کشورهای حوزه خلیج به احتمال بسیار مؤثر واقع نخواهد شد. از طرف دیگر، در مورد این سؤال که آیا ما
نیز در بازار خرید ارزان به آخر خط رسیده ایم با شما موافقم نه با آژانس ملی انرژی. به نظر ما پس از ارائه
براهین مستدل در بخش اول رساله تان، استفاده از کلماتی چون «به طور قطع» در صفحه 29، و «به
احتمالی» در همان صفحه و صفحه 30 نشانگر رعایت کافی احتیاط در انجام پیش بینی هاست که مورد
موافقت ما نیز می باشد.
در مورد تأثیر موافقت نامه تهران، ما نیز با آژانس ملی انرژی هم عقیده هستیم که در پارگراف آغازین
موافقت نامه، رعایت تمام جنبه های قرارداد امتیازی موجود برای 5 سال آینده مورد نظر نبوده، ولی به
تعریف و محدودسازی تأثیرات اصلاحی بر این قراردادهای موافقت نامه تهران بدون ممانعت از بروز
تغییرات آتی بر مسائلی بجز آنچه که در موافقت نامه مذکور منعکس گردیده مانند توافقهای مالی و میزان
برداشت دولتی، پرداخته شده است. توضیحات نمایندگان کمپانی در فوریه گذشته و نیز استدلال حقوقی
خود شرکت که سهیم شدن یا مشارکت را مغایر با ممنوعیت خاص مندرج در بند مربوط به تجدید نظر
توافقهای مالی قرارداد تهران می داند، موجب افزایش میزان اطمینانمان نسبت به این نکته شده است.
بنابراین در همین رابطه ما ترجیح می دهیم که در مورد نحوه و چگونگی حمایت دولت آمریکا از کمپانیها،
راه را بر خود باز نگاهداریم، زیرا تقاضای دولت تولیدکننده برای سهیم شدن در روند تولید می تواند به
صورتی ابراز شود که خود مغایر با توافقهای مالی باشد و یا نباشد و یا اینکه منجر به افزایش میزان برداشت
دولت بشود.
در بررسی مستقیم نوشتار شما، از آخرین سطر صفحه 21 و مفهوم آن مبنی بر اینکه در تقاضای اوپک
برای مشارکت در روند تولید هیچ سخنی از امکانات جبران سازی به میان نیامده سر در نمی آوریم. بحث
بیشتر شما در این مورد در صفحات 32 و 33 چنین می نمایاند که منظور شما این است که پیشنهاد اوپک
یعنی جبران در حد ارزش دفتری، خنده دار است و یا اینکه روش پرداخت پیشنهادی هیچ گونه اقدام
جبران کننده واقعی را برای این شرکتها به دنبال نخواهد داشت. در این صورت بهتر است این مطلب را در
تجزیه و تحلیل خود از مشارکت و جبران سازی، صریحا بیان نموده و این تجزیه و تحلیل کامل را در پایین
صفحه 21 بگنجانید. گذشته از این موضوع، گمان نمی کنیم که طبق گفته شما در صفحه 33، ارائه مطالب
توسط اوپک در مورد ارزش سرمایه های آمریکایی در خارج از کشور که به نقل از وزارت بازرگانی بیان
شده، کمپانیها را در وضع ناهنجار قرار دهد. اگر موضوع تقاضای مشارکت در روند تولید در خلیج به
کرسی نشانده شود، به طور قطع کمپانیها خواستار تجدید نظر و مرور بر تمام آمار و سوابق مربوطه خواهند
شد که این مرور و بررسی مشابه آن چیزی است که در تعیین مجدد ارزش ارزی در مذاکرات وین جریان
دارد.
در رابطه با پاراگراف دوم صفحات 36 و 37 شما باید بگویم که ایران با استفاده از منابع مالی خویش
می تواند تخصص مورد نیاز جهت دستیابی به برنامه های اکتشاف و توسعه به جای کمپانیهای نفتی را آغاز
کند و در این راه با هیچ مشکلی مواجه نخواهد شد. به جز متخصصین ابزارآلات نفتی، اکثر
کارکنان دستگاههای حفاری مشغول کار در ایران اکنون صد درصد ایرانی هستند، بنابراین در صورت
خروج کمپانیها، ما دلیلی نمی بینیم که سدکو، ریدینگ اندبیتس و دیگران (شرکتهای حفاری م) از کار
برای ایران خودداری کنند. با اشاره به پاراگراف الف شما در صفحه 56، باید بگویم که به نظر ما دولت ایران
هیچ اقدامی در مورد کنسرسیوم به عمل نخواهد آورد تا مفاد اصلی قرارداد 1964 در سال 1979 اختتام
پیدا کند، البته اگر کنسرسیوم به تقاضای دولت ایران یعنی گسترش ظرفیت طی چند سال آینده
عکس العمل مساعد نشان دهد، این موضوع بیشتر به واقعیت نزدیک خواهد بود، همچنان که در حال
حاضر تمایل خویش را برای آغاز مذاکره پیرامون نحوه طرح مشارکت در سال 1979 و پس از آن نشان
داده است.
