ایران و انقلاب اسلامی، مصر و قرارداد کمپ دیوید
روابط شاهان ایران و فراعنه مصر به زمان کورش و آماریس برمی گردد. این روابط چه به صورت
اقتصادی یا نظامی (لشکرکشی) ادامه داشته است. در سال 1339 در پی انتشار برقراری روابط سیاسی
بین ایران و اسرائیل، روابط مصر و ایران قطع گردید. بعد از روی کارآمدن سادات، دو دولت اقدام به تجدید
روابط سیاسی نمودند که این روابط با سفر شاه و زنش به مصر و دیدار سادات از تهران یک بار در سال
1353 و بار دیگر سفر سادات و زنش به تهران و سفر رضا پهلوی به مصر در سال 1355 به اوج خود
رسید. شاه و سادات دو مزدوری که تحت حمایت یک ارباب بودند در جهت همگامی با اسرائیل و ایجاد
ارتباط با آن و مقابله با خلق محروم فلسطین موضع واحدی اتخاذ کرده و تبادلات اقتصادی و سیاسی
گسترده ای را پی ریزی کردند.
انقلاب اسلامی طوفانی بود که پایه های لرزان کاخهای فراعنه ایران و مصر را به لرزه درآورد و متعاقب
آن با فرار شاه و دعوت وی به مصر از سوی سادات، تاریخ بود که تکرار می شد و تشابه سرنوشت جبارانی
چون شاه و پدرش که وی نیز در آخرین روزهای عمرش به مصر گریخته بود. تلاش سادات و ملاقاتهای
مکرر وی با مسئولان کشوری و مأموران سیاسی آمریکا مبنی بر گرفتن قول حمایت بی چون و چرای
آمریکا از شاه در خلال انقلاب و بعد از آن، نشانگر ترس وی از عاقبتی نظیر عاقبت شاه و یافتن پناهگاه و
نقطه اتکایی نه برای شاه که برای خود بود. به هر حال خانواده سلطنتی در آخرین روزهای حکومتشان با
برنامه ریزی آمریکا و هماهنگی با سادات به مصر پناهنده شدند و با پیوندهای سببی، پیوند نسبی خویش
را که از فراعنه به ارث برده بودند محکمتر و استوارتر گرداندند.
گسترش روزافزون انقلاب اسلامی و انتشار آن در بین مسلمین جهان زنگ خطری برای ابرقدرتهای
شرق و غرب و دست نشاندگان آنها و نقطه پایانی بر خواب ملتها و یغماگری دولتهای وابسته بود. اسلام که
از دیر باز خطری عمده برای ظالمان و استعمارگران بود، در ایران به عنوان ایدئولوژی پویای انقلاب بانگ
رهایی ملتها از چنگال استعمارگران را سرداد و این بانگ برای غارتگران و در رأس آنها آمریکا بسیار
رعب آور و ناخوشایند بود، بدین جهت تلاشهای سابقه دار مأموران سیا برای تماس، نفوذ و اعمال نظر در
داخل نهضتهای اسلامی مخالف سادات و آمریکا دوباره نضج گرفت و سیا مسئولیت مطالعه نهضتهای
اسلامی را در رأس برنامه های خویش قرار داد. مطرح کردن آمریکا به عنوان مسئول تمام بدبختهای
مسلمین و مستضعفین جهان و به عنوان دشمن اسلام و انسانیت و باوراندن این امر به آنها از سوی ایران
زیباترین ورق تاریخ این امت را رقم زده و اگر از آثار این انقلاب تنها به همین نتیجه اکتفا شود بر اصالت و
رسالت اسلامی و ضد امپریالیستی این انقلاب کفایت می کند. انقلاب اسلامی آنچنان تنفر نسبت به
امپریالیسم را در دلهای مسلمین نشاند و آنچنان سیاست و دیانتشان را به هم پیوند داد که شعار پایان
بخش عبادتشان «مرگ بر آمریکا» شد. اعتراف آمریکاییها را به این نکته می توان در سند شماره 6
مشاهده کرد که رساترین اقرار بر موفقیت و گسترش این تفکر در بین مسلمین جهان است و انگیزه ای برای
تلاشهای ضداسلامی این کشور «... در هفته های گذشته با وخیم تر شدن اوضاع ایران، اتفاق آرای
مسلمانان متعصب علیه آمریکا افزونتر شده است... از نظر آنها آمریکا دشمن اسلام است.... در افکار
بسیاری از مسلمانان متعصب مصر این ایده شکل گرفته است که آمریکا با اسلام دشمن است. لازم است که
یک زنجیره عملیات مثبت از طرف ما صورت بگیرد تا این عدم اعتماد مسلمانان نسبت به ما از بین
برود...»
