیز
سلف او بود که ژاپنی ها را مطلقا از خود دورکرده بود. تماسهای وینوگرادوف با رهبران حکومتی و
بازرگانی راه را برای یک موافقتنامه ساله که در فوریه 1963 بین اتحاد جماهیر شوروی و ژاپن امضا شد،
هموار نموده بود. علیرغم تأثیرات مساعدی که در نتیجه فعالیتهای علنی وینوگرادوف ایجاد شده بود
فعالیتهای پشت پرده او با گروههای دست چپی ژاپن باعث شد که بعضی از ناظران غربی معتقد شوند که
وینوگرادوف یک مأمور اطلاعاتی است. به هر صورت دوران خدمت او در ژاپن مملو از کارایی فزاینده و
فعالیتهای ارتباطی مکرر از سوی کادرهای سفارت بود.
وینوگرادوف که یک مرد درشت اندام، با نگاههای نافذ می باشد دارای موی قهوه ای رنگ و چشمان
آبی و رنگ خوشایند پوست صورت است. وینوگرادوف به عنوان شخصی خوش مشرب توصیف شده
است و شهرت دارد که در مذاکرات همه جوانب را رعایت می کند، ولی در عین حال مذاکرات را به طول و
تفصیل می کشاند. او انگلیسی را به روانی صحبت می کند و دانش محدودی درباره زبان ژاپنی دارد و از
قرار معلوم اندکی اسپانیولی بلد است. همسر او یلنا آناتولیونا که در سال 1919 به دنیا آمده است زبان
ژاپنی را روان تکلم می کند. این زوج یک دختر دارند به نام یلناولادیمیرونا.14 ژوئیه 1967
خاورمیانه، شاخ آفریقا، سفر پرزیدنت کارتر و اعضای کنگره...
سند شماره (31)
صورت مذاکره خیلی محرمانه
زمان و مکان: چهارشنبه 14 دسامبر 197723 آذر 56، استیک هاوس تهران
شرکت کنندگان: گنادی کازانکین، دبیر اول سفارت روسیه جان. دی.استمپل، دبیر اول سفارت آمریکا،
تهران
موضوع: خاورمیانه، شاخ آفریقا، سفر پرزیدنت کارتر و اعضای کنگره، گسترش مخالفتها،
توطئه ها و موضوعات مختلف.
پس از مراجعت از وطن در ماه سپتامبر این دومین باری است که کازانکین را ملاقات می کنم. در رابطه
با وقایع اخیر (پرواز غیرمشروع روسیه بر فراز اتیوپی و منفی جلوه دادن مواضع خاورمیانه ای آمریکا
توسط پراودا و غیره) از او سؤالاتی کرده و عدم نارضایتی خود را از سیاست کنونی روسیه بدون اینکه
مستقیما توهینی کرده باشم ابراز داشتم. گفتگوها در رابطه با موضوعات در زیر خلاصه شده است:
خاورمیانه
بدون مقدمه از او پرسیدم که آیا روسیه می داند که بر سر صلح در خاورمیانه دارد چه می آورد. در
جوابم گفت ظاهرا آمریکاییها اجلاس قاهره را خوب به پیش برده اند. جواب من این بود که تشکیل آن به
درخواست دو طرف بود نه فقط به خواست آمریکا و درباره بدگونه جلوه دادن بیانات آقای ونس توسط
پراودا حمله کردم (مسکو 17870). با بی میلی گفت: «من چیزی در این مقال نمی دانم» و من صحبت در
این موضوع را با «بهتر است بدانی، جون دولت شما در این باره اصلاً کمک کننده نیست. بهتراست از بد
جلوه دادن مواضع ما دست بردارید ». خاتمه دادم.