محل زندگی آمریکاییها و اروپاییها تفاوت چندانی را در اصل مسئله ایجاد نمی کند، چون آنها در
مقایسه با دیگران از جمله پاکستانیها و دیگر اتباع آسیایی، خطری علیه ایرانیها ایجاد نمی کنند. به نظر
دربانی ایجاد محلات خاص آمریکاییها امری منطقی نیست زیرا مانع از انطباق پذیریهای فرهنگی
می گردد «و آمریکاییها بیش از دیگران مایل به ادامه این روند هستند»، اما وی معتقد است که ایجاد
این گونه محلات برای آسیاییها به نفع دولت است زیرا خواهد توانست جنبه های امنیتی این جوامع
خارجی را بهتر کنترل کند.استمپل
مصاحبه مرلین مک کافی با مهناز افخمی، وزیر مشاور در امور زنان
مصاحبه مرلین مک کافی با مهناز افخمی، وزیر مشاور در امور زنان، در محل
دفتر کارش در تاریخ یکم مارس
در تمام طول صحبت مهناز مؤکدا می گفت که وی شخص صاحب نظری نیست زیرا آن قدر مشغول کار
است که می توان گفت که وی منزوی است. بنا به گفته خودش وی تا ساعت 8 شب کار می کند و هیچ گاه قبل
از ساعت 9 به منزلش نمی رود و آن قدر خسته است که ترجیح می دهد فورا به خواب برود. در یکی از دو
شب از هفته که دعوتنامه هایی را قبول می کند، ضیافت ها بیشتر جنبه رسمی یافته و فرصتی برای صحبت
کردن با مردم به وجود نمی آید.
وی همچنین گفت که دوستدار آمریکا و آمریکائیان است «من در آنجا بزرگ شده ام. آنجا کشور
دوم من است» او تا آنجا پیش رفت که تشخیص نمی داد دیگرانی که نسبت به او علاقه کمتری به آمریکا
دارند ممکن است به این طرز گفتار وی حساس شوند برای مثال گفت که شوهرش پس از دبیرستان به
آمریکا رفت و وی گفته بود که او ممکن است مسائل را به گونه دیگری ببیند. با این حال صحبتهای ما
دارای نکاتی جالب توجه نیز بود:
برنامه بین المللی تلویزیون ملی ایران مورد تنفر همه و به خصوص کسانی است که آن را تماشا می کنند.
چرا این اوقات با ارزش باید صرف انتشار برنامه های انگلیسی زبان گردد؟
تلویزیون نیروهای مسلح آمریکایی مورد قبول است، زیرا گردانندگان آن آمریکایی هستند. آنچه
مردم را عصبانی می کند این است که چرا تلویزیون ایران باید پخش انگلیسی زبان داشته باشد.
طبق برآورد مهناز بین 000/50 تا 000/60 خارجی در ایران به سر می برند. ولی از تعداد آمریکاییها
در این کشور اطلاعی ندارد. وی گفت مطمئن است که تعداد آنها افزایش یافته، ولی با اشاره به زندگی
«منزوی» خود گفت که این افزایش برای او محسوس نبوده است. وی گفت قبلاً در مورد عکس العملهای
منفی مطالب بسیاری می شنید، ولی بنا به گفته خودش، زندگی وی در آن زمان عاری از محدودیتهای
کنونی بود.
او نگران افزایش احتمالی تعداد خارجیها نبود، ولی سؤال موجود در ذهن وی این بود که این شهر
چگونه قادر به جذب آنها خواهد بود (مثلاً از نظر مسکن).
به نظر وی ایجاد زیستگاههای متراکم برای آمریکاییها مثمرثمر نیست، حتی اگر این کار برای عده
خاصی باشد و نه برای همه. در عین حال که بعضی از مشکلات حل خواهد شد، ولی به صورت امری
تأسف بار ظاهر خواهد گردید. آمریکاییها نخواهند توانست در مورد فرهنگ ایرانی مطالبی فرا گیرند
درست مانند این که در آمریکا زندگی می کنند. علاوه بر این وی فکر می کند که تأثیر وجود زنان خارجی بر
وضع زنان ایرانی خوب بوده و خواهد بود.
