که از نیروی زمینی آن به عنوان قویترین نیرو پس از آمریکا در ناتو نام برده می شود، چگونه با رگ و پی به
آمریکا وابسته است و ژنرالهای آن از پشت صحنه به وسیله کارگردانان آمریکایی هدایت می شوند. در
اسناد می خوانیم:
«با اظهار نگرانی از اینکه ممکن است یک اقدام نظامی در افق سیاسی ترکیه صورت گیرد وی (نماینده
حزب جمهوریخواه خلق م) سؤال کرد که آیا حقوق بشر آمریکا برای چنین دولتی که سابقه خوبی در
رعایت حقوق بشر ندارد مشکلاتی فراهم خواهد کرد یا خیر هنگامی که مقام سفارت پاسخ داد که اقدام
نظامی خالی از دردسر نیست و آمریکا نیز از چنین حرکتی حمایت نخواهد کرد، اریلدیز گفت که لازم است
دولت آمریکا این مسئله را مستقیما با رهبریت ارتش ترکیه در میان بگذارد».
با عنایت به اینکه زمان گفتار مربوط به 21 سپتامبر 1979 (30/6/58) و کمی از قبل کودتای 1980
ترکیه بوده است و در آن زمان حزب حاکم، حزب جمهوریخواه خلق بوده است و شخصی که درخواست
می کند تا آمریکا مسئله کودتای نظامی را مستقیما با رهبریت ارتش ترکیه در میان بگذارد نماینده این
حزب می باشد، عمق وابستگی ارتش ترکیه به آمریکا مشخص می شود. مسئله آنجا دردناکتر می نماید که
دریابیم که نخست وزیر وقت ترکیه هیچ اقتدار و سلطه ای بر ارتش نداشته و با ضعف تمام که وسیله نماینده
حزب از سفارت آمریکا در آنکارا درخواست می کند که جلو ارتش را بگیرد. از سوی دیگر نیرنگ بازی و
حیله گری شیطان بزرگ نیز اینجا آشکار می شود که نماینده سفارت اظهار می دارد که دولت آمریکا از
چنین حرکتی حمایت نخواهد کرد. ولی پس از وقوع کودتای 1980 ترکیه و وزارت امور خارجه آمریکا
اعلام می دارد که از وقوع چنین جریانی قبلاً اطلاع داشته است.
در جای دیگر می خوانیم:
«یک افسر دستگاه امنیت ملی ترکیه در اکتبر سال 1973 اظهارنظر کرد که... هر چند اجویت ممکن
است خود را یک آلنده ترکیه تصور کند، ولی نظامیان ترکیه مانند نظامیان شیلی نیستند که قبل از اقدام دو
سال انتظار بکشند.»
در سند دیگری می بینیم:
«معذالک اجویت می داند که ارتش قبل از اینکه خود را کنار بکشد باید متقاعد شود که فعالیت
حکومت او ثبات و امنیت کشور را به خطر نخواهد انداخت».
این گفته ها و این اسناد به همراه حمامهای خونی که هر روز در جریان کودتاها در گوشه و کنار جهان
توسط سلاخان کاخ سفید به راه می افتد، همه گواهی است بر آلت دست بودن ژنرالهای ارتشهای وابسته به
استکبار جهانی. هر چند که بودجه این ارتشها و سلاحهای آنها از دسترنج مردم محروم و مستضعف فراهم
می شود، ولی در نهایت فقط و فقط در راه حفظ سلطه آمریکا به کار گرفته می شوند. اما از سویی شاید این
سؤال پیش آید که چه انگیزه هایی باعث سرمایه گذاری وسیع آمریکا جهت وابسته نگهداشتن ارتشها
می شود؟ و این سؤال شاید در مورد ارتشهای منطقه خاورمیانه به نحو بارزتری جلوه کند. عمده ترین دلیل
همان است که اشاره شد و آن استفاده آمریکا از ارتشهای وابسته به عنوان اهرمهای قدرت است. اما این
اهرمهای قدرت در جهات مختلفی به کار گرفته شده و در هر جهت کارآیی جداگانه دارد. یکی از میدانهای
عمل در رابطه با مسائل داخلی کشور قربانی شونده است که آمریکا در همه موارد ارتش را همچون
شمشیری تیز بر سر مردم و دولت گرفته و از آن برای تثبیت منافع و حفظ سلطه استفاده می نماید. اما میدان
عمل دیگر به کارگیری این اهرم در جهت سیاستهای نظامی و تجاوزکارانه آمریکا در مناطق مختلف است.
