بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 542

همه تروریست دستگیر شده اند. کازانکین در پاسخ گفت که به عقیده او «تهدید به اصطلاح تروریستی»

همچنان ادامه خواهد داشت و با یک لحن حاکی از اینکه به عقیده او این یک امر مسلم است به مرگ یک

راننده شوروی در نزدیکی قزوین در حدود 10 روز یا دو هفته قبل اشاره کرد. جسد این راننده پیدا شده و

هیچ گونه نشانه مشهودی از اینکه برای سرقت بار کامیون حامل کشمش کوشش شده است وجودنداشت.

حدس شورویها این است که آنها یا راهزنان یا تروریستها بوده اند.

متفرقه

هنگامی که ما صورت حساب را می پرداختیم کازانکین از من پرسید که حکومت آمریکا چه مبلغ پول

برای پذیراییها به من می دهد. من در جواب گفتم که موارد فرق دارد ولی حدود 125 دلار در هر سه ماه

می باشد. هر چند من همیشه بیشتر از این مبلغ خرج می کنم. کازانکین گفت او کمتر از این مبلغ دریافت

می دارد، ولی تقریبا همیشه بیشتر پول را از جیب خود خرج می کند. او همچنین کنجکاو به نظر می رسید از

اینکه چرا من سه عدد مداد در جیب خودم دارم (من معتقدم به اینکه او همیشه تصور کرده است که یکی از

این مدادها نقش «استراق سمع» را ایفا می کند). من 1) قلم خودکار 2) مداد مکانیکی دولت آمریکا که

ارزش یک شی ء آنتیک دارد 3) قلم ماژیک صلیب شکل خود را به آن نشان دادم و توضیح دادم که چرا سه

مداد به کار می برم. کازانکین ممکن بود تردستی مرا مورد تحسین قرار داده باشد. ولی هنوز به نحو قطعی

متقاعد نشده بود و فکر می کرد که حمل سه مداد یک امر مضحکی است.جی. دی. استمپل

مسائل مختلف سیاسی: دیوید راکفلر

سند شماره (28)

صورت مذاکرهخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: دکتر گنادی کازانکین دبیر دوم سفارت شوروی جان دی. استمپل، مأمور سیاسی

مکان و تاریخ: استیک هاوس تهران، 18 اکتبر 197626 مهر 1355

موضوع: مسائل مختلف سیاسی

کازانکین که یک هفته قبل پس از مرخصی 50 روزه در اتحاد شوروی بازگشته بود سرحال بود. او

بخشی از تعطیلات خود را در یک تندرستی گاه گذرانده بود و این امر به او امکان داده بود که زخم معده اش

کاملاً معالجه شود و فشار خونش پایین بیاید. او این فرصت را با سفارش دادن ودکا «برای نخستین بار از

ماه ژوئن» جشن گرفت. در جریان گفتگو ما درباره مطالب زیر بحث کردیم:

دیوید راکفلر

کازانکین درباره دیدار اخیر دیوید راکفلر از تهران کنجکاوی ویژه ای نشان داد. من توانستم فقط این

موضوع را به او بگویم که به عقیده من راکفلر مدت کوتاهی در اینجا بود و حالا دیگر رفته است کازانکین

در جریان صرف نهار 3 بار به این موضوع اشاره کرد (ظاهرا این موضوع برای دستگاه اطلاعاتی شوروی

از اولویت برخوردار است). من درباره پذیرفتن ارتباط سنتی مارکسیستی بین سرمایه بزرگ و حکومت

بزرگ او را سرزنش کردم، و او در پاسخ با همان حالت انبساط خاطر کلمات معمولی پدر مآبانه خود را

درباره اینکه آمریکاییها هرگز از ارتباط «بنیادی» بین سرمایه بزرگ و حکومت آگاهی ندارند تکرار کرد.