اظهارنظرهای ما را همینها تشکیل می دهد، ولی به هیچ وجه مانع از موافقت قبلی و پشتیبانی ما از تز
اساسی شما که در نوشتار به خوبی مطرح شده، نمی شود. ما با عقیده شما در این مورد که صنعت بین المللی
نفت در راهی گام بر می دارد که نهایت آن کنترل ملی روند تولید و توسعه است، موافقیم، مشارکت و
سرمایه گذاری مشترک و انعقاد قراردادهای خدماتی نیز قدمهایی در جهت نیل به همین هدف می باشند.
مهمترین برگ برنده موجود در اختیار کمپانیها این است که تضمین شود که پس از تکمیل این روند، تجارت
بین المللی پر منفعتی مانند پالایش و مهارتهای بازاریابی و توان آنها در جذب سرمایه، طبق گفته شما باز
هم در انحصار آنها باقی بماند. وظیفه اساسی ما در دولت این است که اطمینان حاصل کنیم که کمپانیها به
ماهیت رویدادها پی برده و آنها را با آغوش باز پذیرا شوند. نوشتار و ابتکار شما که بخشی از آن است، در
نیل به این اهتمام تفاهم بسیار مؤثر واقع خواهد شد.
با آرزوهای صمیمانه
ارادتمند
ویلیام. دبلیو، لهفلد
مشاور سفارت در امور اقتصادی
توضیح اختصارات آمده در متن کتاب:
شرکت نفت دولتی فرانسه-CFP
جامعه اقتصادی اروپا-EEC
آژانس ملی سوخت ایتالیا-ENI
شرکت فرانسوی توسعه و تحقیقات نفتی-ERAP
سازمان بین المللی ارتباطات ماهواره ای-INTELSAT
ماگنتو هیدرو دینامیک-MHD
سیاست اقتصادی نیکسون (احتمالاً)-N.E.P
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی-OECD
کتاب پنجاه و هشتم
بازار نفت تا پایان سال 1985
بازار نفت تا
پایان سال 1985
مقدمه
مقدمه
هدف از انتشار این اسناد که دومین کتاب از مجموعه اسناد لانه جاسوسی در زمینه نفت می باشد،
معرفی و افشای یکی از ابعاد ناشناخته و در عین حال بسیار مهم از فعالیتهای گسترده سازمان جاسوسی
سیا است. تاکنون اسناد منتشره هرکدام گواهی بر عملکرد مذموم سیا در بعد براندازی و تعقیب دیگر
اهداف سیاسی هیئت حاکمه آمریکا بوده است. این اعمال باتوجه به آنچه که در مورد این سازمان در
اذهان وجود داشته و دارد، حکم مصادیق عملکرد سیا را پیدا نموده و طبیعی و شاید بدیهی به نظر می رسد،
لیکن جاسوسی پیرامون مسائل اقتصادی آن هم در یک سطح وسیع و گسترده درنظر اول در چهارچوب
فعالیت سیا قرار نمی گیرد.
آن گونه که اسناد به دست آمده در لانه جاسوسی نشان می دهد، دقیقا به موازات فعالیتهای
وزارتخانه های انرژی، بازرگانی، کشور خارجه و نهادهای خصوصی نظیر شرکتهای نفتی و بانکهای مهم
آمریکا، سیا نیز با به کارگیری ابزارهای پنهان و آشکار به عنوان مکمل آنها و چشم بینای دولت آمریکا در
جایی که نیاز به اطلاعات غیرقابل دسترسی جهت تصمیم گیری است، عمل می کند.
ابعاد جاسوسی اقتصادی سیا از لحاظ موضوعی طیف وسیعی را در برمی گیرد، لیکن به طور مشخص
در رابطه با نفت و انرژی، سرمایه گذاری عمده و مشهودی صورت گرفته که این وجه را کاملاً متمایز
می سازد. این نکته در واقع تأکیدی است بر اهمیت نقشی که منابع نفت و انرژی در برنامه ریزی کلی
سیاستگذاران آمریکایی دارا می باشد و اینکه کنترل بازار نفت در اختیار کسی است که اطلاعات بیشتر و
صدالبته نفوذ بیشتری در سطوح مختلف تصمیم گیری در کشورهای صاحب نفت داشته باشد.
