اسناد لانه جاسوسی آمریکا
پديدآور: دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
ناشر: تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، 1386
کتاب شصت و سه
دخالتهای آمریکا در ایران
دخالتهای آمریکا
در ایران (12)
«... انقلابی که در ایران واقع شده اکثر مردم نمی دانند چه
شده است، نمی دانند مقابله کی با کی بوده است، اطلاع
ندارند که این انقلاب بی نظیر است. یک جمعیت سی و چند
میلیونی، دست خالی، بدون ابزار جنگ و بدون اینکه
نظامیگری داشته باشند، اینها برای خاطر توجهشان به
اسلام، توجهشان به دیانت، آنها حرکت کردند و نهضت
کردند و چه کردند. تمام قدرتها، تقریباً تمام قدرتهای بزرگ
و کوچک همه مخالف بودند، شوروی مخالف بود،
انگلستان مخالف بود، در رأس آنها آمریکا مخالف بود،
دول غربی همه مخالف بودند، بعضی اظهار موافقت
می کردند، آنها برای اینکه کم کم دیده بودند که دارد جلو
می رود، والا مخالف ایران بودند. ملت ایران بود با همه
رژیمها، مقابله ایران بود با تمام قدرتها.
یک همچو انقلابی که همه قدرتهایی که چشم طمعشان را به
این مملکت دوختند، دستشان از منافع زیادی که از این
مملکت می بردند بریده شده است، بازار از دستشان گرفته
شده است. نفت از دستشان گرفته شده است منابع زیر
زمینی و رو زمینی ازشان گرفته شده است....»
امام خمینی 11/8/58
معرفی کتاب
دوازدهمین جلد از مجموعه اسناد «دخالتهای آمریکا در ایران» یعنی کتاب حاضر حاوی 28 سند
است که در فاصله زمانی اوت 1978/ مرداد 1357 تا اکتبر 1979 / آبان 1358 تهیه گردیده است.
اسناد تا شماره 11 چون اکثراً مقارن با اوج جریانات انقلاب بوده بیشتر به تجزیه و تحلیل جریانات
مذکور و عناصر دخیل در آن قضایا پرداخته است. موضوعات اسناد، از شماره 11 به بعد مربوط به
دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد که مطالب آن در سه محور عمده قابل تقسیم بندی است:
«انقلاب»، «مسائل فیمابین ایران و آمریکا» و «روندهای اقتصادی ایران بعد از انقلاب».
قم و اصفهان دست به شورش زدند. در اصفهان و دیگر شهرهای اطراف حکومت نظامی برقرار گردید.
* در ژوئیه 1978 آرامش نسبی در تهران برقرار بود، ولی گاهی نیز تظاهراتی برگزار و اماکن
عمومی (بانکها، مشروب فروشیها و ماشینها) تخریب می شد. شاه و خانواده اش بخش اعظم تابستان را
در دریای خزر می گذراندند. شایعه مربوطه به سوء قصد به جان شاه توسط یک افسر جوان ارتش
(ستوان خاتمی، فرزند ژنرال خاتمی متوفی) تکذیب شد و عکسهای شاه و شهبانو در روزنامه ها منتشر
گردید.
* بمب گذاری اوت 1978 در رستوران خانسالار تهران و پس از شورشهای اصفهان در تاریخ 11
اوت به وقوع پیوست و بالاخره در آن تاریخ 17 اوت فاجعه سینما رکس آبادان رخ داد که در آن
377 نفر کشته شدند و این سرآغازی بود بر دورانی توأم با شورشهای فعال و مداوم.
* آیت اللّه شریعتمداری، چهره مذهبی برجسته کشور، علناً خواستار انجام اصلاحات گردید و
آیت اللّه طالقانی که پیشگام زندانیان سیاسی بود توسط شاه از زندان آزاد گردید، ولی او نیز به
شریعتمداری پیوست. در این زمان دولت سعی کرد با خمینی در عراق وارد مذاکره شود ولی موفق
نشد.
