این «رهبری واحد سیاسی» به جای آنکه گامی بیشتر در راه وحدت باشد، صرفا «یک کمیته عالی
سیاسی» است که نام آن عوض شده است. فرماندهی واحد نظامی که به نحو مبهمی تشکیل شده و تحت
کنترل دو رئیس جمهور قرار گرفته، ظاهرا تحول مهمی به شمار نمی رود زیرا هر دو هیئت برای پنهان
نگهداشتن عدم پیشرفت در راه وحدت واقعی ایجاد شده اند.
علیرغم ناکامی در این کنفرانس سوم سران، مناسبات دو کشور احتمالاً در سطح هماهنگی نسبی
کنونی باقی خواهد ماند. دمشق و بغداد هر دو احساس می کنند که در نتیجه پیمان صلح در معرض تهدید
قرار گرفته اند و احساس می کنند که آنها می توانند با همکاری یکدیگر با چنین پیمانی به نحو مؤثرتری
مقابله کنند. هر چند عوامل مشوقه دیگری برای همکاری وجود دارد که از عامل خارجی فراهم شده از
سوی پیمان صلح مستقل است، مناسبات عراق و سوریه احتمالاً به مرحله رقابتی که مشخصه مناسبات
آنها تا پائیز گذشته بود خواهد رسید. آماده شده توسط لئونارد سنس نی.
سوریه متهم به دست داشتن در کودتا در عراق
3 مرداد 1358 27 ژوئیه 1979 سرّی
از: سفارت آمریکا در دمشق به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی سی
موضوع: سوریه متهم به دست داشتن در کودتا در عراق
1 تمام متن سرّی می باشد.
2 از تلگرام مرجع و منابع دیگر چنین به نظر می رسد که عراقی ها جدا عقیده دارند که سوریه به طور
فعالانه از کودتایی با هدف سرنگونی صدام حسین طرفداری می کرده است. در حالی که اطلاعات در
رابطه با این موضوع در دمشق ناچیز است. ما از نشانه هایی دریافته ایم که سوریه از این اتهامات خیلی
نگران می باشد و عقیده دارد که این اتهامات شدیدا به روابط بین عراق و سوریه لطمه وارد می نماید. به نظر
ما باتوجه به مشکلات داخلی و خارجی که در مقابل رژیم اسد قرار دارد این چیزی است که او به هر قیمتی
که شده می خواهد از آن اجتناب نماید. تنها چیزی که اسد در حال حاضر احتیاج دارد پائین آوردن سطح
روابط بین سوریه و عراق تا سطح سال 1978 می باشد.
3 بنا به اظهار یک منبع، حزب بعث سوریه تماس های مخفیانه ای با بعضی از عوامل عراقی که به نظر
می رسد طرفدار سوریه باشند. برقرار نموده است. بنا به اظهار همین منبع هدف این تماسها برانداختن
رژیم عراق نمی باشد بلکه فقط می خواهند راه تماس را با عراقی های دوست باز نگهدارند. هدف دیگر
(اگر چه ذکر نگردیده) ممکن است نظارت بر اعمال سوری هایی باشد که پس از نزدیک شدن دو کشور به
یکدیگر به عراق مسافرت کرده اند. گزارشهای سیا نشانگر این مطلب است که سوری هایی که از عراق باز
می گردند بوسیله سازمان اطلاعاتی سوریه دستگیر و در رابطه با تماسهایی که با عراقیها داشته اند مورد
بازپرسی قرار می گیرند. این گزارشات حاکی از آن است که سازمان مخابرات سوریه اطلاعات کاملی در
مورد ارتباطهایی که در عراق برقرار شده دارد، این خود روشنگر این مسئله است که سوریها شبکه
اطلاعاتی کارآمدی در بغداد دارند.
4 این احتمال داده می شود که در بین سالهای 1975 تا 1978 وقتی که روابط سوریه با عراق خراب
بود سوریها عوامل عراقی را برای سرنگونی رژیم بکر سازماندهی کرده باشند. یکی از گزارش های اخیر
حاکی از آن است که آنهایی که در بغداد دستگیر شده اند از سال 1975 با سوریه در تماس بوده اند.
