دو حزب بعث سنگ بنایی است که اتحاد دو کشور باید بر آن اساس قرار گیرد، مورد تأکید قرار داد.
(نظریه: بنابراین چنین به نظر می رسد که اسد هنوز باید در مورد این نکته عقب نشینی کند). نکته مهم دیگر
اظهارات بسیار محتاطانه اسد قبل از دور مذاکرات بود که در تلویزیون عصر عنوان گردید و در روزنامه
الثوره بدون هیچ نظریه ای درج گردید. اسد از روی وظیفه شناسی تلاش می کند تا در مورد مسئله اتحاد
سرسخت به نظر برسد اما در پایان سخنانش به نظر می رسد که از رفتار عجولانه اجتناب می ورزد. او
متذکر می شود که این روند به طول خواهد انجامید و اینکه نباید هیچ «نقطه خالی» در روند نهایی اتحاد
باقی بماند و نیز احتمالاً فقط یک مکانیسم که منجر به اتحاد واقعی می شود می تواند طی گفتگوهای جاری
پایه ریزی گردد. اسد چنین نتیجه گیری کرد که پی آمد نهایی این دور از گفتگوها هنوز در حال بحث و
فحص قرار دارد. (نظریه: در تلویزیون بکر رئیس جمهور عراق به نظر رسید از اظهارات اسد دلگیر شده
باشد و تلاش می کرد غیر علاقه مند به این صحبت ها جلوه کند گویی که توجهی به سخنان او نمی کرد).
3 نظریه: البته خیلی زود است که پیش بینی نمود آیا مصالحه واقعی بین شوروشوق عراق برای اتحاد
و برخوردهای محتاطانه سوریها بروز خواهد کرد یا خیر. قرار است ملاقاتی در صبح روز 17 ژوئن بین
اسد، بکر و صدام صورت بگیرد که طی آن احتمالاً در خصوص فاصله ای که می تواند برای گفتگوهای
جاری مانعی ایجاد کند، تصمیم گیری خواهد شد. حتی منابع پر حرف بغداد معمولاً در خصوص پیش بینی
نتایج این مسئله مردد هستند.) پک
مذاکرات اتحاد بین عراق، سوریه: یک ارزیابی
اول تیر 1358 22 ژوئن 79خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در دمشق به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
موضوع: مذاکرات اتحاد بین عراق، سوریه: یک ارزیابی
1 (تمام متن خیلی محرمانه می باشد)
2 خلاصه: اگر چه ثمره چندانی از آخرین ملاقات اسد بکر در بوجود آوردن اتحاد بین سوریه و
عراق انتظار نمی رفت ولی نبودن کوچکترین اثری از چهارچوبی استوار بر اساسنامه ناظران را در اینجا
تقریبا به تعجب واداشته. بنا به اظهارات یک ناظر این ملاقات همان طور که آغاز شده بود یعنی با یک
«اعلامیه برای اتحاد» به پایان رسید. مسئله اتحاد حزبی تکیه کلام دو طرف بود و عراقی ها تقصیر عدم
پیشرفت را به گردن طرف مقابل می انداختند و اسد سرسختانه از دادن کوچکترین امتیازی امتناع
می ورزید. به نظر ما این فرماندهی مشترک سیاسی چیزی بیش از یک کمیته عالی سیاسی شبیه به همان
قرارداد همکاری مشترک که در اکتبر 1978 بوجود آمد نیست بلکه اسم دیگری برآن گذاشته اند.
تصمیمات اضافی جهت سازماندهی دوباره حزب و کمیته ها مبتنی بر اساسنامه و یک فرماندهی نظامی به
نظر ما راه به جایی نمی برد. مهم ترین مسئله در حال حاضر این است که این نزدیک شدن مجدد سوریه و
عراق قبل از آنکه اختلافات قدیمی آنها دوباره چهره خود را نمایان سازد چه مدت طول خواهد کشید.
پایان خلاصه.