* 27 اوت 1978. یکی از نشانه های بارز پیدایش مشکلات، استعفای نخست وزیر آموزگار
است در حالی که بیش از یک سال عهده دار این سمت نبود.
* 28 اوت 1978. شریف امامی، 4جعفر شریف امامی که در سالهای 61 1960 نخست وزیر بود، وارد این
پست شد. همه گمان می کردند که او فردی محافظه کار است که می تواند با روحانیون، جبهه ملی و
غیره ارتباط برقرار سازد؛ متأسفانه امامی تحرک و قاطعیت چندانی ندارد و تظاهرات و خرابکاریها
ادامه یافته است.
* ساعت 6 صبح هشتم سپتامبر. حکومت نظامی در تهران (مقررات منبع عبور و مرور از ساعت 9
شب تا 5 بامداد) و 9 شهر دیگر ایران برقرار شد. نکته مهم اینکه هیچ یک از شهرهای تحت کنترل
نیروی دریایی تابع حکومت نظامی نبودند. ژنرال اویسی فرمانده نیروی زمینی رئیس حکومت نظامی
تهران گردید. صبح روز 8 سپتامبر، جمعیت زیادی در میدان ژاله گرد آمدند تا از میزان جدیت حکومت
در زمینه منع مقررات عبور و مرور مطلع شوند. به ناچار، نظامیان بر روی مردم آتش گشوده و حدود
300 نفر را کشته و حدود 1000 نفر دیگر را زخمی کردند. (آمار دولتی حاکی از کشته شدن 70 نفر و
زخمی شدن 280 نفر بود).
* 17 سپتامبر 1978. زلزله در شهر طبس واقع در شمال شرقی ایران منجر به کشته شدن حدود
25000 نفر شد و غمی دیگر بر ناراحتیهای شاه افزوده شد.
* 6 اکتبر 1978. خمینی، نجف عراق را به مقصد پاریس ترک می گوید و مبارزه تبلیغاتی وسیعی
را علیه دودمان «پهلوی» و دولت آغاز می کند.
* اوایل اکتبر. شاهد تظاهرات کارگران پستخانه و بیمارستانی و غیره بود. در تاریخ 11 اکتبر
اعتصاب 4 روزه روزنامه ها در اعتراض به سانسور مطبوعات شروع شد.
* 26 اکتبر روز تولد شاه. مراسمی خالی از جنجال؛ بار عام در کاخ گلستان در پائین شهر تهران
با بازرگانان، فرهنگیان، روحانیون و مقامات ارشد نظامی. وضع مزاجی شاه خوب است، مردم تحت
درج شده است. تحت عنوان «نگرشی بر رویدادهای جاری»، سفیر به مرور زنجیره ای از رویدادهای
مهم سیاسی ایران در خلال ده ماه تا آبان 1357 پرداخته است. وی تمایل شاه را به واگذاری سلطنت
به پسرش و نیاز به روند اشتراک تصمیم گیری در امورات مملکت و مغایرت آن با آنچه در دوران
سلطنت خودش رواج پیدا کرده بود، و بالنتیجه تغییرات سیاسی و باز شدن فضای سیاسی ایران از
عوامل گسترش تظاهرات و ابراز نارضایتی از سوی مردم ایران قلمداد کرده است، به ویژه که این
تحولات سیاسی در کشوری به وقوع پیوسته است که تا آن زمان این روش را تجربه نکرده بود. سپس
سفیر به بررسی حوادث و نقش امام در آنها پرداخته و روند جریاناتی که به حادثه 17 شهریور میدان
شهدا منجر گردید و سیاستهای دولت و گروههای مخالف رژیم را مورد بررسی قرار داده است. نقش
میانه روها و امیدهایی که به آنان بسته شده بود و اعزام آنها به پاریس جهت مذاکرات با امام، دولت
آشتی ملی و دولت نظامی از مسایل مطروحه بعدی در سند است. سفیر وضعیت آن زمان تولید نفت،
اعتصابات، سیاستهای دولت ازهاری، بازگشایی مدارس و تاکتیک مخالفین رژیم را تحلیل کرده و در
پایان سخنان طرحهای اضطراری و شیوه های مرتبط با امنیت و رفاه جامعه آمریکایی را به اطلاع آنان
رسانده است.