همان طور که همه می دانند عراق سابقا عوامل ضد اسد را در سوریه پشتیبانی می نمود، ولی پس از آشتی
دوباره اسد و بکر در نوامبر 1978 عراق پشتیبانی خودش را از آنها قطع نمود. این گروهها در حال حاضر
قدرت تحرک کافی بدست آورده اند و به نظر می رسد که منابع قابل توجه دیگری برای تأمین اسلحه و پول
بدست آورده اند. همین مطلب نیز ممکن است در رابطه با گروههای تحت حمایت سوریه در عراق صحت
داشته باشد.
5 به هر حال اتهامات همدستی سوریه کودتاگران، رژیم اسد را در وضع بسیار وخیمی در مقابل بغداد
قرار می دهد. باتوجه به سوءظن هایی که در دو طرف وجود دارد هرگونه اعتراض سوریه مبنی بر بی گناهی
ممکن است در بغداد با کج بینی نگریسته شود. سیلی
خلاصه اطلاعاتی 880 (سوریه عراق)
22 اوت 79 31 مرداد 1358 سرّی
از: وزارت خارجه، واشنگتن، دی سیبه: محل گردآوری خلاصه های اطلاعاتی دارای حق تقدم
موضوع: خلاصه اطلاعاتی 880 22 اوت 1979
(پارگراف 1 تا 6 سرّی)
1 سوریه و عراق: عراقی ها و سوری ها سعی می کنند که خسارات ناشی از عمل سوریه را که سال
گذشته در توطئه ای علیه صدام حسین دست داشت، جبران کنند.
2 هم سوریه و هم عراق سعی دارند روابط سردشان را از بین ببرند:
(الف) مخالفت های داخلی، مخصوصا در سوریه، هر دو را مایل می سازد که اختلافات قدیمی را
مطرح نسازند.
(ب) مصر که از اتحاد عرب خارج شده، اردن هم که یک متحد بی میل است (از دید سوریها و
عراقی ها)، در نتیجه عراق و سوریه تنها قدرت های نظامی با اعتبار علیه اسرائیل می باشند.
(ج) در کنفرانس بغداد و جلسات منتج از آن، ایجاد روابط حسنه در موفقیت دیپلماتیک آنها بحرانی
بود.
(د) جاه طلبی عراق در اینکه نفوذش را در جنوب عربستان (مثل میانجیگری یمن) و در لبنان توسط
حزب بعث زیاد کند، با دشمنی بین سوریه و عراق از بین خواهد رفت.
(ه) همکاری سوریه و عراق قدرت فلسطینی ها را در کنار گذاردن (سنگ روی یخ کردن) سوریه در
مقابل عراق کاهش می دهد. (اگرچه بیشتر فلسطینی ها می خواهند که دو کشور در این مرحله یک جبهه
متحد تشکیل دهند).
3 معذالک ترمیم روابط کارآسانی نیست. این مسئله از جانب عراقی ها مشکل تر خواهد شد، زیرا
آنها ادعا کرده اند که توطئه علیه عراق در سطح گسترده ای بوده و حافظ اسد یا مسئله را می دانسته و یا
حتی آن را تشویق هم نموده است. همچنین ایجاد روابط حسنه با سوءظنی که بین دو کشور وجود دارد و از
سالهای گذشته به ارث برده شده حتی قبل از شیطنت هایی که حدود ده ماه پیش شروع شده بود، مشکل
می شود. بالاخره چنانچه دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد گزارش نموده، صدام از یک سرخوردگی
شخصی قابل توجهی رنج برده است زیرا به اجبار اعتراف کرد که افرادی که او اخیرا به بالاترین مقامها
ترفیع داده بود در توطئه علیه او دست داشتند.
4 دخالت سوریه در توطئه علیه عراق ممکن است مانع از همکاری دو کشور در زمینه های بازرگانی،
حمل و نقل تجاری، و زمینه های مشابه بشود. چون سوریه در هفته های اول نزدیکی بین دو کشور، در
زمینه های اقتصادی بیش از عراق سود برد (موافقت نامه های اقتصادی)، عراق ممکن از است از مطلب
استفاده کند و ناخرسندی خود را نشان دهد.