همزمان با تلاشهای آمریکا برای تماس با رهبران مسلمانان مصر در جهت اعمال سیاست فوق،
اسلام زدایی سادات نیز شروع می شود و به گفته یکی از مخالفین سادات «سادات به یک رویارویی غیر
ضروری و ابتدائی با مذهبیون راستگرا» دست می زند (سند 23).
ترس سادات از اینکه یک انقلاب اسلامی دیگر در مصر بساط سلطه ننگین وی را برچیند او را وادار
می کرد به این اعمال دست بزند که خوشبختانه این عاقبت نیز گریبانگیرش شد و به دست بهترین فرزندان
امت اسلام به درک واصل شد.
طرح قرارداد صلح مصر و اسرائیل و متعاقب آن امضای این قرارداد بدون توجه به حقوق حقه ملت
فلسطین از سوی سادات در اصل تأییدی بود بر غصب اراضی و اموال و حیثیت ملت فلسطین و تجاوز و
اشغالگری صهیونیستها. نتایج مترتب بر این قرارداد از چند سو سادات را در معرض خطر قرار می داد: 1)
گسترش مخالفت مردم، ارتش و روشنفکران متعهد مصری، 2) تحریمهای اقتصادی اعراب و مشکلات
اقتصادی، نظامی ناشی از آن، 3) هراس از عدم موفقیت طرح کمپ دیوید و بر باد رفتن وجهه سادات و 4)
عدم موفقیت سیاستهای اقتصادی داخلی مصر و در نتیجه افزایش قیمتها و... به دنبال این قرارداد
آمریکاییها برای جلوگیری از بر باد رفتن وجهه سادات (به گمان خودشان) و شکست طرح کمپ دیوید و
مقابله با تحریم اعراب سناریوهای پیشنهادی خود را به سادات و وزارت امور خارجه آمریکا ارائه
می کردند که اسناد 22 و 21 نمونه های بارز این عملکرد می باشد، در سند 22 آمریکاییها اظهار می دارند
که «از نظر مادی و در طول مذاکرات سادات، باید از حمایت دائم و شدید آمریکا و مصر برخوردار باشد» و
چون پیش بینی می کنند که در هر صورت ممکن است خطراتی متوجه سادات شود و با توجه به علاقه
سادات مبنی بر اینکه حسنی مبارک جانشین وی شود جانشین احتمالی وی را نیز تعیین می کنند، چون
معتقدند که «سیاست خارجی حسنی مبارک با سیاست خارجی سادات شباهت زیادی دارد».
بعد از امضای این قرارداد آمریکایی پیام حضرت امام که در تیتر مطلب آمده پایان بخش روابط
سیاسی ایران اسلامی و مصر اسرائیلی بود. رهنمود امام پایان بخش این مطلب است، به امید پیروی ملل
مسلمان از این رهنمودها و پیروزی امت اسلامی:
مشکل مسلمین، حکومتهای مسلمین است. این حکومتها هستند که مسلمین را به این روز رسانده اند،
ملتها مشکل مسلمین نیستند، ملتها با آن فطرت ذاتی که دارند می توانند مسائل را حل کنند. لکن مشکل،
دولتها هستند. این حکومتها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگی شان با ابرقدرتهای
چپ و راست، مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده اند. اگر این مشکل از پیش پای مسلمین
برداشته شود، مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه حلش با دست ملتهاست.
