نامتجانس ایران آماده پذیرفتن فتح بابهای سیاسی و اقتصادی شوروی تا آن اندازه ای که شورویها بدان
امیدوار بوده اند، نیست.
ب: بدین ترتیب بیشتر و بیشتر روشن می شود که تقریبا تنها عنصر تصمیم گیری درباره یک موضع
مثبت شوروی نسبت به انقلاب ایران این واقعیت است که انقلاب باعث از دست رفتن مواضع غرب در ایران
و منطقه شده است معذالک این امر در مقابل نگرانی شوروی در قبال تحولات سیاست داخلی ایران و
خطرات ناشی از آن نسبت به منافع منطقه ای شوروی (مثلاً افغانستان و عراق) قرار گرفته است.
ج: اصرار مکرر و موکد شوروی درباره مداخله سایر کشورها در امور داخلی ایران شاید در مرحله ای
ختم می شود که منافع شوروی در رابطه با ایران در آن مرحله آغاز می گردد. در چنین اوضاعی ممکن است
جالب باشد نظریات چند مقام شوروی را ذکر کنیم و آن اینکه تحولات ایران در حال حاضر موجب
نگرانی کشورهای غربی و کشورهای سوسیالیستی است و تمایل خمینی به ایجاد یک کشور اسلامی به
کمک یک حزب وحدت طلب اسلامی از لحاظ تاریخی، گامی رو به عقب به شمار می آید.
د: این نظر فراتر از آن می رود که بتوان براساس اظهارات مقام های رسمی شوروی به عنوان یک آغاز
محتاطانه سرخوردگی شوروی نسبت به «دستگاه رهبری» کنونی ایران تلقی شود. بعضی از اشارات
روحانیت ایران و حکومت ایران از جانب رسانه های گروهی شوروی به عنوان شالوده ای برای انتقاد
فزاینده آشکار از گروههای نزدیک به دستگاه رهبری کنونی ایران نقل قول شده است. در عین حال
رسانه های گروهی شوروی می کوشند تا درباره بعضی از حوادث ایران اظهار نظرهای مثبتی بنمایند که از
آن جمله تصمیمات مربوط به ملی کردن بعضی از صنایع، به عنوان ثابت کننده هواخواهی مداوم شوروی از
انقلاب ایران است.
ه : در حالی که فعلاً خمینی در رسانه های گروهی شوروی آشکارا مورد حمله و انتقاد قرار نمی گیرد،
نام خمینی به زحمت برده می شود و به زحمت از اظهارات خمینی به مفهومی که برای اتحاد شوروی جنبه
مثبت داشته باشد نقل قول می شود. انتقاد رسانه های گروهی شوروی علیه مشاوران وی است. هرچند
اتحاد شوروی دلایل کافی برای انتقاد از خمینی در دست دارد، این خویشتن داری شوروی دارای ماهیت
تاکتیکی است و مسئله اصولی نیست. طرف شوروی هیچ وجه مشترکی از لحاظ ایدئولوژی با خمینی و
انقلاب اسلامی او ندارد. از دیدگاه شوروی هنگامی که خمینی به برکنار کردن نفوذ غرب در ایران کمک
کرد، نقش «پیشرو» خود را جهت اتحاد شوروی ایفا کرد و زمانی که انقلاب اسلامی خطری علیه منافع
شوروی پدید آورد، شوروی نیز رسما خمینی را نادیده خواهد گرفت. این وضع را می توان از انتقادات
مکرر شوروی علیه شایعه مداخله ایران در امور افغانستان مشاهده نمود.پایان متن
تلگرام خلاصه اطلاعاتی فرمانده کل نیروهای آمریکا در اروپا
(سند شماره 60)
از: فرمانده کل نیروهای آمریکا در اروپاسری
به: AIGتاریخ: 15 ژوئیه 79 14 تیر 58
موضوع: تلگرام خلاصه اطلاعاتی فرمانده کل نیروهای آمریکا در اروپا
1 اتحاد جماهیر شوروی 2 فرانسه 3 سایر تحولات مهم 4 وضع IW
1 (شوروی، تمام پاراگرافها سری). در ظرف ماه گذشته شوروی بار دیگر آرایش هواپیماهای حمل
و نقل نظامی را در خارجه افزایش داده و هشت فروند هواپیمای حمل و نقل 12VTA را در افغانستان
مستقر کرده است و بدین ترتیب جمع کل هواپیماهای شوروی که در افغانستان مستقر شده اند به 35 فروند
رسیده است.
