بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 691

انقلاب در افغانستان دست زده اند تا کشورهای خودشان از افغانستان پیروی ننمایند. این سخنران

تعبیرات مختلفی را درباره دلیل جایگزینی ترکی توسط امین ارائه داد و اظهار داشت که غرب امیدوار است

امین قدری تفاوت داشته باشد، چون در آمریکا تحصیل کرده است. وی خاطر نشان ساخت که نیروهای

«ضد انقلابی» بسیار نیرومند شده اند. وی گفت که رژیم امین با مداخله خارجی، جنگ افزارها و مشکلات

دیگر رو به رو است. وی اذعان داشت که ترکی احتمالاً خیلی تندروی کرده و رهبریت اسلامی را در

کشوری که 90 درصد آنها مؤمن هستند از خود بیگانه کرده است. در پاسخ به سؤالی که پیرامون حزب

کمونیست افغانستان شده بود، این سخنگو اظهار داشت که رهبریت کمونیست است و وی اخیرا با یک

هیئت نمایندگی جوانان کمونیست افغان ملاقاتی داشته است و در انتها به طور خلاصه گفت «پس چه شده

است؟ هیچ، نیرومندترها قدرت را به دست گرفته اند، همین».

7 مهمترین گزارشی که درباره خاورمیانه در سخنرانیهای لنینگراد ارائه شد، درباره ایران بود که

حاکی از یأس فزاینده شوروی می باشد. در سطح روابط دولتی به گفته سخنران 15 اکتبر روابط «حسنه»

است، ولی این سخنران اذعان داشت که ایران به تجدید ارسال 20 درصد از صادرات گاز خود که بر طبق

قرارداد باید به شوروی وارد شود نپرداخته است؛ وی در دنباله گفت که این توقف در صدور گاز به شوروی

ارمنیها را بیشتر دچار ناراحتی کرده است.

8 اظهارات دیگر این سخنران درباره ایران، نشان داد که روابط چندان هم «رضایت بخش» نبوده

است. بنابه گفته سخنران 15 اکتبر انقلاب ایران دارای دو جنبه ضدکمونیستی و ضدامپریالیستی است.

سخنران به پیام حزب توده اشاره کرد که اعلام داشته بود انقلاب را باید تا سر حد «پیروزی نهایی» ادامه

داد. او درباره نیاز به یک انقلاب دوم در رابطه با اهداف آزادی و کامیابی سخن گفت (او خاطر نشان

ساخت که 4 میلیون نفر بیکار که در برگیرنده بسیاری از روشنفکران نیز می باشد در ایران وجود دارد) و

درست است که خمینی عظیم ترین قدرت را در دست دارد، ولی از احترام او دائما کاسته می شود و رهبریت

اسلامی که در حال حاضر در حال اداره کشور است، دیگر قادر به ادامه راه نخواهد بود. در پاسخ به یکی از

حضار، سخنران گفت که معاهده 1921 هنوز هم به قوت خود باقی است، ولی مداخله شوروی در صورتی

امکان خواهد داشت که کشور دیگری قصد مداخله نظامی داشته باشد (که البته این جواب توسط یکی از

حاضرین که در ردیف جلو نشسته بود مورد تردید قرار گرفت).

9 سخنران 28 اکتبر حتی بیش از سخنران قبل دچار یأس و بدبینی شده بود، چون در رابطه با وقایع

اخیر ایران اعلام داشته بود که اوضاع «بسیار بحرانی است» چون «ارتجاع» کنترل خود بر کشور را کامل

کرده است.

روحانیون اسلامی به کمک «پیشرفته ترین اقشار» جامعه به قدرت رسیدند، ولی اکنون مردم بسیار

مأیوس شده اند و تنها هشت درصد به قانون اساسی جدید رأی داده اند. سخنران رهبریت کنونی را متهم به

چند کار کرده است که عبارتند از: خیانت به فلسطینیهایی که در ایران هستند؛ فروش نفت به اسرائیل از

طریق واسطه گری یک شرکت انگلیسی؛ بی تفاوتی این رژیم نسبت به حضور شاه در آمریکا به این دلیل که

بسیاری از شخصیتهای این رهبریت از «حامیان آمریکا» و نیز از اعضای سابق سازمان ساواک شاه

می باشند.

