محافظه کار از نظر ایدئولوژیک
در مقایسه با تندرویهایش در زمینه کشاورزی، نظریات بودیول پیرامون موارد دیگر خالی از ابتکار و
ابداع است. او کومسومول (سازمان جوانان کمونیست م) را متهم به کم کاری در زمینه آموزشهای سیاسی
جوانان کرد و از آن خواست تا وطن پرستی روسی را با تلاش بیشتر در آنها به وجود بیاورد. بودیول
نویسندگان لیبرال را نیز شدیدا مورد انتقاد قرار می داد، به طوری که در سال 1966 وی اظهار داشت که
درست است که هنرمندان ادبی شوروی حق دارند به خلقِ آنچه که مایلند بپردازند، ولی سازمانهای حزبی
و دولتی هم باید حق داشته باشند که به آنچه که مجاز می دانند اجازه چاپ بدهند.
مسئله بساراب
علاوه بر مسائل دیگر، این رئیس حزب مولداویا خود را ملزم به دفاع از هستی جمهوری خود می بیند.
مولداویا که در قرن نوزدهم متصل و متعلق به شوروی شده، در سالهای 40 1919 یکی از ایالات رومانی
به حساب می آمد و زمانی که قرارداد عدم تهاجم بین آلمان و شوروی (41 1939) منعقد گردید، شوروی
این بخش را به عنوان یک منطقه مورد معامله از نازیها تصاحب نمود. امروزه رهبران رومانی عدم
مشروعیت این عمل نازیها را در این معامله متذکر می شوند، ولی بودیول همیشه به شرح روابط بین
مولداویا و خلق شوروی و دولت شوروی پرداخته است.
ناظران خارجی غالبا از تکرار این نکات به وسیله او درباره این موضوع حساس به تغییر میزان تشنج
در روابط شوروی و رومانی پی می برند.
سوابق حرفه ای و زندگی
ایوان ایونویچ بودیول در 3 ژانویه 1918 در اوکراین متولد شد. پدرش اهل مولداویا و مادرش اهل
روسیه بود. او از یک مدرسه کشاورزی فارغ التحصیل گردید و بعدها در یک کارخانه ماشین و
تراکتورسازی به عنوان آگرونومیست (خاک شناسی کشاورزی م) مشغول به کار گردید. پس از ورود به
ارتش شوروی در سال 1938، از یکی از آکادمیهای دامپزشکی نظامی فارغ التحصیل شد و به عنوان
سرپرست خدمات دامپزشکی چند واحد بزرگ ارتشی مشغول به کار گردید. بودیول زمانی که در این
آکادمی به سر می برد به حزب کمونیست شوروی پیوست. پس از خاتمه خدمت نظام در سال 1946،
بودیول معاون مدیر کشاورزی در شورای وزیران مولداویا شد. بعدها به عنوان نماینده جمهوری مولداویا
در شورای امور جمعی زراعی شوروی (که اکنون منحل شده است) که سازمانی است که فعالیتهای همه
آژانسهای دولتی را که در رابطه با زندگی و زراعتهای جمعی کار می کنند هماهنگ می کند، شرکت جست.
بودیول کار تمام وقت حزبی خود را از سال 1951 آغاز کرد. از ابتدا به عنوان دبیر اول تعدادی از
کمیته های حزبی مولداویا فعالیت کرد. در سال 1958 او از مدرسه حزبی عالی مسکو در رشته علوم
فلسفی، یک درجه تحصیلی کسب کرد و از عضویت در کمیسیون حسابرسی حزب مولداویا به عضو
رأی دهنده در کمیته مرکزی ارتقاء یافت. سال بعد پس از آنکه مدت کوتاهی در یکی از دپارتمانهای
نامعلوم کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تدریس نمود، بودیول به عنوان دبیر دوم و عضو هیئت
مدیره کمیته مرکزی حزبی مولداویا برگزیده شد و در سال 1961 یکی از اعضای دارای حق رأی در کمیته
مرکزی حزب کمونیست شوروی گردید و از سال 1958 وی معاونت ریاست دیوان عالی شوروی
کمونیستی را عهده دار بوده است.
