بود و نقشه مفصل دیگری که به وسیله سازمان سیا تهیه شده بود و نقشه های عملیاتی دریایی که به وسیله
آژانس نقشه برداری دفاعی تهیه شده بود و یک نقشه مقیاس بزرگ 2500001 دیگری که به وسیله آژانس
نقشه برداری دفاعی و سیا به طور مشترک تهیه گردیده بود.
نقشه آلمان غربی با وجود اینکه چند خط لوله را نشان می داد که اصلاً وجود نداشت، لیکن یک منبع
پرارزش بود. علاوه بر نمایش هر خط لوله خاص، اطلاعاتی در مورد اندازه هر خط لوله در اختیار قرار
می داد. (سری)
در این زمینه دو نقشه روسی نیز از اهمیت فوق العاده برخوردار بود. نقشه اول نه تنها خطوط لوله اصلی
را مشخص می کند، بلکه اطلاعات اقتصادی نیز در اختیار قرار می دهد. نقشه دوم که در نشریه ماهانه
وزارت گاز در ژانویه 1979 منتشر شده بود، مهمترین نشان دهنده کنونی شبکه خطوط لوله گاز شوروی
است. با وجود اینکه در این نقشه هر خط لوله و بعضی از شاخه های مهم هر یک نشان داده شده، نحوه
ترسیم مسیر بسیار دقیق نبوده است.
نقشه ای که در مورد خطوط لوله گاز توسط سازمان سیا تهیه شده بود حاوی اطلاعات بسیاری در
رابطه با خطوط لوله ای که قبل از سال 1961 کار می کردند، بود. به عنوان مفصلترین منابع می توان از
نقشه های عملیاتی دریایی نام برد. مقیاس این نقشه 10000001 بود و در زمینه شناسایی هوایی به کار
می رود. علاوه بر اطلاعات هوایی، نقاط توپوگرافیک مهم نیز در آن نشان داده شده است. علاوه بر این در
آن چند خط لوله نیز نشان داده شده که مسیر آنها به دقت تعیین شده است.
سریال اطلاعات ویژه گرافیک نیز، بخصوص در رابطه با تعیین موقعیت خطوط قدیمیتر، دارای اهمیت
ویژه بود و مانند بسیاری از نقشه های مقیاس بزرگ تقریباً حدود 10 سال از تاریخ انتشار آنها گذشته
است. مشکل دیگری که در رابطه با این سریال وجود داشت مشکل عدم مداومت بود. یعنی یکی از اوراق
یک خط لوله را نشان می دهد در حالی که در صفحه دیگر اصلاً نشانی از آن نیست و صفحات بعدی ممکن
است همین خط لوله را در خود داشته باشند ولی در اندازه لوله و تعداد خطوط اطلاعات متفاوت ارائه
می دهند. (سری)
از عکس های ماهواره ای نیز در این تحقیق کمک گرفته شد. از این منبع استفاده شده تا (الف) اطلاعات
ضد و نقیض موجود در منابع متعدد از میان برداشته شود و (ب) موجودیت یک خط لوله مهمی که در منابع
دیگر نیز از آن یاد شده مورد تأیید قرار گیرد. (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان)
شک و تردیدهای شوروی در مورد صدور انرژی
سند شماره (8)
تاریخ: 3 فروردین 1358 طبقه بندی: خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در مسکو به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی
موضوع: شک و تردیدهای شوروی در مورد صدور انرژی
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: کاهش نفت شوروی علامت سؤال دیگری را در برنامه مصرف و صدور انرژی شوروی
پدید می آورد. منبع تجاری آمریکا (حفاظت شود) به ما می گوید که مقامات مطلع شوروی پیش بینی
می کنند که احداث خط لوله ایگات 2 در ایران یک سال دیگر به تعویق خواهد افتاد. وی می گوید این
تأخیر و نیز کمبود ارسال گاز از طریق خط لوله ایگات 1 توسط ایران که ناشی از کمبود تولید نفت است،
شوروی را بر سر یک دوراهی قرار داده است. احداث خط لوله را از یورنگوی به اورنبرگ تسریع و
گسترش دهد، یا به خاطر کاهش ارسال محموله ها به مشتریان خود در اروپای غربی در رابطه با قرارداد
سه جانبه گاز جرایمی را بپردازد.
