تلفن هر 100 نفر)، 22 موج آ. ام، موج اف. ام ندارد و 29 ایستگاه تلویزیونی، یک ایستگاه ماهواره ای
اقیانوس اطلس، ایستگاه ماهواره ای سمفونی، 2 کابل هم محور زیردریایی.
نیروی دفاعی:
نیروی انسانی نظامی = مذکر بین 49 15 سال 000،027،10 نفر که 000،517،6 مناسب برای
خدمت نظامی می باشند، در حدود 000،423 نفر همه ساله به سن (20) سال که سن سربازی است
می رسند.
پرسنل = نیروی زمینی 000،320 نفر، نیروی دریایی 000،20 نفر، نیروی هوایی 000،27 نفر
(1000 خلبان)، دفاع هوایی 000،80 نفر، سپاهان مرزی 000،10 نفر، نیروهای گارد و امنیتی 500،44
نفر، گارد ملی 3000 نفر، گارد ساحلی 7300 نفر (سری).
واحدهای مهم زمینی = 2 ارتش مستقل و یک نیروی مستقل از 10 لشکر (5 لشکر پیاده، 2 لشکر
مکانیزه، 3 لشکر زرهی)، 31 تیپ مستقل (10 تیپ پیاده، 2 تیپ گارد ریاست جمهوری، یک تیپ
شناسایی، 3 تیپ زرهی، 11 تیپ توپخانه صحرائی، 2 تیپ خمپاره، 2 تیپ موشکهای زمین به زمین)، یک
ستاد نیروی مخصوص با یک تیپ چترباز، 2 تیپ برای حملات هوایی، و 5 تیپ کماندو، 26 تیپ دفاع
هوائی با استفاده از موشکهای سام (سرّی).
کشتیهای نظامی = 5 ناوشکن، 12 زیردریایی، 3 ناوچه گشتی، 12 قایق کوچک مناسب برای دنبال
نمودن زیردریایی، 12 قایق تهاجمی مسلح به موشک (6 واحد جدید تهاجمی مسلح به موشک هنوز به
کار گرفته نشده اند)، 2 قایق گشتی سریع، 11 قایق اژدرافکن، 17 قایق آتش سریع پشتیبانی، 5 قایق
گشتی، 3 فروند هاورکرافت، 12 مین جمع کن، 17 فروند قایق خاکی و آبی، 17 فروند قایق کمکی و
خدمات، و مقدار معتنابهی قایقهای کوچک دیگر (سری).
هواپیما = 914 فروند (594 فروند جت، 25 فروند جت ملخدار، 130 ملخدار، 165 هلیکوپتر)
(سرّی).
موشک = 65 گردان سام 2، 15 گردان سام 6، 167 سکوی سام 7. (سری).
تدارکات = مصر اسلحه نیروهای پیاده اش، مهمات، کشتی نفت سوز و قایق گشتی را تولید می نماید و
برای بقیه تجهیزات دیگر متکی به منابع خارجی می باشد (خیلی محرمانه).
بودجه نظامی = برای سال مالی که در 31 دسامبر 1979 به پایان رسید بودجه نظامی بالغ بر 5/1
میلیارد دلار بود، که 19% از بودجه دولت مرکزی را تشکیل می داد. (خیلی محرمانه).
اطلاعات و امنیت:
اطلاعات عمومی برای امور داخلی و خارجی، اداره عمومی برای تحقیقات امنیتی کشور برای امور
داخلی، مدیریت اطلاعاتی نظامی برای امور داخلی و خارجی، اطلاعات ریاست جمهوری (PI)برای
امور داخلی و خارجی. (سرّی / غیر قابل رؤیت برای بیگانگان).
روابط و گرایشات شخصیتهای مهم جمهوری متحده عربی
سند شماره (2)
24 دی 1344 14 ژانویه 1965سرّی
از: وزارت امور خارجه
به: سفارت آمریکا در: آدیس آبابا، الجزیره، امان، آنکارا، بغداد، بیروت، قاهره،
دمشق، اورشلیم، جده، خارطوم، کویت، لندن، پاریس، رباط، طائز، تهران، تل آویو، تریپولی، تونس.