صفحه 543

من گفتم که راکفلر فقط از این کشور عبور می کرده است. کازانکین دوبار از من پرسید که آیا راکفلر شاه

را دیده است؟ من به او گفتم که درباره این دیدار بیش از این واقعیت که راکفلر در اینجا بوده است و من

هنگامی که شب گذشته به خانه می رفتم در یک مکالمه تصادفی از این امر اطلاع یافتم، اطلاعی دیگری در

این باره ندارم.

دیدار ژیسکاردستن، مناسبات ایران و شوروی، سیاست داخلی ایران

دیدار ژیسکاردستن

کازانکین همچنین درباره نتایج دیدار رئیس جمهوری فرانسه کنجکاوی نشان می داد. علیرغم

اظهارات من مبنی بر اینکه همه چیز در جراید منعکس شده است یک و 2 یا 3 مرتبه به این موضوع

بازگشت در مرتبه سوم توجه او معطوف به مسئله عمل آوردن سوخت هسته ای بود. (او درباره اصطلاح

دقیق آگاهی نداشت و هنگامی که من «غنی کردن مجدد مواد زائد هسته ای» را به کار بردم او با این

اصطلاح آشنایی پیدا کرد.) من تصور می کنم فرانسویان از بحث اساسی با ایران درباره این مسئله اجتناب

کرده و موافقت کرده اند که فقط 2 راکتور هسته ای به ایران بفروشند. من یادآوری کردم که براساس یک

اظهار نظر رسمی فرانسه در روزنامه هرالد تریبیون چند روز بعد گمان می کنم که فرانسویان درباره کنترل

مواد زائد هسته ای به موضع ما در این باره نزدیک تر شده اند.

مناسبات ایران و شوروی

از آنجایی که کازانکین مدتی خارج از ایران بود او همچنان از من می پرسید که در اینجا چه وقایعی رخ

داده است؟ من از این فرصت استفاده کرده به تیرگی مناسبات شوروی و ایران و از جمله مقاله روزنامه

تهران جورنال درباره فروش اسلحه شوروی به عراق اشاره کردم و خواستار واکنش او شدم. کازانکین

روابط شوروی و ایران را «نه خوب و نه بد» توصیف کرد. او اظهار داشت که مناسبات اقتصادی همچنان

ادامه دارد و همچنین گفت در نتیجه دیدار وزیر بازرگانی شوروی یک موافقتنامه جدید اقتصادی 5 ساله

که تقریبا 2 برابر سطح کنونی داد و ستد ایران و شوروی است منعقد خواهد شد. (یادداشت: این مطلب در

روزنامه بامدادی روز بعد منعکس شده بود). کازانکین درباره ترکیب این داد و ستد اظهار بی اطلاعی کرد

ولی در ضمن گفت که این موافقتنامه شاید صرفا توصیه ترتیبات موجود باشد.

در نتیجه پرسشهای من کازانکین پذیرفت که روسها در مورد معاملات مربوط به اسلحه ایران با ایالات

متحده نظر انتقادی دارند و از من پرسید که چرا به عقیده من ایران نیاز به سلاحهای پیشرفته و پیچیده دارد.

من در پاسخ گفتم که ایرانیان معتقدند که این سلاحها را برای دفاع از خودشان در برابر عراق که سلاحهای

پیچیده از شوروی دریافت می کنند لازم دارند. کازانکین در برابر این پرسش پاسخی نداشت و به مهارت

به موضوع دیگری پرداخت. (قبلاً او از این عقیده دفاع کرده بود که عراق چندان توانایی حمله به ایران را

ندارد ولی این بار او این موضوع را به طور ساده کنار گذاشت.)

سیاست داخلی ایران

ضمن یک بحث کلی درباره امور سیاسی ایران کازانکین گفت که سفارت شوروی به موضوع انتخابات

شوراهای محلی توجهی نکرده است زیرا به عقیده سفارت شوروی این انتخابات فاقد اهمیت هستند. او


صفحه 544

این نظر را ابراز داشت که هویدا همچنان نخست وزیر باقی خواهد ماند و خاطرنشان ساخت که فریدون

مهدوی به احتمال زیاد دبیرکل حزب رستاخیز خواهد شد. من استدلال کردم که مهدوی یک کاندیدای

