د. مقام حزب کمونیست ... کنکنیکات
ه تکنیسین .... تنسی
و. افسر نظامی ... مین
ز. سرباز، یا مشمول نظام وظیفه ... سانفرانسیسکو
ح. غیره ... اوماها
کلمه رمز موقعیت
الف. حاوی اطلاعاتی برای دولت آمریکاست..... «اطلاعات در مورد مقررات گمرکی آمریکا».
ب. میل دارد به طور پنهانی برای آمریکا کار کند... «اطلاعات در مورد اجازه کار در آمریکا».
ج. متقاضی پناهندگی یا متارکه، لیکن می تواند به کشورش بازگشته و برای دولت آمریکا کار کند ....
«می خواهد در مورد جواز صادراتی ایرانی صحبت کند».
د. برای شخص دیگری واسطه شده است.... «می خواهد با یک بنگاهی صبحت کند».
ه . به طور غیرقانونی از مرز عبور کرده.... «می خواهد درباره امکان بسته شدن مرز صحبت کند».
و. غیره... «می خواهد به جای کنسولگری در سفارت با کسی حرف بزند».
کتاب پنجاه و چهارم
مصر
مصر
این جانب بیش از پانزده سال است که خطر اسرائیل
غاصب را گوشزد کرده ام و به دول و ملل عرب این حقیقت را
اعلام نموده ام. اکنون با طرح استعماری صلح مصر و اسرائیل
این خطر بیشتر، نزدیکتر و جدیتر شده است. سادات با قبول
این صلح، وابستگی خود به دولت استعمارگر آمریکا را
آشکارتر نمود. از دوست شاه سابق ایران انتظاری بیش از این
نمی توان داشت.
ایران خود را همگام با برادران مسلمان کشورهای عربی
دانسته و خود را در تصمیم گیریهای آنان سهیم می داند. ایران
صلح سادات و اسرائیل را خیانت به اسلام و مسلمین و
برادران عرب می داند و موضع سیاسی کشورهای مخالف این
پیمان را تأیید می کند.
السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته
26 ربیع الثانی 1399
روح اللّه الموسوی الخمینی
تاریخچه مختصر مصر
تاریخچه مختصر مصر
تاریخ شش هزار ساله مصر با سلطه فراعنه شروع شده و این سلطه تاکنون در قالب فرعونهای جدید
مصر، سادات و مبارک بر سر مردم مظلوم و ستم کشیده این دیار تداوم یافته است. حکومت فراعنه،
درگیریهای مصر و ایران و رم قدیم، حاکمیت عثمانیها بر مصر، تهاجم ناپلئون و... تاریخ طولانی مبارزات،
شکستها و جنگهای مصر را تشکیل می دهد. دیون مصر به کشورهای اروپایی به انضمام جنگها و
شورشهای داخلی، بریتانیا را در سال 1181 هجری شمسی بر این کشور مسلط کرد. پیر استعمارگر
انگلیس تا سال 1301 (ه ش) به غارت و چپاول این کشور مشغول بود و در این سال هر چند به ظاهر
قرارداد شناسایی استقلال مصر به امضاء رسید، اما عملاً تحت حاکمیت وابستگان به بریتانیا و پادشاهان
خود فروخته و به بیانی صریحتر تحت سلطه بریتانیا قرار داشت.
سال 1332 شمسی (1953 میلادی) آغاز عصر نوینی در تاریخ مصر است، یعنی پایان سلطنت و آغاز
جمهوری. این اختتام که به همت گروهی از افسران جوان ارتش مصر صورت گرفت با اعلام جمهوری،
ژنرال نجیب را به عنوان رئیس جمهور، نخست وزیر و ریاست شورای فرماندهی انقلاب و جمال
عبدالناصر را نیز به نیابت نخست وزیر و وزارت کشور برگزید.
