خود را از این گفته ابراز کردم و گفتم بهترین راه برای حل این مسئله حمایت از سازمان وحدت آفریقا
(OAU) می باشد.
وضعیت در خاورمیانه
کازانکین اصرار داشت که صلح در خاورمیانه ممکن نیست مگراینکه همه در ژنو به مذاکره بنشینند.
من سؤال کردم که آیا روسیه مایل است درباره مذاکرات سادات و بگین در ژنو به مذاکره بنشیند و وی گفت
امکان مذاکره درباره هرچیزی هست ولی مهم رفتن به ژنو است. این موضع او از یک ماه پیش خیلی
شدیدتر شده است.
تظاهرات در قم
تنها مورد در رابطه با اوضاع داخلی که ظاهرا مورد علاقه کازانکین بود، همان تظاهرات 97 ژانویه
در قم بود. او از نظر من در این باره پرسید و من گفتم همه اینها مربوط به عکس العمل بیش از حد پلیس
است، در جواب این سؤال من که به نظر او چه کسی رهبری کننده این تظاهرات است، وی گفت که احتمالاً
متعصبین مذهبی این کار را می کنند. او یا نمی دانست و یا نمی خواست بیشتر از این جواب بدهد و ظاهرا
این طور معلوم می شد که روسها درباره کارکرد داخلی وضعیت قم چیزی نمی دانند. او چندبار از من پرسید
که چطور افرادی به نظر من در این تظاهرات شرکت دارند و من گفتم که ظاهرا رهبران مذهبی هستند ولی
گفتم که درباره اصول اعتقادی آنها چیزی نمی دانم.
کازانکین گفت که سفارت روسیه چند اعلامیه از «اتحادیه نیروهای جبهه ملی» دریافت کرده است. در
جواب سؤالات من به توضیح درباره اعلامیه ها پرداخت که ظاهرا همانهایی هستند که سفارت ما نیز
دریافت داشته است. من خاطرنشان ساختم که ما اصلاً درباره این گروه چیزی نشنیده ایم و ظاهرا او باید
خیلی سعادتمند باشد که این اخبار را از طریق پست بدست آورده. او خندید.
نکات بیوگرافیک
در طول دو ساعتی که در حمام سونا صرف کردیم او اطلاعات زیر را درباره خودش و چند کارمند
دیگر روسی در اختیار من گذاشت.
کازانکین یک بازیگر بسکتبال بود ولی از زمانی که به خاطر جراحتی در سال 1975 از تیم انستیتو
وزارت خارجه کنار رفته بود دیگر بازی نکرده است زمانی که مچ پایش شدیدا در رفته بود با همسرش
یلنا آشنا شد و سه سال قبل از ازدواج در 1960 با او دوست بود. او از ملاقاتهایش با عبارت انگلیسی
«جور درآمدن» یاد کرد که سبب شده بود مقدمات را به خوبی پشت سر بگذارند. کازانکین دوباره اظهار
امیدواری کرد که به روسیه برگردد و در انستیتو خارجه این وزارتخانه تحصیلات خود را در رشته دکترا به
پایان برساند. او اصلاً مایل نیست که در خارج از روسیه خدمت کند و از کار فعلی خود نیز بسیار ناراضی
است. او از اظهار نظر پیرامون ازدواجش امتناع ورزید، و با وجود اینکه فرصتی چند پیش آمد ولی من
اصرار زیادی نکردم.
با وجود اینکه کمیسیون بازرگانی روسیه این حمام سونا را ایجاد کرده، ولی سفیر شوروی زیاد به آن
اهمیت نمی دهد. کازانکین گفت که این حمام سونا به وسیله کارمندان سفارت در اوقات بیکاری ساخته
شده است. (جالب است! ما هم باید از یک چنین کار داوطلبانه استفاده کنیم)، کمیسیون بازرگانی در
محوطه خود چند زمین والیبال و یک زمین کهنه استفاده نشده تنیس و فضای سبز زیادی دارد. و در شمال
بازار در کوچه باریکی به نام پورمداری در محوطه ای که سفارت روسیه در آن قرار داشت واقع شده است.