10 از سخنران 28 اکتبر خواسته شد که درباره مسئله کردستان سخن بگوید. وی گفت کردها خواهان


صفحه 692

خودمختاری ملی در یک ایران دموکراتیک هستند، ولی «تغییرات» سبب شد که رژیم ایران به چپیها

بخصوص حزب توده حمله نماید؛ در اینجا کردها به مطرح کردن این سؤال پرداختند که «آیا در دولتی این

چنین متعصب از نظر مذهبی» خودمختاری اصولاً می تواند وجود داشته باشد.«تا به حال کردها از خود

صبر و استقامت بسیار نشان داده اند» (استویکی).

سخنران 15 اکتبر از اینکه خمینی مسؤولیت عصیان کردها را متوجه شوروی می داند، چون آنها چند

سلاخ روسی داشته اند در حالی که همه نوع سلاح در دسترس آنها قرار داشته، با لحنی انتقادآمیز یاد کرد.

11 سخنران 28 اکتبر با تغییر لحن سعی کرد از ایران کشوری مهاجم و توسعه طلب بسازد. وی ادعا

کرد که «مذهب همیشه یک نیروی تهاجمی است». ایران نه تنها در موضوع افغانستان مداخله می کند، بلکه

عربستان سعودی و عراق هم از ادعای باز پس خواهی جزیره بحرین توسط ایران دچار نگرانی شده اند.

12 این سخنران در خاتمه گفت که آمریکا این نیروهای تفرقه گر در خاورمیانه را زیر نظر داشته از

آنها بهره برداری می نماید و اوضاع به یک نقطه بحرانی در تاریخ رسیده است (اولستری). سخنران در

خاتمه اظهار امیدواری کرد که بنا به منطق تاریخ برای اعراب بهتر است که به سوی شوروی بازگردند.

در رابطه با ایران وی پیش بینی کرد که «واضح است که انفجاری در راه می باشد» (همین عبارت به

لهجه روسی هم نوشته شده).بوچانان

کتاب پنجاهم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش دوم (1)


صفحه 693

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 694

شوروی

«شرق تجاوزگر»

بخش دوم (1)

نگرشی بر صنعت نفت و گاز شوروی


صفحه 695

سند شماره (1)

گزارش اطلاعاتیژوئیه 1976 مرداد 1355

نگرشی بر صنعت نفت و گاز شوروی

احتمالاً شوروی نخواهد توانست در سال 1980 به هدف خود در تولید نفت که همانا تولید به میزان

8/12 4/12 میلیون بشکه در روز است نائل آید. در حوزه های غرب سیبری که منشأ تمام طرحها در

زمینه افزایش تولید است، به این علت که نمی توان از صنایع مورد لزوم به موقع بهره برداری نمود، در تولید

نفت نقصانی به میزان 5 درصد تا 8 درصد به وجود خواهد آمد. برای جبران این کمبود، شوروی ممکن

است میزان مصرف نفت را پایین بیاورد. به پیشنهاد بعضی از مقامات، اگر بتوان در سالهای 1980 در سطح

مصرف سالانه 5 درصد کاهش ایجاد نمود، در حالی که میزان این کاهش در سالهای قبل حدود 7 تا 5/7

درصد بوده است، شوروی خواهد توانست با استفاده از حوزه های نفتی خود نیاز داخلی را تأمین کرده،

نفت بیشتری را به اروپای شرقی ارسال نماید و به میزان کنونی نیز به غرب نفت بفروشد. ولی اگر نتوان در

رشد مصرف کاهشی ایجاد کرد، شوروی مجبور خواهد بود یا میزان صدور نفت به اروپای شرقی و غربی

را افزایش دهد یا از طریق اوپک نفت بیشتری را وارد نماید.