موضوع: روابط و گرایشات شخصیتهای مهم جمهوری متحده عربی
به دنبال تشدید مشکلات در جمهوری متحده عربی، گزارشاتی پیرامون تعویض پرسنل در مقامات
عالی و احتمال بروز مبارزه برای به دست گرفتن قدرت، رسیده است. این وزارتخانه معتقد است که
شخصیتهای مهم این مانور به شرح زیر خواهند بود:
1 شخصیتهای متمایل به شرق
الف: علی صبری: وی سالهاست که دست راست ناصر و مهمترین مشاور وی در زمینه مسائل خارجی
و داخلی بوده است به همین دلیل، او بیش از هر کس دیگر پس از ناصر در سیاستهای مصر نفوذ دارد. او
مهمترین ترویج کننده وحدت عربی به رهبری جمهوری متحده عربی و حامی تحکیم بیشتر وحدت با
بهره برداری از احساسات ضدغربی و ضد اسرائیلی و احساسات ناسیونالیستی عربی، می باشد. وی
ظاهرا به شدت از سیاست بهره برداری از شوروی و هراساندن کمونیستهای محلی طرفداری می کند. هم
او بود که خیلی زود متوجه شد که می تواند از رقابت چین و شوروی به نفع جمهوری متحده عربی
بهره برداری نماید. در رابطه با مسائل داخلی، صبری شدیدا از سوسیالیزم حکومتی طرفداری می کرده
است و او وحاتیم مسئول ملی شدن مطبوعات در ماه مه 1960 شناخته شدند.
با این وصف، صبری یک چهره مردمی نیست. او به عنوان فردی دسیسه گر، نمک نشناس، تشنه قدرت
و بسیار مرموز معروف شده و در عین حال به زرنگی و ذکاوت و راستگویی نیز معروف است. گفته می شود
که وی برای خود در حیطه دولت یاران و همراهانی دست و پا کرده است، تا مقام و موقعیت خود را حفظ
کرده و فعالیتهای رقیبان خود را خنثی سازد. مهمترین دشمنان وی عبارتند از بغدادی و زکریا محی الدین،
لیکن عبدالحکیم نیز از جمله دوستان وی به شمار نمی آید.
ب: عبدالحکیم امیر: امیر برخلاف صبری به تیزهوشی و جاه طلبی مشهور نیست، و می گویند که او
معتاد به حشیش است، ولی صحت این گفته معلوم نشده است. لیکن او نشان داده است که قادر است در
برابر تجاوز دیگران به حریم شخصی خود یعنی نیروهای مسلح از خود دفاع نماید. می گویند او یک
مسلمان سرسپرده و احتمالاً تحت تأثیر اخوان المسلمین است و بیش از آنکه سیاستمدار باشد خود را یک
سرباز می داند. جالب توجه است که نام او در زمره کسانی که برای رسیدن به قدرت مانور می دهند، وارد
نشده است. امیر مسئول سرنگونی سوریه در سال 1961 شناخته شده و به همین دلیل ناصر می خواست
وی را تنبیه نماید. بنا به گزارشهای رسیده امیر، صبری و هیکل را مسئول تشویق ناصر به این امر دانسته
بود. با این وصف دوستی بین امیر و صبری همچنان پا برجاست.
می گویند امیر در ارتش از محبوبیت خاصی برخوردار است، محبوبیتی که بدون شک از توزیع شغل و
مزایا در میان افسران ناشی شده است. شایع است که افسرانی که مایلند در صنایع ملی شده به جایی برسند
و یا در ارتش ارتقاء درجه یابند دائما به وی تعظیم و تکریم می کنند. هنوز معلوم نیست که مبارزات یمن بر
این طرز برخورد و تفکر در قبال وی تأثیر گذاشته باشد. با این وصف گزارشات رسیده حاکی از آن است
که تجارب جمهوری متحده عربی در یمن سبب شده است امیر در مورد منطقی بودن ماجراهای بدین شکل
نظامی تردید بدل راه دهد.
2 میانه روها:
الف عبداللطیف البغدادی، بغدادی را فردی سرسپرده به آرمانهای انقلاب جمهوری متحده
عربی توصیف کرده اند، لیکن وی یک سیاستمدار یا ایدئولوگ نبوده و بسیار متعصب است. او با سیاست
«مصر ارجح» موافق است و با ماجراجوییهای خارجی مخالفت می ورزد، او با اتحاد سوریه و مصر مخالف
و خواستار خروج نظامیان مصر از یمن بود.