آمریکای جنایتکار بنا به اهداف استراتژیک خویش ارتشها را همچون مهره و ابزاری در جهت
سازماندهی و تجهیز ماشین جنگی خویش که آلت قتاله اهداف امپریالیستی اوست به کار می گیرد و یکی
از این اهداف، مقابله وی با ابرقدرت شرق می باشد. از دیر باز یکی از آرزوهای بزرگ و شیرین روسها،
دسترسی به آبهای گرم جنوب روسیه بوده است که شامل دریای مدیترانه، خلیج فارس، دریای عمان،
اقیانوس هند و آبهای جنوب شرقی آسیا می باشد. دسترسی داشتن به این آبها به خاطر اهمیت فراوان در
رابطه با اهداف نظامی، تجاری و اقتصادی حائز اهمیت فراوانی برای روسها است و آمریکاییها برای دور
نگهداشتن روسها از این منبع حیاتی از زمانهای قدیم طرح خاصی را اجرا کرده اند و آن دکترین جانسون
است.
دکترین جانسون این بود که در جنوب روسیه و کشورهای اروپای شرقی یک کمربند تدافعی کشیده
شود،که این کمربند روسیه را محاصره کرده و آبهای گرم را از دسترس این بلوک دور نگهدارد. حلقه های
این کمربند از غرب به شرق عبارتند از: پیمان ناتو، پیمان سنتو، پیمان سیتو، پیمان ناتو در برگیرنده
کشورهای اروپایی و پیمان سنتو شامل کشورهای آسیای میانه (ترکیه، ایران، پاکستان) و پیمان سیتو
کشورهای آسیای جنوب شرقی را شامل می شود. این پیمانها مانند حلقه های یک زنجیر، روسیه و
کشورهای اروپای شرقی را در پیمان گرفته و در مقابل آنها یک سد تدافعی و یا به عبارت دیگر خط
تهاجمی می سازند. اما پیمان سنتو به خاطر حساسیت منطقه که از لحاظ ژئوپلیتیکی حائز اهمیت فراوانی
می باشد، یکی از مهمترین این حلقه ها بود و آمریکا روی کشورهای تشکیل دهنده این پیمان و ارتشهای
آنها سرمایه گذاری فراوانی کرده است و ارتش ترکیه نیز قربانی همین سیاست امپریالیستی می باشد و در
ادامه همین سیاست است که دسترنج و حاصل عرق جبین مردم مسلمان ترک صرف مخارج ارتشی
می شود، که به مانند تیغ دو لبه است. یک لبه تیز تیغ بر گردن مردم محروم نشسته و لبه دیگر نیز در جهت
اهداف استراتژیک و استکباری آمریکای جهانخوار عمل می کند.
اما این تنها طریقه چپاول و استثماری نیست که کلاشان آمریکایی به کار می گیرند. شیوه دیگری که به
کار گرفته می شود، آن است که مشکلات اقتصادی کشورهای تحت سلطه را که به خاطر وابستگی آنها
پیش آمده است و ممکن است به بر هم خوردن نظم و ثبات ساختگی آنها منجر شده و در نهایت به ضرر
آمریکا تمام شود، با منابع مالی و پولی کشورهای تحت سلطه دیگر بر طرف نمایند.
در اسناد می بینیم که:
«در نظر داریم در موقعیتهای مناسب با کشورهای دوست در منطقه چون ایران نشان دهیم که
همدردی با مشکلات ترکیه به نفع خود آنهاست. ولی نمی خواهیم.... در زمینه صادرات آمریکا امتیازاتی
از دست بدهیم».