5 اتحاد بین دو حزب بعث، هدفی که عراقی ها شدیدا بر آن تأکید کرده اند. ولی موفق نشدند، به نظر
می رسد که خیلی دور از دسترس است. ما گزارشهای موثقی داریم که بعضی از اعضای حزب بعث سوریه
تماسهای سرّی (به خیال خودشان) با قربانیان تصفیه عراق داشته اند. وجود چنین ارتباطاتی، به طور قابل
ملاحظه ای آینده همکاریهای نزدیک دو حزب و یا اتحاد سیاسی که به طور عمده جزء اهداف خود قرار
داده بودند را تیره می کند.
6 سایر کشورهای عرب در جریان تلاش برای کنترل خرابی ها تماشاچیان مشتاقی هستند. اردنی ها
و خود ملک حسین سعی دارند که اختلافات عراق و سوریه، باعث اختلاف بین جبهه اعراب که در
مخالفت با سادات پس از ابتکار وی در جریان کمپ دیوید بوجود آمد، نشود. از طرف دیگر، سعودی ها
اگرچه با معاهده ها و کمپ دیوید موافق نیستند، ولی همیشه از نزدیکی و همکاری نزدیک بین این دو رژیم
انقلابی احساس خطر کرده اند. بنابراین، سعودی ها احتمالاً از اردنی ها راحت تر هستند و خود را از
اختلافات بغداد و دمشق دور نگاهداشته اند.
(توضیح دنباله سند مربوط به مسائل فلسطین اشغالی است که ترجمه نشده است).
روابط عراق و سوریه
28 اوت 1979 6 شهریورماه 1358 سرّی
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1841به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
موضوع: روابط عراق و سوریه
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: بدنبال توطئه تیرماه علیه صدام حسین و اتهامات وی مبنی بر دست داشتن سوریه در این
توطئه، در مورد آینده روابط سوریه و عراق دو سؤال مرتبط با یکدیگر هنوز بدون پاسخ باقی مانده است.
اولین سؤال این است که درگیری سوریه در توطئه تا چه حد بوده است. ما به این نتیجه رسیده ایم که تا قبل
از مهر ماه گذشته تماس هایی برقرار بوده است، لیکن صدام حسین تصمیم گرفته است بنا به دلایل داخلی
خود از بیان حکایت واقعی درگیری سوریه در این خصوص خودداری نماید. سؤال دوم این است که
اتهامات مطرح شده از طرف صدام بر روابط گرم پیشین بین بغداد و دمشق چه تأثیری خواهد داشت. با در
نظر گرفتن تلاش های جدی عراق در جلب اکثریت عربی برای مخالفت با مصر، می توان گفت که عراق در
روابط آتی خود با سوریه بیش از سردی کنونی روابط وخامت بیشتری را سبب نخواهد شد. ولی، تنفر
شدید شخص صدام از اسد با تمایل وی به انتقامجویی شدت یافته است. عوامل عینی نیز عراق را (حداقل)
وادار خواهد کرد که با سوریه روابط خود را حفظ کند، گرچه حرکت در جهت اتحاد در آینده نزدیک با
وقفه روبرو شده است. در حال حاضر در مورد عوامل ذهنی نمی توان برآوردی ارائه داد. صدام با حرکات
خود مبنی بر ایجاد آثار شخصی در سیاست داخلی و خارجی عراق، در جهت ممانعت از خصومت علیه
دشمنان سوری خود با دشواریهایی روبرو خواهد شد، خصوصا اگر اوضاع درونی اعراب ترک مخاصمه
عراق سوریه را ایجاب ننماید. پایان خلاصه.
3 با پای گذاشتن بغداد به عرصه عید فطر پس از رویدادهای جنجال برانگیز هفته های اخیر، دو سؤال
مهم فکر ناظران دیپلماتیک را در اینجا به خود مشغول داشته است. تا به حال، همه افراد موجود در بغداد
اتهامات مطرح شده توسط صدام حسین را در برابر حزب بعث شنیده اند که گفته است حافظ اسد رئیس
جمهور سوریه شخصا در توطئه علیه وی دست داشته است. علاوه بر این، بخش اعظم جزئیات «اعتراف»
دبیرکل پیشین شورای فرماندهی انقلاب محی عبدالحسین المشاطی یا در روزنامه های خارج از عراق
(اهرام) چاپ شده و یا از طریق نوار ویدئو برای سران دولت های عربی به نمایش گذاشته شده و یا توسط
وفاداران حزبی که موفق به دیدن اعتراف ضبط شده بر روی نوار ویدئو شده اند در اطراف شهر منتشر شده
است.