وی احساس می کند که گرایش مصر به سمت شرق زیاده از حد شده است. هنگام اجرای فرامین
ملی گرایی و سوسیالیزاسیون در سال 1961 وی با آنها شدیدا مخالفت می ورزید. در حالی که صبری
شدیدا از آنها حمایت می کرد. به دنبال این اصطکاک و برخوردهای دیگر وی با ناصر، درخشش ستاره
بغدادی کاهش یافته و از مارس 1964 از محافل داخلی جدا شده است، لیکن از سپتامبر 1964 گویا ناصر
به او روی آورده است تا در حل معضلات پیچیده اقتصادی وی را یاری دهد. با وجود اینکه شایع شده بود
که وی در توطئه تابستان سال 1964 علیه ناصر دست داشت، ولی ما شاهدی در اثبات این ادعا نداریم.
بغدادی در میان مردم جمهوری متحده عربی به عنوان مردی که «وظایف خود را انجام می دهد»
محبوبیت دارد. مرکز محبوبیت وی نیز در نیروهای مسلح ظاهرا نیروی هوایی است. او شدیدا از امیر و
صبری متنفر است. از جمله اعضای محافل درونی که با وی شدیدا صمیمی است می توان از زکریا
محی الدین نام برد.
ب: زکریا محی الدین. او فردی نیست که جاه طلب برای رسیدن به قدرت باشد. در ظاهر، وی با
بغدادی پیوند دارد و به وحدت عربی اهمیت چندانی نمی دهد، و او و بغدادی در اکتبر سال 1961 از ناصر
به خاطر پیروی «کورکورانه اش از سوسیالیزم یوگسلاوی» انتقاد کردند، ولی زکریا محی الدین بیش از
بغدادی فرصت طلب است. او ظاهرا مایل به مصالحه است و در اکتبر سال 1961 او و امیر خواستار آشتی
با رژیم سوریه که از مصر کناره گرفته بود شدند.
نفوذ محی الدین از نقطه اوج خود در سال 1956 یعنی قبل از حمله اسرائیل به صحرای سینا کاهش
یافته است. در ژوئیه 1957 علی صبری به عنوان سرپرست بخش اطلاعاتی جانشین وی گردید، و از آن
زمان به بعد وی از صبری و شهرت و اعتبارش منزجر شده است. در سال 1961 گزارش شد که وی در
محافل پلیسی از شهرت و محبوبیت بسیاری برخوردار شده است، و در میان آنها هنوز هم ممکن است
پیروان بسیاری داشته باشد.
اطلاعات بالا جهت استفاده پیشینه ارائه شده است. در گفتگو پیرامون این مطالب با مقامات باید کمال
احتیاط را رعایت نمود، نباید وانمود کرد که دولت آمریکا مایل است در بافت قدرت جمهوری متحده
عربی شاهد تغییراتی باشد و یا مایل که شخصی و یا گروه ویژه ای در مبارزه بر سرقدرت در این جمهوری
پیروز گردد. اگر اطلاعات تکمیل کننده دیگری به دست آوردید برای ما ارسال دارید.راسک
گزارش بیوگرافیک اشرف عبداللطیف غوربال سفیر مصر در آمریکا
سند شماره (3)
نوامبر 1973 آبان 1352سرّی
سازمان مرکزی اطلاعات (CIA)غیرقابل رؤیت برای خارجیان
گزارش بیوگرافیک
اشرف عبداللطیف غوربال
سفیر مصر در آمریکا
هشدار
این سند حاوی اطلاعاتی است که بر دفاع ملی آمریکا طبق بندهای 793 و 794 لایحه 18 قانون
مصوبه آمریکا تأثیر می بخشد. انتقال یا افشای محتوی این سند و یا دریافت آن به وسیله افراد غیرمجاز
قانونا ممنوع می باشد.
سرّی
غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
مقدمه
به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 روابط دیپلماتیک بین آمریکا و مصر قطع گردید. چون
فکر می کردند که هواپیمای آمریکایی هدفهای مصری را به حمایت از اسرائیل کوبیده است. بالاخره نتیجه
این شد که جمال عبدالناصر رابطه دیپلماتیک مصر را با این کشور قطع گردانید. آمریکا سفارت خود را در
قاهره تعطیل نمود و تنها در بخشی از سفارت اسپانیا دفتر حفاظت منافع آمریکا را وسیله چند کارمند
معدود بازگشایی نمود. سفارت مصر در واشنگتن نیز تعطیل گردید و دفتر حفاظت منافع مصر در سفارت
هند گشوده شد.
