عربستان سعودی و ایران است. این نفت خام معمولاً دارای ترکیبات نفت فرار و پارافین بود و از جاذبه 35
32 درجه برخوردار است. حدود 8/1 2/1 درصد سولفور دارد و می توان آن را در پالایشگاههای
مخصوص نفت خاورمیانه تصفیه نمود. در سالهای اخیر، تولید نفت در غرب سیبری افزایش بسیار یافته
است، و این نفت خام (جاذبه 35 34 و محتوای سولفوری آن زیر یک درصد است) را با نفت اورالز
ولگا ترکیب می کنند تا برای استفاده داخل و نیز صادرات از آن بهره برداری شود.
6 لیکن در سالهای اخیر برخلاف افزایش تولیدی در زمینه منابع جدید نفتی کشفیاتی صورت نگرفته
است. در نتیجه برای جلوگیری از تخلیه سریع حوزه های نفتی قدیمی تلاش بسیار به کار برده اند تا به منابع
جدید دست یابند. حوزه های اصلی منطقه اورالز ولگا که به افزایش سریع تولید در سالهای 1950 و
1960 کمک زیادی نمود در حال اتمام است. از این منطقه تنها با استفاده از آبشویی بسیار و پمپهای شناور
وارداتی و بهره برداری از حوزه های کوچکتر و عمیقتری که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه نیست،
نفت تولید می گردد. تقریبا کل افزایشی که در تولید در دو سال گذشته دیده شد، از منطقه غرب سیبری
برداشت شده است. در سال 1975، این منطقه 96/2 ملیون بشکه نفت در روز به دست می داد که حدود
30% کلی نفت تولیدی در شوروی است. برای اطلاعات بیشتر به ضمیمه الف مراجعه نمایی.د
مشکلات و مسائل مربوط به 80 1976
نفت
7 طرحهای شوروی برای تولید 8/124/12 میلیون بشکه در روز در سال 1980 حاکی از
خوش بینی بسیار است. موفقیت در رسیدن به هدفهای دهمین برنامه پنج ساله (80 1976) اصولاً بسته
به ایجاد حوزه های جدید نفتی در غرب سیبری و ایجاد بهبود در تکنولوژی حوزه های نفتی است، که
شوروی ظاهرا نمی تواند هیچ یک از این کارها را انجام دهد. در سال 1980 تولید به میزان 8/11 میلیون
بشکه در روز خواهد رسید که حدود 5 درصد تا 8 درصد کمتر از اهداف تعیین شده و حدود بیش از 3
درصد کاهش تولید در رابطه با سال 1975 می باشد.
8 شوروی می تواند با کاهش مصرف نفت همان گونه که در طرحها پیش بینی شده این کمبود را جبران
نماید. یکی از گامهای منطقی در این زمینه استفاده از زغال سنگ به جای نفت در صنایع عظیم مصرف
کننده نفت از قبیل نیروگاههای حرارتی است. در صورتی که در سالهای 1980 بتوانند میزان مصرف را 5
درصد کاهش دهند، در حالی که در سالهای قبل، از میزان 5/7 7 درصد کاهش استفاده می کرده اند،
می توان انتظار داشت که تولید کنونی نیاز داخلی را تأمین کرده، علاوه بر آن در صدور نفت به اروپای
شرقی افزایش ایجاد کرده و ادامه فروش نفت به میزان کنونی به غرب را نیز ممکن سازد.
9 لیکن اگر شوروی نتواند میزان مصرف را به مقدار یاد شده پایین بیاورد، مجبور است یا در صدور
نفت به اروپای شرقی و اروپای غربی کاهش به وجود بیاورد و یا مقدار بیشتری از نفت اوپک را خریداری
و وارد نماید. شوروی سعی می کند قسمت اصلی نفت اروپای شرقی را خود تأمین نماید و نیاز آن کشور به
ارز خارجی مانع از کاهش فروش نفت به غرب است. چون این کشور برای خریدهای مستقیم خود
احتیاج به ارز خارجی دارد. لذا انتظار می رود که نفت اوپک را به صورت پایاپای و شاید در عوض
تجهیزات نظامی خریداری نماید. (به جدول 3 ضمیمه ت نگاه کنید)
10 شوروی در نظر دارد کل افزایش تولید خود را از طریق غرب سیبری تأمین نماید، یعنی تولید را از
6/2 میلیون بشکه در روز در سال 1975 به 6 تا 2/6 میلیون بشکه در روز در سال 1980 برساند و حدود
نیمی از تولید کلی خود را از آن منطقه استخراج نماید.
