(100 میلیون دلار) در حال انجام است. علاوه بر این ممکن است شوروی آمادگی خود را برای خرید
توربین، کمپرسور و تجهیزات کمکی ایستگاههای کمپرسور خط لوله گازی 2750 کیلومتری اورنبرگ
(در جنوب کوههای اورال) به مرز غربی روسیه که معادل 3/1 میلیارد دلار می باشد، از کارخانه های
آمریکایی اعلام دارد. شرکتهای آمریکایی برای شرکت در ایجاد تسهیلات ساختمانی برای به وجود
آوردن سکوهای شناور دریایی حفاری و در اختیار قرار دادن چند سکوی نیمه شناور حفاری و یا
کشتیهای مخصوص حفاری، مشغول مذاکره هستند. هزینه لازم برای همه این معاملات بیش از یک
میلیارد دلار خواهد بود.
23 برای همکاری در توسعه حوزه های گازی سیبری و صدور گاز طبیعی مایع به شرکتهای آمریکا،
اروپای غربی و ژاپنی پیشنهاداتی داده شده است که در صورت توافق به مقدار زیادی تجهیزات و
تکنولوژی غربی نیاز خواهد بود. (ضمیمه پ را در مورد جزئیات این پیشنهادات مطالعه کنید.)
تأثیر تولید اضافی بر عرضه و تقاضا
24 برای توسعه سریعتر حوزه های گازی و نفتی کشف شده غرب سیبری که هنوز مورد بهره برداری
قرار نگرفته است، تجهیزات و فنون غربی مورد نیاز است. استفاده وسیع از پمپهای شناور در حوزه های
قدیمی و جدید سبب می شود که جریان این منابع به میزان کنونی مدتی بیشتر ادامه داشته باشد. تجهیزات و
تکنولوژی غربی برای کشف و بهره برداری، بخصوص در حوزه های سیبری شرقی و بخش خاور دور
روسیه و دریاهای قطبی بسیار ضروری و مورد لزوم است. برای یافتن منابع جدید نفتی و افزایش تولید در
سالهای 1980 باید این اکتشافات صورت گیرد.
25 قسمت اعظم افزایش تولید نفتی در چند سال آینده با استفاده از تجهیزات و تکنولوژی وارداتی
غرب، به غرب صادر خواهد شد تا میزان ارز خارجی دریافتی شوروی بالا برود. با پیشنهاد وزیر صنعت
نفت، شاشین، برای افزایش قیمت نفت در داخل می توان دریافت که شوروی در تلاش است تا میزان
مصرف داخلی را پایین بیاورد. علاوه بر این نخست وزیر کاسیگین، در بیست و پنجمین کنگره حزب
کمونیست شوروی اعلام کرد که قسمت اعظم افزایش تولید نفت در سالهای 801976 برای برآورده
ساختن «نیازهای تکنولوژیکی» استفاده خواهد شد و برای تأمین نیازهای داخلی باید از زغال سنگ،
نیروی هیدروالکتریک و نیروی هسته ای بیشتر استفاده نمود. گر چه بخش حمل و نقل اقتصاد به مقدار
زیادی بنزین و گازوئیل احتیاج خواهد داشت، چون تولید کامیون و اتومبیل افزایش پیدا کرده است،
استفاده از نفت در امور صنعتی زیاد خواهد شد و تقاضای روزافزون صنعت شیمیایی، بهره برداری زیاد
نفت و گاز را برای ساختن مواد پتروشیمی اجتناب ناپذیر خواهد نمود.
26 اگر تجهیزات و تکنولوژی غرب میزان تولید گاز طبیعی را افزایش دهد، قسمت اعظم آن احتمالاً
به وسیله بازار داخلی جذب خواهد شد، چون صدور این گاز بر اساس قراردادهای طویل المدت صورت
می گیرد و بازار مورد نیاز اروپای شرقی نیز تا چند سال اشباع شده است. علاوه بر این قرار است اروپای
شرقی نیز مقدار زیادی گاز از شوروی وارد نماید و طرحهای کنونی، اجازه صدور بیشتر این گاز را
نمی دهد. لیکن افزایش استفاده کار در داخل سبب می شود که بتوانند مقدار بیشتری از نفت تولید شده را به
خارج صادر نمایند.
