گسترش گاز سیبری
(طبقه بندی نشده)بنابه چند دلیل می توان گفت که حوزه های گازی سیبری خیلی کندتر از حوزه های
نفتی آن گسترش یافته اند .
به علت وابستگی شدید شوروی به نفت در معادله انرژی خود، نفت در حال حاضر 45 درصد سوخت
داخلی و گاز طبیعی 24 درصد آن را تشکیل می دهد. تولید نفت نسبت به تولید گاز از اولویت بیشتری
برخوردار بوده است ؛ تولید نفت غیرسیبریایی خیلی سریعتر از تولید گاز آن به نقطه اوج رسید.
حوزه های گازی سیبری در بسیاری موارد در مناطق صعب العبورتر و شمالی تر سیبری واقع
شده است و
کشف حوزه های گازی عظیم در سیبری مصادف بود با کشف گاز طبیعی در ترکمنستان، که دسترسی
به آن آسانتر و هزینه گسترش آن ارزانتر از هزینه گسترش سیبری بود.
(طبقه بندی نشده) با کاهش تولید گاز مناطق غیر سیبری در اواسط سالهای هفتاد،تولید در منطقه سیبری
گسترش بسیار یافت. در سال 1970 سیبری 11 میلیارد مترمکعب گار یا 5 درصد تولید کلی شوروی را به
دست داد. در سال 1976، 49 میلیارد متر مکعب یا 16 درصد کل تولید را تأمین نمود، و طبق پیش بینیهای
برنامه، رد سال 1980 این منطقه باید بتواند 158 میلیارد متر مکعب یا 36 درصد کل تولید شوروی را
تأمین نماید. سیبری که 70 درصد تمام ذخایر گازی را در بر دارد در آینده به صورت مهمترین منطقه
عمران و گسترش گاز شوروی در خواهد آمد.
(خیلی محرمانه) گرچه یاکوتسک در شرق سیبری ممکن است ذخایری مشابه غرب سیبری داشته
باشد، لیکن مرکز اصلی صنعت گاز سیبری تا به حال تویمان او بلاست بوده است که 61 درصد تمام ذخایر
گاز تثبیت شده شوروی و دو حوزه بزرگ گازی جهان (مدوژیه و یورنگوی) را در خود دارد. گسترش منبع
گازی غول آسای مدوژیه در اوایل و اواسط سالهای 1970 سهم تویمان شمالی را در سرمایه گذاری
صنعتی به بیش از 30 درصد رسانید. سازمان سیا معتقد است که از سال 1970تا 1977 تولید منطقه
تویمان از 2/9 میلیارد متر مکعب (6/4 درصد تولید کلی شوروی) به 9/67 میلیارد متر مکعب (6/19
درصد کل تولید شوروی) رسیده است.
(خیلی محرمانه) گرچه مدوژیه مهمترین حوزه گازی در حال عملکرد شوروی است، ولی کلید رشد
آتی، منبع یورنگوی است که احتمالاً بزرگترین حوزه گازخیز جهان به حساب می آید. روسها ظاهرا
می خواهند بازده یورنگوی را از 15 میلیارد متر مکعب در سال 1978به 60 میلیارد متر مکعب در سال
1980 بالا ببرند. تأسیسات تولید حدود 16 میلیارد متر مکعب گاز مربوط از حوزه ساموتلر و دیگر
حوزه های نفتی در جنوب تویمان نیز قرار است در سال 1980 به حداکثر ظرفیت رسانیده شود.
(خیلی محرمانه)گسترش گاز تویمان در سالهای 801976 بسیار پرخرج تر از سالهای 751971
خواهد بود. برای آنکه مسکو بتواند در سال 1980 بازده سیبری را به 155 میلیارد متر مکعب برساند،
مجبور است در برنامه جاری 15 میلیارد روبل یا 80درصد سرمایه گذاریهای مربوط به صنعت گاز را در
این منطقه متمرکز سازد. قرار است بیش از 500 حلقه چاه استخراج گاز حفر شود که در مقایسه با دیگر
برنامه های پنج ساله شوروی بیشترین تعداد چاههای حفر شده را می نمایاند .
(طبقه بندی نشده) این افزایش هزینه ها نشانگر مشکلات و نیز میزان گسترش گاز تویمان می باشد.
