بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 165

با شاه صحبت می کردیم انصاری وارد شد و بلافاصله آموزگار موضوع بحث را تغییر داد و تا موقعی که

انصاری در آنجا حضور داشت، دیگر به ملاقات خود با شاه هیچ اشاره ای نکرد.

بخش عمده ای از صحبت آموزگار و انصاری به اقداماتی اختصاص داشت که قرار است که آموزگار در

پست جدیدش انجام دهد.

از محتوای کلی بحث این طور به نظر می رسید که آموزگار قصد دارد در آغاز به کاری شاخص و

برجسته یازد تا بتواند توده مردم را سریعا و به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار دهد (بدون طرح آن با شاه).

این امر به توجهی نسبتا درازمدت به پروژه های مسکن سازی برای کارگران و تعیین احتمالی منابع مالی آن

و مناطقی که قرار است این طرح ها در آنها اجرا شود، هدایت می شد. من نیز این مسئله را طرح کردم که به

نظر به من یکی از مهم ترین مشکلات اساسی کشور ایران عدم هماهنگی تمامی فعالیت های نهادهای

رسمی و غیررسمی در رابطه با توسعه اقتصادی کشور می باشد که هر دوی آنها تأیید کردند که مطمئنا این

یکی از مشکلات آنها می باشد و انصاری ادامه داد که هم اکنون وزارت دارایی تلاش می کند تا فعالیت های

سرمایه گذاری و توسعه وزارتخانه های مختلف را از مخارج عمومی دستگاههای اداری مجزا نماید و یک

بار که این کار صورت گیرد امکانپذیر خواهد شد که بتوانیم این برنامه ها را مطالعه نموده و معین نماییم که

در کجا این طرح ها متناقض با یکدیگر بوده و کدام یک از آنها از لحاظ اقتصادی درست به نظر می رسند.

اظهارنظر:

به نظر من اعتراض به موقع آموزگار نزد شاه با وقوف به این امر که بختیار در حال کنار رفتن است

(چون در حقیقت آموزگار یک هفته قبل همین موضوع را نزد من پیش بینی کرده بود) جای تعجب دارد. با

تأثیری مطلوب که وی بر شاه داشت طبیعی بود که به عنوان جانشین بختیار انتخاب گردد. آموزگار تقریبا

جاه طلبی های بی حد و اندازه ای دارد و تاکنون به نظر می رسد که نقش های بی نهایت زیرکانه ای را بازی

کرده تا جاه طلبی هایش تحقق یابند. من احساس می کنم که او نسبت به محدودیتهای خود و موانع بیرونی

در جهت رشد و ارتقای سریع (که سرعت این رشد را همه چیز می توان نامید غیر از «کند») آگاه باشد و به

نظرم می رسد که اگر وی این مسیر را ادامه دهد به احتمال زیاد پیشرفت های بیشتری خواهد داشت و هیچ

شکی ندارم که آموزگار شغل جدید را به عنوان وسیله ای برای نیل به پیشرفت های بعدی در نظر می گیرد.

پایان ضمیمه دوم

آموزگار، جمشید 2

تاریخ: 20 سپتامبر 1958 29/6/37 خیلی محرمانه مرسله سرویس خارجی مرسله شماره 220

از: سفارت آمریکا تهران به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

عطف به: تلگرام سفارت 35 G مورخ 4 سپتامبر 48 و 42 Gمورخ 11 سپتامبر 58

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک در مورد وزرای کابینه

اطلاعات بیوگرافیک در مورد وزیر جدید کار ایران، دکتر جمشید آموزگار، و وزیر مشاور جدید، دکتر

نصرت اللّه کاظمی، به شرح زیر است: وزارتخانه از قبل اطلاعات بیوگرافیک کاملی در مورد سومین

انتصاب کابینه یعنی سپهبد نادر باتمانقلیچ، وزیرکشور، دریافت کرده است (به گزارش بیوگرافیک سرّی


صفحه 166

در مرسله شماره 545 مورخ 8 ژانویه 1957 رجوع کنید.)

آموزگار، دکتر جمشید

زمان و مکان تولد: تهران 1923

تحصیلات :

تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران

در دانشکده فنی و حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرده است.

1947 1943: لیسانس و فوق لیسانس مهندسی بهداشت و بهداشت عمومی از دانشگاه کرنل

1949 1947: دکترای مهندسی هیدورلیک از دانشگاه واشنگتن، سیاتل، واشنگتن.

زبانها:

فارسی، انگلیسی (بسیار عالی)، آلمانی.