سفرها و سوابق شخصی
بودیول متأهل است. همسرش کلاودیا پترونا در دسامبر 1925 متولد شده است. خانم بودیول بنابه
یکی از گزارشها بسیار زیباست و خیلی جوانتر از همسرش به نظر می رسد و به زبان انگلیسی نیز نسبتا
مسلط است. خانواده بودیول دارای دو فرزند دختر هستند. مقاماتی که به جمهوری بودیول مسافرت
کرده اند، این دبیر اول را مدیری بسیار هراس انگیز و رعب آور توصیف می کنند و معتقدند که شباهت
زیادی به یک «گروهبان مشقی امریکایی» دارد. او بسیار سخت کوش است و علاقه دارد نتایج مثبت
مشاهده نماید. بودیول به زبان روسی و رومانی صحبت می کند ولی هیچ کس ندیده است که او انگلیسی
صحبت کند. بودیول در اروپا مسافرتهای زیادی نموده است، او از کانادا، مراکش، شیلی و برمه نیز
بازدیدهایی به عمل آورده است. او چند جایزه نیز دریافت کرده که عبارتند: از دو ستاره سرخ، نشان
افتخار و مدال لنین.اول آوریل 1977
کنستانتین یوستینویچ چرننکو مورخ حزبی
کنستانتین یوستینویچ چرننکو
دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی، رئیس دپارتمان عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست
شوروی.
کنستانتین چرننکو که یکی از نزدیکان دبیر کل لئونیدبرژنف است، از ماه مارس 1976 سمت دبیری
کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی را عهده دار بوده است. وی در ژوئیه 1965 ریاست دپارتمان
عمومی کمیته مرکزی را نیز به عهده داشته است. مسئولیتهای چرننکو در سلسله مراتب ریاست حزبی در
تعریف نمی گنجد ولی انتخاب وی در این هیئت احتمالاً اهمیت و اختیارات دپارتمان عمومی را که
شاخص اصلی در ترکیب فرماندهی حزب کمونیست شوروی است افزایش داده است.
تسریع در اخذ تصمیمات در زمینه سیاستها
چرننکو به عنوان ریاست دپارتمان عمومی بر همه ارتباطات و مکاتباتی که از طریق هیئت سیاسی
حزب کمونیست شوروی و دیگر سازمانهای مهم حزبی انجام می شود نظارت دارد. یکی از مهمترین
مسئولیتهای او هماهنگ کردن یادداشتها، تهیه سخنرانیها و دیگر اسناد مهم از طریق مکانیزم تصمیم گیری
حزبی است که البته در نظامی که تصمیمات اصولاً به مقامات بالا ارجاع می شود کاری آسان نیست.
دپارتمان چرننکو چند عمل حساس دیگر نیز انجام می دهد که عبارتند: از ارسال شکوائیه های شهروندان
به مقامات بالای حزبی، صدور و حفظ کارت عضویت حزبی، و نگهداری و حراست از مواد آرشیوی
حزب کمونیست شوروی.
مورخ حزبی
در سالهای اخیر چرننکو نقش مهمی در انتشار اکثر مجموعه اسناد رسمی حزب کمونیست شوروی
ایفا کرده است. او مهمترین عضو هیئت سردبیران نشریه راهنمای کارگران حزبی (یک نشریه مرجعی مهم
است که اسناد مهم دولتی و حزبی فهرست وار در آن آورده می شود) از 1966 تا 1969 بود تا اینکه
مسئولیتهای او به معاون اولش کلاودی بوگولیوبو محول گردید. یکی از دلایلی که برای این تغییر
مسئولیت وی می آورند، ظاهرا این است که در سال 1970 چرننکو به پترفدوسیف رئیس وقت انستیتوی
مارکسیسم لنینیسم پیوست تا با وی در نشر قطعنامه ها، تصمیماتکنگره ها و کنفرانسها و صورت
جلسه های کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی که یک نشریه غول آسای چند جلدی و مجموعه ای از
اسناد منتشره حزبی از سال 1898 می باشد بپردازد. در سال 1974 چرننکو را «مسئول انتشار» یک جلد
از سخنرانیهای برژنف دانستند که معمولاً به وسیله یاران شخصی برژنف این کار انجام می شد و در ژوئیه
1975 وی با برژنف به هلسینکی رفت تا ظاهرا به ضبط جلسه نهایی کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا
بپردازد.