«دولت آمریکا ممکن است با استفاده از نفوذ خود در ایران بخواهد که این کشور علاوه بر ارسال نفت
بیشتر مهلت بازپرداختهای نفتی ترکیه را نیز تمدید نماید. این امر سبب از بین رفتن و یا محدود شدن نفوذ
شوروی در ترکیه و تخفیف بحران مالی در ترکیه خواهد شد.»
«با در نظر گرفتن شرایط بالا نیمتس (به اردلان مشاور وزیر خارجه ایران در سال 56 م) پیشنهاد کرد
که بهتر است ایران و دیگر کشورهایی که میل دارند گرایش غربی ترکیه حفظ شود با مقامات ترکیه پیرامون
نگرانیهایشان اظهار همدردی نمایند.»
در بررسی این موضوع به نکته ظریف و جالب توجه دیگری برخورد می کنیم: کشورهای مرتجع عرب
قبل از انقلاب اسلامی به دلایل مختلف از دادن کمکهای مالی به ترکیه طفره رفته و از این کار سرباز
می زدند. بعضی از این دلایل می تواند اختلافات تاریخی و دعاوی ارضی بین طرفین باشد، اما در رأس
آنها باید از فشار شدید افکار عمومی مردم منطقه نام برد. زیرا ترکیه به دلیل روابط سیاسی خویش با رژیم
اشغالگر قدس که همواره تحت فشار آمریکا مجبور به حفظ آن بوده است به عنوان تنها کشور اسلامی
مرتبط با اسرائیل مورد انتقاد قرار می گرفته است. در اسناد در این رابطه می خوانیم:
«ترکها به شرکت کنندگان (در کنفرانس اسلامی م) اخطار کرده بودند که آنها نمی توانند با اسرائیل
قطع رابطه کنند.....»
«ترکها تهدید کرده بودند که اگر قرار باشد ترکیه به عنوان تنها کشور اسلامی مرتبط با اسرائیل مورد
انتقاد قرار گیرد، از اجلاس کنفرانس اسلامی بیرون خواهند رفت.»
«وی (وزیر خارجه ترکیه م) گفت که کشورهای عربی از ترکیه خواسته اند که با اسرائیل قطع رابطه
نماید، ولی وی اطمینان داد که اجازه نخواهد داد تا چنین واقعه ای رخ دهد.»
به هر صورت در همین رابطه هاست که در 3 فروردین 57 سعودیها در پاسخ به توصیه آمریکاییها برای
کمک به ترکها این گونه برخورد می کنند که:
«با اضافه کردن این عوامل به خونسردی دولت عربستان سعودی نسبت به گرایشات سیاسی اجویت،
باید گفت که امکان ارائه کمک از طرف سعودیها بسیار محدود خواهد بود.»
ولی بعد از انقلاب اسلامی ایران به خاطر زمین لرزه ای که در منطقه اتفاق افتاده بود و همچنین لوث
شدن مسئله ارتباط با دشمن صهیونیستی به خاطر پیمان ننگین کمپ دیوید و خیانت سادات معدوم،
شیوخ مرتجع عرب به خاطر ترس از رشد انقلاب اسلامی در منطقه و واژگون شدن پایه های پوشالین
حکومتشان، دایه مهربانتر از مادر شده و کمکهای خود را به سوی ترکیه سرازیر می کنند.
«این واقعیت که کویت یعنی کمک دهنده بزرگ عربی قرار است به ترکیه کمک نماید، بسیار بااهمیت تر از
میزان کمک آن می باشد.»
اما به گمان ما، زمین لرزه سخت تر از آن است که آمریکا و همپالگی هایش بتوانند آن را مهار کنند.
انقلاب اسلامی ایران در پیشاپیش نهضت جهانی اسلامی، می رود تا کاخ شیطان و مزدوران مرتجع شیطان
را بر سرشان خراب نموده و تشبثات و دست و پا زدنهای هیچ قدرت طاغوتی را یارای آن نخواهد بود که
طاغوتیان را از گرداب مرگ برهاند.