مشاغل:

1949: برای یک شرکت آب وبرق در کالیفرنیا کار کرده است.

1950: تکنسین و استادیار مهندسی هیدورلیک، دانشگاه کرنل

1951: توسط هیئت اجرایی ایالات متحده (USOM) در ایران استخدام شد. رئیس اداره مهندسی

بهداشت و تعاون بهداشت عمومی، وزارت بهداری.

مه 1955: به معاونت بهداشت عمومی وزارت بهداری منصوب شد.

1956: عضو هیئت اعزامی ایران به کمیته اقتصادی پیمان بغداد بود.

مه 1957: رئیس هیئت اعزامی ایران در کمیته اقتصادی پیمان بغداد در کراچی شد.

ژانویه 1958: عضو هیئت اعزامی ایران در اجلاسیه پیمان بغداد در آنکارا بود.

ژوئیه 1958: عضو هیئت اعزامی به شورای وزیران پیمان بغداد در لندن، رئیس کمیته اقتصادی پیمان

بغداد در لندن.

اوت 1958: به سمت وزیر کار در کابینه اقبال منصوب شد.

عضویت در سازمانها:

عضو و مشاور شورای مدیران کلوپ تهران.

عضو شاخه تهران سازمان جهانی برادری.

اطلاعات شخصی:

آموزگار فرزند سناتور حبیب اللّه آموزگار که نویسنده ای فعال در تمامی زمینه ها بود، می باشد. جمشید

سه برادر دارد: جهانگیر و کورس که آنها نیز در ایالات متحده تحصیل کرده اند و هوشنگ که در انگلیس

تحصیل کرده و هم اکنون برای بانک ملی کار می کند. آموزگار با یک دختر آلمانی که انگلیسی را به خوبی


صفحه 167

تکلم می کند، ازدواج کرد. آنها فرزندی ندارند.

آموزگار با 6 فوت قد و اندامی معمولی مانند همه ایرانیان رنگ مو و چشم قهوه ای معمولی و به طور

کلی زیتونی دارد. وی ظاهری آرام، چهره ای جذاب و گرم و شخصیتی دلپذیر دارد. وی در مورد هر

موضوعی گفتگو می کند و همواره تصویری از مردی با افکار روشن و منطقی از خود ارائه می دهد. وی

بدون تردید یکی از باهوش ترین، زیرک ترین و جاه طلب ترین افراد ایرانی می باشد. وی حریم خود را حفظ

می کند و از آن خط مشی سیاسی تبعیت می کند که احتمالاً وی را قادر سازد از حمایت شاه برخوردار شود

و در عین حال در صورت سرنگونی شاه در دولت کودتا قدرت قابل توجهی داشته باشد.

آموزگار در عادات اجتماعی خود نسبتا یک «گرگ تنها» می باشد. وی یا او و همسرش معمولاً تنها در

رستوران و یا کلوپ تهران مشاهده می شوند. به نظر نمی رسد وی آن طور که معمول سایر ایرانیان است،

گروهی از دوستان نزدیک به خود را داشته باشد و ساعات فراغت خود را با آنان بگذارند. جدای از

همکاران سیاسی وی که لیست آنها در زیر آمده است، ظاهرا یکی از نزدیکترین دوستان وی علی نقی

فرمانفرمائیان باشد که یکی از کارمندان سابق وزارت خارجه بوده و در حال حاضر برای سازمان برنامه

کار می کند.

ملاحظات :

آموزگار برای وزارت خارجه آمریکا شاید به بهترین وجه شناخته شده باشد، زیرا وی رئیس مقتدر

کمیته اقتصادی پیمان بغداد بود که اجلاسیه آن امسال در آنکارا برگزار شد. وی در آنجا این موقعیت را

داشت تا توانائیهای گسترده خود را در سازماندهی نشان دهد.

آموزگار قطعا طرفدار آمریکا می باشد، لیکن در بروز احساسات خود را یک مخالف نشان می دهد.

همچنین تصور می شود وی یکی از تواناترین افراد ایرانی آموزش دیده در زمینه مهندسی بهداشت است و

مدیر آمریکایی سابق PHCO وی را «تنها مهندس بهداشت رقیب در ایران» تصور می کرد.

گرایشات :

آموزگار شدیدا منتقد ابوالحسن ابتهاج، مدیر سازمان برنامه و بخصوص همسر وی می باشد، زیرا به

عقیده آموزگار او از بسیاری از قراردادهایی که سازمان برنامه منعقد می کند، سهمی می گیرد. وی همچنین

خاطرنشان کرده است که احترام کمی برای منوچهر اقبال، نخست وزیر ایران، قائل است.