جدیدی است، ولی گفتم من نام چند نفر دیگر را شنیده ام. او پذیرفت که نامهای مجیدی و باقری را به

عنوان کاندیداهای احتمالی شنیده است، ولی داوطلب ذکر نامهای دیگر نشد. کازانکین گفت به عقیده

سفارت شوروی در اوایل ماه نوامبر تغیراتی در کابینه رخ نخواهد داد و اظهار نظر کرد که اگر قرار باشد

کس دیگری به جای هویدا منصوب شود انصاری به احتمال به این پست گماشته خواهد شد. من با او اظهار

موافقت کردم که احتمال نمی رود کس دیگری جای هویدا را بگیرد، ولی گفتم که به عقیده من نه انصاری و

نه آموزگار به جانشینی هویدا در صورتی که هویدا کنار رود منصوب نخواهند شد. زیرا چنین کاری به

منزله جانبداری از یک جناح حزب در مقابل جناح دیگر خواهد بود. کازانکین اهمیت جناحها را مورد

تمسخر قرارداد و گفت این جناحها درباره انتصابات آینده و یا سیاست به طور کلی هیچ گونه اثری

نخواهند داشت.

یادداشت: کازانکین مسئله پناهندگی سیاسی احتمالی زاسیموف، خلبان هواپیمای پستی شوروی را

در آمریکا که از 24 سپتامبر در دست ایرانیان است به هیچ وجه در میان نگذاشت. او حتی ذکری هم از این

مسئله نکرد در صورتی که من انتظار داشتم که او لااقل به مسئله اشاره کند.جی. دی. استمپل

نامه خبری دریاسالارها

سند شماره (29)

تاریخ: 15 نوامبر 197624 آبان 1355سری

ریاست عملیات نیروی دریاییدر دسترس بیگانگان قرار داده نشود

سری قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها

موضوع: نامه خبری دریاسالارها

1 اخیرا از تصمیم خود مبنی بر ایجاد نامه خبری دریاسالاری که از طریق آن می توانم اخبار را

برسانم با شما مشورت کردم. این یادداشت در ادامه همان مشاوره هاست.

2 در 29 اکتبر 1976 سرهنگ ویکتور بلنکو خلبان میگ 25 روسی که به آمریکا پناهنده شده بود، از

کشتی استقلال آمریکا بازدیدی به عمل آورد. این بازدید تأثیر بسیار بر سرهنگ بلنکو داشت و همراهی

افسر نیروی هوایی آمریکا از وی نشانگر اهمیت اقامت وی در آمریکا می باشد.

3 فکر کردم که شاید شما علاقه داشته باشید اظهار نظرات سرهنگ بلنکو را پیرامون عملیات و

زندگی در دریا بدانید بنابراین نکات مهم اظهارات وی را برایتان ارسال می دارم.

4 چون هر دو نکته گویای این حقیقت هستند که بلنکو از ناو آمریکایی بازدید کرده است لذا این

اطلاعات با عنوان حساس طبقه بندی شده اند. به همین جهت من نیز تصمیم گرفتم این اطلاعات را با

عنوان قابل رؤیت فقط برای دریاسالارها برایتان بفرستم. لیکن در صورتی که شما نیز مایل باشید به نظر

من اشکالی ندارد که بعضی از مطالب را به صورتی طبقه بندی شده و شفاهی به بعضی از زیردستان خود

انتقال بدهید.جی. ال. هالووی سوم

دریاسالار نیروی دریایی آمریکا


صفحه 545

نکاتی مهم از اظهارات سرهنگ بلنکو

بلنکو رویهم رفته از تماشای سرعت و هماهنگی فعالیتها در از سرگیری و آغاز عملیات لذت می برد

وی اظهار داشت: «آنچه که من هم اکنون شاهد آن بوده ام بسیار عالی است و گویا من از یک سیاره دیگر

بازدید می کنم. این مهمترین اجرای حرفه ای است که تاکنون دیده ام. هرکس به کار خودش وارد است و

بدون اینکه یک مقام بالاتر به او دستوری بدهد کار خودش را انجام می دهد. من تعجب می کنم که این همه

آدم در چند نقطه مربوط به پرواز فعالیت می کنند بدون اینکه فریاد بزنند و یا با یکدیگر بحث کنند. شرط

می بندم که روسها حاضرند همه چیر را بدهند و آنچه را که من دیده ام آنها نیز ببینند.»

