بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

تغییری نکرده است. احتمالاً به خاطر همین منافع مشترک است که عراقی ها سعی کرده اند در مرحله اول با

سوریه در مورد ترک مخاصمه به توافق برسند و در کمال کینه توزی در مورد فرضیه اتحاد به چاپلوسی و

چرب زبانی پرداخته، و در عین حال خواستار پیشرفت معتدل در زمینه آموزش و پرورش، بهداشت،

کشاورزی و مجمع وکلا باشند. پک

روزنامه الثوره «مداخله در امور داخلی عراق را» مورد انتقاد قرار می دهد

4 تیرماه 1358 25 ژوئن 79خیلی محرمانه

از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1377 به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی

موضوع: روزنامه الثوره «مداخله در امور داخلی عراق را» مورد انتقاد قرار می دهد

1 (طبقه بندی نشده) الثوره مورخ 4 تیر ماه سرمقاله یک صفحه ای را که توسط دبیرکل اطلاعات دفتر

صدام حسین یعنی صباح سلمان تحت عنوان «جبهه ملی: چگونه است و به کجا می رود» نوشته شده به

چاپ رسانیده است. منظور اصلی بحث سلمان این است که رابطه حزب بعث عراق و حزب کمونیست

عراق از مسائل داخلی عراق محسوب می گردد و حزب بعث هرگز در روابط خود با حزب کمونیست عراق

مداخله خارجی را نمی پذیرد. گرچه در سر مقاله بر مداخلات خارجی تأکید شده است، ولی سلمان

خاطرنشان می سازد که حزب کمونیست عراق در حال حاضر در جبهه ملی وطنی و خلقی باقی است:

حزب بعث این جبهه را اتحاد «تمام عناصر وفادار عراق» می داند و این امر سبب تقسیم قدرت از نظر

حزب حاکمه بعث نمی گردد.

2 (طبقه بندی نشده) به منظور اثبات استدلال خود مبنی بر اینکه جبهه ملی وطنی و خلق نباید وجب

از بین رفتن اختیارات حزب بعث عراق گردد، سلمان بیانیه صدام را پس از زندانی شدن وی به دنبال

کودتای مهر ماه 1342 یادآور می گردد. در آن هنگام به صدام پیشنهاد شده بود که حزب اخیرا طرد شده

بعثی و حزب کمونیست عراق می توانند به منظور در دست گرفتن قدرت جبهه متحدی تشکیل دهند.

صدام این پیشنهاد را رد کرده بود، چون در صورت همکاری حزب بعث و حزب کمونیست عراق، آنها باید

با بوجود آوردن یک دولت ائتلافی در قدرت سهیم شوند. سلمان در ادامه یادآور ملاقات محرمانه صدام و

پونومروف متخصص امور خارجی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی در مسکو در سال 1349

می گردد، که طی آن پونومروف خاطرنشان ساخته بود که اگر حزب بعث با حزب کمونیست عراق هم پیمان

نشود مسکو نخواهد توانست با عراق «رابطه دوستانه» برقرار سازد. صدام این مداخله را در سیاست

داخلی عراق نپذیرفته بود. بعدها نیز، بنا به گفته سلمان در ملاقات محرمانه بین شاه و صدام در الجزایر در

مهر ماه 1353، شاه مسئله فعالیت حزب کمونیست عراق را در منطقه خودمختار کردستان عراق مطرح

کرده بود. صدام همان طور که به روسها اطلاع داده بود، به شاه نیز گفته بود که فعل و انفعالات بین حزب

بعث و حزب کمونیست عراق از جمله مسائل داخلی این کشور بوده و به شاه ارتباطی ندارد.

3 (خیلی محرمانه) اظهارنظر: گرچه به استثناء اشارات مختصر به مذاکرات صدام، در مقاله سلمان

مطلب جدید دیگری وجود ندارد، ولی ظاهرا هدف آن تأیید شدید اصل «عدم مداخله» می باشد. هنوز

نمی دانیم که آیا شوروی و یا اروپای شرقی اخیرا نیز مانند گذشته با عراقی ها در این مورد مذاکره کرده اند

یا نه، ولی فعالیت کمونیستی در عراق کاملاً خنثی شده است. روزنامه کمونیستی «طریق الشعب» که به

مدت یک ماه در اسفند ماه 1358 تعطیل شده بود، هنوز هم در حالت تعلیق بسر می برد و گمان نمی رود که


صفحه 107

فعالیت های خود را به زودی از سر گیرد.