تولید تویمان باید بتواند بر زیربنای غیرمکفی مشکلات حفاری و نگهداری از چاهها در شرایط یخ بندان،
و مشکلات موجود در جذب کارگران فائق آید. علاوه بر این، عدم تمایل وزارتخانه هایی که از پروژه های
سیبری نفعی نمی برند به سرمایه گذاری سبب شده است که در بسیاری موارد زیانهایی وارد گردد.
(خیلی محرمانه) با این وصف، مهمترین عاملی که هزینه تولید گاز سیبری را بالا می برد احداث خط
لوله است. برای انتقال گاز تویمان به مصرف کنندگان روسی و اروپایی دو خط لوله احداث شده و یک خط
لوله ثالث نیز در دست احداث است. انتقال از طریق خط لوله در حال حاضر 34 سرمایه ثابت صنعت گاز را
در اختیار دارد و حدود 60 درصد سرمایه گذاری سالانه صنعت را به خود اختصاص داده است. حدود 20
درصد نیروی کار 000/200 نفری آن در کار گذاردن، تعمیر و نگهداری و راه اندازی خط لوله به کار
گرفته شده اند، هنگامی که هر سه خط لوله تکمیل شوند، بزرگترین خط لوله جهان پدید خواهد آمد.
(خیلی محرمانه) کارخانه های لوله سازی و ماشین سازی داخلی شوروی نتوانسته اند کمیت و کیفیت
مورد نیاز لوله، کمپرسور و شیرها را تأمین نمایند. در نتیجه شوروی مجبور شده است برای رسیدن به
هدف، به وارد کردن لوله و کمپرسور از غرب (و ژاپن) ادامه دهد. از سال 1971، تا سال 1975 روسها
شش میلیون تن لوله جوش داده شده قطور (از 14 میلیون تن کار گذاشته شده) را وارد کردند . میزان این
واردات در سالهای 80 1976 برابر با 108 میلیون تن خواهد بود. چون تکنولوژی خط لوله و کمپرسور
گازی شوروی حداقل 15 10 سال عقب تر از تکنولوژی غرب است، شوروی در چهار سال گذشته بیش
از 5/1 میلیارد دلار کمپرسور حاصل از تکنولوژی عالی را وارد کرده است .
(سری / غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) برای پرداخت هزینه این واردات، شوروی چند قرارداد
پایاپای لوله و گاز با غرب منعقد ساخته است. اولین معامله گازی با استرالیا در سال 1968 امضا شد و قرار
دادهای مشابهی نیز با ایتالیا، آلمان غربی و فرانسه منعقد گردیده است. صدور گاز شوروی به منظور
تحصیل ارز معتبر تحت این قراردادها و قراردادهای مکمل دیگر در سال 1976 به 5/11 میلیارد متر
مکعب رسید و قرار است تا سال 1985 به دنبال تکمیل پروژه خط لوله اضافی به 34 میلیارد متر مکعب نیز
برسد.
(خیلی محرمانه) دلایلی در دست است که نشان می دهد از سال 1972 تا سال 1974 رهبریت
شوروی در نظر داشت از طریق انعقاد قراردادهای جبرانی با غرب و ژاپن گاز طبیعی تویمان (و یاکوتیان)
را بیشتر توسعه دهد. (قرارداد نورث استار که هرگز منعقد نشد و مشارکت آمریکا را تضمین می کرد از
این گونه قراردادها بود.) این روش، که از طرف نخبگان متنفذ درونی شوروی به عنوان به هدر دادن ثروت
ملی مورد انتقاد قرار گرفته بود، از طریق «اصلاحیه استیونسون» غیر ممکن اعلام شد (که در دسامبر
1974 تصویب گردید)، که آن هم به نوبه خود مانع از صدور اعتبارات آمریکا برای پروژه های نیروی
شوروی گردید.
(خیلی محرمانه) علیرغم عدم توانایی استراتژی «گاز بزرگ» شوروی در پیشرفت گاز طبیعی احتمالاً
در موازنه انرژی داخلی کشور اهمیت بسیاری خواهد یافت، آن هم در صورتی که، تولید نفت راکد مانده و
یا سیر نزولی را در پیش گیرد که البته چنین پیش بینی شده است. طبق پیش بینیهای سازمان سیا، تا سال
1985 گاز طبیعی حدود 40 درصد بازده کلی سوخت شوروی را تشکیل خواهد و جایگزین نفت خواهد
شد و به صورت مهمترین کالای صادراتی شوروی در خواهد آمد. وابستگی فزاینده به گاز
خواهی نخواهی شوروی را وادار خواهد کرد که به گسترش و توسعه هرچه بیشتر گاز سیبری بپردازد. این
امر نیز به نوبه خود سبب خواهد شد که شوروی درصدد باشد قراردادهای پایاپای گاز در ازای تکنولوژی
بیشتر را با غرب منعقد سازد.