آموزگار معتقد است شاه در مورد تمامی جنبه های سیاسی دولت، بیش از حد به مردان نظامی خود

برای مشاوره متکی است و تصور می کند شاه بایستی چهار تا پنج مشاور غیرنظامی را انتخاب کند تا در

مورد تمام موضوعات به غیر از موضوعات نظامی مورد مشورت قرار گیرند.

در رابطه با ارتش ایران، آموزگار معتقد است شاه باید متقاعد شود که به سربازان بیشتر نیاز ندارد، وی

عقیده دارد: 1) ارتش ایران هرچقدر بزرگ باشد، هرگز نمی تواند امیدوار باشد از کشور در مقابل هجوم

شوروی دفاع نماید. 2) سازمان ملل کارآیی خود را در حفاظت از کشورهایی که از خارج مورد هجوم

قرار گرفته اند به اثبات رسانده است و این نیاز ایران را به یک ارتش بزرگ برای حفاظت در مقابل سایر

کشورهای خاورمیانه نظیر ترکیه مرتفع می سازد، و 3) یک ارتش بزرگ فقط قدرت را در اختیار کسانی


صفحه 168

قرار می دهد که ممکن است روزی خواهان سرنگونی شاه شوند.

آموزگار به اعضای سفارت گفته است احساس می کند برنامه اصل چهار برای حل مشکلات در ایران

کاملاً مناسب نمی باشد. وی معتقد است که بهتر می باشد برنامه اصل چهار به جای کار بر روی پروژه های

زیاد و توسعه برنامه هایش به صورت جزئی، بر روی 5 یا 6 پروژه خاص با کارآیی بالا متمرکز شود.

فعالیت های سیاسی :

آموزگار ظاهرا عضو گروهی شامل 20 ایرانی جوان می باشد که اکثر آنها در دستگاه دولتی بوده و

حذف فساد و وزرای نالایق و سایر مقامات نالایق دولتی را به عنوان هدف خود برگزیده اند. این گروه

شاخه کوچکی از یک گروه سیاسی به نام «ایران نوین» است که چهار سال قبل تشکیل گردید. تقریبا تمام

گروههای فعلی اعضای ایران نوین می باشند. در دخل گروه فعلی یک محفل کوچکتر داخلی با 6 عضو

وجود دارد: آموزگار، رضا انصاری، معاونت خزانه داری در وزارت دارایی، باقر پیرنیا، کفیل معاونت

وزارت دارایی که اخیرا به عنوان وابسته اقتصادی در ایالات متحده منصوب شده است، امیرخسرو

افشارقاسملو، مدیرکل امور سیاسی در وزارت امورخارجه، محمود میرفخرایی، مدیرکل امور اداری در

وزارت امورخارجه و عباس آرام، سفیر ایران در توکیو. ظاهرا آموزگار رهبر این گروه می باشد و کم وبیش

سایرین را به عنوان مشاور مورد استفاده قرار می دهد.

آموزگار، جمشید 3

زمان: 21 ژوئیه 1959 30/4/1338مکان : وزارت کار

صورت مذاکرات با دکتر جمشید آموزگار، وزیرکارخیلی محرمانه

شرکت کنندگان: دکتر آموزگار، وزیرکار، جرج کیو، سفارت آمریکا، رابرت اسکات، سفارت آمریکا،

ژوزف سالتزمن، سفارت آمریکا

1 خانه سازی دولتی:

آموزگار گفت که وی از جانب نخست وزیر به عنوان هماهنگ کننده کلیه برنامه های خانه سازی در

جریان و یا در دست برنامه ریزی از طرف بانکها و سازمانهای مختلف دولتی ایرانی، منصوب شده است.

سازمان وی سازمان ملی مسکن نامیده می شود و هدف آن ایجاد توازن در امر خانه سازی همگام با منابع

ایران است و خواهان آن است که خانه ها ارزان قیمت و متناسب با نیازها ساخته شوند. آموزگار سپس

شروع به انتقاد از اصل 4 نمود و اظهار داشت که وی در تلاشهایش برای کسب مساعدت و همیاری، مواجه

با مسائل بوروکراتیک و عدم تفاهم گردیده است. وی سپس به وام 23 میلیون دلاری آمریکا که چندین

سال پیش به ایران داده شده بود و قرار بود سرمایه چندین بانک منجمله بانک رهنی را تشکیل دهد، اشاره

کرد. ظاهرا در نتیجه استفاده از منابع مالی دیگر، از این پول آن استفاده ای که انتظار می رفت به عمل نیامد

و براساس گفته آموزگار اینک در حسابی تحت اختیار وزیر دارایی عاطل مانده است. این منابع مالی دیگر

از فروش کالاهای آمریکایی توسط تجار و دلالهای داخلی ایجاد شده بودند.