سوابق حرفه ای و زندگی
کنستانتین یوستینویچ چرننکو در 24 سپتامبر 1911 در محلی که امروزه به نام کراسنویارسک
شناخته می شود متولد گشت. در سن 18 سالگی به کومسومول (سازمان جوانان کمونیست) پیوست و
مدتی نگذشت که ریاست بخش را در رده های پایین سازمانی عهده دار شد. چرننکو در سال 1931 به
حزب کمونیست شوروی پیوست. بنابه آنچه در یک بیوگرافی روسی آمده است، او منشی سازمان حزبی
با تجارب نظامی مرزی در سالهای 1930 بود و بعدها به عنوان رئیس بخش یکی از رده های پایین کمیته
حزبی برگزیده شد. در سال 1943 چرننکو به مسکو رفت تا در مدرسه عالی سازماندهی حزبی کمیته
مرکزی حزب کمونیست شوروی شرکت جوید. پس از فارغ التحصیلی در سال 1954 به عنوان دبیر کمیته
حزبی پنزااوبلاست انتخاب گردید. در آن زمان فدورکولاکف عضویت دفتر سیاسی و سرپرستی دپارتمان
کشاورزی اوبلاست را عهده دار بود.
روابط او با برژنف
در سال 1948 او رئیس دپارتمان تبلیغات و تظاهرات کمیته مرکزی حزب مولداویا شد و تا سال
1956 همان سمت را حفظ نمود و احتمالاً روابط او با برژنف نیز از همین زمان آغاز گردید. چون برژنف از
سال 1950 تا 1952 دبیر اول کمیته مرکزی حزب مولداویا بود، در سال 1949 چرننکو به عنوان یک
عضو دارای حق رأی در کمیته مرکزی انتخاب شد و تا سال 1956 نیز به وسیله کنگره حزبی دوباره
انتخاب گردید. در همان زمان که در مولداویا به سر می برد از انستیتو پداگوژیکی (تعلیم و تربیتی م)
کیشینف نیز فارغ التحصیل گردید.
در 1956 چرننکو به عنوان رئیس بخش در دپارتمان تبلیغات و تظاهرات کمیته مرکزی به مسکو
منتقل گردید و احتمالاً برژنف که خود چندی قبل در همان سال به عنوان دبیر و عضو پرزیدیوم حزب
کمونیست شوروی به مسکو رفته بود، او را برای این کار انتخاب کرده است. چرننکو در سال 1960
دستیار برژنف در امور اجرائی در دستگاه اداری عالی شوروی گردید و در فوریه سال بعد به همراه یک
هیئت نمایندگی به سرپرستی برژنف به گینه، مراکش و غنا سفر کرد. در ژوئیه 1965 کمتر از یکسال پس از
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
کامپیوترهای دیجیتال سریع العمل ارائه نماید که البته می توان چنین نتیجه گیری کرد که انگیزه چنین تلاش
وی نیاز شوروی به کامپیوترهای بهتر در حل مسائل عظیم مطروحه اقتصادی بوده است.
انستیتو مدیریت اقتصاد ملی
انستیتو اقتصاد ملی بدین جهت تأسیس گردید تا به آموزش مدیران صنعتی و اقتصادی در روشهای
مدرن مدیریت، سازمانهای تولیدی و استفاده از روشهای ریاضی اقتصادی و طرح ریزی به وسیله
کامپیوتر بپردازد.
نخست وزیر آلکسی کاسیگین و آندره کیریلنکو دبیر حزب در گشایش این انستیتو در 1971 شرکت
جستند تا اهمیتی را که دولت شوروی و حزب در کاربرد فنون مدیریت مدرن در رابطه با طرح ریزی
اقتصادی و مدیریت صنعتی شوروی قائل هستند بیشتر نمایانگر سازند.
مختصری درباره برنامه ریزی مستقیم یا خطی
برنامه ریزی مستقیم یا خطی یک روش حل مسئله ریاضی است که سعی دارد مولدترین نحوه استفاده
از منابع کمیاب و نادر را پیدا کند. در رابطه با کاربرد آن در کامپیوتر در زمینه مشکلات اقتصادی مناسب
است و در غرب که مطالعه اقتصادی از همان ابتدا، مطالعه چگونگی تقسیم و توزیع منابع کمیاب بوده است،
برنامه ریزی مستقیم یا خطی از اوایل سالهای 1950 مورد استفاده بوده است.
