بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 101

مقدمه اسناد لاری جیل

به دنبال گزارشهای سرهنگ سیمورلوین رئیس بیمارستان نظامی آمریکا در تهران از تماسهای

اجتماعی و برخوردهای فراوان خود در میهمانیهای به اصطلاح دیپلماتیک با پرسنل مختلف روسی به

اداره تحقیقات ویژه نیروی هوایی آمریکا مستقر در تهران (واحد 72)، فعالیتی در جهت استفاده اطلاعاتی

از امکانات سرهنگ لوین از طرف آن اداره آغاز می گردد. (تا تاریخ 16 اوت 76) پس از توجیهات لازمه و

تکمیل تحقیقات در 29 سپتامبر، استخدام رسمی و امضاء قرارداد اداره تحقیقات ویژه نیروی هوایی (تنها

واحدی از وزارت دفاع آمریکا در ایران که کار تحقیقاتی امنیتی انجام می داد و مسئول امنیت نظامیان

آمریکائی و تهیه پوشش ضد اطلاعاتی دفاعی برای شرکتهای آمریکایی پیمانکار پروژه های نظامی و

کمک ضد تروریستی به آنها بوده است) همکاری بین سرهنگ و اداره ویژه و تعیین نام مستعار صورت

می گیرد. پائول ویندسور به عنوان نام رمز قراردادی سرهنگ با مأموران و لاری جیل به عنوان نام رمز

داخلی برای مکاتبات بین ادارات ویژه مشخص می شود. مقاصدی که برای این عملیات در نظر گرفته شده

بودند به شرح زیر است:

1 برقراری یک رابطه اجتماعی بین او (سرهنگ لوین یا لاری جیل) با سازانوف و سرهنگ دوم

لئونید داوبنیا.

2 جمع آوری اطلاعات و شرح احوال و شخصیت این دو نفر.

3 معلوم و مشخص کردن مریضی ظاهری سازانوف.

4 با فراهم کردن امکان استفاده از تجهیزات درمانی آمریکا از ناراحتی سازانوف، به واسطه حضور

خود در ایران و عدم اعتمادش به امکانات درمانی شوروی استفاده شود.

5 تحلیل و تعیین چیزهای خوشایند و ناخوشایند این دو نفر به قصد روانه کردن جاسوسهای دیگر به

سوی آنها.

6 پیشبرد آشنایی او با اعضای سفارت چین به قصد اعزام جاسوسهای دیگر به سوی آنها. سازانوف

(آناتولی) مظنون به فعالیت در ک. گ. ب. و سرهنگ داوبنیا (لئونید) مأمور شناخته شده جی. آر. یو.

(مدیریت اطلاعات ارتش سرخ) بوده اند. سازانوف در سفارت شوروی به عنوان دبیر سوم مشغول به کار

بود. از همان ابتدا سیا که در جریان قضیه قرار می گیرد نسبت به این فعالیت علاقه مندی نشان می دهد و

جلسات منظم و فراوانی برای هماهنگی این عملیات با سیا تشکیل می گردد. سیا در 25 اوت 76

اطلاعاتی را که تا آن هنگام درباره سازانوف جمع آوری کرده در اختیار مأمورین اداره ویژه قرار می دهد

که اهم نکات آن از این قرارند: «سازانوف» احتمالاً مأمور ک. گ. ب. می باشد و اولین مأموریت خارج از

کشورش را در ایران به انجام می رساند. طی یک سال گذشته او قدری پریشان بوده و در کار خود چندان

موفقیت نداشته است. او فردی نامنظم و آشفته است و بر سر قرارهایی که می گذارد حاضر نمی شود یا

تأخیر دارد. چندین تصادف اتومبیل در تهران داشته است. او احتمالاً سخت مشروبخوار است و حداقل دو

بار در حال مستی مشاهده شده است. او قطعا از کار خود یا زندگی در تهران ناراضی است و به افراد