امید است که کلیه ملل مسلمان و مستضعف با یگانگی و یکدلی، دست اتحاد به یکدیگر داده و دست و
پای شیطان را در مرز و بوم خویش قطع نموده، و زمینه را برای ظهور حضرت بقیه اللّه الاعظم (عج) ارواحنا
و ارواح العالمین له الفداء آماده نمایند.
و ما النصر الامن عندا... العزیز الحکیم خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
یادداشت بیوگرافیک در مورد اسیراوغلو، فخری کورترک و نعیم تالو
سند شماره (1)
زمان و مکان: 2 مرداد 1351، دفتر سفیر اسیراوغلو در تهرانخیلی محرمانه
یادداشت مکالماتی شرکت کنندگان: وهاب اسیر اوغلو، دبیرکل سازمان همکاری و عمران منطقه ای
آندرو.آی، کیلگور، مشاور سفارت در امور سیاسی
طی ملاقاتی که با سفیر اسیراوغلو داشتم، وی به من گفت که از چهارده ماه قبل به عنوان دبیر کل
سازمان همکاری و عمران منطقه ای برگزیده شده است. وی گفت با وجود اینکه به ارزش این سازمان
واقف نبوده است ولی واقعیت این است که این سازمان چندان موفق نیز نبوده است. از طرف سه کشور
عضو این سازمان به خصوص پاکستان، موفقیتهای این سازمان مورد انتقاد قرار گرفته است. ولی
اسیراوغلو یادآور شد که یکی از صادقانه ترین ارزیابیها در مورد این سازمان در روزنامه انگلیسی زبان 2
مرداد ماه کیهان چاپ شده است، که ما نیز آن را در پاراگرافهای زیر به نظر شما می رسانیم. سفیر
اسیراوغلو گفت وی مطالبی در اختیار کیهان گذاشته بود که مطالب مندرج در آن بر اساس همین
موضوعات چاپ شده است. وی این کار را به این دلیل انجام داده بود، چون معتقد بود که نگاهی صادقانه
به کوتاهیهای این سازمان می تواند راه را برای موفقیتهای آتی آن هموار سازد.
نقل قول: سازمان همکاری و عمران منطقه هشتمین سالگرد خود را جشن می گیرد و این فرصتی است
که ما باید بتوانیم طی آن به ارزیابی عملکرد و امکانات آن بپردازیم.
با گردهم آوردن ایران، ترکیه و پاکستان، سازمان همکاری و عمران منطقه ای تلاش کرده است به یک
نظریه اصیل جامه عمل بپوشاند. اگر موقعیت این سازمان بیشتر شود می تواند به عنوان هسته همکاری
گروه بزرگتری در منطقه در راه صلح و همکاری درآید. از نظر سیاسی نیز این سازمان می تواند به عنوان
یک عامل ایجاد کننده ثبات در منطقه ای که دستخوش رقابت و تلاش برای به دست گیری قدرت درست
عمل کند. لیکن قبل از آنکه سازمان بتواند نقشی اینچنین وسیع را عهده دار شود، باید موفقیت بیشتری به
دست آورد. ولی در حال حاضر قادر نیست این موفقیت را کسب کند و تقصیر نیز متوجه سازمان نیست.
یک سازمان بین المللی را اعضای آن محتوا می بخشند و نمی تواند شخصیتی جدای از خود دارا باشد.
فقدان موفقیت نسبی سازمان همکاری و عمران منطقه ای تنها مربوط است به مشکلاتی که پاکستان با آن
دست به گریبان است. اعضا باید طرز برخورد خود را تغییر دهند. در چند ماه گذشته علایمی از این تغییر
طرز برخورد خود پیدا شده بود، ولی تا به حال هیچ گونه حرکت قاطعی در این جهت صورت نگرفته است.