مهناز گفت که اصولاً به واسطه کارش در سازمان زنان ایرانی با زنان طبقه پایین اجتماع ایران و مقامات
دولتی سرو کار دارد. به نظر وی طبقه متوسط و به خصوص افراد بالای این طبقه، از بیشترین تأثیر
برخوردار هستند و بیشترین عکس العمل را نشان خواهند داد.
وی ساعات بسیاری را صرف گفتگو در مورد مشکلات زنان موجود در این طبقه می کند. آنها
مشکلات بسیاری از جمله اجاره نشینی دارند، اما این امر به خارجیها ارتباطی ندارد. آنها اصلاً نگران
خارجیها نیستند. در میان مقامات دولتی و به خصوص تصمیم گیرندگان، تنفر فزاینده ای نسبت به فرهنگ
وارداتی وجود دارد. تصمیم گیرندگان، تنفر فزاینده ای نسبت به فرهنگ وارداتی وجود دارد.
«علیاحضرت همیشه در مورد آن سخن می گوید. یعنی باید برای مشکلات محلی راه حلهای محلی یافت
شود.»
مقامات دولتی از تبلیغات مطبوعاتی که در مورد آنها در آمریکا به راه می افتد، ناراحت و عصبانی
هستند. این عصبانیت جنبه عمیق شخصی پیدا کرده است، مقامات ایرانی بیش از پیش حساسیت پیدا
کرده اند زیرا ایران بیش از پیش مورد حمله و انتقاد واقع می گردد. «این امر به میزان زیادی غیر منصفانه
است.»
شاید مقامات دولتی بیش از حد حساس شده، و شاید از ماهیت مطبوعات آمریکایی بی خبر باشند،
اما نسبت به آن حساسیت بسیار نشان داده و ابراز تنفر می نمایند، و این تنفر در درون کشور محسوستر
است. «یکی از این موارد داستان ماریون جاویتس است. اگر عراق به جای ایران قرار داشت هرگز با آن
این گونه برخورد نمی شد.»
روحیه غالب در کشور روحیه ای در حمایت از خارجیها نیست بلکه بیشتر جنبه ناسیونالیستی
پیداکرده است. حتی همسران خارجی ایرانیها نیز در وضع بدی به سر می برند، چون تازگی موضوع از بین
رفته است. قبلاً با آنها به عنوان افراد جالب توجه صمیمانه برخورد می شد. ولی در حال حاضر این طور
نیست آنها بیش از این مورد اغماض واقع نمی شوند. اکنون با مزاحمتهای موجود در فرهنگ ایرانی آشنا
شده اند. اشتباه آنها دیگر «امری جالب توجه» نیست.
مصاحبه میلز با دکتر ضیائی رئیس کمیته روابط خارجی مجلس
مصاحبه میلز با دکتر ضیائی رئیس کمیته روابط خارجی مجلس
1 از وجود خارجیهابیشتر مطلع است. ولی از تراکم آنها چیزی نمی داند. 8 6 ماه قبل یعنی در دوران
رونق اقتصادی وضع خیلی خوب بود، زیرا هرکس سعی داشت قراردادی منعقد ساخته و پولی را به جیب
بزند. اکنون حرکت این موج تمام شده است. در حال حاضر در وی احساس انزجاری وجود ندارد. افراد
معقول و منطقی می دانند که وجود متخصصین خارجی برای انجام کارها ضروری است، به همین جهت
حاضر به پرداخت هزینه ها و تحمل وجود آنها نیز هستند. در مورد کارگران باید اقداماتی در جهت تنظیم
ورود آنان به عمل آید تا مانند کشورهای اروپایی دچار دردسر نشویم. بعضی از جوانان چپگرا در این
مورد ابراز انزجار کرده اند. اما عده آنها نیز کم است، وی می گوید که حدود 4000 2000 آمریکایی در
تهران به سر می برند. او نمی تواند تفاوت بین آمریکاییها و دیگر اتباع کشورهای غربی را بیان کند، ولی
وقتی که به یک می خانه، یا هتل آمریکایی مانند می رود احساسی متفاوت دارد. گاهی اوقات آمریکاییها
بیش از دیگران با صراحت سخن می گویند (منظورش کله شقی و لجاجت است).