مختلفی منجمله سفیر شوروی در ایران و وزیر خارجه نامه نوشته تا از تهران منتقل شود. او اکثر ارز

خارجی دریافتی خود را بابت خرید یک اتومبیل ولگا خرج نموده و این باعث ناراحتی همسرش شده

است. از آن مهمتر او از یک ناراحتی ناشی از تشعشع بیش از حد امواج مضره رنج می برد و این ناراحتی را


صفحه 102

از یکی از مراکز کار خود در شوروی گرفته است. با این حال او ترجیح می دهد که به پزشکان بیمارستانهای

روسی مراجعه نکند چون به کار و تجهیزات آنها اطمینان ندارد. در 1 سپتامبر 76 قرار گذاشته می شود که

طی یک جلسه مشترک بین نماینده سیا و نماینده اداره ویژه و لاری جیل، نماینده سیا اطلاعات مفصلی

درباره سازانوف به جیل بدهد و در جلسه بعد بیوگرافیهایی از کسانی که توصیه می شود درباره آنها

اطلاعات جمع آوری شوند ارائه دهد. اوراق شناسایی که سیا به مأموران ویژه داده، درباره سرهنگ دان

مدیک، وابسته نظامی یوگسلاوی به ضمیمه چندین عکس مخفی از او سرهنگ داوبنیا همراه با نتیجه

تحقیق از مدیر و استادان زبان یک مؤسسه تعلیم زبان که داوبنیا در تهران به آنجا رفته و درس می خواند،

آشورکویک رئیس بیمارستان شوروی چرومکین معاون سابق آن بیمارستان و عضو جی. آر. یو.

موجود است. در 29 سپتامبر 76 لاری جیل یک میهمانی ترتیب می دهد و در آن از سازانوف و همسرش

نیز دعوت به عمل می آید. یکی از مأموران سیا با سازانوف بعد از میهمانی تماس گرفته و سازانوف به او

می گوید که در آن میهمانی شرکت داشته و نمی داند چرا به آن دعوت شده بود.

در 27 اکتبر 76 پیشنهاد می شود که لاری جیل از ناراحتی طبی سازانوف با استفاده از موقعیت

پزشکی خود حداکثر استفاده را بنماید و در عین حال به پیشبرد روابط یا برقرار روابط با داوبنیا، آشور

کووانگ توجه داشته باشد و این کار را با حضور در محافل مختلف انجام دهد تا بتواند آنها را به ملاقات

حضوری و فردی با خود بکشاند و درباره آنها اطلاعات مختلف و بیوگرافیک جمع آوری کند تا با مناسب

بودن اوضاع، عوامل منتخبی به جانب آنها روانه گردند و در ضمن پیشنهاد می شود که همسر مأمور ویژه

تماس با جیل و خود همسر جیل نیز برای تسهیل ارتباطات و تأمین پوشش اجمالاً در جریان فعالیت قرار

داده شوند که پیشنهاد بعدا در مورد همسر جیل پذیرفته می شود و او هم همکاری با اداره بازرسیهای ویژه

را آغاز می کند.

در 28 اکتبر 76 یک مأمور سیا که هر هفته یکبار با سازانوف تماس داشته خبر می دهد که از سازانوف

و همسرش دعوت کرده به یک مسابقه ورزش بروند و آنها قبول کرده اند و متعاقبا به منزل عضو سیا

رفته اند و مشروب صرف کرده اند.