4 علیرغم متن رسمی، که عراقی ها با «سخاوتمندی هر چه تمامتر» توافق کرده اند که پیرامون آن
تبلیغات به راه نیاندازند البته بنا به تقاضای مکرر سوری ها برای جلوگیری از ضربه خوردن وحدت ضد
قرارداد صلح، در مورد صحت این اتهامات هنوز شک و تردید بسیاری وجود دارد. پس از انتشار خبر
دستگیری اعضای شورای فرماندهی انقلاب در بغداد پس از یکم مرداد، گزارشات بسیاری حاکی از آن
بود که صدام به خاطر روبرو شدن یا مخالفت با حکومت فردی خود در حزب بعث، در نشان دادن
عکس العمل زیاده روی کرده و بدون هیچ انگیزه قابل ملاحظه دستور دستگیریهای همه جانبه را صادر
کرده است. در آن حال همه می گفتند که صدام و همکارانش نیاز به جعل یک داستان ساختگی
متفاعدکننده دارند تا آنچه را که در واقع مبارزه قدرت خشمگینانه پس از استعفای رئیس جمهور بکر بود
از نظرها مخفی بدارند.
5 اولین گزارش مربوط به درگیری سوریه در «توطئه» ضد صدام در بغداد با بدبینی قابل ملاحظه ای
روبر گردید. تجهیزات حزب بعث، به محض دریافت متن اظهارات صدام، بسرعت به تبلیغات ضد سوری
پرداخت (حداقل در میان صفوف حزب بعث) تا تردیدهای عمیق اولیه را در میان وفاداران حزب از بین
ببرد. حال که حزب موفق شده است همه را به پذیرفتن داستان متقاعد سازد، یادآوری بدبینی اولیه بسیار
دشوار می شود. بسیاری از ناظران معتقدند که درگیری سوریه در توطئه، بخصوص دو سال پس از آشتی
فاحش مهرماه گذشته اغراق آمیز است. از طرف دیگر، همه معترفند که در واقع سوریه تا قبل از سال 1357
با نیروهای ضد رژیم و ضد صدام همکاری می کرده است، که همین امر سبب شده است نقش بعدی سوریه
نیز نادرست جلوه گر شود.
6 بسیاری از ناظران اینجا منشأ مخالفت را برعکس مشاطی (یا مشادی) سال 1354 نمی دانند. بلکه
منشأ آن را کودتای سال 1352 علیه بکر و صدام می دانند که به رهبری سرپرست امور امنیتی ناظر الکازار
صورت گرفته بود. در گروه الکازار نسبت به سوریه گرایشهایی وجود داشت: که یکی از علل آن بردباری
بیشتر در رابطه با دمکراسی درون حزبی برخلاف عراق، شیعه بودن جناح کازار و احساس همبستگی آنها
به هیئت حاکمه علوی در سوریه و بسیاری از افراد وفادار به کازار (و دبیرکل وقت حزب بعث عبدالخالق
السامرائی) خواستار همکاری بیشتر بین حزب بعث و حزب کمونیست و بیش از همکاری مجاز تصریح
شده توسط صدام بودند، که این همکاری در سوریه وجود داشت.
7 پس از انقراض کازار، معلوم شد که صدام روزی به عنوان تنها رهبر عراق جانشین بکر خواهد
گردید. آنهایی که از به قدرت رسیدن وی وحشت داشتند به برقراری تماس با رهبریت سوریه مبادرت
ورزیدند. و با وخیم تر شدن روابط سوریه و عراق پس از جنگ سال 1352، هر کشور سعی کرد دست
نشاندگان خود را به کشور دیگری بفرستند، و همکاری نیروهای سوری و نیروی ضد صدام در عراق به
صورت امر عادی جلوه گر شد. ولی در مورد بسیاری از نکات خاص مطروحه در اعترافات مشاطی و
واقعیت آن شک و تردید بسیاری وجود دارد. توطئه گران مزبور ظاهرا قادر بوده اند پول زیادی جمع آوری
نمایند (بخصوص وزیر برنامه ریزی عدنان حسین)، و تقاضای پول از سوریه بخصوص در رابطه با مقادیر
ناچیز یک خطر غیر ضروری به حساب می آمد. آنچه بیشتر محتمل است این است که بسیاری از مقامات
عالی رتبه بعثی که از به قدرت رسیدن صدام وحشت داشتند در مورد نگرانی خود با سوریها به تفصیل
صحبت کرده و در مورد راههای گوناگون ممانعت از تسلیم قدرت توسط بکر به صدام و یا سرنگونی وی با
آنها گفتگوهایی انجام داده بودند.