گسترش و عمران زغال سنگ
(طبقه بندی نشده) همان طور که صنعت گاز و نفت شوروی با تحلیل رفتن ذخایر قدیمی تر متوجه
سیبری شده است، با تحلیل رفتن معادن زغال سنگ غرب شوروی (یعنی معادن بستر دونتس) سیبری از
نظر زغال سنگ نیز اهمیت بسیار یافته است. بخش اروپایی شوروی نخواهد توانست بیش از 340 میلیون
تن از 810 تا790 میلیون تن بازده پیش بینی شده شوروی در سال 1980 را تأمین نماید. 65 درصد
ذخایر زغال سنگ کشف شده 255 میلیارد تنی شوروی و شاید 90 درصد ذخائر ژئولوژیک 7 بیلیون تنی
آن در سیبری واقع شده باشد.
(طبقه بندی نشده) از جنگ جهانی دوم حوضچه کوزنتسک تولید زغال سنگ کک شو و بخار خود را
گسترش داده است. در سال 1960 تنها 84 میلیون تن یا 5/16 درصد کل زغال سنگ شوروی را تولید
می کرد، ولی در سال 1975، 137 میلیون تن و یا 5/19 درصد زغال سنگ شوروی را تأمین نمود. در
همان دوران تولید زغال سنگ کک شوی آن بیش از دو برابر شد، و از سطح 5/28 میلیون تن (26 درصد
تولید شوروی) به 56 میلیون تن (31 درصد تولید شوروی) رسید. به علت ارزش حرارتی بالا و هزینه
استخراج ارزان، حمل و نقل زغال سنگ کوزباس سودآورتر است و بیش از نیمی از آن به خارج از غرب
سیبری و به سمت غرب حمل می گردد.
(طبقه بندی نشده) علاوه بر ارسال به اورال و بخش اروپایی شوروی، زغال سنگ کوزباس گسترش
تولید آهن و پولاد را در بستر کوزنتسک سبب شده است. ولی، به طور کلی کمبود منابع سنگ آهن مقرون
به صرفه گسترش بیشتر صنایع آهن و پولاد را در سیبری بعید می نمایاند. در همان حال که بازده ناخالص
آهن و پولاد خام کوزنتسک در سالهای 1945 و1975 به ترتیب سه و دو برابر گردید، لیکن سهم آن در
تولید کلی شوروی در همان زمان بشدت کاهش یافت.
(طبقه بندی نشده) علاوه بر بستر کوزنتسک، موفقیت آمیزترین منطقه زغال سنگ سیبری بستر
کانسک آشینسک است. ذخایر زغال سنگ کانسک آشینسک که 700 کیلومتر در امتداد خط آهن
ترانس سیبری، در شرق و غرب کراسنویارسک ادامه دارد، عظیمترین منبع زغال سنگ جهان به حساب
می آید. تولید کنونی که در سال 1975 به 28 میلیون تن رسیده است، تنها محدود به بازارهای محلی بوده و
هنوز دارای امکانات بالقوه نیست. بعضی از پیش بینیهای درازمدت شوروی، میزان تولید یک میلیارد تن
در سال را محتمل می داند. چون بسیاری از این ذخایر ازنظر برداشت آسان مناسب هستند، زغال سنگ
کانسک آشینسک می تواند ارزانترین زغال سنگ شوروی به حساب آید ؛ البته احتمالاً به استثنای زغال
سنگ موجود در اکی باستوز در شمال شرقی قزاقستان.
(طبقه بندی نشده) گسترش همه جانبه زغال سنگ کانسک آشینسک توسط چند مانع تکنولوژیک
متوقف گشته است. این زغال سنگ دارای ارزش حرارتی پایین و محتوای آب و خاکستر بالا می باشد. این
وضع سبب بروز مشکلات جوشانی در هنگام مصرف آن در نیروگاههای موجود شده است. علاوه بر این،
زغال سنگ مزبور اگر تصفیه نشود قبل از حمل خود به خود مشتعل می گردد. این کیفیت اخیر دردسرهای
فراوانی را به بار آورده است چون کانسک آشنیسک 3200 کیلومتر دورتر از مسکو و1600 کیلومتر
دورتر از منطقه صنعتی اورال واقع شده است .