عمال دیگری نیز در ارتباط با سازانوف بوده و آنها نیز از او خبر می داده اند و یکی از آنها یک بار به

سازانوف می گوید که او از سایر افراد روسی متمایز است در اینکه فردی حساس و مخفی کار ولی در عین

حال قابل معاشرت است. عمال سیا در ملاقات خود سعی نمود دائما اشاره کند به اینکه سازانوف با

دیگران فرق دارد. گردانندگان قضیه احتمال داده اند که برخورد با وی از این موضع که او فردی غیر از

دیگران است و دوستی با وی ارزش خاصی دارد و از طرف دیگر تماسهای سازانوف با سرهنگ آمریکایی

موجب می شود که ارتباطات با سازانوف صمیمی تر شود و کمال مطلوب آنکه اگر بعدا تصمیم گرفته شد

پیشنهادی برای همکاری به سازانوف داده شود، این گونه برخورد می تواند در پذیرفتن پیشنهاد از جانب

او مؤثر باشد. ضمنا سازانوف اگر به کسی از همکارانش بازگو کند که از طرف یک آمریکائی درباره او چه

اظهارنظر شده موجب تحقیر او نزد همکارانش و محسوب شدن او به عنوان یک خطر بالقوه و یک نقطه

ضعف خواهد شد.

یک مأمور دیگر سیا نیز مدتی بعد از ملاقات فوق الذکر در یک میهمانی سفارت امارات متحده عربی

سازانوف را می بیند و با او گفتگو می کند ولی متوجه می شود سازانوف جوابهایش طفره آمیزتر شده و


صفحه 103

صریح پاسخ نمی دهد.

در جلسه هماهنگی بعدی (در 29 دسامبر 76) نماینده سیا به تماسهای جیل با ریاباوالوف که حدس

می زنند با جی. آر. یو همکاری داشته باشد اظهار علاقه می کند و توافق می شود که جیل سعی کند دوباره با

ریاباوالوف و سرهنگ داوبنیا تماس برقرار کند. از قرار معلوم در این حدود زمانی جهت فعالیت از

سازانوف به تدریج به فرد دیگری منتقل می شود.

یکی دیگر از آشنایان روسی لاری جیل، دکتر آناتولی رامکف معاون رئیس بیمارستان شوروی در

تهران بوده. در عین حالی که ملاقاتهای جیل با را مکف طبیعت اجتماعی داشته و مذاکرات آنها محدود به

حرفه خود بود، پزشک روسی بطور مداوم از موقعیت خود و حقوق کم و مزایای پائین و زندگی سطح

عادی که داشته ابراز نارضایتی می نمود. او از اظهار تنفر خود نسبت به رئیس که در کیفیت مادی زندگیش

مؤثر بوده و دائما اعمال ریاست می کرده خودداری نمی نمود. در بعضی اسناد اداره بازرسیهای ویژه از او با

نام رمز بیل وث نام برده شده است. طی یکی از ملاقاتها، رامکف سه کتاب درباره تکنولوژی طبی شوروی

به لاری جیل نشان می دهد. در یک جلسه ملاقات دیگر جیل اظهار می دارد که قرار است در یک کنفرانس

طبی ارتش آمریکا شرکت کند و از همردیف روسی خود دعوت به عمل آورد که او نیز حضور یابد.

رامکف، پزشک روسی اظهار اشتیاق می کند و ضمنا با حسرت می گوید که تصور نمی کند هیچ گاه به وی

اجازه چنین کاری داده شود. به دنبال آن لاری جیل در جلسه بعد یک نشریه طبی ارتش آمریکا را که خود

او نیز در آن مقاله ای نوشته بود به پزشک روسی می دهد. این اقدام پس از قدری تأمل مورد تأیید مأموران

اداره ویژه ناظر بر قضیه قرار می گیرد به این اعتبار که می توان با دادن نسخه های متوالی این نشریه، زمینه را

برای حفظ تماس با این فرد فراهم نمود. اسناد مورد تحویل حداقل سه فقره از این نشریه را منعکس

می سازند.

در سه نوبت دیگر نیز، یکبار در 19 ژوئن 77 هنگامیکه پزشک روسی همراه با لاری جیل به پیک

نیک رفته بود و دوبار نیز هنگامی که آن پزشک به منزل رفته بود نشریات و کاتالوگهای طبی از او دریافت

می دارد.