اهداف شوروی در زمینه تولید گاز در سال 1980 یعنی بین 1093 تا 1188 میلیون متر مکعب در

روز نیز حاکی از خوش بینی بیش از حد است. به علت مشکلاتی که در ایجاد خط لوله مناسب وجود

دارد، احتمالاً حدود 3 درصد تا 10 درصد در این زمینه نیز کاهشی در تولید به وجود خواهد آمد. کاهش

این گونه ای احتمالاً سبب خواهد شد که شوروی نتواند به وظایف خود در زمینه صدور گاز و مصرف

داخلی عمل نماید. لیکن گامهایی به منظور انجام این وظایف از هم اکنون برداشته شده است. هر گونه

تخفیف در میزان صدور گاز به غرب معادل از دست رفتن مقدار زیادی ارز خارجی است، که شوروی سعی

دارد از آن هم اجتناب ورزد. به منظور جبران این کمبود پیش بینی نشده و ادامه صدور گاز، شوروی

احتمالاً از ایران و افغانستان مقداری گاز وارد خواهد کرد. علاوه بر این در سالهای 80 1976 از زغال

سنگ به جای گاز در صنایع استفاده خواهد شد. ولی توسل به این گونه منابع جایگزین عملی تدریجی

است. کمبود تولید لوله و تجهیزات خط لوله داخلی و وابستگی روزافزون به واردات و نیز مشکلات حل

نشده ای که در رابطه با برنامه 10 ساله وجود دارد، احتمالاً سبب خواهد شد که برنامه ساختمان خط لوله

عظیم این کشور به اتمام نرسد.

شوروی مهمترین تولیدکننده نفت خام در جهان و بعد از آمریکا دومین تولیدکننده گاز طبیعی با

استفاده از تجهیزات و تکنولوژی داخلی است و فقط در زمینه واردات خط لوله و تجهیزات مربوط به

خطوط لوله از نقاط دیگر کمک می گیرد. لیکن اگر شوروی مایل باشد که در افزایش تولید نفت در سالهای

1980 نیز تداوم وجود داشته باشد، در دهمین برنامه پنج ساله (80 1976) خود، شوروی به تکنولوژی و

تجهیزات غرب باید متوسل شود تا بتواند به کشف و بهره برداری از منابع نفتی جدید در سیبری و دریاهای

قطبی بپردازد. البته مشکل شوروی در زمینه واردات تکنولوژی و تجهیزات غربی تقریبا لاینحل است

چون سازندگان غربی توانایی عرضه آنها را ندارند و شوروی نیز نمی تواند در ازای آنها ارز مورد قبول

بین المللی را بپردازد و یا ترتیب یک معامله پایاپای را بدهد. گرچه در صنعت نفت شوروی خرید تجهیزات

خارجی دارای اولویت می باشد، ولی در پاییز 1975 بعلت کمبود ارز معتبر از 25 پروژه پیشنهادی 12 تای


صفحه 696

آن به تأخیر افتاد.

عملکرد کنونی

1 صنعت نفت شوروی در 15 سال گذشته رشد چشمگیری داشته است. از سال 1974، شوروی

مهمترین تولیدکننده نفت خام و پس از آمریکا دومین تولیدکننده گاز طبیعی بوده است. در سال 1975

تولید نفت به میزان 8/9 میلیون بشکه در روز و تولید گاز طبیعی به سطح 793 میلیون متر مکعب در روز

رسید (به جدول ضمیمه ت نگاه کنید). در سالهای 75 1961 تولید نفت سالانه به میزان 3/8 درصد و

تولید گاز طبیعی سالانه به میزان 1/13 درصد افزایش یافت. سهم نفت و گاز شوروی در سال 1965 از

50 درصد تولید و 46 درصد مصرف به 64 درصد تولید و 60 درصد مصرف در سال 1975 افزایش یافت

(به جدول 2 ضمیمه ت نگاه کنید).