2 فاقد تأثیر در مورد کلوپها و PX مطالب بسیاری می داند، ولی مردم از آنها بیزار نیستند. به نظر آنها
وضع درمان و تندرستی آمریکاییها بهتر شده است، لیکن از این امر خوششان نمی آید (من او را از آن مبرا
کردم) این افسانه که آمریکاییها با جیب پر وارد می شوند هنوز به قوت خود باقی است، ولی در حال تغییر
است.
او به برنامه های تلویزیون آمریکا نگاه می کند، و در حین رانندگی اخبار را به گوش می دهد و این
برنامه ها را دوست دارد، مردم نیز معترض نیستند.
وی در مورد اجاره نشینها اخبار نامعقولی شنیده است. درگذشته این گونه رویدادها جنبه
عمومی داشته و پر دردسر بوده است.
3 وی هوادار اختلاط ایرانیها و خارجیهاست. انزوا مسائلی را به وجود می آورد که در انگلستان
نمونه های آن دیده شده بود و هنوز هم باعث انزجار و تنفر آنهاست. اگر ناگهان تعداد زیادی از خارجیها
وارد استانها شوند، می توان آنها را موقتا جدا نگاه داشت تا به یکدیگر عادت کنند، ولی اگر قدرت
انطباق پذیری وجود داشته باشد، نیاز به منزوی سازی نیست. باید آنها را به عنوان بخشی از حیات عمومی
جامعه نگاهداشت.
در عکس العمل در مورد خبرهای حاکی از سه برابر شدن، وی گفت که از روسها هندیها، پاکستانیها
متنفر است، چون تعداد افراد خانواده شان بسیار زیاد است. کثرت تعداد آنها در ایران سبب می شود که
ایرانیها نتوانند مهارتهای لازم را فراگیرند. غربیها مورد تنفر نیستند، زیرا منافعی را نصیب کشور می سازند؛
افرادی چون بازرگانان، سرمایه گذاران و تکنیسینها برای این منظور مناسبند، لیکن تعداد کارگران ماهر و
نیمه ماهر کاهش یابد.
مصاحبه گوردون وینکلر با خداداد فرمانفرمائیان، رئیس بانک صنعتی ایران
بررسی طرز فکر ایرانیها در قبال افزایش حضور بیگانگان در ایران
مصاحبه گوردون وینکلر با خداداد فرمانفرمائیان، رئیس بانک صنعتی ایران، 16 مارس 1976، محل
مصاحبه در انجمن ایران و آمریکا
به خداداد توضیح دادم که این مصاحبه چیست و او خواهش کرد که به او اجازه دهم تا در آغاز مطلبی
را بیان کند و پس از آن به طرح سؤالات پرداخته شود.
خداداد در آغاز مطلب گفت اقدامات سفارت در تحقیق پیرامون این موضوع بسیار بجاست، ولی بهتر
است این مسئله را زیاد بزرگ نکنیم. او نگران از این است که مبادا نگرانی خود ما مسئله را برای ایرانیها
بزرگ جلوه گر سازد. وی گفت از اینکه تنها با 25 یا 30 نفر مصاحبه کرده ایم خوشحال است و یادآور شد
که هر یک از این افراد می تواند به نخست وزیر و یا یک مقام عالیرتبه دیگر بگوید که «سفارت آمریکا در
مورد این مسئله ابراز نگرانی کرده بنابراین ما هم باید نگران باشیم.» بدین ترتیب نخست وزیر نیز مسئله را
با شورای وزیران و یا مقامات عالیرتبه دیگر در میان خواهد گذاشت.
خداداد گفت 15 تا 18 سال قبل آمریکاییها به اینجا وارد شدند و در آن زمان بیش از آنچه در حال
حاضر است برای ایران مسئله ساز بودند، چون امروز دستخوش تغییرات بسیار شده است. یک و نیم دهه
قبل این کشور تنها جنبه استانی داشت. امروزه مردم بیشتری باسواد شده، تلویزیون دارند و به عبارت
دیگر بین المللی شده اند. خداداد گفت: «به این ترتیب ما به دیدن شما عادت کرده ایم.»