4 (خیلی محرمانه) اخیرا شایع شده است که رژیم خیال ایجاد یک جناح طرفدار حزب بعث را در

حزب کمونیست عراق در سر می پروراند، تا بتواند از تخیل مربوط به جبهه ملی وطنی و خلقی وسیع و

پیشرفته حفاظت به عمل آورد. بنا به همین فرضیه، دولت عراق مایل است که فعالیت این روزنامه تا قبل از

بوجود آمدن این جناح شروع نشود، تا روزنامه نیز به همین جناح واگذار گردد. به هر حال، پس از برخورد

اخیر با جمهوری دمکراتیک خلق یمن مارکسیست، روابط عراق و شوروی توأم با تشنج شده و شایع شده

است که روس ها می خواهند از طریق حزب توده و حزب کمونیست عراق در امور مناطق کردنشین

مداخله نمایند، و دولت عراق نیز ظاهرا دریافته است که بهتر است علنا به روسها هشدار دهد که در

صورت حمایت رسمی از حزب کمونیست، روابط رسمی بین دو کشور در معرض خطر قرار خواهد

گرفت.

5 (خیلی محرمانه) ولی، تأکید سلمان بر اصل عدم مداخله در امور عراق ممکن است دارای مصداقی

مستقیم باشد. در حالی که رادیو تهران از شیعیان می خواهد که علیه رژیم بعثی شورش نمایند، این سرمقاله

گویا از طرف صدام منتشر شده تا ایرانیها بدانند که عراق این گونه مداخلات را نیز در امور داخلی خود

نخواهد پذیرفت. در این سرمقاله به مسکو یا تهران هشداری داده نشده، لیکن مفهوم آن واضح است.

پک

نزدیکی عراق و سوریه یک ازدواج مصلحتی

وزارت امورخارجه دفتر اطلاعات و پژوهشهاخیلی محرمانه

گزارش شماره 1211 15 تیرماه 1358 6 ژوئیه 1979(طبقه بندی نشده)

نزدیکی عراق و سوریه یک ازدواج مصلحتی

(خیلی محرمانه خلاصه)

پس از سالها خصومت شدید که چندین بار به جنگ علنی نزدیک شده است رژیم های سوریه و عراق

در پاییز گذشته فرآیندی از نزدیکی فعالانه را آغاز کردند. رهبران دولتی، حزبی و نظامی در هر دو کشور

به طور علنی اکنون چند ماه است از وحدت سخن می رانند. معذالک شواهد متضادی از صمیمیت در هر دو

طرف وجود دارد و گروههایی در هر دو کشور با وحدت ضدیت می کنند.

انگیزه اصلی برای نزدیکی ناشی از اوضاع جدیدی در خاورمیانه است که در نتیجه صلح مصر و

اسرائیل و تا اندازه کمتری انقلاب ایران بوجود آمده است. ملاحظات تاکتیکی در اطراف، میل به اجتناب

از انزوا در جهان عرب در بطن این سازش و آشتی قرار گرفته است. به جای آنکه اعتقاد عمیق به وحدت

در میان باشد پیشرفت در راه وحدت عملی دشوار خواهد بود، زیرا چنین وحدتی فداکاریهای واقعی از

لحاظ قدرت و حاکمیت را در برخواهد داشت که هیچکدام از طرفین حاضر نیستند به آن تن در دهند.

زمینه

(طبقه بندی نشده) قبل از سفر حافظ اسد در اواخر اکتبر 1978 به بغداد، سوریه و عراق رقیب شدید

یکدیگر بودند. کشمکش 12 ساله آنها به رغم چند کوشش سازش گرانه از سال 1970 تنها به مدتهای

کوتاهی در سال های 1967 و 1973 در قبال جنگ با اسرائیل تحت الشعاع قرار گرفت.


صفحه 108

(طبقه بندی نشده) عده ای از مسائل باعث جدایی بین دو کشور است.

