بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 662

3 نامه دولت آلمان فدرال که در اجلاس 26 ژوئیه ارائه شد از نظر ما بسیار جالب بود. از نظر ما هم

روسیه در ایران مواجه با یک اشکال شده است. از نظر ما دلایل احتمالی بسیاری سبب شده بود تا آنها

روابط خود با شاه را قطع کرده، به اتحادی نامیمون با خمینی و نهضت اسلامیش دست بزنند. این دلایل

عبارتند از:

وجود نداشتن راه حل دیگر. در زمستان گذشته ظاهرا تمام برگهای برنده در دست خمینی بود. حزب

توده (کمونیست) طرفدار مسکو در ایران تضعیف شده بود و اعتبار خود را نیز از دست داده بود. «گروه»

پیشرفته سیاسی دیگری نیز وجود نداشت که آن قدر قدرت داشته باشد. که با خمینی مبارزه کرده و یا

آماده کار با روسها علیه او باشد.

امید به دست آوردن سود به ضرر ما. ما به خاطر حمایت و ارتباط طولانی با شاه دشمن شماره یک

خارجی نیروهای ضد شاه به شمار می رفتیم. روسها نیز از این نظر مصون نبودند، ولی میزان این مصونیت

در مقایسه با ما خیلی کم بود. کاهش نفوذ قابل ملاحظه ما از نظر شورویها بسیار خوشایند است، حتی اگر

کسب نفوذ در ایران توسط خود آنها نیز با اشکال مواجه شود.

ترس از عدم ثبات در بخش جنوبی شوروی. از نظر ما اوضاع طوری است که با وجود آماده بودن

شوروی در بهره برداری از آشفتگیها، مسکو در نظر ندارد به خاطر آشوب از آشفتگی بهره برداری نماید. با

رفتن شاه، نهضت اسلامی خمینی امکان ایجاد یک حکومت مرکزی قوی را دارد.

تمایل به حفظ منافع اقتصادی خود در ایران. در سالهای اخیر شوروی با ایران روابط تجاری بسیاری

برقرار ساخته بود که البته قابل مقایسه با این روابط از طرف بعضی از ملل غربی اصلاً نیست. گازی که از

طریق IGAT-I منتقل می شد و سهم عمده ساختمان IGAT-II که فقط برای روسها نگاهداشته شده بود و

منافعی که از طریق این تجارت سه جانبه عاید می شد دارای اهمیت بسیار برای مسکو بود.

4 هنوز هم راه حل قطعی برای خمینی وجود ندارد، که به نظر ما تنها دلیل مبنی برآن است که شوروی

تاکنون خمینی و نهضت او را مردود نشمرده است. البته دلایل بسیاری وجود دارد که براساس آنها می توان

احتمال داد که آنها هرگاه بخواهند می توانند علیه او عمل نمایند. مثلاً در حالی که مقامات جدید ایران با

شوروی و آمریکا علیرغم نحوه مرسوم در زمان شاه به طور یکسان برخورد کرده اند، این کارها نمی تواند

تسلی خاطر شوروی را فراهم کند، چون در اکثر مواقع این هر دو در اجتماعات اسلامی مورد انتقاد قرار

می گیرند. علاوه بر اینها، واقعیت شرایط ایران حداقل بر دولت موقت ایران تأثیر می گذارد و دولت موقت

می فهمد که موضعگیری او در ایران به نفع روسیه نیز نمی باشد. در این رابطه می توان از آشوب در کردستان

نام برد که نیاز به یک نیروی نظامی در برخورد با آن را مبرم ساخته است، که این نیز به نوبه خود تجدید

روابط نظامی با آمریکا را لازم ساخته است. علاوه بر این با وجود گذشت 6 ماه از انقلاب اوضاع سیاسی

همچنان آشفته است. دولت موقت ایران برتری خود را در اداره امور دولتی و سازمان غیر رسمی دولت،

کمیته های انقلاب و شعبات آن که اغلب قدرت سیاسی اعمال می کنند را نتوانسته نشان دهد و ظاهرا

نمی تواند از نظر فنی به اداره امور ایران در سطح ملی بپردازد. روسها حتما این عدم ثبات درونی ایران را در

نظر گرفته اند بخصوص که همین بی ثباتی می تواند تهدیدی بر منافع روسیه در مکانهایی از قبیل افغانستان

باشد.