3 چند رویداد اخیر حاکی از آن است که شوروی در مورد توانایی خود در صدور گاز (نفت) بیشتر در
سالهای 1360 دچار تردید شده و از انعقاد قراردادهای دراز مدت در این زمینه اجتناب می ورزد. در
اجلاس کمیسیون مشترک اقتصادی سوئیس و شوروی در ماه فوریه نیز از بحث پیرامون ارسال گاز به این
کشور به دلیل اوضاع کلی گاسپلان خودداری ورزید. دیپلماتهای سوئیسی و یوگسلاوی نیز گفته اند که
شوروی تقاضای آنها را برای ارسال نفت خام بیشتر در سال 1358 رد کرده و با بی میلی پذیرفته است که
تنها مقادیر حاضر را تا اواخر سال 1360 به این کشور صادر نماید. بالاخره، شوروی، که گویا موضع سال
گذشته خود را تغییر داده، به ما اظهار داشته که علاقه مند است که پیرامون سوختهای ترکیبی به تحقیق
بپردازد. گرچه اینها از نظر ما عوامل عدم قاطعیت در مورد وضع تولید است، این امکان را نیز در نظر
می گیریم که شاید شوروی می خواهد بخصوص در رابطه با نفت از انعقاد قراردادهای درازمدت اجتناب
ورزد تا از فرصتهای آتی به منظور افزایش قیمتهای صادراتی بهره برداری نماید. پایان خلاصه
4 یکی از مهندسین آمریکایی که شرکت متبوعش مشغول نصب کمپرسور در طول خط لوله گازی
چلیابینسک است (حفاظت شود) به ما می گوید که مقامات سویوگاز اکسپورت، در ملاقات اخیر خود
پیش بینی کرده اند که احداث خط لوله گازی ایگات 2 با یک سال تأخیر در ایران روبرو خواهد. شد وی
گفت برای اینکه شوروی بتواند به تعهدات ناشی از قرارداد سه جانبه گازی در قبال مشتریان اروپای غربی
خود جامه عمل بپوشاند، مجبور است خط لوله یورنگوی به اورنبرگ را گسترش داده و احداث آن را
سرعت بخشد. منبع گفت که در مورد احداث این خط لوله طرحهایی متعددی در دست مطالعه است، لیکن
جاه طلبانه ترین آنها احداث شش خط لوله موازی از یورنگوی به اورنبرگ می باشد. وی گفت راه دیگر این
است که میزان محموله ارسالی به مشتریان اروپای غربی در طول اولین سال قرارداد (1361) کاهش یابد
که در این صورت شوروی مجبور خواهد شد جرایم سنگینی را بپردازد. (منبع گفت که جرایم مزبور
عبارت خواهد بود از صدور گاز اضافی به جای جریمه نقدی.)
5 این منبع همچنین می گوید که قطع گاز ارسالی ایران در زمستان جاری سبب تسریع ارسال گاز
شوروی به جنوب از طریق خط لوله چلیابنیسک گردید، که این کار نیز از طریق استفاده از تجهیزات ناقص
ممکن گردیده بود. بنا به گفته منبع این مسئله سبب کاهش گاز ارسالی به بعضی از مشتریان اروپای غربی
شده بود، نه عواملی فصلی. وی گفت نماینده روهر گاز در تاریخ 29 اسفند ماه به مسکو آمده بود تا پیرامون
کاهش گاز ارسالی شکایت کرده و شوروی را وادار به پرداخت جرایم نماید. از طرف دیگر مشاور
بازرگانی استرالیا می گوید که شوروی به تعهدات خود در قبال این کشور عمل کرده است.
