بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 687

دخالت داشته باشند و این نظر را که ممکن است روسیه برای جلوگیری از دخالت عراق در مسائل داخلی

ایران اعمال نفوذ نماید رد کرد. لینگن

گزارش ویژه مرکز خبری مراقبت اقیانوسی ناوگان در اقیانوس آرام

سند شماره (80)

از: مرکز خبری مراقبت اقیانوسی ناوگان در اقیانوس آرام پرل هاربرسری

به: مجمع گردآوری اطلاعات آمریکا چهار، شش، هشتتاریخ: 31 اکتبر 79 9 آبان 58

گزارش ویژه مرکز خبری مراقبت اقیانوسی ناوگان در اقیانوس آرام (طبقه بندی نشده)

1 (خیلی محرمانه) اطلاعات زیر حاوی مطالبی است که در آن درباره میزان نیروهای دریایی

شوروی در اقیانوس هند سخن رفته است.

2 (سری) حضور دریایی شوروی در اقیانوس هند در ده سال گذشته از یک نیروی نمایشی کوچک به

یک نیروی دائما در حال گسترشی که سطح ثابت آن حدودا دارای 18 تا 19 ناو جنگی و کمکی است

افزایش یافته است. نقش این نیرو این است که منافع شوروی در منطقه اقیانوس آرام را حراست و حفاظت

نماید. به عنوان یکی از وسایل سیاست خارجی شوروی، شویندرون (احتمالاً نام این نیرو است م) سعی

در افزایش اعتبار و نفوذ شوروی داشته و به طور کلی تصویر شوروی را به عنوان یک ابر قدرت خالی از

ابهام می نماید. از نظر نظامی، این نیرو دیگر نیروهای دریایی موجود در منطقه را که ممکن است در زمان

افزایش تشنج ملزم به برخورد با آنها شود زیر نظر گرفته و درباره آنها اطلاعات جاسوسی گردآوری

می نماید. علاوه بر این، امکانات ایجاد کنترل محلی، دخالت در اوضاع محلی و حفاظت از منابع شوروی

در منطقه را فراهم می آورد. عملیات عادی این ناوهای جنگی محدود می شود به خلیج عدن و منطقه

جنوبی دریای سرخ و حرکات هزار چندی یک بار به سوی خلیج فارس، دریای شمالی عرب و سرزدن به

بنادر متعددی از کشورهای واقع در حوزه اقیانوس هند (از قبیل موزامبیک، و سی شل ناوگانهای کوچکتر

و ناوهای مین جمع کن معمولاً به عملیات گشتی در تنگه باب المندب می پردازند. در حال حاضر

هواپیماهای آب و خاک نشین شوروی نقش تدارکاتی را ایفا می نمایند. اطلاعات حاصله حاکی از آن

است که این هواپیماها بین عدن و جمهوری دموکراتیک خلق یمن اعمال تدارکاتی انجام می دهند، تا

کشتیهای تجاری شوروی در کمال امنیت به تخلیه کالاهای خود بپردازند و نیز این کار در بنادر اتیوپی،

ماساوانا و آسب نیز صورت می گیرد. زیر دریاییهای شوروی نیز گویا ترجیح می دهند که در مناطق

عملیاتی خالی از تراکم و باز خلیج شرقی عدن و غرب دریای عرب انجام وظیفه نمایند. گاهی هم

جسارت به خرج داده وارد آبهای جنوبی دریای سرخ می شوند. شویندرون برنامه های تمرینی و آموزشی

زیادی ندارد و قسمت اعظم اوقات خود را در لنگرگاههای ایجاد شده به وسیله شوروی می گذرانند.

3 (سری) از سال 1974 سطح نیروی شویندرون از نظر زیردریایی به تعداد 460 روز دریایی ثابت

مانده است؛ ناوگانهای جنگی، هواپیماهای آب خاک نشین، و ناوهای مین جمع کن در سطح تقریبی

2100 روز دریایی حفظ شده است، ولی در 1978 تعداد هواپیماهای آب خاک نشین از میزان 490

روزدریایی تجاوز کرده، دو برابر گردید. این افزایش را مربوط به عقب نشینی شوروی از سومالی و

حمایت شوروی از اتیوپی در جنگ علیه سومالی می دانند. در رابطه با این دو واقعه و افزایش عملیات

موقت، افزایشی نیز در نیروی دریایی اقیانوس هند و نسبت یک سوم سال قبل انجام گردید. شویندرون


صفحه 688

اصولاً مرکب از ناوگان اقیانوس آرام می باشد. چنین انتظار می رود که شوروی از ناوگان اقیانوس آرام

جهت نمایش حضور خود در اقیانوس هند باز هم ادامه دهد و در همان حال از کانال سوئز برای تجدید و

افزایش قوا بهره برداری خواهد کرد.