این میزان خیلی بالاتر از میزان 6/4 تا 2/5 میلیون بشکه ای است که قبلاً برای سال 1980 در نظر
گرفته شده بود. اطلاعات موجود شوروی در زمینه حوزه های غرب سیبری حکایت از آن دارد که تولید
نفت در آنجا با برداشت 7/5 میلیون بشکه در روز به اوج تولیدی خود خواهد رسید. البتّه بعضی از آنها در
حال حاضر به اوج تولیدی خود رسیده است و دیگر حوزه ها نیز قبل یا بعد از 1980 به نقطه اوج خواهند
رسید و با وجود اینکه حوزه های جدیدتری در غرب سیبری کشف شده اند، ولی هیچ یک از آنها به عظمت
حوزه نفتی ساموتلور که حدود 2/2 تا 4/2 میلیون بشکه در روز ظرفیت تولیدی دارد، نیستند. در اواخر
1975، مقامات صنعتی اظهار داشتند که غرب سیبری در سال 1980 فقط استعداد تولیدی 6/4 تا 2/5
میلیون بشکه در روز را داراست ولی منطقی ترین میزان استعداد این منطقه، حد وسط این دو رقم یاد شده
است.
11 میزان تولید در غرب سیبری ممکن است به این دلیل بالا در نظر گرفته شده باشد که طراحان
شوروی متوجه شده اند که تعدادی از حوزه های مهم نفتی اورالز ولگا در حال تخلیه سریع است و
نمی توان در آینده نیز به میزان کنونی از این حوزه مولد عظیم بهره برداری نمود. و.د. شاشین وزیر صنعت
نفت شوروی با بیان این موضوع که تولید جدید در هر یک از 5 سال آتی باید به میزان 2 میلیون بشکه در
روز انجام شود و دو سوم این مقدار برای جبران بهبودهای پیش بینی نشده است، این مسئله را دریافته
است.
12 برنامه شوروی همچنین خواستار بهبود بیشتر در زمینه بهره برداری، توسعه، تکنولوژی و
تجهیزات مربوط به حمل و نقل است. در گذشته این برنامه ها با موفقیت چندانی همراه نبوده و آینده آن هم
چندان امیدوارکننده نیست.
13 نقصان موجود در میزان کشفیات ذخایر نفتی جدید در آمار حفاریهای شوروی منعکس گردیده
است (به جدول 4 ضمیمه ت نگاه کنید) و حاکی از آن است که در روند حفاریهای اکتشافی در اواخر
سالهای 1960 تغییر به وجود آمده است. در سالهای 74 1970 کل حفاریهایی که انجام گرفت در جهت
توسعه حوزه های قبلی و به منظور بالا بردن تولید بود. لیکن در دهه قبل حفاریهای اکتشافی، نیمی از کل
حفاریها را تشکیل داد. در اوایل 1972 شاشین اظهار داشت که بعد از سال 1975 تنها به یک وسیله
می توان صنعت نفت را گسترش بخشید و آن هم در صورتی است که بتوان حوزه های نفتی جدید بزرگتر از
حوزه های غرب سیبری را کشف نمود. مقامات شوروی معتقدند که همزمان با افزایش نیاز به سوخت
مایع، جریان نفت تویمان در پنج یا شش سال آینده کاهش خواهد یافت. به همین دلیل طرحهایی در دست
اجراست تا از طریق آنها به اکتشافات وسیع در سیبری شرقی در سالهای 801976 بتوان دست زد.
14 با در نظر گرفتن آب و هوا، مشکلات لجستیکی بیشتر از غرب سیبری، اوضاع زمین شناسی
بسیار پیچیده و فقدان تجهیزات ژئوفیزیک لازم، نمی توان انتظار داشت که شرق سیبری بتواند کمک مهمی
در عرضه نفت ملی تا قبل از اواسط سالهای 1980 بنماید.