3 زمینه: قبل از عزیمت اسد به بغداد در تاریخ 16 ژوئن برای ملاقات با بکر، بیشتر ناظران آگاه در
دمشق اعلام موافقت در مورد یک فرمول برای وحدت قانون اساسی بین سوریه و عراق را پیش بینی نموده
بودند ولی اتحاد دوباره دو جناح بعث، که از سال 1965 تاکنون از هم جدا هستند، مشکل ترین مسئله
جهت مصالحه دو طرف می باشد. این کاملاً آشکار بود که عراقی ها فشاری را در جهت اتحاد حزبی که بعدا
حزب متحد شده را به طور مؤثر زیر کنترلشان بیاورد اعمال خواهند نمود بالعکس سوری ها که کاملاً از
مقصد عراق آگاه بودند مصممانه برای دور نگهداشتن عراقی ها از این موضوع حساس به بغداد رفتند.
4 یک خبرنگار مطلع به ما گفته است که در طول سفر طارق عزیز یکی از اعضای شورای فرماندهی
انقلاب عراق به دمشق درست قبل از ملاقات بغداد، او تمایل شدید عراق را در مورد حضور عبدالله
الاحمر معاون دبیرکل فرماندهی ملی سوریه به همراه اسد با داشتن اختیار کامل برای مذاکره و گرفتن
تصمیم در مورد اتحاد دوباره حزب اعلام نمود. ولی این تقاضا از جانب اسد با این پاسخ که او خود قادر به
گرفتن هرگونه تصمیم در این زمینه است رد شد. در همین ضمن او (اسد) تقاضای خودش را به عزیز اعلام
کرد: که تحت هیچ شرایطی هیئت اعزامی سوریه با اعضای فرماندهی ملی عراق و خصوصا با میشل عفلق
که یکی از پایه گذاران حزب بعث می باشد ملاقات نخواهند نمود بنا به گزارشات رسیده عزیز از این
ملاقات ها به عنوان یک گام عمده جهت آشتی دوباره یاد کرده است.
5 کنفرانس: در یادداشت شومی که اسد و همراهانش در تاریخ 16 ژوئن برای بغداد به جای گذاردند
بنا به گزارشات، عراقی ها فرمول های متعددی را جهت ترغیب نمودن اسد برای اتحاد حزبی و وحدت
ارائه نموده اند طبق گزارشات رادیو مونتکارلو (آسوشیتدپرس لویس فارز، 30خبرنگار آسوشیتدپرس لویس فارز) که همراه اسد به
بغداد رفت عراقی ها با ارائه برنامه توسعه 5 ساله 86 1981) خود نشان دادند که مبالغ چشمگیری
سرمایه به سوریه اختصاص داده اند به علاوه آنها پیشنهاد نمودند که اسد رئیس جمهور دو دولت متحده
شده و همچنین صدام و بکر هم معاونین او باشند. بالاخره بنا به گزارشفارز نکته ای که باعث نگرانی اسد
شد پیشنهاد عراقی ها مبنی بر برگزیده شدن اسد و بکر به عنوان معاون دبیر کل حزب و میشل عفلق
به عنوان دبیرکل حزب متحد بود.
6 فارز می گوید که عراقی ها اتحاد حزبی را شرط اصلی پیشرفت در جبهه های دیگردانسته از دادن
هرگونه امتیاز خودداری می کردند. و اسد نیز از موضع خود تکان نخورد و نتیجه غیرقابل اجتناب پدید
آمد:
از آنجایی مذاکرات کاملاً روشن بود که چنین مسئله ای مهم ترین مانعی خواهد بود که جلوی پیشرفت
مذاکرات را حداقل بر روی کاغذ خواهد گرفت. ما از مطالب گفته شده به وسیله بکر در طول مذاکرات که
در آنها از احتیاج برای اتحاد حزبی و وحدت قانون اساسی ذکر شده بود تعجب کردیم، و در مقابل آن اسد
با دقت کامل از ذکر هرگونه مطلبی در رابطه با اتحاد حزبی اجتناب می ورزید.