آن روز فتح مطلق و نصر به تمام معناست که همه مستضعفین جهان را این نورِ سنت الهی و سایه پرچم
«نصر من اللّه» فرا گیرد. آن روزی که مسلمین جهان با مدد غیبی در هر کشور و قطر دست جنایتکار
ستمگران و چپاولچیان را از کشور خود قطع کنند و پرچم اسلام و آرم اللّه اکبر را افراشته نمایند. آن روزی
که با قیام دلاورانه و بانگ اللّه اکبر، با امثال سادات و هم مسلکان شاه مخلوع، آن کنند که ملت شجاع ایران
با محمدرضا پهلوی کرد.»دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
مصر
سند شماره (1)
مصر:
خشکی:
258،000،1 کیلومتر مربع (شامل 931،48 کیلومتر مربع اراضی اشغال شده به وسیله اسرائیل، 26
ژوئن 1979)، 8/2% زمین کشاورزی (که در 70% آن انواع محصولات کاشته می شود)، 5/96% بیابان،
هرز، یا اراضی شهری، 7/0% آبهای داخل کشور.
طول مرزهای خاکی = 2527 کیلومتر (1967) تقریبا، 2580 کیلومتر که شامل صحرای اشغال شده
سینا می شود (از تاریخ سپتامبر 1975).
آبها:
محدوده آبهای داخلی (ادعا شده) = 12 میل دریایی (به اضافه 6 میل «منطقه نظارت الزامی»).
طول نوار ساحلی = 2450 کیلومتر (1967)، که شامل تقریبا 500 کیلومتر نوار آبی داخل 9 صحرای
اشغال شده سینا می شود (از تاریخ سپتامبر 1975).
مردم:
جمعیت =000،958،40 (ژوئیه 1979) میانگین رشد سالانه 7/2% (در حال حاضر)
ملیت = نام مصری (ها)، صفت مصری یا جمهوری عربی مصر.
تقسیمات نژادی = 90% از دودمان سامی شرقی، 10% یونانی، ایتالیایی، سوری، لبنانی
دین = (برآورد رسمی) 94% مسلمان، 6% عیسوی یعقوبی و بقیه ادیان.
زبان = زبان رسمی عربی است، انگلیسی و فرانسه در میان طبقه تحصیل کرده رایج است.
سطح سواد = در حدود 40%
نیروی کار = 13 میلیون، 45 تا 50 درصد کارگران به کشاورزی مشغولند، 10% کارگران صنعتی، 10%
تجارت و مالی، 30% خدمات و بقیه، کمبود نیروی انسانی متخصص مشهود است.
نیروی کار سازمان یافته = یک تا سه میلیون نفر.
دولت:
نام حقوقی = جمهوری عربی مصر
نوع = جمهوری، که از تاریخ 1956 تحت رهبری ریاست جمهوری است.
پایتخت = قاهره
تقسیمات فرعی سیاسی = 26 استان
سیستم حقوقی = سیستم حقوقی براساس قوانین عامه انگلیس، حقوق اسلامی و قوانین ناپلئونی
می باشد، قانون اساسی دائمی در سال 1971 تدوین گردید. بررسی حقوقی تا اندازه محدود بر روی آن در
دیوان عالی و همچنین در شورای کشور که اعتبار و حقانیت تصمیمات اداری را بررسی می نماید انجام
شد، تحصیلات حقوقی در دانشگاه قاهره امکان پذیر است، قوانین اجباری کمیسیون بین المللی قضات را
قبول دارد.
تعطیل ملی = روز ملی، 23 ژوئیه
شعبات = قدرت اجرائیه در دست ریاست جمهور می باشد، او کسی است که کابینه را انتخاب
می نماید، مجلس خلق کم کم با اجرای قوانین و آزادی سیاسی قدرتش زیادتر می شود، وزیر دادگستری به
طور مستقل قوه قضائیه را اداره می نماید.