جستجو برای بهره برداری از منابع نفتی سواحل سیبری نیز تنها با توسل به تجهیزات و تکنولوژی
غربی امکان پذیر است. شوروی نیز وسایل ژئوفیزیکی پیچیده از قبیل تجهیزات زلزله سنجی و واحدهای
کامپیوتری دیجیتالی را که در غرب معمولاً استفاده می شد، در اختیار ندارد. شوروی بدون این تجهیزات
نمی تواند نقشه این منابع را بدست آورد. در حالی که اکتشافات به عمق 3000 متری رسیده است نوعی
عدم توانایی برای شوروی به وجود آمده است. مته های ضعیف حفاری، کمبود لوله و دکلهای مخصوص
حفاری، و پمپهای ضعیف مخصوص بیرون کشیدن گل و لای نیز به عدم کارایی این عملیات کمک می کند.
توربومته های استاندارد شوروی که بهترین وسیله برای حفر چاههای کم عمق در مناطق صخره ای شبیه
به اورالز ولگاست، برای حفر چاههای عمیقتر از 2500 متر فاقد کارایی است.
15 بنابراین، تجارب شوروی در خارج از سواحل محدود به استفاده از آبهای نسبتا کم عمق دریای
خزر و دریای سیاه است که در آنها با استفاده از «جزایر ساخت انسان» به این کار مبادرت ورزیده می شود.
شوروی تنها چهار سکوی شناور مخصوص حفاری در دریاها دارد که همه آنها در دریای خزر واقع
شده است و فقط یکی از آنها قادر است در آبهایی به عمق 90 متر به حفاری مبادرت ورزد. برای اینکه
شوروی بتواند وارد آبهای عمیقتر خزر و دریاهای قطبی و یا دریای اوخوتسک در کناره ساخالین بشود،
نیاز به تجربه و تکنولوژی و تجهیزات غربی دارد. حتی با یاری گرفتن از این امکانات نیز نمی توان قبل از
سال 1980 چاه نفت جدیدی حفر نمود.
گاز طبیعی
16 طرحهای تولیدی شوروی برای سالهای 801976 در زمینه گاز طبیعی نیز احتمالاً تحقق پذیر
نخواهد بود و باید از همان میزان دهه قبل استفاده نماید. به منظور تولید 1093 تا 1188 میلیون متر مکعب
گاز طبیعی در روز در سال 1980 باید به برداشت سریع از حوزه های گازی غرب سیبری پرداخته شود و
این کار هم نیاز به پیشرفت و بهبود مهم در تکنولوژی خط لوله و تولید گاز طبیعی و ایجاد تجهیزات دارای
کارایی بسیار دارد که هیچ یک از آنها در حال حاضر مقدور نیست.
وقفه ای که در ساختمان خط لوله پدید آمد، ناشی از کمبود لوله های بسیار قطور و تجهیزات کمکی
بوده است که در سال 1975 سبب 10 درصد کاهش در میزان تولید گاز گردید. با در نظر گرفتن این
مشکلات نمی توان انتظار داشت که حجم تولید به یک میلیارد متر مکعب در 1980 برسد و حدود 3 تا 10
درصد کمتر از میزان برنامه ریزی و پیش بینی شده خواهد بود (به جدول 5 ضمیمه ت در زمینه عرضه گاز و
برآورد تقاضا توجه کنید).
17 دهمین برنامه پنج ساله (801976) خواستار ایجاد 35000 کیلومتر خط لوله گازی است. این
رقم 2000 کیلومتر بیش از نیاز برنامه پنج ساله 751971 است که در آن زمان نیز 1000 کیلومتر از خط
لوله پیش بینی شده کامل نشد. در بخش اعظم این خط لوله به لوله های بسیار قطور و پر ظرفیت که بتواند
تحت فشارهای جوی 75 درجه عمل نماید و گاز را از حوزه هایی که قرار است در غرب سیبری کومی و
اونبرگ اوبلاست در اورالز گرفته و توزیع نماید، احتیاج است. بخش عمده این لوله ها، شیرها و
کمپرسورها را باید از غرب وارد کنند و در ازای آن یا باید ارز قابل قبول خارجی بپردازند و یا در ازای
تحویل گاز شوروی در آینده، آنها را تهیه نمایند.