اطلاعیه تصمیمات:
7 فرماندهی متحد: فرماندهی متحد که در اطلاعیه سیاسی مشترک 19 ژوئن سفارش شده بود ما را
تکان داد زیرا این اطلاعیه چیزی بیش از تغییر نام کمیته عالی سیاسی که به موجب قرارداد اکتبر 1978
برای اتخاذ همکاری های ملی مشترک بوجود آمده بود، نبود. گرداننده وزارت امورخارجه در امور
مربوط به غرب اروپا به ما گفت که اسد حتی تمایلی جهت معرفی اعضای فرماندهی مشترک نداشت ولی
مطالبی در این مورد ابراز داشت و این هم احتمالاً به خاطر وانمود کردن پیشرفت در مذاکرات بوده است. با
در نظر گرفتن مسئولیت های اضافی که به این کمیته محول گردیده است، این مسئولیت ها چیزی بیش از
دوباره تغییر دادن عبارات قرارداد عملکرد مشترک نمی باشد.
کمیته اتحاد حزبی:
محمد حیدر رئیس سوری این کمیته می باشد که هم عضو حزب ملی بعث و هم فرماندهی منطقه ای
می باشد، خبر داریم که به اسد هم نزدیک می باشد وی در ژانویه 1979 به پرسنل تحت تعلیم حزب گفته
است که آنان نباید در مورد اتحاد با عراق ناراحت باشند زیرا این مسئله هیچ گاه به وقوع نخواهد پیوست.
دیر یا زود سوریه دوباره با عراق به حالت جنگ در خواهد آمد. موضوع روشن است که هیچ گونه
پیشرفتی از این کمیته حاصل نخواهد شد.
کمیته اساسنامه و فرماندهی نظامی واحد:
همانطور که قبلاً گزارش داده شده است مذاکرات حتی قبل از آخرین کنفرانس بر سر فرمول وحدت
قانون اساسی در جریان بوده است. این مذاکرات بدون هیچ گونه شکی به طور نامحدود تا جایی که دو
طرف بتوانند یک مصالحه آبرومندانه را تدارک ببینند ادامه خواهد یافت. گرداننده امور اروپای غربی
وزارت امورخارجه براساس اطلاعات مناسبی که بدست آورده ما را مطلع نموده است که تأسیس
فرماندهی نظامی واحد و مذاکرات بر سر مسئله رهبری نظامی بی معنا می باشد و راه به جایی نمی برد.
هیچ کدام از سربازان عراقی اجازه ورود به سوریه را نخواهند داشت. ما با این ارزیابی موافقیم.
8 دورنمای آینده: ما همراه با بقیه ناظران در دمشق انتظار چندانی در مورد نتیجه آخرین ملاقات اسد
بکر نداشتیم با وجود این ما از ناچیز بودن نتایج تعجب کردیم. برای مثال ما به این نکته اشاره می کنیم که
برعکس قرارداد همکاری مشترک، اطلاعیه سیاسی هیچ مقامی را برای فرماندهی سیاسی معرفی
نمی نماید و همچنین آن اطلاعیه تاریخی را برای ملاقات های مرتب و منظم رهبران مشخص نمی کند. این
موضوع کاملاً روشن بود که اسد حاضر به متعهد شدن به چیزی که امکان دارد آزادی عمل سوریه را
محدود کند نیست که در نتیجه همین مسئله باعث رفت و آمد زیاد او (اسد) در آینده شود. مهم ترین سؤال
مطرح شده اکنون این است که سوری ها و عراقی ها از اینجا به کدام سمت می روند. باتوجه به اینکه هر دو
طرف موضع سخت و مخالفی را در مورد اتحاد حزبی دارند هیچ گونه محلی برای مصالحه به نظر نمی رسد،
تحت چنین شرایطی ما نمی دانیم که چه مدت دیگر عراقی ها حاضرند به این همکاریهای مالی و
اقتصادیشان با سوریه ادامه بدهند. ارزیابی ما این است که این مسئله برای مدت زیادی قبل از ظهور
دوباره اختلافات اساسی که عراق و سوریه را برای سالهای مدیدی از هم جدا نموده است طول نخواهد
کشید، تا اینکه این ساختمان ظریف و کم مقاومت اتحاد را که بوجود آمده است از بین ببرد. همانطور که
یک ناظر اظهار می دارد، مذاکرات اسد بکر همان طور که آغاز شده بود پایان یافت، با یک درخواست
برای اتحاد.
