بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 622

نقش شاه

7 با تأکید بر اینکه «این حرف بین خودمان باشد» کوزیرف از مأمور سفارت پرسید که آیا وی نیز

معتقد است که نقش شاه در ایران پایان یافته و شاه یا ایران را ترک خواهد کرد و یا اینکه نقش سیاسی

آنچنان محدودی به وی داده خواهد شد که فقط جنبه سمبلیک داشته باشد. مأمور سفارت اظهار داشت که

با وجود اینکه واضح است که شاه دیگر نخواهد توانست آن نقش پیشین را ایفا نماید، ولی وی اطلاعات

دیگری در دست ندارد و بنابراین نمی تواند پیرامون این موضوع به اظهارنظر بیشتر بپردازد.

دولت بختیار

8 مأمور سفارت از اینکه مطبوعات شوروی از بختیار و تلاش وی برای تشکیل حکومتی جدید

انتقاد می کنند، اظهار تعجب کرد. گوزیرف گفت که تاکنون انتقادها به صورت غیرمستقیم انجام شده است

ولی قبول دارد که مسکو نسبت به بختیار خوشبین نیست و احساس می کند که وی از حمایت توده مردم در

ایران برخوردار نمی باشد. وی در توضیح گفت آنچه بختیار در حال انجام آن است این واقعیت است که وی

سعی در جذب بورژوازی ملی و عناصر مذهبی می نماید و در همان حال در تلاش است تا کارگران تندرو و

چپی ها را منزوی سازد. او گفت مسکو چگونه می تواند از چنین سیاستی حمایت به عمل آورد، و در ادامه

گفت به هر حال نقش شاه هنوز بر پیشانی بختیار وجود دارد، جبهه ملی (که یک گروه بورژوازی ملی

است) از وی حمایت نمی کند، و مهمتر از همه خمینی هم با او مخالف است.

توقف ارسال گاز به شوروی

9 در پاسخ به سؤال مأمور سفارت کوزیروف گفت که توقف ارسال گاز ایران در آن بخش از شوروی

که از این گاز استفاده می کرده اند «اشکالاتی چند» را به وجود آورده است. وقتی که مأمور سفارت از

کوزیرف پرسید که آیا این اشکالات نگرانی دولت شوروی را افزایش داده است وی فقط پاسخ داد «ما چه

کاری می توانیم انجام بدهیم؟».

شایعات مربوط به صف آرایی نظامی شوروی

10 مأمور سفارت از کوزیرف پرسید که درباره شایعات موجود در مسکو و دیگر نقاط جهان مبنی بر

اینکه شوروی در حال انجام اقداماتی نظامی در منطقه نزدیک به مرز ایران است چه می گوید. کوزیرف

گفت «رک بگویم» فکر نمی کنم در این رابطه عمل «غیرعادی» رخ داده باشد.

او گفت که مقداری از فعالیتهای نظامی در مرزی که حدود 1200 کیلومتر طول آن است امری عادی است

و به نظر وی کسانی این شایعات را پراکنده می کنند، می خواهند حرکات نظامی خودشان را توجیه نمایند.

مأمور سفارت گفت که اگر منظور کوزیرف آمریکا است، مطمئنا اشتباه می کند.

کتاب چهل و نهم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش اول (3)


صفحه 623

صفحه 624

شوروی

«شرق تجاوزگر»

بخش اول (3)

تبادل نظر با شورویها درباره ایران


صفحه 625

سند شماره (50)

تاریخ: 3 فوریه 79 14 بهمن 57خیلی محرمانه

از: وزیر امور خارجه در واشنگتنبه: سفارت آمریکا در تهران

موضوع: تبادل نظر با شورویها درباره ایران

1 ماگومد (شکل روسی اسم محمد) عثمانف دبیر سوم سفارت شوری به تقاضای خود بار دیگر با

مأمور وزارت امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک و ایران در تاریخ اول فوریه برای تبادل نظر

