بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 589

دبیرکل لئونید برژنف وابسته است)، در غیاب آندروپف به عنوان رئیس ک.گ.ب. فعالیت می کند و معمولا

به عنوان یک مقام ک.گ.ب.در ضیافتهای عمومی شرکت می کند و حتی اخیرا به نوشتن کتاب نیز دست

زده است. ولی برخلاف معمول تسویگون ارتقاء نیافت، چون آخرین رئیسی که برای ک.گ.ب. از میان این

سازمان انتخاب گردید یعنی لاورنتی بریا به خاطر جاه طلبی های سیاسی در سال 1953 اعدام گردید.

همبستگی ظاهری تسویگون با برژنف نیز می تواند مانع از این انتخاب شده باشد. اگر رهبری جمعی

خواهان آن بوده باشد که مقامات مهم ک.گ.ب. از نظر سیاسی خنثی باقی بمانند.

رمان نویس و ناظر

تسویگون که در میان مقامات مهم ک.گ.ب. به نگارش علاقه بسیار دارد در نوشته هایش تنها از یک

روش طرفداری می کند. چالاکی در برابر خرابکاریهای داخلی و خارجی. گرچه دیگر مقامات این

سازمان نیز طرفدار این آهنگ هستند ولی گویااو بیشتر و با عدم تردستی آنرا اعلام می کند. در سالهای

اخیر تسویگون کمک بسیاری در نشر یک مجله حزبی به نام liticheskoye - Samoobrazovaniye

(خودآموز سیاسی)، آشوبگر و کمونیست نموده است. او مؤلف دو کتاب با نامهای MyVernemsya(ما

باز خواهیم گشت) در سال 1971 و یک کتاب نیمه اتوبیوگرافیک درباره جنگ پارتیزانی در اوکراین و

کتاب TaynyyFront(جبهه مخفی) در سال 1973 که گویای عملیات جاسوسی غرب علیه شوروی

است می باشد. در سال 1971 یکی از مخالفین در مسکو هنگام توصیف آندروپف به معنی «لیبرال» با

استانداردهای ک.گ.ب، درباره تسویگون گفت: «جانشین آندروپف چیز دیگری است ... اگر او جانشین

شود یک جو شدیدتر به وجود خواهد آمد.»

سوابق حرفه ای و زندگی

سمن کوزمیچ تسویگون در 27 سپتامبر 1916 در اوکراین متولد گشت. پس از فارغ التحصیل شدن از

انستیتو تعلیمی آموزشی اودسا در سال 1937 مدّت کوتاهی به عنوان دبیر و مدیر یک دبیرستان در اودسا

اوبلاست قبل از اشتغال به کار اطلاعاتی در سال 1939 پرداخت. تسویگون در سال 1940 به حزب

کمونیست شوروی پیوست. گذشته از خدمت در ارتش شوروی (451941) درباره فعالیتهای دیگر وی

در دهه بعد اطلاعی در دست نیست.

بین سال 1951 و 1967 تسویگون در سه جمهوری شوروی موقعیتهای اطلاعاتی مهمی را اشغال

نمود. از سال 1951 تا 1955 به عنوان معاون ریاست اطلاعاتی مولداویا (که هم مرز رومانی است) کار

کرد در حالی که سال اول، دبیر اول حزبی این جمهوری برژنف بود.

تسویگون بعدها پس از آنکه برژنف دبیر حزب کمونیست شوروی در مسکو گردید و به حمایت او در

مولداویا پرداخت به عضویت هیئت حزبی مولداویا درآمد. تسویگون در سال 1955 به عنوان رئیس

ک.گ.ب به جمهوری تاجیکستان (هم مرز افغانستان و چین) رفت و دو سال بعد سمت ریاست را بدست

آورد. در سال 1963 تسویگون رئیس ک.گ.ب در آذربایجان هم مرز ایران شد و تا سال 1967 همین

سمت را حفظ کرد تا اینکه به مسکو رفت تا به سمت معاونت آندروپف درآید. در نوامبر 1967 تسویگون

معاون اول ریاست این سازمان گردید.