حساسیت آمریکاییان به فرارسیدن ماه رمضان و شدت یافتن میزان تظاهرات در این ماه در
تعدادی از اسناد مشهود است که به عنوان نمونه مشخصه آن می توان از سند شماره 5 نام برد. این سند
توسط سیا تهیه شده و در پایان متن ترجمه انگلیسی پیام حضرت امام به مناسبت فرارسیدن ماه
مبارک رمضان آورده شده است (ترجمه ای از انگلیسی به فارسی نیز در متن فارسی صورت گرفته
است).
سند شماره 7 به این صورت شروع می شود: «درست مثل همه ما، اسرائیلیها با حالت بهت زده و
هراسناک سیر فروریختگی ایران به اعماق را نظاره کرده اند. آنها معتقدند رژیم ثابت قدم، وفادار،
دوست و طرفدار غرب شاه به صورت اصلاح ناپذیری از هم پاشیده شده و در انتظار جانشین
پیش بینی شده اش می باشد.» در دنباله متن اثراتی که ناآرامیها و سقوط شاه بر رژیم صهیونیستی
خواهد داشت مورد بررسی قرار گرفته است که از آن جمله تقویت بنیادگرایی اسلامی نوظهور در
خاورمیانه، فروش نفت به اسرائیل و امنیت 80 هزار یهودی ایرانی می باشد. از دید صهیونیستها
تحولات ایران تأثیرات محسوسی در برخواهد داشت که این تأثیرات نه فقط بر روی روابط دوجانبه
ایران و اسرائیل تأثیر خواهند گذارد، بلکه بر ثبات منطقه ای که در پی ریزی جریان صلح خاورمیانه در
سالهای آتی عامل مهمی می باشد نیز مؤثر واقع می شوند. بر طبق آنچه در سند آمده «برای اسرائیل
یک رابطه نزدیک با ایران از کیفیتی عالی و بنیادی و همچنین از اهمیتی سمبلیک برخوردار بوده است.
همکاری نظامی و اطلاعاتی پر اهمیتی در خلال سالیان دراز بین دو کشور ایجاد شده بود. شرکتهای
اسرائیلی در پروژه های عمرانی و ساختمانی ایران شرکت داشتند و با احتساب صادرات، سالیانه 300
میلیون دلار به دست می آوردند.» از نظر سمبلیک اسرائیلیها به روابط نزدیکشان با ایران مسلمان به
عنوان نشانه ای دال بر اینکه کشور یهودی در خاورمیانه از نظر همه مطرود محسوب نمی شود،
می نگریستند. نکته جالب توجه در این سند این امر است که در پی جریانات ایران، اسرائیلیها نسبت به
ارزش تعهدات آمریکا مشکوک شده و به ایران به عنوان مثالی در این خصوص که اسرائیل در تحلیل
نهایی نمی تواند متکی به واشنگتن باشد، اشاره می نمودند.