درباره اوضاع ایران ملاقات کرد. مأمور وزارتخانه تقاضای عثمانف را برای اظهار نظر درباره نتایج

احتمالی بحران جاری در ایران رد کرد. او به عثمانف توضیح داد که ایالات متحده بدون اینکه در امور

داخلی ایران مداخله کند کوشیده است تا همه طرفهای درگیر را به برقراری تماس با یکدیگر به منظور نیل

به یک راه حل قابل قبول برای مردم ایران از طریق مشورتها و مذاکرات به جای رفتن به خیابانها تشویق

کند. مأمور سفارت افزود که ایالات متحده همچنین کوشیده است تا همه طرفهای درگیر را درباره لزوم

خویشتن داری و اجتناب از تحریکات تحت تأثیر قرار دهد، تا راه حلهایی از طریق یک روند قانونی

منطبق بر قانون اساسی به دست آید.

2 عثمانف در پاسخ به پرسشی درباره تغییر جهت گیری جزئی به نفع خمینی در رسانه های گروهی

شوروی اظهار عقیده کرد. رسانه های گروهی شوروی اکنون در تجزیه و تحلیل تحولات در ایران

«بی نظیرتر و عینی تر» است. او گفت شورویها به این نتیجه رسیده اند که خمینی نماینده گرایشهای «ترقی

خواهانه» می باشد و این نتیجه از پشتیبانی قاطع اکثر مردم ایران آشکار می شود. عثمانف در عین حال

افزود که اتحاد شوروی می کوشد تا در برابر خمینی یک روش «بیطرفانه» اتخاذ کند، زیرا شورویها درباره

خمینی تردیدها و قیود احتیاطی زیادی دارند.

شورویها امیدوارند که به محض اینکه خمینی با طرز فکر پیروان اصلی و بستگانش در ایران مواجه

شود، بعضی از نقطه نظرها و مواضع خود را ملایمتر خواهد کرد. در عین حال شورویها درباره تحولات در

ایران بسیار نگرانند و از آن بیم دارند که اوضاع در این کشور به مبارزه مسلحانه و جنگ داخلی منجر

شود. علیرغم این نگرانی که عثمانف آن را به عنوان یک نگرانی «مشروع» با توجه به اینکه ایران با اتحاد

شوروی هم مرز است قلمداد کرد، شورویها احساس نمی کنند که راه دیگری بجز صبر و مشاهده تحولات

داشته باشند. عثمانف همچنین داوطلبانه پذیرفت که شورویها نیز معتقدند که ایالات متحده دارای منافع

مشروع مهمی در ایران است.

3 عثمانف درباره اوضاع کنونی تأسیسات خبرگیری سمعی اطلاعاتی آمریکا در ایران و محل

احتمالی این تأسیسات از نظر آمریکا در آینده پرس و جو کرد. مأمور وزارتخانه درباره این دو موضوع

کاملاً اظهار بی اطلاعی کرد. عثمانف آن گاه اظهار عقیده کرد که شاید این تأسیسات به اتحاد شوروی

منتقل شود. هنگامی که مأمور وزارتخانه به او گفت که او درباره این امور کارشناسی ندارد، معذالک افزود

که نظریات عثمانف ممکن است با ارزش باشد، عثمانف بلافاصله گفت منظور او تنها یک مزاح بوده است.

4 مأمور وزارتخانه به عثمانف گفت که در حالی که نگرانی حکومت ایالات متحده نسبت به حملات

رسانه های گروهی شوروی علیه نقش ایالات متحده در ایران مورد توجه سطوح عالی مقامات شوروی

قرار گرفته است، او در عین حال قصد دارد اثرات منفی و خطرناک اینگونه حملات را درباره ایمنی


صفحه 626

آمریکاییهای مقیم ایران مورد تأکید قرار دهد. عثمانف مدعی شد که نگرانی ما در این زمینه کاملاً قابل

توجیه است و قول داد که این مسئله را به مقامات بالاتر از خود اطلاع دهد. او گفت که همه افراد

خانواده های مأمورین شوروی از ایران به خارج منتقل شده اند و بیشتر رایزنان شوروی در زمینه های

مختلف ایران را ترک کرده و تعداد مقامات رسمی شوروی در ایران کاهش یافته است.