صفحه 590

جوایز و پاداشها

تسویگون از سال 1966 نماینده دیوان عالی شوروی بوده است. او دو جایزه دریافت کرده است: یک

مدال کار، که در سال 1957 زمانی که وی معاون ریاست ک.گ.ب در تاجیکستان را عهده دار بود به او داده

شد، و یک تقدیرنامه که در سال 1966 در پنجاهمین سالگرد تولدش به وی داده شد.

سوابق خانوادگی

بنابه گزارشات تأیید نشده، تسویگون یکی از خویشاوندان سببی همسر برژنف می باشد. او و

همسرش روزا میخایلونا دو فرزند دارند: که یکی از آنها دختری است به نام ولا و دیگری پسری است به

نام میخائیل که ازدواج کرده است. این پسر که حدودا در سال 1944 متولد شده بود و در سال 1968 از

دانشکده روابط بین المللی دانشگاه دولتی مسکو فارغ التحصیل شده بود. به عنوان وابسته و مترجم در

سفارت شوروی در بیروت در سالهای 1968 تا 1972 خدمت می کرده است.

کیریل استپانویچ سیمونف رئیس اداره حمل و نقل و ارتباطات

کیریل استپانویچ سیمونف

رئیس اداره حمل و نقل و ارتباطات، کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی

کیریل سیمونف پس از آنکه 20 سال در راه آهن شوروی کار کرد؛ به ریاست اداره حمل ونقل و

ارتباطات کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی در ژوئن 1962 رسید؛ وی که در اوایل سالهای 1940

یک مهندس و سرپرست ایستگاه بود، در میان محققین و مدیران راه آهن شوروی، با فرا رسیدن سالهای

1960 اهمیت ویژه ای پیدا کرد. سیمونف در موقعیت کنونیش به عنوان یک کانال حزبی در پیاده کردن

سیاست حزبی در زمینه خطوط دریایی، راه آهن، حمل ونقل خشکی و دریایی و سیستمهای ارتباطی چون

رادیو، تلفن و تلویزیون عمل می کند. او که از سال 1943 عضو حزب کمونیست شوروی بوده است، در

سال 1966 به عضویت کمیسیون حسابرسی مرکزی درآمد.

کارهای اولیه در راه آهن

کیریل استپانویچ سیمونف در 17 آوریل 1917 در پتروگراد (که اکنون لنینگراد است) متولد گردید.

بنابه گزارشها در سال 1939 در جنگ بین روسیه و فنلاند او یک افسر سیاسی بوده است، ولی محتمل تر

این است که او در آن زمان در انستیتو راه آهن لنینگراد که از آن در سال 1940 فارغ التحصیل شده بود،

مشغول تحصیل بوده است. سال بعد برای کار عازم راه آهن اکتبر همان شهر گردید و حرفه خود را در زیر

بمبارانهای زمان جنگ فراگرفت. در سال 1947 رئیس قسمتی از راه آهن شده بود. کمی بعد از وزارت

راه آهن، یک پست اداری را اشغال نمود. وی که در سال 1949 جهت دیدن آموزشهای بیشتر انتخاب شده

بود، از آکادمی حمل ونقل راه آهن مسکو در سال 1951 فارغ التحصیل گردید و درجه علوم فنی و عنوان

استادیار را دریافت کرد. سیمونف در سال 1951 به وزارت راه آهن بازگشت. یک سال بعد به عنوان

رئیس بخش انستیتو تحقیقات مرکزی علمی این وزارتخانه انتخاب شد. در سال 1955 وی سرپرست

مهندسین اداره مرکزی ترافیک راه آهن گردید.


صفحه 591

گسترش نفوذ

در 1957 کار سیمونف در وزارت راه آهن بالا گرفت. او ابتدا به عنوان معاون رئیس و کمی بعد درهمان

سال به عنوان معاون اول رئیس در شورای فنی و علمی وزارتخانه انتخاب شد. در همان زمان به سفرهای

رسمی خارجی پرداخت. در یکی از همین سفرها یکی از همکاران اعلام داشت که نفوذ سیمونف بیشتر از

موقعیت شغلی اوست و او را «شخص شماره 3» وزارت راه آهن که مسئول انستیتوهای آموزش عالی در

زمینه تربیت و آموزش مهندسین راه آهن و انستیتو تحقیقات علمی این وزارتخانه و صدها آزمایشگاه

تحقیقاتی و تجربی راه آهن می باشد، توصیف نمود. نوشتارهای سیمونف در آن زمان نیز حاکی از حوزه

وسیع نفوذ اوست.