مبارزه بر سر به دست گرفتن قدرت بین ژنرال نجیب و ناصر، منجر به برکناری ژنرال نجیب در سال
1333، به اتهام همکاری با اخوان المسلمین برای ترور ناصر شد. دوران ریاست جمهوری خود را بر پایه
ناسیونالیزم عربی و سوسیالیسم بنیان گذاشته بود؛ دوران بریدگی از غرب و اتکا و وابستگی به شوروی و
کشورهای بلوک شرق بود. سفرهای دو جانبه رهبران این دو کشور به پایتختهای یکدیگر و قراردادهای
اقتصادی و نظامی روابط محکمی را بین مصر و شوروی به وجود آورد.
سادات و سیادت بر مصر
جنگ 1967 (1346 شمسی) بین مصر و اسرائیل و شکست مصر دوران تیره و تاری بود که در آخرین
سالهای زمامداری ناصر گریبانگیر مصر و جهان عرب شد و عمیق ترین ضربه در سال 1970 (1349
شمسی) فرود آمد و آن مرگ ناصر و روی کار آمدن انور سادات بود. سادات که معاون رئیس جمهور و از
نزدیکان ناصر بود، در آغاز به عنوان تداوم بخش سیاستهای داخلی و خارجی ناصر پا به عرصه گذاشت و
سالهای اولیه زمامداری وی نیز تداوم همان سیاستها یعنی گسترش روابط با دنیای عرب از جمله سودان،
لیبی و سوریه و وابستگی و اتکا به شوروی بود. لیکن این تظاهر به تداوم سیاستهای ناصر دیری نپایید و
اولین گامها در جهت ناصر زدایی با تصفیه عناصر طرفدار مسکو و آغاز ارتباط با اروپا و آمریکا شروع
شد. تغییر قانون اساسی مصر و اعطای آزادیهای فردی به سبک کشورهای سرمایه داری و سیاست
درهای باز اقتصادی قدمهای بعدی در ادامه ناصر زدایی از جامعه مصری بود. بعد از شکست جنگ
رمضان 1973 که علتش خواه ناشی از وابستگی پنهان سادات به غرب بوده، یا عدم تعهد شوروی نسبت به
ارسال تجهیزات نظامی در لحظات سرنوشت ساز و تداوم بلاتکلیفیها در قبال حل اختلافات با اسرائیل،
آغازگر و انگیزه روابط با اروپا و آمریکا گردید.
در آبان 1352 (نوامبر 1973) مصر و آمریکا در «اصول» آغاز روابط دیپلماتیک به توافق رسیدند و
سفیر مصر راهی آمریکا شد. این سیاستها تا قطع روابط امپریالیسم شرق و وابستگی مطلق به امپریالیسم
غرب ادامه یافت. سادات هر چند در آغاز زمامداری خویش تهیه مقدمات جنگ جدیدی با اسرائیل را
مطرح می ساخت، ولی در عین حال بر گسترش روابط دیپلماتیک و حل اختلافات مصر و اسرائیل از طرق
سیاسی تأکید داشت که این تفکر بعد از جنگ 1973 نهایتا منجر به انعقاد قرارداد صلح کمپ دیوید و آغاز
روابط رسمی در حد سفارت بین مصر و اسرائیل گردید.
مصر و سیاستهای سادات
به طور کلی نتیجه عملکرد و سیاستهای سادات را به صورت زیر می توان خلاصه کرد.
1 افزایش اختلاف طبقاتی با اجرای سیاستهای درهای باز و متعاقب آن رشد سرمایه داری آزاد به
قیمت چپاول و فقر توده مستضعف مصر.
2 تخصیص قسمت اعظم بودجه کشور بابت امور دفاعی و پرداخت آن بابت خرید تسلیحات و
تجهیزات نظامی به اروپا و آمریکا، افزایش واردات مواد اولیه غذایی که قبل از سادات در خود مصر تأمین
می شد و در بعضی موارد آن را نیز صادر می کرد، افزایش قیمتها و تورم مهار گسیخته در این کشور،
گسترش فرهنگ بی بند و باری و سرگرم ساختن مردم به امور مبتذل.
3 قرارداد صلح مصر و اسرائیل و نتایج آن این قرارداد روشنفکران و مردم را علیه سادات بسیج کرد
و گروههای مختلف مذهبی و غیر مذهبی موجود در مصر را بر علیه هیئت حاکمه و سیاستهای متخذه از
طرف آنها شوراند. در صفوف کشورهای عربی به ظاهر ایجاد شکاف کرد و باعث شد تا نحوه موضع گیری
کشورهای عربی در مقابل اسرائیل به صورت ظاهر مشخص شود.