کار اگر به همین جا خاتمه می یافت و در حد جمع آوری اطلاعات باقی می ماند، شاید به عنوان نیاز
طبیعی هر حکومتی برای اتخاذ تصمیم صحیح و مناسب تلقی می گردید، لیکن سیا پس از اطلاع از
جزئی ترین مسائل انرژی کشورهای جهان سوم متناسب با برنامه ها و اهداف حاکمیت آمریکا شروع به
اعمال نفوذ در رده های مختلف تصمیم گیری آن کشورها می کند و روشن است که نتیجه کار افزایش
سرمایه های آمریکایی و در طرف مقابل کاهش ذخایر حیاتی صاحبان منابع انرژی و افزایش فقر
آنهاست. البته در این بین واسطه های غارت که باید به عنوان امین مردم محروم صاحب منابع نفتی عمل
کنند خود و اعوان و انصارشان به نوایی می رسند.
بدیهی است اساس طرحهای اقتصادی سیاسی که در کشورهای صاحب انرژی به اجرا در می آید
متأثر از روندی است که برای جریان استخراج و تولید و قیمت گذاری و توزیع انرژی در جهان درنظر گرفته
شده است. از سوی دیگر در اختیار داشتن نفت برای ماشین عظیم صنعت غرب امری حیاتی است.
مجموعه این شرایط نشان می دهد، که اهمیت بقاء یا فنای حکومتهای دست نشانده برای غارتگران غربی
در گرو مسئله نفت است و سرمایه گذاریهای سیا در این راستا قابل توجیه می باشد.
اگر بخواهیم اسناد به دست آمده در سفارت آمریکا در تهران را که پوشش فعالیتهای جاسوسی سیا را
نیز تأمین می کرده تیتربندی کنیم به غیر از اسنادی که جنبه عام داشته و مسئله نفت و انرژی را در سطح
جهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. تنها در رابطه با کشورمان عناوین زیر قابل توجه می باشد:
شناخت منابع نفتی در سطح کشور و میزان ذخیره آنها
شناخت نحوه استخراج نفت در نقاط مختلف و نیازمندیهای مربوطه
تواناییهای فنی موجود به لحاظ کیفیت نیروی انسانی و تجهیزات
وضعیت پالایشگاهها با جزئیات کامل
میزان تولید و استخراج از حوزه های مختلف به صورت روزمره
میزان فروش و بهای فروش به صورت روزانه
توانایی برای صدور به لحاظ فنی و اطلاع دقیق از ترمینالهای بارگیری و صدور
چارت سازمانی تشکیلات صنعت نفت و شناخت عناصر با نفوذ در رده های مختلف
وضعیت رفاهی و صنفی طبقات مختلف شاغل در صنعت نفت
گرایشهای سیاسی و مسائل کارگری در صنعت نفت و..
اسنادی که تاکنون در رابطه با چند کشور نفت خیز منتشر شده، حاکی از عملکرد مشابه دستگاه
جاسوسی آمریکا در این کشورهاست.
سندی که در این کتاب چاپ شده است یکی از تحلیلهای سیا می باشد که اختصاص به درونمای هفت
ساله بازار جهانی نفت داشته، در نهایت قصد آن دارد که تقاضای جهانی برای نفت اوپک و میزان وابستگی
به این سازمان را برآورد نماید. دوره زمانی که این تحلیل آن را مورد مطالعه قرار می دهد بین سالهای
1978 و 1985 قرار دارد به طور خلاصه مراحل این مطالعه را به ترتیب زیر می توان برشمرد:
برآورد میزان عرضه نفت اوپک تا پایان سال 1985 از طریق بررسی وضعیت تولیدی کشورهای مهم
عضو سازمان.
تشکیل چند سناریو از تقاضای کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای نفت
اوپک و کمبود انرژی این کشورها.
برآورد تقاضای نفت کشورهای رو به رشد، کشورهای کمونیستی و بقیه نقاط جهان.
مقایسه سناریوهای مختلف عرضه و تقاضا.
از آنجا که نتایج گرفته شده در این مطالعه، ذاتا از نوع پیش بینی می باشند، حتی درصورت طی شدن
روندهای درنظر گرفته شده در آن نیز، نمی باید انتظار دقت چندانی را در آنها داشت و به مقایسه ارقام و
آمار مستند در دوره های مختلف با آنچه در این رساله پیش بینی شده است پرداخت. علی الخصوص که
جریانات و اتفاقات غیرمنتظره چندانی سیر و گذر روندهای نفتی و اقتصادی را تغییرات اساسی بخشیده و
مسیر آنها را به کلی عوض نموده است.