رهبری حزب بعث (و حکومت) در هر یک از دو کشور مدعی داشتن ردای ارتدوکسی ایدئولوژیکی

انحصاری است. در واقعیت اختلاف چنان مهمی وجود ندارد و علت نفاق رقابت های ملی و شخصی است.

این دو حکومت نسبت به کشمکش با اسرائیل برداشت های متفاوتی داشتند. سوریها در حالی که

«روش قاطع و تند داشتند» قطعنامه شماره 338 شورای امنیت را پذیرفته و از طریق آن قطعنامه شماره

242 را نیز پذیرفتند و در سال 1974 به اتفاق اسرائیل در پیمان جداسازی نیروها شرکت کردند. عراقی ها

قطعنامه های 242 و 338 را رد کردند و خواستار ادامه مبارزه مسلحانه با اسرائیل شدند.

انحراف جریان آب از رود فرات توسط سوریه در سال 1975 دو کشور را به لبه رویارویی نظامی

نزدیک کرد و باعث قطع ارتباطات راه آهن و هوایی و بسته شدن خط لوله نفتی از میدانهای نفت عراق به

دریای مدیترانه شد.

(خیلی محرمانه) دو کشور حملات تبلیغاتی نمایشی علیه یکدیگر به کار برده و مانورهای نظامی

تهدیدآمیز و مبارزات براندازی علیه یکدیگر به راه انداختند سوریه عراق را به خاطر موجی از بمب گذاری

و قتل های سیاسی که در 1976 آغاز شده بود متهم کرد. نشانه هایی وجود داشت که کردهای عراق از

سوریه پشتیبانی دریافت می کنند.

سازش 1978

(طبقه بندی نشده) شایعات نزدیکی (بین دو کشور) از زمان سفر سادات به بیت المقدس در سال 1977

بالا گرفت ولی بغداد و دمشق همچنان به رقابت خود با یکدیگر ادامه دادند تا اینکه کنفرانس سران سه

کشور آمریکا و اسرائیل و مصر در کمپ دیوید در ماه سپتامبر گذشته تشکیل شد. آنگاه آشکار شد که یک

صلح جداگانه به واقعیت نزدیک می شود.

(خیلی محرمانه) صلح مصر و اسرائیل بدان معنی بود که ارتش سوریه که در بلندیهای جولان اهمیت

خود را از دست داده و در لبنان گرفتار شده بود اکنون عملاً در مقابل اسرائیل تنها بود. بغداد و دمشق مواجه

با چشم اندازی بودند که کشورهای میانه روتر هر چند دارای وزنه متقابل قابل اعتماد برای رد (صلح)

نبودند معذالک با مصر هم صف خواهند شد. علاوه بر این عراق این پیمان صلح را به عنوان فرصتی برای

مسلم ساختن نفوذ خود در میان اعراب پس از یک دوران طولانی از انزوا در نتیجه اقدامات سوریه و مصر

تلقی می کرد. عراق همچنین متوجه شد که یک صف بندی نزدیک با سوریه برای او وزنه سنگین تری در

ابتکارات دیپلماتیک ضد کمپ دیوید فراهم خواهد کرد.

(خیلی محرمانه) کنفرانس اسد و بکر در اکتبر سال 1978 علاوه بر اینکه نمایانگر نخستین کوشش

واقعی در سازش ظرف بیش از ده سال بود، چارچوبی برای نزدیکی بین عراق و سوریه فراهم کرد. این

چارچوب عبارت بود از تشکیل تعدادی کمیته برای هماهنگ کردن سازش در مرحله اول و سپس

اقدامات بعدی در راه وحدت در خلال پاییز گزارش های تقریبا روزانه از جلسات کمیته ها و

موافقت نامه ها و تصمیمات در تعدادی از زمینه ها می رسید.

عراقی ها و سوریها ضمن نقل کوشش های ناموفق سابق قصد خود را برای پیشروی کندتر و کاملتر و

برقراری مجدد مناسبات عادی و آنگاه ایجاد همکاری نزدیکتر بین دو حکومت و دو حزب که مرحله


صفحه 109

نهایی آن وحدت بود، اعلام داشتند. در جریان کنفرانس بکر و اسد به مسئله وحدت چندان اهمیتی داده

نشد ولی به زودی پس از این کنفرانس موضوع وحدت توسط رهبران دو طرف از سرگرفته شد هر چند با

مفاهیم کلی بدین معنی که به نسبت اهمیت رهبر احتیاط بیشتری در مورد وحدت ابراز می شد.