آیا طبق گفته وزیر 60 میلیون تومان در این حساب است. وی می خواهد از این پول برای ساختن

آپارتمان استفاده نماید. برنامه اولیه او ساختن 1000 واحد در هر سال (5000 واحد در کل) از طریق به


صفحه 169

کارگیری این منبع به علاوه دیگر سرمایه های داخلی و خارجی بود. براساس گفته آموزگار سازمان

بین المللی ارتباطات واشنگتن تصمیم گرفته است که وی نمی تواند از این منابع به همراه دیگر سرمایه های

که از طریق شرکت های خارجی، یعنی شرکت هایی به غیر از شرکت های آمریکایی، تأمین شده است برای

خانه سازی استفاده نماید.

در حالی که آموزگار این سخن را مردود نمی شمارد، ولی از این که چرا ما این گونه قیود سیاسی را به

وامهایمان پیوند می زنیم، متعجب است، وی افزود به ویژه این که منافع ما اقتضاء می کند مسئله کمبود

مسکن که اکنون حادتر شده و به طور جدی بر ثبات سیاسی ایران اثر گذاشته است را سروسامانی بدهیم.

وی درخصوص اصل 4، از عدم توانایی برای تصمیم گیری به موقع در اینجا انتقاد کرد و اشاره نمود که تا

چه حد تناقض در گفته های مستشاران اصل 4 وجود دارد، چون به ایرانیان می گویند که بایستی به عدم

تمرکز روی بیاورند، ولی خودشان درخصوص هر مورد کوچک و بسیار جزئی مجبورند از واشنگتن

کسب تکلیف کنند. وی گفت سه هفته طول کشید تا به سؤالی در مورد تورم زا بودن یا عدم تورم زایی این

طرح پاسخ داده شود.

آموزگار گفت که شاخص قیمت های بانک ملی نشان دهنده این است که سال گذشته اجاره بها 28%

افزایش داشته است. او پرسید آیا تنها حفظ وضع نامساعد کنونی نمی تواند تورم زا باشد؟ او گفت هزینه

پروژه که 30 تا 50 میلیون تومان است نمی تواند در مقایسه با کل رقم بودجه (6000 میلیون تومان) قابل

توجه باشد. او متذکر شد که فقط در تهران به تنهایی 39 هزار کارمند دولت فاقد مسکن وجود دارند که

بسیاری از آنان معلمین می باشند. اگر این معلمین ناراضی باشند و کودکان ایرانی را در موقعیت فعلی

روحی که دارند تعلیم دهند، نتیجه می تواند وخیم باشد. او سپس گفت که آقای نایت از سازمان بین المللی

ارتباطات واشنگتن به تازگی وارد ایران شده و به وی توصیه کرده است که برنامه 250 واحد آپارتمان دو

اتاق خوابه را همچنان به پیش ببرد. آموزگار گفت که وی می داند توانایی ساخت هزار واحد آپارتمان را در

صورتی که دیگران می توانند سالیانه چندین برابر آن را در نقاط دیگر بنا کنند، دارد. وی متذکر شد برای

خانواده های ایرانی با میانگین تعداد 5 تا 8 نفر، آپارتمان های دو اتاقه مناسب نیست و گفت که وی

آپارتمانهای 4 اتاقه را ترجیح می دهد. وزیر فکر می کند مشاورین آمریکایی، خصائص فکری ایرانیان را

متوجه نیستند و با آن سرعتی که می آیند و می روند، فرصت بسیار کمی برای مطالعه احوال ایرانیان دارند.

او گفت به آنها گفته است ظرف یک هفته به وی اعلام نمایند که آیا می تواند با این پول 1000 واحد را

بسازد یا خیر، که در صورت منفی بودن به تأمین وجوهات از طریق منابع دیگر اقدام نماید.

آموزگا عنوان نمود که آنها 50 درصد هزینه های پروژه را افزایش داده اند، خریداران 20% پیش پرداخت

داده اند، شاه زمین آن را تأمین کرده است. زمین 10 میلیون تومان قیمت دارد. پروژه شامل 30 مجموعه

آپارتمانی می باشد که هزینه هر واحد معادل 4000 دلار است، که این مبلغ طی 15 سال و با نرخ بهره 5 در

سال و قسط ماهیانه 2000 ریال پرداخت خواهد شد و این رقم معادل 20 تا 25 درصد حقوق خریداران

طبقه متوسط است که با 50 اجاره ای که هم اکنون می پردازند قابل قیاس نیست.