عبدالناصر بعدها به اشتباه خود درباره هواپیماهای آمریکایی پی برد، لیکن هیچ گاه نخواست از دولت
آمریکا عذرخواهی کرده و آغاز دوباره روابط را خواستار شد که البته پرزیدنت لیندن، ب، جانسون بر
سر این دو مطلب پافشاری بسیار نمود. علیرغم فقدان روابط رسمی، دولت آمریکا رابطهای بسیار والا
مرتبه ای در حکومت مصر یافته بود تا از طریق آنها به ایجاد صلحی در خاورمیانه اقدام نماید.
در هفتم نوامبر 1973 مصر و آمریکا در «اصول» آغاز روابط دیپلماتیک کامل به توافق رسیدند. در
آن زمان بود که دولت مصر اشرف غوربال را به عنوان سفیر مصر راهی این کشور نمود.(1)
انتشار خارجی ممنوعسرّی
مصر
اشرف عبداللطیف غوربال
سفیر مصر در آمریکا
در 7 نوامبر 1973، پس از آغاز روابط دیپلماتیک میان مصر و آمریکا، دولت مصر اشرف عبداللطیف
1- این گزارش در سرویس مرجع مرکزی تهیه و در سازمان سیا و وزارت کشور تصحیح گردیده است. اظهار نظرها و سئوالات را می توان با گلن هوراک کد ٬143 داخلی 4172 در میان گذاشت.
غوربال را به سمت سفیر مصر در این کشور منصوب نمود. تا قبل از این انتصاب، از ماه ژانویه به بعد او به
عنوان مشاور مطبوعاتی پرزیدنت انورسادات خدمت می کرد. غوربال که یک کارمند با سابقه وزارت
امور خارجه است برای این کشور (آمریکا م) به هیچ وجه چهره غریبی نیست. او در هاروارد تحصیلات
عالیه را به پایان رسانید، با شروع کار در وزارت امور خارجه، او به عنوان نماینده دائمی از سوی مصر در
سازمان ملل به کار مشغول گردید، و بعدها به عنوان رئیس دفتر حفاظت منافع مصر در سفارت هند در
واشنگتن، او مهمترین دیپلمات مصر در آمریکا در سالهای 1972 1968 بود.
نظرات او درباره خط مشی آمریکا در خاورمیانه
غوربال معتقد است که آمریکا، در سالهای اخیر فرصتهای دیپلماتیک بسیاری را در خاورمیانه از
دست داده، لیکن وی امیدوار است که روابط بین آمریکا و مصر بهبود یابد. پس از جنگ اعراب و اسرائیل
در سال 1967، غوربال گفت که به نظر او آمریکا سیاست خود را در قبال خاورمیانه تغییر نخواهد داد، مگر
اینکه منافع نفتی خود را در خطر جدی ببیند. او در همین اواخر گفت که جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم
نفتی متعاقبه ضربه مهمی به آمریکا زد.
غوربال اصولاً نمی داند که در صورتی که مصر بخواهد در رابطه با مسائل و مشکلات خاورمیانه با
آمریکا درگیر شود، چه مشکلاتی خواهد داشت. خوش بینی او نیز از خوش برداشتی او از وزیر امور
خارجه هنری کیسینجر ناشی می شود.
درباره دکتر کیسینجر اینطور گفته است: «به نظر من او یک دوست است. در گذشته از او درباره
خاورمیانه مطالب منطقی بسیار شنیده ام که هیچ یک از دیگر اعضای وزارت خارجه نتوانسته بودند
اینچنین نظریاتی را ابراز دارند.»
در یک مصاحبه اخیر از غوربال پرسیده شد که وظایف او به عنوان سفیر در آمریکا چه خواهد بود.
وی در جواب گفت: «من همه توان خود را در متقاعد ساختن کنگره، مطبوعات و سرمایه گذاران به کار
خواهم گرفت تا تلاشهای خود را برای رسیدن به صلحی عادلانه در منطقه به دو برابر افزایش دهند.»