رئیس دولت = رئیس جمهور انور سادات
انتخاب عمومی = شرکت در انتخابات برای عموم افراد بالای 18 سال آزاد است.
انتخابات = انتخابات مجلس خلق در هر 5 سال یک مرتبه اجرا می شود (که آخرین آن در ژوئن
1979 برگزار گردید). انتخابات ریاست جمهوری هر 6 سال یک مرتبه (که آخرین آن در سپتامبر 1976
برگزار گردید).
احزاب و رهبران سیاسی = برای تشکیل، حزب سیاسی باید به وسیله دولت مورد تصویب قرار بگیرد،
حزب ملی دموکراتیک که در روابط سال 1978 به وسیله سادات به وجود آمد مهمترین حزب می باشد، و
تعداد زیادی احزاب کوچک مخالف وجود دارند.
کمونیستها = به طور تقریب 500 نفر که عضو حزب می باشند.
عضویت در سازمانهای بین المللی = AAPSO، بانک عمران آفریقایی، سازمان مواد و غذایی
کشاورزی، گروه 77، قرارداد عمومی تعرفه و تجارت، آژانس انرژی اتمی بین المللی، بانک بازسازی و
عمران بین المللی، ICACسازمان هواپیمایی کشوری بین المللی، مؤسسه عمران بین المللی، مؤسسه مالی
بین المللی، IHO، سازمان بین المللی کارگری، سازمان مشاوره دریایی بین دولتین، صندوق بین المللی
پول، نهضت غیر متعهدها، اتحادیه عرب، سازمان ملل، یونسکو، اتحادیه پست جهانی، سازمان بهداشت
جهانی، IOOC، اتحادیه تجاری بین المللی، شورای غله بین المللی، WIPO، سازمان هواشناسی
بین المللی، سازمان شخم زنی جهانی، WSG , WPC، عضویت مصر در آوریل سال 1979 در اتحادیه
عرب و اوپک عربی به حالت تعلیق درآمد.
اقتصاد:
تولید ناخالص ملی = 7/11 میلیارد دلار (1978)، 290 دلار درآمد سرانه، در صد رشد سالانه 9%
در سال 1978 می باشد.
کشاورزی = مهمترین محصول کتان، انواع دیگر محصولات عبارتند از برنج، پیاز، لوبیا، مرکبات،
غله، ذرت، جو، در تولید مواد غذایی خودکفا نمی باشد، ولی بخش کشاورزی یک قسمت برای ورود ارز
خارجی می باشد.
صنایع مهم = منسوجات، کنسروسازی غذا، مواد شیمیایی، نفت، ساختمان، سیمان.
نیروی الکتریسته = ظرفیت 000،000،5 کیلووات (1978)، 14 میلیارد کیلووات ساعت تولید شده
در (1978)، تولید سرانه 350 کیلووات ساعت برای هر نفر.
صادرات = 725،2 میلیون دلار (با احتساب هزینه حمل تا بندرگاه، تخمین 1978)، کتان خام، کتان
به صورت نخ درآمده و پارچه، نفت خام، برنج، پیاز، سیب زمینی، مواد شیمیایی، سیمان (خیلی محرمانه).
واردات = 900/4 میلیون دلار (با هزینه خود کالا، بیمه و باربری، تخمین 1978)، مواد غذایی،
ماشین آلات و تجهیزات، کود، چوب. (خیلی محرمانه)
طرفهای مهم تجاری = کشورهای عضو جامعه اروپا، آمریکا (خیلی محرمانه).
کمکها = اوپک (ODA) (77 1973) 5/7713 میلیون دلار، آمریکا 2/2318 میلیون
دلار،کشورهای غربی (77 1970) 6/185،2 میلیون دلار، کشورهای کمونیستی (77 1970)
5/821 میلیون دلار، کمکهای نظامی از کشورهای کمونیستی (77 1970) 732،2 میلیون دلار.