او از جوی که از زمان تصدی امور توسط سفیر هلمز به وجود آمده بسیار ستایش نمود. وی معتقد است
که سفیر حضور خود را خالی از جنجال نگاه می دارد و در اطراف کشور برای انجام سخنرانی حضور
نمی یابد. و حتی «ظاهرا» سعی دارد مانع از چاپ عکس خود در روزنامه ها گردد. وی گفت مشخص است
که انجمن ایران و آمریکا و دیگر عناصر سفارت نیز طبق اوامر سفیر دریافته اند که حضور آنها در اینجا
نباید با جنجال و تبلیغات بسیار توأم باشد.
خداداد گفت نکته مهم این است که ما نباید روابط ویژه بین دو کشور را به رخ همگان بکشیم. بارها و به
کرات از روش سفیر هلمز، طی سه سال گذشته از مأموریتش در ایران تمجید نمود.
از وی سؤال شد که آیا حضور بیگانگان در ایران در حال حاضر محسوس تر از گذشته است یا خیر و
خداداد جواب داد: «کلاً آری».
وی یادآور شد که افزایش سریع درآمدهای نفتی بسیاری از آمریکاییها و اتباع دیگر به خصوص
بازرگانان را به تهران جلب و جذب کرده است. فعالیت بسیاری از این افراد پول ساز برای وی محسوس
است و ظاهرا ناراحت است که چرا بسیاری از آنها می خواهند با او ملاقات کنند و بگویند که تا به حال چه
اقداماتی صورت داده اند تا در حین گزارش به رئیس مافوقشان از قلم نیفتد.
وی گفت: احساس می کند که در عین مفید بودن، جریان جدید تجارت در تهران می تواند سوءظنهایی
را پدید آورد «به خصوص که اگر به این امر همزمان با افشای مطالب مربوط به لاکهید نگریسته شود.» او
قادر است آمریکاییها را از دیگر خارجیها تمیز دهد. «برای این کار کافی است به کفشهایشان نگاه کنید.»
وی گفت پاشنه کفش آمریکاییها ضخیم تر از پاشنه کفش از اروپاییهاست. وی افزود به خاطر تجربه بسیار
وسیع خود با مردم انگلیسی زبان با شنیدن لهجه یک فرد نیز می تواند بگوید که آن فرد آمریکایی است یا
بالعکس.
بار دیگر در بحث پیرامون تجارت و خارجیهایی که وارد کشور می شوند، خداداد گفت، وارد کردن
انگلیسیها، آلمانیها و یا دیگر اتباع اروپایی ارزانتر از وارد کردن آمریکاییها به ایران است. «چون آنها
حقوق کمتری دریافت می دارند.»البته ایرانیها تا حدودی نسبت به حقوق دریافتی توسط آمریکاییها
حسادت می کنند، ولی وی خاطرنشان ساخت که در رده های بالا متخصصین عالیرتبه ایرانی نیز مانند
آمریکاییها حقوق دریافت می دارند.
وی خاطرنشان ساخت که البته چند متخصص «قلابی» نیز به کشور وارد می شوند، ولی «اکنون ما
می توانیم بهترینها را انتخاب کنیم. ما جواهر شناس هستیم، بنابر این می توانیم بین شیشه و الماس تفاوت
قائل شویم.» وی گفت علاوه بر این اکثر این متخصصین از طرف شرکتهای خصوصی به اینجا می آیند و
نمی توانند این شرکتها را تا ابد تحمیق کنند.
وقتی از وی خواسته شد که تعداد آمریکاییهای مقیم تهران را حدس بزند، وی رقم 000/4 تا 000/5
را بیان داشت. پس از آنکه به وی گفتم که تعدادآنها 16000 نفر است تعجب کرد ولی ناراحت نشد.
در پاسخ به این سؤال که آیا حضور خارجیها بر زندگی او و خانواده اش تأثیر دارد یا نه وی گفت از نظر
مواد غذایی، استفاده از تاکسی و تسهیلات دیگر خیر، وی گفت در رابطه با نمونه های خاصی از مسکن،
افزایش اجاره ها شاید ناشی از حضور همین خارجیها باشد.