بنابراین بهترین راه برای جشن گرفتن تولد سازمان همکاری و عمران منطقه ای تلاشی است در جهت
گسترش اختیارات و قدرت آن، چون تنها همین عوامل می توانند موجبات موقعیت بیشتر سازمان را
فراهم آورند. (پایان نقل قول)
اسیراوغلو گفت هدف سازمان همکاری و عمران منطقه ای دستیابی به همکاری اقتصادی، صنعتی و
فرهنگی بود، ولی همکاری اقتصادی به هیچ وجه پیشرفتی ننموده است. هدف سازمان در این زمینه
کاهش تعرفه وارداتی بین سه کشور عضو بود، ولی در این زمینه نیز موفقیتی به دست نیامده است. یکی از
دلایل عمده مانع این موفقیت نیز این است که تجارت بین سه کشور تنها درصد کوچکی از تجارت کل این
کشورها را در بر می گیرد.
اسیراوغلو در ادامه گفت همکاری صنعتی میان اعضای سازمان نیز شدیدا مأیوس کننده بوده است.
کارخانه بلبرینگ سازی که توسط ژاپنیها در کراچی ساخته شده نشانگر مشکلات و شکستهای سازمان
در بخش صنعتی است. پاکستان بخش اعظم سهام کارخانه را در اختیار داشت و ترکیه و ایران هر کدام 10
درصد سهام کارخانه، را خریداری کرده بودند. در صورت مرغوب بودن کیفیت و قیمت کالاهای تولیدی
این کارخانه، ترکیه و ایران نیز مجبور می شدند مقداری از آن را خریداری نمایند. ولی بنا به دلایل متعدد
بلبرینگهای تولیدی این کارخانه تا به حال وارد بازارهای ایران و ترکیه نشده است.
اسیراوغلو گفت در نتیجه اوضاع پاکستان قدری خوش بینی پدید آمده است. حال که بنگلادش
استقلال یافته، از نظر سفیر سازمان همکاری و عمران منطقه ای، پاکستان با نظری واقعگرایانه تر با جهان
برخورد خواهد کرد. پاکستان دریافته است که قادر نیست به صورت رقیب هند درآید و به همین دلیل از
کشورهای مسلمان ترکیه و ایران خواستار حمایت سیاسی و روانی شده است. اسیراوغلو گفت که قرار
است در تاریخ 3 مرداد ماه برای گفتگو با مقامات پاکستان به اسلام آباد برود. وی خوش بین است و معتقد
است که آنها این بار در رابطه با اهداف قاطع سازمان همکاری بیشتری ارائه خواهند کرد.
دبیر کل سازمان همکاری و عمران منطقه ای گفت که در اظهار خوش بینی پیرامون آینده سازمان، میل
ندارد چنین برداشت شود که موانع مهمی بر سر راه سازمان وجود ندارد. وی گفت که در ترکیه و ایران،
موفقیت سازمان مورد شک و تردید است. در کشور خویش بسیاری از مردم، از جمله مقامات بلند پایه
ترکیه به سازمان همکاری و عمران منطقه ای اعتقادی ندارند، این مقامات ترکیه را بخشی از اروپا می دانند.
این مقامات معتقدند که به عنوان یک عضو بی چون و چرای جامعه اقتصادی اروپا، آینده اقتصادی ترکیه
در اروپای غربی پایه گذاری شده و نه در کشورهای رو به رشد شرق.
سفیر اسیراوغلو در ایران چنین برداشت کرده است که ایران به ترکیه و پاکستان نیازی ندارد. علت
مطروحه توسط ایرانیها نیز این است که ایران در نتیجه صادرات نفتی خود سرمایه هنگفتی را فراهم آورده
است. این سرمایه به افزایش خود ادامه خواهد داد و اقتصاد ایران نیز بدون نیاز به کمک سازمان همکاری
و عمران منطقه ای رونق خواهد یافت. به عبارت دیگر، ایران می خواهد تکروی کند. متأسفانه بعضی از
ایرانیها این طور فکر می کنند. که علت وجودی پاکستان و ترکیه در سازمان همکاری و عمران منطقه
استخراج منافع از جیب ایرانیهای ثروتمند است.