(سرّی)
نرخ تبدیل ارز = نرخ رسمی یک پوند مصر برابر است با 54/2 دلار آمریکا (البته این نرخ فروش
می باشد)، 394/0 پوند مصر برابر با یک دلار آمریکاست (البته این نرخ فروش می باشد)، یک پوند مصر
برابر است با 43/1 دلار آمریکا، 699/0 پوند مصر برابر با یک دلار آمریکا.
سال مالی = سال تقویمی، آغاز در 1973
ارتباطات:
خطوط راه آهن = مجموعا 4857 کیلومتر، 951 کیلومتر خط دو طرفه، 25 کیلومتر خط برقی،
45109 کیلومتر با فاصله ریل استاندارد (435/1 متر)، 347 کیلومتر با فاصله ریل 750/0 متر.
جاده ها = مجموعا 025،47 کیلومتر، 12300 کیلومتر جاده اسفالته، 2500 کیلومتر شنی و سنگ
خرد شده، 200،14 کیلومتر جاده خاکی مرمت شده، 18025 کیلومتر جاده خاکی مرمت نشده.
آبهای داخلی = 3260 کیلومتر، کانال سوئز به طول 160 کیلومتر، که به وسیله کشتیهای قاره پیما با
ارتفاع حداکثر 5/11 متر در آب مورد استفاده قرار می گیرد، راه آبی اسکندریه قاهره برای کرجیهائی با
ظرفیت یک تن متریک قابل عبور می باشد، رود نیل و کانالهای بزرگ برای کرجیهای 420 تن متریک
قابل عبور می باشد، کانال اسماعیلیه برای عبور کرجی های نسبتا بزرگ بین 200 تا 300 تن متریک قابل
عبور می باشد، کانالهای کوچک دیگری وجود دارند که برای کشتیهای کوچک بین 10 تا 70 تن متریک
قابل استفاده می باشد.
بار حمل شده = از کانال سوئز (1966) 242 میلیون تن متریک که 6/175 تن متریک آن مواد نفتی
بود.
خط لوله = برای نفت خام 675 کیلومتر، برای محصولات پالایش شده 240 کیلومتر، برای گاز طبیعی
365 کیلومتر.
بندرگاهها = 3 بندر مهم (اسکندریه، پورت سعید، بندر سوئز)، 8 بندر کوچک.
ناوگان بازرگانی = مجموعا 85 کشتی (1000 تنی یا بیشتر) که جمعا 425586 تن وزن خالص و
572426 تن وزن ناخالص، که شامل 8 کشتی مسافربری، 62 کشتی باربری، 14 کشتی نفتکش، یک
فروند تانکر می باشد (خیلی محرمانه).
هواپیمایی غیرنظامی = 28 هواپیمای حمل و نقل بزرگ که شامل 3 هواپیمای کرایه شده می باشد.
فرودگاهها = جمعا 105 فرودگاه، که 75 فرودگاه قابل استفاده و 67 فرودگاه با باند دائمی، 47
فرودگاه با باندهایی به طول بین 3659 2440 متر، یک فرودگاه با باند بیشتر از 660،3 متر، 19 فرودگاه
با باندهایی به طولهای بین 2439 1220 متر.
ارتباطات = سیستم ارتباطات تلفنی، بزرگ و نامناسب برای احتیاجات می باشد و در وضع نامطلوبی
نگهداری می شود، مراکز اصلی آن اسکندریه و قاهره می باشد، ولی مراکز درجه دوم عبارت از المنصوره،
اسماعیلیه، و تانتا می باشند، ارتباطات بین شهری به وسیله کابلهای هم محور ماکروویو انجام می گیرد،
مقدار زیادی از تأسیسات در حال تعویض شدن با دستگاههای جدید می باشند، 000،500 تلفن (3/1
تلفن هر 100 نفر)، 22 موج آ. ام، موج اف. ام ندارد و 29 ایستگاه تلویزیونی، یک ایستگاه ماهواره ای
اقیانوس اطلس، ایستگاه ماهواره ای سمفونی، 2 کابل هم محور زیردریایی.
