می توان خبرهای فراوانی درباره ناراحتیهای درمانی مأموران شناخته شده اطلاعاتی روس که بستری
می شوند خصوصا ناراحتیهای الکلی آنها به دست آورد. همچنین سیا مایل است که سرهنگ آمریکایی از
رامکف بخواهد خبرهای فردی طبی به او بدهد و اگر رامکف خبرها را داد آن گاه تقاضای خبر درباره
افراد به خصوص از روسها بشود.
در 12 فوریه 78 مأمور سیا اطلاع می دهد که سیا تحولات اخیر را بسیار چشمگیر می داند. در رابطه با
اینکه رامکف تقاضاهای فراوان دریافت خبر داشته است و بدون شک رامکف همکاری اطلاعاتی با جی.
آر. یو. یا شاید ک. گ. ب. دارد. همچنین سیا معتقد است که رفتار رامکف امکان حرکت برای استخدام وی
را مطرح می سازد. سیا به علاوه فکر می کند که دادن پاسخ مثبت لاری جیل به درخواستهای دریافت
اطلاعات طبی که رامکف عنوان کرده ممکن است باعث شود سازمانهای اطلاعاتی شوروی او را به دیده
یک طعمه عالی برای جاسوسی بنگرند (در صورتی که خود رامکف فعالیت اطلاعاتی برای روسها داشته
باشد) و این مانع حرکت برای استخدام رامکف شود. لذا بهتر است که سرهنگ آمریکایی در قبال
درخواستهای اخیر بی اعتنا و بی خیال بماند. فعلاً سیا قصد دارد مسئله وارد کردن یک مأمور آشنای به
آلمانی یا روسی سیا که جریان را بررسی کند تا در صورت عزیمت و پایان قرارداد کار جیل در ایران در
ژوئن 78 او تماس با رامکف را حفظ کند، مورد توجه قرار دهد.
در 28 فوریه 78 طی جلسه مشترک مأموران اداره ویژه با سیا اطلاع داده می شود که ستاد مرکزی
اداره بازرسیهای ویژه نیروی هوایی با وارد کردن یک مأمور سیا به جریان برای معرفی وی توسط لاری
جیل به رامکف موافقت کرده است. مأمور سیا اطلاع می دهد که تلاش برای جذب رامکف باید قبل از
عزیمت آشورکویک رئیس بیمارستان شوروی و مافوق رامکف در 22 مارس 78 صورت بگیرد. چون
تنفر رامکف از حضور رئیس خود یک تأثیر مثبت روانی در استخدام وی دارد. سپس مأمور سیا خبر
می دهد که از طرف لاری جیل یک مورد قواعد امنیتی نادیده گرفته شده است. او توضیح می دهد که یکی
از کارمندان سفارت سوئیس که با رامکف تماس داشته و در مورد تهیه اطلاعات درباره شخصیت رامکف
قصد داشته به سیا کمک کند خبر داده است که در 27 فوریه 78 سرهنگ نزد او رفته (در یک میهمانی) و
اشاره کرده که می داند او و رامکف با هم تماسهایی دارند. به مأمور سیا گفته می شود که این حرکت در
طرحهای اداره ویژه نبوده و سرهنگ مؤاخذه خواهد شد.