در حالی که این رقم فقط جزئی از موجودی 560 فروند هواپیمای حمل و نقل و بخش کوچکتری از
بیش از 700 فروند هواپیماهای حمل و نقل متوسط و سنگین است که به VTAاختصاص داده شده، در
عین حال این بزرگترین رقم هواپیماهای حمل و نقل شوروی است که در خارج از کشور مستقر شده است.
همچنین به نظر می رسد که اعتماد مسکو به عملیات VTA در خارج رو به افزایش است و اینکه شوروی
همچنان این نیرو را به عنوان یک ابزار کاملاً مشهود و نسبتا کم خطر برای پشتیبانی از کشورهای خریدار
به کار خواهد برد و نفوذ شوروی را در جهان سوم پیش خواهد برد و جای پایی برای حضور نظامی
شوروی فراهم خواهد کرد و فرصت را برای تعهد عمیق تر فراهم خواهد نمود (منبع آژانس اطلاعاتی
دفاعی).
2 (تمام پاراگرافها سری) فرانسه: هرچند ارتش فرانسه در سال 1976 تجدید سازمان شد و 20 هزار
سرباز فرانسوی برای مداخله در کشورهای خارج تعیین شده و نقش اولیه آنها تقویت ارتش اول در
صورت بروز یک کشمکش در ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) است، ارتش همچنین امکانات بالقوه
واکنش سریع را برای مداخله در جهان سوم حفظ کرده است. از آنجایی که قسمت اعظم نیروهای
مداخله گر هوا برد و یا آبی خشکی هستند، بنابراین مجهز به اسلحه سبک و با تحرک زیاد بوده و این نیروها
برای ایفای نقش تقویتی خود بسیار مناسب هستند. معذالک این نیروها در صورت بروز یک درگیری به
مقیاس وسیع کمتر قدرت ماندن خواهند داشت، زیرا این نیروها فاقد تجهیزات و لجستیک برای انجام
عملیات مستقل در خارج در مقابل یک حریف عمده هستند، دو لشگر فرانسوی یعنی لشگر یازدهم
هوابرد و لشگر نهم پیاده نظام دریایی به اضافه گروهی از لژیونرهای خارجی تشکیل دهنده نیرویی هستند
که برای مداخله در خارج اختصاص یافته اند. لشکر یازدهم هوابرد مستقیما تحت کنترل مقام فرماندهی
ملی است و یک گروهان برای آرایش در خارج به حالت آماده باش درآمده اند. هرچند لژیونهای خارجی
کمتر از 20% نیروی مداخله گر فرانسه را تشکیل می دهند، این نیروها از جمله حرفه ای ترین نظامیان
فرانسوی به شمار می روند. یکی از هنگهای لژیون خارجی ظرف چند ساعت پس از تصمیم برای کمک به
زئیر در سال 1978 با چتر در سرزمین کلوزی فرود آمد. بیش از چهار هزار نفر از این سربازان به صورت
دوره ای در مستعمرات سابق فرانسه و سرزمین های متعلق به فرانسه در خارج از کشور در پادگانها مستقر
شده اند. این تجربه باعث می شود که نیروی لژیون خارجی فرانسه در مناطقی که سربازان ممکن است بعدا
برای مداخله به آنجا فرستاده شوند، با محلها آشنا شده و در آن آموزش ببینند. آموزش آنها به اندازه ای
جامع است که این نیروها می توانند مثلاً بین تاکتیکهایی که قرار است در مقابل نیروی عرب در مغرب یا
ژاندارمهای سابق کاتانگایی در زئیر به کار برند وجه تمایزی قائل شوند. ضعف اساسی این نیرو این است
که فرانسه نمی تواند این نیروها را در مسافتهایی بیش از دو هزار مایل مستقر سازد و این به علت کمبود
وسائط نقلیه جنگی برای مسافتهای دور است.
