1961 (1340) تاکنون، «سپهبد عزیزاللّه کمال» قرار داشته است. پیش از او «سپهبد حاج علی کیا» ریاست
«2 J» را بر عهده داشت، اما چون پیش از آنچه باید صاحب قدرت شده بود توسط شاه برکنار گرید.
(کسب قدرت بیش از حد در ایران از جمله علل متداول انفصال اشخاص از خدمت به شمار می رود)
کارایی فنی «سپهبد کمال» چندان چشمگیر نیست، اما همه در این باره اتفاق نظر دارند که وی روباه پیر
حیله گری است که می داند چگونه، تحت هر شرایطی، خود را مسلط بر امور جلوه دهد. همچنین به نظر
می رسد آمریکاییانی که با «2 J» ارتباط رسمی دارند، اکثرا بر این عقیده اند که اقدامات ایمنی و آگاهی
امنیتی در «2 J» (و لذا در نیروهای مسلح)، طی سال گذشته و به ویژه در طول شش ماه اخیر، فوق العاده
بهبود یافته است. این امر ناشی از علل فراوانی است که «امکان دریافت تسلیحات حساسی نظیر
«HAWK» و «BULLPUP» توسط ایران، و «تمایل شاه به بهبود عملیات امنیتی» و «تأثیر روانی بازدید
گروه» USMICC» که با علل دوگانه مسبوق الذکر مرتبط می باشد از جمله مهمترین آنها به شمار
می رود.
«هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران» برای اصلاح شئون اطلاعاتی و امنیتی با «2 J» همکاری
نزدیکی داشته است. در این رابطه، «سرگرد رابرت هند» از نیروی زمینی ایالات متحده، شایسته قدردانی
ویژه است چرا که همکاری مؤثر او با «2 J» در اصلاح بهبود خط مشی ها و ارتقای هوشیاری امنیتی این
بخش نقش عمده ای داشته است.
بخش «2 G» از ستاد ارتش
4 بخش «2 G» از ستاد ارتش
«2 G» در حال حاضر تنها از یک نقش فرعی در امور امنیتی برخوردار بوده، لذا مورد توجه خاص
گروه قرار نگرفته است وظیفه اصلی این بخش گردآوری و تنظیم اطلاعات رزمی است.
گروه ضد اطلاعات (CIC)
5 گروه ضد اطلاعات (CIC)
اکثر ناظرانی که گروه با ایشان گفتگو و مذاکره نمود معتقد بودند که «CIC» نخبه و برگزیده سازمانهای
امنیتی و اطلاعاتی در ایران است. مشاهدات گروه نیز مؤید این واقعیت بود. «CIC»تشکیلات نسبتا
کوچکی است (که هنگام بازید گروه دارای 611 عضو بود)، اما از قابلیت تحرک، نظم و کارایی بالایی
بهره مند می باشد در گذشته «CIC» بخشی از «2 G» به شمار می آمد، اما اکنون تحت نظارت «2 J»
فعالیت می کند و رئیس «CIC» قائم مقام «2 J» نیز هست، در عین حال، چنین به نظر می رسد که «CIC»
عملاً از استقلال قابل ملاحظه ای برخوردار است. تأمین و تضمین وفاداری نیروهای مسلح مهمترین
مسئولیت «CIC» است. «CIC» پاکسازی و تصفیه پرسنل نظامی را عهده دار بوده، فعالیتهای اطلاعاتی
بیگانه در ارتباط با تأسیسات نظامی ایران را تحت نظر دارد. رسیدگی به فعالیت نیروهای مخالف رژیم و
نیز ایمنی فیزیکی (محیطی) و امنیت اسناد و مدارک موجود در نیروهای مسلح بر عهده «CIC» است. از
جمله اختیارات «CIC» حق بازداشت پرسنل ارتش و افراد عادی (در صورتی که به طور ضمنی با ایمنی
ارتش مرتبط باشد) را می توان برشمرد، در این گونه موارد، تنها شاه قادر است «CIC» را استیضاح نماید.
«سرتیپ اردشیر تاجبخش ریاست «CIC» را بر عهده دارد. وی در اکتبر 1963 (مهر 1342) رسما به این
سمت منصوب گردید، اما عملاً از سال 1958 (1337) به عنوان سرپرست این سازمان فعالیت داشته است.