تا اینکه سفارت جدید در سال 1965 ساخته شد.ج. دی. استمپل
سند شماره (34)
صورت مذاکره خیلی محرمانه
شرکت کنندگان: جان دی. استمپل مقام سیاسی سفارت آمریکا، گواننادی کازانکان (کازانکین م)
سفارت روسیه، تهران
زمان و مکان: 19 مارس 1978 28 اسفند 1356، چلوکبابی برادران، خیابان امیراتابک
از پنجم فوریه به بعد این اولین باری بود که با کازانکان ملاقات می کردم. او یکبار به علت
سرماخوردگی از ملاقات امتناع ورزید. گذشته از صحبتهای معمولی، نکات زیر از اهمیت و علاقه ای
برخوردار بود.
پایگاههای اتمی آمریکا در ایران
کازانکین بسیار کنجکاو بود شرایط فروش این کارخانه های انرژی اتمی آمریکا به ایران را بداند. وی
گفت که شنیده است موافقت نامه های مربوطه قرار است در آخر مارس به امضاء برسد و خواستار ارائه
جزئیات بیشتر شد. من به طور مشروح از بی خبری خود از این موضوع سخن گفتم و درباره تصویب لایحه
عدم تکثیر پایگاههای اتمی در آمریکا اشاره کردم و گفتم که بنابراین راه برای از بین رفتن اگرها و اماها باز
است.
شایعات در تهران
کازانکان و من به بحث درباره شایعات رایج در تهران درباره حمله هایی که علیه ایرانیها و خارجی ها
در 2، 3 هفته گذشته شده پرداختیم. به کازانکان درباره داستان گزارش شده وسیله خبرگزاری تاس مبنی
بر مورد تجاوز قرار گرفتن سه آمریکایی گفتم، او حالت تدافعی گرفته گفت که چینیها این اخبار و شایعات
را ایجاد می کنند. گفتم ممکن است این طور باشد ولی من درباره تعریف این داستان از طریق خبرگزاری
تاس از چند نفر شنیده ام. از او خواستم که درباره آن تحقیق کرده از آنها بخواهد که این کارها را نکنند. هر
وقت من این طور مسائل را پیش می کشم او فورا جواب می دهد که کار، کار چینیهاست.
شاخ آفریقا
ما خیلی مختصر درباره شاخ آفریقا گفتگو کردیم. من از موضع اصلی آمریکا که عبارت بود از ماندن
«ارتش روسی کوبائی» در بخش اتیوپیائی مرز برایش گفتم، و او از اینکه رویه صحبت بنابه دلخواهش
پیش می رود خشنود بود گفت که چینیها شایعاتی در مورد مداخله شوروی در آنجا پخش کرده اند.
دولت آموزگار
کازانکان عقیده ام را نسبت به دولت آموزگار سؤال کرد. من نظر او و اینکه چرا می خواهد نظر مرا بداند
سؤال کردم. وی گفت که سفارت (شوروی م) مروری بر امور داخلی ایران دارد ولی به نظر ما هنوز موقع
این کار نرسیده است. انتظار داشتم که وی بگوید که آموزگار عامل امریکاست ولی او اصلاً اشاره ای به این
موضوع ننمود.ج. دی. استمپل
سند شماره (35)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: ویکتور کازاکف، از سفارت شوروی، تهران رالف بولیس، سفارت امریکا، تهران
زمان و مکان: 3 آوریل 1978 14فروردین 57، چاتانوگا خیابان خردمند
سوابق:
کازاکف جوانی است بسیار جسور، از اعضای سازمان ک.گ.ب که حدود دو یا سه سال است که در
ایران بسر می برد. او سی ساله بوده و با همسرش (که در شوروی معلم زبان آلمانی بود) و یک فرزند
سه ساله در اینجا بسر می برد. او از سال 1955 در سازمان خدمات خارجی روسیه به کار مشغول بود تا
اینکه در سن 18 سالگی به انستیتو امور بین المللی مسکو پیوست. قبل از اینجا در کابل به کار مشغول بوده
است.