ضمیمه الف
جزئیات مربوط به صنعت و عملکرد آن در گذشته
ذخایر
حوزه های گازی و نفتی (سفره های رسوبی) داخل شوروی حدود 11 میلیون کیلومتر مربع برآورد
شده است که تقریبا نیمی از مساحت زمینی و دریایی درون این کشور را تشکیل می دهد. حدود دو سوم
این مقدار احتمالاً دارای مواد نفتی می باشد.
درباره وسعت منابع و ذخایر نفتی شوروی اطلاعات پراکنده ای موجود است، چون این اطلاعات از
نظر دولتی دارای طبقه بندی سری می باشند. نفتی که امروزه در شوروی کشف شده به میزان 150 میلیارد
بشکه تخمین زده شده است. تاکنون حدود 45 میلیارد بشکه استخراج شده و بنا به برآورد آمریکا حدود
4030 میلیارد بشکه دیگر نیز قابل بهره برداری می باشد. (آمریکا دارای منابع نفتی معادل 33 میلیارد
بشکه می باشد) قسمت اعظم این منابع در شرق کوههای اورال و بخصوص در سفره های زیرزمینی غرب
سیبری یافت می شود که بنا به گزارشات مختلف، از غنی ترین سفره های نفتی زیرزمینی جهان است، لیکن
دارای آب و هوایی ناسازگار و سرزمینی صعب العبور است. حوزه نفتی ساموتلور در غرب سیبری که
حدود 15 میلیارد بشکه نفت دارد، ششمین حوزه نفتی غول آسای جهان است. به نظر می رسد که در آبهای
دریای خزر، بارنتس، کارا، دریای شرق سیبری و نیز دریای اوخوتسک در آبهای جزیره ساخالین نیز
منابع و ذخایر نفتی وجود داشته باشد. در آبهای ساخالین در یک محیط 100000 کیلومتر مربعی و در
عمق 200 متری آب نیز ذخایر عظیم 4530 میلیارد بشکه ای نفت احتمالاً وجود دارد. حدود نیمی از این
ذخائر در اعماق بیش از 100 متر آبها نهفته است.
اطلاعات مربوط به ذخایر گاز طبیعی معمولاً در مجلات فنی شوروی منتشر می گردد. تعداد منابع
«کشف شده» گاز طبیعی در سالهای 731966 شش برابر گردید و در یک ژانویه 1974 بالغ بر 22
تریلیون متر مکعب، یعنی 70 درصد بیش از ذخایر و منابع قابل مقایسه در آمریکا شد. (جدول 6 ضمیمه
ت) حدود دو سوم ذخایر گاز شوروی در سیبری واقع شده و قسمت اعظم آن نیز در تویمان اوبلاست در
نزدیکی خلیج اوب قرار دارد. حوزه اورنگون در تویمان اوبلاست شمالی بزرگترین حوزه گازی جهان
است که حاوی 64 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی می باشد.