عموما بر این عقیده اند که تاجبخش با کفایت ترین و فعالترین مقام ارشد اطلاعاتی ایرانی است.
بنا به گزارش «گروه مسائل کشوری» ( The Country Team) تجدیدنظر در تشکیلات «CIC» یعنی
تقسیم و تفکیک آن به عناصر و اجزایی که تحت فرماندهی جداگانه نیروی زمینی، دریایی و هوایی عمل
نمایند، تا حدودی مورد بحث بوده است. گروه «USMICC» متذکر گردید که تفکیک عملکرد «CIC» و
تبعیت آن از سرویسهای نظامی منفرد قابلیت و توانائی «CIC» برای محافظت از رژیم در برابر یک کودتای
نظامی را از این نهاد سلب می کند.
پلیس کشوری ایران
6 پلیس کشوری ایران
پلیس کشوری ایران مدتهاست که، به خصوص از طریق دفتر اطلاعات خود، با مسائل امنیتی ایران
معاصر تماس نزدیک داشته است. پلیس کشوری عمدتا حفظ نظم عمومی در شهرهایی که بیش از 5000
نفر سکنه دارند را بر عهده داشته، در حالی که دفتر اطلاعات منحصرا عهده دار مسئولیتی ضد اطلاعاتی
است. پلیس کشوری همگام با ساواک موظف است فعالیت بیگانگان را در شهرها و شهرستانها تحت نظر
داشته باشد. نیروی پلیس کشوری مجموعا بالغ بر حدود 24000 نفر است. این رقم افسران پلیس،
درجه داران، پلیس وظیفه و افراد شخصی (غیرنظامی) را در برمی گیرد. «سرلشکر محسن مبصر» از
دوستان نزدیک «سپهبد نصیری» (رئیس ساواک)، پس از وی به ریاست پلیس کشوری انتخاب شد و از
30 ژانویه 1965 (10 بهمن 1344) این سمت را بر عهده داشته است.
سرپرستی دفتر اطلاعات را «سرتیپ صمد صمدیان پور» عهده دار است. مهمترین وظایف این دفتر
عبارتند از: انجام تحقیقات پیرامون اشخاص و گروههایی که به فعالیتهای خرابکارانه پرداخته و با اینکه
مورد سوءظن قرار دارند و نیز نظارت بر بیگانگان مقیم ایران. پلیس کشوری بدین منظور در مؤسسات
دولتی، احزاب سیاسی (قانونی یا غیرقانونی)، اتحادیه های تجاری، گروههای مذهبی و در حقیقت در
تمامی ابعاد حیات اجتماعی ایرانیان راه یافته است. اطلاعات کسب شده توسط این عوامل نفوذی و دیگر
منابع، به طور منظم به دفتر اطلاعات ارجاع داده می شود که به نوبه خود این دفتر آن اطلاعات را ارزیابی و
طبقه بندی نموده و در دفتر «ثبت مرکزی» خود بایگانی می نمایند. در میان اقلام موجود در دفتر اخیر، بنا
به گفته «سرتیپ صمدیان پور» اثر انگشت یک پنجم جمعیت ایران وجود دارد. این دفتر (به استثنای موارد
جنایی) اطلاعات مربوط به یک میلیون و شش صد هزار نفر را گردآوری و ضبط نموده است. «سرتیپ
صمدیان پور» اظهار امیدواری نمود که این دفتر سرانجام اثر انگشت و اطلاعات مربوط به کلیه ساکنین
ایران را فراهم خواهد کرد. شرح حال تمامی اعضای احزاب سیاسی (اعم از قانونی ) از جمله اطلاعات
بایگانی شده در این دفتر است.
ژاندارمری شاهنشاهی ایران
7 ژاندارمری شاهنشاهی ایران
ژاندارمری در میان سازمانهای گوناگون امنیتی در ایران، به طور معمول کمترین امتیاز را به خود
اختصاص می دهد. «سرتیپ ملک (مالک ) که پیش از فرمانده فعلی ژاندارمری عهده دار این قسمت بود،
پس از «سرتیپ عزیزی» (که به جرم فساد برکنار گردید) به جانشینی وی انتخاب شد. گفته می شود که وی
95% از اوقات خود را به مبارزه با فساد اختصاص داده و تنها 5% درصد به وظایف روزمره ژاندارمری
می پردازد. این تشکیلات دارای نیرویی بالغ بر 36000 نفر است، اما از نظر تعداد افسران وضع وخیمی
دارد. چیزی بین 40 تا 60 درصد از ژاندارم وظیفه ها بی سواد هستند. سطح دستمزد بسیار پائین است.