کمپ دیوید و کشورهای عربی
طرح این قرارداد از سوی مصر کشورهای عربی را وادار کرد تا در کنفرانس بغداد به تحریم مصر
بپردازند. کشورهای شرکت کننده در این کنفرانس علیرغم مواضع سیاسیشان و یا وابستگیهایشان در قبال
اسرائیل و آمریکا به خاطر حفظ وجهه و بعضی مصالح اقتصادی و اتکائشان به کشورهای پولدار عربی، به
ناچار بر این امر توافق نمودند. این مسئله یعنی تحریم مصر از سوی کشورهای عربی، آمریکا و متحدان
اروپاییش را بیشتر از خود مصر به وحشت انداخت، زیرا این تحریم باعث به خطر افتادن منافع و
درآمدهایی می شد که از بابت فروش تسلیحات و کالا به این کشور به دست می آوردند. نتیجه این تحریم
قطع کمکهایی بود که کشورهای عربی و سازمان صنعتی خلیج و در رأس آن سعودیها به مصر بابت خرید
تسلیحات می کردند. طبق سند 21 «خریدهایی که مصر توسط کمکهای اعراب از اروپای غربی و آمریکا
از سال 1976 تا 1979 انجام داده بالغ بر 3/5 میلیارد دلار بوده است» و قطع این کمکها ضربه عظیم
اقتصادی نظامی بود که بر مصر، و بیشتر از آن بر آمریکا و اروپا به خصوص فرانسه و انگلیس وارد
می شد. از سویی این تحریمها باعث می شد که سادات از حل مشکلات داخلی مصر نیز عاجز بماند و در
نتیجه پایه های حکومتش لرزان شود و نهایتا از بین رفتن مزدور با وفایی چون سادات، ضربه هولناکی بر
آمریکا و منافع آن در منطقه بود.
تلاش کشورهای عربی مبنی بر تحریم مصر و اخراج این کشور از کنفرانس کشورهای اسلامی، نهضت
غیر متعهدها، آ. اوپک و اتحادیه کشورهای آفریقایی، سادات را به موضع گیری دفعی و یا جذبی در برابر
این کشورها واداشت. وی با اتخاذ این موضع توانست بعضی از کشورهای عربی و بعضی کشورهای غیر
عرب مسلمان را تحریک به میانه روی، عدم موضع گیری یا حتی موضع گیری مثبت نسبت به قرارداد کمپ
دیوید نماید. آمریکا نیز در این وضعیت شریک درد و یاور صمیمی مصر بود. سعودیها نیز که همیشه در
تلاش بوده اند که با اتخاذ تاکتیکهای میانه روانه موضع گیری تند نیروهای رادیکال عرب را نرمتر کنند در
قبال این مسئله هر چند علاقه ای به وارد کردن خسارت عمده بر مصر نداشتند و امید آشتی با مصر را در
سر می پروراندند، لیکن برای حفظ وجه اسلامی و تظاهر به مخالفت با اسرائیل همراه با نیروهای رادیکال
عرب عمل می کردند، ولی این امر یک موضع گیری موقت بود و نهایتا تلاشهای آمریکا و روابط صمیمانه با
سعودیها موضع عربستان را آشکار نمود. تعداد زیادی از اسناد این مجموعه مربوط به موضع گیری
کشورهای عربی، اسلامی و آفریقایی در قبال قرارداد صلح مصر و اسرائیل و تلاشهای مصر و آمریکا در
این زمینه است.