انتصاب قبلی او در واشنگتن
در یک گفتگوی اختصاصی در سال 1969 غوربال گفت که به علت آگاهیش در مورد آمریکا و به
علت سوابق شخصیش وی را به سمت مهمترین دیپلمات مصری در آمریکا در سالهای بحرانی قطع روابط
برگزیده اند. زمانی که روابط در حال قطع شدن بود، او در حال آماده شدن برای سمت ریاست سفارت مصر
در واشنگتن بود و در آن زمان به همراه معاون رئیس جمهور، زکریا محی الدین درست یک روز قبل از
آغاز جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 به واشنگتن جهت انجام مذاکرات سفر کرد. پس از قطع روابط
با آمریکا اعلام کرد که حاضر است یک دیپلمات مصر در سطح وزیر را به عنوان ریاست دفتر حفاظت
منافع مصر بپذیرد و پذیرشی برای تصدی غوربال در این سمت صادر نمود.
یکی از آمریکاییهایی که او را در آن زمان می شناخت درباره او می گوید که او شخصی است که اصرار
دارد عقاید خود را در قالب سیاستهای رسمی مصر ابراز نماید. به عنوان یک وزیر، غوربال نتوانست با
مقامات کاخ سفید و وزارت امورخارجه و رئیس جمهور تماس حاصل نماید. (روابط بین قاهره و آمریکا
از طریق دفتر حفاظت منافع آمریکا در قاهره اداره می شد تا دفتر حفاظت منافع مصر در واشنگتن).
او که دریافته بود که حتی دولت خود، او را در مذاکرات حساس پیرامون مسائل خاورمیانه منزوی
ساخته است، بر آن شد تا با جلب اعتماد افراد متنفذ در دیگر سطوح واشنگتن به مقابله با این عمل
برخاسته و خود را از انزوا بیرون کشد. او با تلاش بسیار درجستجوی افرادی بود که از او و عقایدش
استقبال می کردند، تا بدین وسیله بتواند قاهره را تحت تأثیر کافی قرار دهد. او با مقامات میان رتبه وزارت
امور خارجه، اعضای کنگره و کارمندان کنگره و حتی مدیران شرکت نفت آمریکا به این منظور که از نفوذ
آنان در دولت بهره برد تماس حاصل می نمود. او از نظر ایراد سخنرانیها نیز بسیار فعال بود و یکی از
دیپلماتهای فعال عربی در این زمینه به شمار می آمد.
غوربال خیلی سعی داشت بداند که چه کسی به مصر سفر می کند. نمایندگان کنگره و مدیران بازرگانی
از برنامه های آشناسازی که او برایشان در قاهره ترتیب می داد بسیار راضی بودند. او مخصوصا در مورد
مسافرت شخصیتهای مهم کنجکاوی به خرج می داد، و سعی می کرد همزمان با آنها در قاهره باشد وبر
وظایف آنها نظارت داشته باشد. در زمان اقامتش در واشنگتن، غوربال مکرر به سفارت روسیه می رفت تا
طرف تماسهایی در آنجا بیابد و از آنها به عنوان منبع اطلاعات دیپلماتیک بهره برداری نماید.
انتصاب دوباره در قاهره
در طول مدتی که ریاست دفتر حفاظت منافع مصر را به عهده داشت، غوربال توانسته بود اعتماد
محمود ریاض وزیر امورخارجه را نسبت به خود جلب نماید. لیکن چون ریاض با طرح مصر مبنی بر یک
موافقت میان دوره ای که باعث بازشدن کانال سوئز بشود مخالف بود، سادات بر او خشم گرفت. ریاض در
ژانویه 1972 از سمت وزارت امور خارجه برکنار شد و در نتیجه غوربال نیز به عنوان یکی از حامیان او در
بهار سال 1972 از واشنگتن فراخوانده شد.
لیکن، غوربال با سربلندگی به قاهره بازگشت. قبل از عزیمت از واشنگتن او به درجه سفارت ارتقاء
پیدا کرد. پس از آن به عنوان دستیار حافظ اسماعیل مشاور رئیس جمهور در امنیت ملی انتخاب و نصوب
گردید. این انتصاب نیز همانند انتصاب قبلی او در آمریکا به خاطر آگاهی او از مسائل آمریکا بود.
مشاور ریاست جمهوری
ظاهرا غوربال وظایف خود را به عنوان دستیار اسماعیل به خوبی انجام داده بود. چون بعدها او به
سمت مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در 17 فوریه 1973 منصوب گردید. این طور به نظر می رسد که
سادات این موقعیت را برای غوربال در دفتر به وجود آورد تا از او به عنوان مشاور خود در رابطه با مسائل
آمریکا استفاده کند. در همین رابطه بود که غوربال در سپتامبر 1973 به همراه سادات در کنفرانس
غیرمتعهدها در الجزیره شرکت نمود. او به عضویت کمیته عالی جنگ که قبل از جنگ 1973 اعراب و
اسرائیل توسط سادات به وجود آمده بود، درآمد.