نیروی دفاعی:
نیروی انسانی نظامی = مذکر بین 49 15 سال 000،027،10 نفر که 000،517،6 مناسب برای
خدمت نظامی می باشند، در حدود 000،423 نفر همه ساله به سن (20) سال که سن سربازی است
می رسند.
پرسنل = نیروی زمینی 000،320 نفر، نیروی دریایی 000،20 نفر، نیروی هوایی 000،27 نفر
(1000 خلبان)، دفاع هوایی 000،80 نفر، سپاهان مرزی 000،10 نفر، نیروهای گارد و امنیتی 500،44
نفر، گارد ملی 3000 نفر، گارد ساحلی 7300 نفر (سری).
واحدهای مهم زمینی = 2 ارتش مستقل و یک نیروی مستقل از 10 لشکر (5 لشکر پیاده، 2 لشکر
مکانیزه، 3 لشکر زرهی)، 31 تیپ مستقل (10 تیپ پیاده، 2 تیپ گارد ریاست جمهوری، یک تیپ
شناسایی، 3 تیپ زرهی، 11 تیپ توپخانه صحرائی، 2 تیپ خمپاره، 2 تیپ موشکهای زمین به زمین)، یک
ستاد نیروی مخصوص با یک تیپ چترباز، 2 تیپ برای حملات هوایی، و 5 تیپ کماندو، 26 تیپ دفاع
هوائی با استفاده از موشکهای سام (سرّی).
کشتیهای نظامی = 5 ناوشکن، 12 زیردریایی، 3 ناوچه گشتی، 12 قایق کوچک مناسب برای دنبال
نمودن زیردریایی، 12 قایق تهاجمی مسلح به موشک (6 واحد جدید تهاجمی مسلح به موشک هنوز به
کار گرفته نشده اند)، 2 قایق گشتی سریع، 11 قایق اژدرافکن، 17 قایق آتش سریع پشتیبانی، 5 قایق
گشتی، 3 فروند هاورکرافت، 12 مین جمع کن، 17 فروند قایق خاکی و آبی، 17 فروند قایق کمکی و
خدمات، و مقدار معتنابهی قایقهای کوچک دیگر (سری).
هواپیما = 914 فروند (594 فروند جت، 25 فروند جت ملخدار، 130 ملخدار، 165 هلیکوپتر)
(سرّی).
موشک = 65 گردان سام 2، 15 گردان سام 6، 167 سکوی سام 7. (سری).
تدارکات = مصر اسلحه نیروهای پیاده اش، مهمات، کشتی نفت سوز و قایق گشتی را تولید می نماید و
برای بقیه تجهیزات دیگر متکی به منابع خارجی می باشد (خیلی محرمانه).
بودجه نظامی = برای سال مالی که در 31 دسامبر 1979 به پایان رسید بودجه نظامی بالغ بر 5/1
میلیارد دلار بود، که 19% از بودجه دولت مرکزی را تشکیل می داد. (خیلی محرمانه).
اطلاعات و امنیت:
اطلاعات عمومی برای امور داخلی و خارجی، اداره عمومی برای تحقیقات امنیتی کشور برای امور
داخلی، مدیریت اطلاعاتی نظامی برای امور داخلی و خارجی، اطلاعات ریاست جمهوری (PI)برای
امور داخلی و خارجی. (سرّی / غیر قابل رؤیت برای بیگانگان).
روابط و گرایشات شخصیتهای مهم جمهوری متحده عربی
سند شماره (2)
24 دی 1344 14 ژانویه 1965سرّی
از: وزارت امور خارجه
به: سفارت آمریکا در: آدیس آبابا، الجزیره، امان، آنکارا، بغداد، بیروت، قاهره،
دمشق، اورشلیم، جده، خارطوم، کویت، لندن، پاریس، رباط، طائز، تهران، تل آویو، تریپولی، تونس.