4 (سری) تعداد روزهای دریایی اسکادران شوروی در اقیانوس هند:

1978 - 1979 (تا 30 سپتامبر)

زیر دریای - 467 - 365

ناو جنگی سطح آبی - 1462 - 1478

آب خاک نشین / مین جمع کن - 1555 - 848

کمکی / پشتیبانی - 4959 - 3487

افزایشی که در سطح ناوهای جنگی در 1979 مشاهده می شود مربوط به حرکات بین ناوگانی

می باشد.

5 (سری) نقطه اوج افزایش نیروی دریایی شوروی در اقیانوس هند در رابطه با بحرانهای منطقه و

نقل و انتقالات بین ناوگانها بوده است. بحرانهای منطقه ای مربوطه عبارتند از، خروج شوروی از سومالی،

جنگ اتیوپی و سومالی، بحران ایران، برخورد بین جمهوری دموکراتیک خلق یمن و جمهوری عربی یمن،

در ماههای تابستان و پاییز 1979 روسها 7 ناو جنگی و 2 ناوچه را به اضافه ناومینسک به اقیانوس آرام

منتقل نمودند.

6 (خیلی محرمانه) سطح کنونی نیروی دریایی شوروی در اقیانوس هند (5 ناو جنگی و 8 ناوچه)

برابر است با میزان نیروی این کشور در زمانهای غیر بحرانی و کمی پایین تر از حالت عادی است.

الف: کاهش مربوطه ناشی از خاتمه کار کشتیهایی است که خطر نظامی ندارند (مانند کشتیهای

هیدروگرافیک، کشتیهای پشتیبانی هوایی، کشتیهای جمع کننده اجسام شناور).

ب: سطح کشتیهایی که خطر نظامی دارند سه رقم از سطح عادی و معمول کمتر شده است. برای این

کشتیها (2 ناو جنگی و یک زیر دریایی) در هنگام زمستان جایگزین فرستاده خواهد شد.

7 (سری) عواملی که می توانند سطح نیروی شوروی در اقیانوس هند را در آینده تغییر دهند عبارتند

از:

الف: دسترسی به مراکز پشتیبانی در جزیره ضحلک و عدن که باعث می شود نیاز به کشتیهای

لجستیکی کاهش پیدا کند،

ب: ناوگان شویندرون از طریق کانال سوئز با ارسال نیروهای موجود در دریای سیاه و مدیترانه

می تواند افزایش پیدا کند،

ج: حضور فزاینده شوروی در دریای جنوب چین و نیز دسترسی آن به پایگاههای SRVسبب شده

است که این کشور در مواقع لزوم بتواند سریعا اقیانوس هند را تقویت نماید،

د: اوضاع نظامی سیاسی منطقه اقیانوس هند در حال حاضر باثبات است.

سخنرانان لنینگراد به بحث پیرامون خاورمیانه می پردازند


صفحه 689

سند شماره (81)

تاریخ: 2 نوامبر 79 11 آبان 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در لنینگرادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی

موضوع: سخنرانان لنینگراد به بحث پیرامون خاورمیانه می پردازند

1 آغاز خلاصه متن: در تاریخ 15 و 28 اکتبر در تالار مرکزی سخنرانی لنینگراد سخنرانان در بحث

پیرامون سیاست خارجی به خاورمیانه توجه زیادی معطوف داشتند. آنها سعی داشتند به حضار بقبولانند

که سیاست آمریکایی «کمپ دیوید» در حال سقوط است؛ موضوع دولتهای عربی محافظه کار منطقه در

حال تغییر است و رهبریت اسلامی در ایران به انقلاب خیانت کرده و «انفجارات» جدید دیگری در پیش

است و دیگر اینکه در رابطه با مرگ ترکی در افغانستان معلوم نیست واقعیت ماجرا چه بوده است. چند

اظهار نظر مطروحه فردی نیز قابل توجه است: به طور مثال، سازمان ساف به رهبری عرفات در تلاش

است تا به طریقی اسرائیل را به رسمیت بشناسد؛ عربستان سعودی از پیشنهاد ارسال «داوطلبین» مصری

به افغانستان استقبال کرده است، و با قرار دادن منابع مالی در اختیار آمریکا سبب شده است که کمکهای

نظامی آمریکا به مراکش علیه پولیساریو افزایش یابد و به رئیس جمهوری سودان نمیری فشار زیادی

وارد می شود تا یا قرارداد کمپ دیوید را حمایت ننماید و یا جنگ داخلی جدید در جنوب سودان را پذیرا

شود و دیگر اینکه تا آنجا که به روابط دولتی منحصر می شود روابط بین ایران و شوروی حسنه است، فقط

عدم صدور گاز این کشور به شوری خصوصا برای ارمنیها مشکلاتی به وجود آورده است. پایان خلاصه.