اکثر روزنامه نگاران خارجی، به خصوص روزنامه نگاران غیر عربی، نحوه عملکرد غوربال را به
عنوان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ستوده اند. گزارش اخبار معمولاً به طرز واقع بینانه انجام می گرفت
و بیاناتی که در رابطه با جنگ می شد معمولاً در حد توجیه اهداف جنگی مصر بود. از این نظر
روزنامه نگاران برای غوربال احترام بسیار قائل هستند.
زندگی و حرفه های اولیه
اشرف عبداللطیف در 22 ماه مه 1925 در اسکندریه مصر در خانواده ای از طبقه بالا لیکن
متوسط الحال از نظر معیشت به دنیا آمد. او فرزند معاون وزیر پیشین دادگستری عبداللطیف غوربال بود.
مشهورترین فرد خانواده اش شفیق غوربال مورخ بود. اشرف غوربال در رشته علوم سیاسی در دانشگاه
فؤاد اول (دانشگاه قاهره) به مطالعه پرداخت و در سال 1945 فارغ التحصیل گردید. اسماعیل فهمی (وزیر
امور خارجه در سال 1973) و محمد ریاض (مشاور رئیس اتحادیه عرب) دو تن از همکلاسیهای او
بودند. هر سه آنها مدتی بعد از پایان تحصیل به وزارت امور خارجه پیوستند و آنها را در وزارت امور
خارجه به عنوان «مثلث» می شناختند.
این وزارتخانه در سال 1946 غوربال را برای ادامه تحصیلات به آمریکا فرستاد. او به وسیله کشتی
کورنلیاس گیلیان که یک کشتی آزادیبخش مملو از سربازان آمریکایی مراجعت کننده از جنگ بود به
آمریکا سفر کرد. در طول سفرش با قاسان طوینی یکی از دانشجویان لبنانی که عازم دانشگاه هاروارد بود
آشنا شد (طوینی در حال حاضر معاون نخست وزیر و وزیر اطلاعات و آموزش و نیز سردبیر و ناشر
روزنامه بیروتی النهار می باشد). این دو پس از سه و نیم سال که در هاروارد با یکدیگر گذراندند، همچنان
با یکدیگر دوست و صمیمی هستند.
غوربال در ادامه تحصیل در هاروارد تقریبا مردود شد و در ترم اول به صورت مشروط مجبور به ادامه
تحصیل گردید و بعدها او مشکلاتش را به غربت و دوری از وطن نسبت داد. پس از اینکه دید در حال
اخراج از دانشگاه هاروارد است با جدیت بیشتر به درس خواندن پرداخت و در سال 1948 و 1949 فوق
لیسانس و دکترای خود را در علوم سیاسی گرفت. عنوان تز دکترای او چگونگی ایجاد امنیت در منطقه
بود.
در سپتامبر 1949 او به عنوان وابسته به وزارت امور خارجه بازگشت. در فوریه 1950 در نمایندگی
سازمان ملل (با دریافت کمک هزینه) به کار مشغول شد. در سال 1951 به عنوان دبیر سوم به قاهره
بازگشت و در ماه مه همان سال به عنوان عضو انجمن شهر از آمریکا بازدید به عمل آورد. از آن زمان به
بعد، غوربال به عنوان معاون مدیریت سازمانهای بین المللی، بخش قراردادها و کنگره ها در وزارت امور
خارجه عمل می کرد. تا سال 1952 به عنوان دبیر سوم در نمایندگی مصر در سازمان ملل به کار مشغول
بود تا اینکه در سال 1954 به عنوان سفیر به پاریس فرستاده شد.
در ژانویه 1956 به عنوان دبیر سوم به لندن رفت و یک ماه بعد غوربال به سمت دبیر اولی ارتقاء یافت.
در ژوئیه 1957 به نمایندگی مصر در دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو فرستاده شد، در حالی که در آن
سمت بود به عنوان عضو کمیته فرعی جمهوری متحد عربی انجام وظیفه می نمود و مذاکرات اقتصادی با
فرانسه در سال 1958 را انجام داد. در آخرین سال اقامتش در ژنو در سال 1960 به سمت کنسول
نمایندگی در ژنو رسید.