5 مأمور وزارتخانه به عثمانف تأکید کرد که باید از هرگونه سوءتفاهمی درباره سیاستها و اقدامات دو

حکومت شوروی و آمریکا اجتناب کرد، و بنابراین ادامه تماسها و مطرح کردن نگرانیهای احتمالی به نفع

هر دو حکومت است. عثمانف موافقت کرد و پیشنهاد کرد که این تماس حفظ شود.ونس

نامه تهدید آمیزی که احتمالاً از تحریکات شوروی ناشی می شود

سند شماره (51)

تاریخ: 9 آوریل 79 20 فروردین 58سری

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزیر امور خارجه، واشنگتن

موضوع: نامه تهدید آمیزی که احتمالاً از تحریکات شوروی ناشی می شود

1 (تمام متن سری است).

2 در تاریخ هشتم آوریل مشاور سیاسی نامه ای دریافت کرد که حاوی هشدار آشکاری بود درباره

دوستی بین چین و آمریکا و اینکه «متجاوزین آمریکایی» و «متجاوزین چینی» بدون استثناء مورد «تنبیه

شدید» قرار خواهند گرفت. نامه دارای حاشیه سیاه رنگی بود که در آن اسامی حدود 36 پایتخت از

کشورهای دنیا، در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین، به چشم می خورد و در بالای نامه سرخط: «سازمان

جهانی و سری مجازات» نوشته شده بود که از قرار معلوم نام سازمان تهدید کننده را مشخص می کرد. نامه

مزبور از وین و به نام مشاور سیاسی فرستاده شده بود، لیکن مقام وی در متن آدرس ذکر نشده بود. تاریخ

پست شدن نامه در مبدأ 6 مارس و رسیدن آن از طریق پست به اینجا 6 آوریل می باشد.

3 از آنجایی که روابط چین با آمریکا کوچکترین اهمیتی برای هیچ یک از گروههای تروریستی در

ایران ندارد، (لذا) نامه مذکور فقط می تواند از منابع شوروی الهام گرفته باشد. این نامه جهت تحقیقات و

بررسیهای دقیق تر از طرق دیگر به واشنگتن ارسال شده است. این حقیقت که نامه مزبور به عنوان مشاور

سیاسی در اینجا فرستاده شده، یکی از نکاتی است که این سؤال کلی را مطرح می سازد که آیا سفارت

شوروی در تهران مدتها نقش هماهنگ کننده مبارزات تهدیدآمیز علیه عده ای از آمریکاییهای دستچین

شده را به عهده نداشته، یا (حداقل) در آن دست نداشته است؟ که این عمل خود می تواند در زمره سایر

تلاشهای شوروی در جهت ایجاد رعب در افراد دیگر قرار گیرد، که شرح آن جداگانه گزارش شده

است.سری

مهاجرت یهودیان شوروی: روند، فشار، دورنما

سند شماره (52)

(طبقه بندی نشده) خیلی محرمانه

خلاصهغیر قابل رویت برای بیگانگان

(طبقه بندی نشده) مهاجرت یهودیان شوروی: روند، فشار، دورنما

حرکت مسکو در جهت همکاری در زمینه لایحه جکسون وانیک در رابطه با لایحه تجاری 1974


صفحه 627

مسئله تأثیر عدم تصویب لایحه را بر سیاست مهاجرت شوروی مطرح می نماید. در هفت ماه گذشته

مقامات شوروی سطح مهاجرت یهودیان را به میزان 4000 نفر در ماه حفظ کرده اند که در سال 1358

تعداد مهاجرین 48000 نفر بوده است. این رقم در مقایسه با 17000 نفر سال 1356، 30000 نفر سال

1357 و 34000 نفر سال 1352 بالاترین رقم مهاجرت به حساب می آید. (خیلی محرمانه) دورنمای

تداوم مهاجرت با میزان بالا تا پایان سال 1359 خوب است. عدم تصویب این اصلاحیه نیز ظاهرا در این

دوره بر روند مهاجرت تأثیری منفی نخواهد داشت.