(طبقه بندی نشده) در مبارزه با این مشکلات چند استراتژی پیشنهاد شده است. بعضیها پیشنهاد
کرده اند که زغال سنگ مزبور از طریق تکنیک پیرولیسیس به صورت زغال سنگ «نیمه کک شو» قابل
حمل در آمده و پس از آن توسط راه آهن مخصوص، مواد آهکی یا خط لوله کپسول مانند حمل و نقل
گردد. دیگران پیشنهاد کرده اند که زغال سنگ خشک و به صورت گاز درآید و گاز آن نیز به صورت مایع
تبدیل شود، ولی دیگران خواستار آنند که زغال سنگ در دهانه معادن نیروگاهها سوخته شود و نیروی
برق حاصله از آن از طریق خطوط ولتاژ بسیار عالی و دوربرد به سمت غرب منتقل گردد. ولی تمام این
روشها یا شامل تکنولوژیهای ناقص و آزمایش نشده است و یا تکنولوژیهای گرانقیمتی را در برمی گیرد.
(خیلی محرمانه) عدم توانایی شوروی در تأمین تکنولوژی مورد نیاز جهت گسترش زغال سنگ
کانسک آشینسک، تولید زغال سنگ این کشور را دچار محدودیتهای فراوانی ساخته است. در نتیجه
گرایش به وی نفت و گاز در سالهای 1940 و1950، رشد تولید زغال سنگ خام در اواخر سالهای 1950
از 5 درصد سالانه به 5/2 درصد در اوایل سالهای 1970 نزول کرد. (از سال 1960 تا سال 1976 سهم
زغال سنگ در انرژی مصرفی شوروی از 50% به 30% کاهش یافت.) از سال 1975 نیز رشد بازده،
کاهش بیشتری یافت و در سالهای 771976 به سطح 5/1 درصد در سال رسید. بازده 724 میلیون تنی
1978 معادل 22 میلیون تن زغال سنگ خام کمتر از رقم پیش بینی شده تولیدی برای سال 1978 بود.
طبق محاسبات سازمان سیا، بازده سال 1980 نیز احتمالاً خیلی کمتر از هدف تولیدی 805 میلیون تن
خواهد بود.
گسترش نیروی هیدروالکتریک سیبری (طبقه بندی نشده)
بر خلاف این واقعیت که گسترش اقتصادی سیبری در دهه های اخیر بیشتر جنبه استخراج منابع به
خود گرفته است، طراحان و برنامه ریزان روسی و تئوریسین هایشان هنوز هم بر گسترش همه جانبه
صنعتی اصرار دارند. آنها از «مجتمعهای صنعتی منطقه ای» حمایت می کنند که در آن از منابع طبیعی محلی
جهت بر پا ساختن اساس صنعتی ثابت محلی استفاده می شود. اگر یکی از جنبه های گسترش این فرضیه را
در برگیرد، نمی تواند چیزی جز گسترش نیروی هیدروالکتریک سیبری باشد، چون ایجاد مقداری
سدهای فشار قوی سبب شده است که صنایع متمرکز بر نیرو نیز در اطراف آنها پدید آیند.
در حالی که تعدادی کارخانه یا نیروگاه هیدروالکتریک به حمایت از عملیات معدنی در شرق دور
شوروی ایجاد شده است، ولی بزرگترین برنامه هیدروالکتریک بر روی رودخانه های شرقی سیبری یعنی
رود آنگارا وینیسی متمرکز شده است. این برنامه ها که در اواسط سالهای 50 آغاز گردیده بود، نه تنها
شامل احداث سدهای نیروی عظیم و تأسیسات مولد نیروی مربوطه می شد، بلکه شامل زنجیره ای از
صنایع متمرکز بر نیرو چون صنایع آلومینیوم شیمیایی و خمیر کاغذ نیز می گردد. با به پایان رسیدن سدهای
فشار قوی شرق سیبری از نظر بازده نیرو بر غرب سیبری سبقت گرفت. در اواسط سالهای 1970، شرق
سیبری حدود یک دهم نیروی برق تولیدی شوروی را که شامل 40 در صد نیروی برق آبی بود تأمین
می کرد.