6 اظهارنظر: گرچه طبق قرارداد سه جانبه در سال 1361 تنها چند میلیارد متر مکعب گاز باید ارسال
شود که می توان آن را با تسریع احداث خط لوله ایگات 2 جبران نمود. لیکن کمبود حاصله از طریق خط
لوله ایگات 1 در دراز مدت محدودیتهایی را در زمینه عرضه گاز ایجاد خواهد کرد. (پایان اظهارنظر)
7 در همین حال با مقامات شوروی از انعقاد قراردادهای دراز مدت در زمینه صدور نفت و گاز
خودداری ورزیده اند. مشاور سیاسی و علمی سوئیس (حفاظت شود) اخیرا گفت که در اجلاس یکم
اسفندماه کمیسیون همکاری اقتصادی سوئیس و شوروی در مسکو، شورویها از مذاکره پیرامون صدور
گاز به سوئیس امتناع ورزیدند. سوئیس حدود هشت ماه قبل از این، موضوع را به عنوان برنامه کار
کمیسیون پیشنهاد کرده بود و شوروی نیز تا حدود یک ماه قبل نسبت به آن اعتراضی نداشت. لیکن در این
جلسه شوروی اظهار داشته بود که قادر نیست در زمینه فروش گاز طبیعی به همکاری بپردازد، و پس از
اصرار گفت که از طرف گاسپلان دستور داده شده است که در آتیه نزدیک در مورد صدور گاز با کشوری
قرارداد منعقد نگردد. (اظهارنظر: شوروی قبلاً نیز در اوایل زمستان جاری از گفتگو پیرامون همین
موضوع با اطریشیها و فرانسویها خودداری کرده بود.) (تلگرامهای مرجع)
8 روسها سعی کردند برنامه کار مربوط به ادامه فروش نفت خام را نیز رد نمایند. لیکن سوئیسیها بر
ادامه آن اصرار ورزیدند. روسها با بی میلی توافق کردند که میزان نفت ارسالی خود به سوئیس را که حدوداً
800 میلیون دلار در سال ارزش دارد تغییر ندهند، لیکن از ارائه تضمینهای بیشتر خودداری ورزیدند.
مقامات اقتصادی یوگسلاوی نیز به ما گفتند که در مذاکرات مربوط به پروتکل تجاری سال 1358،
شوروی تقاضای یوگسلاوی را مبنی بر افزایش صدور نفت خام به سطح 5 میلیون تن نپذیرفته بود و تنها
توافق کرد که سطح صدور 4 میلیون تنی حاضر را حفظ نماید.
9 در تاریخ 21 اسفند ماه ک. ف. آنانیکف، مقام وزارت نیرو (سرپرست اداره نیرو و برق رسانی
خارج) به مشاور علمی گفت که شوروی مایل به تحقیق پیرامون سوخت ترکیبی و گاز سازی و مایع سازی
زغال سنگ و استفاده از سوخت رژکت نیروگاههای برق برای هیدروژن می باشد. آنانیکف اظهار داشت
که این درست است که ذخایر نفت و گاز شوروی عظیم است لیکن هزینه و مشکلات مربوط به گسترش
آنها، سوخت ترکیبی را در بعضی مناطق از جذابیت خاصی برخوردار کرده است.
10 اظهارنظر: چون در رابطه با عرضه گاز، قطع صدور گاز ایرانی تنها رویداد مشهور است، گمان
می کنیم همین امر سبب شده است که شوروی ازاظهارنظر پیرامون صدور گاز بیشتر خودداری کند. البته
این امکان نیز وجود دارد که شوروی شاید می خواهد برای جذب حداکثر استفاده از تغییرات قیمت از
انعقاد قراردادهایی در این زمینه خودداری کرده باشد.
11 عدم تمایل به امضای قراردادهای دراز مدت پیرامون صدور نفت و گاز نیز می تواند نشانگر
نگرانی موجود درباره ظرفیت تولید و توزیع انرژی در سالهای 1360 باشد. گفته های آنانیکف در مورد
سوخت ترکیبی به طور مثال، نشانگر تغییر موضع شخصی یک سال قبل وی، هنگام ورود به کمیته دولتی
علم و صنعت می باشد. روزنامه ها و مطبوعات اقتصادی شوروی نیز بر گسترش سوخت ترکیبی در برنامه
دراز مدت شورای کمکهای اقتصادی دوجانبه در رابطه با انرژی و مواد خام تأکید بسیار کرده اند.
تدارک انرژی که گویا تهیه برنامه 15 ساله و جنبه های تجارت خارجی آنرا پیچیده تر کرده، برای
رهبران شوروی هیچ گونه سهولتی را پدید نیاورده است.تون
یافته های مهم (انرژی در شوروی)
سند شماره (9)
سری غیر رؤیت برای بیگانگان غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران و مشاوران پیمانکار
دفتر تحقیقات و اطلاعات (طبقه بندی نشده) گسترش اقتصادی سیبری
(طبقه بندی نشده) یافته های مهم
به غیر از گسترش صنایع متمرکز بر نیرو (چون صنعت آلومینیم) در اطراف نیروگاههای غول آسای
هیدروالکتریک، گسترش اقتصادی سیبری در دهه های اخیر به جای گسترش همه جانبه صنعتی بر
استخراج منابع تأکید افزون تری داشته است. عدم توانایی رژیم شوروی در جلب مردم به سکونت در
سیبری و تحلیل رفتن منابع مواد خام قدیمیتر، بخصوص منابع انرژی علت العلل پیدایش این جهت گیری
بوده است.