18 بخش اعظم حوزه های گازی جدید و ساختمان خط لوله مربوط به آن در تویمان اوبلاست غرب
سیبری متمرکز خواهد شد که لایه زیرین زمین در آنجا همیشه یخ زده است و قرار است در این منطقه
مهمترین منطقه تولیدی تجاری یورنگوی، یعنی عظیم ترین حوزه گازی جهان در سال 1978 ایجاد شود.
تلاش روسها برای ایجاد تجهیزات و تکنولوژی بهتر برای مقابله با مشکلات این منطقه با موفقیت چندانی
توأم نبوده است و گمان نمی رود که بتوان از این طریق به اهداف تعیین شده برای سال 1980 نیز دست
یافت.
نیاز به تجهیزات و محدودیت ارز خارجی
19 با وجود اینکه جهیزات و تکنولوژی غربی در رابطه با حمل و نقل خطوط لوله و گاز و نفت
مهمترین واردات این کشور بوده است، احتمالاً با استفاده از 200 150 میلیون دلار تجهیزات نفتی و
گازی دیگر شوروی خواهد توانست به تولید در این حوزه ها بپردازد. آن قسمت از تجهیزات آمریکایی که
می تواند سریعترین و مؤثرترین کمک را در این زمینه به شوروی بنماید عبارتند از: مته های حفاری،
برنامه های حفاری آبی، پمپهای شناور چاههای نفت، تجهیزات چند بخشی، تجهیزات چرخانلوله های
حفاری و چهار دکل. (در ضمیمه ب در باره این تجهیزات و نحوه کمک آنان به شوروی سخن رفته است)
به همراه این تجهیزات و تکنولوژی لازم است که تکنسینهای غربی و شرکتهای خارجی نیز به آنجا اعزام
شوند تا نحوه کاربرد ابزار را در محل نشان دهند. چون شورویها خوششان نمی آید که تکنسینهای خارجی
را وارد حوزه های خود بنمایند. از تجهیزات وارداتی استفاده مؤثر نیز نمی شود.
20 آن دسته از وزارتخانه های شوروی که به تولید کالاهای صادراتی از قبیل نفت مشغول هستند،
خواستار اختصاص یافتن هزینه ای برای خرید تجهیزات و تکنولوژی خارجی شده اند. بنابه گزارشهای
رسیده علیرغم این اولویتهای مهم در پاییز 1975، رهبریت شوروی از 25 پروژه مهم، 12 تای آنها را به
تعویق انداخت و دلیل آن هم این بوده است که در مورد موازنه پرداختهای شوروی در زمینه ارز خارجی
اطمینان زیاد وجود ندارد. به علت کمبود ارز خارجی در ماههای اخیر شوروی از کارخانه های آمریکایی
خواسته است که در تحویل پمپهای شناور نفتی و تجهیزات مربوط به تولید گاز تا سال 1976 تأخیر نمایند
و هزینه لازم را در سال 1977 دریافت نمایند.
21 افزایش قیمتها نیز در این زمینه نقش داشته است. مثلاً در مذاکراتی که در دو تا سه سال گذشته با
یک شرکت آمریکایی در مورد ایجاد یک کارخانه سازنده وسائل حفاری انجام گرفته بود، روسها با تمام
جنبه های فنی این کارخانه موافقت کردند. لیکن به خاطر بالا رفتن هزینه تجهیزات آمریکایی قیمت این
پروژه از 150 میلیون به 400 میلیون دلار افزایش پیدا کرد و روسها در ژانویه 1976 اعلام داشتند که
قیمت کنونی بسیار گران است و از شرکت آمریکایی خواستند که وسیله ارزانتری را در اختیار آنها قرار
دهد.
22 سهم آمریکا در رابطه با واردات تجهیزات فنی غربی تاکنون زیاد نشده است ولی با مذاکراتی که
در حال انجام است و در صورتی که شوروی از نظر ارز خارجی دچار محدودیت نباشد، میزان فروش
این گونه تجهیزات توسط آمریکا در چند سال آینده سر به آسمان خواهد زد.