به همین ترتیب 48 فروند جنگنده بمب افکن جاگوار که برای پشتیبانی از نیروهای مداخله گر
اختصاص یافته اند باید از فرودگاههای نظامی کشورهای دوست وارد عمل شوند و این به علت نقائص
ناوگان نفتکش فرانسه است، زیرا تعداد زیادی از هواپیماهای فرانسه نمی توانند همزمان در خارج مستقر
شوند. فرانسویها در پی یافتن راه حلهایی در مقابل این نقائص هستند که از جمله آنها خرید احتمالی
هواپیماهای بزرگ حمل و نقل 130 C - و 141C - است. علیرغم این کمبودها و نقصها انتخاب خیالی
تاکتیکها و آموزش واقع گرایانه به اضافه تجربیات جنگی اخیر در آفریقا به حفظ کارایی فرانسه در
مداخله در کشورهای خارج کمک می کنند، به علاوه ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه شخصا درباره
نیروهای مداخله گر در خارج علاقه خاصی نشان می دهد و این نیروها را یک سرمایه بزرگ تلقی می کند
که باید در پشتیبانی از سیاست خارجی فرانسه به کار رود.
3 (سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) سایر تحولات مهم:
الف: (طبقه بندی نشده) الجزایر: مطبوعات فرانسه آزاد شدن احمد بن بلا رئیس جمهوری سابق
الجزایر را از زندان (در محل سکونت خود) اعلام کردند.
احمد بن بلا از تاریخ ژوئن 1965 که حکومتش به وسیله بومدین رئیس جمهور فقید الجزایر ساقط
شد در یک خانه زندانی شده بود.
ب: (طبقه بندی نشده) غنا: دانشجویان به پشتیبانی از ادامه اعدامها در شهر کوماسی در روز دوشنبه
دست به تظاهرات زدند و یک اتمام حجت مشتمل بر هشت ماده در محکوم کردن مداخله بیگانگان در
امور غنا تسلیم نماینده FARC کردند (مطبوعات).
ج: (طبقه بندی نشده) سودان: نمیری کشف یک توطئه ضد دولتی برای احیاء کشمکش شمال و جنوب
را اعلام کرد (مطبوعات).
د: (طبقه بندی نشده) زیمبابوه: شورشیان سیاهپوست خانه اسقف اعظم ارتدکس یونانی شهر
سالیسبوری را روز سه شنبه با سلاحهای کوچک و یک آرپی چی هفت مورد حمله قرار دادند. سپهبد والز
فرمانده نیروهای مسلح کشور در فاصله 500 متری از محل حمله که از قرار معلوم علیه او بوده است
زندگی می کند (مطبوعات).
ه : (سری غیرقابل رویت برای بیگانگان) افغانستان: علیرغم بسط عملیات شوروی در بیرون از
شهرها چنین به نظر نمی رسد که مخالفان تهدید قریب الوقوعی را برای رژیم به وجود آورند. همچنین از
قرار معلوم برژنف گفته است که شوری اجازه نخواهد داد که کابل سقوط کند و اگر پاکستان به مداخله خود
ادامه دهد، شوروی مداخله نظامی خواهد کرد (سفارت آمریکا در کابل و آژانس اطلاعاتی دفاع).
و: (محرمانه، غیر قابل رویت برای بیگانگان) اردن: قراردادی برای خرید 36 فروند میراژ اف 1 به
ارزش 750 میلوین دلار منعقد شده است که تحویل بخش اول آن ظرف هفده ماه خواهد بود
4 (طبقه بندی نشده) وضع توصیه ها و اخطار (IW): درباره بخش وضع IW برای امروز تغییراتی
حاصل نشده است، 5 ژوئیه 1979.