6 بالاخره، ظاهرا روسها بیشتر از هرکس دیگر در معاملات با ایران بعد از انقلاب سود برده اند. انتقال


صفحه 663

گاز از طریق IGAT-I هنوز به سطح قبل از انقلاب نرسیده است. علاوه بر این، ایرانیها از روسیه خواسته اند

که قیمت پرداختی برای گاز را بالاتر ببرد و ساختمان IGAT-II نیز ممکن است اصلاً آغاز

نگردد.

7 ما نیز با گزارش دولت آلمان فدرال موافق هستیم که «خمینی رسما وسیله روسها زمانی که انقلاب

اسلامی به تهدید منافع شوروی بپردازد مردود شمرده خواهد گردید». لیکن، ایجاد یک چنین خطی به

آسانی قابل تشخیص نیست. ما احساس می کنیم که روسها به تجدید نظر در سیاست خود در قبال خمینی

پرداخته اند، ولی هنوز نتوانسته اند بفهمند که زمان تغییر سیاست فرا رسیده است. نتیجه این است که تا

زمانی که اوضاع به همین آشفتگی چند ماه اخیر باقی بماند از طرف روسها همین سردرگمی در قبال ایران

و انقلاب اسلامی نشان داده می شود. لینگن

عقیده مأمور سیاسی شوروی در رابطه با ایران و افغانستان

سند شماره (65)

تاریخ: 10 اوت 79 19 مرداد 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در مسکوبه: وزیر امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: عقیده مأمور سیاسی شوروی در رابطه با ایران و افغانستان

1 (تمام متن خیلی محرمانه است)

2 خلاصه: در هشتم اوت یکی از مقامات کمیته دولتی روابط اقتصادی بین المللی شوروی در

جلسه ای با حضور مقامات سفارت اظهار داشت که همکاریهای اقتصادی ایران و شوروی از زمان تغییر

رژیم حکومتی در تهران کاهش یافته است. در رابطه با انتقال گاز ایران به شوروی وی گفت که اکنون

شوروی دیگر فکر نمی کند که انتقال گاز مربوطه از طریق خط لوله IGAT-I به میزان قبلی برسد. وی اظهار

داشت که هنوز نتوانسته اند نظر نهایی ایرانیها را در رابطه با خط لوله IGAT-IIبدانند. پیرامون روابط

اقتصادی شوروی با افغانستان با خوش بینی صحبت کرده گفت که درباره حاد بودن اوضاع داخلی این

کشور اغراق زیادی شده است و کار پیرامون پروژه های همیاری مهم به هیچ وجه متوقف نشده است. پایان

خلاصه

3 مقامات سفارت در هشتم اوت با نامیک یاکوبف رئیس دپارتمان کمکهای اقتصادی دپارتمان

کشورهای غربی و خاورمیانه که برنامه های کمک اقتصادی و نظامی خارجی شوروی را اداره می کند

تماس گرفتند. در این جلسه پل یاکون مقام دفتر مربوط به آمریکا و آفونین از قسمت اروپای غربی حضور

داشتند. آنچه در ذیل می آید نکات مهمی از این بحث است که اصولاً بر روابط اقتصادی بین شوروی و

ایران و افغانستان استوار است.