بیش از 2000 پاسگاه ژاندارمری در سراسر ایران مستقر می باشند.
مهمترین وظایف ژاندارمری عبارتند از: (1) اعمال قوانین در شهرها و شهرستانهایی که زیر 5000 نفر
جمعیت دارند (یعنی 75 الی 80% کشور)، (2) مراقبت از مرزها ( در سال 1963، ژاندارمری حدود 5600
نگهبان مرزی را جذب نمود که این افراد تا آن زمان قسمتی از نیروی زمینی را تشکیل می دادند)، (3)
سربازگیری، (4) کنترل قاچاق، (5) تأمین پوشش اطلاعاتی در نواحی مرزی، (6) داوری احقاق حقوق و
میانجیگیری در مشاجرات میان روستاییان و اصلاحات ارضی، (7) اعلان فوری تجاوزات (مرزی) و
رویارویی مقدماتی با آن و (8) نظارت (همگام با ساواک) بر شهرها و شهرستانهای حوزه فعالیت خود.
آثار و علائم امیدوارکننده ای به چشم می خورند حاکی از آن که احتمالاً در کارایی ژاندارمری بهبود
حاصل خواهد شد. فرمانده جدید ژاندارمری، «سرلشگر اویسی» که از سپتامبر 1965 ( شهریور 1344)
به این قسمت برگزیده شده و پیش از آن فرماندهی نیروهای گارد مخصوص را عهده دار بود، به تعلیم و
سازماندهی مجدد ستادهای ژاندارمری علاقه زیادی ابراز داشته است، یک مقیاس جدید دستمزد، شبیه
آنچه در نیروی زمینی هست، تصویب گردیده، اما بودجه آن هنوز تأمین نشده است. ایالات متحده در پی
آن است که یک «مدرسه آموزش افسری» تأسیس نماید.
سرپرست هیئت مستشاری ایالات متحده در ژاندارمری (GENMISH) معتقد است که ژاندارمری،
علیرغم ضعف و سستی حاکم بر آن، تشکیلات مؤثری بوده و نقش مهمی در حفظ ثبات در مناطق
روستایی ایفا می کند. (مسئولیت مستشاری «GENMISH» در قبال ژاندارمری طبق قراردادی تأمین
گردیده است، طبق این قرارداد، تقبل و اعمال این مسئولیت از جانب دول دیگر ممنوع اعلام شده است. به
عقیده سرپرست (GENMISH»، مذاکرات مجدد پیرامون این قرارداد به هر دلیل به عنوان مثال به منظور
«GENMISH» را تابع « ARMISH» قرار دادن این امتیاز انحصاری را به مخاطره می افکند.»
اداره اطلاعات ویژه
اداره اطلاعات ویژه
هیچ گزارشی پیرامون تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی در ایران بدون ذکری از «اداره اطلاعات ویژه»
کامل نخواهد بود. این اداره واحد کوچکی است متشکل از 40 افسر و کارمند که توسط شاه در سال 1959
(1338)، در کاخ سلطنتی تأسیس شد. هدف از تأسیس این اداره آن است که شاه را به طور مستمر در
جریان تمامی تحولات مهم، که توسط اعضای جامعه اطلاعاتی و دیگر منابع گزارش می شود، قرار دهد،
این اداره اختیارات و توانایی آن را دارد که تحقیقات و پژوهشهای ویژه ای را به انجام رساند. سرپرست این
اداره، «سرلشگر حسین فردوست»، یک مقام اطلاعاتی حرفه ای است. وی از سال 1962 (1341) نایب
رئیس ساواک بوده است و به کفایت و وفاداری کامل نسبت به شاه شهرت دارد.