در شوروی تا مدتها چنین می پنداشتند که فرضیه ندرت اقتصادی تنها در مورد ساختمان
طبقه بندی شده سرمایه داری و نه در جامعه شوروی، قابل کاربرد است. کانتوروویچ تلاش خود را بر آن
داشت تا به رهبریت شوروی عکس این قضیه را ثابت سازد. علیرغم موفقیت ظاهریش هنوز هم روش او
دارای مخالفین بسیار نیرومند است. اینها همان مقاماتی هستند که در رابطه با بوروکراسی برنامه ریزی
اقتصادی کار می کنند و ترس از آن دارند که استفاده همه جانبه از روشهای مدرن در شوروی در زمینه
تصمیم گیری اقتصادی این کشور، مقام و موقعیت آنها را به خطر افکند.
الطاف رسمی
کانتوروویچ از قوم یهود است، لیکن ارزش او برای دولت شوروی آنقدر زیاد است که او در حرفه اش
حتی در دوران اوج احساسات ضدیهودی رسمی توانست محبوبیت به دست آورد. به طور مثال در 1949
او در قبال «کار در زمینه آنالیز عملی» جایزه استالین را دریافت کرد.
بنابر یک گزارش به هنگام بروز یک بحران اقتصادی ضدیهود در 1968، کانتوروویچ به عنوان مشاور
طرح ریزی اقتصادی در «رتبه های بالای رهبریت شوروی» انتخاب گردید.
مانند همه آکادمیسین های شوروی کانتوروویچ از امتیازات مخصوص اعضای مهم جامعه شوروی
برخوردار است. آپارتمان او در مسکو مملو از لوازم بسیار گرانبها، چینی های زیبا و یک دستگاه تلویزیون
بزرگ است و بیشتر شبیه عکسهایی است که در مجله های دکوراسیون منازل مشاهده می شود.
کانتوروویچ خیلی سعی دارد که موقعیت و امتیازات خود را به خطر نیندازد. به هنگام ملاقات با
امریکاییها در شوروی در سخن گفتن و در عمل کردن وی نوعی احتیاط و عصبیت مشاهده می شده است؛
ولی در 1973 و 1975 او در زمره آکادمیسین هایی بود که از امضای فرمان صادره از طرف آکادمی حزبی
مبنی بر محکومیت فیزیکدان مخالف آندره ساخاروف امتناع ورزیدند.
مراحل اولیه زندگی
لئونید ویتالیویچ کانتوروویچ که فرزند یک دکتر است، در 19 ژانویه 1912 در سن پترزبورگ
(لنینگراد کنونی) متولد گشت. در 1926 در سن 14 سالگی در دپارتمان ریاضیات دانشکده فیزیک
ریاضی دانشگاه دولتی لنینگراد به تحصیل پرداخت، و یک سال بعد، اولین کار تحقیقاتی خود را آغاز کرد.
در سال 1930 پس از فارغ التحصیل شدن، کانتوروویچ جوان به تدریس در انستیتو مهندسین ساختمان
صنعتی لنینگراد پرداخت. در 1932 به دانشگاه دولتی لنینگراد بازگشت تا در آنجا نیز به تدریس بپردازد.
در عرض 2 سال او به درجه پروفسوروی رسید و در 1935 بدون اینکه مجبور به دفاع از تز خود باشد،
درجه دکترا را در رشته فیزیک در ریاضیات دریافت نمود. تا آن زمان (در سن 23 سالگی) 40 نشریه
حرفه ای به نام او چاپ شده بود.
به استثناء سالهای 44 1941 کانتوروویچ تا سال 1960 در دانشگاه دولتی لنینگراد به تدریس
مشغول بود. ولی در همان دوران با سازمانهای دیگری نیز وابستگی پیدا کرد. او در 1939 انستیتوی
مهندسین ساختمان صنعتی لنینگراد را ترک گفت تا ریاست دپارتمانی را در مدرسه عالی فنی مهندسی
ایمنی پومان مسکو عهده دار شود. تا سال 1948 در آن سمت باقی ماند. وی در یکی از شعبه های انستیتو
ریاضیات ایمنی استکلف در لنینگراد وابسته به آکادمی علوم شوروی در سالهای 1940 و 1941 نیز
تدریس می کرد. در سال 1945 وی ریاست دپارتمان محاسبات تقریبی انستیتو استکلف را متقبل شد. در
سال 1960 یعنی همان سالی که دانشگاه لنینگراد را ترک گفته بود، به همراه یک گروه از اقتصاددانان
ریاضی که خود آنها را در لنینگراد آموزش داده بود، انستیتو استکلف را نیز ترک گفت و به نووسی بیرسک
رفت.