مذاکراتی بر سر ایجاد کارخانه های حاضر بکار آمریکا در شوروی جهت تولید تجهیزات حفر
چاههای نفتی دریایی (250 میلیون دلار)، شیرهای توپی (300 میلیون دلار)، و پمپهای شناور نفتی
(100 میلیون دلار) در حال انجام است. علاوه بر این ممکن است شوروی آمادگی خود را برای خرید
توربین، کمپرسور و تجهیزات کمکی ایستگاههای کمپرسور خط لوله گازی 2750 کیلومتری اورنبرگ
(در جنوب کوههای اورال) به مرز غربی روسیه که معادل 3/1 میلیارد دلار می باشد، از کارخانه های
آمریکایی اعلام دارد. شرکتهای آمریکایی برای شرکت در ایجاد تسهیلات ساختمانی برای به وجود
آوردن سکوهای شناور دریایی حفاری و در اختیار قرار دادن چند سکوی نیمه شناور حفاری و یا
کشتیهای مخصوص حفاری، مشغول مذاکره هستند. هزینه لازم برای همه این معاملات بیش از یک
میلیارد دلار خواهد بود.
23 برای همکاری در توسعه حوزه های گازی سیبری و صدور گاز طبیعی مایع به شرکتهای آمریکا،
اروپای غربی و ژاپنی پیشنهاداتی داده شده است که در صورت توافق به مقدار زیادی تجهیزات و
تکنولوژی غربی نیاز خواهد بود. (ضمیمه پ را در مورد جزئیات این پیشنهادات مطالعه کنید.)
تأثیر تولید اضافی بر عرضه و تقاضا
24 برای توسعه سریعتر حوزه های گازی و نفتی کشف شده غرب سیبری که هنوز مورد بهره برداری
قرار نگرفته است، تجهیزات و فنون غربی مورد نیاز است. استفاده وسیع از پمپهای شناور در حوزه های
قدیمی و جدید سبب می شود که جریان این منابع به میزان کنونی مدتی بیشتر ادامه داشته باشد. تجهیزات و
تکنولوژی غربی برای کشف و بهره برداری، بخصوص در حوزه های سیبری شرقی و بخش خاور دور
روسیه و دریاهای قطبی بسیار ضروری و مورد لزوم است. برای یافتن منابع جدید نفتی و افزایش تولید در
سالهای 1980 باید این اکتشافات صورت گیرد.
25 قسمت اعظم افزایش تولید نفتی در چند سال آینده با استفاده از تجهیزات و تکنولوژی وارداتی
غرب، به غرب صادر خواهد شد تا میزان ارز خارجی دریافتی شوروی بالا برود. با پیشنهاد وزیر صنعت
نفت، شاشین، برای افزایش قیمت نفت در داخل می توان دریافت که شوروی در تلاش است تا میزان
مصرف داخلی را پایین بیاورد. علاوه بر این نخست وزیر کاسیگین، در بیست و پنجمین کنگره حزب
کمونیست شوروی اعلام کرد که قسمت اعظم افزایش تولید نفت در سالهای 801976 برای برآورده
ساختن «نیازهای تکنولوژیکی» استفاده خواهد شد و برای تأمین نیازهای داخلی باید از زغال سنگ،
نیروی هیدروالکتریک و نیروی هسته ای بیشتر استفاده نمود. گر چه بخش حمل و نقل اقتصاد به مقدار
زیادی بنزین و گازوئیل احتیاج خواهد داشت، چون تولید کامیون و اتومبیل افزایش پیدا کرده است،
استفاده از نفت در امور صنعتی زیاد خواهد شد و تقاضای روزافزون صنعت شیمیایی، بهره برداری زیاد
نفت و گاز را برای ساختن مواد پتروشیمی اجتناب ناپذیر خواهد نمود.
26 اگر تجهیزات و تکنولوژی غرب میزان تولید گاز طبیعی را افزایش دهد، قسمت اعظم آن احتمالاً
به وسیله بازار داخلی جذب خواهد شد، چون صدور این گاز بر اساس قراردادهای طویل المدت صورت
می گیرد و بازار مورد نیاز اروپای شرقی نیز تا چند سال اشباع شده است. علاوه بر این قرار است اروپای
شرقی نیز مقدار زیادی گاز از شوروی وارد نماید و طرحهای کنونی، اجازه صدور بیشتر این گاز را
نمی دهد. لیکن افزایش استفاده کار در داخل سبب می شود که بتوانند مقدار بیشتری از نفت تولید شده را به
خارج صادر نمایند.