سند شماره (61)
تاریخ: 30 ژوئیه 79 8 تیر 58قابل توجه سفارتخانه های مسکو و تهران
از: هیئت نمایندگی آمریکا در ناتوبه: نمایندگی های وزارت امور خارجه آمریکا
به پیوست رساله تهیه شده از انگلیس درباره اثرات بنیادگرایی اسلامی در اتحاد جماهیر شوروی که از
سوی هیئت نمایندگی انگلیس به اعضای کمیته سیاسی داده شده است ارسال می گردد.
خیلی محرمانه
هیئت نمایندگی انگلیس در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)
بنیادگرایی اسلامی و اتحاد شوروی
1 در جریان دیدار لرد کارینگتون وزیر امور خارجه انگلیس از دهلی نو در تاریخ دوم و سوم ژوئیه
آقای واج پایی وزیر امور خارجه هند به او گفت که هنگامی که او در ماه گذشته در مسکو بوده است او و
آقای دسای (نخست وزیر پیشین هند م) متوجه نشانه هایی شدند که روسها درباره بنیادگرایی اسلامی
نگران هستند. آنها ناراحت بودند از اینکه این ویروس (مقصود بنیادگرایی اسلامی است م) ممکن است
در میان جمعیت مسلمان شوروی پخش شود (واج پایی معتقد بود که این استدلال صحیح است).
2 نظر انگلیس این است که احتمال سرایت تجدید حیات اسلامی در ایران در بین جمعیت مسلمان
شوروی و در جاهای دیگر به طور عمده به دلیل شرایط اجتماعی متفاوت در اتحاد جماهیر شوروی و با
توجه به اینکه شیعیان بخش کوچکی از مسلمانان شوروی را تشکیل می دهند بسیار کم است. معذالک
روسها هر چند وانمود می کنند که از خمینی پشتیبانی می نمایند، به روشنی درباره تحولات ایران ناراحتی
نشان می دهند و سخن پراکنیهای رادیو ایران به عربی در انتقاد از وضع اسلام در اتحاد شوروی را چندان
هم از روی مهربانی تلقی نمی کنند. رئیس بنگاه سخن پراکنی ایران در ماه مه گذشته گله کرده بود از اینکه
اتحاد شوروی در طول موجهای رادیویی ایران با استفاده از دستگاههای فرستنده قوی پارازیت پخش
می کند. او به ویژه مدعی شد که در جریان یکی ازسخنرانیهای خمینی در تلویزیون در آذربایجان (مقصود
جمهوری آذربایجان شوروی است) پارازیت پخش شده است. اگر این داستان حقیقت داشته باشد این
عمل بدان معنی است که برای جلوگیری از اینکه مسلمانان ساکن آذربایجان شوروی (که شیعه هستند) به
سخنان آیت اللّه توجه کنند تلاش می شود.
3 اظهارات شورویها درباره اثرات احتمالی تجدید حیات اسلامی در ساکنان مسلمان اتحاد شوروی
هرچند کم است، معذالک آغاز به آشکار شدن کرده است. بر طبق گزارشی که در تاریخ یازده ژوئن در
روزنامه سوئدی (DagensNyheter) منتشر شده اللخشوکور (اللّه شکور) پاشایف امام بزرگترین مسجد
باکو و نایب رئیس امور روحانی قفقاز برای روزنامه نگاران در باکو در حضور نمایندگان دایره مطبوعات
وزارت امور خارجه شوروی یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد. اللّه شکور از جمله مطالب دیگر چین
گفت:
الف) مداخله در امور منطقه ای و سیاست جمهوری به کار مسلمانان مربوط نیست و ارگانهای دیگر و
اشخاص برگزیده دیگری وجود دارند که به امور سیاسی می پردازند.
ب) مسلمانان باکو شادی خود را از آنچه در ایران اتفاق افتاده است پنهان نمی دارند. آنها هنگامی که
خمینی به ایران بازگشت یک تلگرام تبریکی فرستاده و به خمینی خیرمقدم گفتند و هنگامی که رژیم
سلطنتی در ایران سرنگون شد تلگرام دیگری فرستادند.