در جلسه مشترک 1 مارس با مأموران سیا، سیا خبری می دهد که طرح برای داخل کردن مأمور جدید
و معرفی او به رامکف این است که لاری جیل به رامکف بگوید که مسائل را با دوست نزدیک خود در میان
گذارده و مطمئن است که دوستش راه حلی دارد. در صورت قبول ملاقات با فرد جدید از سوی رامکف،
اولین جزء از طرح جذب و استخدام او به وی اظهار می شود و در صورت قبول آن همین طور ادامه داده
می شود تا طرح به طور کامل اظهار شود، به این صورت هم موقعیت غیراطلاعاتی و دوستانه لاری جیل در
رابطه با رامکف و هم هویت مأمور سیا حفظ می شود. از معاون رئیس سیا در تهران سؤال می شود آیا تاریخ
غیرقطعی عزیمت آشورکویک باعث تهیه طرح شده یا غیر از آن هم عواملی بوده؟ پاسخ داده می شود که
این نکته فقط جزئی از انگیزه این طرح است و سیا از یک منبع دیگر خود از سفارت سوئیس مطلع شده و
نتیجه گرفته که رامکف به حرکتهای مخفی پاسخ مثبت می دهد و هنوز می خواهد روابطش را با خارجیها
حفظ کند. او خود را فردی فوق العاده مادی که عاشق آزادی فرد خود است نشان داده است. این نکات
همراه با احساساتی که اخیرا به خانم لاری جیل ابراز داشته موجبات این طرح ریزی سیا را فراهم نموده و
اکنون مناسبترین وقت است. در طرح سیا پیش بینی شده که اگر رامکف پیشنهاد را کاملاً رد کرد و خواست
بطور علنی علیه دولت آمریکا جنجال کند، نوع اطلاعاتی که او تاکنون به مأمور سفارت سوئیس داده برای
وی یادآوری شود که در صورت اطلاع مافوقهایش حتما متهم به خیانت خواهد شد یا اینکه به ساواک که
رامکف را اطلاعاتی می داند بگویند که او قصد داشته از یک پزشک ارتش آمریکا اطلاعات بگیرد و این
موجب اخراج فوری او از ایران خواهد شد.
در جلسه 9 مارس 78 با مأموران سیا مأمور سیا خبر می دهد که از طریق منبع دیگرشان خبر یافته اند
که رامکف قرار است یک سال دیگر در تهران ماندگار شود. سپس برای یک سال به مسکو بازگردد و در
کلینیک شماره 26 کار کند و بعد امیدوار است مقامی در سازمان جهانی بهداشت در ژنو به دست آورد.
مأمور جدید سیا قرار است طی هفته حدود 19 مارس 78 به تهران بیاید و تماسش با رامکف در حدود 24
مارس 78 صورت پذیرد.
در ماه مارس اتفاقا لاری جیل به رامکف پیشنهاد می کند که یک تلویزیون در اختیار رامکف بگذارد.
این عمل با اعتراض مأموران ویژه روبرو می شود، معهذا موافقت می کنند و یک تلویزیون پاناسونیک سیاه
و سفید به وی می دهند تا در هنگام دیدار رامکف از منزل لاری جیل به او داده شود (19 مارس).
در جلسه 8 مه 78 با سیا، سیا خبر می دهد که ..... سیراک جانشین آشور کو رئیس بیمارستان شوروی
شده و اطلاعات بیوگرافی ساده ای درباره او می دهد.
در اسناد هماهنگی با مأمورین سیا که مهمترین اسناد را هم تشکیل می دهند نام مأمورین سیا بعضا با
سمت آنها ذکر شده است.
علاوه بر اینها فعلاً یک سند رشته شده از اسناد سازمان سیا موجود است که به تلاشهای مأمورین
سفارت برای راه یافتن به محوطه پیشین آرمیش مگ (مستشاری آمریکا در ایران) و دسترسی به اسناد
باقیمانده واحد 72 اداره بازرسیهای ویژه نیروی هوایی که اسناد پرونده لاری جیل در میان آنها بود
مربوط می شود. این اسناد و دسترسی به آنها از آن جهت برای سازمان سیا اهمیت داشته که نام چند تن از
مأمورانش و همچنین نام جاسوس سیا از سفارت سوئیس در بعضی اسناد این پرونده خصوصا پوشه
هماهنگی آن ذکر شده والا مابقی این پرونده از لحاظ سیا چندان قابل اعتنا دانسته نشده و علت هم آن
بوده که یکی از مقامات پیشین عالیرتبه ساواک که پس از انقلاب به لندن گریخته (اس. دی. پرتیکست / 1)
به سیا اطلاع می دهد که یکی از منابعش اظهار داشته آناتولی رامکف یکی از اعضای سازمان ک. گ. ب.