در 16 دی 1357 و پس از روی کار آمدن دولت غیر نظامی بختیار وضعیت و مشکلاتی که این
دولت با آن روبرو خواهد شد در سند شماره 8 تحلیل شده است و بیان گردیده که: «... این مشکلات
قادر است خوش شانس ترین و مجربترین سیاستمداران را به ورطه شکست بکشاند. چه آنکه به نظر
نمی رسد چنین دولتی دارای چنان سیاستمدار خوش شانس و مجربی باشد.» تحلیلگر بعداً اشاره کرده
که: «... از آنجا که ایران کنونی با مشکلاتی رو به روست که دولتهای پیشین را سرنگون ساخته و
ناآرامیها و اعتصابات 6 ماه گذشته نیز به آنها افزوده شده، بعید است که وی بتواند کابینه ای را که از
نظر عملکرد، کارایی داشته باشد روی کار آورد و احتمالاً اولین قربانی دوران بعد از شاه خود او
خواهد بود.» در ادامه سند مشکلاتی که دولت بختیار با آنها رو به رو بوده است مطرح می گردد که
عناوین مطالب مطروحه عبارت است از: مورد قبول شاه واقع شدن، پذیرفته شدن توسط مجلس، در
رابطه با دو مورد اول مورد قبول مردم قرار گرفتن، مبارزه با فساد، وجود انتقامجویی علیه عناصر
آلوده رژیم در بین مردم و از همه مهمتر مسئله اقتصاد (شامل اعتصابات، اعتصابات شرکت نفت،
افزایش دستمزدها وعده های داده شده، تورم، خروج سرمایه و سرمایه دارها، انتقال ارز و.....).
در بخش دیگری از سند به بررسی سناریویی پرداخته که احتمال داده می شده که موفقیتی
محدود برای بختیار به همراه داشته باشد. این سناریو منعکس کننده نظریات فعالین جبهه ملی در
اصفهان بوده است و «فرض بر این بوده که با رسیدن مخالفت امام خمینی و جبهه ملی با بختیار به اوج
خود، شاه ایران را ترک گوید که خود سبب فروکش کردن جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از
این موفقیت خواهد شد و به این ترتیب تمام کارگران به سر کارهایشان باز خواهند گشت و....» در
پایان سند احتمال سقوط دولت بختیار و رژیمهای جانشین وی و برخورد هر کدام از رژیمهای
جانشین احتمالی با آمریکا مورد بحث قرار گرفته است.
متن بیانات ساندرز معاون وزیر امور خارجه آمریکا که قرار بوده است در برابر کمیته روابط
خارجی مجلس نمایندگان آمریکا ایراد شود، محتوای سند شماره 9 را تشکیل می دهد. به طور
خلاصه ساندرز در این بیانات سعی داشته به چهار سؤال زیر پاسخ دهد: 1 منافع و نقش آمریکا در
ایران چه بوده است؟ 2 وضع کنونی چیست و چگونه پدید آمد؟ 3 آمریکا در قبال این وضع چه
موضعی را اتخاذ کرده است؟ 4 در پیش رو چه داریم؟ این بیانات هر چند جنبه رسمی و نسبتاً حالت
عمومی داشته ولی در عین حال حاوی مطالب جالب توجهی است. در جواب سؤل اول منافع آمریکا
را این گونه برشمرده است: «به خاطر اهمیت از نظر امنیت منطقه خلیج، آینده خاورمیانه و تولید نفت،
ما به ایرانی آزاد، با ثبات و مستقل شدیداً علاقه مند هستیم» و در توضیح نقش آمریکا چنین آمده
است: «.... به دو طریق به ایران کمک کرده ایم تا بنیه اقتصادی خود را تقویت کند. 1 ما در روند
نوسازی ایران اولاً از طریق کمکهای عمرانی و ثانیاً از طریق شرکتهای خصوصی آمریکایی مشارکت
داشته ایم. 2 شرکتهای آمریکایی و غربی در زمینه تولید و بازاریابی نفت ایران شرکت داشته و..... ما
به درخواست ایران مبنی بر کمک به نوسازی نیروهای مسلح آن، که در دفاع ایران نقش مهمی را ایفا
کرده و می کند پاسخ داده ایم.» این نقش در ادامه این قسمت در ابعاد دیپلماسی بین المللی، تأمین انرژی
جهانی و امنیت خلیج فارس نیز بررسی گردیده است.
در مورد سؤال دوم یعنی «چگونگی پیدایش وضع حاضر» عوامل چندی را تحت عناوین نوسازی،
انقلاب سفید، اعتماد و رشد (55 1342). مشکلات و فشارها (57 1355) مورد بحث قرار داده
است پیشرفتهای اقتصادی ناشی از انقلاب سفید و فقدان پیشرفتهای مشابه در نظام سیاسی، مشکلات
ناشی از تمرکز قدرت سیاسی، فقدان کارایی و سیاست در سطوح بالا، بی احترامی به احساسات
مذهبی، عدم موازنه بین درآمدها، قربانی شدن برنامه های عمرانی در راه کسب تجهیزات نظامی و.....