ما در ضیافت نهار ماه مارس کنسولگری با هم آشنا شدیم. در آن موقع، او پیشنهاد کرد که در ایام
نوروز با هم ملاقات کنیم. حدود یک هفته بعد، او به خانه ام تلفن زد (در ساعت 11 بعدازظهر) و خواست
که قراری برای صرف نهار بگذاریم. ما تاریخ 27مارس در چاتانوگارا قبول کردیم، لیکن در ساعت مقرر
حاضر نشد. دو روز بعد او (از یک تلفن عمومی) با من تماس گرفت و عذرخواهی کرد. ظاهرا تلفنهای
سفارت روسیه از کار افتاده بود و به همین جهت نتوانسته بود مرا از اینکه نمی تواند در نهار شرکت کند،
آگاه سازد. او مصرا عذرخواهی می کرد و بالاخره قرار گذاشتیم که در همان زمان و مکان در سوم آوریل با
یکدیگر ملاقات نماییم.
برای اینکه ثابت کند که خیلی از این سر وقت حاضرنشدن قبلی ناراحت است یک شیشه ودکای
استولیچنایا را که به صورت هدیه بسته بندی کرده بود برایم آورد. علیرغم معروفیتش به حالت تهاجمی،
وی در آن جلسه بسیار متواضع بود و من در اکثر موارد سکان بحث وگفتگو را هدایت می کردم.
ناآرامی در ایران
پس از مقایسه کوتاهی از خدمات خارجی و بحثمسکو و واشنگتن و مشکلات انتصابی دیپلماتها، ما
به صحبت پیرامون ناآرامی در ایران پرداختیم. من از او خواستم تا تحلیلی از این ناآرامیها بدهد، و وی از
توضیحات کتابهای رایج یعنی قیام توده های مظلوم برای به انهدام کشیدن و دورانداختن زنجیرهای
اسارتشان و غیره سخن گفت. من در جواب گفتم که ایران آن طور هم که او تصور می کند محیطی آکنده از
ظلم نیست و درباره دوستان ایرانیم صحبت کردم که به خانه ام می آیند و بالاخره به انتقاد از شاه
می پردازند. اگر ترس از ساواک آن طور که ویکتور می ساخت و می پرداخت در همه جا وجود داشت چرا
آنها در خانه یک دیپلمات خارجی به انتقاد دست می زدند.
دیپلماتهای روسی در ایران
بالاخره بحث به مشکلاتی کشید که دیپلماتهای روسی با آن در ایران برخورد می کنند او از
محدودیتهایی که درباره مسافرت در داخل ایران وجود داشت، و عدم حمایت دولت ایران (مثلاً، مسئله
کارنکردن تلفن در سفارت روسیه) تفتیش به وسیله مأمورین ساواک، و غیره سخن گفت. او از اینکه
می شنید که دیپلماتهای آمریکایی حتما لازم نیست از حرکاتشان در داخل ایران وزارت امور خارجه را
باخبر سازند، ظاهرا بسیار تعجب می کرد.
روابط ایران و آلمان شرقی
سپس درباره خروج سفیر ایران از آلمان شرقی صحبت کردیم. ویکتور گفت که «اوباش» ایرانی توسط
آلمان غربی به برلین شرقی فرستاده شده بودند تا روابط بین ایران و آلمان شرقی را تیره و قطع سازند. وی
این روش خلاف «دتانت» را محکوم نمود. از او پرسیدم که آیا وجود جاسوسهای آلمان شرقی در رده های
بالای حکومت آلمان غربی مغایر با «دتانت» نیست. وی از این داستان جاسوسی به عنوان وسیله ای در
منحرف ساختن افکار عمومی آلمان غربی توسط دولت این کشور از تورم و بیکاری نام برد. علاوه بر اینها
وی گفت، در صورتی که یک مقام دولتی بخواهد با ارائه بعضی از اسناد پولی دربیاورد این مسئله «فقط
مربوط به خود اوست.»