اولین پروژه نیروی عظیم سیبریایی احداث سد براتسک بر رود آنگارا بود. احداث در سال 1954
آغاز گشت. در سال 1966، این سد حدود 4050 مگاوات نیرو تولید می نمود. در غیاب مصرف کنندگان
نیروی محلی، سد براتسک در اولین سالهای عملیاتی خود تنها حدود 25 تا 30 در صد امکانات نیرویی
خود را تولید می کرد و ماحصل تولید نیز از طریق دو خط 220 کیلو ولتی به 360 کیلومتر آن طرف تر، یعنی
ایرکواتسک انتقال می یافت. در سال 1963 یک خط نیرو به سوی غرب یعنی کراسنویارسک کشیده شد،
و سه سال بعد یک کارخانه آلومینیوم سازی و تهیه خمیر کاغذ عملیات خود را با استفاده از نیروی برق
براتسک آغاز کردند. در حال حاضر حدود 40 در صد نیروی تولیدی براتسک در محل مصرف می گردد.
در اواخر سالهای پنجاه و اوائل شصت، چند مجتمع هیدروالکتریک بر روی رود آنگارا در ایرکوتسک
و یوستی ایلیمسک ساخته شد. مجتمع ایرکوتسک یک کارخانه آلومینیم سازی را تأمین نیرو می کند.
مجتمع یوستی ایلیمسک نیروی برق مورد نیازیک مجتمع چوب را که می تواند خمیر کاغذ، چوب اره
شده، الوار، تراشه چوب و دیگر محصولات چوبی را تهیه کند فراهم نماید. جدیدترین پروژه نیروی آنگارا
در نزدیکی بوگوچانی قرار است در سالهای 1980 تکمیل و نیروی مورد نیاز مجتمعهای چوب و
آلومینیم سازی را تأمین کند.
تا زمانی که گسترش هیدروالکتریک سیبری گشایش کارخانه کاغذ و خمیر کاغذ کراسنویارسک و
مجتمع خمیر چوب براتسک و یوستو ایلیمسک را سهولت بخشیده بود، صنعت چوب سیبری هنوز به
درجه صنعت تولید الوار نمی رسید. در سال 1965 مساعدت سیبری به تولید خمیر کاغذ و چوب در
شوروی کمتر از 10 درصد بود. لیکن در سال 1975 این رقم به یک چهارم تولید کلی ملی رسیده بود.
کارخانه های آلومینیوم سازی در اطراف نیروگاههای رودخانه ینیسی در کراسنویارک ایجاد شده و
در شهر جدیدالتأسیس سایانوگورسک نیز کارخانه هایی در دست احداث است. مجتمع عظیم
هیدروالکتریک سایان قرار است مرکز حومه متنوع صنعتی شده و یک کوره ذوب آلومینیم 400000 تنی
را نیز در برگیرد. شوروی در حال حاضر با کنسرسیوم کمپانیهای آلمان غربی و آمریکایی و نیز کمپانی
فرانسوی رقیب، در حال مذاکره پیرامون احداث آن است. علاوه بر این صنایع متمرکز بر نیرو چون
آلومینیم، پولادهای ویژه الکتریکی و آلیاژهای آهن سایانسک، قرار است فعالیتهای صنعتی دیگری را نیز
شامل شود. به طور مثال یک کارخانه تولید ماشین آلات باربری در سال 1976 در آباکان به مرحله عمل
وارد شد تا کامیونهای کانتینردار بسازد تا میزان کار راه آهن ترانس سیبری کمتر شود. چهار پروژه دیگر
رودخانه ینیسی در مراحل مقدماتی طراحی به سر می برند.
از جمله مهمترین برنامه های گسترش هیدروالکتریک سیبری می توان نیروگاههای خانتایکا و
کوریکا در مجتمع نیکل پلاتین نوریلسک را نام برد. نیاز نوریلسک به انرژی با توسعه معادن، عملیات
کنستانتره سازی و ذوب که با اکتشاف معادن قلع تالناخ آغاز شده بود، فزونی می یافت. با آغاز یک برنامه
فشرده در اوایل سالهای 1960 زنجیره ای از معادن عمیق و عظیم ایجاد شده است تا منابع غنی نیکل،
مس، کبالت، فلزت گروه پلاتینی، محصولات دیگر مورد بهره برداری قرار گیرد. در چند دهه آتی،
نوریلسک علیرغم موقعیت سخت خود در محیط یخبندان شمالی سیبری یکی از بزرگترین منابع
این فلزات در جهان خواهد شد. بااستفاده از یخ شکنهای هسته ای باید قدرت حمل و نقل این بخش
افزایش داده شود.