ایران و انقلاب اسلامی، مصر و قرارداد کمپ دیوید
روابط شاهان ایران و فراعنه مصر به زمان کورش و آماریس برمی گردد. این روابط چه به صورت
اقتصادی یا نظامی (لشکرکشی) ادامه داشته است. در سال 1339 در پی انتشار برقراری روابط سیاسی
بین ایران و اسرائیل، روابط مصر و ایران قطع گردید. بعد از روی کارآمدن سادات، دو دولت اقدام به تجدید
روابط سیاسی نمودند که این روابط با سفر شاه و زنش به مصر و دیدار سادات از تهران یک بار در سال
1353 و بار دیگر سفر سادات و زنش به تهران و سفر رضا پهلوی به مصر در سال 1355 به اوج خود
رسید. شاه و سادات دو مزدوری که تحت حمایت یک ارباب بودند در جهت همگامی با اسرائیل و ایجاد
ارتباط با آن و مقابله با خلق محروم فلسطین موضع واحدی اتخاذ کرده و تبادلات اقتصادی و سیاسی
گسترده ای را پی ریزی کردند.
انقلاب اسلامی طوفانی بود که پایه های لرزان کاخهای فراعنه ایران و مصر را به لرزه درآورد و متعاقب
آن با فرار شاه و دعوت وی به مصر از سوی سادات، تاریخ بود که تکرار می شد و تشابه سرنوشت جبارانی
چون شاه و پدرش که وی نیز در آخرین روزهای عمرش به مصر گریخته بود. تلاش سادات و ملاقاتهای
مکرر وی با مسئولان کشوری و مأموران سیاسی آمریکا مبنی بر گرفتن قول حمایت بی چون و چرای
آمریکا از شاه در خلال انقلاب و بعد از آن، نشانگر ترس وی از عاقبتی نظیر عاقبت شاه و یافتن پناهگاه و
نقطه اتکایی نه برای شاه که برای خود بود. به هر حال خانواده سلطنتی در آخرین روزهای حکومتشان با
برنامه ریزی آمریکا و هماهنگی با سادات به مصر پناهنده شدند و با پیوندهای سببی، پیوند نسبی خویش
را که از فراعنه به ارث برده بودند محکمتر و استوارتر گرداندند.
گسترش روزافزون انقلاب اسلامی و انتشار آن در بین مسلمین جهان زنگ خطری برای ابرقدرتهای
شرق و غرب و دست نشاندگان آنها و نقطه پایانی بر خواب ملتها و یغماگری دولتهای وابسته بود. اسلام که
از دیر باز خطری عمده برای ظالمان و استعمارگران بود، در ایران به عنوان ایدئولوژی پویای انقلاب بانگ
رهایی ملتها از چنگال استعمارگران را سرداد و این بانگ برای غارتگران و در رأس آنها آمریکا بسیار
رعب آور و ناخوشایند بود، بدین جهت تلاشهای سابقه دار مأموران سیا برای تماس، نفوذ و اعمال نظر در
داخل نهضتهای اسلامی مخالف سادات و آمریکا دوباره نضج گرفت و سیا مسئولیت مطالعه نهضتهای
اسلامی را در رأس برنامه های خویش قرار داد. مطرح کردن آمریکا به عنوان مسئول تمام بدبختهای
مسلمین و مستضعفین جهان و به عنوان دشمن اسلام و انسانیت و باوراندن این امر به آنها از سوی ایران
زیباترین ورق تاریخ این امت را رقم زده و اگر از آثار این انقلاب تنها به همین نتیجه اکتفا شود بر اصالت و
رسالت اسلامی و ضد امپریالیستی این انقلاب کفایت می کند. انقلاب اسلامی آنچنان تنفر نسبت به
امپریالیسم را در دلهای مسلمین نشاند و آنچنان سیاست و دیانتشان را به هم پیوند داد که شعار پایان
بخش عبادتشان «مرگ بر آمریکا» شد. اعتراف آمریکاییها را به این نکته می توان در سند شماره 6
مشاهده کرد که رساترین اقرار بر موفقیت و گسترش این تفکر در بین مسلمین جهان است و انگیزه ای برای
تلاشهای ضداسلامی این کشور «... در هفته های گذشته با وخیم تر شدن اوضاع ایران، اتفاق آرای
مسلمانان متعصب علیه آمریکا افزونتر شده است... از نظر آنها آمریکا دشمن اسلام است.... در افکار
بسیاری از مسلمانان متعصب مصر این ایده شکل گرفته است که آمریکا با اسلام دشمن است. لازم است که
یک زنجیره عملیات مثبت از طرف ما صورت بگیرد تا این عدم اعتماد مسلمانان نسبت به ما از بین
برود...»