به عنوان مهمترین عوامل نارضایتی و ایجاد آشوب مورد تحلیل قرار گرفته است. اوضاع اقتصادی
ایران در دوران طرح مسئله (اعتصابات، تظاهرات، توقف عملکرد سیستم بانکی، و....) و ارزیابی علل
آشوب مطرح و مشکلات آمریکا و مسائلی که در پیش رو داشته ارائه گردیده است.
در اواسط صحبتهایش، ساندرز به طرح سؤال جدیدی پرداخته است و این که آیا بی ثباتی ایران
همراه با رویدادهای افغانستان، یمن شمالی و جنوبی و شاخ آفریقا بخشهایی از یک الگوی بی ثباتی
که جهت گیری سیاسی منطقه استراتژیک خاورمیانه را تغییر خواهد داد، نیست؟ ساندرز در چهار
پاراگراف به بررسی و تحلیل این سوأل پرداخته و مواضع نسبتاً رسمی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ
به سؤال فوق را همراه با ذکر سیاستهای رسمی آمریکا در قبال وقایع ایران ارائه داده است.
اسناد مربوط به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی
الف انقلاب
سند شماره 12 با عنوان «چه اشتباهی در ایران رخ داد؟» توسط یکی از دیپلماتهای سابق آمریکا
که در سفارت تهران طی دو دوره خدمت کرده، تهیه شده است. وی مشاهدات و تحلیل خود را راجع
به ایران قبل از انقلاب و آنچه که باعث بروز انقلاب گردید، در سند تشریح کرده است. در بخشی از
سند آمده: «واضح است که سیاست ایرانی ما که برای مدت 30 سال در خدمت به ما مؤر واقع شده
بود، اکنون به صورت عاملی بی ربط و ناهنجار درآمده و در مواردی بسیار حتی قبل از سقوط شاه نیز
خطراتی را علیه منافع ما به وجود آورده بود بنابراین بجاست دیگر سؤال شود ایران چه اشتباهی رخ
داده و چرا ما با وجود این همه منافع در ایران، وقوع آن را پیش بینی نکرده بودیم.» در پی این مطلب
وقایع و عواملی را که منجر به سقوط دیکتاتوری شاه گردید، بررسی می کند. وی در تحلیلش به دو
واقعه که در سقوط شاه نقش مهمی داشته اند اشاره می کند: «واقعه یا عامل اول و مهمتر تصمیم سال
1974 / 1353 شاه مبنی بر استفاده از درآمد افزایش یافته نفتی ایران در تسریع حرکت برنامه های
عمران ملی بود و در نتیجه رشد تورم و توزیع ناعادلانه درآمدها و....» و «رویداد دوم ظهور سیاست
حقوق بشر کارتر بود.» سیاستهای شاه و دیدگاههای وی با این بیان که «شاه نیز مایل بود جو سیاسی
خاصی پدیدار گردد تا امکان انتقال قدرت به فرزندش پیدا شود و شاید نسبت به سیاست حقوق بشر
کارتر عکس العمل نشان داد، اقداماتی انجام داد تا حیات سیاسی ایران آزادتر گردد»، مطلب بعدی
مندرج در سند است. نقش رهبری امام خمینی، مذهب و مرجعیت در ایران به عنوان عامل مؤر در
سرنگونی شاه و اشاره ای مختصر به وقایع تاریخی در این باب از مسایل مطروحه دیگر است.
تحلیلگر سپس به بررسی شیوه های متخذه در قبال ایران و پیگیری سیاستهای گزارشگری سفارت
آمریکا در تهران در مواجهه با حوادث سیاسی رژیم شاه می پردازد.