در 1958 و 1960 مقالاتی درباره سیستم راه آهن انگلیس و سوئد نوشت و کارهای مهمی در زمینه

مشکلات سازمانی ترافیک راه آهن در 1961 انجام داد.

در کار حزبی

در سال 1961 سیمونف بدون هیچ گونه توضیحی از وظایف وزارتی خود برکنار شد و به عنوان رئیس

راه آهن گورکی انتخاب شد که مسئولیتهای سنگینی را متوجه او می ساخت که امتیازات موقعیت پیشین او

در مسکو را دارا نبود، ولی در سال بعد پیشرفت از طریق دیگری حاصل شد و سیمونف به عنوان معاون

ریاست اداره حمل ونقل و ارتباطات در کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی به پایتخت فراخوانده شد،

و کمی بعد ریاست همین اداره را عهده دار شد. پیشرفت سریع سیمونف خیلی عجیب است، چون او هیچ گاه

به عنوان رئیس یک وزارتخانه یا معاون وزیر عمل نکرده بود ولی یک سال پس از آنکه مسئولیت یک

شبکه راه آهن ایالتی را عهده دار شد او ناظر حزبی در کل سیستم حمل ونقل و ارتباطات شوروی گردید که

شامل وزارت راه آهن، صنایع اتومبیل سازی، ناوگانهای دریایی، ارتباطات و ناوگانهای رودخانه ای

می باشد.

چنین پیشرفتهایی اکثرا از طریق خویشاوندی با یکی از اعضای مهم گروه رهبری حاصل می شود، در

حالی که سیمونف دارای چنین امتیازی نیست.

سفر و سمتهای

سیمونف به عنوان عضو نمایندگی راه آهن شوروی در نوامبر و دسامبر 1960 از آمریکا بازدید کرد و

از کانادا در سال 1967 دیدار نمود. در اوایل سالهای 1970 سیمونف به مغولستان رفت تا کارهای حزبی

را مطالعه نماید (1971) و ریاست هیئت نمایندگی حزب کمونیست شوروی به مجارستان را نیز بر عهده

داشت (1972). اخیرا وی به همراه دبیر اول حزب پترماشروف از بلوروسیان برای شرکت در کنفرانس

اروپایی وحدت با دموکراتهای شیلی به پاریس رفت. (1974)

وی که یکی از نمایندگان دیوان عالی شوروی و پارلمان از سال 1967 بوده است، به عنوان عضو

کمیسیون حمل ونقل و ارتباطات از سال 1971 تا 1975 نیز عمل می کرده است.


صفحه 592

یک بورکرات فعال

ناظران سیاسی با سیمونف برخورد زیادی نداشته اند. یکی از میزبانان آمریکاییش در سال 1960 او

را فردی مطلع، مدیری با استعداد و دارای نیروی محرکه قوی توصیف کرده است.

سیمونف در آن زمان خیلی به گفتگو تمایل نشان می داد گرچه درباره خودش حرفی نمی زد. او قدری

انگلیسی می دانست و خیلی زود دچار هیجان می شد و گاهی هم صدایش را بلند می کرد. یکی از مقامات

که با سیمونف به زبان آلمانی صحبت کرده بود گفت: «تکلم خوب وی به این زبان باید حاصل اقامت

طولانی وی در آلمان بوده باشد».

سیمونف و همسرش، که معلم زبانهای انگلیسی و آلمانی در سال 1960 بود، یک دختر دارند که در

سال 1944 متولد شده است.