همزمان با تلاشهای آمریکا برای تماس با رهبران مسلمانان مصر در جهت اعمال سیاست فوق،
اسلام زدایی سادات نیز شروع می شود و به گفته یکی از مخالفین سادات «سادات به یک رویارویی غیر
ضروری و ابتدائی با مذهبیون راستگرا» دست می زند (سند 23).
ترس سادات از اینکه یک انقلاب اسلامی دیگر در مصر بساط سلطه ننگین وی را برچیند او را وادار
می کرد به این اعمال دست بزند که خوشبختانه این عاقبت نیز گریبانگیرش شد و به دست بهترین فرزندان
امت اسلام به درک واصل شد.
طرح قرارداد صلح مصر و اسرائیل و متعاقب آن امضای این قرارداد بدون توجه به حقوق حقه ملت
فلسطین از سوی سادات در اصل تأییدی بود بر غصب اراضی و اموال و حیثیت ملت فلسطین و تجاوز و
اشغالگری صهیونیستها. نتایج مترتب بر این قرارداد از چند سو سادات را در معرض خطر قرار می داد: 1)
گسترش مخالفت مردم، ارتش و روشنفکران متعهد مصری، 2) تحریمهای اقتصادی اعراب و مشکلات
اقتصادی، نظامی ناشی از آن، 3) هراس از عدم موفقیت طرح کمپ دیوید و بر باد رفتن وجهه سادات و 4)
عدم موفقیت سیاستهای اقتصادی داخلی مصر و در نتیجه افزایش قیمتها و... به دنبال این قرارداد
آمریکاییها برای جلوگیری از بر باد رفتن وجهه سادات (به گمان خودشان) و شکست طرح کمپ دیوید و
مقابله با تحریم اعراب سناریوهای پیشنهادی خود را به سادات و وزارت امور خارجه آمریکا ارائه
می کردند که اسناد 22 و 21 نمونه های بارز این عملکرد می باشد، در سند 22 آمریکاییها اظهار می دارند
که «از نظر مادی و در طول مذاکرات سادات، باید از حمایت دائم و شدید آمریکا و مصر برخوردار باشد» و
چون پیش بینی می کنند که در هر صورت ممکن است خطراتی متوجه سادات شود و با توجه به علاقه
سادات مبنی بر اینکه حسنی مبارک جانشین وی شود جانشین احتمالی وی را نیز تعیین می کنند، چون
معتقدند که «سیاست خارجی حسنی مبارک با سیاست خارجی سادات شباهت زیادی دارد».
بعد از امضای این قرارداد آمریکایی پیام حضرت امام که در تیتر مطلب آمده پایان بخش روابط
سیاسی ایران اسلامی و مصر اسرائیلی بود. رهنمود امام پایان بخش این مطلب است، به امید پیروی ملل
مسلمان از این رهنمودها و پیروزی امت اسلامی:
مشکل مسلمین، حکومتهای مسلمین است. این حکومتها هستند که مسلمین را به این روز رسانده اند،
ملتها مشکل مسلمین نیستند، ملتها با آن فطرت ذاتی که دارند می توانند مسائل را حل کنند. لکن مشکل،
دولتها هستند. این حکومتها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگی شان با ابرقدرتهای
چپ و راست، مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده اند. اگر این مشکل از پیش پای مسلمین
برداشته شود، مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه حلش با دست ملتهاست.
آن روز فتح مطلق و نصر به تمام معناست که همه مستضعفین جهان را این نورِ سنت الهی و سایه پرچم
«نصر من اللّه» فرا گیرد. آن روزی که مسلمین جهان با مدد غیبی در هر کشور و قطر دست جنایتکار
ستمگران و چپاولچیان را از کشور خود قطع کنند و پرچم اسلام و آرم اللّه اکبر را افراشته نمایند. آن روزی
که با قیام دلاورانه و بانگ اللّه اکبر، با امثال سادات و هم مسلکان شاه مخلوع، آن کنند که ملت شجاع ایران
با محمدرضا پهلوی کرد.»دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
مصر