ویکتور صورتحساب را پرداخت و قبل از جدا شدن قرار گذاشتیم که در دهم آوریل در غذاخوری
کنسولگری با یکدیگر مقالات نماییم.آر. ال. لویس
کودتا در افغانستان و اختلالات موجود در ایران
سند شماره (36)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: گواننادی کازانکان (کازانکین)از سفارت روسیه در تهران ایران جان. دی. استمپل
سفارت امریکا در تهران ایران
زمان و مکان: 16 می 1978 26اردیبهشت 57، چلوکبابی برادران
موضوع: کودتا در افغانستان و اختلالات موجود در ایران
نهار امروز تقریبا باعجله برگزار شد، ولی خیلی راحت بود و اصلاً آثاری از ناراحتی و فشار عصبی در
او دیده نمی شد. تنها سؤال او مربوط به ناآرامی های اخیر در ایران بود. من جوابهای بسیار ساده ای به او
دادم و از نفوذ مذهب و این امکان که عمّال آموزش یافته روسیه در آن شرکت دارند، چیزی به میان
نیاوردم. کازانکین اظهار داشت که شوروی کاملاً خود را کنار کشیده است، چون دقیقا تحت کنترل است.
وقتی که درباره خروج دیپلماتهای روسی بحث به میان کشیدم او با یک حالت تدافعی گفت که اینها نقل و
انتقالات عادی هستند، و خیلی سریع اظهار داشت که نمی خواهد اسامی افراد مشخصی را به بحث بکشند.
افغانستان
وقتی که از او به این دلیل که حکام افغانستان به وسیله روسها شناخته شده اند، درباره اتفاقات
افغانستان سؤال کردم، جواب داد که «آنها افراد حزبی هستند» و قطعا تحت کنترل روسیه قرار ندارند
(اظهار نظر: ما هم باور کردیم!). کازانکین با خاطرنشان ساختن این نکته که ترکی برای سفارت آمریکا
کار می کرده به صحبت ادامه داد و حتی گفت او «عامل شماست». ما از این بیهودگی سخن هردو به خنده
افتادیم. کازانکین (در سالهای 671965 در افغانستان خدمت می کرد.) گفت که فکر می کرد افغانها قدری
ناسیونالیست باشند و امیدوار بود که روابط بین روسیه و افغانستان بهتر باشد. از نکات مسخره ای که به
میان می آورد معلوم بود که وقایع اخیر افغانستان به دلخواه کرملین بوده است.
کارمندان سفارت روسیه
کازانکین نمی دانست که آیا مقام سفارتی روسیه کاپیشین اینجا را ترک کرده است یا نه ولی فردی
آقای پلاختی را که یک مشاور سیاسی روسی بود معرفی کرده. کازانکان بدون توضیح گفت که سه مشاور
سیاسی روسی در حال حاضر در اینجا حضور دارند و آنقدر مبهم صحبت کرد که بالاخره نتوانستم بفهمم
این پلاختی یک مقام سازمان ک.گ.ب است یا خیر. کازانکان اعتراف کرد که از شنیدن این لغت بسیار
حیرت زده شده است و وقتی که به خصوص درباره رهبر ک.گ.ب سخن به میان آوردم ظاهرا از تعجب
نزدیک بود شاخ دربیاورد و حالت بسیار خنده داری بخود گرفت.
کازانکان پیشنهاد کرد بهتر است قبل از اینکه او برای تعطیلات تابستانی اینجا را ترک کند. یکبار دیگر
یکدیگر را ببینند ولی زیاد هم اصرار نداشت. ما درباره رفتن به حمام سونا به همراه همسرانمان صحبت
کردیم ولی باز هم در این مورد زیاد پافشاری به خرج ندادیم.جی. دی. استمپل
سند شماره (37)
خیلی محرمانه غیرقابل رویت برای بیگانگانصورت مذاکره
تاریخ و محل: 18 ژوئیه 1978 27 تیر57، رستوران چینی، خیابان پهلوی
شرکت کنندگان: گواننادی کازانکین سفارت شوروی، تهران جان دی. استمپل سفارت امریکا، تهران
موضوع: حقوق بشر، افغانستان و امور سیاسی داخلی ایران
نیت از نهار هنگامی که استمپل از کازانکین دعوت کرد تا اسچارانسکی را به عنوان یک میهمان اضافی
همراه خود بیاورد کاملاً تعیین شد.