(خیلی محرمانه) همراه با کنفرانس سران دو کشور در مناسبات بین دو کشور بهبودی چشمگیری

بلافاصله مشاهده گردید.

حملات تبلیغاتی قطع شد و همچنین مانورهای نظامی و حملات براندازی نیز متوقف گردید. عراق و

سوریه به هماهنگ کردن کوشش های دیپلماتیک خود علیه تلاش کمپ دیوید برای صلح پرداختند.

(محرمانه) در ماههای بعد از جلسه ماه اکتبر مناسبات دوجانبه عادی شد و گامهای آزمایشی در راه

وحدت برداشته شد:

ارتباطات راه آهن، هوایی و شوسه مجددا برقرار شد.

خطوط لوله نفتی از میدان های نفت کرکوک تا بندر بانیاس در سوریه مجددا گشوده شد.

عراق فورا نخستین قسط حدود 260 میلیون دلار سالیانه را که به عنوان سوبسید متعهد شده بود،

پرداخت کرد. این تعهد در کنفرانس سران دو کشور صورت گرفته بود. (بدنبال پرداخت بعدی کمک

پرداخت شده عراق جمعا به 160 میلیون دلار می رسد.)

وزارتخانه های امور خارجه و کشور هماهنگی بعضی از جنبه های فعالیت های خود را آغاز کرده اند.

موافقتنامه های اقتصادی، فرهنگی و آموزشی منعقد شد که به عنوان پیشاهنگان وحدت قلمداد

گردید.

تحولات اخیر

(طبقه بندی نشده) در چارچوب نزدیکی که در اکتبر گذشته مورد توافق قرار گرفت خواسته شد که هر

سه ماه یک مرتبه سران دو کشور برای خبرگیری از پیشرفت سازش با یکدیگر ملاقات کنند و دومین

کنفرانس سران در روز 28 ژانویه در دمشق بین حافظ اسد از یک سو و صدام حسین نایب رئیس حزب

بعث از سوی دیگر برگزار شد.

(خیلی محرمانه) هیچگونه اقدام چشمگیری در راه وحدت برداشته نشد، ظاهرا این جلسه با یک

بن بست مواجه شد. صدامحسین خواستار وحدت احزاب بعث دو کشور شد. حافظ اسد طرفدار آن بود که

ابتدا وحدت ساخت های حکومتی عملی شود. اختلاف نظرها با تعهداتی مبنی بر ادامه کوشش ها در هر دو

زمینه بایگانی شد. از آن زمان به بعد هیچ گونه اقدام اساسی اعلام نشده است. چنین به نظر می رسد که

مبارزه برای وحدت به یک زمین مسطح رسیده است. تاکنون این مبارزه با توجه به انگیزه سودهای

تاکتیکی برای هریک از طرفین پیش برده می شد. برای اینکه این مذاکرات پیشرفت کند هر دو رژیم

بایستی امتیازات اساسی به یکدیگر بدهند و گذشت های اساسی نسبت به یکدیگر قائل شوند و این امر

ممکن است موجودیت هریک از این دو را به مخاطره اندازد.

(خیلی محرمانه) سازشی که تاکنون بدست آمده برای هریک سودهای محدودی داشته است.

نظامیان سوریه اکنون از پشتیبانی نیروهای مسلح عراق برخوردارند هر چند این امر تنها از نقطه نظر

تئوری باشد. یک نوع هماهنگی مقدماتی در سطح عالی در مورد حمل و آذوقه رسانی به یک نیروی


صفحه 110

عراقی در سوریه در صورتی که در مقابل اسرائیلی ها مورد لزوم باشد صورت گرفته است و لیکن این بدان

معنی نیست که ظرفیت نظامی هریک از دو کشور واقعا بالا رفته است. علاوه بر این عراق می تواند برای

اسلحه پول به سوریه بدهد، به ویژه از این نظر که کشورهای محافظه کارتر نفت خیز (عرب) از پرداختن پول

بابت اسلحه شوروی ابا دارند.