ج) من دلیلی نمی بینیم که حوادث ایران بدان معنی باشد که اسلام راههای جدیدی را برای نفوذ در
اتحاد شوروی باز کند. ما نیازی به جمعیتهای سری نداریم. ما با صوابدید مقامات، کاملاً آشکارا فعالیت
می کنیم.
4 گزارش دیگری که اخیرا در برنامه سوئدی رادیو مسکو پخش شد حاکی از این است که یک
روزنامه نگار از رهبر مسلمانان کازاخستان (جمهوری قزاقستان یا کازاخستان در آسیای میانه واقع شده
است م) پرسیده بود که آیا اسلام در اتحاد جماهیر شوروی به علت حوادث در ایران و افغانستان یک
دوران تجدید حیات را طی می کند یا خیر. این رهبر مسلمانان کازاخستان گفته بود که تعداد مؤمنین به
(اسلام) چندان افزایش جدی نداشته است، هرچند موفقیت مسلمانان در کشورهای مجاور یقینا مورد
خوشایند مسلمانان (کازاخستان) است.
5 این اظهارات نشان می دهد که مقامات شوروی می خواهند درباره امکان اثرگذاری جدی حوادث
ایران و افغانستان در میان مسلمانان شوروی خود را آسوده خاطر جلوه گر سازند. برنامه های اخیر
رادیویی که مرتب تکرار می شود و آزادیهایی که ادعا می شود مسلمانان شوروی از آن برخوردارند و
احترام به میراث فرهنگی اسلام را از جانب مقامات شوروی (از قبیل احیای مساجد و برگزاری جشن به
مناسبت قرن جدید اسلامی) مورد تأکید قرار می دهد، این پیام تاریخی را القا می کند: تقاضاهای معنوی و
فرهنگی مسلمانان شوروی از هم اکنون برآورده می شود و بنابراین هیچ گونه ترسی از نفوذهای خارجی
لزومی ندارد. معذالک در مقاله ای که اخیرا در نشریه «کمونیست» (شماره 5 سال 1979) از سوی دبیر اول
کمیته محلی داغستان نوشته شده نشانه هایی وجود دارد که مقامات حزبی شوروی همچنان در قبال اثرات
احتمالی خارجی در مسلمانان شوروی حساسیت نشان می دهند. اوماخانوف از این گله می کند که
«تبلیغات امپریالیستی» اخیرا به نحو فعالانه تری درباره احساسات و پیش داوریهای ناسیونالیستی
حدسیاتی می زنند، تا ملل سوسیالیست را به جان یکدیگر بیندازد. «مراکز ایدئولوژیک کشورهای
امپریالیستی و سازمانهای ناسیونالیستی در تبعید که در خدمت بورژوازی قرار دارند از عقاید
پان اسلامیسم و پان ترکیسم به منظور تشدید فعالیتهای براندازی علیه خلقهای قفقاز شمالی استفاده
می کنند. آنها درباره مذهب و کاربرد آن بر علیه منافع شوروی تردیدی ندارند. مثلاً رادیوی بورژوازی در
برنامه های خود درباره احساسات مذهبی مسلمانان معتقد و مؤمن تأکید می کند.»
این چنین اظهار نگرانیها تازگی ندارد (هرچند اشاره هایی به پان اسلامیسم و پان ترکیسم کمتر به چشم
می خورد) و به احتمال انگیزه آنها حوادث ایران و افغانستان نبوده است.
6 تمامی این مطالب بر آگاهی ما چیزی نمی افزاید و ما همچنان در حال حاضر تمایلی نداریم به اینکه
قضاوتهای قبلی خود را مورد تجدید نظر قرار دهیم. معذالک اوضاع ممکن است تغییر یابد هر چند
مدارکی درباره نفوذ بنیادگرایی اسلامی در مسلمانان شوروی به دشواری ممکن است به دست آید. تعبیر
آن بسیار دشوار است. ما از نظریات سایر متفقین خود استقبال خواهیم کرد.