2 بجز در مورد خط لوله، شوروی توانست با استفاده از تجهیزات و تکنولوژی نفتی خود به درجه

اهمیت کنونی دست پیدا کند. لیکن در سالهای اخیر شوروی به منظور بالا بردن ظرفیت و تواناییهای فنی

خود به خرید تجهیزات و تکنولوژی غرب در زمینه نفت و گاز همت ورزیده است. در سالهای 75 1972

میزان این خریدها معادل 3/1 میلیارد دلار گردید، که 226 میلیون دلار آن به آمریکا رسید.

3 شوروی یکی از صادرکنندگان عمده نفت است و در آینده نزدیک در زمینه صدور گاز نیز همین

نقش را ایفا خواهد کرد. صدور نفت در سال 1975 به میزان 6/2 میلیون بشکه در روز انجام می شد که

حدود 55/1 میلیون بشکه آن در روز به کشورهای کمونیستی، بخصوص اروپای شرقی و حدود 05/1

میلیون بشکه آن هر روز به غرب صادر می گشت. (به جدول 2 ضمیمه ت نگاه کنید.) از طریق همین صدور

نفت به غرب شوروی مهمترین و بیشترین مقدار ارز خارجی خود را که در سال 1974 حدود 6/2 میلیارد

دلار و در سال 1975 بالغ بر 2/3 میلیارد دلار می شد، بدست آورد.

4 قبل از افزایش چشمگیر قیمت نفت اوپک در سالهای 1973 و 1974 شوروی نفت خود را به

قیمت نفت اوپک به غرب می فروخت. برای نفتی که به اروپای شرقی صادر می کرد معمولاً بیش از آن

دریافت می نمود. ولی پس از چهار برابر شدن قیمت نفت اوپک در سالهای 1973 و 1974 وضع فرق کرد.

شوروی با مشتریان غربی خود نیز همین کار را کرد ولی در رابطه با اروپای شرقی که قیمت نفت صادراتی

برای آنها بر اساس قراردادهای برنامه 75 1971 تعیین می گردید قیمتها را فقط مقداری بالا برد و در

سال 1974 هر بشکه نفت را فقط به مبلغ کمتر از 3 دلار به آنها می فروخت. لیکن در اوایل سال 1975،

شوروی با دیگر شرکای خود در شورای کمکهای دوجانبه اقتصادی مذاکره نمود و قیمت نفت را برای

مشتریان اروپای شرقی خود به میزان 7 دلار برای هر بشکه بالا برد که با وجود این از قیمت 50/10

دلاری اوپک نیز کمتر است. در همان حال مسکو فرمولی را به وجود آورد و بر اساس رشد قیمت نفت

جهان در 5 سال گذشته، خواستار آن شد که سالانه در قیمت نفت تجدید نظر گردد. ولی شوروی به منظور

بدست آوردن ارز خارجی بیشتر در صدور نفت خود به غرب از سیاستهای قیمت گذاری اوپک دنباله روی

خواهد کرد.

5 بخش اعظم نفت خام صادراتی شوروی در سالهای اخیر از حوزه های وسیع قدیمیتر اورالز ولگا

روماشکینو، موخانوفو، توی مازی، آرلان بدست می آمد که از نظر کیفیت مشابه نفت خام متوسط


صفحه 697

عربستان سعودی و ایران است. این نفت خام معمولاً دارای ترکیبات نفت فرار و پارافین بود و از جاذبه 35

32 درجه برخوردار است. حدود 8/1 2/1 درصد سولفور دارد و می توان آن را در پالایشگاههای

مخصوص نفت خاورمیانه تصفیه نمود. در سالهای اخیر، تولید نفت در غرب سیبری افزایش بسیار یافته

است، و این نفت خام (جاذبه 35 34 و محتوای سولفوری آن زیر یک درصد است) را با نفت اورالز

ولگا ترکیب می کنند تا برای استفاده داخل و نیز صادرات از آن بهره برداری شود.