بازدید ریاست جمهور از ایران و مذاکرات خاورمیانه

سند شماره (32)

خیلی محرمانهزمان و مکان: چلوکبابی برادران در امیراتابک، 9ژانویه 1978 19 دی 1356

شرکت کنندگان: گواننادی کازانکین، دبیراول سفارت روسیه جان.دی.استمپل از سفارت آمریکا در تهران

موضوع: بازدید ریاست جمهور از ایران و مذاکرات خاورمیانه

بازدید رئیس جمهور کارتر از ایران

پس از ضیافت اولین روز سال نو، این اولین باری بود که کازانکین را ملاقات می کردم. او از دیدار

رئیس جمهور بسیار خوشحال و نسبت به آن علاقه مند بود. او با اظهار این موضوع که انتظار داشتیم چه

چیزهایی کسب کنیم ولی در واقعیت نتایج چه بود بحث را آغاز کرد. با خنده به او گفتم که بهتر است

فهرستی از سؤالات مورد علاقه اش را در اختیارم بگذارد، چون در آن صورت بهتر خواهم توانست به آنها

پاسخ دهم، او ظاهرا خجلت زده شد و گفت که دیگر سؤالی ندارد. به او گفتم که بازدید رئیس جمهور یک

موفقیت زودرس بود و کل سفر ایشان بخصوص به لهستان نتایج بسیار چشمگیری برای دولت به همراه

داشت.

مذاکرات صلح خاورمیانه

نکته شگفت آور این است که کازانکین در مورد مذاکرات بین پرزیدنت کارتر و شاه حسین اصلاً به

سؤال نپرداخت. او به صحبت درباره اجلاس آسوان پرداخت و من از روی لاقیدی از او درباره شایعه

(کاذب) پرواز قذافی رهبر لیبی به آسوان سؤال کردم. کازانکین گفت که در این باره چیزی که نمی داند هیچ

بسیار گیج هم شده است. هربار که سعی می کرد درباره نقش آمریکا در مذاکرات کنونی خاورمیانه سؤالی

به میان بکشد، من در جواب سؤال می کردم که نقش قذافی چه خواهد بود و حتی پیشنهاد می کردم که

حافظاسد از سوریه ممکن است پنهانی به «اجلاس» بپیوندد. پس از تکرار این سؤالات برای بار سوم او

تقریبا داستان را باور کرده بود و باورش تا آن اندازه بود که از دیگران درباره آن حتما سؤال خواهد کرد.

سوابق بیوگرافیک

در طول گفتگو کازانکین گفت که در ماه مه یا ماه ژوئن 1979 ایران را ترک خواهد گفت. وقتی که از او


صفحه 593

درباره محل کار آینده اش سؤال کردم، جواب داد که نمی خواهد در هیچ جا خارج از وطنش کار کند. او

امیدوار است بتواند در «مؤسسه روابط خارجی» به کار مشغول شود تا اینکه بتواند تحصیلات خود را در

بخش دکترا به پایان برساند. وی گفت که در این زمینه فقط امیدوار است چون اخذ درجه دکترا مستلزم آن

است که شخص کتابی را که حاوی عقاید جدید شخص باشد انتشار دهد و به تدریس، به قول معروف

«شاگردان خود نیز پرداخته باشد». ما با بی تفاوتی درباره معادل بودن این دکترا با همان درجه در آمریکا به

سخن پرداختیم. نتیجه این بود: که با هم تفاوت دارند. وی اظهار داشت که یلنا همسرش نیز مایل است به

روسیه برگردد، او مایل است شغل روزنامه نگاری خود را از سر بگیرد. به گفته وی همسرش برای نشریات

مختلف نگارشهایی داشته که از آن جمله است مجله لایف روسی (زنان روسی) که به زبان انگلیسی نیز

منتشر می گردد.

وقتی که از او رسما دعوت کردم که در رستوران کاروانسری سفارت آمریکا با هم غذا بخوریم، (برای

اولین بار) قبول کرد، بنابراین روز 5 فوریه موقع نهار را انتخاب کردیم، و من نیز در عوض موافقت کردم که

در حمام سونایی که در کمیسیون بازرگانی روسیه، دایر است (سیاست عرق ریزی؟) شرکت نمایم.

نظریات روسیه درباره خاورمیانه، شاخ آفریقا و تظاهرات اخیر قم...