اسیراوغلو گفت که وی برای منتقدین ایران و ترکیه یک پاسخ دارد و آن این است که موفقیت سازمان
همکاری و عمران منطقه ای خواهد توانست موجبات جذب سرمایه های خارجی را فراهم آورد. کل
جمعیت سه کشور بالغ، بر 120 میلیون نفر است، هر قدر که این مردم بتوانند در زمینه اقتصادی و صنعتی
بیشتر همکاری نمایند، سرمایه گذاران خارجی را به این منطقه بیشتر جذب کرده اند. در این رابطه است که
دبیر کل سازمان، وی با مشکلات بسیار جدی رو به رو است. ولی، او مشکلات را دوست دارد و مطمئن
است که بر خلاف گذشته خواهد توانست موفقیتهای بیشتری را نصیب این سازمان نماید.
پاورقی
گذشته از نظر ایرانیها در مورد سازمان همکاری و عمران منطقه ای، در ضیافت پر جنجال سفیر
اسیراوغلو در هتل اینترکنتینانتال در تاریخ 1 مرداد ماه به مناسبت هشتمین سالگرد سازمان، ما اینچنین
برداشتی در مورد نظریات ایرانیها نداشتیم. نخست وزیر هویدا، وزیر خارجه خلعتبری با تعداد زیادی از
مقامات و رهبران بخش خصوصی ایرانی در ضیافت حضور یافتند. ایرانیها خیلی زود از راه رسیدند و تا
زمانی که عکاسها مشغول عکسبرداری بودند در آنجا ماندند. بنابر این می توان گفت که از نظر ضیافتی و
روانی سازمان همکاری و عمران منطقه ای برای دولت ایران حائز اهمیت است.
یادداشت بیوگرافیک در مورد اسیراوغلو
وی فردی است بالای 50 سال و کمی مسن تر. زبان انگلیسی را بسیار خوب می داند و گرایشی
دوستانه نسبت به آمریکا و آمریکاییها دارد. بسیار صریح و بی پرده سخن می گوید. صادق، رک گو و خالی
از تزویر است. کلیگور
گزارش بیوگرافیک در مورد: بولنت اجویت نخست وزیر جدید ترکیه
سند شماره (2)
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)ژوئن 73 شهریور 52
گزارش بیوگرافیک: رهبران جدید ترکیه فخری کورترک رئیس جمهوری و نعیم تالو نخست وزیر
اخطار
این سند حاوی اطلاعاتی است که در دفاع ملی ایالات متحده تأثیر دارد و انتقال یا افشای محتویات
آن و یا دریافت آن توسط اشخاص غیر مجاز طبق قانون ممنوع است.
مقدمه
این گزارش شامل شرح حال فخری کورترک و نعیم تالو، به ترتیب رئیس جمهوری و نخست وزیر
ترکیه است.
زمینه
روز 13 مارس 1973 مجمع بزرگ ملی ترکیه رأی گیری جهت رئیس جمهوری جدید را آغاز کرد.
سران نیروهای مسلح می خواستند ژنرال فاروق گورلر که از سمت رئیس ستاد نیروهای مسلح ترکیه
استعفا داده بود کاندیدای ریاست جمهوری شود، ولی ژنرال فاروق گورلر اکثریت آراء را به دست نیاورد.
رأی گیری چندین بار تکرار شد و برنده ای در میان نبود، هنگامی که مدت قانونی جویت سونای به عنوان
رئیس جمهوری در تاریخ 28 مارس سپری شد و جانشینی برای او در پیش نبود، تاکین آری برون رئیس
مجلس سنا کفالت ریاست جمهوری ترکیه را به عهده داشت. کوششها برای یافتن یک کاندیدای مورد
قبول طرفها تا تاریخ 6 آوریل ادامه داشت. در پانزدهمین رأی گیری سه حزب عمده یعنی حزب
جمهوریخواه خلق و حزب عدالت و حزب اتکاء جمهوری، درباره سناتور فخری کورترک با یکدیگر
توافق کردند. وی 365 رأی بدست آورد که 47 رأی بیشتر از 318 رأی لازم بود. وی برای مدت 7 سال
رئیس جمهور ترکیه خواهد بود.