2 سخنرانی پیرامون سیاست خارجی در تالار مرکزی سخنرانی لنینگراد در 15 و 28 اکتبر در

برگیرنده چند موضوع خاورمیانه ای بود:

سخنران 28 اکتبر سعی کرد «سیاست کمپ دیوید» را در ورطه «سقوط کامل» مجسم نماید؛ وی

مدعی است که پرزیدنت کارتر برای این برنامه خود «یک پایه تجاری مانند» در نظر نگرفته است. در 15

اکتبر یکی از سخنرانان گفت که با کسالت شدید بگین، «ماه عسل» بین مصر و اسرائیل نیز پایان یافته است.

این سخنران در توضیح گفت معادله ای صورت گرفته است که در آن «مانورهای» آمریکا سبب

«تضعیف دیپلماسی آمریکا» شده است. به طور مثال وی به قطعنامه کانادا، آمریکا، کاستاریکا اشاره کرده

که در سازمان ملل پیرامون آن از اعمال اسرائیل در جنوب لبنان با عبارت «غیر ضروری» به نرمی انتقاد

کرده است؛ پاسخ آمریکا در رابطه با فشار مصر در رابطه با افزایش هواپیماهای آن کشور چه بوده است و

دیگر اینکه چطور آمریکا قانع شده است به اردن تانک بدهد در حالی که این کشور هنوز موضع خود را بر

سر قرارداد کمپ دیوید تغییر نداده است. این سخنران با خوشحالی اظهار داشت که شاه حسین پیشنهاد

آمریکا را رد کرده و گفته است که در صورت لزوم به شوروی روی خواهد آورد. ولی این سخنران با

اعتراف به این که اوضاع «چندان هم ساده نیست» خاطر نشان ساخت که فکر نمی کند اردن تهدیدات خود

را جامه عمل بپوشاند.

وقتی که درباره پیام پرزیدنت کارتر به سازمان ساف مبنی بر لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل توسط

این سازمان سؤال شد، این سخنران در 15 اکتبر پاسخ داد که سازمان ساف در حال تهیه طرحی است که به

دنبال آن چنین نتیجه ای نیز حاصل خواهد گردید. وی گفت که شوروی به عرفات خاطرنشان ساخته است

که همه کشورهای خاورمیانه حتی اسرائیل حق ادامه حیات دارند. در بحث پیرامون فلسطینیها این


صفحه 690

سخنران گفت که آنها در میان اعراب پیشرفته ترین مردم هستند و «بورژوازی ملی» خود را تشکیل

داده اند، ولی اذعان داشت که از نظر سوابق ایدئولوژیک مارکسیستی با شوروی موافق نمی باشند.

3 سخنران 28 اکتبر به طور چشمگیری به ضعف دولتهای عربی «به اصطلاح محافظه کار» پرداخت و

گفت این ضعفها سبب ازدیاد نگرانی عربستان سعودی شده است.

به گفته بسیاری 28000 سرباز مصری برای سومین سال از نمیری در سودان حفاظت می کنند و

مصریها در این کشور موقعیتهای مهمی را اشغال کرده اند؛ با این وصف در این کشور قیامی پدید آمد که با

ارسال یک نیروی نظامی مصری «در نطفه خفه شد»، ولی اکثریت سیاهپوستان سودان در صورتی که این

کشور خود را از قرارداد کمپ دیوید کنار نکشند همیشه خطر ایجاد یک جنگ داخلی را به همراه

دارند.

این سخنران گفت برای سومین بار سادات دست به پاکسازی ارتش زده است و در نتیجه 40 افسر را

اخراج نموده است.