روابط و هماهنگی درون سازمانی
ه : روابط و هماهنگی درون سازمانی
اگر چه ارائه شواهد عینی فراوان برای اثبات این مدعا دشوار می باشد، اما چنین به نظر می رسد که
روابط و هماهنگی درون سازمانی در مقایسه با زمان تهیه گزارش قبلی بهبود نسبی یافته است و هر چند
هنوز با استانداردهای ایده ال آمریکایی فاصله دارد، شاید برای مقاصد در ایران کفایت کرده و
رضایتبخش باشد. از آنجایی که رؤسای ساواک «2 J»، پلیس کشوری و ژاندارمری، همگی گزارش کار
خود را مستقیما به شاه ارائه می دهند، ظاهرا میزانی از هماهنگی تا آن حد که شاه مطلوب و مقتضی بداند
ضرورتا بایستی توسط وی اعمال گردد. از سوی دیگر، هماهنگی و کنترل غیر رسمی از طرف شخص
«سرلشکر فردوست» صورت می پذیرد که به عنوان دوست نزدیک شاه، نایب رئیس ساواک و نیز در مقام
فردی که مسئول انتقال مستمر تحولات امنیتی و اطلاعاتی به شاه می باشد، الزاما می بایست برخی وظایف
هماهنگ کننده را نیز عهده دار گشته و انجام دهد، یک رابطه نزدیک و غیررسمی دیگر نیز (میان تشکیلات
مختلف امنیتی) موجودیت خود را مرهون این واقعیت است که دوست نزدیک رئیس ساواک پس از او به
ریاست پلیس کشوری منصوب گشته است (مقصود «سرلشکر مبصر» است مترجم). بدیهی است هیچ
یک از افراد مذکور، بدون کسب اعتماد شاه، پستهای کنونی را اشغال نمی نمودند.
جلسات ماهانه «CIC»، به صورتی رسمی، مأمورین امنیتی وزارتخانه ها را گردهم می آورد. جلسات
ماهانه یا دوبار در ماه «IPCC» در سطح مقامات بالاتر برگزار می شود. کلیه وزارتخانه ها در این جلسات،
از طریق نمایندگان خود، حضور دارند و سرپرستی جلسات بر عهده رئیس ساواک می باشد. و باز در
سطحی بالاتر، جلسات «NSC» به سرپرستی نخست وزیر تشکیل می شود که ریاست عالی ستاد و رؤسای
«2 J» پلیس کشوری، ساواک و ژاندارمری در آن شرکت می کنند. «سرتیپ تاجبخش» گروه رامطلع
ساخت که در سطوح پایین تر، «CIC» و ساواک روزانه برای انجام هماهنگی تشکیل جلسه می دهند و در
مرحله ای نسبتا بالاتر، نمایندگان «CIC» ساواک و پلیس کشوری به همین منظور در جلسات هفتگی
شرکت می نمایند وی با بی شائبگی اضافه کرد که همکاری میان «CIC» ساواک و پلیس کشوری (دفتر
اطلاعات) با مشکلی رو به رو نیست، اما در سطح مقامات ارشد مقصود وی افسرانی است که فرماندهی
این سازمانها را عهده دارند مسائل و مشکلات خصلتی و رقابتهایی بر سر تخصص پول و پرسنل وجود
دارد.
امنیت در ادارات دولتی
و : امنیت در ادارات دولتی
گروه در ارتباط با ابعاد غیرنظامی حکومت ملی، به جز در زمینه امنیت پرسنل (که بعد در این باره بحث
خواهد شد) و همین طور مقررات حاکم بر امنیت، پیشرفت چندانی نسبت به آنچه در گزارش قبلی
129/206 MIC» آمده است، مشاهده ننمود. در زمانی نامشخص (ظاهرا نه چندان پس از بررسی قبلی
«USMICC» )، آیین نامه امنیتی نسبتا مشروحی برای تمام وزارتخانه های غیرنظامی از سوی ساواک
اعلام گردید. این آیین نامه حاوی 97 ماده جداگانه است، به عنوان یک خط مشی امنیتی از مزایای بسیاری
برخوردار می باشد.