مذاکرات وحدت عراق سوریه
3 تیرماه 1358 24 ژوئن 1979خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
موضوع: مذاکرات وحدت عراق سوریه
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 مقام سیاسی لبنانی (حفاظت شده) به ما در تاریخ 31 خرداد اطلاع داد که سفارت وی از قول یک
«منبع موثق رسمی عراقی» شنیده است که صدام حسین به طور محرمانه در اواسط خرداد به آلپو رفته است
تا در مورد اجلاس اضطراری آتی با حافظ اسد گفتگو نماید. لبنانی ها نمی توانند دقیقا به خاطر آورند که
این سفر در چه زمانی روی داده است، لیکن معتقدند که این سفر تقریبا در تاریخ 14 13 خرداد و در طول
دیدار طارق عزیز از دمشق صورت گرفته است. بنا به اطلاعات لبنانی، صدام و اسد در محیط باز به مدت
چهار ساعت با یکدیگر گفتگو کرده اند و طی همین ملاقات مشخص گردیده بود که اجلاس 26 خرداد
نمی تواند پیام آور توافق آنچنانی بین آنها باشد.
2 طبق برداشت لبنانیها، صدام به اسد اطلاع داده است که عراقی ها نمی توانند وحدت قانون اساسی را
بپذیرند مگر آنکه در ابتدا مسئله اتحاد حزبی حل شود. هر دو توافق کرده اند که در این مرحله امکان
دست یابی به وحدت حزبی بسیار بعید است، لیکن معتقدند که وجود پیشرفت در مذاکرات وحدت عراق و
سوریه امری ضروری است. در نتیجه، بنا به تفسیر و تعبیر لبنانی ها، صدام و اسد در مورد برگزاری اجلاس
به توافق رسیده اند، لیکن گفتگوها تنها نقش مکانیزم حافظ حیثیت را خواهد داشت و در ظاهر حاکی از
پیشرفت خواهد بود.
4 منابع لبنانی اظهار داشتند، که براساس همین توافق قبلی با صدام، حافظ اسد به محض ورود به
بغداد تأکید کرده است که حصول به اتحاد بسیار دشوار است و شاید جلسات اجلاس بتواند مکانیزم طی
طریق را بوجود آورد. لبنانی ها معتقدند که علی رغم نتایج محدود، عراقی ها خواستار تشکیل اجلاس
بوده اند تا بتوانند فرصت اعمال فشار بیشتر بر اسد را به منظور تحصیل امتیاز بیشتر بدست آورده و به
عموم بفهمانند که تنها عراقی ها هستند که حامی واقعی اتحاد عربی می باشند. لبنانی ها معتقدند که صدام و
بکر مایل بوده اند که به خواست های اسد تن دهند چون عراقی ها فراهم آوردن زمینه همکاری نزدیکتر با
سوریه را الزامی می دانند و در صورت لزوم مایلند مسئله وحدت را کنار بگذارند تا «شرایط عینی» تغییر
نماید. لبنانی ها اظهار داشتند که علاوه بر فشار مربوط به منظور دستیابی به همکاری نزدیکتر با سوریه به
دنبال قرارداد مصر و اسرائیل، و انگیزه عراق برای بدست گرفتن رهبریت اعراب عراقی ها به دنبال جنگ
غصبی خود با ایران، بیشتر مایل به جلب جناح غربی به سوی خود می باشند.
5 اظهارنظر: این سناریوی عثمانی لبنانی چه واقعیت داشته و چه نداشته باشد، شک نیست که
اجلاس 29 26 خرداد در بغداد نتیجه مهمی را بدست نداده است. از نقطه نظر بغداد، عراقی ها حداقل در
حال حاضر، حاضرند صبر و بردباری بیشتری را به نمایش بگذارند تا در روند مذاکرات وحدت خللی
پیش نیاید. گرچه عراق هنوز هم براصل وحدت حزبی به عنوان وسیله سلطه عراق بر «دولت متحده»
اصرار دارد، لیکن صدام و بکر طفره رفتن اسد را (تا به حال) با خوشرویی پذیرا شده اند.