است و در صورت صحت این مطلب قضیه لاری جیل به صورت تلاشهای یک مأمور ک. گ. ب. برای کار
روی یکی از عوامل اداره بازرسیهای ویژه در جهت منافع سازمانهای اطلاعاتی شوروی در می آید و لذا
بازپس گرفتن اسناد مربوط به رامکف چندان حساسیتی ندارد.
در پایان اسناد مربوط به لاری جیل دو سند نیز تحت عنوان بیل کرین وجود دارد که مربوط به اداره
تحقیقات ویژه نیروی هوایی آمریکا مستقر در تهران (واحد 72) می باشد. محتوای این اسناد نیز شبیه
مطالب مندرج در پرونده لاری جیل جذب و استخدام فرد روسی دیگری می باشد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
پتر ایوزیفویچ آشورکویک رئیس و یوری سمنوویچ چرومکین قائم مقام...
سند شماره (1)(1)
سری یادداشت شماره 47، 25 نوامبر 1974
از: سیا (SRF)به: اداره تحقیقات ویژه
موضوع: پتر ایوزیفویچ آشورکویک Petr Iosifovich Ashurko رئیس و
یوری سمنوویچ چرومکین قائم مقام رئیس بیمارستان صلیب سرخ شوروی
1 پرونده های ما در رابطه با پتر ایوزیفویچ آشورکویک رئیس بیمارستان شوروی اطلاعات ذیل را
نشان می دهند. آشورکویک حدود سال 1973 در بوبروسیک تولد یافته است. او به جای ایوان ایوزیفویچ
گاچ به عنوان رئیس این بیمارستان نشست و حدود نوامبر / دسامبر 1973 وارد ایران شد. او با رگینا
کوزیمیروفنا تارلتزکایا، متولد 1941 در مینسک ازدواج کرده است. رگینا شغل معلمی دارد. آشورکویک
به روس بایلوبی تکلم می کند و هیچ گاه محل خدمت خارج از کشور نداشته است. ما اطلاعی حاکی از
آنکه آشورکویک یک مأمور اطلاعاتی است نداریم.
2 یوری سمنوویچ چرومکین در 23 مه 1973 در گورکی تولد یافته است. همسرش نینا ولادیمیروفنا
یوتاشکوا متولد 1932 است. همسر وی ادعا می کند که شغلش مدیریت یا ویرایشگری است اما به عنوان
تایپیست و صندوقدار در بیمارستان شوروی کار می کند. وی علاوه بر آن مسئول پرونده های مربوط به
کارکنان ایرانی محلی بیمارستان می باشد.
3 چرومکین در 25 سپتامبر 1972 به عنوان قائم مقام بیمارستان وارد ایران شد. وی از 10 فوریه تا 3
اکتبر 1971 دبیر سوم سفارت شوروی در لندن بود. نام چرومکین در کتابی که جان بارون با نام «کا. گ.
ب» اخیرا منتشر کرده، در بخشی تحت عنوان «شهروندان شوروی دست اندر کار عملیات مخفی در
خارج» به چشم می خورد. طبق این کتاب، چرومکین در 3 اکتبر 1971 از بریتانیا اخراج شد. اگر چه اداره
ما چرومکین را احتمالاً یک افسر جی. آر. یو. به حساب می آورد، ولی وی از زمان ورودش به تهران
مشغول در فعالیتهای اطلاعاتی مشاهده نشده است.
4 در نوامبر 1973، چرومکین اظهار علاقه نمود که به رئیس بیمارستان نیروهای آمریکایی معرفی
شود و از تأسیسات بیمارستان بازدید کند. در آن زمان دیداری ترتیب داده نشد اما در سپتامبر 1974
دوباره تمایل خود به ملاقات با رئیس بیمارستان آمریکایی را آشکار کرد. در اکتبر 1974 سرهنگ
پلاتوف موافقت نمود که با چرومکین تماس بگیرد و به محض اینکه کار بازگشایی در بیمارستان
آمریکایی اتمام پذیرفت، ترتیب یک ملاقات را بدهد.
سرهنگ دوم لئونید واسیلیوویچ داوبنیا مأمور شناخته شده جی. آر.یو.
1- متن انگلیسی این سند موجود نبود.