در رابطه با نیروهای مسلح نیز یک آیین نامه جدید و مفصل امنیتی طی شش ماه گذشته اعلام
شده است که مقررات مندرج در آن ظاهرا ملهم و متأثر از بازدید گروه «USMICC» بوده است. آیین نامه
مذکور توسط «ARMISH-MAAG» از «آیین نامه امنیتی نیروی هوایی ایالات متحده» اخذ و اقتباس
گردیده و در نتیجه با استانداردهای مورد نظر برابری می کند. گروه بر این عقیده است که تلاشهای جدی در
جهت مراعات و اجرا این آیین نامه، از سوی نیروهای مسلح صورت می پذیرد، در ابتدا حدود 200
رونوشت از این آیین نامه توزیع گردید و اکنون 300 نسخه دیگر نیز در حال توزیع است که با پخش این
تعداد، میزان توزیع در سطح گردان خواهد بود مسئله ای که مایه دلگرمی است و گروه آن را به اطلاع افسر
فرمانده «IIAF/CIC» نیز رسانده است، آن است که مقررات امنیتی جدید «IIAF» طبقه بندی نشده اند (در
گذشته طبقه بندی شده بودند، لذا انتشار وسیع و استفاده از آنها به سهولت وسیع و استفاده از آنها به سهولت
امکان پذیر می باشد.)
امنیت فیزیکی (محیط و تجهیزات)
ز: امنیت فیزیکی (محیط و تجهیزات)
وزارتخانه های غیرنظامی
1 وزارتخانه های غیرنظامی
همان گونه که در بالا اشاره شد، تنها مسئله قابل اشاره در این ارتباط صدور آیین نامه امنیتی
مسبوق الذکر است که اعمال روشهای امنیت فیزیکی را به طور نسبتا مشروح میسر می سازد. اما این
روشها در عمل چگونه به مورد اجرا گذاشته می شوند، مسئله ای است که برای گروه قابل مشاهده نبود. با
این همه می توان گفت که به عقیده اکثر ناظران صاحب صلاحیت، اقدامات مربوط به امنیت فیزیکی در
وزارتخانه های غیرنظامی مختلف در مقایسه با نیروهای مسلح در سطح بسیار نازلی است.
نیروهای مسلح
2 نیروهای مسلح
گروه برای بررسی اقدامات و روشهای امنیت فیزیکی در ستاد «2 J»، «ستاد نیروی هوایی»، «ستاد
CIC» و پایگاه هوایی مهرآباد از فرصت قابل ملاحظه ای برخوردار بود. برنامه گروه برای بازدید از پایگاه
هوایی دزفول و پایگاه نیروی دریایی خرمشهر به علت شرایط نامطلوب جوی برای پرواز، ناگزیر حذف
شد. در اماکنی که مورد بازدید قرار گرفت به ویژه در پایگاه هوایی مهرآباد روشهای حفظ امنیت
فیزیکی بسیار عالی بود. این روشها عبارت بودند از: نگهبانی تمام وقت، گشت پیاده و موتوریزه و
روشهای کنترل ورود و خروج، حصار مناسب، روشهای کنترل اسناد و ایجاد روشنایی (در محیط) و نیز
میزان بالایی از هوشیاری و آمادگی در میان کارکنان تأسیسات فوق الذکر
حفاظت اسناد طبقه بندی شده
ح حفاظت اسناد طبقه بندی شده
گروه فرصت نیافت از روشهای حفظ اسناد در مؤسسات و وزارتخانه های غیرنظامی بازدید نماید،
احتمالاً منطقی خواهد بود که فرض کنیم این روشها از زمان تهیه گزارش قبلی چندان تغییر نکرده باشد. اما
در ارتباط با نیروهای مسلح، مشاهدات گروه و ناظران آمریکایی حاضر در صحنه، متفقا مؤید آن بود که
روشهای کنترل اسناد پیشرفت شایان توجهی نموده است. این روشها در ستاد «J2»، ستاد نیروی هوایی و
پایگاه هوایی مهرآباد مورد بررسی قرار گرفتند، (در مهرآباد مقدار نسبتا ناچیزی اسناد طبقه بندی شده
موجود است.) روشهای کنترل اسناد در ستادهای مذکور بسیار عالی بود. در هر دو مورد، روشهای
پیشرفته به تازگی مورد استفاده قرار گرفته اند. به جز افزایش آگاهی امنیتی در این ستادها، علت پیشرفت