کازانکین پرسید اسچارانسکی کیست و استمپل گفت او خوشوقت خواهد بود در سر میز نهار این
موضوع را به او بگوید. در جریان ملاقات نکات زیر مورد توجه قرار گرفت.
حقوق بشر، افغانستان و امور سیاسی داخلی ایران
حقوق بشر
استمپل بلافاصله دست به حمله نیمه محتاطانه ای درباره سیاست شوروی نسبت به ناراضیان زد. چرا
اتحاد شوروی تا این اندازه از روی تعمد موجبات تحریک را فراهم می کند؟ آیا کازانکین درک می کند که
محاکمات اخیر شوروی تا چه اندازه پوچ و بی معنی بوده و نتایج معکوسی داشته است؟ کازانکین کوشید
که با یک پاسخ به اندازه کافی محکم سیاسی حمله استمپل را خنثی کند و بگوید که این طرز رفتار شوروی
است و آنگاه به سرعت موضوع را به اظهارات اندرویانگ (سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد م) درباره
زندانیان سیاسی در ایالات متحده کشاند. پس از مقدار قابل ملاحظه ای بحث ضد و نقیض صحبت درباره
حقوق بشر تقریبا محو شد. کازانکین در ایجاد ارتباط بین اظهارنظرهای اندرویانگ و انتقاد آمریکاییان از
فعالیتهای مخالفان در شوروی مهارت فوق العاده ای از خود نشان داد.
افغانستان
کازانکین که در اواخر سالهای دهه 1960 در افغانستان خدمت کرده بود گفت شورویها یک روش
صبر و انتظار نسبت به رژیم جدید (افغانستان) در پیش گفته اند، هنگامی که استمپل با لحن خشکی پرسید
که آیا مأمور کردن مستشاران شوروی در وزارتخانه ها حتی تا سطح نظافتچیهای توالتها یک روش صبر و
انتظار است. کازانکین گفت اینها همه کارشناسان فنی هستند و مستشار نیستند. استمپل در مقابل استدلال
او قیام کرد و از او خواست تا درباره حدود 24 موافقتنامه اقتصادی که شورویها با حکومت جدید
افغانستان امضاء کرده اظهارنظر کند. کازانکین گفت شورویها به افغانستان کمک می کنند زیرا آنها
احساس می کنند که این حکومت بیش از حکومتهای قبلی برای مردم افغانستان کار می کند. او گفت
مناسبات شوروی با دو رژیم قبلی افغانستان نیز عالی و خوب بوده است.
استمپل خاطرنشان ساخت که در بیشتر محافل درباره فعالیت شورویها در افغانستان مقدار زیادی
سوءظن وجود دارد. کازانکین درباره کسب نظر ایران نسبت به این موضوع پافشاری کرد. استمپل تنها این
نکته را گفت که ایرانیان ظنین هستند. کازانکین برنامه حکومت جدید افغانستان را به عنوان یک برنامه
خوب (بورژوازی دمکراتیک) توصیف کرد و در مقابل حملات استمپل درباره نفوذ کمونیستی در
افغانستان با ناراحتیهای جزئی مقاومت کرد.
سیاست داخلی ایران
در چندین مرحله کازانکین جویای نظریات استمپل درباره صحنه سیاست داخلی ایران شد. استمپل
با پیش کشیدن این عذر که اخیرا از مرخصی بازگشته است، تنها این موضوع را گفت که سیستم سیاسی در
ایران بازتر می شود. کازانکین اظهارنظر او را به عنوان یک استدلال مسخره تلقی کرد و گفت، «اگر تا سال
دیگر شاه در میان باشد در همه چیز از سوی دولت تقلب خواهد شد.» استمپل کلمه «اگر» را مورد استناد
قرار داده و پرسید کازانکین خبرهایی دارد که طور دیگری تعبیر شود، او گفت آیا شورویها نقشه ای درباره
ایران طرح کرده اند؟ کازانکین گلوی خود را پاک کرده و این شایعه را به استمپل گوش زد کرد که شاه از
قرار معلوم دچار سرطان یا یک بیماری دیگر خونی است (این شایعه در بسیاری از محافل رخنه کرده و
ممکن است از شوروی الهام گرفته شده باشد).