8 آنچه مهم ترین نگرانی صدام در این ماجرا به حساب می آید این است که اسد پس از قرارداد ترک
مخاصمه با عراق در مهر ماه به دوستان جدید عراقی خود در رابطه با وجود عناصر خیانتکار در حزب
بعث عراق هشدار نداده است. گذشته از اینکه ممکن است اسد با «توطئه گران» پس از سال 1357 دارای
رابطه ای غیر توطئه گرانه بوده باشد (و ظاهرا نیز چنین به نظر می رسد که وی خود را از هرگونه فعالیت
فریبکارانه جدا دانسته است) ولی صدام به خاطر همین نقش وی نیز احساس می کند که به وی خیانت شده
است. علاوه بر این، صدام از اینکه اسد و دیگر سوریها توانسته اند در رده های بالای نهادهای عراقی نفوذ
نمایند احساس حماقت می کند، در حالی که صدام (ظاهرا) نتوانسته است در سوریه این موفقیت را بدست
آورد.
9 با در نظر گرفتن تعداد ناچیز دستگیرشدگان، بخصوص فقدان افسران عالیرتبه نظامی در میان آنها
(صراط نیز قرار بوده دستگیر شود)، آنچه در ماه ژوئیه رخ داده بود نمی تواند یک کودتا به حساب آید. به
احتمال بسیار عناصر ضد صدام فکر می کردند که هنوز فرصت برای فعالیت های دیگر باقی است. بنا به
گزارش آنها در داخل نهاد بعث به فعالیت پرداخته و پیروانی را به سوی خود جلب می کردند، ولی فکر
می کردند که تا اواسط سال 1359 لازم نیست اقدامی علیه صدام به عمل آورند. آنچه راز توطئه گران را به
طرز غیر منتظره ای فاش ساخت. استعفای بکر و وقوف به این حقیقت بود که صدام به سرعت قدرت خود
را تحکیم خواهد بخشید و مهم ترین رقبای خود را نیز از میان خواهد برداشت. در اجلاسیه های شورای
فرماندهی انقلاب و فرماندهی منطقه ای در تاریخ 19 و 20 تیر ماه آنها ظاهرا مجبور شده بودند یا
استعفای بکر را (به بهانه برگزاری انتخابات حزبی) به تعویق بیاندازند و یا آزادی عمل صدام را از طریق
اعمال اصل رهبری جمعی در حزب محدود سازند.
10 هنوز معلوم نیست که آیا صدام استعفای بکر را ترتیب داده بود تا توطئه گران را از مخفی گاههای
خود بیرون براند، یا توطئه گران به این نتیجه رسیده بودند که (بعید بنظر می رسد) که اگر بکر استعفا نماید
علیرغم عدم آمادگی باید علیه صدام اقدام نمایند. در اجتماعات توده ای حزبی، صدام اظهار داشت که وی
از مدتها قبل به محمد عایش (وزیر صنعت پیشین) سوءظن پیدا کرده بود، و اعضای شورای فرماندهی
انقلاب چون طارق عزیز و عزت ابراهیم نیز مخابرات (اطلاعات) را به مراقبت از وی گماشته بود. این
موضوع چه صحت داشته و چه نداشته باشد، بیانیه صدام به خاطر بصیرتش شدت و اعتبار خاصی به وی
می بخشد، عایش احتمالاً به این نتیجه رسیده بود که اگر صدام به قدرت برسد، با توطئه و یا بدون توطئه
وی پاکسازی خواهد شد. ولی کشف این واقعیت که عدنان حسین و غانم الجلیل نیز در این توطئه دست
داشته اند برای صدام جای سؤال باقی نمی گذارد.