BAM (بام) «پروژه قرن»
(طبقه بندی نشده) احداث 2670 مایل راه آهن بیکال آمور یکی از مهمترین پروژه های اقتصادی
جهان به شمار می آید. این خط آهن گسترش منابع معدنی و چوب باارزش سیبری را سهولت بخشیده. و
راه آهن ترانس سیبری را که در مجاورت مرز چین واقع شده، پشتیبانی خواهد کرد. برآوردهای منتشره
شوروی هزینه کلی احداث آن را بیش از 15 میلیارد دلار یعنی حدود دو برابر هزینه احداث خط لوله
آلاسکا اعلام کرده است. درست مانند موارد مجتمع اورال کوزنتسک، براتسک و ساموتلر، اخبار مربوط
به این راه آهن در مطبوعات شوروی همیشه منعکس می گردد. مقامات شوروی یک مجموعه
کتاب شناسی و یک کتاب سال به خاطر «بام» در سالهای احداث آن منتشر خواهند کرد.
(طبقه بندی نشده) با امتداد بین تایشت و سوتسکا یاگاوان، «بام» از 5 تقسیم فرعی سیاسی شرق
سیبری و شرق دور سیبری در جمهوری شوروی خواهد گذشت که عبارتند از : ایرکوتسک اوبلاست،
جمهوری خود مختار بوریات، چتیااوبلاست، آمور اوبلاست، و کاباروسک کری. علاوه بر این یک خط
آهن 250 کیلومتری نیز که تقریبا به موازات «بام» احداث شده و نام آن «بام کوچک » است وارد جمهوری
خود مختار یاکوت خواهد شد.
(طبقه بندی نشده) «بام» از صعب العبورترین مناطق جهان خواهد گذشت که عبارتند از: پرتگاههای
کوهستانی، مناطق زیر یخ بندان، هزاران مسیرآبی، و باتلاقهای بی شمار. در زمستان هوا آنقدر سرد است
که پولاد معمولی متلاشی می گردد. و در تابستان آنقدر گرم و مرطوب است که زندگی واقعا دشوار
می گردد. تا زمان پایان احداث «بام» (که ممکن نیست تا سال 1983 ساخته شود)، یک میلیارد فوت
مکعب کار زمینی انجام شده است، 3700 سد و پل ایجاد شده، و 15 مایل تونل حفر شده است.
(طبقه بندی نشده) گر چه ایده احداث یک راه آهن ثانی در سیبری در اولین سال قدرت شوروی شکل
گرفت، ولی کار احداث آن تا سال 1939 آغاز نشد. در نتیجه جنگ کار آن منقطع گردید و تا مارس 1974
کار بر روی راه آهن متفرق و پراکنده ماند، تا اینکه برژنف اعلام نمود که این پروژه یکی از دو پروژه مهم
دهمین برنامه پنج ساله است. (80 1976)
(طبقه بندی نشده) چند علت استراتژیک برای تکمیل پروژه بام وجود دارد، خط آهن ترانس سیبری
نه تنها همیشه از طرف چینیها ممکن است مورد حمله واقع شود، بلکه گسترش و مسکونی ساختن مناطق
دور افتاده شوروی در مجاورت مرزهای چین سبب خواهد شد که چین نتواند زمینها را به تصرف خود
درآورد. گسترش زیر بنایی نیز می تواند نظامیان شوروی در خاور دور را پشتیبانی نماید.
(طبقه بندی نشده) لیکن اکثر خبرگان نیز معتقدند که علت اصلی اولویت بام، نگرانیهای اقتصادی است
و نه استراتژیک. در حالی که توانایی راه آهن ترانس سیبری در حمل بار محدود شده است از سال 1945
میزان باری که حمل می کند هشت برابر شده یک راه آهن دیگر باید ساخته شود تا منابع طبیعی سیبری
در مجاورت اقیانوس آرام مورد بهره برداری قرار گیرد.