و بهبود روشها را بایستی عمدتا در مطالعه مقررات امنیتی جدید جستجو کرد که به نگارش برخی
«SOP»های جدید انجامیده است. علت دیگر بهبودی است که در برنامه توسعه توزیع گاوصندوقهای
فولادی با ترکیب جدید حاصل شده است. 300 عدد از این گاو صندوقها سفارش داده شده و بیش از 80
عدد نیز تاکنون توزیع گردیده است. (تذکر: چهار سال پیش، تنها 29 گاو صندوق در کل نیروهای مسلح
موجود بود.) هر ستاد دارای یک مرکز حفاظت اسناد است که تمامی اسناد سری و فوق سری می بایست
در این مرکز نگاه داشته شوند. این اسناد به پرسنل کاملاً مجاز واگذار می گردد، اما بایستی پیش از پایان
ساعت کار به مرکز باز گردانده شود. این مراکز 24 ساعته توسط نگهبانان مسلح محافظت می شوند طی
ساعات کار، افسر مأمور مرکز کنترل اسناد حضور دارد از جمله وظایف وی، ثبت دقیق تحویل و اعاده
اسناد طبقه بندی شده و پیگیری کامل جهت بازپس گرفتن اسنادی است که به پرسنل مجاز تحویل داده
شده اند. وی همچنین صورت اسامی کسانی را که در استفاده از اسناد مختلف مجاز می باشند، تهیه و
بایگانی می نماید. در این رابطه گروه متوجه شد که دسترسی به اسناد سرّی و فوق سری به شخصی که
محتاج به آگاهی از محتوای آن است و یک معاون او منحصر می باشد. در این ستادها، زباله (اسناد
بلااستفاده یا از رده خارج شده (TRASH)طبقه بندی شده و طبقه بندی نشده، روزانه در پایان ساعت کار
جمع آوری و سوزانده می شد.
مرکز حافظت از اسناد پایگاه هوایی مهرآباد در ساختمان کوچکی قرار دارد که بین این مرکز و دفتر
«CIC» محلی مشترک می باشد. پنجره های این مرکز توسط میله های فلزی مسدود شده اند و در طول 24
ساعت نگهبانان مسلح از آن محافظت می نمایند. این مرکز صاحب یکی از گاوصندوقهای سابق الذکر
می باشد. روشهای (استحفاظی) مورد استفاده در این مرکز به مراکز ستادهایی که قبلاً مورد بحث قرار
گرفت شباهت داشته و تنها برخی تفاوتهایی خاص محلی وجود دارد. برای مثال، اسناد سری و فوق سری
که در این مرکز نگاهداری می شوند، فقط در مرکز کنترل اسناد قابل مطالعه می باشند، مگر آنکه این اسناد
تحت حفاظت شخصی افسر امنیتی پایگاه قرار داشته باشند.
به عقیده ناظران آمریکایی مستقر در این اماکن که با این امور آشنایی دارند، امنیت مربوط به حفاظت
اسناد در ایران به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای نائل شده و اکنون نیز در حال بهبود است. یکی از علل این
مسئله، ورود اسناد طبقه بندی شده سنتو «CENTO» است که برای حفاظت از آنها روشهای دقیق امنیتی
(برای نخستین بار) اعمال گردید و اکنون نیز استفاده از این روشها ادامه دارد.
امنیت پرسنلی
ط : امنیت پرسنلی
برنامه امنیت پرسنلی به صورتی که در ایران وجود دارد، از دید یک آمریکایی، محتملاً در عین حالی
که برنامه ای امنیتی محسوب می گردد روشی برای (سنجش میزان) وفاداری نیز به شمار خواهد رفت. یک
ناظر آمریکایی بسیار با صلاحیت، برنامه امنیتی نیروهای مسلح در ایران را عمدتا منطبق بر اصول و
روشهای مورد استفاده در نیروهای مسلح ایالات متحده توصیف نمود، با این تفاوت که در ایران روشی
(جهت سنجش و حفظ) وفاداری بر برنامه مذکور تطبیق داده شده است، روشی که عوامل تشکیل دهنده آن