کانتوروویچ تا سال 1971 در نووسی بیرسک به عنوان دستیار مدیر انستیتو ریاضیات دپارتمان
آکادمی علوم سیبری و به عنوان رئیس این مؤسسه در دپارتمان اقتصادی ریاضی به کار مشغول گشت.
او همچنین به عنوان رئیس دپارتمان ریاضی ارقامی دانشکده ریاضیات و مکانیک دانشگاه دولتی
نووسی بیرسک انجام وظیفه می نمود. تا زمانی که به موقعیت کنونیش رسید، کانتوروویچ حدود 200
نشریه تولید کرده بود.
کانتوروویچ در سال 1958 به عنوان عضو مسئول آکادمی علوم شوروی و به عنوان یک عضو فعال در
1964 انتخاب گردید. وی که رسما یکی از اعضای دپارتمان ریاضیات این آکادمی است، در کار دپارتمان
اقتصاد نیز شرکت می جوید.
سفرها
کانتوروویچ آکادمیسین، در چند اجلاس بین المللی اروپا در زمینه اقتصاد و ریاضیات شرکت جست
که عبارتند: از اجلاسهای بوداپست (1963)، لندن (1966 و 1964) و ورشو (1966).
در سال 1975 دولت شوروی به وی اجازه داد تا برای دریافت جایزه نوبل به استکهلم سفر نماید. ولی
از آمریکا هیچ گونه بازدیدی به عمل نیاورده است.
سوابق شخصی
کانتوروویچ به زبان انگلیسی بسیار مسلط نیست و هنگام ملاقات با آمریکاییها به یک مترجم متکی
است. او متأهل است. همسرش ناتالیا ولادیمیروفنا که در 1910 متولد شده یک پزشک است.
علاوه بر جوایز لنین و استالین، کانتوروویچ چند مدال و نشان دیگر نیز دریافت کرده است که شامل
نشان لنین در سال 1967 در قبال تلاش وی برای بهبود بخشیدن به دپارتمان سیبریایی آکادمی علوم در
نووسی بیرسک می شوند. او چند درجه دکترای افتخاری نیز از چند دانشگاه خارجی دریافت داشته است
و عضو افتخاری آکادمی علوم مجارستان (بوداپست) و آکادمی هنر و علوم آمریکا (بوستون) می باشد.
الکساندر آکیموویچ ایشکف وزیر صنایع ماهی گیری
الکساندر آکیموویچ ایشکف
وزیر صنایع ماهی گیری
الکساندر ایشکف یکی از مهمترین مدیران صنایع ماهیگیری شوروی از سال 1939 بوده است. وی
در مقام وزارت و یا نظیر آن مدت 30 سال باقی مانده است. در اکتبر 1965 برای سومین بار به عنوان وزیر
صنایع ماهیگیری انتخاب شد. ایشکف از انتقادات عمومی بسیاری جان سالم بدر برد و هنوز ریاست
صنعتی را عهده دار است که دارای یک نیروی کار انسانی 000/700 نفری و 000/18 دستگاه کشتی
می باشد.
از سال 1956 یکی از اعضای فاقد حق رأی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی بوده است.
توسعه عملیات
در دهه گذشته، صنعت ماهیگیری شوروی حوزه عملیات خود را دائما توسعه و گسترش بخشیده
است. بخشی از این توسعه مرهون قراردادهایی است که با کشورهای کمتر پیشرفته بسته شده است که
مسکو در ازای امتیازاتی که در زمینه کشتیرانی و ایجاد پایگاههای تعمیراتی دریافت کرده به آن کشورها
وامها و اعتباراتی می دهد. این گونه اقدامات به شوروی اجازه داده است که وارد آبهای جدید و به خصوص
در نیمکره جنوبی شود. در حالی که قراردادهای مناطق اقتصادی 200 میلی و حفاظتی سعی بر آن دارد که
فعالیتهای شوروی را محدود به مناطق ماهیگیری سنتی نماید.
زندگی اولیه
الکساندر آکیموویچ ایشکف در 30 اوت 1905 در شهر استاوروپول که بین دریای سیاه و دریای خزر
واقع شده متولد گردید. در 14سالگی او به عنوان شاگرد در یک فروشگاه الکتریکی به کار مشغول و بعدها
به مقام دستیار سرپرست کارگران رسید. در سالهای 30 1924 ایشکف به عنوان دبیر اداره تبلیغات و
تظاهرات یک کمیته حزبی محلی و به عنوان دبیر کمیته کومسومول (سازمان جوانان کمونیست) برگزیده
شد.