نامه خمینی به برژنف
سند شماره (62)
تاریخ: 1 اوت 79 10 مرداد 58خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در مسکوبه: وزیر امور خارجه در واشنگتن دی. سی با اولویت
موضوع: (خیلی محرمانه) نامه خمینی به برژنف
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 گزارش پیام شخصی خمینی به برژنف که در مباحثه مشاورین سیاسی درباره ایران مطرح شده بود
(تلگرام عطف)، در میان گروههای دیپلماتیک شوروی نیز در جریان است، ولی هیچ کس، حتی رؤسای
اجلاس نمایندگی چهار جانبه نیز از محتوای آن اطلاعی ندارند. بنابه گزارشات رسیده این پیام توسط
سفیر ایران به و. و. کوزنتسف معاون ریاست عالی شوروی در جلسه ای که سه ساعت به طول انجامیده
تقدیم شده است.
3 یکی از دیپلماتهای پاکستانی که مستقیما در این باره از سفارت ایران سؤال کرده بود اخیرا در 31
ژوئیه تأیید نمود که پیامی از طرف خمینی به کوزنتسف داده شده است، ولی وی گفت که سفارت از سخن
گفتن پیرامون محتوای آن پیام خودداری می ورزد. گاریسون
مکاتبه بین خمینی و برژنف
سند شماره (63)
از: هیئت نمایندگی آمریکا در ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی)خیلی محرمانه
به: وزیر امور خارجه در واشنگتن دی سی با اولویتتاریخ: 6 اوت 79 16 مرداد 58
موضوع: (خیلی محرمانه) مکاتبه بین خمینی و برژنف
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 نمایندگان هم پیمان در مشاوره سیاسی اول اوت درباره محتوای نامه خمینی به برژنف صرفا اظهار
بی اطلاعی کرده اند (تلگرام عطف). ولی نماینده ایتالیایی گزارش داد که مکالمه ای بین سفارت ایتالیا و
مقامات سفارت شوروی در تهران صورت پذیرفته است. به گفته مقامات روسی، برژنف نیز برای خمینی
نامه ای فرستاده است. مقامات روسی درباره نامه خمینی یا محتوای نامه برژنف حرفی به میان نیاوردند،
ولی به ایتالیاییها گفتند که شوروی در رابطه با چند عمل رژیم خمینی که به روابط دو جانبه «لطماتی» وارد
می کند چندان خوشحال نیست. یکی از فعالیتهایی که سبب نارضایتی روسها شده عبارت است از تبلیغات
«حکومت اسلامی» که از شوروی انتقاد می نمایند. گیلتمن
بحثهای مشاوران سیاسی و روابط ایران و شوروی
سند شماره (64)
تاریخ: 7 اوت 79 16 مرداد 58خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: نمایندگی آمریکا در سازمان ناتو آمریکا
موضوع: بحثهای مشاوران سیاسی و روابط ایران و شوروی
1 (تمام متن خیلی محرمانه است).
2 پیامی که نماینده بلژیک به آن اشاره می کرد احتمالاً همان پیامی است که وسیله سفیر ایران در
مسکو محمد مکری در بازگشت اخیرش به مسکو رسانده شده است: متن پیام به شرح زیر است: «بسمه
تعالی: 23 ژوئن 1979، حضرت لئونید برژنف ریاست جمهور شوروی. از پیام محبت آمیز و علاقه ای که
نسبت به جمهوری اسلامی ایران ابراز داشته اید کمال امتنان را دارد. از خداوند متعال موفقیت و حسن نیت
مردم روسیه را خواستار بوده و امیدوارم که جمهوری اسلامی ما که براساس وحدت کلمه و انقلاب
اسلامی عزیزمان و ملغی ساختن رژیم شیطانی پایه گرفته نقش مهمی را در اتحاد و اتفاق ملل دنیا ایفا
کرده، صلح و کامیابی به همراه آورد، همان طور که آرزوی ملت ما و اسلام است.