سند شماره (33)

صورت مذاکرهخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: گواننادی کازانکین، سفارت روسیه جان دی. استمپل، سفارت آمریکا

زمان و مکان: 5 فوریه 1978 16 بهمن 56، رستوران کاروانسرا، و کمیسیون بازرگانی روسیه، تهران

ایران

موضوع: نظریات روسیه درباره خاورمیانه، شاخ آفریقا و تظاهرات اخیر قم و حمام سونای جدید روسی

کازانکین و من در رستوران کاروانسرا در سفارت آمریکا نهار خوردیم و بعد به کمیسیون بازرگانی

روسیه رفتیم تا حمام سونای جدیدا تأسیس شده را آزمایش کنیم. روسها از حمام جدید سونایی که

احداث کرده اند و در آن از چوبهای فنلاندی در داخل و چوبهای روسی برای اتاقهای انتظارورختکن

استفاده کرده اند بسیار احساس غرور می کنند. کازانکین گفت که کمیسیونر بازرگانی روسیه این حمام را

احداث کرده است و از سفیر فنلاند و آلمان شرقی دعوت کرده است تا برای استفاده آن بیایند. ساختمان

حمام سونا کاملاً تمام شده است، لیکن استخر کوچک ورودی آن هنوز ناتمام است. کازانکین خیلی سعی

داشت مرا به آن حمام سونا دعوت کند ولی من نپذیرفتم تا اینکه دعوت مرا در مورد صرف نهار در

رستوران کاروانسرا پذیرفت.

علاوه بر مورد مربوط به روابط آمریکا و شوروی کازانکین درباره سه موضوع صحبت به میان آورد.

تضاد میان اتیوپی و سومالی

ما تا حدی راجع به شاخ آفریقا بحث کردیم. من از نقل و انتقالات هوایی روسیه در آنجا انتقاد کردم و

کازانکین اصرار داشت که این کار انجام نگرفته است. کازانکین دوبار از من سؤال کرد که آیا ایران به

سومالی کمک خواهد کرد. من گفتم که در این باره چیزی نمی دانم ولی حتما بستگی به ادامه کمک روسیه

به اتیوپی دارد. وی گفت که روسها به اتیوپی به منظور حراست از مرزشان کمک می کنند و در صورتی که

آنها وارد مرز سومالی شوند ما به سومالیائیها نیز برای دفاع از مرزشان کمک خواهیم کرد. من ناباوری


صفحه 594

خود را از این گفته ابراز کردم و گفتم بهترین راه برای حل این مسئله حمایت از سازمان وحدت آفریقا

(OAU) می باشد.

وضعیت در خاورمیانه

کازانکین اصرار داشت که صلح در خاورمیانه ممکن نیست مگراینکه همه در ژنو به مذاکره بنشینند.

من سؤال کردم که آیا روسیه مایل است درباره مذاکرات سادات و بگین در ژنو به مذاکره بنشیند و وی گفت

امکان مذاکره درباره هرچیزی هست ولی مهم رفتن به ژنو است. این موضع او از یک ماه پیش خیلی

شدیدتر شده است.

تظاهرات در قم

تنها مورد در رابطه با اوضاع داخلی که ظاهرا مورد علاقه کازانکین بود، همان تظاهرات 97 ژانویه

در قم بود. او از نظر من در این باره پرسید و من گفتم همه اینها مربوط به عکس العمل بیش از حد پلیس

است، در جواب این سؤال من که به نظر او چه کسی رهبری کننده این تظاهرات است، وی گفت که احتمالاً

متعصبین مذهبی این کار را می کنند. او یا نمی دانست و یا نمی خواست بیشتر از این جواب بدهد و ظاهرا

این طور معلوم می شد که روسها درباره کارکرد داخلی وضعیت قم چیزی نمی دانند. او چندبار از من پرسید

که چطور افرادی به نظر من در این تظاهرات شرکت دارند و من گفتم که ظاهرا رهبران مذهبی هستند ولی

گفتم که درباره اصول اعتقادی آنها چیزی نمی دانم.

کازانکین گفت که سفارت روسیه چند اعلامیه از «اتحادیه نیروهای جبهه ملی» دریافت کرده است. در

جواب سؤالات من به توضیح درباره اعلامیه ها پرداخت که ظاهرا همانهایی هستند که سفارت ما نیز

دریافت داشته است. من خاطرنشان ساختم که ما اصلاً درباره این گروه چیزی نشنیده ایم و ظاهرا او باید

خیلی سعادتمند باشد که این اخبار را از طریق پست بدست آورده. او خندید.