موضوع: روابط و گرایشات شخصیتهای مهم جمهوری متحده عربی
به دنبال تشدید مشکلات در جمهوری متحده عربی، گزارشاتی پیرامون تعویض پرسنل در مقامات
عالی و احتمال بروز مبارزه برای به دست گرفتن قدرت، رسیده است. این وزارتخانه معتقد است که
شخصیتهای مهم این مانور به شرح زیر خواهند بود:
1 شخصیتهای متمایل به شرق
الف: علی صبری: وی سالهاست که دست راست ناصر و مهمترین مشاور وی در زمینه مسائل خارجی
و داخلی بوده است به همین دلیل، او بیش از هر کس دیگر پس از ناصر در سیاستهای مصر نفوذ دارد. او
مهمترین ترویج کننده وحدت عربی به رهبری جمهوری متحده عربی و حامی تحکیم بیشتر وحدت با
بهره برداری از احساسات ضدغربی و ضد اسرائیلی و احساسات ناسیونالیستی عربی، می باشد. وی
ظاهرا به شدت از سیاست بهره برداری از شوروی و هراساندن کمونیستهای محلی طرفداری می کند. هم
او بود که خیلی زود متوجه شد که می تواند از رقابت چین و شوروی به نفع جمهوری متحده عربی
بهره برداری نماید. در رابطه با مسائل داخلی، صبری شدیدا از سوسیالیزم حکومتی طرفداری می کرده
است و او وحاتیم مسئول ملی شدن مطبوعات در ماه مه 1960 شناخته شدند.
با این وصف، صبری یک چهره مردمی نیست. او به عنوان فردی دسیسه گر، نمک نشناس، تشنه قدرت
و بسیار مرموز معروف شده و در عین حال به زرنگی و ذکاوت و راستگویی نیز معروف است. گفته می شود
که وی برای خود در حیطه دولت یاران و همراهانی دست و پا کرده است، تا مقام و موقعیت خود را حفظ
کرده و فعالیتهای رقیبان خود را خنثی سازد. مهمترین دشمنان وی عبارتند از بغدادی و زکریا محی الدین،
لیکن عبدالحکیم نیز از جمله دوستان وی به شمار نمی آید.
ب: عبدالحکیم امیر: امیر برخلاف صبری به تیزهوشی و جاه طلبی مشهور نیست، و می گویند که او
معتاد به حشیش است، ولی صحت این گفته معلوم نشده است. لیکن او نشان داده است که قادر است در
برابر تجاوز دیگران به حریم شخصی خود یعنی نیروهای مسلح از خود دفاع نماید. می گویند او یک
مسلمان سرسپرده و احتمالاً تحت تأثیر اخوان المسلمین است و بیش از آنکه سیاستمدار باشد خود را یک
سرباز می داند. جالب توجه است که نام او در زمره کسانی که برای رسیدن به قدرت مانور می دهند، وارد
نشده است. امیر مسئول سرنگونی سوریه در سال 1961 شناخته شده و به همین دلیل ناصر می خواست
وی را تنبیه نماید. بنا به گزارشهای رسیده امیر، صبری و هیکل را مسئول تشویق ناصر به این امر دانسته
بود. با این وصف دوستی بین امیر و صبری همچنان پا برجاست.
می گویند امیر در ارتش از محبوبیت خاصی برخوردار است، محبوبیتی که بدون شک از توزیع شغل و
مزایا در میان افسران ناشی شده است. شایع است که افسرانی که مایلند در صنایع ملی شده به جایی برسند
و یا در ارتش ارتقاء درجه یابند دائما به وی تعظیم و تکریم می کنند. هنوز معلوم نیست که مبارزات یمن بر
این طرز برخورد و تفکر در قبال وی تأثیر گذاشته باشد. با این وصف گزارشات رسیده حاکی از آن است
که تجارب جمهوری متحده عربی در یمن سبب شده است امیر در مورد منطقی بودن ماجراهای بدین شکل
نظامی تردید بدل راه دهد.