درست است که سیبری تنها 10 درصد جمعیت شوروی را در برگرفته است، لیکن این منطقه حدود 88
درصد منابع انرژی شناخته شده و منابع فلزات غیر آهنی کشور را نیز در برمی گیرد. برنامه پنج ساله جاری
(80 1976) معترف است که سیبری می تواند افزایش پیش بینی شده بازده نفت، گاز و آلومینیوم، 90
درصد افزایش زغال سنگ، 80 درصد بازده مس و 70 درصد بازده هیدروالکتریسیته را برای شوروی
تأمین نماید.
مناطقی از سیبری که اخیرا گسترش یافته اند چون تویمان اوبلاست و مناطق مجاور راه آهن اصلی
بیکالامور نشانگر روند جدید در جهت استخراج منابع است ؛ به طور مثال، سه چهارم نفت تویمان به
جای اینکه در محل مصرف گردد به سوی غرب سرازیر می گردد. با وجود اینکه برنامه ریزان شوروی
مطمئن هستند که بیکالامور سرانجام منجر به گسترش مجتمعهای صنعتی منطقه ای در خاور دور خواهد
شد، ولی این گسترش تا چند دهه دیگر امکان پذیر نیست. در همین اثناء راه آهن بیکالامور، مس
یودوکان، زغال سنگ یاکوتسک، سنگ آهن آلدان، و چوب و الوار سیبری را یا به سوی غرب و بخش
اروپایی شوروی منتقل خواهد ساخت یا آنان را به بنادر اقیانوس آرام جهت صدور خواهد برد.
هزینه سنگین این گسترش سبب شده است کهشوروی خواستار مشارکت غرب و ژاپن در پروژه های
سیبری باشد. چند کشور غربی با شوروی قراردادهایی در زمینه احداث خط لوله در ازای دریافت گاز
امضاء کرده اند. شوروی و ژاپن نیز قراردادهای مشابهی به منظور گسترش و بهره برداری مواد خام بستر
سیبری در اقیانوس آرام منعقد ساخته اند و شرکتهای آمریکایی و ژاپنی در حال حاضر با شورویها در
مورد گسترش و بهره برداری گاز طبیعی یاکوتسک به مذاکره پرداخته اند. گرچه چند عامل سبب
هوشیاری طرفین در مورد منافع حاصله از قراردادهای جبرانی شده است، ولی مشکلات موجود در
زمینه انرژی امکان انعقاد قراردادهای بیشتری را در آینده حفظ خواهد کرد.
(طبقه بندی نشده) گسترش و عمران سیبری توسط شوروی در دوران قبل از جنگ جهانی دوم
استراتژی گسترش و عمران همه جانبه
سیبری از کوههای اورال در غرب، تا دریاهای اوخوتسک و ژاپن در شرق و از قزاقستان، مغولستان و
چین در جنوب تا اقیانوس منجمد در شمال ادامه دارد (به نقشه نگاه کنید). بنابراین بیش از نیمی از
شوروی را در بر گرفته و 63 درصد بزرگتر از آمریکاست. این صحرا که ماکسیم گورکی آن را «سرزمین
مرگ و زنجیر» خوانده بود، مانند «الدورادوی» شرقی در بر گیرنده آن چنان منابعی است که می تواند
قدرت شوروی را چند برابر افزایش دهد. علی رغم موانع سهمناک ناشی از آب و هوا و سرزمین سیبری،
رژیم شوروی، مانند اعقاب تزاری خود، نتوانسته است در برابر منافع احتمالی حاصله از بهره برداری این
سرزمین غنی مقاومت نماید.(1)
استراتژی عمران و گسترش سیبری توسط شوروی از چند مرحله گذشته است، که هر یک نشانگر نیاز
فوری اقتصاد ملی، شرایط استراتژیک، وسیاست کاری است.(2)
با آغاز اولین برنامه 5 ساله در اواخر سالهای 1920 و 1930، رژیم استالینیست تلاش کرد که برنامه
عمران و گسترش همه جانبه سیبری را تحقق بخشد. این برنامه عبارت است از:
تلاش نه تنها برای استخراج و صدور منابع طبیعی سیبری به بخش اروپایی شوروی بلکه برای ساکن
کردن مردم در این منطقه و موجبات پیدایش صنایع محلی با استفاده از منابع طبیعی منطقه نیز ادامه دارد.