روز 7 آوریل فرید ملن از سمت نخست وزیری استعفا داد و بحث درباره انتخابات نخست وزیر آینده
آغاز شد. حزب جمهوریخواه خلق که دومین حزب بزرگ ترکیه است از همگامی با دو حزب دیگر
خودداری کرد و این دو حزب نعیم تالو را برای نخست وزیری انتخاب کرده اند و در تاریخ 12 آوریل،
کورترک از تالو خواست تا حکومت جدیدی تشکیل دهد. تالو تنها تا انتخاب اکتبر 1973 نخست وزیر
خواهد بود.
حکومت جدید
روز 14 آوریل تالو و رؤسای دو حزب یک پروتکل ده ماده ای را امضاء کردند. در این دو پروتکل از
جمله مطالب دیگر پیش بینی شده است که حکومت جدید از دو حزب عدالت و اتکاء جمهوری تشکیل
خواهد شد و انتخابات به طور قاطع در تاریخ 14 آوریل 1973 انجام خواهد گرفت و قوانین اعلامی
پیشنهادی به تصویب خواهد رسید و حکومت علیه قیمتهای بالا و فقر و بیکاری و کمونیسم مبارزه خواهد
کرد.
در روزهای بعد تالو یک کابینه 24 نفری را تشکیل داد که 14 نفر آنها از حزب عدالت و 5 نفر آنها از
حزب اتکاء جمهوری و سه نفر افراد مستقل و 2 نفر اشخاص غیر سیاسی بودند. (قانون اساسی ترکیه
ایجاب می کند قبل از انتخاب ملی، وزارتخانه های کشور و دادگستری و ارتباطات در دست افراد مستقل
باشد). دو عضو غیر سیاسی این کابینه یعنی ملوک بایولکن و ایهان ازتراک، وزیر مشاور از کابینه سابق به
نخست زیری فرید ملن، به این کابینه منتقل شده اند. 11 تن از این وزیران حقوقدان هستند و 5 نفر دیگر
آنها پزشک و 4 نفر آنها مدیر و 2 نفر آنها صاحبان کارخانه می باشند. کابینه همچنین شامل یک جنگلدار و
یک جغرافیدان و 2 استاد دانشگاه و یک دیپلمات است. این گروه با تجربه ترین کابینه ترکیه را از زمان
وادار کردن سلیمان دمیرل به استعفا از نخست وزیری در مارس 1971 تشکیل می دهد. نیمی از اعضای
این کابینه در کابینه های قبلی دیگر خدمت کرده اند. سن متوسط آنها 53 سال است. روز 26 آوریل کابینه
تالو به آسانی از مجمع بزرگ ملی با اکثریت 261 رأی در مقابل 94 رأی مخالف رأی اعتماد به دست آورد.
فخری کورترک رئیس جمهوری ترکیه
روز 6 آوریل سال 1973 مجمع بزرگ ملی ترکیه سناتور فخری کورترک را برای مدت 7 سال
به ریاست جمهوری ترکیه انتخاب کرد. با انتخاب او بن بستی که مدت 25 روز در میان سیاستمداران و
سران نظامی بر سر گزینش یک رئیس جمهوری جدید به وجود آمده بود، پایان یافت. قانون اساسی ترکیه
اختیارات رئیس جمهور را محدود کرده است. ولی دو رئیس جمهور اخیر ترکیه به عنوان عامل حائل بین
نظریات مخالف، میان نظامیان و رهبران غیر نظامی کشور نقش مهمی را ایفا کرده اند، انتظار می رود رئیس
جمهور جدید این نقش را همچنان ادامه دهد.
روش نسبت به ایالات متحده
کورترک که سابقاً (19601957) فرمانده نیروی دریایی ترکیه بود تماسهای نزدیکی با افراد
نیروهای مسلح آمریکا در سالهای بین جنگ جهانی دوم و 1960 داشته است و در سال 1958 به عنوان
میهمان رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا در این کشور بود و در حالی که در آمریکا به سر می برد، از
مدرسه تفنگداران آمریکایی در کوانیکو ایالت ویرجینیا دیدن کرده بود. مناسبات او با مقامات آمریکایی
قبل از سال 1960 تا اندازه ای تیره بود. معذالک هنگامی که او در سال 1960 تا 1964 سفیر ترکیه در
اتحاد جماهیر شوروی بود موضع او نسبت به آمریکا اندکی مساعدتر شد.