اقتصاد سوریه سود خواهد برد. نفت بار دیگر از طریق خط لوله نفتی کرکوک بانیاس در جریان است

که بالنتیجه نفت ارزان قیمت تر برای پالایشگاههای سوریه فراهم کرده و درآمد حق ترانزیت نفت نیز به

سوریه می رسد. راه خروجی اضافی نفت عراق امکانات بازاریابی نفت را برای عراق توسعه می دهد.

انزوای اولیه عراق ناشی از سیاست های رادیکال آن شکسته شده است. سازش با سوریه همراه با

پیشبرد موفقیت آمیز کنفرانس سران دو کشور در بغداد و کنفرانس هایی در سطح وزارتی امتیاز بزرگی را

برای رژیم بکر و حسین فراهم کرده است.

در حالی که اوضاع در ایران بتدریج روبه وخامت رفته عراقی ها برای همکاری و پشتیبانی کلی بیش

از پیش چشم به سوریه دوخته اند.

(خیلی محرمانه) در زمینه سیاست خارجی هر دو کشور کارآیی بیشتری را در اجرای هدف های

سیاسی خویش نشان دادند. همکاری سوریه و عراق در جریان کنفرانس سران دو کشور در اکتبر گذشته

عامل مهمی در فراهم کردن پشتیبانی میانه روها در رد پیمان های کمپ دیوید و مجازات های تهدیدی

علیه مصر به شمار می روند زیرا کشورهای میانه رو نتوانسته بودند این دو کشور مهم جبهه پایداری را در

مقابل یکدیگر قرار دهند. این امر بار دیگر در ماه مارس در کنفرانس وزیران امور خارجه بغداد صورت

گرفت هنگامی که مجازات هایی برقرار گردید و از آن زمان به بعد شتاب علیه مصر همچنان شدت یافت.

عراق و سوریه موفقیت دیگری در زمینه دیپلماسی در یمن بدست آوردند و ابتکارات آنها برای متوقف

کردن جنگ بین یمن شمالی و یمن جنوبی مورد پشتیبانی سایر کشورهای عربی واقع گردید.

(خیلی محرمانه چنین به نظر می رسد که دو کشور همچنین در معامله با شورویها با یکدیگر همکاری

کرده اند. احتمالاً این دو کشور می توانند به یکدیگر به نحو متقابلی درباره مسائلی نظیر اسلحه برای سوریه

و اعمال فشار شوروی بر عراق بر سر تعقیب و آزار کمونیست های عراق از سوی حزب بعث به یکدیگر

کمک کنند. کاهش توانایی شوروی در اعمال نفوذ بر رقابت بین این دو (سوریه و عراق) و همچنین

کشورهای میانه رو عرب به هر دو این کشورها مجالی برای مانور با مسکو می دهد.

در حالی که شوروی ها از نزدیک شدن این دو کشور بیکدیگر پشتیبانی کرده اند، شوروی ها احتمالاً

درباره فوائد این پشتیبانی به هدف های سیاست خارجی خود شک و تردید دارند.

آینده(خیلی محرمانه)

سودهای دیگر از وحدت باید در مقابل خطراتی که ممکن است در برداشته باشد از سوی هر یک از

طرفین سبک و سنگین شود.

دستگاه رهبری اقلیتی علوی در سوریه (که حافظ اسد را نیز در برمی گیرد) وحدت با عراق را یک نوع

تهدیدی برای خود تلقی می کند. در هر دو زمینه پیشنهادی وحدت یعنی حکومت و حزب چنین تصور

می شود که عراقی ها امتیازات مشخصی خواهند داشت (و این تصور صحیح است.)


صفحه 111

حزب بعث عراق دارای انگیزه های مشخصی بوده و بسیار یک دست و از انضباط عالی برخوردار

است. دستگاه رهبری غیرنظامی حزب را از طریق تصفیه و شستشوی مغزی تحت مهار در آورده است.