این سیاست، که بخشی از آن استوار بر توزیع هماهنگ تر نیروهای مولد بود، ولی نشان می داد که رژیم میل
دارد کارخانه های صنعتی خود را در مناطق داخلی یعنی دور از راههای تهاجم غربی قرار دهد. موجودیت
تعداد کثیری از کارگران اجباری که می توانستند پروژه هایی را به راه اندازند که برای کارگران آزاد چندان
جذابیتی به همراه نداشت، موجب سهولت این سیاست گردید.
در سالهای بین 1918 و 1941، سرمایه گذاری سیبری تقریباً و به طور متوسط معادل 41 تا 15 درصد
کل سرمایه گذاریهای شوروی بود. بخش اعظم این سرمایه گذاری نیز در مجتمع آهن و پولاد اورال
کوزنتسک متمرکز شده بود. استخراج همزمان زغال سنگ سیبری (کوزنتسک) و سنگ آهن اورال
ایجاب می کرد که دو مرکز آهن و پولاد جدید یکی در نزدیکی ماگینتوگورسک در اورال و دیگری در
نزدیکی استالینسک (پس از 1961، نووکوزنتسک) در بستر کوزنتسک گسترش و ایجاد شود.
بخش سیبریایی این پروژه در طول اولین برنامه 5 ساله 44% سرمایه گذاری صنعتی غرب سیبری و در
طول 5 ساله دوم 25% آن را به خود اختصاص داد. ماحصل این سرمایه گذاری، منافع بسیار سرشاری بود.
تولید زغال سنگ کوزنتسک 5/2 برابر چه در برنامه 5 ساله اول و چه در برنامه 5 ساله دوم افزایش یافت
و در سال 1940 به سطح 5/22 میلیون تن یا 5/13 درصد کل زغال سنگ تولیدی شوروی رسید. در
همان سال کوزنتسک 3/10 درصد کل پولاد تولیدی شوروی را تأمین نمود.
مهمترین عنصر مجتمع اورال کوزنتسک صنعت شیمیایی استوار بر کک آن بود. اولین برنامه 5 ساله
شاهد گسترش کارخانه کک شیمیایی بود که در سال 1924 در کمروف وارد عمل شده بود. این گسترش
نیز به نوبه خود سبب پیدایش مجتمع کک شیمیایی جدیدی شد که کودهای نیتروژن دار، رنگهای آنیلین
و دیگر مشتقات زغال سنگ را تولید می نمود. تا سال 1940، 9/6% کل بازده کود شیمیایی شوروی توسط
کمروف تولید می شد.
درست است که مجتمع اورال کوزنتسک در غرب سیبری بزرگترین برنامه سرمایه گذاری در سیبری
قبل از جنگ جهانی دوم به شمار می آمد، لیکن بخش اعظم سرمایه گذاری منطقه به سوی منطقه خاور دور
1- سیبری به سه منطقه اقتصادی تقسیم شده است : سیبری غربی ٬ سیبری شرقی ٬ و شرق دور سیبری. سیبری غربی از کوههای اورال تا رودخانه نیسیف ادامه دارد ٬ سیبری شرقی از رودخانه نیسیف تا آبریز اقیانوس آرام یعنی در امتداد بالاترین نقطه انحنای رود آمور ٬ در مجاورت مرز غربی یاکوتسکایای شوروی در شمال دریاچه بیکال تا دریای لاتیف ادامه دارد. بخش خاور دور شوروی نیز باقیمانده سیبری را دربر می گیرد. 2- جهت مطالعه تاریخ تکامل گسترش سیبری ٬ به اثر تئودور شبادو ویکتورموت تحت عنوان دروازه ای به منابع سیبری ٬ واشنگتن دی. سی. انتشارات اسکریپتا 1977 ٬ مراجعه کنید. منابع زغال سنگ و هیدروکربن شوروی و راه آهن اصلی بیکالامور (بام) (به نقشه در قمست انگلیسی مراجعه شود م).