(طبقه بندی نشده) این نتیجه گیری بر ملاحظات ذیل استوار است:

تصمیم شوروی مبنی بر مجاز دانستن مهاجرت یهودیان ناشی از فشارهای داخلی بود. در اواسط دهه

1330 یهودیان شوروی بازگشت به هویت خویش را شدیدا احساس کردند، جنبش جهت کسب امتیاز

مهاجرت از پویایی بسیاری برخوردار شد.

ولی، هنگامی که آمریکا موضوع مهاجرت را یکی از شرایط مذاکره پیرامون مسائل مربوط به

«تشنج زدایی» اعلام کرد، ملاحظات مربوط به سیاست خارجی نیز به صورت عوامل مهمی درآمد. با به

بازی گرفتن میزان مهاجرت یعنی افزایش آن به منظور جلوگیری از تصویب اصلاحیه جکسون وانیک، و

کاهش آنها به عنوان اقدامی تلافی جویانه در قبال تصویب این لایحه رهبران شوروی دریافتند که مسئله

مهاجرت بر کل روابط آنها با آمریکا تأثیر می بخشد و نمی توان آن را صرفا با لایحه مرتبط دانست. پس از

قطع مهاجرت در سالهای 541353 ، ملاحظات سیاست خارجی و نیز فشارهای داخلی مسکو را بر آن

داشت تا میزان مهاجرت را به سطوح قبلی بازگرداند.

مقامات شوروی در بررسی سیاست مهاجرتی خود فوائد و هزینه های افزایش میزان مهاجرت را

متعادل می نمایند:

تعداد یهودیان شوروی که خواستار مهاجرت بودند در اواخر سال 1357 افزایش یافت و به هیچ وجه

سیر نزولی پیدا نکرد.

ثابت نگاهداشتن مهاجرت حتی معادل سطوح افزایش یافته جاری صف متقاضیان را فشرده تر

خواهد کرد. این افراد از نظام موجود بیگانه شده و موجبات نارضایتی دیگر یهودیان را فراهم می آورند،

لیکن ایجاد تساوی بین مهاجرت و متقاضیان نیز مسائل و دشواریهایی را پدید می آورد:

حزب و بوروکراسی دولت با افزایش مهاجرت مخالف است، چون آن را انعکاس نارضایتی از نظام

شوروی تلقی می کند.

کاهش گروه کاردان و فنی نیروی کار در زمانی پیش می آید که کمبود نیروی انسانی در بخشهای

اروپایی شوروی بسیار مشهود است.

افزایش مهاجرت یهودیان می تواند دیگر گروههای نژادی و مذهبی را تحریک نماید تا درصدد کسب

امتیاز و حق مهاجرت برایند.

گرچه اکثر یهودیان شوروی هنوز هم مایل به اقامت در شوروی به عنوان شهروندان این کشور

هستند، ولی افزایش مهاجرت می تواند در نهایت سبب مهاجرت عمده و گروهی یهودیان گردد.

در نحوه برخورد با ضد یهودیگری، مقامات شوروی عامل شکست و عدم موفقیت خود هستند. آنها

از این امر برای نشان دادن خصومت خود با یهودیان مهاجر استفاده می کنند، لیکن نمی دانند که همین امر


صفحه 628

تنها موجب افزایش فشار مهاجرت می گردد.

به همین علت، رهبران شوروی دلایل قاطعی برای احتیاط کاری در اداره سیاست مهاجرت خود

دارند. میزان مهاجرت کنونی نشانگر تصمیم واضح آنها در متعادل ساختن ملاحظات داخلی و خارجی

است.