6 لیکن در سالهای اخیر برخلاف افزایش تولیدی در زمینه منابع جدید نفتی کشفیاتی صورت نگرفته

است. در نتیجه برای جلوگیری از تخلیه سریع حوزه های نفتی قدیمی تلاش بسیار به کار برده اند تا به منابع

جدید دست یابند. حوزه های اصلی منطقه اورالز ولگا که به افزایش سریع تولید در سالهای 1950 و

1960 کمک زیادی نمود در حال اتمام است. از این منطقه تنها با استفاده از آبشویی بسیار و پمپهای شناور

وارداتی و بهره برداری از حوزه های کوچکتر و عمیقتری که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه نیست،

نفت تولید می گردد. تقریبا کل افزایشی که در تولید در دو سال گذشته دیده شد، از منطقه غرب سیبری

برداشت شده است. در سال 1975، این منطقه 96/2 ملیون بشکه نفت در روز به دست می داد که حدود

30% کلی نفت تولیدی در شوروی است. برای اطلاعات بیشتر به ضمیمه الف مراجعه نمایی.د

مشکلات و مسائل مربوط به 80 1976

نفت

7 طرحهای شوروی برای تولید 8/124/12 میلیون بشکه در روز در سال 1980 حاکی از

خوش بینی بسیار است. موفقیت در رسیدن به هدفهای دهمین برنامه پنج ساله (80 1976) اصولاً بسته

به ایجاد حوزه های جدید نفتی در غرب سیبری و ایجاد بهبود در تکنولوژی حوزه های نفتی است، که

شوروی ظاهرا نمی تواند هیچ یک از این کارها را انجام دهد. در سال 1980 تولید به میزان 8/11 میلیون

بشکه در روز خواهد رسید که حدود 5 درصد تا 8 درصد کمتر از اهداف تعیین شده و حدود بیش از 3

درصد کاهش تولید در رابطه با سال 1975 می باشد.

8 شوروی می تواند با کاهش مصرف نفت همان گونه که در طرحها پیش بینی شده این کمبود را جبران

نماید. یکی از گامهای منطقی در این زمینه استفاده از زغال سنگ به جای نفت در صنایع عظیم مصرف

کننده نفت از قبیل نیروگاههای حرارتی است. در صورتی که در سالهای 1980 بتوانند میزان مصرف را 5

درصد کاهش دهند، در حالی که در سالهای قبل، از میزان 5/7 7 درصد کاهش استفاده می کرده اند،

می توان انتظار داشت که تولید کنونی نیاز داخلی را تأمین کرده، علاوه بر آن در صدور نفت به اروپای

شرقی افزایش ایجاد کرده و ادامه فروش نفت به میزان کنونی به غرب را نیز ممکن سازد.

9 لیکن اگر شوروی نتواند میزان مصرف را به مقدار یاد شده پایین بیاورد، مجبور است یا در صدور

نفت به اروپای شرقی و اروپای غربی کاهش به وجود بیاورد و یا مقدار بیشتری از نفت اوپک را خریداری

و وارد نماید. شوروی سعی می کند قسمت اصلی نفت اروپای شرقی را خود تأمین نماید و نیاز آن کشور به

ارز خارجی مانع از کاهش فروش نفت به غرب است. چون این کشور برای خریدهای مستقیم خود

احتیاج به ارز خارجی دارد. لذا انتظار می رود که نفت اوپک را به صورت پایاپای و شاید در عوض

تجهیزات نظامی خریداری نماید. (به جدول 3 ضمیمه ت نگاه کنید)


صفحه 698

10 شوروی در نظر دارد کل افزایش تولید خود را از طریق غرب سیبری تأمین نماید، یعنی تولید را از

6/2 میلیون بشکه در روز در سال 1975 به 6 تا 2/6 میلیون بشکه در روز در سال 1980 برساند و حدود

نیمی از تولید کلی خود را از آن منطقه استخراج نماید.