نکات بیوگرافیک

در طول دو ساعتی که در حمام سونا صرف کردیم او اطلاعات زیر را درباره خودش و چند کارمند

دیگر روسی در اختیار من گذاشت.

کازانکین یک بازیگر بسکتبال بود ولی از زمانی که به خاطر جراحتی در سال 1975 از تیم انستیتو

وزارت خارجه کنار رفته بود دیگر بازی نکرده است زمانی که مچ پایش شدیدا در رفته بود با همسرش

یلنا آشنا شد و سه سال قبل از ازدواج در 1960 با او دوست بود. او از ملاقاتهایش با عبارت انگلیسی

«جور درآمدن» یاد کرد که سبب شده بود مقدمات را به خوبی پشت سر بگذارند. کازانکین دوباره اظهار

امیدواری کرد که به روسیه برگردد و در انستیتو خارجه این وزارتخانه تحصیلات خود را در رشته دکترا به

پایان برساند. او اصلاً مایل نیست که در خارج از روسیه خدمت کند و از کار فعلی خود نیز بسیار ناراضی

است. او از اظهار نظر پیرامون ازدواجش امتناع ورزید، و با وجود اینکه فرصتی چند پیش آمد ولی من

اصرار زیادی نکردم.

با وجود اینکه کمیسیون بازرگانی روسیه این حمام سونا را ایجاد کرده، ولی سفیر شوروی زیاد به آن


صفحه 595

اهمیت نمی دهد. کازانکین گفت که این حمام سونا به وسیله کارمندان سفارت در اوقات بیکاری ساخته

شده است. (جالب است! ما هم باید از یک چنین کار داوطلبانه استفاده کنیم)، کمیسیون بازرگانی در

محوطه خود چند زمین والیبال و یک زمین کهنه استفاده نشده تنیس و فضای سبز زیادی دارد. و در شمال

بازار در کوچه باریکی به نام پورمداری در محوطه ای که سفارت روسیه در آن قرار داشت واقع شده است.

تا اینکه سفارت جدید در سال 1965 ساخته شد.ج. دی. استمپل

سند شماره (34)

صورت مذاکره خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: جان دی. استمپل مقام سیاسی سفارت آمریکا، گواننادی کازانکان (کازانکین م)

سفارت روسیه، تهران

زمان و مکان: 19 مارس 1978 28 اسفند 1356، چلوکبابی برادران، خیابان امیراتابک

از پنجم فوریه به بعد این اولین باری بود که با کازانکان ملاقات می کردم. او یکبار به علت

سرماخوردگی از ملاقات امتناع ورزید. گذشته از صحبتهای معمولی، نکات زیر از اهمیت و علاقه ای

برخوردار بود.

پایگاههای اتمی آمریکا در ایران

کازانکین بسیار کنجکاو بود شرایط فروش این کارخانه های انرژی اتمی آمریکا به ایران را بداند. وی

گفت که شنیده است موافقت نامه های مربوطه قرار است در آخر مارس به امضاء برسد و خواستار ارائه

جزئیات بیشتر شد. من به طور مشروح از بی خبری خود از این موضوع سخن گفتم و درباره تصویب لایحه

عدم تکثیر پایگاههای اتمی در آمریکا اشاره کردم و گفتم که بنابراین راه برای از بین رفتن اگرها و اماها باز

است.

شایعات در تهران

کازانکان و من به بحث درباره شایعات رایج در تهران درباره حمله هایی که علیه ایرانیها و خارجی ها

در 2، 3 هفته گذشته شده پرداختیم. به کازانکان درباره داستان گزارش شده وسیله خبرگزاری تاس مبنی

بر مورد تجاوز قرار گرفتن سه آمریکایی گفتم، او حالت تدافعی گرفته گفت که چینیها این اخبار و شایعات

را ایجاد می کنند. گفتم ممکن است این طور باشد ولی من درباره تعریف این داستان از طریق خبرگزاری

تاس از چند نفر شنیده ام. از او خواستم که درباره آن تحقیق کرده از آنها بخواهد که این کارها را نکنند. هر

وقت من این طور مسائل را پیش می کشم او فورا جواب می دهد که کار، کار چینیهاست.