وی پیش بینی کرد که حمایت آمریکا از مبارزه مراکش علیه پولیساریو «نتیجه غم انگیزی» به دنبال

خواهد داشت (پچالنیه ریزولتاتی)، چون مراکش قدرت حمایت از این جنگ غیر مردمی را ندارد. مصر

پیشنهاد کرده است که نظامیان این کشور را به مراکش ارسال دارد تا نظامیان مراکشی بتوانند آزادانه با

پولیساریو مبارزه نمایند. عربستان سعودی نیز قول داده است که علیرغم قرارداد اجلاس اعراب که در

بغداد منعقد شده بود، از نظر مالی مصر را حمایت نماید تا او نیز بتواند تعادل رژیم شاه حسن را حفظ نماید،

عربستان سعودی دیون مالی مراکش را در قبال سلاحهای آمریکایی خواهد پرداخت. این سخنران در

شگفت است که آمریکا چگونه می تواند کمکهای خود به مراکش را توجیه نماید، در حالی که در سازمان

ملل و سازمان اتحادیه آفریقایی قرار است مسئله صحرای غربی به رفراندوم گذاشته شود. وی مدعی

است که پس از حمله پولیساریو به مراکش مردم مراکش به جای حمایت از دولت به حمایت از پولیساریو

پرداختند. در این رابطه کمکهای الجزایر به پولیساریو نیز کاملاً مورد تأیید قرار گرفت.

4 علیرغم اغراق پیرامون موفقیتهای شوروی و عدم موفقیتهای آمریکا در خاورمیانه، سخنرانان

نتوانستند یأس و بدبینی خود را پیرامون چند مسئله پنهان سازند. سخنران 15 اکتبر در رابطه با سؤالی از

وی در رابطه با اتحاد بین عراق و سوریه به طرز جالبی واقعگرایانه و رک گویانه پاسخ داد. این سخنران

گفت که اعراب اغلب از اتحاد سخن می رانند، ولی هیچ گاه نتیجه ای عاید نشده است. وی گفت که سوریها

می دانند که ورود نظامیان عراق به سوریه جهت کمک به آنها در نبرد با اسرائیل بسیار آسان است، ولی

نمی دانند که پس از خاتمه کار آنها را چگونه اخراج نمایند.

5 سخنران 15 اکتبر خیلی سعی داشت در مورد افغانستان از پیشگویی اجتناب ورزد. گرچه حضار از

وی سؤال کردند که چه بر سر رئیس جمهور پیشین ترکی آمده است، وی گفت متأسفانه این تغییر خالی از

خونریزی نبوده است، ولی از نظر افرادی در سطح او معلوم نیست چه واقعه ای رخ داده است. در یک

مرحله از سخنرانی وی که از عدم ثبات عربستان سعودی در ضدیت با کمپ دیوید سخن می گفت، ناگهان

به انتقاد از عربستان سعودی که قول حمایت از مصر را در ارسال نیروی داوطلب به افغانستان داده بود

پرداخت.

6 سخنران 15 اکتبر درباره افغانستان خیلی پرحرفی کرد. او ایران و پاکستان را متهم کرد که به تعویق


صفحه 691

انقلاب در افغانستان دست زده اند تا کشورهای خودشان از افغانستان پیروی ننمایند. این سخنران

تعبیرات مختلفی را درباره دلیل جایگزینی ترکی توسط امین ارائه داد و اظهار داشت که غرب امیدوار است

امین قدری تفاوت داشته باشد، چون در آمریکا تحصیل کرده است. وی خاطر نشان ساخت که نیروهای

«ضد انقلابی» بسیار نیرومند شده اند. وی گفت که رژیم امین با مداخله خارجی، جنگ افزارها و مشکلات

دیگر رو به رو است. وی اذعان داشت که ترکی احتمالاً خیلی تندروی کرده و رهبریت اسلامی را در

کشوری که 90 درصد آنها مؤمن هستند از خود بیگانه کرده است. در پاسخ به سؤالی که پیرامون حزب

کمونیست افغانستان شده بود، این سخنگو اظهار داشت که رهبریت کمونیست است و وی اخیرا با یک

هیئت نمایندگی جوانان کمونیست افغان ملاقاتی داشته است و در انتها به طور خلاصه گفت «پس چه شده

است؟ هیچ، نیرومندترها قدرت را به دست گرفته اند، همین».

7 مهمترین گزارشی که درباره خاورمیانه در سخنرانیهای لنینگراد ارائه شد، درباره ایران بود که

حاکی از یأس فزاینده شوروی می باشد. در سطح روابط دولتی به گفته سخنران 15 اکتبر روابط «حسنه»

است، ولی این سخنران اذعان داشت که ایران به تجدید ارسال 20 درصد از صادرات گاز خود که بر طبق

قرارداد باید به شوروی وارد شود نپرداخته است؛ وی در دنباله گفت که این توقف در صدور گاز به شوروی

ارمنیها را بیشتر دچار ناراحتی کرده است.