4 یاکوبف اظهار داشت که درست است که «وقایع اخیر ایران» سبب کاهش روابط اقتصادی شوروی

با این کشور شده است، ولی باعث نشده است که شوروی تکالیف خود را در قبال ایران انجام ندهد. چون

رژیم جدید تهران هنوز در حال شناخت اولویت در زمینه پیشرفت است که البته این تصمیماتی درونی

هستند و شوروی به آنها احترام می گذارد. در حال حاضر ایران به این کمیته پیشنهاد پروژه همکاری را

نداده است (یاکوبف خاطر نشان ساخت که بازدید یک عده از نمایندگان متخصص در امور فلزات در ماه

ژوئیه فقط در رابطه با جنبه های فنی کارخانه های ذوب آهن اصفهان صورت گرفته است)، در تهران با


صفحه 664

شاچکف ریاست این هیئت نمایندگی تنها در مورد تکمیل پروژه ها بحث شده بود. ولی نکات موجود

حاکی از آن است که ایرانیها مایل به همکاری در زمینه انرژی الکتریکی و حمل و نقل می باشند (.... مدرن

سازی و تولید ماشین سواری). یاکوبف در ادامه خاطر نشان ساخت که برخلاف کمکهایی که از طرف

غرب می شود کمکهایی که از طرف شوروی می شود و بیشتر بر ایجاد اهداف صنعتی مورد نیاز متمرکز

است و برای ایرانیها حتما خالی از منافع نخواهد بود.

5 زمانی که در مورد آینده حمل گاز ایران به آمریکا از وی سؤال شد (0 (9؟7، 8 5 5 8، 8

5/443، 5891 /94)(1)ایران تولید نفت خام خود را بین 5/3 تا 4 میلیون بشکه در روز کاهش می دهد،

که حمل (5 87 497 5 53 8 0 91) را به ناچار پایین خواهد آورد. این موضوع مستقیما در

رابطه با تصمیم گیریهای داخلی ایران است که خالی از تبعیض نیز نخواهد بود. وی درباره مذاکرات

پیرامون قیمتها اظهار نظر ننمود. در رابطه با IGAT وی گفت که دولت ایران هنوز پیرامون احداث خط لوله

IGAT-IIتصمیم نهایی را نگرفته است. وی تأثیر عدم احداث خط لوله IGAT-IIرا بر شوروی کم اهمیت

تلقی کرد گفت که قرار داد حمل گاز سه جانبه باعث شده است که قسمت اعظم گاز ایران به کشورهای

اروپای غربی صادر شود، در حالی که فقط «عایدات بسیار جزئی» نصیب شوروی می گردد. ولی اعتراف

نمود که نتیجه لغو قرارداد احداث این خط لوله این خواهد بود که شوروی نتواند به تعهدات صادراتی خود

به غرب و نیز به تعهدات درونی خود در رابطه با گاز عمل نماید.

6 یاکوبف درباره افغانستان موضع شدیدتری اتخاذ کرده گفت بر خلاف بیانات ناظران غربی رژیم

افغانستان از ثبات بیشتری برخوردار است، ولی آنچه مسلم است اوضاع داخلی حاضر به هیچ وجه بر

رخدادهای همکاری اقتصادی بین شوروی و افغانستان تأثیر نمی گذارد. ایجاد یک مجتمع بر رودخانه

KDCHKA (که بنا به گزارشات اخیر مطبوعاتی دربرگیرنده ساختمان یک سد، یک مخزن نفتی، یک

کارخانه سیمان سازی، یک پارک موتوری و دیگر پروژه ها می باشد) و بهره برداری از یک مخزن نفتی که

اخیرا در شمال افغانستان کشف شده (که یاکوبف آن را نه چندان بد» توصیف کرده است) و تأسیس

نیروگاهها قسمت اعظم تلاش را به خود معطوف ساخته است. اعتبارات «مورد لزوم» برای این پروژه ها

حتما تأمین خواهد گردید.