حزب در نظام حکومتی عراق یک عنصر ترکیبی مهمی بشمار می رود. این حزب از امتیازاتی که به وسیله

یکی از مؤسسین بعث یعنی میشل عفلق که اخیرا سمت تشریفاتی دبیر کل را داراست و همچنین عده ای

سرشناس دیگر از زمان دوران تأسیس حزب که بیشتر آنها سوری هستند برخوردار است.

برعکس، هدف اصلی حزب بعث سوریه مشروعیت بخشیدن دولتی است که قدرت واقعی سیاسی را

از طریق یک ارتش در حد عالی سیاسی شده، اعمال می کند. حزب بعث سوریه فاقد انضباط است و شامل

اعضای بسیاری است که از دوران های گذشته باقی مانده اند.

در صورت وحدت، جناح عراق قوه محرکه و انسجام خود را حفظ می کرد. از سوی دیگر سوری ها

احتمالاً تجزیه شده و فاقد دستگاه رهبری می شوند. اعضایی که با رژیم اسد مخالفند در مقابل اسد با

عراقی ها در یک صف قرار می گیرند. پس از یک دوران نسبتا کوتاه انتظار می رفت که عراقی ها کنترل یک

حزب متحده شده را در دست بگیرند مگر اینکه رژیم اسد تصمیم بگیرد که به این وحدت پایان دهد.

جمعیت بزرگتر عراق در جریان مذاکرات مربوط به وحدت همیشه یک وجه امتیاز در بحث ها بوده

است. بغداد نقشه هایی برای حکومت براساس نمایندگی نسبت به جمعیت عنوان کرده است. در حالی که

دمشق با پیشنهادهایی جهت یک تصمیم برابری از نمایندگان مقابله کرده است. امتیاز دیگری که عراق

دارد نفت آن است، در حال حاضر بغداد قسمت قابل ملاحظه ای از سوبسیدهای وعده داده شده به سوریه

را به عنوان یک دولت خط مقدم جبهه می پردازد. در صورت وحدت با سوریه عراق قسمت بزرگ درآمد

دولت را فراهم کرده و بدین ترتیب می کوشد تا به نسبت کمک داده شده خود، اعمال قدرت کند.

سرانجام سوریه باید درباره عواقب مستقر کردن تعداد زیادی از سربازان عراقی در خاک سوریه

نگران باشد. تعداد نیروهای مسلح عراق بیشتر بوده و این نیروها از نیروهای سوری مجهزترند. حضور

آنها در داخل سوریه یک نقطه مثبت مهم برای عراقی ها خواهد بود اگر عراق می خواست که در یک

وحدتی، برتری داشته باشد.

ولی عراقی ها همچنین باید درباره مطلوب بودن وحدت شک و تردید داشته باشند. تاکنون عراقی ها

توانسته اند خلوص ایدئولوژیکی رادیکال آرا بودند حفظ کنند. اگر عراقی ها با سوریه پیوند می داشتند

خود را تحت فشار شدید برای سازش در مورد مواضع شدید جبهه امتناع و سوسیالیستی قرار می دادند.

یک نکته نگران کننده تر دیگر مربوط به پیوند دادن نظامیان تحت کنترل غیر نظامیان عراق با نیروهای

مسلح سیاسی شده سوریه است. این وضع ممکن بود به بدتر شدن جدایی شدید حکومت و دستگاه نظامی

که عراق توانسته است با تحمل زحمات فراوان در طول سال گذشته بسازد، منجر گردد.

هر یک از دو رژیم تحت تسلط اقلیت هایی از جمعیت کشور خود است. در سوریه علوی ها هستند که

حکمرانی می کنند و در عراق سنی های عرب که حدود 25% از کل جمعیت را دارند، حکومت را به طور

سنتی در دست دارند. هر دو گروههای رهبری کننده نسبت به آسیب پذیر بودن خود حساسیت دارند.

علوی های و به ویژه رفعت الاسد.