سیبری سرازیر شده بود این ارجحیت منطقه ای ناشی از : 1) سرعت بخشیدن به برنامه مهاجرت به مناطق
ساحلی اقیانوس آرام در شوروی 2) گسترش منابع طبیعی مورد نیاز (بخصوص طلای دره کولیما در
شمال بندر شهر مگادان) و 3) ایجاد یک فضای همه جانبه در خاور دور و کاهش هزینه سرسام آور انتقال
کالاهای ضروری از غرب شوروی به این نقطه بود.
سرمایه گذاری در خاور دور سیبری در آغاز جنگ جهانی دوم با تلاش مسکو در جهت تأمین دفاع
منطقه در برابر تهدید روزافزون نظامی ژاپن، شدت بیشتری یافت. بخش اعظم سرمایه گذاری اولیه متوجه
گسترش یافتن حوزه های نفتی ساخالین شمالی شده بود که در سال 1940 حدود 6/1% کل تولید نفت
شوروی را تأمین نمود. پالایشگاههای نفتی در خاباروسک در سال 1935 و در کومسومولسک در سال
1942 گشایش یافت.
صنعت چوب سنتی سیبری نیز در دوران ماقبل از جنگ توسعه یافت، سهم چوب و الوار اره شده در
تولید کلی چوب بالا رفت چون صنعت ساختمان سازی نیاز بسیاری به آن داشت در سال 1940 سیبری
6/22% کل چوبهای اره شده شوروی را تأمین نمود. با این وصف در سیبری محصولات جنگلی، به خوبی
مورد استفاده واقع نمی گردید.
صنعت تهیه چوب و الوار پس از جنگ نیز به خاطر احداث راه آهن سوخت رسان از خط اصلی سیبری
به سمت شمال رشد بیشتری یافت. در اواسط سالهای1970، سیبری 1/35% کل چوب گرد تولیدی
شوروی را تأمین نمود. در حالی که مهمترین مناطق تولیدی در تویمان و تومسک اوبلاست (در غرب
سیبری) که از نویارسک کری و ایرکوتسک اوبلاست (در شرق سیبری) و خاباروسک کری (در خاور دور
سیبری) سام واقع شده بودند.
(طبقه بندی نشده) تأثیر جنگ
گسترش صنعتی سیبری در طول جنگ جهانی دوم نیز سرعت یافت و با در معرض خطر قرار گرفتن
صنایع در برابر پیشرفتهای آلمان، این صنایع از بخش اروپایی شوروی به سیبری منتقل گردید. اکثر این
انتقالها به غرب سیبری جایی که درصد کل سرمایه گذاری شوروی تنها 1/6% در سالهای 45 1941 بود
و قبلاً یعنی در سالهای 32 1928 حدود 4/4% بود، صورت گرفت. در سالهای 45 1941 یعنی زمانی
که مناطق غربی شوروی اشغال شده بود، سیبری به طور کلی 18% سرمایه گذاری شوروی را که هنوز هم
بی سابقه است به خود اختصاص داد.
گرچه قبل از جنگ چند مرکز ماشین سازی در جاهایی از قبیل اومسک و نووسیبرسک، صنعتی شدن
اولیه سیبری نقش چندان مهمی را ایفا نکرده اند. در سال 1937، بطور مثال، ساختن ماشین آلات تنها
17% کل ارزش تولیدی سیبری و 30% کل ارزش تولیدی شوروی را تشکیل می داد.
در نتیجه همین تخلیه و انتقال، این منطقه از اهمیت بسیاری برخوردار گشت سیبری از سال 1940 تا
سال 1943، توانست بازده خود را یازده برابر افزایش دهد. بخش اعظم افزایش مربوط به ماشین سازی
نیز از تأمین نیازهای صنایع دفاعی زمان جنگ ناشی می گردید. از جمله دیگر کارخانه های جدید صنعتی
که در این زمان وارد سیبری شد، کارخانه های تولید تجهیزات کشاورزی روبتسوسک (در آتلی کری) و
کرازنویارسک را می توان نام برد. مناطق اومسک و نووسیبرسک به صورت شهرکهای پررونق درآمدند.
جمعیت نووسیبرسک در دوران آمارگیری 59 1939 به 480000 نفر و جمعیت اومسک به 300000
نفر بالغ گردید.