کیفیت
کیفیت نفت شوروی در مناطق مختلف تفاوت دارد. حدود دو سوم نفت خامی که در شوروی تولید
می شود، حاوی 5/0 درصد تا 2 درصد سولفور می باشد و حدود 10 درصد آن حاوی سولفور زیاد (بیش
از 2 درصد) است و بقیه این نفت تولیدی، سولفوری کمتر از 5/0 درصد را دارا می باشد. بخش اعظم نفت
خامی نیز که در منطقه اورالز ولگا تولید می شود دارای ترکیبات نفت فرار و پارافین و مقدار زیادی
سولفور (1 درصد تا 3 درصد) و نمک می باشد. نفت خامی که در غرب سیبری تولید می شود نیز دارای
ترکیبات نفت فرار و پارافین بوده و مقدار سولفور آن بین 05/0 درصد تا 2/2 درصد متغیر است و جاذبه
آن نیز 36 32 درجه می باشد. نفت خامی که از سومین منطقه تولیدی بزرگ، یعنی شبه جزیره
مانگیشلاک در آسیای مرکزی بدست می آید نیز دارای ترکیبات پارافینی بوده مقدار سولفور آن پایین،
یعنی حدود 1 درصد است. این نوع نفت دارای ترکیبات مومی است و در حرارتهای پایین 90 درجه
فارنهایت جامد می شود و برای عبور داده شدن از خط لوله بایستی به آن حرارت دارد. (به جدول 7 از
ضمیمه ت برای مطالعه کیفیت نفت خام تولیدی در این مناطق نگاه کنید).
کیفیت نفتی که به غرب صادر می شود، معمولاً قابل مقایسه با تولیدات پالایشگاههای غربی می باشد.
شوروی تلاش می کند که نفت دارای کیفیت مرغوب را به مشتریان اروپایی بفروشد و در بسیاری از مواد
نفتی که به غرب فروخته شده کیفیتی بهتر از نفت مورد استفاده داخلی داشته است.
مناطق تولیدی
منطقه اورالز ولگا مهمترین منطقه تولید نفت شوروی است ولی بعدها غرب سیبری از آن هم مهمتر
خواهد شد. در اواسط سالهای 1960 حدود 70 درصد از کل نفت تولیدی شوروی از منطقه اورالز ولگا
به دست می آمد. پس از 25 سال بهره برداری بسیاری از این حوزه ها ظرفیت تولیدی خود را از دست داده
است و در سالهای اخیر تولید کاهش یافته است. از اوایل سالهای 1970 در غرب سیبری قسمت اعظم
تولیدات انجام می گرفت و از سال 1965 تولید تجاری در این منطقه آغاز گشت. لیکن آب و هوا و شرایط
اقلیمی سخت و دشوار توسعه حوزه ها را دچار مشکل کرده است. قرار بود با بهره برداری از حوزه های
نفتی شبه جزیره مانگیشلاک در قزاقستان غربی تولید افزایش یابد، لیکن عملیات آبشویی نادرست و
مشکلات پیچیده در زمینه حفر چاهها سبب شده است که تولید با آن سرعتی که پیش بینی شده بود افزایش
پیدا نکند. (به جدول 8 ضمیمه ت در مورد مناطق تولیدی نفتی مراجعه کنید.)
صنعت گاز شوروی در دو دهه گذشته از موفقیت چندانی در اجرای طرحها برخوردار نبوده است و
دلیل عمده آن نیز عدم توانایی در هماهنگ ساختن توسعه و ساختمان و عملیات توأم با کارایی خطوط
لوله و ساختن پالایشگاههای گاز در حوزه های گازی جدید می باشد. در سالهای اخیر پایان یافتن
مقداری از حوزه های گازی غرب کشور نیز به عدم اجرای کامل این طرحها کمک کرده است.
مناطق شرق کوههای اورال بخش اعظم گاز تولیدی را در بر دارند. در سال 1975 حدود 45% از کل
گاز تولیدی از مناطق شرق (آسیای مرکزی و غرب سیبری) بدست آمد، در حالی که در سال 1965 این
منطقه فقط حدود یک ششم از کل گاز تولیدی کشور را ارائه نمود.