وی در ادامه گفت بعضی از فعالیتهای خارجیان از جمله شورای بریتیش، انستیتو گوته و انجمن ایران و
آمریکا برای ایرانیها مفید است و بر روابط دو جانبه نیز تأثیر می گذارد.
وقتی از او سؤال شد که تعدادی از تسهیلات ویژه خارجیها را نام ببرد، وی گفت شنیده است که
کلوپهایی برای این منظور ایجاد شده، لیکن در هیچ یک از آنها حضور نداشته است. پس از ذکر نام حوزه
خلیج او حضور و هدف از ایجاد آن را به یادآورد، ولی وجود این گونه مراکز برای وی ناخوشایند نیست، و
فکر می کنند که برای دیگران نیز باید همین طور باشد.
در مورد رادیو و تلویزیون وی گفت که همیشه به برنامه های کانال 7 گوش می دهد و نمی خواهد، شاهد
حذف آن باشد. وی گفت به نظر او نیز کانال بین المللی تلویزیون ملی ایران مفید است ولی بهتر است دو
کانال انگلیسی مختلف در کشور وجود داشته باشد.
خداداد به یاد نداشت که واقعه ناخوشایندی بین ایرانیها و خارجیها رخ داده باشد و فقط کشته شدن دو
آمریکایی در آذربایجان را بطرز مبهمی به یاد داشت.» او به بحث پیرامون حالت آمریکاییها در حین
رانندگی پرداخت و گفت: «تمام خارجیها دارند مانند ما رفتار می کنند.»
لیکن معتقد است که ایرانیها آن حالت تهاجمی خاص را در رانندگی امریکاییها احساس نمی کنند چون
این حالت را در رفتار خود نیز نمی بینند. به نظر آنها «عبور ناگهانی از برابر دیگران» خطا نیست.
خداداد در مورد امکان تفکیک محل زندگی و محلهای تفریح آمریکاییها یا خارجیها ابراز مخالفت کرد و
گفت این امر سبب مشخص شدن و شناسایی افراد خاص موجود در میان خارجیها خواهد شد و حسادتها
و رشکهایی را تحریک خواهد کرد و روی هم رفته مخرب خواهد بود.
از وی سؤال شد که آیا این کار حتی در یک جامعه کوچکتر مانند اصفهان نیز مناسب نیست (و در اینجا
گفتم که یک روستای خارجی در شمال شهر در دست احداث است) خداداد از عبارت «محله پست»
استفاده کرد، ولی گفت که البته مشکلات متفاوتی در استانها وجود دارد. «ولی با این حال من با این عقیده
مخالف هستم. وی گفت در این صورت نباید چند روستای خارجی در چند شهر بنا شود، بلکه این
خارجیها باید در میان جمعیت ایران پراکنده شوند. نهایت اینکه، این نظریه به هیچ وجه موافق میل خداداد
نبود.
در مورد تأثیر سه برابر شدن احتمالی شمار آمریکاییها در ایران صحبت کردم، ولی ظاهرا خداداد اصلاً
نگران نشد. ولی اعتراف کرد که با افزایش شمار آمریکاییها و یا دیگر خارجیها در ایران مشکلاتی نیز
پدیدار خواهد شد. اما پیش بینی محل و عامل مسئله و مسئله سازی کاری بس دشوار است.
خداداد در خاتمه گفت متوجه شده است که تمام آمریکاییهایی که در تهران با وی ملاقات کرده اند با
آمریکاییهایی دیگر تفاوت دارند. وی گفت «آمریکاییها بیشتر بین المللی شده اند» یعنی بسیاری از آنها که
به اینجا آمده اند، در کشورهای دیگری نیز زندگی کرده اند. (البته پس از این گفتگو شخص به این نتیجه
می رسد که خداداد تنها با افرادی از طبقه بالای اجتماع از نظر اقتصادی سر و کار داشته است.)