یکی از این اتفاقات که تنها شش ماه پس از انتشار این تحلیل به وقوع پیوسته است، ولی در این نوشتار
کوچکترین احتمالی برای تأثیر آن در نتیجه ها در نظر گرفته نشده است، رشد و پای گیری انقلاب اسلامی
در ایران است. این انقلاب اثرات عمیقی بر کلیه روندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گذاشت و بسیاری
از معادلات جهانی را تغییر داد. در این تحلیل می بینیم که اقتصاددانان سیا در نظر دارند با تشکیل
سناریوهایی برای عرضه و تولید نفت اوپک، عرضه و تقاضای جهانی نفت را با یکدیگر هماهنگ نموده و
از این طریق مانع افزایشهای ناگهانی در قیمتهای نفت که به گمان آنها اثرات تخریبی بر اقتصاد غرب
می گذارد، شده و بالنتیجه رشد قیمتها را با رشد اقتصادی متناسب نمایند. پس بسیار قابل تأمل است وقتی
دریابیم در نتیجه شوک نفتی که وقوع انقلاب اسلامی به بازار نفت وارد کرد، قیمت نفت در ظرف کمتر از دو
سال از بشکه ای 13 دلار به 38 دلار رسید و یک مسیر رشد سیصد درصدی را طی نمود.
از طرفی وقوع این اتفاق و در نتیجه انجام اقدامات بسیاری از سوی مصرف کنندگان عمده نفت در
جهت کاهش وابستگی به نفت اوپک از جمله صرفه جوییهای بسیار و از سوی دیگر افزایش تولید
کشورهای غیراوپک، باعث شد تقاضا در سال 1985 برای نفت اوپک بین 16 الی 18 میلیون بشکه در
روز باشد در حالی که در این تحلیل برای آن رقمی بین 33 الی 40 میلیون بشکه در روز درنظر گرفته شده
است.
بحث مفصل و تحلیلی پیرامون سیر این روندهای در حوصله این کلام نیست. این دو مثال نیز برای آن
زده شد تا خواننده در حین مطالعه مطالب در ذهن خود آمار و ارقام پیش بینی شده برای دوره های زمانی
متفاوت را با آنچه در واقع وجود داشته است، مقایسه ننماید. بلکه آنچه که باید مورد امعان نظر قرار گیرد،
روش کار، طریقه تنظیم و ارائه اطلاعات، میزان بهادادن به پارامترهای مختلف و در حالت کلی متدولوژی
حاکم بر این تحلیل است.
امیدوارم خوانندگان محترم لغزشهای موجود در ترجمه و تنظیم سند را باتوجه به حجم کار بر ما
ببخشند و از راهنماییها و ارشادات خود ما را بی نصیب نگذارند. خواهشمند است پیشنهادات خود را برای
استفاده در چاپهای بعدی، به آدرس مرکز نشر اسناد لانها جاسوسی ارسال نمایند.
من ا... التوفیق وعلیه التکلان
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
پاییز 65
توضیح:
برای استفاده از جداول و اشکالی که در ترجمه سند به آنها اشاره شده است به متن انگلیسی کتاب
(58)، در C.D ضمیمه کتاب مراجعه شود. به لحاظ اینکه جداول و نمودارها عمدتاً شامل اعداد بوده اند، از
ترجمه آنها خودداری شده است.
فهرست
خلاصه
پیشگفتار
1 عرضه نفت اوپک تا پایان سال 1985
عربستان سعودی
ایران
عراق
ونزوئلا
نیجریه
کویت
ابوظبی
اندونزی
الجزیره
لیبی
دیگران
2 سناریوهای تولید اوپک
3 تقاضای کشورهای سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای نفت اوپک
نگرشی بر تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی
تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی در سالهای آینده
عرضه انرژی توسط سازمان همکاری و عمران اقتصادی
تقاضای واردات خالص نفتی سازمان همکاری و عمران اقتصادی
4 تقاضای کشورهای غیرکمونیستی خارج از کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای
نفت اوپک
تقاضای خالص واردات نفتی کشورهای در حال توسعه غیراوپک
5 کشورهای کمونیست در بازار نفت
مشکل نفتی شوروی
فقر انرژی در اروپای شرقی
دیگر کشورهای کمونیستی
تداوم صادرات چین
موازنه تجارت نفتی کمونیستی
6 تقاضای جهانی برای نفت اوپک تا پایان سال 1985
موازنه عرضه و تقاضای نفتی: تأثیرات
ضدفشارها
تأثیر افزایش احتمالی قیمت