(خیلی محرمانه) افزایش اهمیت نقش مناظره پیرامون سیاست مهاجرت شوروی و تأثیر لایحه

جکسون وانیک از طرف اعضای جامعه ممنوع المهاجرت شوروی (یعنی آن دسته از یهودیان شوروی که

اجازه ندارند از این کشور مهاجرت کنند) به رسمیت شناخته شده است. آنها این لایحه را تنها عامل بالا

برنده میزان مهاجرت یهودیان شوروی دانسته، و به شدت با عدم تصویب آن مخالفت می ورزند. ولی به

خاطر بالا رفتن مهاجرت و تبدیل آن به صورت یکی از شرایط اساسی در روابط آمریکا و شوروی این

استدلال آنها ارزش خود را از دست داده است. مقامات شوروی با قطع مهاجرت نخواهند توانست به

آسانی پاسخگوی عدم تصویب اصلاحیه باشند، چون شوروی مطمئن است که این عمل اقدامی

تلافی جویانه آمریکا را به همراه خواهد داشت.

* * * *

(طبقه بندی نشده) میزان مهاجرت یهودیان از شوروی از 17000 نفر در سال 1356 به 30000 نفر در

سال 1357 افزایش یافت. مقایسه میزان مهاجرت ماهانه 1357 و 1358 نشان می دهد که سال 1358

بیشترین رقم مهاجرت را همراه خواهد داشت که احتمالاً معادل 50000 نفر می باشد. در نتیجه مقایسه در

می یابیم که در سال 1352 حدود 34800 نفر از یهودیان شوروی را ترک گفته اند که تا به حال بیشترین

رقم مهاجرت سالانه به حساب می آید.

(خیلی محرمانه) امکان ادامه مهاجرت به میزان نسبتا زیاد تا سال 1359 خوب است. فشار وارده بر

مقامات شوروی در حفظ و تداوم مهاجرت به میزان بالا ظاهرا ناشی از ملاحظات داخلی و خارجی است،

ولی ممکن است توأم با نوساناتی نیز باشد.

چرا مهاجرت؟ علل و هم ربطی ها

(طبقه بندی نشده) تصمیم شوروی مبنی بر مجاز شمردن مهاجرت یهودیان شوروی ناشی از

فشارهای داخلی بود. در سالهای 1330، یهودیان روسی - که شاید بتوان آنها را از متشکل ترین اقلیتهای

شوروی به حساب آورد - در نتیجه چند عامل احیای مجدد «هویت» یهودی خود را به شدت تجربه

کردند: کشش مغناطیسی اسرائیل، آزادی های دوران بعد از استالین، و پیدایش سیاستهای ضد یهودی در

سیاستهای شوروی و طرز تفکر مردم این کشور. در اواخر دهه 1330، مقامات شوروی در برابر تلاش

همه جانبه یهودیان شوروی به منظور کسب حق مهاجرت تسلیم شدند.

(طبقه بندی نشده) در اوایل سالهای 1340 مسکو پیگیری «تشنج زدایی» را آغاز کرد و متوجه شد که

آرای عمومی آمریکا که توسط کنگره منعکس می گردد مهاجرت را یکی از شرایط تشنج زدایی به حساب

می آورد، و به همین دلیل ملاحظات سیاست خارجی نیز نقش مهمی در این زمینه به عهده گرفت، در حالی

که، مقامات شوروی به اعتراض اعراب در قبال هجوم یهودیان شوروی به اسرائیل وقعی نمی نهادند.