پالایش
تکنولوژی شوروی در زمینه پالایش، به خصوص از نظر عمق پالایش و پیچیدگی مراحل آن بطور کلی
قابل مقایسه با تکنولوژی پالایش آمریکا نیست. لیکن در شوروی تقاضا برای تولیدات نفتی نیز با همین
تقاضا در آمریکا متفاوت است. بخصوص که صنعت اتومبیلهای مسافربری شوروی نیز از عمده
مصرف کنندگان نفتی به شمار نمی روند. در طرح مصرف شوروی که مشابه طرح مصرفی اروپای غربی
است در صنایع از نفت سنگین برای سوخت و در زمینه حمل و نقل و کشاورزی از گازوئیل استفاده
می گردد. نیاز شوروی به مواد بهتر نفتی از قبیل بنزین دارای اکتان زیاد و گازوئیل کم سولفور و مواد
سوختی نفتی زیاد شده است و پالایشگاهها در حال توسعه بوده و پالایشگاههای عظیم دیگری نیز ایجاد
می شوند تا کیفیت و انعطاف پذیری مخلوطهای تولیدی را بالا ببرند. در پایان سال 1975، کل ظرفیت
تقطیر پالایشگاههای شوروی در 50 نقطه بالغ بر 8 میلیون بشکه در روز برآورده شده بود. حدود 60
درصد این ظرفیت در بخش اروپایی شوروی و اورالز ولگا متمرکز است (به جدول 10 ضمیمه ت مراجعه
شود). در دهه گذشته بازده تولیدات نفتی از 5/3 میلیون بشکه در روز در سال 1965، به حدود 2/7
میلیون بشکه در روز در سال 1975، یعنی معادل دو برابر افزایش یافت (به جدول 11 ضمیمه ت نگاه
کنید). در این مدت میزان تولید آنقدر بالا بوده است که علاوه بر تأمین نیاز داخلی اجازه صدور 600000
بشکه در روز را به خارج نیز داده است.
مصرف داخلی
در سالهای 751966 میزان مصرف داخلی از 1/3 میلیون بشکه در روز در سال 1965، به حدود
5/6 میلیون بشکه در روز در سال 1975، یعنی به میران سالانه 5/7 درصد افزایش یافته است (به جدول
12 ضمیمه ت نگاه کنید). با وجود کفایت کمیت تولید نفت، عدم انعطاف پذیری عملیات پالایشگاهها
باعث به وجود آمدن کمبود در بعضی از تولیدات نفتی شده است. این کمبودهای داخلی همچنین در نتیجه
عدم کفایت تسهیلات مورد لزوم برای حمل و نقل در ساعات اوج مصرف نیز به وجود می آید. بطور مثال،
هنگام برداشت محصول، یعنی زمانی که قطارها مملو از مسافر است میزان سوخت گازوئیل پایین می آید.
بخش اعظم صنایع شوروی از گاز استفاده می کنند و تنها صنعت نیروی برق، یک چهارم گاز مصرفی را
به خود اختصاص داده است، لیکن در سالهای 1970 بیشتر به استفاده از گاز طبیعی برای مصارف غیر
سوختی پرداخته شد و از آن به عنوان یک ماده خام برای ساختن بسیاری از مواد شیمیایی بهره برداری شد
و در صنعت فلزات نیز به عنوان یک عامل تخفیف دهنده در ساختن آهن و فولاد به کار گرفته شد. مصرف
داخلی گاز طبیعی در دهه گذشته به میزان بیش از 2 برابر افزایش یافته، یعنی از 350 میلیون متر مکعب در
سال 1965 به 775 میلیون متر مکعب در سال 1975 رسیده است (به جدول 5 ضمیمه ت نگاه کنید).
توزیع
حمل و نقل نفت هنوز هم یکی از مشکلات عمده است، چون تولید نفت خام تنها در چند منطقه
صورت می گیرد که از پالایشگاهها و مراکز مصرفی خیلی دور هستند. در سال 1964 راه آهن بیشتر از هر
وسیله حمل و نقل دیگر به انتقال نفت با قیمتی حدود سه برابر قیمت خط لوله پرداخت. ولی از سال 1965
با مضاعف شدن شبکه خط لوله یعنی بالغ بر 58000 کیلومتر در سال 1975 این خطوط در حمل و نقل
نفت نقش مهمی را ایفا کرده اند. در سال 1974 حدود بیش از نیمی از نفت تولیدی به وسیله خط لوله حمل
می گردید در حالی که راه آهن حدود 43 درصد نفت خام تولید شده را به جاهای دیگر حمل می نمود (به
جدول 13 ضمیمه ت نگاه کنید). از طریق این خطوط لوله فقط نفت خام به مراکز دور دست حمل می گردد
و حدود 20 درصد از تولیدات نفتی از این طریق به جاهای دیگر ارسال می گردد.