مصاحبه با آقای محمد طاهری
محرمانه
موضوع : نظریات آقای محمد طاهری در مورد افزایش حضور بیگانگان در ایران
سابقه :
آقای طاهری مدیر عامل شرکت فیلور است و ظاهرا در حال ترقی. او فردی است حدودا 40 ساله،
خوش بیان و برجسته از نظر اجتماعی.از او خواسته شده که در اجلاس بعدی شورای تجاری مشترک
ایران و آمریکا نقش مهمی را عهده دار شود. او 10 سال از عمر خود را در دانشگاههای آمریکا گذراند و در
نهایت درجه دکترای تحصیلی در رشته مهندسی گرفت.
آقای طاهری گفت البته افزایش شمار خارجیها در ایران برای او محسوس بوده، ولی هیچ گاه به این
فکر نیفتاده که جامعه تجاری ایران (منظورش اشل بالای جامعه است) در نتیجه هجوم خارجیها
دستخوش مشکلاتی شده باشند. در پاسخ به سؤال من، وی تعداد آمریکاییهای مقیم تهران را بین
000/10 تا 000/15 نفر برآورد کرد. وی گفت که معمولاً می تواند یک آمریکایی را بین چند خارجی
تشخیص دهد، چون آمریکاییها در روش زندگی خود خیلی خودمانی هستند، و به خصوص در لباس
پوشیدن برخلاف دیگر افراد خارجی غیر رسمی می باشند. با این اظهارات هدفش انتقاد نبوده بلکه نوعی
صفات شخصی را بیان می کرد.
وی در ادامه گفت که به نظر او آمریکاییها بیش از دیگران «قبیله گرا» هستند. اکثر آنها در منطقه
سلطنت آباد زندگی می کنند که شاید علت، وجود هیئت مستشاری نظامی در آن منطقه باشد. در ابتدای
صحبت چنین به نظر می رسید که طبق نظر وی این قبیله گرایی آمریکائیان را از بسیاری از مزایای فرهنگی
محروم می سازد. به طور مثال، اگر او به عنوان یک ایرانی در فرانسه زندگی کند، سعی خواهد کرد
محصولات فرانسوی را خریداری کند و خود را وارد جامعه فرانسه نماید. به او گفته شده که حدود
000/13 آلمانی در تهران به سر می برند که او را متعجب کرده است چون آلمانیها از نظر جغرافیایی در
سرتاسر تهران پراکنده شده اند. در تناقض با این موضوع وی خاطرنشان ساخت که این قبیله گرایی نوعی
مشخصه آمریکایی است که به هیچ وجه برای او ناخوشایند نیست.
او می داند که تسهیلات ویژه ای برای آمریکاییها ایجاد شده است. سفارت آمریکا نیز با شهروندان خود
تماس بسیار نزدیکی ایجاد نموده است، و بیش از دیگر سفارتخانه ها برای این شهروندان آمریکایی
فعالیت می کند. ولی وظیفه سفارت همین است.
وی گفت ممکن است که طبقه پایین اجتماع اقتصادی ایران در رابطه با جامعه خارجیها مشکلاتی
داشته باشد. به طور مثال از نظر بعضی از ایرانیها محافظه کار نحوه لباس پوشیدن آمریکاییها عجیب است و
حتی نوعی توهین تلقی می گردد. بار دیگر وی گفت که از نظر افراد هم طبقه خود در این جامعه این مسائل
چندان مهم نیست. او نشنیده است که اتفاق ناخوشایندی بین ایرانیها و خارجیها رخ داده باشد، ولی در
پاسخ به اظهارات من گفت احتمالاً این مشکلات بین رانندگان تاکسی و یا صاحبخانه ها و خارجیها حتما
پیش آمده است. از طرف دیگر ایرانیها نیز با همین مسائل دست به گریبان هستند. او در واقع به فکر وجود
مشکلات بین ایرانیها و خارجیها نیفتاده بود و مطمئن نبود که واقعه مهمی رخ داده باشد. دو یا سه برابر
شدن شمار خارجیها در ایران طی پنج سال آینده مسئله ای را برای جامعه تجاری ایران به وجود نخواهد
آورد، ولی این گونه مشکلات حتما در سطوح پایین اجتماع پدیدار خواهد گردید.بروین
مصاحبه با سعید کوکبی
25 مارس 1976یادداشت برای بایگانی
از: مشاور سیاسی آرچی ام. بولستر
موضوع : حضور آمریکاییها در ایران
در مورد این موضوع با همسایه ام سعید کوکبی، در تاریخ 6 مارس گفتگویی داشتم. کوکبی یک
دانش آموز 17 ساله و یکی از سه فرزند پسر و یک دختر یک تاجر بازاری است. خانواده کوکبی هشت
سال پیش از ناحیه بازار به خیابان دروس نقل مکان کردند و سرپرست خانواده روزانه دو بار به بازار
می رود. کوکبی ها یک خانواده محافظه کار هستند، اما فرزندانشان شلوار جین به پا کرده، به موزیک راک
گوش می دهند و با معیارهای ایرانی می توان گفت که امروزی شده اند.