گرچه بر گسترش صنعت سازندگی مصنوعات سیبری در سالهای جنگ تأکید می شد، لیکن صنایع
اولیه استوار بر منابع از اهمیت بیشتری برخوردار گشت. این امر بخصوص پس از اشغال مناطق غربی
شوروی توسط آلمانها که بخش اعظم ظرفیت آهن، پولاد و زغال سنگ کشور را تأمین می کرد، واقعیت
یافت. در سال 1945، با اتکاء به مجتمع اورال کوازنتسک، سیبری 5/31% بازده زغال سنگ شوروی را
تأمین کرد ؛ در حالی که تا سالهای 1970 دیگر نتوانست این نیاز را برآورده سازد. بازده بالای تولید آهن
و پولاد شوروی که در سال 1945 معادل 18 و 21% بود، از زمان جنگ به این سو سابقه نداشته است.
(طبقه بندی نشده) گسترش بعد از جنگ، کناره گیری از گسترش همه جانبه
حرکت صنعت رو به شرق در اوایل دوران بعد از جنگ، با انتقال سرمایه گذاریهای شوروی در سالهای
50 1946 به مناطق ویران شده در اثر جنگ، تغییر جهت یافت. سهم سیبری از کل سرمایه گذاریهای
شوروی به 13% کاهش یافت. اولین برنامه 5 ساله بعد از جنگ پروژه های ساختمانی بزرگی را به همراه
نداشت، ولی بر روی یک کارخانه کک شیمیایی در کروف در بستر کوزنتسک، یک کارخانه فیبر شیمیایی
در بارنول آتلی کری و پالایشگاههای نفت اومسک و انگارسک کار آغاز شده بود. ولی این پروژه ها تا
سالهای 56 1955 وارد عمل نگردیدند، بنابراین بر عملکرد اقتصادی سیبری در اواخر سالهای 1940 و
1950 تأثیر چندانی نداشته اند. در سالهای اولیه بعد از جنگ صنایع ماشین سازی جدید و مهمی در
سیبری احداث نگردید.
در دو دهه گذشته، سرمایه گذاری سیبری بین 15 تا 16 درصد کل سرمایه گذاری شوروی در چرخش
بود و گسترش نیز روندی را که در دوران بعد از جنگ پی ریزی شده بود، در پیش گرفته بود. گسترش
سیبری عملاً و نه در تئوری از گسترش همه جانبه صنعتی انحراف یافته و منحصراً به استخراج و تصفیه
مواد اولیه، مواد خام و منابع انرژی متمرکز شده است ؛ اگرچه این صنایع ایجاد شده، بیشتر بر انرژی متمرکز
بوده است.
این گرایش دوباره گسترش سیبری ناشی از تغییر سیاستهای کارگری بوده است. لغو کار اجباری به
عنوان یک نهاد توده ای در رابطه با موجود بودن کارگر برای پروژه های سیبری، محدودیتهای فراوانی را
پدید آورده است. نسبتا تعداد کمی از کارگران حاضر شده اند زندگی بهتر دیگر مناطق شوروی را رها کرده
و در آب و هوای سخت و طاقت فرسای سیبری مشغول به کار شوند. چنین برآورد شده بود که در سالهای
70 1959 تنها مهاجرت از سیبری صورت گرفته است. کمبود نیروی انسانی در بخش اروپایی شوروی
و عدم تمایل ساکنین آسیای مرکزی به مهاجرت نیز سبب شده است که کمبود کارگر برای سیبری
مشهودتر شود.
ولی علت اصلی جهت گیری جدید در گسترش سیبری، کشف منابع وسیع انرژی سیبری بود. این یافته
توأم را تحلیل رفتن منابع قدیمی تر در بخشهای دیگر کشور و اشتهای روز افزون شوروی برای انرژی،
سبب شد که این کشور در رابطه با پروژه های سیبری سرمایه گذاریهای عظیم را انجام دهد.
گسترش نفت سیبری: شرط بندی روی تویمان
(طبقه بندی نشده) تأکید بر گسترش منابع انرژی سیبری در بخش صنعت نفت آشکارتر بود. از سال
1965 سهم سیبری در تولید نفت ملی افزایش یافته است و این زمانی بود که حوزه های نفتی ولگا اورال
در اوج تولیدی خود به سر می بردند. بین سالهای 1965 و 1975، تولید نفت سالانه سیبری از 4/1 درصد
(4/3 میلیون تن) کل تولید شوروی به 5/40 درصد (150 میلیون تن در سال) رسید.