برادر حافظ اسد، رئیس جمهور اظهار نگرانی کرده، از اینکه عراق ممکن است بکوشد تا از اکثریت

قاطع سنی سوریه بهره برداری کند. این دستگاه رهبری تاکنون همه نقشه های وحدت گرایانه ای را که


صفحه 112

پایگاههای قدرت علویها را در حزب، ارتش و دولت تهدید می کند مسدود کرده است. می توان با آسودگی

خاطر تصور کرد که حافظ اسد خود نیز در این نگرانی ها سهیم است. دستگاه رهبری بغداد نیز بنوبه خود

آگاه است که انقلاب ایران احتمال فعالیت های نارضایی اکثریت شیعه جامعه را افزایش می دهد.

اعلامیه های اخیر ایران در پشتیبانی از شیعیان عراق، این نگرانی را تشدید می کند. نفوذی که علوی ها در

نتیجه وحدت (بین سوریها و عراق) اعمال خواهند کرد، ممکن است اوضاعی را که هم اکنون فرار به نظر

می رسد پیچیده تر نماید.

چشم انداز وحدت عملی بین عراق و سوریه امیدبخش نیست. برای هر دو رژیم سازش بین دو کشور

به عنوان یک تاکتیک سودمند سیاسی آغاز شد. هر یک از طرفین از یک چنین سازشی سود برد ولی

هیچکدام از طرفین حاضر نیست حتی اندکی از قدرتی را که دارا است و به دیگری تسلیم کند. معذالک

تدابیر ویژه ای وجود دارد که چنانچه در عمل به مورد اجرا گذاشته شود به ناظران خارجی نشان خواهد

داد که دو کشور درباره وحدت بین خود تمایلات جدی دارند:

وحدت دو حزب برای هر دو کشور یک شالوده محکم ایدئولوژیک فراهم خواهد کرد که بتواند

اصول بعثی را در سراسر خاورمیانه منتشر کنند.

وحدت نظامی که از کارهای نمایشی از قبیل اعلامیه های مشترک و دیدارها مشخص باشد به هر دو

کشور یک دستگاه نظامی قدرتمندی خواهد بخشید که بتواند با تهدیدهای احتمالی ایران مقابله کرده و

نیروی بازدارنده مطمئن تری در مقابل اسرائیل باشد. یک ستاد مشترک حقیقی با ظرفیت طراحی دائمی و

هماهنگی در نیروی دفاع هوایی و تمرین ها و مانورهای مشترک بعضی از اقداماتی هستند که باید انجام

گیرد تا نیروی مشترک دو کشور بتوانند به نحو مؤثری با یکدیگر کار کنند. باوجود این عراق و سوریه

آگاهند که کوشش جدی برای متحد کردن نیروهای مسلح آنها اگر از جانب اسرائیل به عنوان یک تهدید

تلقی شود، منجر به یک حمله پیشگیرانه اسرائیل خواهد شد.

توافق درباره تقسیم آب رود فرات، متضمن سازشهایی خواهد بود که در منافع اساسی ملی در دو

کشور اثر خواهد گذاشت. آب کمیاب و حیاتی است. با حل این مسئله دمشق و بغداد تمایل صمیمانه خود

را به پیشرفت فراتر از ملاحظات تاکتیکی در تقویت مناسبات خود خواهند داشت.

سیاست مشترک در مورد صلح خاورمیانه که می توانست با موافقت عمومی پذیرفتن یا رد

قطعنامه های شماره 242 و 337 شورای امنیت را نشان دهد، دلالت بر تمایل به سازش در مورد اصولی که

هریک از طرفین نسبت به آن پایبندی محکمی دارند می نماید.

نتیجه گیری(خیلی محرمانه)

کنفرانس سوم سران دو کشور بین بکر و اسد از بیست وسه تا بیست وشش ژوئن در بغداد تشکیل شد.

حدس های زیادی زده می شد که این اجتماع منجر به یک نوع اعلامیه وحدت حتی در روی کاغذ خواهد

شد و این حدسیات توسط رسانه های گروهی و اعلامیه های رسمی دامن زده می شد ولی در عوض رهبران

دو کشور تشکیل یک «رهبری واحد سیاسی» را اعلام کردند. این رهبری واحد سیاسی ظاهرا یک هیئت

هماهنگ کننده سیاسی بود با یک فرماندهی واحد نظامی که تحت فرمان آن قرار گرفته بود. وحدت

حکومت و احزاب دو کشور موکول به مطالعات بیشتر از سوی کمیته های ویژه گردید.