شوروی با جدیت بسیار به توسعه بخشیدن خطوط لوله گازی خود پرداخته است. در سالهای
751966 حدود 58000 کیلومتر خطوط لوله گازی احداث گردید که حدود 60 درصد آن را لوله های
قطور (با قطرهای 40 اینچ یا بیشتر) تشکیل می داد.
تجارت خارجی
شوروی از سال 1955 یکی از صادرکنندگان عمده نفت بوده است. از اواسط سالهای 1960 میزان
صادرات این کشور مضاعف گردید، یعنی از 3/1 میلیون بشکه در روز در سال 1965 به 6/2 میلیون
بشکه در روز در سال 1975 رسید که بطور متوسط هر سال 9/6 درصد افزایش یافته است (به جدول 15
ضمیمه ت نگاه کنید). در سالهای اخیر بخش اعظم صادرات نفتی متوجه کشورهای کمونیستی و
بخصوص اروپای شرقی شده است، ولی فروش نفت به غرب نیز از مهمترین منبع درآمد ارزی این کشور به
حساب می آید. شوروی در سال 1974 در نتیجه فروش نفت به غرب 6/2 میلیارد دلار و در سال 1975،
2/3 میلیارد دلار ارز بدست آورد (به جدول 16 ضمیمه ت نگاه کنید).
تا چند سال قبل تقریباً همه گاز طبیعی تولیدی در داخل مصرف می رسید. لیکن افزایش صدور این گاز
از سال 1970 به اروپای شرقی و غربی ورود گاز افغانستان و ایران به شوروی را جبران کرده است (به
جدول 17 ضمیمه ت نگاه شود). بیشتر قراردادهایی که با کشورهای اروپای غربی از قبیل اطریش، آلمان
غربی، ایتالیا و فرانسه بسته شده در بر گیرنده فروش لوله های قطور و تجهیزات کمکی لازم برای توسعه
بخشیدن به شبکه گازی و نفتی به منظور تأمین نیاز داخلی و صادرات می باشد. با بالا رفتن میزان تولید
داخلی و توسعه یافتن شبکه خط لوله گازی، شوروی سطح صادرات گازی خود را از 19 میلیون متر
مکعب در روز افزایش خواهد داد و بنابراین صادرات گاز مهمترین منبع جلب ارز خارجی خواهد گردید.
ضمیمه ب
نیازهای تجهیزات و تکنولوژیکی برای افزایش بازده
تجهیزات و تکنولوژی غربی می تواند کارایی عملیات حوزه های نفتی و گازی را بالا برده، افزایش در
بازده نفتی حوزه های کنونی به وجود آورد. انواع تجهیزات و فنون مورد نیازی که مهمترین کمک را در
زمینه افزایش بازده به شوروی می کند عبارتند از:
مایعات مخصوص حفاری
در شوروی می توان گفت که تقریباً برنامه های علمی حفاری وجود ندارد. مایعات مخصوص برای این
کار به مقدار کافی وجود ندارند و اکثر خدمه حفاری از گل رس مخلوط با آب و مواد دیگر استفاده
می کنند. برای اینکه از شکستن مته ها ممانعت به عمل آید از هماتیت Fe203 و یا هر چیز دیگر که بتواند
مایعات را سنگین تر بنماید استفاده می کنند. و در مواقعی که به علت کمبود این مایعات گل و لای موجود به
چرخش در نمی آید، حفاران با استفاده از کاه و تراشه های چوب و امثال آنها، گل موجود در اطراف مته را
غلظت بیشتری می بخشند تا چرخش به وجود آید. پس از پایان عملیات حفاری، گل و لای موجود را در
بشکه هایی بدون در نظر گرفتن شرایط مورد نیاز برای حفاری بعدی ذخیره می کنند. این گونه اعمال به
خصوص در حفر چاههای عمیق سبب وارد آمدن خسارات و ریزشهای ناگهانی شده و باعث می شود که
چاهها بطور ناگهانی بلا استفاده واقع گردند.