درباره چند قرارداد اقتصادی دوجانبه ای که در MRRمنعقد شده بود از وی سؤال شد. یاکوبف در

جواب گفت درباره ارزش و ترکیب مناسبات تجاری دوجانبه هنوز اطلاعی در دست نیست، ولی در رابطه

با برنامه پنج ساله جدید افغانستان این مناسبات هماهنگی خواهند یافت. کالاهایی که برای تحویل در این

قراردادها آمده عبارتند از قند، غله، محصولات نفتی، و دیگر مواد خام صنعتی. در رابطه با غله وی گفت

که روسها موافقت کرده اند حدود یکصد هزار تن غله به افغانستان ارسال دارند، ولی درباره رقم دقیق این

محموله اطلاعی در دست ندارد چون تصمیم نهایی به وسیله وزارت بازرگانی خارجی اتخاذ می گردد. وی

اضافه کرد نیاز افغانستان به گندم چندان مشخص نیست چون «امسال آنها محصول خوبی را» برداشت

می کنند.

7 یاکوبف گفت که واقعیت دارد که شوروی پرداخت وامهای اقتصادی خود به این کشور را ده سال به

تعویق انداخته است، ولی وی گفت که این کار برای افغانستان منافع بسیار ناچیزی به همراه خواهد داشت،

1- اعداد و ارقام موجود در متن سند مربوط به ارقامی است که به خاطر اشکال در دستگاه تلکس تبدیل به حروف نشده اند.


صفحه 665

چون افغانها در گذشته ادعا می کردند که شوروی از آنها هیچ گاه برای پرداخت دیون خود ارز دریافت کرده

است. بنابراین تعویق و یا تمدید مدت بدهی به این معنی است که شوروی صادرات افغانستان به این کشور

را نیز کاهش خواهد داد.

(اظهار نظر: در صورتی که این موضوع صحت داشته باشد افغانها باید بازاری برای فروش صادراتی

که قبلاً قرار بود به شوروی بفرستند پیدا کنند).گاریسون

مسائل و مشکلات قومی و ملیتی در اتحاد شوروی

سند شماره (66)

تاریخ: 27 اوت 79 5 شهریور 58سری

از: وزارت امور خارجه واشنگتنبه: سفارت آمریکا در کابل رونوشت به تهران

موضوع: مسائل و مشکلات قومی و ملیتی در اتحاد شوروی

1 تمام متن سری

2 دولت ایالات متحده درگیر تلاش طویل المدتی است که از اواسط سال 1978 جهت بالا بردن سطح

آگاهی و شناخت دولت ایالات متحده از اقلیتها و اقوام و ملیتهای مختلف موجود در شوروی آغاز شد.

بیش از یکصد قوم مختلف در داخل مرزهای شوروی زندگی می کنند. با توجه به تحولات اجتماعی و

جمعیتی که در حال حاضر در اتحاد شوروی صورت می گیرد اهمیت اقوام اقلیت احتمالاً افزایش خواهد

یافت و ممکن است برای رهبران اتحاد شوروی دردسرهایی تولید کند. اخیرا در مقاله مهمی که در

روزنامه پراودا به چاپ رسید اهمیت تداوم مسئله ملیت و قومیت برای رهبران شوروی، حقیر و ناچیز

جلوه داده شد.

3 به منظور بالا بردن سطح آگاهی دولت ایالات متحده از مسائل مربوط به ملیت و قومیت (در

شوروی)، به سفارت (آمریکا) در مسکو و ادارات مربوطه رهنمودهای کلی داده شده است تا در این زمینه

گزارش دهند. این رهنمودها جهت اطلاع گیرنده های فوق الذکر تکرار می گردد

4 یکی از موضوعاتی که در مورد آن اطلاعاتی مورد نیاز است هر نوع رابطه ای است که عملاً یا

احتمالاً (مثلاً در زمینه های سیاسی، اقتصادی اجتماعی یا فرهنگی) بین اقلیتهای قومی و گروههای

خارج از اتحاد جماهیر شوروی وجود دارد. (بدین وسیله) از گیرندگان (این نامه) درخواست می گردد تا

مراقب ارتباطات و روابط بین ملتهای مختلف در اتحاد شوروی و گروههای ساکن در کشورهای میزبان

بوده و در این زمینه گزارشهای لازم را ارسال دارند.کریستوفر

عکس العمل تبلیغاتی مسکو در رابطه با «نیروهای واکنش سریع»

سند شماره (67)

محرمانه

عکس العمل تبلیغاتی مسکو در رابطه با «نیروهای واکنش سریع»:27 اوت 79 5 شهریور 58

از زمانی که قرارداد سینای یک موجب ورود یک گروه ناظر آمریکایی به خاورمیانه جهت اجرای

قرارداد گردید، روسها نسبت به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه حساسیت بسیار نشان داده اند.