11 خلاصه اینکه، در شورای فرماندهی انقلاب عراق گروهی با سوریه مرتبط بوده و شدیدا بنا به
دلایل ایدئولوژیک و غیره با به قدرت رسیدن صدام مخالف بوده اند. ولی گروه ضد صدام ظاهرا بسیار
متشکل و یا آماده برگزاری کودتا نبوده اند. علت آن نیز این بود که تعداد افراد برای مبارزه علیه صدام کافی
نبوده است، بخصوص در حالی که صدام احتمالاً بسیاری از مقامات غیرقابل اعتماد خود را نیز دستگیر
کرده بود که اصلاً در توطئه دست نداشته اند. عدم مداخله نظامی به طور کلی اعتبار این باور را که
توطئه گران از مرحله گفتگو فراتر رفته و طرح یک کودتا را پیاده می کردند، از بین می برد.
12 دومین سؤال بدون پاسخ یعنی تأثیر این واقع بر روابط عراق و سوریه، در واقعه نظریه کسانی را که
معتقدند عمیقا در این توطئه شرکت داشته ثابت می کند. بعضی از ناظران می گویند، چرا صدام حرکت عراق
و سوریه در جهت رسیدن به اتحاد را آشفته و دستخوش تشنج ساخته است. استدلال مزبور بر این فرضیه
استوار است که در زمانی که مصر و اسرائیل پیرامون خودمختاری فلسطینی ها به مذاکره پرداخته و
اسرائیلی ها سوریه را در لبنان سرگرم ساخته اند، فکر پرداختن به این مقوله برای صدام قابل پیش بینی
نبوده است. مگر آنکه سوری ها در این توطئه کاملاً مقصر بوده باشند.
13 گرچه این تعبیر ممکن است در ظاهر قابل توجیه باشد، ولی صدام به چند دلیل سوریه را مسئول
رویدادهای اخیر دانسته است. سالهاست که بین او و اسد یک رقابت شخصی و یک خصومت واقعی وجود
داشته است. در طول سفر اسد به بغداد در ماه ژوئن این تنفر صدام افزایش یافت. بنا به گزارش صدام
امیدوار بوده که عراق پر جمعیت تر و غنی تر بتواند از طرح وحدت بر سوریه تسلط یابد، و پس از روبرو
شدن موانع ایجاد شده توسط اسد ظاهرا بسیار ناراحت شده است. بعضی ها گفته اند که صدام این اتهامات
را علیه سوریه ساخته و پرداخته است، تا بر اسد که با مشکلات داخلی روبه رو شده، و در لبنان موفقیتی
بدست نیاورده و شدیدا به کمک های اجلاسیه بغداد نیازمند است، فشار وارد آورد. این افراد بدبین
معتقدند که صدام از عکس العمل شدید و ناراحت کننده دمشق علیه اتهامات وی آگاه بوده و با حیله گری
تمام سعی کرده است از این آشفتگی موقت سوریه بهره برداری نماید.
14 توضیح دیگر این است که رئیس جمهور پیشین یعنی بکر تنها حامی سرسخت اتحاد با سوریه بود،
چون بین اسد و بکر رقابت شخصی وجود نداشت. صدام پس از وقوف به اینکه دستیابی به وحدت
براساس شرایط عراق غیرممکن است، تصمیم گرفته بود روند مذاکرات وحدت را با موانعی روبرو سازد،
آن هم به طریقی که مسئولیت بردوش سوریها قرار گیرد.
بنابراین، از اقدام در جهت خنثی سازی مخالفت داخلی، صدام سعی نمود سوری ها را به خاطر مداخله
در امور داخلی عراق مسئول بشناسد، لیکن به طرز غریبی توافق کرده بود که سوریه را به طور علنی
دستخوش شرمساری ننماید (در حالی که تمام افراد موجود در جهان عرب می دانند که صدام چه کسی را
متهم کرده است). نتیجه نیز طبق خواست صدام تعلیق روند مذاکرات وحدت بوده است.