(خیلی محرمانه) رهبران شوروی به دنبال تجربه ای که از اصلاحیه جکسون-وانیک بدست آوردند،


صفحه 629

آموختند که نادیده گرفتن ارتباط مهاجرت و تشنج زدایی می تواند منافع مهم شوروی را به مخاطره افکند

و بر روابط دو جانبه تأثیری منفی بگذارد. علاوه بر این، بازی با میزان مهاجرت، ابتدا به عنوان عامل

محرک و پس از آن به عنوان یک اقدام تلافی جویانه، عدم توانایی مسکو در حفظ موضوع خود و عدم

کارآیی استفاده از مهاجرت به عنوان یک سلاح در مسائل دوجانبه، را نشان داد.

پس از کاهش شدید مهاجرت در سالهای 54-1353 دیگر فشارهای تعیین کننده مسکو را سریعا بر

آن داشت تا میزان مهاجرت را به وضع اولیه برگرداند.

(طبقه بندی نشده) پس از کاهش در سال 1354، مهاجرت تا حدودی در سال 1355 افزایش و در

سال 1356 سرعت بیشتری پیدا کرد و در سال 1357 تقریبا دو برابر شد. نکاتی که بر سیاست مهاجرتی

شوروی در این سه سال و سنگینی نسبی آنها تأثیر می بخشید به دقت قابل سنجش نمی باشد. لیکن بعضی

از هم ربطی های موجود میان رویدادهای داخلی و خارجی و میزان مهاجرتها حاوی مطالب بسیاری

می باشد.

(طبقه بندی نشده) هنگام تشکیل کنفرانس بلگراد در فروردین ماه 1357 سیر صعودی مهاجرت به

هیچ وجه دستخوش تغییر منفی نشد در حالی که مسکو می توانست با افزایش بیشتر آن توجه کنفرانس را

به خود معطوف نماید. در نتیجه مهاجرت در سال 1357 به 30000 نفر بالغ و آن را به صورت بهترین سال

پس از سال 1352 درآورد.

(طبقه بندی نشده) هم ربطی بین کنفرانس بلگراد و شدت سرکوب مخالفت سازمان یافته، توسط

شوروی الگوی متفاوتی را ظاهر می سازد، آغاز کنفرانس نیزسبب شد که مقامات شوروی در مبارزات

مخالفین خود که از اواخر سال 1355 آغاز شده بود وقفه ای پدید آورند. ولی این وقفه تنها تا پایان

اجلاسیه کنفرانس دوام یافت. یعنی درست یک روز پس از اختتام کنفرانس، مبارزه و سرکوب با قدرت

هرچه تمامتر از سرگرفته شد. اختلاف در روند مهاجرت در تابستان 1357 بیش از همیشه مشهود بود،

یعنی با وجود محاکمه علنی فعالترین اعضای حقوق بشر، مهاجرت دائما رو به افزایش بود.

(طبقه بندی نشده) بدین ترتیب واضح است که مقامات شوروی سیاست مهاجرتی و سرکوب مخالفین

خود را طبقه بندی کرده و در رابطه با هر یک اقدام متفاوتی را بکار می گرفته اند.

رابطه میان تشنج زدایی، مهاجرت و مخالفت

(خیلی محرمانه) زمانی که روابط دو جانبه آمریکا و شوروی به دنبال مداخله شوروی در آفریقا،

حقوق بشر و دیگر موارد، رو به وخامت نهاد، روسیه به این فکر افتاد که مبادا روی گردانی آمریکا از

تشنج زدایی مذاکرات محدودیت تسلیحات استراتژیک (سالت م) را به مخاطره افکنده و واشنگتن را به

چین نزدیکتر سازد.

(خیلی محرمانه) این فشارها که در سال 1354 شدت یافته بود در سالهای 1355 و 1356 افزایش

بیشتری پیدا کرد. مقامات شوروی که با قطع سیل مهاجرت به اقدام تلافی جویانه علیه اصلاحیه جکسون

وانیک دست زده بودند، دریافتند که اقداماتشان در جهت حفظ منافع گسترده تر شوروی نیست. از آنجا که

بازگرداندن میزان مهاجرت به سطوح قبلی نشانه ای از پذیرش شکست تلقی می شد، روسها در سالهای