یکی از علل تشدید حساسیت آنها نیز بحث و گفتگوهای مطبوعاتی مداوم بوده است که هدف از این

حضور نظامی را تصرف حوزه های نفتی عربی بیان می کنند.


صفحه 666

ولی روسها بالاخره دریافته اند که مداخله خود آنها در منطقه (یعنی یمن جنوبی) ممکن است این تمایل

را در آمریکا پدید آورده باشد که بخواهد با قدرت تمام به نقاطی وارد شود که آمریکا در آنجا منافعی دارد.

آنها باید همیشه این احتمال را در مد نظر داشته باشند که ارسال ناو کانستلیشن به دریای سرخ در بحران

یمن اولین گام این گونه ای می باشد.

حساسیت شوروی درباره «نیروهای واکنش سریع» پیشنهادی پنتاگون نشانگر این ترسها و سوءظن

می باشد و بالاخره نشانگر این سوءظن است که شاید آمریکا تصمیم گرفته است در رقابت برای گسترش

نفوذ در خاورمیانه میزان تضاد را تشدید نماید و شوروی را با وادار کردن به پیروی از یک سیاست فعال در

آنجا به مخاطره بیفکند.

تبلیغاتی که علیه نیروهای واکنش سریع به راه افتاده و استدلالهایی که در محکومیت آنها به کار

می رود، نشانگر این واقعیت است که این موضوع در محاسبات شوروی از حساسیت و اهمیت بسیاری

برخوردار است. البته موضوع اصلی تبلیغات سنتی شوروی لکه دار نمودن تصویر «امپریالیسم» آمریکا

بوده است. لیکن شوروی نگران از این است که مبادا نیروهای واکنش سریع اقدامی جدید از طرف آمریکا

در قدرت نمایی علیه منافع جهانی شوروی باشد. با در نظر گرفتن گسترش استعداد نظامی و سیاسی

شوری (و کوبا)، این قدرت نمایی امکان برخورد مستقیم ابرقدرتها را تشدید خواهد نمود.

خط تبلیغاتی

طبق خط جاری تبلیغاتی شوروی، آمریکا «مدتی» پس از شکست در ویتنام رسما اعلام کرد که

«ویتنام دیگری» ایجاد نخواهد کرد و از مداخله نظامی مستقیم و همه جانبه در خارج از آمریکا خودداری

خواهد کرد، ولی در حال حاضر عقیده مداخله نظامی بار دیگر توجه را به خود معطوف کرده است. آمریکا

سیاست خارجی «دوران بعد از ویتنام» را در مورد تجدید نظر قرار داده و یا بهتر است گفته شود در نظر

دارد سیاستهای قبل از ویتنام خود را به کار گیرد و با استفاده از نیروهای مسلح خود به اهداف سیاسی نائل

آید.

بنابه تعبیر شوروی، گذشت «فاجعه ویتنام» و بازگشت استراتژی مداخله نظامی ناشی از زوال نفوذ

آمریکا در خاورمیانه بوده است. سرنگونی شاه مسئله دسترسی به منابع نفتی را به طرز حادی برای

واشنگتن پیش کشید و نگرانی در مورد سرنوشت منابع انرژی خاورمیانه موجب شد که واشنگتن رسما

اعلام نماید که قصد دارد یک نیروی واکنش سریع 110000 نفری آموزش دیده و مجهز را آماده کند تا در

صورت لزوم حوزه های نفتی را تصرف نماید.