(طبقه بندی نشده) این خط آهن «بام» که به موازات راه آهن ترانس سیبری به فاصله 110 تا130
مایلی در شمال واقع شده، می تواند منطقه ای را در 95 تا 125 مایلی شمال و جنوب راه آهن (با حدود
600000 مایل مربع، یا بیش از سه برابر فرانسه) را رفع نیاز نماید. احتمالاً حدود نیمی از ذخایر بالقوه
شوروی در این منطقه واقع شده که عبارتند از:
منابع مس و قلع که حدود 2/1 میلیارد تن و در کوههای یودوکان واقع شده اند. این منابع قابل
بهره برداری از نظر کمیت و کیفیت با عظیمترین معادن مس شوروی در DZHEZKAZGANقزاقستان
برابری می کند.
زغال سنگ کک شوی یا کوتسک جنوبی، که ذخایر آن بیش از 40 میلیارد تن برآورد شده، و
نویدبخش ترین منطقه در یورنگوی به شمار می آید.
منابع سنگ آهن آلدان، که امکانات درازمدت ذخایر آن حدود 20 میلیارد تن برآورد شده. مجاورت
سنگ آهن ارزان قیمت و زغال سنگ کک شو در جنوب یاکوتسک اساس ایجاد یک کارخانه پولادو آهن
را در سیبری در مجاورت اقیانوس آرام فراهم خواهد کرد.
ذخایر عظیم چوب. برآورد حجم امکانات چوبی که در 100 میلیون جریب در مجاورت راه آهن
واقع شده، حدود 4/1تا 5/1 میلیارد متر مکعب می باشد.
بهره برداری از نفت یاکوتیان و گاز طبیعی و منابع عظیم آسپست، فسفات، میکا، طلا، و قلع نیز با وجود
راه آهن «بام»سهولت خواهد یافت.
(طبقه بندی نشده) گرانی هزینه «بام» و گسترش سیبری به طور آرام، به طور کلی سبب روی آوردن
شوروی به غرب و ژاپن در رابطه با پروژه های شرقی شده است. جهت تضمین بازارهای صادراتی، مسکو
به قراردادهای جبرانی روی آورده است تا بیگانگان تکنولوژی پروژه های عمرانی را تأمین کرده و در
ازای آن مقداری از مواد خام را دریافت دارند.
(طبقه بندی نشده) ژاپن به علت کمبود منابع طبیعی مهم و مجاورت خود با سیبری تنها کشوری بوده
است که تا به حال با شوروی همکاری کرده است. اولین قرارداد جبرانی شوروی و ژاپن در سال 1968
امضاء شد که قبل از آغاز تسریع کار بر روی راه آهن«بام» بود. توکیو بولدوزر، تجهیزات چوب سازی و
کالاهای مصرفی را در ازای چوب و خمیر چوب سیبری به شوروی صادر نمود.
(طبقه بندی نشده) ژاپن و شوروی به دنبال این قرار داد 2 قرارداد مشابه دیگر نیز در رابطه با چوب در
سال 1971 و 1974 منعقد ساختند. در سال 1974 نیز، ژاپن و شوروی گسترش منابع نفت خارج از
خشکی جزیره ساخالین در دریای اوخوتسک یعنی شمال ژاپن را به طور مشترک به عهده گرفتند.
(شرکت نفت گلف نیز در این برنامه عمرانی شرکت جسته است.) در همان سال ژاپن توافق کرد که شوروی
را در گسترش حوزه های زغال سنگ یاکوتسک جنوبی یاری دهد و350 میلیون دلار تجهیزات را در
ازای دریافت زغال سنگ کک شو به شوروی بدهد. مسکو در حال حاضر با آمریکا، انگلستان و ژاپن در
مورد پروژه مس یودوکان به مذاکره پرداخته است.
(طبقه بندی نشده) عظیمترین پروژه سیبری که مشارکت بیگانگان را در قراردادهای جبرانی به همراه
دارد. پروژه گاز طبیعی یاکوتسک است. طبق پیش بینی آمریکا این پروژه به 3700 کیلومتر خط لوله از
ویلی یوسک تا بندر اولگا در دریای ژاپن و تأسیسات مایع سازی، و سه کشتی باربری گاز مایع طبیعی به
مقصد ژاپن و هشت کشتی باربری مخصوص گاز مایع طبیعی به مقصد آمریکا نیازمند است. ژاپن و آمریکا
هر یک به مدت 25 سال و سالانه 10 میلیارد متر مکعب گاز دریافت خواهند کرد. در ملاقات ژاپنیها با
آمریکاییها و روسها مشخص گردید که ماشین آلات و تجهیزات حدود 4 میلیارد دلار دیگر برای
کشتیهای حامل و تأسیسات تبدیل به گاز نیاز خواهد داشت.