روح اللّه موسوی خمینی»
3 نامه دولت آلمان فدرال که در اجلاس 26 ژوئیه ارائه شد از نظر ما بسیار جالب بود. از نظر ما هم
روسیه در ایران مواجه با یک اشکال شده است. از نظر ما دلایل احتمالی بسیاری سبب شده بود تا آنها
روابط خود با شاه را قطع کرده، به اتحادی نامیمون با خمینی و نهضت اسلامیش دست بزنند. این دلایل
عبارتند از:
وجود نداشتن راه حل دیگر. در زمستان گذشته ظاهرا تمام برگهای برنده در دست خمینی بود. حزب
توده (کمونیست) طرفدار مسکو در ایران تضعیف شده بود و اعتبار خود را نیز از دست داده بود. «گروه»
پیشرفته سیاسی دیگری نیز وجود نداشت که آن قدر قدرت داشته باشد. که با خمینی مبارزه کرده و یا
آماده کار با روسها علیه او باشد.
امید به دست آوردن سود به ضرر ما. ما به خاطر حمایت و ارتباط طولانی با شاه دشمن شماره یک
خارجی نیروهای ضد شاه به شمار می رفتیم. روسها نیز از این نظر مصون نبودند، ولی میزان این مصونیت
در مقایسه با ما خیلی کم بود. کاهش نفوذ قابل ملاحظه ما از نظر شورویها بسیار خوشایند است، حتی اگر
کسب نفوذ در ایران توسط خود آنها نیز با اشکال مواجه شود.
ترس از عدم ثبات در بخش جنوبی شوروی. از نظر ما اوضاع طوری است که با وجود آماده بودن
شوروی در بهره برداری از آشفتگیها، مسکو در نظر ندارد به خاطر آشوب از آشفتگی بهره برداری نماید. با
رفتن شاه، نهضت اسلامی خمینی امکان ایجاد یک حکومت مرکزی قوی را دارد.
تمایل به حفظ منافع اقتصادی خود در ایران. در سالهای اخیر شوروی با ایران روابط تجاری بسیاری
برقرار ساخته بود که البته قابل مقایسه با این روابط از طرف بعضی از ملل غربی اصلاً نیست. گازی که از
طریق IGAT-I منتقل می شد و سهم عمده ساختمان IGAT-II که فقط برای روسها نگاهداشته شده بود و
منافعی که از طریق این تجارت سه جانبه عاید می شد دارای اهمیت بسیار برای مسکو بود.
4 هنوز هم راه حل قطعی برای خمینی وجود ندارد، که به نظر ما تنها دلیل مبنی برآن است که شوروی
تاکنون خمینی و نهضت او را مردود نشمرده است. البته دلایل بسیاری وجود دارد که براساس آنها می توان
احتمال داد که آنها هرگاه بخواهند می توانند علیه او عمل نمایند. مثلاً در حالی که مقامات جدید ایران با
شوروی و آمریکا علیرغم نحوه مرسوم در زمان شاه به طور یکسان برخورد کرده اند، این کارها نمی تواند
تسلی خاطر شوروی را فراهم کند، چون در اکثر مواقع این هر دو در اجتماعات اسلامی مورد انتقاد قرار
می گیرند. علاوه بر اینها، واقعیت شرایط ایران حداقل بر دولت موقت ایران تأثیر می گذارد و دولت موقت
می فهمد که موضعگیری او در ایران به نفع روسیه نیز نمی باشد. در این رابطه می توان از آشوب در کردستان
نام برد که نیاز به یک نیروی نظامی در برخورد با آن را مبرم ساخته است، که این نیز به نوبه خود تجدید
روابط نظامی با آمریکا را لازم ساخته است. علاوه بر این با وجود گذشت 6 ماه از انقلاب اوضاع سیاسی
همچنان آشفته است. دولت موقت ایران برتری خود را در اداره امور دولتی و سازمان غیر رسمی دولت،
کمیته های انقلاب و شعبات آن که اغلب قدرت سیاسی اعمال می کنند را نتوانسته نشان دهد و ظاهرا
نمی تواند از نظر فنی به اداره امور ایران در سطح ملی بپردازد. روسها حتما این عدم ثبات درونی ایران را در
نظر گرفته اند بخصوص که همین بی ثباتی می تواند تهدیدی بر منافع روسیه در مکانهایی از قبیل افغانستان
باشد.