ستاره سرخ (21 مرداد 1358) این «سپاه» را متشکل از لشگر 82 هوا برد، لشگر متحرک هوایی

101، 2 لشگر دریایی و عناصر پشتیبانی نیرومندی چون جت جنگنده، بمب افکن، هواپیماهای ترابری،

ناوهای هواپیما بر و ناوشکن، تانکر و ناوهای نیروبر به عنوان بخشی از نیروهای مداخله گر آمریکا

توصیف کرده است. این نشریه می گوید، نیروی بزرگتر مرکب از 600000 نفر است که حدود 22 درصد از

کل بودجه دفاعی آمریکا در زمینه آن مصرف می گردد.

بنابه گفته منابع روسی، ایجاد این نیروی واکنش سریع، تنها بخشی از استراتژی کلی آمریکا در قبال

خاورمیانه را نشان می دهد. بنابه گزارش مسکو، مطبوعات آمریکایی از طرح مربوط به ایجاد یک ناوگان


صفحه 667

پنجم جهت استقرار در شمال غربی اقیانوس هند و نزدیکی شبه جزیره عربی، گسترش پایگاههای دریایی

آمریکا در جزیره بحرین در خلیج فارس، و تأسیس یک پایگاه دریایی عظیم در دیه گوگارسیای اقیانوس

هند سخن گفته اند.

جاه طلبی های خاورمیانه

از نظر شوروی، ضرورت گسترش قدرت همه جانبه دریایی آمریکا در خلیج فارس مستقیما از

وخامت اوضاع آمریکا در این منطقه ناشی می گردد. پنتاگون «طرح مربوط به مستقر نمودن نیروهای

مسلح آمریکا در شبه جزیره عربی و منطقه خلیج فارس» را در طول تضاد یمن در اوایل سال 1358 مورد

بحث و تبادل نظر قرارداد (ایزوستیا 12 تیرماه 1358).

لیکن با «تقاضای آمریکا مبنی بر ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهایی چون عربستان سعودی»،

«واشنگتن در اکثر موارد مجبور شده است از حضور نظامی خود در مناطق مجاور، استفاده کند.» (پراودا

16 مرداد 1358).

طبق نظریه مسکو، مأموریت نیروهای واکنش سریع، گرچه در اصل صف آرایی در خاورمیانه است تا

سیل نفت از خلیج فارس قطع نگردد و نیز کشورهای خاورمیانه با ایجاد نوعی تهدید واقعی در رابطه با

مداخله نظامی متوحش «شوند»، ولی مأموریت کلی این نیرو فراتر از این منطقه را نیز در برمی گیرد (رادیو

مسکو، 14 مرداد 1358).

برژنسکی مشاور امنیت ملی گویا این مطلب را در سخنرانی 11 مرداد ماه عنوان کرده است. در این

بیانیه وی گویی گفته است که «تلاش کرده است که آمریکا بار دیگر نقش پلیس جهانی خود را ایفا کند» و

ظاهرا از «مسؤولیت استراتژیک» واشنگتن نه تنها در قبال خاور نزدیک بلکه در قبال اروپای غربی و

خاور دور و نیمکره غربی سخن گفته است. برژنسکی تحت عنوان «شرایط اضطراری» نیروهای واکنش

سریع را عامل حمایت از «منابع آمریکا» در تمام «نقاط مشوش» زمین توصیف کرده است (ستاره سرخ،

21 مرداد 1358).

در اینجا نیز ، نیروهای آمریکایی باید در تمام نقاط جهان تحت حمایت دریایی واقع شوند. اعلامیه

اخیر پنتاگون مبنی بر اینکه ناوها و هواپیماهای آمریکایی از محدوده مرسوم آبی سه میلی استفاده

خواهند کرد به معنی آن است که «ناوهای جنگی آمریکا علیرغم محدودیتهای موجود در سواحل

کشورهای مختلف پهلو خواهند گرفت و پرچم آمریکا را به اهتزاز در خواهند آورد...» (نشریه قبلی).