کازانکین گفت که او شنیده است که ایلات متحده می کوشد تا دکتر علی امینی را بار دیگر به
نخست وزیری برساند. استمپل این موضوع را با یک خرخر استهزائی تکذیب کرد و گفت که ایالت متحده
خوشوقت است از اینکه سیستم سیاسی ایران بازتر می شود، ولی ایالات متحده کاندیدایی که ترجیح دهد،
ندارد.
دیدارکنندگان
استمپل و کازانکین درباره دیدارکنندگانی از کشورهای خود از ایران به بحث پرداختند و این امر بین
آنها به صورت مراسم عادی درآمده بود. کازانکین خاطرنشان ساخت که رئیس اتاق بازرگانی شوروی
در اواسط ماه ژوئیه به ایران آمده و ایران و اتحاد جماهیر شوروی موافقت کرده اند یک اتاق بازرگانی
مشترک شوروی و ایران افتتاح کنند. کازانکین ظاهرا درباره دیدار نیوسام معاون وزارت خارجه آمریکا
چندان علاقه ای نداشت و همچنین درباره اقامت کوتاه مدت یوجین روستوف در ایران. (اظهار نظر: شاید
دستگاه اطلاعاتی شوروی درباره حوادث اخیر چندان وارد نبوده است و از سوی دیگر شاید آنها احساس
می کنند که هرچه را درباره این دیدار لازم دارند، می دانند. بی علاقگی کازانکین نسبت به این دو دیدار
غیرعادی بود).
یادداشت بیوگرافیک
کازانکین قرار است روز دوم اوت برای گذراندن مرخصی به روسیه برود. او خانواده استمپل را برای
یک ضیافت نهار و شنا در تاریخ 27 ژوئیه دعوت کرد. (اظهار نظر: مأمور گزارشگر خاطرنشان می سازد
که این یک اقدام غیرعادی است زیرا کمتر مأمور آمریکایی تاکنون به زرگنده که محوطه تابستانی
شورویها است دعوت شده است)، کازانکین همچنین برای دیدن مقالات روز نشریه های آمریکایی
مانند... (سیاست خارجی) که درباره ایران و خاورمیانه بحث کرده است اظهار علاقه کرد، استمپل قول داد
که چند شماره از این نشریه را فراهم کند.
اظهارنظر سفارت شوروی پیرامون بازدید هواکفنگ از ایران
سند شماره (38)
تاریخ: 7 سپتامبر 1978 16شهریور 57طبقه بندی: خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی
خلاصه: شورویها از بازدید هوا از ایران اظهار نگرانی کرده، امکان قراردادهای نظامی اعلام نشده بین
ایران و چین را پیش بینی می کنند.
موضوع: اظهارنظر سفارت شوروی پیرامون بازدید هوا از ایران
1 مقام سیاسی عامل در سر میز شام به همراه یک مقام سیاسی روسی دیگر به نام ولادیمیر گولووانف
(که یک افسر شناخته شده کا.گ.ب است) در 6 سپتامبر در محل اقا به نام دار فنلاند نشسته بود. پس از
گفتگوهای معمولی پیرامون کشورهای درگیر در آشوبها، گولووانف اصرار داشت نظرات آمریکا را درباره
بازدید هوا از ایران در 29 اوت تا اول سپتامبر بداند. مقام سفارت اظهار داشت که این فقط یک گردهم آیی
عادی بین دو کشور در رابطه با فعالیت دیگران در منطقه می باشد. به نظر ایران روابط با چین می تواند به
عنوان وزنه ای علیه فشارهای احتمالی شوروی و درگیریهای وی با مخالفین در ایران باشد. گولووانف نیز
موافق بود که بازدید خیلی خوب پیشرفته است و اظهار داشت که روابط با چین می تواند وزنه ای علیه نفوذ
آمریکا در ایران نیز باشد. گولووانف بعدا پرسید که آیا به نظر یک مقام سفارتی قراردادهای نظامی بین
ایران و چین صورت گرفته است یا خیر؟ مقام سفارت جواب منفی داد و گفت که با شرایط کنونی امکان
چنین کاری خیلی کم است.