سعید کوکبی معتقد است که حضور خارجیها در ایران، مانند حضور آلمانیها در این محله بخاطر
مدرسه آلمانی و کلیسای آلمانی بسیار مفید است، چون تخصصهای مورد نیاز کشور را تأمین می کنند.
آموزش و پرورش در ایران آن قدر پیشرفت کرده که بتواند ایرانیها را در زمینه فنی تربیت کند. سعید
برادری دارد که متالوژی خوانده و مدتها در نزدیکی اصفهان مشغول به کار بوده است. ولی در حال حاضر
برای یک شرکت آمریکائی واقع در غرب تهران کار می کند. یکی از خویشاوندان دور وی (نامشخص) با
تکنیسینهای روسی در یکی از سیلوهای واقع در جنوب ایران آشنا بود. روسهایی که بدون خانواده های
خود در ایران به سر می برند در مجتمعهای آپارتمانی به سر برده و در خارج از محل کار خود با ایرانیها
تماس چندانی ندارند. سعید گفت این روش چندان خوب نیست. از او سؤال کردم که نظرش در مورد
زندگی خارجیها با خانواده هایشان در محله های خاص چیست. او گفت مخالف این کار است. وی معتقد
است که خارجیها باید در میان ایرانیها زندگی کنند، فارسی را از آنها یاد بگیرند و به همسایگان خود
زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و یا غیره را بیاموزند.
مصاحبه با پارسا
25 مارس 1976یادداشت برای بایگانی
از : مشاور سیاسی آرچی ام. بولستر
موضوع : حضور آمریکاییها در ایران
در این خصوص در تاریخ 6 مارس با همسایه ام آقای پارسا صحبت کردم. وی کارمند وزارت آموزش
و پرورش و در زمینه تحصیلات متوسط مشغول به کار است. او زبان انگلیسی را تا حدودی می داند ولی به
زبان فرانسه به خوبی تکلم می کند. او فرزند جوانش را به مدرسه فرانسوی رازی می فرستد. زبان مورد
استفاده ما در مورد موضوع موردنظر فارسی بود. من موضوع را به صورت یک نظر خواهی مطرح نکردم،
ولی صحبت را به نحوی به این موضوع کشاندم. وقتی از پارسا سؤال کردم که به نظر او چند نفر آمریکایی
در ایران به سر می برند، وی گفت حدود 000/20 نفر که به طرز عجیبی مشابه رقم برآورد شده توسط
سفارت است. وی معتقد بود که تعداد ژاپنیها بیش از آمریکاییهاست (؟!) و تعداد آلمانیها و فرانسویها نیز
نمی تواند کمتر از آمریکاییها باشد. پارسا خاطرنشان ساخت که ایرانیها از گذشته های دور با خراجیها کنار
آمده اند، چون کار آگاهانه خارجیها کمک زیادی برای ایران محسوب شده و منافع بسیاری به دنبال داشته
است. وی اذعان داشت که این روحیه شاید بیش از همه در میان تحصیلکردگان مشهود باشد، چون آنها
برای این گونه تماسها ارزش قائلند، ولی از آنجایی که افراد عامی با خارجیها تماس چندانی ندارند
نمی توانند در مورد حضور آنها صاحب نظر باشند. وی عارضه منفی ناشی از حضور بیگانگان در ایران را
لمس نکرده است. خارجیها را می توان در زمینه افزایش میزان اجاره بها مقصر دانست، زیرا بنا به گفته او،
این مالکین خانه ها هستند که میزان اجاره را چه برای خارجیها و چه برای ایرانیهابالا می برند. وی
می گوید این مالکین هر وقت که بتوانند میزان اجاره بها را برای خارجیها افزایش می دهند. پارسال که سال
گذشته به آلمان سفر کرد ه بود، از ترافیک منظم آنجا تعریف می کرد. وی در مقایسه این وضع با وضع
ترافیک در ایران گفت، هموطنانش علیرغم شایعات رایج در مورد میهمان نوازیشان، در مجامع عمومی
رفتار ناهنجاری دارند.وی به عنوان مثال بوق زدن ماشینها را در هنگامی که چراغ راهنمایی قرمز است
ذکر کرد، تا ماشینهای واقع در ردیف نخست حتی قبل از سبز شدن چراغ به حرکت درآیند.