سند شماره (2)
سرّی
سرهنگ دوم لئونید واسیلیوویچ داوبنیا مأمور شناخته شده جی. آر.یو.
تاریخ و محل تولد: 1939، اوکراین تاریخ ورود: 2 اکتبر 1975
شغل: دستیار وابسته نظامی، سفارت شوروی، تهران
پاسپورت: دیپلماتیک شماره 21874
خانواده: همسر ناتالیا ویکتوروفنا داوبنیا؛ دختر مارینا، متولد 1966؛ پسر والری، متولد 1968
متفرقه:
داوبنیا اظهار داشته که پدرش در آلمان «کشته» شده و مادرش نیز فوت کرده، خودش ده سال است که
ازدواج کرده و این اولین مأموریت وی در خارج از کشور است.
مشارالیه فردی صمیمی و همراه توصیف شده است. او خوش بنیه است، چشمان آبی رنگ، موی
بلوند، سرخ گونه دارد و پوشش موهایش کمی عقب می نشیند و به آسانی به خنده می افتد. همسرش زیبا و
همراه دانسته شده است.
داوبنیا به فارسی تکلم نمی کند، اما شجاعانه تلاش می کند تا گفتگو را در سطح انگلیسی محدود خود
نگه دارد. وی در مدرسه زبان، مکتب زبان، فارسی می خواند.
اسناد لاری جیل
سند شماره (3)
تاریخ: 22 اوت 76سری
ستاد نیروی هوایی بازرسیهای ویژه حوزه 72به: سیا، تهران
عطف به: نامه 582 227 D ستاد
موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)
1 (سری) پیرو مذاکرات قبلیمان، پرونده و نام پوششی فوق تعیین گردیده تا در آن نتایج عملیاتی ثبت
شود که به منظور هدایت فعالیتهای مشارالیه (سوژه) در مناسبات اجتماعی نظارت شده او با شخصیتهای
مختلف در ایران شروع گردید.
2 (سری) اولین فعالیت در جهت پرورش بیشتر مناسبات فعلی با آناتولی سازانوف و سرهنگ دوم
لئونید داوبنیا خواهد بود تا اطلاعات تفصیلی در خصوص بیوگرافی به دست آید و زمینه ای برای معرفی
منابع نظارت شده دیگری به این شخصیتها آماده شود.
3 (بدون طبقه بندی) اداره شما در جریان رویدادهای عملیاتی مهم، گذاشته خواهد شد و گزارشهای
کتبی در اختیار شما قرار داده می شود.
فرانک ام. هیوی
سرهنگ دوم نیروی هوایی
فرمانده
تاریخ خروج از طبقه بندی 31 دسامبر 2006
سند شماره (4)
خیلی محرمانه 582 227 D ستاد گزارش تماس شماره 1 D ، 24 اوت 76
موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)
1 تاریخ و زمان تماس: یکشنبه / 23 اوت 76 / ساعت 00/9
2 موقعیت محل تماس: بیمارستان ارتش آمریکا، تهران، ایران.
3 موقعیت محل تماس حضوری: دفتر مشارالیه، بیمارستان ارتش آمریکا، تهران ایران.
4 مدت ملاقات: 50/9 00/9.
5 افراد حاضر در ملاقات؛ مشارالیه و مأمور مربوطه.
6 وسائط نقلیه مورد استفاده: مأمور مربوطه از یک وسیله نقلیه رسمی که برای اداره تحقیقات ویژه
حوزه 72 تعیین شده برای رفتن به بیمارستان ارتش آمریکا استفاده کرد. این وسیله نقلیه یک پلیموت
فیوری 1973، سفید رنگ، شماره ثبت 03498 B 73 ثبت تهران 95239 بود. وسیله نقلیه مزبور در
محوطه پارکینگ بیمارستان گذاشته شد چون مأمور مربوطه کارهای اداری را هم بررسی می کرد.
7 غرض از تماس / ملاقات؛ ارزیابی بیشتر و حفظ رابطه و کنترل توسط مأمور.