پس از صرف شام، بلنکو را به مرکز عملیات بردند و به او نشان دادند که چگونه می توان یک هواپیما را

دنبال کرد. او عملیات پروازهای شبانه را از کابین کاپیتان مشاهده کرد. در تمام طول مشاهدات وی از

میزان کارایی، انضباط و مهارت کافی در اداره سیستمهای ناوی و هوایی در شگفت بود. او چند بار اعلام

کرد که تا به حال چنین مهارت و کارایی را ندیده است.

بلنکو وقتی فهمید که تمام تعمیرات و بازدیدهای هواپیما در روی عرشه ناو هواپیمابر انجام می شود

اظهار تعجب کرد: «منظورتان این است که شما هیچ هواپیمایی را برای تعمیر به کارخانه نمی فرستید؟ قابل

قبول نیست کاملاً باورنکردنی است. من با جهانی کاملاً متفاوت مواجه شده ام اگر من بتوانم شما را به

کشورم ببرم و نشان بدهم طرز کارمان را و اینکه چگونه سازمان داده شده ایم و اینکه چگونه با افراد رفتار

می کنیم شما حرفهای مرا باور نخواهید کرد، همان طور که من آنچه را که می بینم باور نمی کنم. ولی می دانم

که آنچه را که می بینم یک اجرای نمایشی نیست. می بینم که 4500 نفر در هماهنگی کامل به کار مشغول

هستند، حرفه ایهایی که شغل خود را به خوبی وارد هستند و همه کارشان را با اعتماد کامل انجام می دهند.»

غذا یکی از موضوعات جالب توجه او در ناو بودن در سالن مخصوص افسران، بلنکو نگران مقدار

غذایی بود که می توانست بخورد. وقتی که به او گفتند که محدودیتی وجود ندارد، او بشقاب خود را پر از

غذا کرد. وقتی که علامت 75 دلار را روی دیوار دید به او توضیح داده شد که صورتحساب ماهانه غذایی

افسران 75 دلاراست. «یک سرهنگ چقدر درآمد دارد؟» حدود 1200 دلار و شما می گویید که یک افسر

از این مبلغ هنگفت فقط 75 دلار برای غذا می پردازد؟» دیگر موارد موجود در سالن نیز اصولاً برای بلنکو

قابل درک نبود. علاوه بر لذتی که از کیفیت و مقدار غذا برد از اینکه می شنید که سالن هیچ گاه تعطیل نبوده

و افسران حتی به هنگام عملیات نیز می توانند برای صرف غذا به اینجا بیایند تعجب کرد. او با شتاب

موضوع را پیگیری می کرد.

در آخرین صبح اقامتش، پناهنده عملیات سوخت رسانی را مشاهده کرد، یکی از هواپیماها را که به

محوطه پرواز آورده می شد، نگاه کرد و از قسمت لباسشویی، PX، بخش دریاگرفتگی، محوطه استراحت و

سالن دریانوردان نیز بازدید کرد. پس از مشاهده سالن دریانوردان گفت که انواع غذا در اینجا بیشتر و

متنوع تر از انواع غذا در سالن افسران است.

وقتی که از او پرسیده شد که در طول بازدید چه چیزی بیشتر بر او تأثیر گذاشته بود، بلنکو گفت:

«تخصص، آگاهی از کار، حالت اجرای کار و سرسپردگی افراد دیگر ». بلنکو دائما می گفت که وی هرگز

مهارت و کارایی موجود مشابه در ناو استقلال را در جای دیگر ندیده است.

ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف، سفیر جدید شوروی در ایران


صفحه 546

سند شماره (30)

تاریخ: 3 فوریه 197714 بهمن 55سری

یادداشت جهت: کاردارمأمور سیاسی از: SRF (سیا م)

موضوع: ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف، سفیر جدید شوروی در ایران

به پیوست یک خلاصه از شرح زندگی ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف همراه با نسخه ای از

بیوگرافی ضبط شده وینوگرادوف که در سال 1967 تهیه شده ارسال می شود.(1)

سری غیر قابل دسترسی برای بیگانگان

ولادیمیر میخائیلویچ وینوگرادوف

معاون وزارت امورخارجه اتحاد جماهیر شوروی

وینوگرادوف که یک اقتصاددان و کارمند با تجربه بازرگانی است، در آوریل 1967 پس از بیش از 4

سال خدمت به عنوان سفیر شوروی در ژاپن به معاونت وزارت امورخارجه شوروی منصوب شده است. تا

انتصاب قبلی، او هرگز در وزارت امورخارجه سمتی نداشته هرچند مسئولیتهای بازرگانی او مستلزم

سفرهای مکرر به خارجه بوده است. وینوگرادوف که یک مرد نسبتا جوانی است ظاهرا در عملکرد

اخیرش در توکیو دستگاه رهبری شوروی را تحت تأثیر قرارداده است.

وینوگرادوف در تاریخ اوت 1921 در شهر وینیتسا واقع در جمهوری اوکراین به دنیا آمده است. اندکی

پس از اتمام تحصیلات در آکادمی بازرگانی خارجی اتحاد شوروی در سال 1948 وارد بازرگانی

خارجی شد. از سال 1948 تا 1952 وینوگرادوف به عنوان رئیس بخش پژوهش تجارت اقتصادی

وزارت بازرگانی خارجی و سپس به عنوان کفیل نماینده بازرگانی در سفارت شوروی در لندن خدمت

می کرد. سپس او به ترتیب در سمتهایی از قبیل کفیل ریاست اداره صادرات و رئیس اداره بازرگانی با

کشورهای غربی در وزارت بازرگانی خارجی از سال 1952 تا 1956 انجام وظیفه کرده است. او تا

سپتامبر سال 1962 در این سمت باقی بود و آن گاه به ریاست سیاسی شوروی در توکیو منصوب شد.

وینوگرادوف در کشورهای غربی به کرات سفر کرده است. در سال 1954 از کشورهای آرژانتین و

اوروگوئه و دانمارک دیدن کرد و پس از اینکه مناسبات شوروی و یوگسلاوی از سرگرفته شد، ریاست

نخستین هیئت نمایندگی شوروی در یوگسلاوی را به عهده گرفت. سفرهای دیگر از سال 1954 تا 1956

شامل مأموریتهای بازرگانی به مکزیک، اطریش، فرانسه بود. وینوگرادوف به عنوان اقتصاددان و

شخصیت شماره دو در هیئت بازرگانی شوروی در سال 1956 قرارداشت. این گروه مرکب از کارشناسان

صلاحیت دار عالی منطقه ای بود. در سال 1959 او همراه ان. اس. خروشچف (زمامدار شوروی قبل از

برژنف م) به ایالات متحده رفت، و برای مأموریتهای رسمی به نروژ و ایتالیا سفرکرد. وینوگرادوف در

سال 1961 به همراهی خروشچف به وین رفت و در همان سال در رأس یک هیئت نمایندگی به ایتالیا سفر

کرد. جدیدترین سفر او در مارس و آوریل 1967 بود، هنگامی که او همراه کوزنتسوف معاون وزارت امور

خارجه شوروی به یک سفر موقتی مأموریتی به واشنگتن و سازمان ملل متحد در نیویورک رفت.