6 بنا به دلایل متعدد تاریخی و ناشی از رویدادهای اخیر، تأمل اسد در استقبال گرم از عراقی ها قابل
توجیه است. ولی در بغداد چنین به نظر می رسد که شرایط ایجاد اعلامیه وحدت مهر ماه 1357 هنوز
تغییری نکرده است. احتمالاً به خاطر همین منافع مشترک است که عراقی ها سعی کرده اند در مرحله اول با
سوریه در مورد ترک مخاصمه به توافق برسند و در کمال کینه توزی در مورد فرضیه اتحاد به چاپلوسی و
چرب زبانی پرداخته، و در عین حال خواستار پیشرفت معتدل در زمینه آموزش و پرورش، بهداشت،
کشاورزی و مجمع وکلا باشند. پک
روزنامه الثوره «مداخله در امور داخلی عراق را» مورد انتقاد قرار می دهد
4 تیرماه 1358 25 ژوئن 79خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1377 به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
موضوع: روزنامه الثوره «مداخله در امور داخلی عراق را» مورد انتقاد قرار می دهد
1 (طبقه بندی نشده) الثوره مورخ 4 تیر ماه سرمقاله یک صفحه ای را که توسط دبیرکل اطلاعات دفتر
صدام حسین یعنی صباح سلمان تحت عنوان «جبهه ملی: چگونه است و به کجا می رود» نوشته شده به
چاپ رسانیده است. منظور اصلی بحث سلمان این است که رابطه حزب بعث عراق و حزب کمونیست
عراق از مسائل داخلی عراق محسوب می گردد و حزب بعث هرگز در روابط خود با حزب کمونیست عراق
مداخله خارجی را نمی پذیرد. گرچه در سر مقاله بر مداخلات خارجی تأکید شده است، ولی سلمان
خاطرنشان می سازد که حزب کمونیست عراق در حال حاضر در جبهه ملی وطنی و خلقی باقی است:
حزب بعث این جبهه را اتحاد «تمام عناصر وفادار عراق» می داند و این امر سبب تقسیم قدرت از نظر
حزب حاکمه بعث نمی گردد.
2 (طبقه بندی نشده) به منظور اثبات استدلال خود مبنی بر اینکه جبهه ملی وطنی و خلق نباید وجب
از بین رفتن اختیارات حزب بعث عراق گردد، سلمان بیانیه صدام را پس از زندانی شدن وی به دنبال
کودتای مهر ماه 1342 یادآور می گردد. در آن هنگام به صدام پیشنهاد شده بود که حزب اخیرا طرد شده
بعثی و حزب کمونیست عراق می توانند به منظور در دست گرفتن قدرت جبهه متحدی تشکیل دهند.
صدام این پیشنهاد را رد کرده بود، چون در صورت همکاری حزب بعث و حزب کمونیست عراق، آنها باید
با بوجود آوردن یک دولت ائتلافی در قدرت سهیم شوند. سلمان در ادامه یادآور ملاقات محرمانه صدام و
پونومروف متخصص امور خارجی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی در مسکو در سال 1349
می گردد، که طی آن پونومروف خاطرنشان ساخته بود که اگر حزب بعث با حزب کمونیست عراق هم پیمان
نشود مسکو نخواهد توانست با عراق «رابطه دوستانه» برقرار سازد. صدام این مداخله را در سیاست
داخلی عراق نپذیرفته بود. بعدها نیز، بنا به گفته سلمان در ملاقات محرمانه بین شاه و صدام در الجزایر در
مهر ماه 1353، شاه مسئله فعالیت حزب کمونیست عراق را در منطقه خودمختار کردستان عراق مطرح
کرده بود. صدام همان طور که به روسها اطلاع داده بود، به شاه نیز گفته بود که فعل و انفعالات بین حزب
بعث و حزب کمونیست عراق از جمله مسائل داخلی این کشور بوده و به شاه ارتباطی ندارد.