مصاحبه با آقای شابی، مدیر رستوران چلوکبابی در خیابان هشت گرد
محرمانه
آقای شابی، مدیر رستوران چلوکبابی در خیابان هشت گرد (حدود چهل مایلی غرب تهران)
شابی 26 ساله به زبان انگلیسی آشنا نیست و طی دو سال گذشته پس از اتمام دوره دبیرستان و کار
برای خانواده چلوکبابی خود را اداره می کرد، است. وی معتقد است که تعداد خارجیها در کشورش چندان
افزایش نیافته، ولی می گوید که در تهران تعداد آنها بیش از ده سال گذشته یعنی زمانی است که وی به عنوان
یک فرد جوان در آنجا زندگی می کرد می باشد. خارجیها تأثیر چندانی بر زندگی وی ندارند، ولی از یک
سال قبل که محل کار خود را نقاشی کرده و میز و صندلیهای جدیدی خریداری کرده آنها چلوکبابی او را بر
دو رقیب وی در خیابان هشت گرد ترجیح می دهند (به همین علت ما به آنجا رفته بودیم) خارجیها بهتر از
ایرانیها انعام می دهند، ولی نه او و نه هیچ یک از سه خدمتکارش نمی توانند ملیت خارجیها را حدس بزنند،
ولی معتقدند که اکثر آنها اروپایی می باشند.
محل زندگی خارجیها برای شابی اهمیتی ندارد، ولی چند نفر از آنها که در این خیابان زندگی می کنند
در منازلی تمیز به سر می برند و زیاد وارد شهر نمی شوند. وی شخصا معتقد است که بد نیست خارجیهای
دیگر نیز برای صرف غذا به اینجا بیایند.
مصاحبه با سیروس الهی، استاد اقتصاد در دانشگاه ملی
محرمانه
سیروس الهی، استاد اقتصاد در دانشگاه ملی
الهی که پس از گفتگو برای گذرانیدن مدت 6 هفته عازم آمریکا گردید، یک دانشمند علوم اجتماعی
تحصیلکرده آمریکاست و در صحنه سیاسی ایران رابطهای خوبی دارد، ولی به گفته خودش شخصا فاقد
جاه طلبیهای سیاسی است. الهی گفت تعداد خارجیها در ایران ظاهرا افزایش یافته است. مهمترین
گروههای افزایش یافته عبارتند از هندیها و سکنه «اروپای غربی» از جمله آمریکاییها. الهی از مدتها قبل
سرگردم مطالعه در زمینه مشکلات خارجیها در ایران و به خصوص مسئله انطباق پذیری آنها بوده است.
اکنون که شهرها به خصوص تهران، به سرعت توسعه می یابند، خارجیها نه تنها شوک عادی فرهنگی را
تجربه می کنند، بلکه با همان یأسها و نومیدیهایی روبرو می شوند که سبب افزایش خشونتهای شهری در
ایران در طول دو تا سه سال گذشته شده است.تنها تسهیلات خاص خارجیها دفتر مسکن بود که از آن ذکر
به میان آمد (این امر بسیار عجیب است، چون الهی گهگاه به برنامه های تلویزیونی نیروهای مسلح آمریکا