ماهیگیری به عنوان یک حرفه
اطلاعات مفصلی درباره حرفه های اولیه ایشکف در دست نیست ولی بیوگرافی های روسی حاکی از
آنند که وی در سال 1930 در سن 25 سالگی علاقه خود را به کار حزبی از دست داد و شروع به کار در
صنعت ماهیگیری کرد. معلوم نیست که چطور شد که او به این رشته علاقه مند گردید شاید مسئولیتهای
حزبی و کومسومولی او در منطقه ای در مجاورت دریا به عهده او گذاشته بود. بهرحال، در سالهای 1930
در سازمانهای محلی و اتحادیه ای صنعت ماهیگیری کار کرد و مدیریت چند تراست ماهیگیری را به عهده
گرفت. او در منطقه دریای سیاه و شاید کراسنودارکری به همه موقعیتهای اولیه مدیریتی دست یافت؛ به
عنوان معاون رئیس اتحادیه ماهیگیران شمال قفقاز، مدیر اتحادیه ماهیگیران کوبان، رئیس تراست اصلی
ماهیگیری دریای آزو سیاه و سرانجام به عنوان مدیر تراست ولگا کاسپین کار کرد.
ایشکف نیز مانند بسیار دیگری از جوانان آن دوره که ظاهرا در وفاداریشان نسبت به نخست وزیر
استالین نمی شد شک کرد، وارد یک بوروکراسی دولتی شد که ضداستالینی ها به دفع آن پرداختند. در سال
1939 او به سمت معاون کمیسر صنایع ماهیگیری خلق در مناطق غربی دست یافت. یک سال بعد ایشکف
35 ساله، به مقام کمیسری خلق که اصولاً یکی از مهمترین پستهای مدیریت دولتی در صنعت ماهیگیری و
نظیر مقام کنونیش می باشد، دست یافت. او در جنگ دوم جهانی نیز در همین سمت باقی ماند و هنگامی که
پستهای کمیسری خلق به نفع وزرا ملغی گردید، ایشکف نیز به عنوان وزیر صنایع ماهیگیری در مناطق
غربی انتخاب گردید.
بین سالهای 1948 و 1946 دو وزارت صنایع ماهیگیری وجود داشت، ولی پس از ادغام این دو
وزارتخانه در 1948 ایشکف باز هم به وزارت رسید. احتمالاً به علت گزارش عدم موفقیت وزارتخانه وی
در تولید کافی در سال 1950 ایشکف به سمت معاونت وزیر در این صنایع پایین آورده شد. به دنبال فوت
استالین در سال 1953 یک سازمان دولتی دیگر نیز وجود داشت که به حذف صنایع ماهیگیری پرداخت.
در اینجا ایشکف به سمت معاونت اول وزارت صنایع غذایی رسید. پس از آنکه وزارت صنایع ماهیگیری
برای بار دیگر در سال 1954 گشایش یافت دیگر کسی نتوانست با ایشکف به رقابت برخیزد. بین همان
سال و 1965 به ترتیب در چند سازمان دولتی دیگر نیز کار کرد و در سه پست او احتمالاً وظایف مشابهی
را دارا بوده است: وزارت صنایع ماهیگیری (57 1954)، سرپرستی اداره ماهیگیریهای کمیته ژ دولتی
(62 1957)، و سرپرستی کمیته دولتی صنایع ماهیگیری (65 1962)، و در اکتبر 1965 دوباره به
سمت کنونیش دست یافت.
انتقادهای عمومی
ایشکف از سال 1941 توانسته است از دست انتقادهای عمومی جان سالم به در ببرد. از او انتقاد شده
است که نتوانسته است طرحهای پیش بینی شده را جامه عمل بپوشاند و در همان حال متخصصین حفاظت
محیط زیست و ماهیگیران شوروی وی را به نابودسازی منابع طبیعی در آبهای شوروی متهم کرده اند. در
1970 مطبوعات شدیدا به انتقاد از ایشکف پرداختند چون او 50 میلیون روبل را برای ساختن بزرگترین
کشتی ماهیگیری روسی به نام وستوک که 600 خدمه دارد، صرف کرده بود. با این پول روسها می توانستند
15 یا 16 کشتی عظیم دیگر تولید کنند که بهتر از وستوک نیز به صید بپردازند.