3 (خیلی محرمانه) اظهارنظر: گرچه به استثناء اشارات مختصر به مذاکرات صدام، در مقاله سلمان
مطلب جدید دیگری وجود ندارد، ولی ظاهرا هدف آن تأیید شدید اصل «عدم مداخله» می باشد. هنوز
نمی دانیم که آیا شوروی و یا اروپای شرقی اخیرا نیز مانند گذشته با عراقی ها در این مورد مذاکره کرده اند
یا نه، ولی فعالیت کمونیستی در عراق کاملاً خنثی شده است. روزنامه کمونیستی «طریق الشعب» که به
مدت یک ماه در اسفند ماه 1358 تعطیل شده بود، هنوز هم در حالت تعلیق بسر می برد و گمان نمی رود که
فعالیت های خود را به زودی از سر گیرد.
4 (خیلی محرمانه) اخیرا شایع شده است که رژیم خیال ایجاد یک جناح طرفدار حزب بعث را در
حزب کمونیست عراق در سر می پروراند، تا بتواند از تخیل مربوط به جبهه ملی وطنی و خلقی وسیع و
پیشرفته حفاظت به عمل آورد. بنا به همین فرضیه، دولت عراق مایل است که فعالیت این روزنامه تا قبل از
بوجود آمدن این جناح شروع نشود، تا روزنامه نیز به همین جناح واگذار گردد. به هر حال، پس از برخورد
اخیر با جمهوری دمکراتیک خلق یمن مارکسیست، روابط عراق و شوروی توأم با تشنج شده و شایع شده
است که روس ها می خواهند از طریق حزب توده و حزب کمونیست عراق در امور مناطق کردنشین
مداخله نمایند، و دولت عراق نیز ظاهرا دریافته است که بهتر است علنا به روسها هشدار دهد که در
صورت حمایت رسمی از حزب کمونیست، روابط رسمی بین دو کشور در معرض خطر قرار خواهد
گرفت.
5 (خیلی محرمانه) ولی، تأکید سلمان بر اصل عدم مداخله در امور عراق ممکن است دارای مصداقی
مستقیم باشد. در حالی که رادیو تهران از شیعیان می خواهد که علیه رژیم بعثی شورش نمایند، این سرمقاله
گویا از طرف صدام منتشر شده تا ایرانیها بدانند که عراق این گونه مداخلات را نیز در امور داخلی خود
نخواهد پذیرفت. در این سرمقاله به مسکو یا تهران هشداری داده نشده، لیکن مفهوم آن واضح است.
پک
نزدیکی عراق و سوریه یک ازدواج مصلحتی
وزارت امورخارجه دفتر اطلاعات و پژوهشهاخیلی محرمانه
گزارش شماره 1211 15 تیرماه 1358 6 ژوئیه 1979(طبقه بندی نشده)
نزدیکی عراق و سوریه یک ازدواج مصلحتی
(خیلی محرمانه خلاصه)
پس از سالها خصومت شدید که چندین بار به جنگ علنی نزدیک شده است رژیم های سوریه و عراق
در پاییز گذشته فرآیندی از نزدیکی فعالانه را آغاز کردند. رهبران دولتی، حزبی و نظامی در هر دو کشور
به طور علنی اکنون چند ماه است از وحدت سخن می رانند. معذالک شواهد متضادی از صمیمیت در هر دو
طرف وجود دارد و گروههایی در هر دو کشور با وحدت ضدیت می کنند.
انگیزه اصلی برای نزدیکی ناشی از اوضاع جدیدی در خاورمیانه است که در نتیجه صلح مصر و
اسرائیل و تا اندازه کمتری انقلاب ایران بوجود آمده است. ملاحظات تاکتیکی در اطراف، میل به اجتناب
از انزوا در جهان عرب در بطن این سازش و آشتی قرار گرفته است. به جای آنکه اعتقاد عمیق به وحدت
در میان باشد پیشرفت در راه وحدت عملی دشوار خواهد بود، زیرا چنین وحدتی فداکاریهای واقعی از
لحاظ قدرت و حاکمیت را در برخواهد داشت که هیچکدام از طرفین حاضر نیستند به آن تن در دهند.
زمینه
(طبقه بندی نشده) قبل از سفر حافظ اسد در اواخر اکتبر 1978 به بغداد، سوریه و عراق رقیب شدید
یکدیگر بودند. کشمکش 12 ساله آنها به رغم چند کوشش سازش گرانه از سال 1970 تنها به مدتهای
کوتاهی در سال های 1967 و 1973 در قبال جنگ با اسرائیل تحت الشعاع قرار گرفت.