8 معرفی گزارشهای جنبی: گزارش مأمور مربوطه (ملاقات با منبع)
10 ترتیبات ملاقات بعدی: به مشارالیه گفته شد که ظرف 10 روز تلفنی با او تماس گرفته خواهد شد
تا ترتیب ملاقات آینده داده شود.
14 گزارش تماس تهیه شده توسط: مأمور ویژه رونالد ام. فیلیپس
15 توزیع: ستاد اداره تحقیقات ویژه/IVOE1
حوزه 72 1
تاریخ خروج از طبقه بندی: 31 دسامبر 2006
سند شماره (5)
سری
تاریخ: 25 اوت 76 شماره پرونده: 582 227 D ستاد
اداره تهیه کننده: حوزه 72نیروی هوایی حوزه 72
تهیه شده توسط: گروهبان رونالد ام فیلیپس
موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)
تفصیل:
(هماهنگی)
1 (سری) در 22 اوت 76، سیا / تهران درخواست یک ملاقات فوری با مأمور مربوطه نمود، غرض از
آن تأکید مجدد روی علاقه سیا بود به عملیات پرورش یک رابطه اجتماعی نظارت شده تا با استفاده از
مشارالیه اطلاعات به خصوصی در رابطه با آناتولی سازانوف دبیر سوم کنسولگری شوروی در تهران به
دست آید. سیا اطلاعات ذیل را که تاکنون در رابطه با سازانوف جمع آوری کرده اند در اختیار گذارده و به
نظر آنها پس از تأیید صحت این اطلاعات باید برای مسائل بعدی مربوط به فرار از خدمت مورد استفاده
احتمالی قرار گیرد.
سازانوف احتمالاً عضو ک. گ. ب بوده و این اولین مأموریت وی در خارج از کشور است. تصور
می شود که مقام فعلی وی رئیس یکم مدیریت خارج از کشور در تهران باشد. در شش ماه تا یک سال
گذشته، سازانوف مطمئنا دچار زحمت یا اشکال و ناراحتی بوده است. او در تهران خیلی موفق بوده و تا
آنجا که سیا اطلاع دارد وی با افراد کشورهای بلوک غیر کمونیستی فقط 16 تماس داشته است. او ظاهرا
کارایی خود را از دست داده است. او شلخته، بی نظم، و فاقد روحیه تهاجمی است. او مکررا وعده هایی را
که قبول کرده می شکند، یا اگر هم در سر وعده حاضر می شود کاملاً دیر می آید. او در طی اقامت خود در
تهران چند تصادف اتومبیل داشته است. او احتمالاً سخت مشروبخوار است و حداقل دوبار در حالت
مستی در انظار عمومی دیده شده است آشکار است که سازانوف از زندگی خود و همچنین از شرایط کاری
خود در تهران راضی نیست. هر چند که او از «خارج رفتن» بطور خاصی بدش نمی آید، قطعا مایل است که
از تهران برود.
در این رابطه، او مکاتباتی با یک مقام بلندپایه سابق در اینتوریست مینسک، شوروی داشته،
عرضحالی برای سفیر شوروی در تهران نوشته و حتی نامه هایی به وزیر خارجه گرومیکو ارسال کرده
است، و تمام اینها به قصد خلاصی از مأموریت فعلی خود است.
به نظر سیا، سازانوف مبتلا به مسائل حاد خانوادگی یا ازدواج نیست، هر چند که طبق گزارشها یک
پسر 11 ساله خود را در شوروی به جای گذارده است. آنها احساس می کنند که ازدواجشان اساسا آرام
است، علیرغم آنکه خصوصیات همسرش آن را بیشتر به صورت دیگری نشان می دهد. درباره همسر
سازانوف به نام ناتاشا گفته اند که خیلی جلوه گر، خوش نما، سرزنده، گستاخ، عشوه گر، شوخ است و زبان
انگلیسی را خوب می داند. معذرت درباره اینکه او خواستار مباشرت با یک مرد دیگر بوده باشد هیچگاه
اطلاعی داده نشده است. سازانوف و همسرش زمانی با هم آشنا شدند که سازانوف مأمور به خدمت در
شهر دوشنبه در تاجیکستان شوروی بود. رابطه بین آنها ضمن تدریس زبان انگلیسی توسط ناتاشا به
سازانوف شکل گرفت. ناتاشا در آن موقع یک معلم زبان انگلیسی بود. سازانوف اخیرا حدود تمام
مجوزهای مبادله ارز خارجی خود را صرف خرید یک اتومبیل جدید ولگا نمود که در شوروی تحویل
داده می شود. بنابر گزارشها، سازانوف این کار را بدون اطلاع کامل همسرش انجام داد، و در نتیجه
پیش بینی می کرد که با همسرش مقداری درگیری داشته باشد و به طوری که گزارش داده اند همینطور هم
شد ولی این درگیری بدون عواقب بعدی گذشت.