در 30 اوت 77 طی جلسه مشترک مأمور سیا با مأموران اداره ویژه، مسئله تقاضای رامکف برای

دریافت نشریات طبی مورد بحث قرار گرفت و به این نتیجه رسیدند که این تقاضای رامکف همراه با

افزایش تقاضای شورویها برای گرفتن اطلاعات طبی از مرکز مهم طبی نیروی هوایی آمریکا در تگزاس

نشان دهنده تأکید و توجه جدید شورویها برای جمع آوری اطلاعات طبی است و همچنین نشان می دهد

که رامکف ممکن است غیر از حرفه پزشکی خود فعالیت دیگری هم داشته باشد خصوصا آنکه رامکف

جانشین فردی شده که عضو جی. آر. یو. بوده است.

در همان جلسه مأمور سیا اطلاع می دهد که ساواک طی یک یادداشت خبر داده بود که سرهنگ

آمریکایی (همان لاری جیل) با رامکف در ارتباط است و رئیس عملیات سیا در جواب اظهار داشته بود

(16 مه 77) که مقامات آمریکایی از این موضوع با خبر شده و نتیجه این بوده که ساواک احتمالاً تلفنهای

بیمارستان شوروی را استراق سمع می نمود و رامکف را هم تحت مراقبت قرار می داد.

در 20 دسامبر 77 مأموران اداره ویژه با رئیس عملیات سیا در تهران اجلاس داشتند. مأمور سیا اظهار

داشت که سیا این عملیات را با علاقه فراوانی دنبال می کند از آن جهت که فکر می کند از طریق رامکف


صفحه 104

می توان خبرهای فراوانی درباره ناراحتیهای درمانی مأموران شناخته شده اطلاعاتی روس که بستری

می شوند خصوصا ناراحتیهای الکلی آنها به دست آورد. همچنین سیا مایل است که سرهنگ آمریکایی از

رامکف بخواهد خبرهای فردی طبی به او بدهد و اگر رامکف خبرها را داد آن گاه تقاضای خبر درباره

افراد به خصوص از روسها بشود.

در 12 فوریه 78 مأمور سیا اطلاع می دهد که سیا تحولات اخیر را بسیار چشمگیر می داند. در رابطه با

اینکه رامکف تقاضاهای فراوان دریافت خبر داشته است و بدون شک رامکف همکاری اطلاعاتی با جی.

آر. یو. یا شاید ک. گ. ب. دارد. همچنین سیا معتقد است که رفتار رامکف امکان حرکت برای استخدام وی

را مطرح می سازد. سیا به علاوه فکر می کند که دادن پاسخ مثبت لاری جیل به درخواستهای دریافت

اطلاعات طبی که رامکف عنوان کرده ممکن است باعث شود سازمانهای اطلاعاتی شوروی او را به دیده

یک طعمه عالی برای جاسوسی بنگرند (در صورتی که خود رامکف فعالیت اطلاعاتی برای روسها داشته

باشد) و این مانع حرکت برای استخدام رامکف شود. لذا بهتر است که سرهنگ آمریکایی در قبال

درخواستهای اخیر بی اعتنا و بی خیال بماند. فعلاً سیا قصد دارد مسئله وارد کردن یک مأمور آشنای به

آلمانی یا روسی سیا که جریان را بررسی کند تا در صورت عزیمت و پایان قرارداد کار جیل در ایران در

ژوئن 78 او تماس با رامکف را حفظ کند، مورد توجه قرار دهد.