15 علت دیگر وارد کردن این اتهامات پس از، از بین بردن این ارتباط نزدیک بین زیردستان خود و
رهبریت سوریه، صدام از اینکه اسد توانسته است در گروه ملازمین وی نفوذ نماید بسیار عصبانی و خجلت
زده شده است، پاسخ عاطفی صدام به مخالفت ناگهانی ممکن است به خاطر رابطه سوریه در آن ابراز شده
باشد، گرچه سوریه در این توطئه به طور مستقیم شرکت نداشته است. بنا به گزارش صدام فکر می کند که
دشمن دیرینه اش یعنی اسد بالاخره موفق شده است بر وی پیشی بگیرد (حداقل، عراق مدعی است که
نتوانسته در چنین نهادهای موجود در سوریه نفوذ نماید.) بنابراین صدام تصور کرده است که در مذاکرات
وحدت به طرز ساده اندیشانه ای ظاهر شده است، در حالی که اسد زرنگ و تیزهوش تا حدودی بر او
برتری یافته است.
16 در بغداد این سناریو به خاطر اشارات صدام به علی و معاویه در سخنرانی 17 مرداد پیرامون
توطئه، باور بسیاری را به خود جلب کرده است. ناظران می گویند به همین دلیل بوده است که صدام خود را
با علی بازنده مقایسه کرده و نه معاویه برنده، در حالی که بسیاری او را سیاستمداری زرنگ و تیزهوش
می دانند. توضیحی که در این مطلب شنیده ایم این است که یکی از روش های صدام است، که در آن اعتراف
کرده که سوری های تیزهوش این بار نیز به وی کلک زده اند، بنابراین، خصومت و رقابت پیشین حس
انتقامجویی کنونی صدام نیز باید اضافه شود، که طی آن صدام سعی خواهد کرد در میان ملازمین نزدیک
اسد نفوذ نماید.
17 به منظور اطمینان بیشتر، در اجلاس آتی مذاکرات وحدت بغداد این توضیحات علیه این
مذاکرات مطرح خواهد شد (و بعید نیست) و عراق بار دیگر در تلاش خود به منظور منزوی کردن و تنبیه
مصر در میان اعراب و اجلاس آتی غیر متعهدها فعالیت خود را از سر گیرد.
با آغاز مذاکرات مصر و اسرائیل در مورد خودمختاری، و احتمال بحث پیرامون مسائل خاورمیانه در
کنفرانس غیر متعهدها و مجمع عمومی سازمان ملل، عراق میل ندارد روابط با سوریه بیش از این دچار
تیرگی شود. عراق نه تنها برای اثبات ادعای خود در برابر رهبریت عربی به روابط منطقی و معقول خود با
سوریه نیازمند است بلکه اوضاع ایران نیز ابهام آمیز است و بغداد میل ندارد در غرب و شرق موجبات
رویارویی و یا عدم ثبات را فراهم آورد. ما فکر نمی کنیم که صدام نگران نقش تحریک آمیز سوریه در میان
کرها و شیعیان عراقی باشد، در حالی که اسد از آغاز فعالیت عراق در سوریه شدیدا نگران است. از طرف
دیگر صدام نه تنها مایل است حمایت کردها و شیعیان بقیه عراقی ها را بدست آورد بلکه مایل است در
داخل اوضاع را آنچنان آرام سازد که مانع از رویارویی با سوریه (و نیز ایران) بشود.
18 گرچه خصومت های شخصی وی را به رویارویی با اسد ترغیب می کند، ولی در حال حاضر این
کار به نفع صدام در سیاست خارجی عراق نخواهد بود. ولی باید به یادداشت که سوریه و عراق در مورد
مسائل اساسی (چون پذیرش قطعنامه 242 و 338) اختلاف نظر دارند. و در صورتی که تغییرات جهان
عرب این اختلاف ها را در آینده تشدید نماید، صدام دلایل کافی برای حمله خشونت آمیز علیه اسد را
بدست خواهد آورد. ولی در حال حاضر آتش بس نامطمئن به قوت خود باقی خواهد بود، گرچه مذاکرات
وحدت کاملاً متوقف شده است. لیکن در درازمدت رقابت عمیق بین صدام و اسد ظاهر خواهد شد. قبل از
ترک مخاصمه، صدام گفته بود، «یا من اسد را به چنگ خواهم آورد و یا اسد مرا به چنگ خواهد آورد.»