علیرغم مطالب یاد شده، مطلب ذیل اهمیت بیشتری دارد:
سازانوف به چند نفر بطور خصوصی اظهار داشته که مبتلا به یک بیماری ناشی از تشعشع
رادیولوژیکی است و دچار یک مرض خون است که روی جگر او تأثیر می گذارد؛ و کاملاً پیش بینی می کند
که در سنین جوانی از دنیا برود. او گفته که سابقا مأمور به خدمت در دوشنبه در تاجیکستان بوده، «در آنجا
در زمینی که روی آن راه می رفت از لابلایش اشعه درز می کرد.» هر چند که به سازانوف پیشنهاد شده برای
امراض خود به یک بیمارستان برود، بطوریکه گفته اند سازانوف به خود اجازه نمی دهد که بستری شود
چون وی به دکترهای روسی یا تسهیلات بیمارستانی آنها اعتماد ندارد. تصور می شود که در این رابطه او
یک مالیخولیایی باشد، با این حال توصیه پزشکی روسها را نمی پذیرد.
2 (سری) سیا اطلاع داد که آنها سعی کرده اند از تمام مطالب فوق تعبیر منظم به دست آورند. باتوجه به
اینکه گفته اند سازانوف در نوامبر 76 برای مرخصی به وطن خود می رود و تا ژانویه 77 باز نخواهد گشت،
آنها فکر می کنند که زمان تشخیص درستی مطالبی که درباره شرایط جسمی / فکری سازانوف گفته شده
و/ یا به دست آوردن اطلاع بیشتر از این شرایط هم اکنون فرا رسیده است و باید پیش از عزیمت وی باشد و
دلایل آن هم مبرهن است. به نظر سیا مشارالیه یک فرد کلیدی در جهت نیل به مقاصدشان می باشد یا
می تواند باشد.
سیا پیشنهاد کرده که طی جلسات اولیه توجیه تفصیلی مشارالیه در رابطه با مشکلات سازانوف
حضور داشته باشد و یا ترتیب چنین جلساتی را بدهد و کاملاً وابسته به دیدگاههای اداره بازرسیهای ویژه
باشد. سیا بدون تردید خاطر نشان ساخت که آنها به هیچ وجه اقدام به گرفتن کنترل اداره بازرسیهای ویژه
بر مشارالیه به نفع خود نخواهند کرد.
3 (سری) سیا پیشنهاد کرد که کمکهای لازم را در اختیار قرار دهند و اظهار داشتند که چون مشارالیه
هم اکنون یک آشنایی با سازانوف دارد، تماس وی با سازانوف در گردهماییهای اجتماعی برای شروع
مکالمه کار غیر عادی محسوب نمی شود.
4 (سری) دو طرف توافق نمودند که طرح ریزی عملیاتی جهت ترتیب دادن تماس بین مشارالیه و
سازانوف هر چه زودتر شروع شود.