در 28 فوریه 78 طی جلسه مشترک مأموران اداره ویژه با سیا اطلاع داده می شود که ستاد مرکزی

اداره بازرسیهای ویژه نیروی هوایی با وارد کردن یک مأمور سیا به جریان برای معرفی وی توسط لاری

جیل به رامکف موافقت کرده است. مأمور سیا اطلاع می دهد که تلاش برای جذب رامکف باید قبل از

عزیمت آشورکویک رئیس بیمارستان شوروی و مافوق رامکف در 22 مارس 78 صورت بگیرد. چون

تنفر رامکف از حضور رئیس خود یک تأثیر مثبت روانی در استخدام وی دارد. سپس مأمور سیا خبر

می دهد که از طرف لاری جیل یک مورد قواعد امنیتی نادیده گرفته شده است. او توضیح می دهد که یکی

از کارمندان سفارت سوئیس که با رامکف تماس داشته و در مورد تهیه اطلاعات درباره شخصیت رامکف

قصد داشته به سیا کمک کند خبر داده است که در 27 فوریه 78 سرهنگ نزد او رفته (در یک میهمانی) و

اشاره کرده که می داند او و رامکف با هم تماسهایی دارند. به مأمور سیا گفته می شود که این حرکت در

طرحهای اداره ویژه نبوده و سرهنگ مؤاخذه خواهد شد.

در جلسه مشترک 1 مارس با مأموران سیا، سیا خبری می دهد که طرح برای داخل کردن مأمور جدید

و معرفی او به رامکف این است که لاری جیل به رامکف بگوید که مسائل را با دوست نزدیک خود در میان

گذارده و مطمئن است که دوستش راه حلی دارد. در صورت قبول ملاقات با فرد جدید از سوی رامکف،

اولین جزء از طرح جذب و استخدام او به وی اظهار می شود و در صورت قبول آن همین طور ادامه داده

می شود تا طرح به طور کامل اظهار شود، به این صورت هم موقعیت غیراطلاعاتی و دوستانه لاری جیل در

رابطه با رامکف و هم هویت مأمور سیا حفظ می شود. از معاون رئیس سیا در تهران سؤال می شود آیا تاریخ

غیرقطعی عزیمت آشورکویک باعث تهیه طرح شده یا غیر از آن هم عواملی بوده؟ پاسخ داده می شود که

این نکته فقط جزئی از انگیزه این طرح است و سیا از یک منبع دیگر خود از سفارت سوئیس مطلع شده و

نتیجه گرفته که رامکف به حرکتهای مخفی پاسخ مثبت می دهد و هنوز می خواهد روابطش را با خارجیها

حفظ کند. او خود را فردی فوق العاده مادی که عاشق آزادی فرد خود است نشان داده است. این نکات


صفحه 105

همراه با احساساتی که اخیرا به خانم لاری جیل ابراز داشته موجبات این طرح ریزی سیا را فراهم نموده و

اکنون مناسبترین وقت است. در طرح سیا پیش بینی شده که اگر رامکف پیشنهاد را کاملاً رد کرد و خواست

بطور علنی علیه دولت آمریکا جنجال کند، نوع اطلاعاتی که او تاکنون به مأمور سفارت سوئیس داده برای

وی یادآوری شود که در صورت اطلاع مافوقهایش حتما متهم به خیانت خواهد شد یا اینکه به ساواک که

رامکف را اطلاعاتی می داند بگویند که او قصد داشته از یک پزشک ارتش آمریکا اطلاعات بگیرد و این

موجب اخراج فوری او از ایران خواهد شد.

در جلسه 9 مارس 78 با مأموران سیا مأمور سیا خبر می دهد که از طریق منبع دیگرشان خبر یافته اند

که رامکف قرار است یک سال دیگر در تهران ماندگار شود. سپس برای یک سال به مسکو بازگردد و در

کلینیک شماره 26 کار کند و بعد امیدوار است مقامی در سازمان جهانی بهداشت در ژنو به دست آورد.

مأمور جدید سیا قرار است طی هفته حدود 19 مارس 78 به تهران بیاید و تماسش با رامکف در حدود 24

مارس 78 صورت پذیرد.

در ماه مارس اتفاقا لاری جیل به رامکف پیشنهاد می کند که یک تلویزیون در اختیار رامکف بگذارد.