شاخ آفریقا

ما خیلی مختصر درباره شاخ آفریقا گفتگو کردیم. من از موضع اصلی آمریکا که عبارت بود از ماندن

«ارتش روسی کوبائی» در بخش اتیوپیائی مرز برایش گفتم، و او از اینکه رویه صحبت بنابه دلخواهش

پیش می رود خشنود بود گفت که چینیها شایعاتی در مورد مداخله شوروی در آنجا پخش کرده اند.


صفحه 596

دولت آموزگار

کازانکان عقیده ام را نسبت به دولت آموزگار سؤال کرد. من نظر او و اینکه چرا می خواهد نظر مرا بداند

سؤال کردم. وی گفت که سفارت (شوروی م) مروری بر امور داخلی ایران دارد ولی به نظر ما هنوز موقع

این کار نرسیده است. انتظار داشتم که وی بگوید که آموزگار عامل امریکاست ولی او اصلاً اشاره ای به این

موضوع ننمود.ج. دی. استمپل

سند شماره (35)

صورت مذاکرهخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: ویکتور کازاکف، از سفارت شوروی، تهران رالف بولیس، سفارت امریکا، تهران

زمان و مکان: 3 آوریل 1978 14فروردین 57، چاتانوگا خیابان خردمند

سوابق:

کازاکف جوانی است بسیار جسور، از اعضای سازمان ک.گ.ب که حدود دو یا سه سال است که در

ایران بسر می برد. او سی ساله بوده و با همسرش (که در شوروی معلم زبان آلمانی بود) و یک فرزند

سه ساله در اینجا بسر می برد. او از سال 1955 در سازمان خدمات خارجی روسیه به کار مشغول بود تا

اینکه در سن 18 سالگی به انستیتو امور بین المللی مسکو پیوست. قبل از اینجا در کابل به کار مشغول بوده

است.

ما در ضیافت نهار ماه مارس کنسولگری با هم آشنا شدیم. در آن موقع، او پیشنهاد کرد که در ایام

نوروز با هم ملاقات کنیم. حدود یک هفته بعد، او به خانه ام تلفن زد (در ساعت 11 بعدازظهر) و خواست

که قراری برای صرف نهار بگذاریم. ما تاریخ 27مارس در چاتانوگارا قبول کردیم، لیکن در ساعت مقرر

حاضر نشد. دو روز بعد او (از یک تلفن عمومی) با من تماس گرفت و عذرخواهی کرد. ظاهرا تلفنهای

سفارت روسیه از کار افتاده بود و به همین جهت نتوانسته بود مرا از اینکه نمی تواند در نهار شرکت کند،

آگاه سازد. او مصرا عذرخواهی می کرد و بالاخره قرار گذاشتیم که در همان زمان و مکان در سوم آوریل با

یکدیگر ملاقات نماییم.

برای اینکه ثابت کند که خیلی از این سر وقت حاضرنشدن قبلی ناراحت است یک شیشه ودکای

استولیچنایا را که به صورت هدیه بسته بندی کرده بود برایم آورد. علیرغم معروفیتش به حالت تهاجمی،

وی در آن جلسه بسیار متواضع بود و من در اکثر موارد سکان بحث وگفتگو را هدایت می کردم.

ناآرامی در ایران

پس از مقایسه کوتاهی از خدمات خارجی و بحثمسکو و واشنگتن و مشکلات انتصابی دیپلماتها، ما

به صحبت پیرامون ناآرامی در ایران پرداختیم. من از او خواستم تا تحلیلی از این ناآرامیها بدهد، و وی از

توضیحات کتابهای رایج یعنی قیام توده های مظلوم برای به انهدام کشیدن و دورانداختن زنجیرهای

اسارتشان و غیره سخن گفت. من در جواب گفتم که ایران آن طور هم که او تصور می کند محیطی آکنده از

ظلم نیست و درباره دوستان ایرانیم صحبت کردم که به خانه ام می آیند و بالاخره به انتقاد از شاه