6 بالاخره، ظاهرا روسها بیشتر از هرکس دیگر در معاملات با ایران بعد از انقلاب سود برده اند. انتقال
گاز از طریق IGAT-I هنوز به سطح قبل از انقلاب نرسیده است. علاوه بر این، ایرانیها از روسیه خواسته اند
که قیمت پرداختی برای گاز را بالاتر ببرد و ساختمان IGAT-II نیز ممکن است اصلاً آغاز
نگردد.
7 ما نیز با گزارش دولت آلمان فدرال موافق هستیم که «خمینی رسما وسیله روسها زمانی که انقلاب
اسلامی به تهدید منافع شوروی بپردازد مردود شمرده خواهد گردید». لیکن، ایجاد یک چنین خطی به
آسانی قابل تشخیص نیست. ما احساس می کنیم که روسها به تجدید نظر در سیاست خود در قبال خمینی
پرداخته اند، ولی هنوز نتوانسته اند بفهمند که زمان تغییر سیاست فرا رسیده است. نتیجه این است که تا
زمانی که اوضاع به همین آشفتگی چند ماه اخیر باقی بماند از طرف روسها همین سردرگمی در قبال ایران
و انقلاب اسلامی نشان داده می شود. لینگن
عقیده مأمور سیاسی شوروی در رابطه با ایران و افغانستان
سند شماره (65)
تاریخ: 10 اوت 79 19 مرداد 58خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در مسکوبه: وزیر امور خارجه در واشنگتن دی. سی.
موضوع: عقیده مأمور سیاسی شوروی در رابطه با ایران و افغانستان
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: در هشتم اوت یکی از مقامات کمیته دولتی روابط اقتصادی بین المللی شوروی در
جلسه ای با حضور مقامات سفارت اظهار داشت که همکاریهای اقتصادی ایران و شوروی از زمان تغییر
رژیم حکومتی در تهران کاهش یافته است. در رابطه با انتقال گاز ایران به شوروی وی گفت که اکنون
شوروی دیگر فکر نمی کند که انتقال گاز مربوطه از طریق خط لوله IGAT-I به میزان قبلی برسد. وی اظهار
داشت که هنوز نتوانسته اند نظر نهایی ایرانیها را در رابطه با خط لوله IGAT-IIبدانند. پیرامون روابط
اقتصادی شوروی با افغانستان با خوش بینی صحبت کرده گفت که درباره حاد بودن اوضاع داخلی این
کشور اغراق زیادی شده است و کار پیرامون پروژه های همیاری مهم به هیچ وجه متوقف نشده است. پایان
خلاصه
3 مقامات سفارت در هشتم اوت با نامیک یاکوبف رئیس دپارتمان کمکهای اقتصادی دپارتمان
کشورهای غربی و خاورمیانه که برنامه های کمک اقتصادی و نظامی خارجی شوروی را اداره می کند
تماس گرفتند. در این جلسه پل یاکون مقام دفتر مربوط به آمریکا و آفونین از قسمت اروپای غربی حضور
داشتند. آنچه در ذیل می آید نکات مهمی از این بحث است که اصولاً بر روابط اقتصادی بین شوروی و
ایران و افغانستان استوار است.
4 یاکوبف اظهار داشت که درست است که «وقایع اخیر ایران» سبب کاهش روابط اقتصادی شوروی
با این کشور شده است، ولی باعث نشده است که شوروی تکالیف خود را در قبال ایران انجام ندهد. چون
رژیم جدید تهران هنوز در حال شناخت اولویت در زمینه پیشرفت است که البته این تصمیماتی درونی
هستند و شوروی به آنها احترام می گذارد. در حال حاضر ایران به این کمیته پیشنهاد پروژه همکاری را
نداده است (یاکوبف خاطر نشان ساخت که بازدید یک عده از نمایندگان متخصص در امور فلزات در ماه
ژوئیه فقط در رابطه با جنبه های فنی کارخانه های ذوب آهن اصفهان صورت گرفته است)، در تهران با