احتمالاً تعیین کننده می باشند. کل برنامه امنیتی نیروهای مسلح به وسیله «CIC» به مورد اجرا گذشته
می شود. ذکر مراحلی که یک متقاضی عضویت در نیروهای مسلح بایستی پشت سر گذارد به درک مطلب
کمک می کند: از جمله مراحل پذیرش پر کردن تقاضانامه مفصلی حاوی اطلاعات زیر است: سرگذشت
شخصی داوطلب: نام و آدرس خویشاوندان درجه یک، دو و سه، محل اقامت (در این قسمت کروکی محل
اقامت هم بایستی ترسیم شود)، مشاغل قبلی، هر گونه اشتغال قبلی در نیروهای مسلح، تابعیت فعلی و
تابعیتهای دیگری که ممکن است فرد داوطلب در گذشته دارا بوده باشد، نام همکلاسی ها، نام اقوام مقیم
خارج از کشور، اسامی شش معرف، عضویت در هرگونه سازمان سیاسی، ورزشی، خیریه، مذهبی یا
اجتماعی (بنابر مقاصدی،داوطلب می بایست ظرف پانزده دقیقه این قسمت را پر کند. ارائه اطلاعات در
مورد هر یک از اقوام داوطلب که احتمالاً در یک حزب یا گروه سیاسی فعالیت دارند،اظهار نظر داوطلب
درباره این که به نظر وی منتخبین کدام حزب مفید به حال کشور خواهند بود؟ ذکر هرگونه اشتغال در
مؤسسات وابسته به کشورهای خارج، ارائه اطلاعات درباره اشخاصی که، در صورت اشتغال داوطلب در
چنین مؤسساتی، معرف وی بوده اند و اینکه آیا او طرفدار هیچ یک از احزاب مخالف حکومت هست یا
خیر؟ پر کردن این سند بایستی با حضور افراد «CIC» انجام گرفته و متقاضی نسبت به صحت اطلاعات
ارائه شده توسط خود سوگند یاد کند. او باید شش عدد عکس همراه با نگاتیو این عکسها (چرا که عکس
چاپ شده قابل دست کاری است) و نیز کارت شناسایی خود را ارائه نماید (این کارت با کارتی که در
پرونده مخصوص اتباع موجود است مقایسه و تطبیق داده می شود). اثر انگشت متقاضی نیز روی دو برگ
ثبت می گردد، آن گاه به سوابق وی در مؤسسات محلی و کشوری، یعنی اداره پلیس، ساواک ژاندارمری و
دادگاههای غیرنظامی رسیدگی می شود. طی این مراحل تحقیق ممکن است از 5 الی 7 ماه به طول انجامد،
اگر این مراحل با موفقیت پشت سر نهاده شود و متقاضی از جهات دیگر نیز شایسته ورود به نیروهای
مسلح تشخیص داده شود، آن گاه او (در صورت لزوم ) مجاز خواهد بود که مطالب و اسناد «خیلی
محرمانه» را مورد استفاده قرار دهد. در صورتی که فرد مذکور به استفاده از اسناد «سرّی» و «فوق سرّی»
نیز احتیاج داشته باشد، درباره او تحقیقات مفصلتری باید انجام پذیرد. افراد غیرنظامی که مایل به
استخدام در نیروهای مسلح می باشند، بایستی مراحل مشابهی را پشت سرنهند.
از جمله اقدامات مهم در ارتباط با امنیت کارکنان وزارتخانه های غیرنظامی آن است که بنابر مصوبه
نخست وزیری، کارمندان بالقوه پیش از استخدام برای انجام تحقیقات سوءپیشینه به ساواک ارجاع داده
می شوند. در چنین مواردی، آنچه بیش از هر چیز مد نظر ساواک قرار دارد، سابقه سیاسی این گونه
اشخاص است. ساواک مدعی است که در ارتباط با حدود صد هزار نفر دارای پرونده هایی است که هر یک
شامل اطلاعات موهن می باشد. اینکه این پرونده ها بسیار کامل و جامع هستند مسئله ای است که مورد
تصدیق و اذعان عمومی است.
کلیه مشاغل در تمامی وزارتخانه ها به سه دسته تقسیم می شوند: (1) عادی، (2) حساس و (3) مهم و
حساس.
مشاغل دسته اول غیرحساس و پایین رتبه می باشند: کارمندان جزء، دربانها، نظافتچیها و غیره.