(خیلی محرمانه) علیرغم این واقعیت که پروژه در مرحله طراحی باقی مانده، ولی عناصر اصلی آن به
تعریف در نیامده است. هنوز میزان یک میلیارد متر مکعبی ذخائر گاز مورد تایید واقع نشده است تا ژاپنیها
و آمریکاییها وارد شدن در این کار را سودآور تلقی نمایند. در مورد خط لوله قرارداد نهایی امضا نشده
است. سیاست آمریکا در مورد وارد کردن گاز طبیعی مایع کاملاً مشخص نشده و ماهیت قیمت گاز یا
رقابت آمیز بودن آن نیز معلوم نشده است. بالاخره در حالی که قوانین آمریکا صدور اعتبار از طرف بانک
صادرات و واردات را برای پروژه های انرژی شوروی ممنوع اعلام کرده است، معلوم نیست که شرکتهای
آمریکایی بتوانند سرمایه لازم را فراهم آورند. با وجود این مشکلات، ژاپن که میل دارد با چین روابط
تجاری (شامل نفت و زغال سنگ) و سیاسی با چین برقرار سازد، گفته است که اگر آمریکا در این پروژه
شرکت ننماید وی نیز شرکت نخواهد کرد.
(طبقه بندی نشده) پیشرفت کند پروژه یاکوتسک نشانگر اقدامات محتاطانه شوروی و کشورهای
غربی در انعقاد قراردادهای جبرانی است. مسکو ممکن است احساس کند که خود می تواند پروژه های
بزرگ خود را به راه بیندازد (برنامه 1978 برای احداث پروژه های قراردادهای جبرانی حدود 3/1
میلیارد روبل بود. سرعت ساختمان یا احداث کم شده بود و در پایان مراحل احداث به علت کمبود
تدارکات، کار تولید کندتر گردید.)
(طبقه بندی نشده) در رابطه با کشورهای غربی، اقدامات احتیاطی ناشی از نارضایتیهای موجود در
کار کردن با بوروکراسی شوروی، نگرانی از کیفیت و کمیت بازده شوروی، بازار مواد خام راکد و تقاضای
شوروی برای سرمایه گذاری لیبرال افراطی کمپانیهای غربی، از اینکه کنترل مدیریتی کافی بر روی
پروژه ها نداشته اند نیز ناراضی هستند.
(طبقه بندی نشده) ولی روندهای آتی اقتصادی ممکن است بتواند بعضی موانع موجود بر سر راه
طرفین را از میان بردارد. افزایش قیمت انرژی جهان ممکن است علاقه غرب را به منابع انرژی سیبری
افزایش دهد. علاوه بر این، تکمیل پروژه بام و کاهش عظیم در موازنه انرژی شوروی، احتمالاً سبب
خواهد شد که شوروی سعی کند کمکهای بیشتری در رابطه با پروژه های عمرانی از غرب بگیرد.
نتیجه گیری (طبقه بندی نشده)
همان گونه که تا اینجا گفته شد، گسترش سیبری در دهه های اخیر بر استخراج منابع به جای گسترش
مجتمع منطقه ای تأکید داشته است. این روند احتمالاً ادامه خواهد یافت چون بخش اعظم منابع طبیعی
شوروی در سیبری واقع شده و سیبری نیز نیروی کار لازم را برای گسترش مجتمع منطقه ای ندارد. ولی
این گسترش در هوای سرد، و مناطق دور افتاده ای که تأسیسات زیر بنایی وجود ندارد و هزینه کارگر و
حمل و نقل بسیار سنگین است، گران و پرخرج تمام می شود. برنامه زمان بندی گسترشهای آتی نیز درست
نیست. شوروی در حال حاضر با مشکلات اقتصادی دیگری نیز که سبب کاهش میزان رشد اقتصادی آن
شده دست به گریبان است. سهم تولید ناخالص کلی که به بخش نظامی اختصاصی یافته اصلاً کاهش پیدا
نکرده است.