انتصاب وینوگرادوف به عنوان سفیر شوروی در ژاپن ظاهرا به معنای تمایل شوروی به تسریع

1- به خاطر تشابه شرح زندگی با بیوگرافی ضمیمه شده از چاپ خلاصه شرح زندگی صرف نظر شد. م


صفحه 547

بازرگانی در این کشور و در عین حال خنثی کردن دشواریهای بالقوه در این منطقه با بازار مشترک و اروپا

بوده است. روش خوشایند و توانایی ماهرانه او در مذاکرات، درست در نقطه مقابل برداشت استهزاآمیز

سلف او بود که ژاپنی ها را مطلقا از خود دورکرده بود. تماسهای وینوگرادوف با رهبران حکومتی و

بازرگانی راه را برای یک موافقتنامه ساله که در فوریه 1963 بین اتحاد جماهیر شوروی و ژاپن امضا شد،

هموار نموده بود. علیرغم تأثیرات مساعدی که در نتیجه فعالیتهای علنی وینوگرادوف ایجاد شده بود

فعالیتهای پشت پرده او با گروههای دست چپی ژاپن باعث شد که بعضی از ناظران غربی معتقد شوند که

وینوگرادوف یک مأمور اطلاعاتی است. به هر صورت دوران خدمت او در ژاپن مملو از کارایی فزاینده و

فعالیتهای ارتباطی مکرر از سوی کادرهای سفارت بود.

وینوگرادوف که یک مرد درشت اندام، با نگاههای نافذ می باشد دارای موی قهوه ای رنگ و چشمان

آبی و رنگ خوشایند پوست صورت است. وینوگرادوف به عنوان شخصی خوش مشرب توصیف شده

است و شهرت دارد که در مذاکرات همه جوانب را رعایت می کند، ولی در عین حال مذاکرات را به طول و

تفصیل می کشاند. او انگلیسی را به روانی صحبت می کند و دانش محدودی درباره زبان ژاپنی دارد و از

قرار معلوم اندکی اسپانیولی بلد است. همسر او یلنا آناتولیونا که در سال 1919 به دنیا آمده است زبان

ژاپنی را روان تکلم می کند. این زوج یک دختر دارند به نام یلناولادیمیرونا.14 ژوئیه 1967

خاورمیانه، شاخ آفریقا، سفر پرزیدنت کارتر و اعضای کنگره...

سند شماره (31)

صورت مذاکره خیلی محرمانه

زمان و مکان: چهارشنبه 14 دسامبر 197723 آذر 56، استیک هاوس تهران

شرکت کنندگان: گنادی کازانکین، دبیر اول سفارت روسیه جان. دی.استمپل، دبیر اول سفارت آمریکا،

تهران

موضوع: خاورمیانه، شاخ آفریقا، سفر پرزیدنت کارتر و اعضای کنگره، گسترش مخالفتها،

توطئه ها و موضوعات مختلف.

پس از مراجعت از وطن در ماه سپتامبر این دومین باری است که کازانکین را ملاقات می کنم. در رابطه

با وقایع اخیر (پرواز غیرمشروع روسیه بر فراز اتیوپی و منفی جلوه دادن مواضع خاورمیانه ای آمریکا

توسط پراودا و غیره) از او سؤالاتی کرده و عدم نارضایتی خود را از سیاست کنونی روسیه بدون اینکه

مستقیما توهینی کرده باشم ابراز داشتم. گفتگوها در رابطه با موضوعات در زیر خلاصه شده است:

خاورمیانه

بدون مقدمه از او پرسیدم که آیا روسیه می داند که بر سر صلح در خاورمیانه دارد چه می آورد. در

جوابم گفت ظاهرا آمریکاییها اجلاس قاهره را خوب به پیش برده اند. جواب من این بود که تشکیل آن به

درخواست دو طرف بود نه فقط به خواست آمریکا و درباره بدگونه جلوه دادن بیانات آقای ونس توسط

پراودا حمله کردم (مسکو 17870). با بی میلی گفت: «من چیزی در این مقال نمی دانم» و من صحبت در

این موضوع را با «بهتر است بدانی، جون دولت شما در این باره اصلاً کمک کننده نیست. بهتراست از بد

جلوه دادن مواضع ما دست بردارید ». خاتمه دادم.