امروز هم وی ممکن است همین احساس را داشته باشد. پک
سفر کاسترو به خاورمیانه: میانجی گری بین عراق و سوریه
20 سپتامبر 79 29 شهریور 1358 خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1992 به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
موضوع : سفر کاسترو به خاورمیانه: میانجی گری بین عراق و سوریه
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 رادیو کویت اعلام نمود که کاسترو دعوت سفر به سوریه را در پاییز جاری پذیرفته، و یادآور شد که
او از چند پایتخت دیگر عربی نیز دیدار به عمل خواهد آورد. گرچه این خبر در اینجا منتشر نشده است،
ولی به نظر ما در صورتی که کاسترو تصمیم بگیرد به خاورمیانه سفر کند بغداد در صدر فهرست مکانهای
مورد بازدید قرار خواهد گرفت. علاوه بر ضرایب سیاسی و اقتصادی که سفر به بغداد را توجیه می کند،
کاسترو گویا تصمیم گرفته است به عنوان رهبر جدید جنبش غیر متعهدها تلاش خود را به منظور آشتی
دادن سوریه و عراق بکار بندد. کاهش تشنج کنونی علاوه بر مسائل دیگر به نفع جنبش عدم تعهد است، و
تحقق این هدف با میانجیگری یک بیگانه و نه یک میانجیگر عربی با سهولت بیشتری صورت خواهد
گرفت. طبق اطلاع ما، کاسترو شخصا مورد احترام فراوان صدام است، و سناریوی ما در مورد امکان آشتی
بر این فرضیه استوار است که فیدل مطمئن است که می تواند این کار را انجام دهد و ممکن است بتواند.
3 ولی اینکار آسان نیست چون لجبازی صدام در برابر اسد در هاوانا هم اکنون در همه جا شایع شده
است (تلگرام مرجع). روابط در سطح کاری توأم با سردی خاصی است و بنا به گزارش در سطوح دیگر
روابطی بین دو کشور وجود ندارد. می گویند صدام خشم خود را کنترل کرده است. و او کسی نیست که به
سادگی عفو و گذشت را پیشه خود سازد. سرنوشت وحدت عربی و یا یک مسئله دیگر می تواند موضع
کنونی وی را به سرعت تغییر دهد، و ما فکر می کنیم که بحران کنونی موجود در سوریه به این وضع کمک
خواهد کرد.
4 در چند هفته گذشته در مورد سوریه هیچگونه خبری پخش نشد، و تنها در تاریخ 28 شهریور ماه
پیرامون توطئه کودتا در دمشق در تاریخ 24 شهریور ماه، در بغداد گزارشی منتشر گردید. به نقل از منابع
کویتی، الثوره مقاله کوچکی در صفحه اول خود چاپ کرد و اظهار داشت که کودتا منجر به تعطیل فضای
هوایی سوریه و نیز مرز سوریه و لبنان گردیده است. گرچه سوریه در رسانه های عراق جایی ندارد، ولی
بدون شک رهبریت عراق در جریان خطرات موجود علیه ثبات رژیم اسد قرار دارد و از تأثیر آن بر عراق
نیز آگاه است.
5 با پیش بینی های بیشتر و استوار بر این فرضیه که اسد، اعراب و دیگران خواهان بهبود روابط
هستند و کاسترو و نیز تحقق آن را ترغیب خواهد نمود، صدام احتمالاً حرکتی در جهت بهبود روابط بین
عراق و سوریه انجام خواهد داد. روابط اقتصادی و بازرگانی ظاهرا دست نخورده باقی مانده است. عراق
سوبسید معمول بغداد را در تاریخ 10 شهریور ماه پرداخت نمود، کالاهای سوری بدون درد سر وارد عراق
می شوند. و یک نمایشگاه صنعتی عراق در اواسط شهریور ماه در دمشق افتتاح گردید، و نفت نیز از طریق
خط لوله دو کشور جریان دارد. چنین به نظر می رسد که عراق متوجه شده است که منافع آن با منافع سوریه
و اسد به طرز غریبی پیوند خورده است. با میانجیگری کاسترو، صدام ممکن است علنا به این موضوع
اعتراف نماید. پک
عراق و شوروی