2 میانه روها:
الف عبداللطیف البغدادی، بغدادی را فردی سرسپرده به آرمانهای انقلاب جمهوری متحده
عربی توصیف کرده اند، لیکن وی یک سیاستمدار یا ایدئولوگ نبوده و بسیار متعصب است. او با سیاست
«مصر ارجح» موافق است و با ماجراجوییهای خارجی مخالفت می ورزد، او با اتحاد سوریه و مصر مخالف
و خواستار خروج نظامیان مصر از یمن بود.
وی احساس می کند که گرایش مصر به سمت شرق زیاده از حد شده است. هنگام اجرای فرامین
ملی گرایی و سوسیالیزاسیون در سال 1961 وی با آنها شدیدا مخالفت می ورزید. در حالی که صبری
شدیدا از آنها حمایت می کرد. به دنبال این اصطکاک و برخوردهای دیگر وی با ناصر، درخشش ستاره
بغدادی کاهش یافته و از مارس 1964 از محافل داخلی جدا شده است، لیکن از سپتامبر 1964 گویا ناصر
به او روی آورده است تا در حل معضلات پیچیده اقتصادی وی را یاری دهد. با وجود اینکه شایع شده بود
که وی در توطئه تابستان سال 1964 علیه ناصر دست داشت، ولی ما شاهدی در اثبات این ادعا نداریم.
بغدادی در میان مردم جمهوری متحده عربی به عنوان مردی که «وظایف خود را انجام می دهد»
محبوبیت دارد. مرکز محبوبیت وی نیز در نیروهای مسلح ظاهرا نیروی هوایی است. او شدیدا از امیر و
صبری متنفر است. از جمله اعضای محافل درونی که با وی شدیدا صمیمی است می توان از زکریا
محی الدین نام برد.
ب: زکریا محی الدین. او فردی نیست که جاه طلب برای رسیدن به قدرت باشد. در ظاهر، وی با
بغدادی پیوند دارد و به وحدت عربی اهمیت چندانی نمی دهد، و او و بغدادی در اکتبر سال 1961 از ناصر
به خاطر پیروی «کورکورانه اش از سوسیالیزم یوگسلاوی» انتقاد کردند، ولی زکریا محی الدین بیش از
بغدادی فرصت طلب است. او ظاهرا مایل به مصالحه است و در اکتبر سال 1961 او و امیر خواستار آشتی
با رژیم سوریه که از مصر کناره گرفته بود شدند.
نفوذ محی الدین از نقطه اوج خود در سال 1956 یعنی قبل از حمله اسرائیل به صحرای سینا کاهش
یافته است. در ژوئیه 1957 علی صبری به عنوان سرپرست بخش اطلاعاتی جانشین وی گردید، و از آن
زمان به بعد وی از صبری و شهرت و اعتبارش منزجر شده است. در سال 1961 گزارش شد که وی در
محافل پلیسی از شهرت و محبوبیت بسیاری برخوردار شده است، و در میان آنها هنوز هم ممکن است
پیروان بسیاری داشته باشد.
اطلاعات بالا جهت استفاده پیشینه ارائه شده است. در گفتگو پیرامون این مطالب با مقامات باید کمال
احتیاط را رعایت نمود، نباید وانمود کرد که دولت آمریکا مایل است در بافت قدرت جمهوری متحده
عربی شاهد تغییراتی باشد و یا مایل که شخصی و یا گروه ویژه ای در مبارزه بر سرقدرت در این جمهوری
پیروز گردد. اگر اطلاعات تکمیل کننده دیگری به دست آوردید برای ما ارسال دارید.راسک
گزارش بیوگرافیک اشرف عبداللطیف غوربال سفیر مصر در آمریکا