صفحه 548

سفر کارتر به ایران

کازانکین می خواست بداند که پرزیدنت درباره چه چیزی می خواهد با شاه گفتگو نماید. گفتم که سفر

بسیار کوتاه است و تنها رؤسا می دانند که درباره چه چیزی بحث خواهند کرد. کازانکین گفت که بازدید

شاه از واشنگتن خیلی بد برگزار شد که مربوط به تظاهرات می شد و من گفتم که برعکس فرصت بسیار

خوبی برای دو رهبر بود تا با هم نشسته و به تبادل نظر عقاید شخصی که در واشنگتن ایجاد شده بود

بپردازند. کازانکین گفت: «پس همه چیز رو به راه است؟» گفتم: «ظاهرا که این طور است.»

گسترش مخالفت

کازانکین زحمت بسیار کشید و درباره تظاهرات و سخنرانیهای اخیر و غیره به صحبت پرداخت. به

آرامی به او گفتم که حتما همانطور که گفته شده او نیز به من خواهد گفت که این تظاهرات به وسیله

قدرتهای بیگانه تشکیل شده است.

با صدایی حاکی از پارسایی و رنجش خاطر، او از هرگونه ارتباط با تظاهرات و تظاهرکنندگان امتناع

ورزیده گفت که اینها ممکن است نشانگر «اراده مردم» و یا شاید «طرح شده به وسیله شما» باشد. من

خندیدم و با سرپیچی از روند بحث عبارت «شما بهتر می دانید» را تحویل دادم. ظاهرا فعالیتهای اخیر

محوطه دانشگاه روسها را شگفت زده کرده بود و چون کازانکین درباره جزئیات تظاهرات حتی از طریق

مطبوعات نیز چیزی نمی دانست، من نیز سعی در مطلع ساختن او ننمودم.

سفر اعضای کنگره

علاوه بر سفر کارتر و فعالیتهای مخالفین، ظاهرا کازانکین علاقه دارد درباره «گزارشهایی» که درباره

سفر نمایندگان کنگره به ایران شده چیزهایی بداند. او گفت که قرار بود یک سفر قبل از کریسمس صورت

بگیرد. گفتم: «نه این طور نیست.» ولی با حالتی حاکی از عدم اطمینان گفتم که ممکن است «چند» نفر بعد

از کریسمس بیایند. وقتی که در این باره از شخصی به نام زابلوکی نام برد گفتم بعد از سفر پرزیدنت قرار

است دو یا سه سفر ترتیب داده شود ولی درباره جزئیات دقیق آن چیزی نمی دانم. (اظهارنظر: کازانکین

دیگر درباره اختلافات بین قوه مجریه و مقننه سؤال نکرد، ولی مسلم است که به عنوان شاخصهای اختلاف

بین کاخ سفید و کنگره آنها مایل به دانستن چیزهای زیادی درباره سفر اعضای کنگره هستند.)

توطئه های نظامی

کازانکین از شایعه ای مبنی بر یک توطئه نظامی به منظور سرنگونی رژیم و متعاقب آن دستگیری

2625 افسر ارتش که شنیده بود سؤال کرد. گفتم که در این باره چیزی نمی دانم ولی او به طور مداوم سؤال

می کرد که آیا می دانم چه افسر یا افسرانی در رابطه با جاسوسی دستگیر شده اند؟ گفتم که در این زمینه

شایعاتی شنیده ام ولی هنوز نتوانسته ام درباره آنها تحقیق کنم.

اظهارنظر: در 15 دسامبر یک روزنامه فارسی گزارش کرد که سرهنگ مقربی به جرم جاسوسی «برای

یک قدرت خارجی» محاکمه شد، ولی نه در دنباله و نه بعدا درباره این حقیقت که وی جاسوس روسها بود

چیزی نوشته نشد.