مته های حفاری
کیفیت مته های حفاری روسی خیلی نامرغوب تر از مته های حفاری غربی است. مته هایی که در
شوروی مورد استفاده قرار می گیرد بسیار باریک هستند. اکثر این مته ها را بدون در نظر گرفتن طبقات
خاکی چاه و یا در نظر گرفتن عمق آن مورد استفاده قرار می دهند. چون از سیستم توربو مته استفاده
می شود، و وزن زنجیر مته روی خود مته قرار نمی گیرد، به همین دلیل نمی توان مته را مورد بازرسی دقیق
قرار داد، نمی توان گفت که آیا مته در هنگام حفاری در حال خرد شدن و فرسوده شده است یا خیر. به همین
دلیل بسیاری از مته ها را بطور نابهنگام تعویض می کنند. بطور کلی، مته های سنگ شکن آمریکایی در
همان شرایط چهار تا پنج برابر بیشتر از مته های روسی کار می کند. شوروی تعداد کمی از این مته ها را از
آمریکا خریداری کرده است و در نظر دارد از یک شرکت آمریکایی یک کارخانه مخصوص ساختن این
مته ها را بخرد تا بتواند در سال 100000 مته تولید نماید.
تجهیزات چندکاره
در شوروی این گونه تجهیزات بسیار نادر است، چون در یک منطقه گاه لازم است چند چاه حفر نمود،
به علت اینکه حوزه های تولیدی جدا وجود دارد، تجهیزات چند کاره مخصوص حفر چاه باعث می شود
که در مخارج مربوط به حفاری، قطر لوله ها، دکل، تجهیزات حفاری، خطوط جریانی و پمپ نیز
صرفه جویی شود.
پمپهای الکتریکی روغنی شناور دارای قوه گریز از مرکز
چون در منطقه اورالز ولگا حدود 2520 سال است که نفت تولید می شود. اکنون زمان آن رسیده
است که از پمپهای شناور برای بازیافت مایع کلی (آب و نفت) استفاده نمود. شوروی تاکنون 1000
دستگاه از این پمپها را از آمریکا خریداری کرده است و درصدد است تا از طریق یک شرکت آمریکائی
سالانه 5000 دستگاه از این پمپها را دریافت نماید. اگر از این پمپها استفاده شود میزان تولیدات نفتی
حوزه های قدیم و جدید در مدت کوتاهی (2 1سال) بالا خواهد رفت ؛ البته به شرط اینکه عرضه کنندگان
غربی این پمپها را در اختیار شوروی قرار بدهند.
وسایل حفاری چرخان، لوله های حفاری، و دکل
تولید لوله حفاری و دکل در شوروی از نظر کیفیت و کمیت مناسب نیست. علاوه بر این، توربو
مته هایی که حدود سه چهارم حفاریها را در شوروی انجام می دهد قادر نیست در اعماق بیش از 2500
متر به حفاری بپردازد. حدود 10 سال قبل برنامه ریزان شوروی استفاده از وسایل حفاری چرخان را
توصیه نمودند ولی چون توربو مته ستون فقرات صنعت نفت شوروی را تشکیل می دهد، هزینه استفاده از
وسایل چرخان بسیار سنگین می شود. توانایی شوروی در حفاری رو به بهبود است لیکن به پای توانایی
غرب نمی رسد. در غرب چاههای عمیق تر از 3000 متر را می توان در یک ماه حفر نمود، حال آنکه همین
چاهها در شوروی سه ماه وقت می گیرد.