ضمیمه الف
جزئیات مربوط به صنعت و عملکرد آن در گذشته
ذخایر
حوزه های گازی و نفتی (سفره های رسوبی) داخل شوروی حدود 11 میلیون کیلومتر مربع برآورد
شده است که تقریبا نیمی از مساحت زمینی و دریایی درون این کشور را تشکیل می دهد. حدود دو سوم
این مقدار احتمالاً دارای مواد نفتی می باشد.
درباره وسعت منابع و ذخایر نفتی شوروی اطلاعات پراکنده ای موجود است، چون این اطلاعات از
نظر دولتی دارای طبقه بندی سری می باشند. نفتی که امروزه در شوروی کشف شده به میزان 150 میلیارد
بشکه تخمین زده شده است. تاکنون حدود 45 میلیارد بشکه استخراج شده و بنا به برآورد آمریکا حدود
4030 میلیارد بشکه دیگر نیز قابل بهره برداری می باشد. (آمریکا دارای منابع نفتی معادل 33 میلیارد
بشکه می باشد) قسمت اعظم این منابع در شرق کوههای اورال و بخصوص در سفره های زیرزمینی غرب
سیبری یافت می شود که بنا به گزارشات مختلف، از غنی ترین سفره های نفتی زیرزمینی جهان است، لیکن
دارای آب و هوایی ناسازگار و سرزمینی صعب العبور است. حوزه نفتی ساموتلور در غرب سیبری که
حدود 15 میلیارد بشکه نفت دارد، ششمین حوزه نفتی غول آسای جهان است. به نظر می رسد که در آبهای
دریای خزر، بارنتس، کارا، دریای شرق سیبری و نیز دریای اوخوتسک در آبهای جزیره ساخالین نیز
منابع و ذخایر نفتی وجود داشته باشد. در آبهای ساخالین در یک محیط 100000 کیلومتر مربعی و در
عمق 200 متری آب نیز ذخایر عظیم 4530 میلیارد بشکه ای نفت احتمالاً وجود دارد. حدود نیمی از این
ذخائر در اعماق بیش از 100 متر آبها نهفته است.
اطلاعات مربوط به ذخایر گاز طبیعی معمولاً در مجلات فنی شوروی منتشر می گردد. تعداد منابع
«کشف شده» گاز طبیعی در سالهای 731966 شش برابر گردید و در یک ژانویه 1974 بالغ بر 22
تریلیون متر مکعب، یعنی 70 درصد بیش از ذخایر و منابع قابل مقایسه در آمریکا شد. (جدول 6 ضمیمه
ت) حدود دو سوم ذخایر گاز شوروی در سیبری واقع شده و قسمت اعظم آن نیز در تویمان اوبلاست در
نزدیکی خلیج اوب قرار دارد. حوزه اورنگون در تویمان اوبلاست شمالی بزرگترین حوزه گازی جهان
است که حاوی 64 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی می باشد.
کیفیت
کیفیت نفت شوروی در مناطق مختلف تفاوت دارد. حدود دو سوم نفت خامی که در شوروی تولید
می شود، حاوی 5/0 درصد تا 2 درصد سولفور می باشد و حدود 10 درصد آن حاوی سولفور زیاد (بیش
از 2 درصد) است و بقیه این نفت تولیدی، سولفوری کمتر از 5/0 درصد را دارا می باشد. بخش اعظم نفت
خامی نیز که در منطقه اورالز ولگا تولید می شود دارای ترکیبات نفت فرار و پارافین و مقدار زیادی
سولفور (1 درصد تا 3 درصد) و نمک می باشد. نفت خامی که در غرب سیبری تولید می شود نیز دارای
ترکیبات نفت فرار و پارافین بوده و مقدار سولفور آن بین 05/0 درصد تا 2/2 درصد متغیر است و جاذبه
آن نیز 36 32 درجه می باشد. نفت خامی که از سومین منطقه تولیدی بزرگ، یعنی شبه جزیره
مانگیشلاک در آسیای مرکزی بدست می آید نیز دارای ترکیبات پارافینی بوده مقدار سولفور آن پایین،
یعنی حدود 1 درصد است. این نوع نفت دارای ترکیبات مومی است و در حرارتهای پایین 90 درجه
فارنهایت جامد می شود و برای عبور داده شدن از خط لوله بایستی به آن حرارت دارد. (به جدول 7 از
ضمیمه ت برای مطالعه کیفیت نفت خام تولیدی در این مناطق نگاه کنید).