صفحه 113

این «رهبری واحد سیاسی» به جای آنکه گامی بیشتر در راه وحدت باشد، صرفا «یک کمیته عالی

سیاسی» است که نام آن عوض شده است. فرماندهی واحد نظامی که به نحو مبهمی تشکیل شده و تحت

کنترل دو رئیس جمهور قرار گرفته، ظاهرا تحول مهمی به شمار نمی رود زیرا هر دو هیئت برای پنهان

نگهداشتن عدم پیشرفت در راه وحدت واقعی ایجاد شده اند.

علیرغم ناکامی در این کنفرانس سوم سران، مناسبات دو کشور احتمالاً در سطح هماهنگی نسبی

کنونی باقی خواهد ماند. دمشق و بغداد هر دو احساس می کنند که در نتیجه پیمان صلح در معرض تهدید

قرار گرفته اند و احساس می کنند که آنها می توانند با همکاری یکدیگر با چنین پیمانی به نحو مؤثرتری

مقابله کنند. هر چند عوامل مشوقه دیگری برای همکاری وجود دارد که از عامل خارجی فراهم شده از

سوی پیمان صلح مستقل است، مناسبات عراق و سوریه احتمالاً به مرحله رقابتی که مشخصه مناسبات

آنها تا پائیز گذشته بود خواهد رسید. آماده شده توسط لئونارد سنس نی.

سوریه متهم به دست داشتن در کودتا در عراق

3 مرداد 1358 27 ژوئیه 1979 سرّی

از: سفارت آمریکا در دمشق به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی سی

موضوع: سوریه متهم به دست داشتن در کودتا در عراق

1 تمام متن سرّی می باشد.

2 از تلگرام مرجع و منابع دیگر چنین به نظر می رسد که عراقی ها جدا عقیده دارند که سوریه به طور

فعالانه از کودتایی با هدف سرنگونی صدام حسین طرفداری می کرده است. در حالی که اطلاعات در

رابطه با این موضوع در دمشق ناچیز است. ما از نشانه هایی دریافته ایم که سوریه از این اتهامات خیلی

نگران می باشد و عقیده دارد که این اتهامات شدیدا به روابط بین عراق و سوریه لطمه وارد می نماید. به نظر

ما باتوجه به مشکلات داخلی و خارجی که در مقابل رژیم اسد قرار دارد این چیزی است که او به هر قیمتی

که شده می خواهد از آن اجتناب نماید. تنها چیزی که اسد در حال حاضر احتیاج دارد پائین آوردن سطح

روابط بین سوریه و عراق تا سطح سال 1978 می باشد.

3 بنا به اظهار یک منبع، حزب بعث سوریه تماس های مخفیانه ای با بعضی از عوامل عراقی که به نظر

می رسد طرفدار سوریه باشند. برقرار نموده است. بنا به اظهار همین منبع هدف این تماسها برانداختن

رژیم عراق نمی باشد بلکه فقط می خواهند راه تماس را با عراقی های دوست باز نگهدارند. هدف دیگر

(اگر چه ذکر نگردیده) ممکن است نظارت بر اعمال سوری هایی باشد که پس از نزدیک شدن دو کشور به

یکدیگر به عراق مسافرت کرده اند. گزارشهای سیا نشانگر این مطلب است که سوری هایی که از عراق باز

می گردند بوسیله سازمان اطلاعاتی سوریه دستگیر و در رابطه با تماسهایی که با عراقیها داشته اند مورد

بازپرسی قرار می گیرند. این گزارشات حاکی از آن است که سازمان مخابرات سوریه اطلاعات کاملی در

مورد ارتباطهایی که در عراق برقرار شده دارد، این خود روشنگر این مسئله است که سوریها شبکه

اطلاعاتی کارآمدی در بغداد دارند.

4 این احتمال داده می شود که در بین سالهای 1975 تا 1978 وقتی که روابط سوریه با عراق خراب

بود سوریها عوامل عراقی را برای سرنگونی رژیم بکر سازماندهی کرده باشند. یکی از گزارش های اخیر

حاکی از آن است که آنهایی که در بغداد دستگیر شده اند از سال 1975 با سوریه در تماس بوده اند.