تجهیزات و تکنولوژی اکتشافی
تجهیزات اکتشافی شوروی حدود 10 سال قدیمیتر از تجهیزات مشابه آن در غرب است. وارد کردن
تجهیزات زلزله سنج غربی و کامپیوترهای دیجیتال در کشف گاز و نفت شوروی، بخصوص در مناطقی از
سیبری که یکی از لایه های زمین دائماً یخ زده است و نیز در مناطق اروپای شرقی و آسیای مرکزی اهمیت
بسزایی دارد. البته این گونه تجهیزات چه روسی و چه غربی باشند، میزان تولید را در حوزه های کنونی بالا
نخواهد برد، لیکن برای کشف حوزه های جدید که در بالا بردن تولید در سالهای 1980 نقش عمده دارد،
بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
منابع بازیافتی ثانی و ثالث
حدود نیمی از نفت شوروی از چاههایی به دست می آید که در آنها آب تزریق می کنند. در مقایسه با
کارخانه های غربی، روسها پس از حفر چاههای نفتی از آبشویی زیاد استفاده کرده، برای بالا بردن تولید
از تزریق آب و یا نفت بهره برداری می کنند و برای صرفه جویی در سرمایه، فضای چاه را بازتر انتخاب
می کنند. تزریق بیش از حد آب(1)، سبب ایجاد شکاف در منبع شده مانع جریان یکنواخت آنها می گردد(2)،
زمانی که آب جای نفت را در این منابع تغییر می دهد، سبب ایجاد یک ستون عمودی یا یک مخروط
می گردد. طرح اصلی منبع که حدود 50 تا 65 هکتار را شامل می گردد، تولید نیاز به چاههای اضافی دارد؛
البته اگر لازم باشد تولید از همین منابع به میزان قبلی ادامه یابد.
شوروی از پروژه های بازیافتی ثالث (استفاده از مواد شیمیایی و حرارتی بر بخشهای سنگی منابع)
استفاده کرد و توانست در سال 1975 تنها 20 میلیون بشکه نفت بدست آورد. کار بر روی روشهای ثالث
بازیافتی ادامه دارد و از طریق آن می توان حدود 70 تا 80 درصد نفت موجود را نیز استخراج کرد، لیکن
هزینه آن زیاد است و نظارت شدید لازم است و علاوه بر آن مدت زیادی وقت صرف خواهد شد تا بتوان به
تولید اضافی دست یافت. شوروی قراردادهایی در زمینه علمی و تکنیکی با دو شرکت آمریکایی منعقد
ساخته است که یکی از جنبه های آن در بر گیرنده منابع بازیافتی ثانی و ثالث می باشد.
ضمیمه پ
همکاری مشترک پیشنهادی در زمینه گاز مایع طبیعی
احتمالاً شوروی در ازای فروش درازمدت گاز مایع طبیعی خواهد توانست به کمک شرکتهای غربی
حوزه های گازی خود را در سیبری توسعه بخشد. در سال 1972 پیشنهاد شد که شرکت نورث استار و
یاکوتسک به همکاری بپردازند و در عوض 85 میلیون متر مکعب گاز به آمریکا فروخته شود. پس از یک
سال کار به علت وجود اختلاف بر سر قیمت گاز طبیعی و تأمین هزینه مالی تأسیسات فعالیت متوقف
1- تزریق افراطی آب در پاهها زمانی که نفت را نیز نمی توان به همان سرعت خارج نمود سبب می شود که به جای به وجود آمدن یک سطح افقی دلخواه یک سطح مخروطی شکل ایجاد شود و به همین دلیل اگر چاه و یا پاههای دیگری در اطراف آن حفر نشود مقدار زیادی نفت از دست می رود 2- جریان ناهماهنگ آب در بخش های نفوذپذیر منابع سبب می شود که آب با شدت بیشتری فرار نموده در جریان نفت چیزی شبیه یک ستون عمودی را پدید آورد.