اوائل زندگی و حرفه
فخری کورترک در سال 1903 در استامبول در خانواده عثمان ثابت به دنیا آمد (نام کورترک به معنای
مدافع ترکها در سال 1935 از سوی کمال آتاترک بنیانگذار ترکیه معاصر به او داده شده بود). کورترک در
سال 1916 وارد آکادمی ترکیه شد و در سال 1923 از آن فارغ التحصیل گردید. او آن گاه بر روی عده ای
از کشتیها و زیردریایی ها در مأموریتهای مختلف از جمله در سمت آموزشی خدمت کرد. قسمتی از
آموزش او در این دوره در آلمان صورت گرفت. (او در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان هواخواه آلمانی
تلقی می شد.)
کورترک در سال 1924 درجه ستوانی جز و در سال 1927 درجه ستوانی عادی و در سال 1933
درجه ستوانی ارشد را داشت. او در سال 1934 به ستاد نیروهای مسلح منتقل شد و در سال 1935 وابسته
دریایی ترکیه در رم بود. او از سال 1937 تا 1938 به عنوان معاون فرمانده در سمت دریایی وابسته در
برلین خدمت می کرد و حوزه مأموریت او استکهلم (پایتخت سوئد) و اسلو (پایتخت نروژ) را نیز در بر
می گرفت. در سال 1938 او رئیس ستاد و ناوگان زیر دریایی بود. نخستین سمت فرماندهی پست او در
زیردریایی دون لوپیتار در سال 1940 بود. در سال 1941 به درجه فرماندهی ارتقاء یافت و کفیل
فرماندهی ناوگان یک زیر دریایی شد.
کورترک در سال 1942 با سمت وابسته دریایی به برلین بازگشت در سال 1943 به درجه ناوسروانی
ارتقاء یافت و فرماندهی ناوگان 2 زیر دریایی به او داده است.
در سال 1944 او سمت مربی در آکادمی جنگی دریائی را به عهده داشت. و یک سال بعد ریاست آن را
به عهده داشت او در سال 1947 دوباره به ناوگان زیردریایی بازگشت. در سال 1948 او مدیر بخش یک
ناوگان ترکیه بود و آنگاه به عنوان رئیس ستاد فرماندهی سپاه آموزش دریائی گردید. او در سال 1949
رئیس ستاد فرمانده ناوگان ترکیه شد.
در سال 1950 به درجه دریابانی (با یک ستاره) ارتقاء یافت و کفیل فرمانده نیروهای دریایی در
استانبول شد و سپس به فرماندهی ناوگان زیر دریایی منسوب گردید. سه سال بعد پس از آنکه به درجه
دریابانی (دو ستاره) ارتقاء یافت او فرمانده ناوگان جنگی شد. در سال 1954 او در راس فرماندهی
آموزش قرار گرفت و در سال 1955 به عنوان رئیس اطلاعات در ستاد منصوب گردید و بعداً در همان
سال فرمانده ناوگان شد.
در سال 1956 پس از آنکه فخری کورترک به درجه دریاداری ارتقاء یافت، فرمانده فرماندهی دفاعی
تنگه و دریای مرمره شد. در سال 1957 او کفالت فرماندهی نیروی دریایی را به عهده گرفت و در سال
1959 به درجه دریاسالاری ارتقاء یافت و به فرماندهی کل نیروی دریایی ترکیه منصوب شد. او این
سمت را تا تاریخ وقوع کودتا در ماه می 1960 همچنان به عهده داشت.
ملوانی که دیپلمات شد
پس از وقوع کودتا کمیته وحدت ملی که کشور را اداره می کرد، بلافاصله بسیاری از همکاران