گولووانف پافشاری بیشتری به خرج داده و گفت که ایران ممکن است قدری از صنایع پیشرفته آمریکا
را جهت دریافت کمک در ساختن سلاحهای هسته ای به چین بدهد. مقام سفارت موضوع این معامله را رد
کرد و گفت که موضع ایران در قبال انرژی هسته ای تغییرناپذیر است.
گولووانف این پا و آن پا کرد و گفت که روسیه از «ایران نمی ترسد حتی اگر این کشور 120 بمب اتمی»
داشته باشد ولی خود ایرانیها ممکن است احتیاج به یک بمب داشته باشند. مقام سفارت این عقیده را
غیرممکن اعلام کرده و موضوع عوض شد.
2 همسر گولووانف که یک زن زیبای بلوند است نیز در ضیافت حضور داشت و انگلیسی را نسبتا
خوب به کار می برد. آنها یک فرزند 12 ساله دارند که در حال حاضر در مسکو در حال تحصیل است.
خانواده گولووانف پس از صرف دو سال در لبنان و یک سال در شوروی اکنون یک سال و نیم است که
به ایران آمده اند. قبل از آنهم آنها پنج سال را در ایران گذرانده بودند. گولوانف به زبان انگلیسی خوب
مسلط است و فارسی را به نحو احسن صحبت می کند.سولیوان
حوادث اخیر در ایران
سند شماره (39)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: گواننادی کازانکین، سفارت شوروی تهران جان دی استمپل، سفارت آمریکا تهران
تاریخ و محل: 11 سپتامبر 1978 20شهریور 57، رستوران بریج هتل
موضوع: حوادث اخیر در ایران
کازانکین یک هفته قبل پس از بازگشتن از مرخصی در روسیه، دو هفته قبل از موعد به من تلفن کرده
بود. او می خواست که ما هرچه زودتر با یکدیگر ملاقات کنیم «برای شنیدن نظریات شما» ولی من این
ملاقات را یک هفته عقب انداخته بودم.
او از من خواست تا درباره تحولات در زمانی که او «غایب» بوده است گزارش دهم. من به سبک
نگارش یک روزنامه حوادث را برای او تا زمان تغییر دولت و اعلام حکومت نظامی شرح دادم. او چندین
بار با اصرار هرچه بیشتر جویای نظریات من درباره اوضاع جاری شد و من در پاسخ گفتم که از قرار معلوم
دولت با حکومت نظامی خود اوضاع را تحت کنترل دارد. من آنگاه اعلامیه آسوشیتدپرس را درباره پیام
تلفنی کارتر به شاه به او دادم و این امر اثر انفجار یک بمب در او راداشت، او دچار وضع نامعلومی شده بود
و هنگامی که من از او پرسیدم که برژنف چه وقتی درنظر دارد چنین پیام تلفنی به او بدهد با حالتی طنزآمیز
به من پاسخ نداد.
او در حالی که می کوشید عواقب پیام کارتر را به دقت مورد توجه قرار دهد گفت شورویها شاه را کلید
اوضاع می شمارند و معتقدند که مخالفان «چندان قدرتی را تشکیل نمی دهند» در پاسخ به پرسش من
درباره دست داشتن کا.گ.ب در آشوبهای اخیر او خندید و گفت اینهم نظیر شایعاتی است که درباره
مداخلات سیا در دولت پخش می شود. او گفت ما قبول داریم که شاه نیرومند است به ویژه اکنون که شما از
او پشتیبانی می کنید» (اظهار نظر: اشاره او حاکی از آن بود که مکالمات تلفنی بین کارتر و شاه یک موضوع
غافلگیر کننده بود و اینکه آنها قبلاً متوجه شده بودند که ما پشتیبانی رسمی از آنها نمی کنیم).
کازانکین چنان عجله داشت به سفارت برگردد که ما صرف نهار را اندکی زودتر به پایان رساندیم،