گردید. لیکن در مورد هر دو پروژه در ماههای اخیر مذاکرات آغاز شده است.
نورث استار
پروژه نورث استار بوسیله کنسرسیومی مرکب از سه شرکت آمریکایی یعنی تناکو تگزاس، ایسترن
ترانسمیشن و براون اندروت آغاز به کار کرد. قرار بود گاز طبیعی مایع بوسیله یک خط لوله 48 اینچی به
طول 2400 کیلومتر از حوزه گازی یورنگوی در غرب سیبری به یک کارخانه تبدیل مایع در نزدیکی
مورمانسک حمل شده و از آنجا بوسیله تانکرهای مخصوص حمل گاز مایع به ساحل شرقی آمریکا
رسانده شود. قرار است تحویل گاز در سال 1980 آغاز شده و بالغ بر 57 میلیون متر مکعب (یعنی 5/2
درصد مصرف آمریکا و 10 درصد مصرف ساحل شرقی) به مدت 25 سال ادامه یابد. سرمایه لازم حدود
5/7 میلیارد دلار آمریکایی و یک میلیارد روبل روسی برآورده شده بود. قرار بوده درباره قیمت گاز بعداً
مذاکره گردد؛ چون احتمال می رفت که گاز حاصله با گاز موجود در آمریکا رقابت بنماید.
کنسرسیوم امیدوار بود که بانک صادرات و واردات در این زمینه سرمایه گذاری نماید؛ لیکن قانونی که
در سال 1974 از کنگره گذشت این احتمال را از بین برد.(1)با این وصف، به اصرار شوروی قرار شد از
سرمایه گذاری و تجهیزات اروپایی برای آغاز کار استفاده شود. سرمایه لازم برای این پروژه در حال
حاضر 10 میلیارد دلار برآورده شده است که 7 میلیارد دلار آن باید از طریق فرانسه، آلمان غربی و
احتمالاً انگلیس تأمین اعتبار گردد.
لوله و تجهیزات مورد نیاز برای این پروژه بجای اینکه از آمریکا وارد شود از اروپا تأمین خواهد
گردید. فرانسه حدود یک چهارم گاز استخراج شده را دریافت خواهد کرد، و 40 میلیون متر مکعب
باقیمانده نیز در صورتی که کمیسیون نیروی فدرال تصویب نماید، با قیمت تعیین شده وارد آمریکا خواهد
گردید.
در هنگام مذاکرات نفتی در ژانویه 1976 در مورد قیمت، توافقی پدید نیامد. لیکن علیرغم این امکان
که ممکن است دولت آمریکا اجازه ورود چنین گازی را به کشور خود ندهد، شورویها خواستار آغاز
مذاکرات بوده اند. هنوز در مورد تصاحب و یا کنترل 20 تانکر مخصوص حمل گاز که قرار است ساخته
شود تصمیمی گرفته نشده لیکن شوروی مایل است تعدادی از آنها را در اختیار داشته باشد. در صورتی که
حامیان شوروی بتوانند در این زمینه تأییدیه ای به دست آورند، در ماه ژوئن قراردادی منعقد خواهد
گردید. کنسرسیوم آمریکایی نیز سعی خواهد کرد برای وارد کردن این گاز به آمریکا از طرف کمیسیون
نیروی فدرال تأیید و تصویب لازم را بدست آورد تا نورث استار بتواند کار خود را در سال 1978 آغاز
نماید. کنسرسیوم امیدوار است که ارسال گاز در سال 1981 آغاز شود و جریان اصلی کامل نیز در سال
1983 به وجود آید. دولت آمریکا نیز با وجود اینکه از کنسرسیوم خواسته است که به مذاکرات خود با
شوروی ادامه دهد، هنوز رسما آنرا تأیید ننموده است.
1- سرمایهگذاری بانک صادرات و واردات در پروژه های انرژی شوروی اکنون با تأئید کنگره ٬ سالانه بالغ بر 300 میلیون دلار آمریکا می شود.