صفحه 549

پروازهای غیرقانونی روسیه بر فراز اتیوپی

تقریبا در پایان نهار گفتم که از یک چیز دیگر بسیار ناراحت شده ام و آن این است که نمی دانم روسیه بر

سر صلح در شاخ آفریقا چه می خواهد بیاورد. وی گفت که روسیه اصرار دارد که اتیوپیائیها در برابر

تهاجمات سومالیائیها ایستادگی نمایند. گفتم که این هفته ظاهرا هفته خوبی برای روسها نیست چون اول

درباره بیانات وزیر امورخارجه دروغ پردازی کرده اند و حالا هم به طور غیرقانونی بر فراز کشورها پرواز

می کنند تا ابتکارات صلح منطقه از طریق سازمان وحدت آفریقا را به انحراف بکشانند. گفتم نمی دانم این

کارها بر دتانت آمریکا و شوروی در درازمدت چه اثری خواهد داشت. با خاطرنشان ساختن این موضوع

که اینها فقط نظرات شخصی من و بسیاری از افراد دولت من است، گفتم که درباره این پروازها چیز زیادی

نمی دانم ولی بهتر است که او در این باره اطلاعاتی به دست آورد، و به همکارانش نیز اطلاع دهد که

آمریکاییها و احتمالاً کشورهای دیگر خیلی خوشحال نیستند و احتمالاً بد نخواهد بود اگر «روسیه تجاوز

به حریم هوایی یک کشور دیگر را به منظور پیشبرد اهداف توسعه طلبانه خود کنار بگذارد.» کازانکین که

از این جواب من در رابطه با پرچم سرخش خوشش نیامده بود با بی اعتنایی گفت: «خوب، این نظر توست

ولی نظر من کاملاً فرق می کند.» ما بحث را با اظهار نظر من مبنی بر اینکه بهتر است که روسیه نیز حرکات

خود را با احتیاط بیشتر انجام داده و از به هم زدن روند ابتکار صلح سازمان وحدت آفریقا خودداری کند

به پایان بردیم. با کمال تعجب کازانکین در این باره نظری اظهار نکرد.

موضوعات مختلف

در طول صرف نهار، کازانکین از اینکه با اعضای بیشتری از سفارت آمریکا آشنا نیست اظهار

ناراحتی کرد. من گفتم که کارمندان ما در چند شیفت کار می کنند و او فورا درباره ولادیمیر

اسکوترکوورابرت لزارد سؤال کرد. گفتم که آنها اینجا را ترک کرده اند و جایگزین آنها از راه خواهند

رسید. به هنگام صرف نهار قبلی کازانکین مرا به حمام سونای کمیسیون تجاری سفارت روسیه دعوت

کرده بود. من طفره رفته بودم ولی با تکرار این دعوت گفتم که تا پایان دیدار پرزیدنت از اینجا امکان پذیر

نیست. ضمنا نمی دانم هدف از این دعوت به سونا چیست. او با حالت تدافعی گفت: «اگر می ترسی

می توانی یکی از افرادت را نیز با خودت بیاوری.» در جواب گفتم که آیا برای آمدن به رستوران ما در

سفارت آمریکا اجازه گرفته است و اگر بخواهد می تواند یکی از « مأمورین امنیتی خود را همراه بیاورد. »

کازانکین خندید و گفت: «تنها می آیم.» من هم گفتم سال بعد وقتی که او به رستوران ما آمد و غذا خوردیم

من هم به حمام سونای آنها خواهم رفت. او زیر لب گفت که ترتیب این برنامه داده خواهدشد. (اظهارنظر:

کازانکین اصولاً آماده این تندروی از طرف من نبود و حتی برخلاف معمول نتوانست در برابر عملهای من

عکس العملی فوری نشان دهد. در پایان نهار، شدیدا عرق می ریخت (ممکن است زخم معده اش عود کرده

باشد) و فراموش کرد که وعده ای برای نهار دیگر بگذارد که قبلاً همیشه قرار را می گذاشت. کلاً با یک نیمه

لبخند و حالتی حاکی از رنجش و یا خشم توأم با ادب علیه دولت روسیه برخورد می کردم بدون اینکه به

شخص کازانکین توهینی کرده باشم. ولی رفتارم حاکی از این بود که وی یک مقام سیاسی بسیار ضعیفی

است، چون راجع به موضوعاتی که من درباره آنها بحث می کردم، چیزی نمی دانست.

کتاب چهل و هشتم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش اول (2)