(طبقه بندی نشده) با رسیدن بازده سالانه ساخالین به 5/2 میلیون تن، بخش اعظم افزایش تولید نفت
سیبری از ناحیه غرب سیبری ناشی می شد. در سال 1975، تویمان اوبلاست به تنهایی 99 درصد تمام
تولید نفت سیبری را تأمین می کرد. بیش از 35 تولید تویمان از تنها حوزه غول آسای ساموتلر واقع در
نزدیکی شهرکهای تیژنوارتفسک و سورگت تأمین می گردید.
(طبقه بندی نشده) در حالی که ذخایر قابل بازیافت در سالهای 1970 دو میلیارد تن برآورد شده،
ساموتلر مهمترین منطقه نفتی شوروی را به وجود آورد. بین 1970 و 1976 بازده آن از 4 میلیون تن به
110 میلیون تن رسید که گسترش سریع این حوزه به نوبه خود سبب احداث دو کارخانه پتروشیمی دیگر
واقع در توبولسک و ترمسک گردید. در واقع کارخانه پتروشیمی واقع در توبولسک قرار است شهر قدیمی
سیبریایی را حیات دوباره بخشد. (توبولسک به مدت 250 سال مرکز اداری غرب سیبری بود تا اینکه
تغییر راههای حمل و نقل و فعالیتهای اقتصادی سبب سقوط آن در قرن نوزدهم گردید.) در صورتی که
اولین مرحله پروژه تومسک طبق برنامه در 1980 وارد عمل شود، تومسک بزرگترین تولیدکننده
پلی اتیلن و پلی پیلن شوروی خواهد شد.
(طبقه بندی نشده) گرچه پالایشگاههای نفتی سیبری در آنگارسک و اومسک عمل می کنند، ولی
75% نفت خام سیبری جهت پالایش به پالایشگاههای غربی شوروی ارسال می گردد. گرایش این جریان
به طرف غرب، لزوم احداث یک سیستم خط لوله وسیع را پدید آورده است. اولین خط لوله در سال 1967
به اومسک رسید. در سال 1972، ساموتلر دومین راه خروجی خود را با آغاز خط لوله جنوب شرقی تا
رود اوب برای پیوستن به سیستم خط لوله ترانس سیبریایی در آنژرو سودژنک به دست آورد. این خط
لوله بعدها به سوی شرق و کراسنویارسک امتداد یافت تا پالایشگاه آچنیسک را تدارک نماید.
در سال 1973 و 1976، خطوط لوله هایی از ساموتلر به مرکز نفت تارتارآلمت یوسک در رودخانه
ولگا احداث گردید. خط لوله های تدارک کننده پالایشگاههای آسیای مرکزی در حال حاضر در دست
ساختمان می باشند.
(طبقه بندی نشده) تویمان اوبلاست به عنوان مرکز نفت و گاز غرب سیبری، یکی از مناطق بسیار رو به
رشد کشور از نظر اقتصادی به حساب می آید. در اواسط سالهای 1970 بیش از هر تقسیمات منطقه
شوروی به استثنای شهر مسکو و مسکو اوبلاست در تویمان اوبلاست سرمایه گذاری گردید. کل
سرمایه گذاری انجام شده در تویمان اوبلاست در سال 1978 حدود 7/2 میلیارد روبل یعنی دو برابر
سرمایه گذاری سال 1970 و معادل 6/2% کل سرمایه گذاریهای اقتصادی شوروی بود. بین سالهای 1971
و 1975 بازده صنعتی تویمان بیش از دو برابر افزایش یافت، در حالی که میزان رشد ملی تنها 43 درصد
بود.
(طبقه بندی نشده) در همین سالها جمعیت تویمان نیز افزایش بسیار پیدا کرد. جمعیت خانتی مانسی
اوکروگ ملی، یعنی بخش دولتی تویمان اوبلاست که محل تمرکز حوزه های نفتی است، از 271000 در
سال 1970 به 425000 در سال 1976 رسید ؛ یعنی 57% افزایش یافت.
جمعیت یامالو نتتس اوکروگ ملی، شمالی ترین منطقه اداری حامل حوزه های گازی غرب سیبری،