این عمل با اعتراض مأموران ویژه روبرو می شود، معهذا موافقت می کنند و یک تلویزیون پاناسونیک سیاه

و سفید به وی می دهند تا در هنگام دیدار رامکف از منزل لاری جیل به او داده شود (19 مارس).

در جلسه 8 مه 78 با سیا، سیا خبر می دهد که ..... سیراک جانشین آشور کو رئیس بیمارستان شوروی

شده و اطلاعات بیوگرافی ساده ای درباره او می دهد.

در اسناد هماهنگی با مأمورین سیا که مهمترین اسناد را هم تشکیل می دهند نام مأمورین سیا بعضا با

سمت آنها ذکر شده است.

علاوه بر اینها فعلاً یک سند رشته شده از اسناد سازمان سیا موجود است که به تلاشهای مأمورین

سفارت برای راه یافتن به محوطه پیشین آرمیش مگ (مستشاری آمریکا در ایران) و دسترسی به اسناد

باقیمانده واحد 72 اداره بازرسیهای ویژه نیروی هوایی که اسناد پرونده لاری جیل در میان آنها بود

مربوط می شود. این اسناد و دسترسی به آنها از آن جهت برای سازمان سیا اهمیت داشته که نام چند تن از

مأمورانش و همچنین نام جاسوس سیا از سفارت سوئیس در بعضی اسناد این پرونده خصوصا پوشه

هماهنگی آن ذکر شده والا مابقی این پرونده از لحاظ سیا چندان قابل اعتنا دانسته نشده و علت هم آن

بوده که یکی از مقامات پیشین عالیرتبه ساواک که پس از انقلاب به لندن گریخته (اس. دی. پرتیکست / 1)

به سیا اطلاع می دهد که یکی از منابعش اظهار داشته آناتولی رامکف یکی از اعضای سازمان ک. گ. ب.

است و در صورت صحت این مطلب قضیه لاری جیل به صورت تلاشهای یک مأمور ک. گ. ب. برای کار

روی یکی از عوامل اداره بازرسیهای ویژه در جهت منافع سازمانهای اطلاعاتی شوروی در می آید و لذا

بازپس گرفتن اسناد مربوط به رامکف چندان حساسیتی ندارد.

در پایان اسناد مربوط به لاری جیل دو سند نیز تحت عنوان بیل کرین وجود دارد که مربوط به اداره

تحقیقات ویژه نیروی هوایی آمریکا مستقر در تهران (واحد 72) می باشد. محتوای این اسناد نیز شبیه

مطالب مندرج در پرونده لاری جیل جذب و استخدام فرد روسی دیگری می باشد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

پتر ایوزیفویچ آشورکویک رئیس و یوری سمنوویچ چرومکین قائم مقام...


صفحه 106

سند شماره (1)(1)

سری یادداشت شماره 47، 25 نوامبر 1974

از: سیا (SRF)به: اداره تحقیقات ویژه

موضوع: پتر ایوزیفویچ آشورکویک Petr Iosifovich Ashurko رئیس و

یوری سمنوویچ چرومکین قائم مقام رئیس بیمارستان صلیب سرخ شوروی

1 پرونده های ما در رابطه با پتر ایوزیفویچ آشورکویک رئیس بیمارستان شوروی اطلاعات ذیل را

نشان می دهند. آشورکویک حدود سال 1973 در بوبروسیک تولد یافته است. او به جای ایوان ایوزیفویچ

گاچ به عنوان رئیس این بیمارستان نشست و حدود نوامبر / دسامبر 1973 وارد ایران شد. او با رگینا

کوزیمیروفنا تارلتزکایا، متولد 1941 در مینسک ازدواج کرده است. رگینا شغل معلمی دارد. آشورکویک

به روس بایلوبی تکلم می کند و هیچ گاه محل خدمت خارج از کشور نداشته است. ما اطلاعی حاکی از

آنکه آشورکویک یک مأمور اطلاعاتی است نداریم.