(طبقه بندی نشده) عده ای از مسائل باعث جدایی بین دو کشور است.
رهبری حزب بعث (و حکومت) در هر یک از دو کشور مدعی داشتن ردای ارتدوکسی ایدئولوژیکی
انحصاری است. در واقعیت اختلاف چنان مهمی وجود ندارد و علت نفاق رقابت های ملی و شخصی است.
این دو حکومت نسبت به کشمکش با اسرائیل برداشت های متفاوتی داشتند. سوریها در حالی که
«روش قاطع و تند داشتند» قطعنامه شماره 338 شورای امنیت را پذیرفته و از طریق آن قطعنامه شماره
242 را نیز پذیرفتند و در سال 1974 به اتفاق اسرائیل در پیمان جداسازی نیروها شرکت کردند. عراقی ها
قطعنامه های 242 و 338 را رد کردند و خواستار ادامه مبارزه مسلحانه با اسرائیل شدند.
انحراف جریان آب از رود فرات توسط سوریه در سال 1975 دو کشور را به لبه رویارویی نظامی
نزدیک کرد و باعث قطع ارتباطات راه آهن و هوایی و بسته شدن خط لوله نفتی از میدانهای نفت عراق به
دریای مدیترانه شد.
(خیلی محرمانه) دو کشور حملات تبلیغاتی نمایشی علیه یکدیگر به کار برده و مانورهای نظامی
تهدیدآمیز و مبارزات براندازی علیه یکدیگر به راه انداختند سوریه عراق را به خاطر موجی از بمب گذاری
و قتل های سیاسی که در 1976 آغاز شده بود متهم کرد. نشانه هایی وجود داشت که کردهای عراق از
سوریه پشتیبانی دریافت می کنند.
سازش 1978
(طبقه بندی نشده) شایعات نزدیکی (بین دو کشور) از زمان سفر سادات به بیت المقدس در سال 1977
بالا گرفت ولی بغداد و دمشق همچنان به رقابت خود با یکدیگر ادامه دادند تا اینکه کنفرانس سران سه
کشور آمریکا و اسرائیل و مصر در کمپ دیوید در ماه سپتامبر گذشته تشکیل شد. آنگاه آشکار شد که یک
صلح جداگانه به واقعیت نزدیک می شود.
(خیلی محرمانه) صلح مصر و اسرائیل بدان معنی بود که ارتش سوریه که در بلندیهای جولان اهمیت
خود را از دست داده و در لبنان گرفتار شده بود اکنون عملاً در مقابل اسرائیل تنها بود. بغداد و دمشق مواجه
با چشم اندازی بودند که کشورهای میانه روتر هر چند دارای وزنه متقابل قابل اعتماد برای رد (صلح)
نبودند معذالک با مصر هم صف خواهند شد. علاوه بر این عراق این پیمان صلح را به عنوان فرصتی برای
مسلم ساختن نفوذ خود در میان اعراب پس از یک دوران طولانی از انزوا در نتیجه اقدامات سوریه و مصر
تلقی می کرد. عراق همچنین متوجه شد که یک صف بندی نزدیک با سوریه برای او وزنه سنگین تری در
ابتکارات دیپلماتیک ضد کمپ دیوید فراهم خواهد کرد.
(خیلی محرمانه) کنفرانس اسد و بکر در اکتبر سال 1978 علاوه بر اینکه نمایانگر نخستین کوشش
واقعی در سازش ظرف بیش از ده سال بود، چارچوبی برای نزدیکی بین عراق و سوریه فراهم کرد. این
چارچوب عبارت بود از تشکیل تعدادی کمیته برای هماهنگ کردن سازش در مرحله اول و سپس
اقدامات بعدی در راه وحدت در خلال پاییز گزارش های تقریبا روزانه از جلسات کمیته ها و
موافقت نامه ها و تصمیمات در تعدادی از زمینه ها می رسید.