پس از بازگشت به قاهره، غوربال مدت کوتاهی به عنوان معاون مدیریت دپارتمان کنفرانسها و
سازمانهای بین المللی وزارت امور خارجه انجام وظیفه نمود. در سال 1960 در اولین کنفرانس غیر
متعهدها در بلگراد شرکت نمود. پس از آن از سال 1960 تا سال 1962 به عنوان معاون مدیریت دپارتمان
امور آسیایی خدمت کرد. در 1963 به عنوان کنسول نمایندگی مصر در سازمان ملل به نیویورک رفت. در
سال 1963 با وجود اینکه کنسول نمایندگی مصر در اتاوا شده بود، لیکن تا سال 1964 نتوانست درآنجا به
کار مشغول شود. پس از بازگشت به قاهره در اوائل 1965 پست ریاست کابینه در دفتر معاونت وزارت
امور خارجه را عهده دار گردید. در بین سالهای 67 1966 او مدیر دپارتمان نظارت و هماهنگی در
وزارت امور خارجه گردید، و در آن مقام مشغول به کار بود تا اینکه در ژانویه سال 1968 به سمت ریاست
دفتر حفاظت منافع مصر در واشنگتن منصوب گردید.
انتصابهای او در سازمان ملل
غوربال بر تجربیات حاصله از خدمتش در سازمان ملل ارج بسیار می نهد. در سالهای خدمتش بین
1952 و 1954 در سازمان ملل او به عنوان عضو کمیته حقوق بشر کنسول اجتماعی اقتصادی سازمان
ملل نیز به کار مشغول بود. در آوریل 1955 در یازدهمین اجلاس این کمیته در ژنو شرکت جست. یکی از
اعضاء سازمان ملل از غوربال به عنوان یک فرد مطلع، توانا، و صمیمی و همکار یاد می کند. در ژوئیه
1959 و آوریل 1963 غوربال به عنوان ناظر در اجلاس 28 و 35 کمیته حقوق بشر کنسول اجتماعی
اقتصادی سازمان ملل فعالیت نمود. در آوریل 1963 او در پانزدهمین اجلاس کمیسیون اجتماعی
سازمان ملل شرکت جست و کارهای سازنده او در اجلاس ژوئن 1963 کمیته مساعدت فنی، ستایش
بسیاری از نمایندگان سازمان ملل را برایش ارمغان آورد. در سپتامبر همان سال غوربال به عنوان معاون
ریاست کمیته حقوق بشر کنسول اجتماعی اقتصادی برگزیده شد.
غوربال در بسیاری از اجلاسهای مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان نماینده حضور داشت. او در
هنگام وضع قانون دوم کنفرانس دریاها در سال 1960 نیز حضور داشت.
سوابق شخصی
سفیر منصوب کنونی مصر در آمریکا فردی شناخته شده و بسیار خونگرم است. او به طرز بسیار
محافظه کارانه ای لباس می پوشید. او به زبان انگلیسی و فرانسه مسلط است و در بین آمریکاییها احساس
غربت نمی کند. او خیلی علاقه دارد راجع به اسکندریه در مصر به خصوص راجع به باغی که در نزدیکی
آنجا دارد صحبت کند. اخیرا گفته است که یک باغ هلو در دلتای نیل خریداری کرده است. سخن گفتن
خارج از موضوع با غوربال ممکن نیست و او هر چه را که بشنود کاملاً به قاهره مخابره می کند.
با وجود اینکه مسلمان است، غوربال مشروب نیز می نوشد، او سیگار نمی کشد مگر اینکه گاهی بعد از
شام یک سیگار نیز مصرف کند. او را خیلی وقت شناس در ملاقاتها دانسته و اکثر کارهایش را در اوائل
روز انجام می دهد.
غوربال شناگر بسیار ماهریست و از راهپیمایی و حمامهای سونا بسیار لذت می برد. آخرین باری که
به واشنگتن آمده بود تقریبا هر روز خانواده اش را به یک کلوپ شنا می برد. او سعی کرد در زمان عهده دار
بودن وظیفه کنسولی نقاشی را نیز بیاموزد، لیکن فشار کاری باعث شد که نتواند این مشغولیات را فرا گیرد.