این میزان خیلی بالاتر از میزان 6/4 تا 2/5 میلیون بشکه ای است که قبلاً برای سال 1980 در نظر

گرفته شده بود. اطلاعات موجود شوروی در زمینه حوزه های غرب سیبری حکایت از آن دارد که تولید

نفت در آنجا با برداشت 7/5 میلیون بشکه در روز به اوج تولیدی خود خواهد رسید. البتّه بعضی از آنها در

حال حاضر به اوج تولیدی خود رسیده است و دیگر حوزه ها نیز قبل یا بعد از 1980 به نقطه اوج خواهند

رسید و با وجود اینکه حوزه های جدیدتری در غرب سیبری کشف شده اند، ولی هیچ یک از آنها به عظمت

حوزه نفتی ساموتلور که حدود 2/2 تا 4/2 میلیون بشکه در روز ظرفیت تولیدی دارد، نیستند. در اواخر

1975، مقامات صنعتی اظهار داشتند که غرب سیبری در سال 1980 فقط استعداد تولیدی 6/4 تا 2/5

میلیون بشکه در روز را داراست ولی منطقی ترین میزان استعداد این منطقه، حد وسط این دو رقم یاد شده

است.

11 میزان تولید در غرب سیبری ممکن است به این دلیل بالا در نظر گرفته شده باشد که طراحان

شوروی متوجه شده اند که تعدادی از حوزه های مهم نفتی اورالز ولگا در حال تخلیه سریع است و

نمی توان در آینده نیز به میزان کنونی از این حوزه مولد عظیم بهره برداری نمود. و.د. شاشین وزیر صنعت

نفت شوروی با بیان این موضوع که تولید جدید در هر یک از 5 سال آتی باید به میزان 2 میلیون بشکه در

روز انجام شود و دو سوم این مقدار برای جبران بهبودهای پیش بینی نشده است، این مسئله را دریافته

است.

12 برنامه شوروی همچنین خواستار بهبود بیشتر در زمینه بهره برداری، توسعه، تکنولوژی و

تجهیزات مربوط به حمل و نقل است. در گذشته این برنامه ها با موفقیت چندانی همراه نبوده و آینده آن هم

چندان امیدوارکننده نیست.

13 نقصان موجود در میزان کشفیات ذخایر نفتی جدید در آمار حفاریهای شوروی منعکس گردیده

است (به جدول 4 ضمیمه ت نگاه کنید) و حاکی از آن است که در روند حفاریهای اکتشافی در اواخر

سالهای 1960 تغییر به وجود آمده است. در سالهای 74 1970 کل حفاریهایی که انجام گرفت در جهت

توسعه حوزه های قبلی و به منظور بالا بردن تولید بود. لیکن در دهه قبل حفاریهای اکتشافی، نیمی از کل

حفاریها را تشکیل داد. در اوایل 1972 شاشین اظهار داشت که بعد از سال 1975 تنها به یک وسیله

می توان صنعت نفت را گسترش بخشید و آن هم در صورتی است که بتوان حوزه های نفتی جدید بزرگتر از

حوزه های غرب سیبری را کشف نمود. مقامات شوروی معتقدند که همزمان با افزایش نیاز به سوخت

مایع، جریان نفت تویمان در پنج یا شش سال آینده کاهش خواهد یافت. به همین دلیل طرحهایی در دست

اجراست تا از طریق آنها به اکتشافات وسیع در سیبری شرقی در سالهای 801976 بتوان دست زد.

14 با در نظر گرفتن آب و هوا، مشکلات لجستیکی بیشتر از غرب سیبری، اوضاع زمین شناسی

بسیار پیچیده و فقدان تجهیزات ژئوفیزیک لازم، نمی توان انتظار داشت که شرق سیبری بتواند کمک مهمی

در عرضه نفت ملی تا قبل از اواسط سالهای 1980 بنماید.

جستجو برای بهره برداری از منابع نفتی سواحل سیبری نیز تنها با توسل به تجهیزات و تکنولوژی