کیفیت نفتی که به غرب صادر می شود، معمولاً قابل مقایسه با تولیدات پالایشگاههای غربی می باشد.
شوروی تلاش می کند که نفت دارای کیفیت مرغوب را به مشتریان اروپایی بفروشد و در بسیاری از مواد
نفتی که به غرب فروخته شده کیفیتی بهتر از نفت مورد استفاده داخلی داشته است.
مناطق تولیدی
منطقه اورالز ولگا مهمترین منطقه تولید نفت شوروی است ولی بعدها غرب سیبری از آن هم مهمتر
خواهد شد. در اواسط سالهای 1960 حدود 70 درصد از کل نفت تولیدی شوروی از منطقه اورالز ولگا
به دست می آمد. پس از 25 سال بهره برداری بسیاری از این حوزه ها ظرفیت تولیدی خود را از دست داده
است و در سالهای اخیر تولید کاهش یافته است. از اوایل سالهای 1970 در غرب سیبری قسمت اعظم
تولیدات انجام می گرفت و از سال 1965 تولید تجاری در این منطقه آغاز گشت. لیکن آب و هوا و شرایط
اقلیمی سخت و دشوار توسعه حوزه ها را دچار مشکل کرده است. قرار بود با بهره برداری از حوزه های
نفتی شبه جزیره مانگیشلاک در قزاقستان غربی تولید افزایش یابد، لیکن عملیات آبشویی نادرست و
مشکلات پیچیده در زمینه حفر چاهها سبب شده است که تولید با آن سرعتی که پیش بینی شده بود افزایش
پیدا نکند. (به جدول 8 ضمیمه ت در مورد مناطق تولیدی نفتی مراجعه کنید.)
صنعت گاز شوروی در دو دهه گذشته از موفقیت چندانی در اجرای طرحها برخوردار نبوده است و
دلیل عمده آن نیز عدم توانایی در هماهنگ ساختن توسعه و ساختمان و عملیات توأم با کارایی خطوط
لوله و ساختن پالایشگاههای گاز در حوزه های گازی جدید می باشد. در سالهای اخیر پایان یافتن
مقداری از حوزه های گازی غرب کشور نیز به عدم اجرای کامل این طرحها کمک کرده است.
مناطق شرق کوههای اورال بخش اعظم گاز تولیدی را در بر دارند. در سال 1975 حدود 45% از کل
گاز تولیدی از مناطق شرق (آسیای مرکزی و غرب سیبری) بدست آمد، در حالی که در سال 1965 این
منطقه فقط حدود یک ششم از کل گاز تولیدی کشور را ارائه نمود.
پالایش
تکنولوژی شوروی در زمینه پالایش، به خصوص از نظر عمق پالایش و پیچیدگی مراحل آن بطور کلی
قابل مقایسه با تکنولوژی پالایش آمریکا نیست. لیکن در شوروی تقاضا برای تولیدات نفتی نیز با همین
تقاضا در آمریکا متفاوت است. بخصوص که صنعت اتومبیلهای مسافربری شوروی نیز از عمده
مصرف کنندگان نفتی به شمار نمی روند. در طرح مصرف شوروی که مشابه طرح مصرفی اروپای غربی
است در صنایع از نفت سنگین برای سوخت و در زمینه حمل و نقل و کشاورزی از گازوئیل استفاده
می گردد. نیاز شوروی به مواد بهتر نفتی از قبیل بنزین دارای اکتان زیاد و گازوئیل کم سولفور و مواد
سوختی نفتی زیاد شده است و پالایشگاهها در حال توسعه بوده و پالایشگاههای عظیم دیگری نیز ایجاد
می شوند تا کیفیت و انعطاف پذیری مخلوطهای تولیدی را بالا ببرند. در پایان سال 1975، کل ظرفیت
تقطیر پالایشگاههای شوروی در 50 نقطه بالغ بر 8 میلیون بشکه در روز برآورده شده بود. حدود 60
درصد این ظرفیت در بخش اروپایی شوروی و اورالز ولگا متمرکز است (به جدول 10 ضمیمه ت مراجعه
شود). در دهه گذشته بازده تولیدات نفتی از 5/3 میلیون بشکه در روز در سال 1965، به حدود 2/7
میلیون بشکه در روز در سال 1975، یعنی معادل دو برابر افزایش یافت (به جدول 11 ضمیمه ت نگاه
کنید). در این مدت میزان تولید آنقدر بالا بوده است که علاوه بر تأمین نیاز داخلی اجازه صدور 600000
بشکه در روز را به خارج نیز داده است.