توزیع: ستاد اداره بازرسی های ویژه 1 نسخه
حوزه 72 1 نسخه
تصویب: فرانک ام. هیوی
سرهنگ دوم نیروی هوایی
فرمانده
سند شماره (6)
تاریخ: 1 سپتامبر 76خیلی محرمانه نیروی هوایی حوزه 72
گزارش مأموراداره تهیه کننده: حوزه 72شماره پرونده: 582 227 Dستاد
تهیه شده توسط: گروهبان رونالد ام. فیلیپس
موضوع: لاری جیل (بدون طبقه بندی)
تفصیل:
(هماهنگی)
(خیلی محرمانه) در 1 سپتامبر 76، موضوع استفاده از مشارالیه و نقش وی در این عملیات توسط
مأمور مربوطه و جانشین مأمور مربوطه با سیا / تهران هماهنگی شد. توافق شد که جهت دادن به فعالیتهای
مشارالیه و امور نظارت بروی در اختیار قانونی اداره بارزسیهای ویژه باشد. به درخواست مأمور مربوطه،
یک نماینده سیا، تهران کار توجیه مقدماتی تفصیلی مشارالیه در زمینه شخصیت مورد نظر را با حضور
مأمور مربوطه انجام خواهد داد. برای برگزاری یک جلسه مشترک با مشارالیه بطور موقت، قرارهایی
گذاشته شد و جلسه در 7 سپتامبر 76 صورت خواهد گرفت. در خاتمه این جلسه، سیا / تهران توضیحاتی
در خصوص شرح احوال شخصیتهای مورد نظر ارائه کرد.
توزیع: ستاد اداره بازرسیهای ویژه 1 نسخه
حوزه 72 1 نسخه
تصویب: فرانک ام. هیوی
سرهنگ دوم نیروی هوایی
فرمانده
سند شماره (7)
سرّی 16 سپتامبر 76 ، 32 345 Dستاد 77
بیانیه اهداف عملیاتی تصویب شده
لاری جیل (بدون طبقه بندی)
1 (سری) ایجاد یک ارتباط اجتماعی بین مشارالیه و آناتولی سازانوف دبیر سوم سفارت شوروی،
تهران و سرهنگ دوم لئونید داوبنیا دستیار وابسته نظامی سفارت شوروی، تهران.
2 (سری) جمع آوری اطلاعات در رابطه با شناخت بیوگرافی و شخصیت سازانوف و داوبنیا.
3 (سری) تعیین نوع ناراحتی طبی که سازانوف ادعای ابتلا به آن را دارد (یعنی مسمومیت
رادیولوژیکی خون).
4 (سری) در صورت امکان بهره برداری از تنفری که سازانوف اظهار داشته از ایران دارد و عدم
اعتماد وی به متخصصین طبی شوروی بوسیله ارائه تکنیکهای پزشکی مورد استفاده در ایالات متحده.
5 (سری) تحلیل شخصیتهای سازانوف و داوبنیا در رابطه با خوشایندها و ناخوشایندهای ایشان به
منظور معرفی مأموران دیگری برای دسترسی به آنها.
6 (سری) اقدام به ایجاد و تشویق تماسهای بین مشارالیه و اعضای سفارت چین در تهران تا عاملان
دسترسی را علیه چینی ها در تهران روانه کنند.
تاریخ خروج از طبقه بندی: 31 دسامبر 2006
سند شماره (8)
خیلی محرمانه
موضوع: گواهی تفاهم و توافق
من، سیمورلوین، داوطلبانه موافقت دارم که به اداره بازرسیهای ویژه وابسته به نیروی هوایی (آمریکا)
در یک قضیه ضد اطلاعاتی در جهت منافع ایالات متحده کمک کنم و در رابطه با این روابط نهایت
مخفیکاری را رعایت کنم. من درک می کنم که تمامی اطلاعات، وسایل، مخارج یا دیگر مطالب که از
سرویس دشمن در نتیجه این عملیات عاید شده از اموال دولت ایالات متحده می باشد. من متعاقبا توافق
می کنم که داوطلبانه یک آزمایش دروغ سنجی را در ارتباط با این قضیه ضد اطلاعاتی در فرصت هایی که
بوسیله اداره بازرسیهای ویژه وابسته به نیروی هوایی ضروری تشخیص داده می شود بگذرانم.
این مناسبات ممکن است در هر زمانی چه از جانب من یا اداره بازرسیهای ویژه وابسته به نیروی
هوایی با رضایت طرفین فسخ شود. مناسبات یا هر نوع اطلاعات به دست آمده بوسیله من در این مدت