طبق اظهارات رادیوی صلح و پیشرفت (22 مرداد 1358)، هدف آمریکا نه تنها حراست از «نیروهای

ضربتی آمریکا در حمله و تصرف حوزه های نفتی دیگر کشورهاست»، بلکه می خواهد با این کار و با

نزدیک ساختن نیروهای دریایی آمریکا به سواحل کشورهای مستقل علاوه بر باج دادن، آنها را متوحش

نیز بنماید.

تاس (18 مرداد 1358) خاطر نشان ساخت: «آمریکا در نظر دارد با استفاده از ناوهای جنگی خود نه

تنها کشورهای «مصمم» جهان سوم را بترساند، بلکه می خواهد به این ترتیب رژیمهایی را که علنا به

دستورات آمریکا گردن نهاده اند حمایت نماید.»


صفحه 668

اتخاذ دوباره سیاست مداخله نظامی

شوروی موضع «جدید» آمریکا را ناخوشایند یافته و آن را ریاکارانه و بد یمن خوانده است. مفسرین

روس مدعی شده اند که که این امر نشان گر تمایل دولت آمریکا به گسترش نفوذ در رویدادهای مناطق

سرتاسر جهان که به دلخواه آنان را مناطق حیاطی برای منافع آمریکا طبقه بندی کرده است ... از طریق

قدرت نظامی آمریکا می باشد». (ستاره سرخ، 21 مرداد 1358) سیاستهای آمریکا به گونه های زیر

توصیف می کند:

«مملو از ماجراجویی های خطرناک نظامی جدید» (ستاره سرخ 10 تیرماه 1358). به طور مثال

امکان دارد که آمریکا می خواهد با استفاده از نیروهای ویژه خود به تانکرهای نفتکش در تنگه هرمز حمله

نماید و تقصیر را به گردن فلسطینیها بیندازد و سپس به عنوان بهانه تلاش آمریکا را در ایجاد کنترل نظامی

در اطراف منابع نفتی شامل منطقه خلیج فارس» توجیه نماید، (ایگور الکساندرف، رادیو مسکو، 25 مرداد

1358).

یک توطئه انتخاباتی از طرف یک دولت ضعیف از نظر سیاسی جهت نمایش قدرت» و نشان دادن

این واقعیت که «از دست رفتن منافع آمریکا به هیچ وجه قابل تحمل نمی باشد.» (رادیو مسکو، 14 مرداد

ماه 1358).

ایجاد تبلیغات ضد روسی همه جانبه. به منظور توجیه «جنگ طلبی و مداخله نظامی آشکار آمریکا

در امور دیگر کشورها»، واشنگتن مجبور شده است «خطر تخیلی نظامی شوروی را» در اذهان پدید آورد

(رادیو مسکو، 25 مرداد 1358).

خلاصه اینکه مسکو مدعی است که «استراتژی چماق به دستی جهانی آمریکا» تنها موجب «تشدید

عدم ثبات در جهان خواهد گردید.»(ایزوستیا، 12 تیرماه 1358) و همین امر یکی از نشانه های خطرناک

تشدید روندهای تهاجمی در سیاستهای آمریکا می باشد (رادیو مسکو، 14 تیرماه 1358).

سیاست شوروی در قبال ایران

سند شماره (68)

تاریخ: 30 اوت 79 8 شهریور 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: سیاست شوروی در قبال ایران

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 براساس گزارشهای FBIS از رسانه های گروهی شوروی (رسانه های گروهی آزاد و رسانه های

گروهی زیرزمینی) این تصور برای ما پیش آمده است، مسکو در حال تجدید نظر در سیاست خود نسبت به

ایران می باشد. در حالی که شخص خمینی از انتقاد به دور و مصون است، دولت موقت ایران دیگر از چنین

مصونیتی برخوردار نیست. مسئولیت و گناه همه چیز، از تعطیل روزنامه حزب توده گرفته تا جنگ در

کردستان و خیانت به انقلاب از طریق انجام مذاکره با آمریکا جهت خرید اسلحه همه و همه به گردن دولت

موقت ایران نهاده شده است.