8 اظهارات دیگر این سخنران درباره ایران، نشان داد که روابط چندان هم «رضایت بخش» نبوده

است. بنابه گفته سخنران 15 اکتبر انقلاب ایران دارای دو جنبه ضدکمونیستی و ضدامپریالیستی است.

سخنران به پیام حزب توده اشاره کرد که اعلام داشته بود انقلاب را باید تا سر حد «پیروزی نهایی» ادامه

داد. او درباره نیاز به یک انقلاب دوم در رابطه با اهداف آزادی و کامیابی سخن گفت (او خاطر نشان

ساخت که 4 میلیون نفر بیکار که در برگیرنده بسیاری از روشنفکران نیز می باشد در ایران وجود دارد) و

درست است که خمینی عظیم ترین قدرت را در دست دارد، ولی از احترام او دائما کاسته می شود و رهبریت

اسلامی که در حال حاضر در حال اداره کشور است، دیگر قادر به ادامه راه نخواهد بود. در پاسخ به یکی از

حضار، سخنران گفت که معاهده 1921 هنوز هم به قوت خود باقی است، ولی مداخله شوروی در صورتی

امکان خواهد داشت که کشور دیگری قصد مداخله نظامی داشته باشد (که البته این جواب توسط یکی از

حاضرین که در ردیف جلو نشسته بود مورد تردید قرار گرفت).

9 سخنران 28 اکتبر حتی بیش از سخنران قبل دچار یأس و بدبینی شده بود، چون در رابطه با وقایع

اخیر ایران اعلام داشته بود که اوضاع «بسیار بحرانی است» چون «ارتجاع» کنترل خود بر کشور را کامل

کرده است.

روحانیون اسلامی به کمک «پیشرفته ترین اقشار» جامعه به قدرت رسیدند، ولی اکنون مردم بسیار

مأیوس شده اند و تنها هشت درصد به قانون اساسی جدید رأی داده اند. سخنران رهبریت کنونی را متهم به

چند کار کرده است که عبارتند از: خیانت به فلسطینیهایی که در ایران هستند؛ فروش نفت به اسرائیل از

طریق واسطه گری یک شرکت انگلیسی؛ بی تفاوتی این رژیم نسبت به حضور شاه در آمریکا به این دلیل که

بسیاری از شخصیتهای این رهبریت از «حامیان آمریکا» و نیز از اعضای سابق سازمان ساواک شاه

می باشند.

10 از سخنران 28 اکتبر خواسته شد که درباره مسئله کردستان سخن بگوید. وی گفت کردها خواهان


صفحه 692

خودمختاری ملی در یک ایران دموکراتیک هستند، ولی «تغییرات» سبب شد که رژیم ایران به چپیها

بخصوص حزب توده حمله نماید؛ در اینجا کردها به مطرح کردن این سؤال پرداختند که «آیا در دولتی این

چنین متعصب از نظر مذهبی» خودمختاری اصولاً می تواند وجود داشته باشد.«تا به حال کردها از خود

صبر و استقامت بسیار نشان داده اند» (استویکی).

سخنران 15 اکتبر از اینکه خمینی مسؤولیت عصیان کردها را متوجه شوروی می داند، چون آنها چند

سلاخ روسی داشته اند در حالی که همه نوع سلاح در دسترس آنها قرار داشته، با لحنی انتقادآمیز یاد کرد.

11 سخنران 28 اکتبر با تغییر لحن سعی کرد از ایران کشوری مهاجم و توسعه طلب بسازد. وی ادعا

کرد که «مذهب همیشه یک نیروی تهاجمی است». ایران نه تنها در موضوع افغانستان مداخله می کند، بلکه

عربستان سعودی و عراق هم از ادعای باز پس خواهی جزیره بحرین توسط ایران دچار نگرانی شده اند.

12 این سخنران در خاتمه گفت که آمریکا این نیروهای تفرقه گر در خاورمیانه را زیر نظر داشته از

آنها بهره برداری می نماید و اوضاع به یک نقطه بحرانی در تاریخ رسیده است (اولستری). سخنران در

خاتمه اظهار امیدواری کرد که بنا به منطق تاریخ برای اعراب بهتر است که به سوی شوروی بازگردند.

در رابطه با ایران وی پیش بینی کرد که «واضح است که انفجاری در راه می باشد» (همین عبارت به

لهجه روسی هم نوشته شده).بوچانان

کتاب پنجاهم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش دوم (1)


صفحه 693

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 694

شوروی

«شرق تجاوزگر»

بخش دوم (1)

نگرشی بر صنعت نفت و گاز شوروی