مشاغل دسته دوم، برای مثال، شامل اشخاصی است که با مقررات و قوانین سر و کار دارند. مشاغل دسته
سوم وزراء و مدیران کل را در برمی گیرد. ساواک برای متقاضیان مشاغل دسته اول که از سوی
وزارتخانه ها برای انجام تحقیقات معرفی می شوند، فرم جداگانه و برای متقاضیان مشاغل دسته دوم و
سوم فرم خاصی دارد که مفصلتر از فرم اول است. تمامی وزارتخانه ها ملزم به استفاده از این فرمها
می باشند. فرم مشاغل دسته اول فقط شامل اطلاعاتی است که مأمورین ساواک بتوانند با استفاده از آن
پرونده های مربوط به سوابق سیاسی متقاضیان را بررسی کنند. فرم مشاغل دسته دوم و سوم اطلاعات
کافی برای انجام تحقیقات بیشتر در باره سوابق متقاضی را در اختیار ساواک قرار می دهد. هر دو فرم
سمتی را که متقاضی برای احراز آن مورد ارزیابی قرار می گیرد، مشخص می کنند. تا آنجا که تحقیقات
گروه نشان می داد، تحقیقات انجام شده در ارتباط با سوابق متقاضیان مشاغل دسته دوم و سوم فوق العاده
کامل و مفصل می باشند.
امنیت صنعتی
ی : امنیت صنعتی
در ایران چیزی که واقعا بتوان آن را یک برنامه صنعتی نامید وجود ندارد، چرا که نیاز به چنین
برنامه ای تاکنون چندان محسوس نبوده است. البته مقدمات چنین برنامه ای برای پذیرش کارکنان
کارخانه های توپ و مهمات و کارگرانی که برای بنای پایگاههای دفاعی استخدام می شوند، موجود است.
نتایج حاصله
ک : نتایج حاصله
1 برنامه امنیتی ایران پایگاه قانونی مناسبی دارد و شواهد کافی دال بر اعمال مجازاتهای شدید در
مواردی که امنیت دولت در معرض تهدید قرار می گیرد، موجود است.
2 با وجود آن که گاه به گاه در وظایف و عملکرد مؤسسات امنیتی (یعنی : «گروه اطلاعاتی ویژه دربار
شاهنشاهی»، «J2»، «CIC» «ساواک» و «پلیس کشوری» (شامل دفتر اطلاعات) تداخل صورت
می گیرد، این مؤسسات در جایگاه حکومتی مقتضی خود، تحت نظارت و کنترل مستقیم شاه به نحو مؤثری
عمل می کنند. هرچند سرلوحه اهداف مؤسسات (امنیتی) نظامی و غیرنظامی را، حفظ و ابقای رژیم فعلی
تشکیل می دهد، این سازمانها خطر محور چین روسیه را به خوبی درک می کنند. با وجود رقابت مستمر
میان مؤسسات امنیتی، به نظر نمی رسد که این امر بر هماهنگی و همکاری این مؤسسات در سطوح اجرائی
اثر نامطلوبی بگذارد.
3 آیین نامه امنیتی که با تأیید شخصی شاه ابلاغ گردید، مدت کوتاهی پس از گزارش قبلی
«USMICC» به مورد اجرا گذاشته شد و تاکنون نیز به قوت خود باقی است. این آیین نامه که اساسا بیانگر
یک سری اصول (کلی) است، جز در ارتباط با نیروهای مسلح و مؤسسات امنیتی، به صورت مفصل و
مشروح بسط نیافته است.
4 برنامه امنیتی ایران از زمان تهیه گزارش قبلی «USMICC» به طور مشخص بهبود کلی یافته و
حاکی از رشد و ارتقای هوشیاری امنیتی در این کشور می باشد.
5 علیرغم فقدان مقررات مشروح در ارتباط با امنیت فیزیکی و کمبود تجهیزات امنیتی، نیروهای
مسلح به ویژه از طریق استفاده فراوان از پرسنل حفاظتی، به مراتب بالایی از امنیت فیزیکی دست یافته
است. به جز در مورد مؤسسات امنیتی، هیچ گونه شواهدی دال بر وجود یک برنامه امنیت فیزیکی خارج
از نیروهای مسلح مشاهده نشده است.
6 به درخواست و با همیاری «ARMISH - MAAG»، یک برنامه کنترل اسناد در بهار 1965
(1344)، با صدور آیین نامه امنیتی نیروهای مسلح بر مبنای «USAF AFR 205 - 1» به مورد اجرا گذارده
شد. طبق مشاهدات گروه، آنچه در عمل پیاده می شود با آیین نامه فوق مطابقت دارد. اعمال مؤثر این
برنامه مستقیما به تلاش مستمر فرماندهان و «2J » (SCS)بستگی خواهد داشت، به جز در مورد
مؤسسات امنیتی، هیچ گونه مدرکی دال بر وجود یک برنامه کنترل اسناد خارج از نیروهای مسلح ارائه