مصرف داخلی
در سالهای 751966 میزان مصرف داخلی از 1/3 میلیون بشکه در روز در سال 1965، به حدود
5/6 میلیون بشکه در روز در سال 1975، یعنی به میران سالانه 5/7 درصد افزایش یافته است (به جدول
12 ضمیمه ت نگاه کنید). با وجود کفایت کمیت تولید نفت، عدم انعطاف پذیری عملیات پالایشگاهها
باعث به وجود آمدن کمبود در بعضی از تولیدات نفتی شده است. این کمبودهای داخلی همچنین در نتیجه
عدم کفایت تسهیلات مورد لزوم برای حمل و نقل در ساعات اوج مصرف نیز به وجود می آید. بطور مثال،
هنگام برداشت محصول، یعنی زمانی که قطارها مملو از مسافر است میزان سوخت گازوئیل پایین می آید.
بخش اعظم صنایع شوروی از گاز استفاده می کنند و تنها صنعت نیروی برق، یک چهارم گاز مصرفی را
به خود اختصاص داده است، لیکن در سالهای 1970 بیشتر به استفاده از گاز طبیعی برای مصارف غیر
سوختی پرداخته شد و از آن به عنوان یک ماده خام برای ساختن بسیاری از مواد شیمیایی بهره برداری شد
و در صنعت فلزات نیز به عنوان یک عامل تخفیف دهنده در ساختن آهن و فولاد به کار گرفته شد. مصرف
داخلی گاز طبیعی در دهه گذشته به میزان بیش از 2 برابر افزایش یافته، یعنی از 350 میلیون متر مکعب در
سال 1965 به 775 میلیون متر مکعب در سال 1975 رسیده است (به جدول 5 ضمیمه ت نگاه کنید).
توزیع
حمل و نقل نفت هنوز هم یکی از مشکلات عمده است، چون تولید نفت خام تنها در چند منطقه
صورت می گیرد که از پالایشگاهها و مراکز مصرفی خیلی دور هستند. در سال 1964 راه آهن بیشتر از هر
وسیله حمل و نقل دیگر به انتقال نفت با قیمتی حدود سه برابر قیمت خط لوله پرداخت. ولی از سال 1965
با مضاعف شدن شبکه خط لوله یعنی بالغ بر 58000 کیلومتر در سال 1975 این خطوط در حمل و نقل
نفت نقش مهمی را ایفا کرده اند. در سال 1974 حدود بیش از نیمی از نفت تولیدی به وسیله خط لوله حمل
می گردید در حالی که راه آهن حدود 43 درصد نفت خام تولید شده را به جاهای دیگر حمل می نمود (به
جدول 13 ضمیمه ت نگاه کنید). از طریق این خطوط لوله فقط نفت خام به مراکز دور دست حمل می گردد
و حدود 20 درصد از تولیدات نفتی از این طریق به جاهای دیگر ارسال می گردد.
شوروی با جدیت بسیار به توسعه بخشیدن خطوط لوله گازی خود پرداخته است. در سالهای
751966 حدود 58000 کیلومتر خطوط لوله گازی احداث گردید که حدود 60 درصد آن را لوله های
قطور (با قطرهای 40 اینچ یا بیشتر) تشکیل می داد.