2 یوری سمنوویچ چرومکین در 23 مه 1973 در گورکی تولد یافته است. همسرش نینا ولادیمیروفنا

یوتاشکوا متولد 1932 است. همسر وی ادعا می کند که شغلش مدیریت یا ویرایشگری است اما به عنوان

تایپیست و صندوقدار در بیمارستان شوروی کار می کند. وی علاوه بر آن مسئول پرونده های مربوط به

کارکنان ایرانی محلی بیمارستان می باشد.

3 چرومکین در 25 سپتامبر 1972 به عنوان قائم مقام بیمارستان وارد ایران شد. وی از 10 فوریه تا 3

اکتبر 1971 دبیر سوم سفارت شوروی در لندن بود. نام چرومکین در کتابی که جان بارون با نام «کا. گ.

ب» اخیرا منتشر کرده، در بخشی تحت عنوان «شهروندان شوروی دست اندر کار عملیات مخفی در

خارج» به چشم می خورد. طبق این کتاب، چرومکین در 3 اکتبر 1971 از بریتانیا اخراج شد. اگر چه اداره

ما چرومکین را احتمالاً یک افسر جی. آر. یو. به حساب می آورد، ولی وی از زمان ورودش به تهران

مشغول در فعالیتهای اطلاعاتی مشاهده نشده است.

4 در نوامبر 1973، چرومکین اظهار علاقه نمود که به رئیس بیمارستان نیروهای آمریکایی معرفی

شود و از تأسیسات بیمارستان بازدید کند. در آن زمان دیداری ترتیب داده نشد اما در سپتامبر 1974

دوباره تمایل خود به ملاقات با رئیس بیمارستان آمریکایی را آشکار کرد. در اکتبر 1974 سرهنگ

پلاتوف موافقت نمود که با چرومکین تماس بگیرد و به محض اینکه کار بازگشایی در بیمارستان

آمریکایی اتمام پذیرفت، ترتیب یک ملاقات را بدهد.

سرهنگ دوم لئونید واسیلیوویچ داوبنیا مأمور شناخته شده جی. آر.یو.

1- متن انگلیسی این سند موجود نبود.


صفحه 107

سند شماره (2)

سرّی

سرهنگ دوم لئونید واسیلیوویچ داوبنیا مأمور شناخته شده جی. آر.یو.

تاریخ و محل تولد: 1939، اوکراین تاریخ ورود: 2 اکتبر 1975

شغل: دستیار وابسته نظامی، سفارت شوروی، تهران

پاسپورت: دیپلماتیک شماره 21874

خانواده: همسر ناتالیا ویکتوروفنا داوبنیا؛ دختر مارینا، متولد 1966؛ پسر والری، متولد 1968

متفرقه:

داوبنیا اظهار داشته که پدرش در آلمان «کشته» شده و مادرش نیز فوت کرده، خودش ده سال است که

ازدواج کرده و این اولین مأموریت وی در خارج از کشور است.

مشارالیه فردی صمیمی و همراه توصیف شده است. او خوش بنیه است، چشمان آبی رنگ، موی

بلوند، سرخ گونه دارد و پوشش موهایش کمی عقب می نشیند و به آسانی به خنده می افتد. همسرش زیبا و

همراه دانسته شده است.

داوبنیا به فارسی تکلم نمی کند، اما شجاعانه تلاش می کند تا گفتگو را در سطح انگلیسی محدود خود

نگه دارد. وی در مدرسه زبان، مکتب زبان، فارسی می خواند.

اسناد لاری جیل

سند شماره (3)

تاریخ: 22 اوت 76سری

ستاد نیروی هوایی بازرسیهای ویژه حوزه 72به: سیا، تهران

عطف به: نامه 582 227 D ستاد

موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)

1 (سری) پیرو مذاکرات قبلیمان، پرونده و نام پوششی فوق تعیین گردیده تا در آن نتایج عملیاتی ثبت

شود که به منظور هدایت فعالیتهای مشارالیه (سوژه) در مناسبات اجتماعی نظارت شده او با شخصیتهای

مختلف در ایران شروع گردید.