عراقی ها و سوریها ضمن نقل کوشش های ناموفق سابق قصد خود را برای پیشروی کندتر و کاملتر و
برقراری مجدد مناسبات عادی و آنگاه ایجاد همکاری نزدیکتر بین دو حکومت و دو حزب که مرحله
نهایی آن وحدت بود، اعلام داشتند. در جریان کنفرانس بکر و اسد به مسئله وحدت چندان اهمیتی داده
نشد ولی به زودی پس از این کنفرانس موضوع وحدت توسط رهبران دو طرف از سرگرفته شد هر چند با
مفاهیم کلی بدین معنی که به نسبت اهمیت رهبر احتیاط بیشتری در مورد وحدت ابراز می شد.
(خیلی محرمانه) همراه با کنفرانس سران دو کشور در مناسبات بین دو کشور بهبودی چشمگیری
بلافاصله مشاهده گردید.
حملات تبلیغاتی قطع شد و همچنین مانورهای نظامی و حملات براندازی نیز متوقف گردید. عراق و
سوریه به هماهنگ کردن کوشش های دیپلماتیک خود علیه تلاش کمپ دیوید برای صلح پرداختند.
(محرمانه) در ماههای بعد از جلسه ماه اکتبر مناسبات دوجانبه عادی شد و گامهای آزمایشی در راه
وحدت برداشته شد:
ارتباطات راه آهن، هوایی و شوسه مجددا برقرار شد.
خطوط لوله نفتی از میدان های نفت کرکوک تا بندر بانیاس در سوریه مجددا گشوده شد.
عراق فورا نخستین قسط حدود 260 میلیون دلار سالیانه را که به عنوان سوبسید متعهد شده بود،
پرداخت کرد. این تعهد در کنفرانس سران دو کشور صورت گرفته بود. (بدنبال پرداخت بعدی کمک
پرداخت شده عراق جمعا به 160 میلیون دلار می رسد.)
وزارتخانه های امور خارجه و کشور هماهنگی بعضی از جنبه های فعالیت های خود را آغاز کرده اند.
موافقتنامه های اقتصادی، فرهنگی و آموزشی منعقد شد که به عنوان پیشاهنگان وحدت قلمداد
گردید.
تحولات اخیر
(طبقه بندی نشده) در چارچوب نزدیکی که در اکتبر گذشته مورد توافق قرار گرفت خواسته شد که هر
سه ماه یک مرتبه سران دو کشور برای خبرگیری از پیشرفت سازش با یکدیگر ملاقات کنند و دومین
کنفرانس سران در روز 28 ژانویه در دمشق بین حافظ اسد از یک سو و صدام حسین نایب رئیس حزب
بعث از سوی دیگر برگزار شد.
(خیلی محرمانه) هیچگونه اقدام چشمگیری در راه وحدت برداشته نشد، ظاهرا این جلسه با یک
بن بست مواجه شد. صدامحسین خواستار وحدت احزاب بعث دو کشور شد. حافظ اسد طرفدار آن بود که
ابتدا وحدت ساخت های حکومتی عملی شود. اختلاف نظرها با تعهداتی مبنی بر ادامه کوشش ها در هر دو
زمینه بایگانی شد. از آن زمان به بعد هیچ گونه اقدام اساسی اعلام نشده است. چنین به نظر می رسد که
مبارزه برای وحدت به یک زمین مسطح رسیده است. تاکنون این مبارزه با توجه به انگیزه سودهای
تاکتیکی برای هریک از طرفین پیش برده می شد. برای اینکه این مذاکرات پیشرفت کند هر دو رژیم
بایستی امتیازات اساسی به یکدیگر بدهند و گذشت های اساسی نسبت به یکدیگر قائل شوند و این امر
ممکن است موجودیت هریک از این دو را به مخاطره اندازد.
(خیلی محرمانه) سازشی که تاکنون بدست آمده برای هریک سودهای محدودی داشته است.
نظامیان سوریه اکنون از پشتیبانی نیروهای مسلح عراق برخوردارند هر چند این امر تنها از نقطه نظر
تئوری باشد. یک نوع هماهنگی مقدماتی در سطح عالی در مورد حمل و آذوقه رسانی به یک نیروی