3 چنین به نظر ما می رسد که احتمالاً مسکو در نظر دارد سیاست پیشین خود را که مبتنی بود بر

حمایت بی قید و شرط از انقلاب اسلامی تغییر داده و موضعی در پیش گیرد که در برخورد با اوضاع جاری


صفحه 669

در ایران که کماکان بسیار بی ثبات است دارای انعطاف پذیری بیشتری باشد. عدم تمایل مسکو به حمله به

شخص خمینی حاکی از اذعان شوروی به این حقیقت است که وی هنوز مقتدرترین شخصیت سیاسی در

صحنه می باشند. با این حال از تمایل روز افزون مسکو در جهت حمایت از اهداف کردها و عناصر

«مترقی» غیر اسلامی چنین برمی آید که مسکو به این واقعیت بیشتر پی می برد که خمینی و سایر

ایدئولوگهای اسلامی انعطاف ناپذیر تاکنون قادر نبوده اند با مجتمع ایدئولوژیهای مختلف موجود در ایران

کنار آیند. اگر این ارزیابی و تحلیل صحیح باشد این سؤال پیش می آید که ایا این سرآغاز تمایل بیشتر

مسکو نسبت به آنچه که تاکنون از خود نشان داده است در جهت تلاش برای تأثیر گذاشتن بر سیر وقایع

ایران است؟

4 خوشحال خواهیم شد اگر وزارت امور خارجه (آمریکا) و سفارت آمریکا در مسکو نظر خود را در

این مورد ابراز دارند. تامست

در مورد ملیتهای روسی: پخش قرائت قرآن توسط رادیوهای خارجی

سند شماره (69)

از: سفارت آمریکا در مسکوخیلی محرمانه

به: وزیر امور خارجه در واشنگتن دی سیتاریخ: 6 سپتامبر 79 15 شهریور 58

موضوع: در مورد ملیتهای روسی: پخش قرائت قرآن توسط رادیوهای خارجی

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 در رابطه با عملیات نفوذی ارتباطی بین شوروی و گروههای خارج از شوروی رهبران مذهبی

مسلمانان آنجا به دو مقام سفارتی بازدیدکننده از ماخاچکالا و بویناکسک از داغستان آذربایجان

شوروی پنهانی گفته اند که تعدادی از مومنین به برنامه های قرائت قرآن که توسط رادیو قاهره و تهران

پخش می شود گوش می دهند. مفتی اعظم (حفاظت شود) که رهبر معنوی مسلمانان در شمال قفقاز است

به مقام سفارتی در ماخاچکالا گفت که به ندرت بتوان رادیو را روشن کرد و برنامه قرائت قرآن را استماع

ننمود. وی خصوصا درباره برنامه های منتشره از تهران و قاهره صحبت می کرد. مفتی اعظم اضافه کرد که

او و دیگران به برنامه های مذهبی صدای آمریکا گوش می کنند.

3 در طول دیداری که از یک مسجد در بویناکسک به عمل آمد، ریش سفیدان مسلمان آنجا نیز اذعان

داشتند که برنامه های مذهبی منتشره از خارج شوروی به انقلاب آنها کمک می کند. وقتی که یکی از

مقامات سفارتی از آنها پرسید که آیا وقایع ایران و افغانستان را آنها هم دنبال می کنند آنها فورا جواب

دادند، البته، این مردم برادران مسلمان ما هستند.

4 مقام سفارت به طور جداگانه و در اسرع وقت درباره سفر اخیرشان به داغستان و چچن اینگوش در

جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی به آن وزارتخانه گزارشاتی ارسال خواهند داشت.تون

سیاست شوروی نسبت به ایران، روابط ایران و شوروی