2 (سری) اولین فعالیت در جهت پرورش بیشتر مناسبات فعلی با آناتولی سازانوف و سرهنگ دوم

لئونید داوبنیا خواهد بود تا اطلاعات تفصیلی در خصوص بیوگرافی به دست آید و زمینه ای برای معرفی

منابع نظارت شده دیگری به این شخصیتها آماده شود.

3 (بدون طبقه بندی) اداره شما در جریان رویدادهای عملیاتی مهم، گذاشته خواهد شد و گزارشهای

کتبی در اختیار شما قرار داده می شود.

فرانک ام. هیوی

سرهنگ دوم نیروی هوایی

فرمانده

تاریخ خروج از طبقه بندی 31 دسامبر 2006


صفحه 108

سند شماره (4)

خیلی محرمانه 582 227 D ستاد گزارش تماس شماره 1 D ، 24 اوت 76

موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)

1 تاریخ و زمان تماس: یکشنبه / 23 اوت 76 / ساعت 00/9

2 موقعیت محل تماس: بیمارستان ارتش آمریکا، تهران، ایران.

3 موقعیت محل تماس حضوری: دفتر مشارالیه، بیمارستان ارتش آمریکا، تهران ایران.

4 مدت ملاقات: 50/9 00/9.

5 افراد حاضر در ملاقات؛ مشارالیه و مأمور مربوطه.

6 وسائط نقلیه مورد استفاده: مأمور مربوطه از یک وسیله نقلیه رسمی که برای اداره تحقیقات ویژه

حوزه 72 تعیین شده برای رفتن به بیمارستان ارتش آمریکا استفاده کرد. این وسیله نقلیه یک پلیموت

فیوری 1973، سفید رنگ، شماره ثبت 03498 B 73 ثبت تهران 95239 بود. وسیله نقلیه مزبور در

محوطه پارکینگ بیمارستان گذاشته شد چون مأمور مربوطه کارهای اداری را هم بررسی می کرد.

7 غرض از تماس / ملاقات؛ ارزیابی بیشتر و حفظ رابطه و کنترل توسط مأمور.

8 معرفی گزارشهای جنبی: گزارش مأمور مربوطه (ملاقات با منبع)

10 ترتیبات ملاقات بعدی: به مشارالیه گفته شد که ظرف 10 روز تلفنی با او تماس گرفته خواهد شد

تا ترتیب ملاقات آینده داده شود.

14 گزارش تماس تهیه شده توسط: مأمور ویژه رونالد ام. فیلیپس

15 توزیع: ستاد اداره تحقیقات ویژه/IVOE1

حوزه 72 1

تاریخ خروج از طبقه بندی: 31 دسامبر 2006

سند شماره (5)

سری

تاریخ: 25 اوت 76 شماره پرونده: 582 227 D ستاد

اداره تهیه کننده: حوزه 72نیروی هوایی حوزه 72

تهیه شده توسط: گروهبان رونالد ام فیلیپس

موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)

تفصیل:

(هماهنگی)

1 (سری) در 22 اوت 76، سیا / تهران درخواست یک ملاقات فوری با مأمور مربوطه نمود، غرض از

آن تأکید مجدد روی علاقه سیا بود به عملیات پرورش یک رابطه اجتماعی نظارت شده تا با استفاده از

مشارالیه اطلاعات به خصوصی در رابطه با آناتولی سازانوف دبیر سوم کنسولگری شوروی در تهران به

دست آید. سیا اطلاعات ذیل را که تاکنون در رابطه با سازانوف جمع آوری کرده اند در اختیار گذارده و به

نظر آنها پس از تأیید صحت این اطلاعات باید برای مسائل بعدی مربوط به فرار از خدمت مورد استفاده