2 بازگشت دانشجویان خارج از کشور

وزیر اعلام نمود که وی به عنوان هماهنگ کننده فعالیت های کاریابی برای دانشجویانی که از خارج


صفحه 170

باز می گردند تعیین شده است. وی گفت که در این رابطه مشکلاتی وجود دارد:

الف مشکلات خانوادگی: خیلی از دانشجویان همسر خارجی دارند و نمی توانند با آداب و رسوم و

روش زندگی ایرانی خود بگیرند.

ب مشکل کافی نبودن ظریفت دانشگاه تهران.

وزیر گفت ظرفیت دانشگاه خیلی پایین است و تدریس از کیفیت خوبی برخوردار نمی باشد. مواد درسی به

سبک سیستم فرانسوی میل دارند و استادان تعلیم دیده فرانسه هستند. آنان با حسادت در مقابل رخنه

نفوذ آمریکائیان مقاومت می کند. این افراد دوست ندارند که کسی با قدرت تفکر و اندیشه بهتر به آنان

بپیوندد. به گفته وزیر، به طور مثال برادر او که اکنون در کالج اکسیدنتال تدریس می نماید، هرگز نمی تواند

به خاطر این طرز تفکر در دانشگاه تهران تدریس نماید. چیزی که ایران بدان نیاز دارد دانشگاه دیگری

است مثلاً دبیرستان البرز که به سبک آمریکایی اداره می شود. این امر باعث می شود که کلیه دانشجویان

مازاد جذب بشوند و تمامی آنها احساس نخواهند کرد که مجبورند برای تحصیل به خارج از کشور بروند

و ضمنا باعث افزایش توان علمی تدریس خواهد شد.

ج گرایشات و مواضع دانشجویان : آموزگار تأکید ورزید که دانشجویان اکثرا از نقطه نظر آموزشی

آماده کار در ایران نیستند. تمامی آنها می خواهند که دکتر یا مهندس باشند. هیچیک میل ندارند که مثلاً

حسابدار حرفه ای یا موسیقی دان بشوند، چون که این عناوین در ایران تداعی لفظی بدی دارند. وی اضافه

کرد علاوه بر این وقتی دانشجویان از خارج باز می گردند، انتظارات زیادی دارند و در عین حال که حاضر

هستند در شرکتی در خارج از کشور کار کنند، ولی تماما انتظار دارند که به مجرد ورود به ایران وزیر شوند.

خیلی از آنان آرزوی مشاغل دولتی را دارند که ممکن است پرستیژ بیشتر و کار کمتری را بطلبد، لیکن

حقوق بسیار کمی خواهد داشت. اکثر دانشجویان آن نوع کاری که در بخش خصوصی صنعتی رو به تزاید

است و برای کشور منافع زیادی در بردارد را نمی پذیرند. وزیر گفت که دانشجویان هنوز وی را به عنوان

فردی مطلع از احوالات آنان می شناسند. او به آنها توصیه می نماید که در بخش خصوصی مشغول شوند. او

هرگز از احساسات آنها نسبت به ساواک بهره برداری منفی نمی نماید، هر چند که آنها گاهگاهی نظریات

بسیار افراطی ابراز می دارند.

آموزگار سپس در مورد موضوع دیگری گفتگو کرد که زمانی که خود وی از آمریکا بازگشته بود بدانها

فکر می کرد مبنی بر این که بایستی در ایران آزادی انتخابات، آزادی سیاسی و غیره وجود داشته باشد.

او اضافه کرد که دانشجویان اکثرا متأثر از دمکراسی در آمریکا به ایران باز می گردند، لیکن اکثرا

نمی فهمند که در آمریکا دموکراسی چگونه به اجرا گذارده می شود. برای مثال آنها هیچ چیزی راجع به

گروههای ذینفع پشت پرده (TAMMANY: نام سازمانی است که مقر آن در نیویورک می باشد و به دنبال

کسب قدرت سیاسی و اجرایی از طریق اعمال روشهایی است که عمدتا همراه با فساد و پرداخت رشوه و

سایر شیوه های ارعاب و تحمیل می باشند مترجم) و این که بدون حمایت احزاب و پول آنها یک

کاندیدای مستقل و واجد بهترین شرایط هیچ شانسی برای موفقیت ندارد، نمی دانند. او اغلب به افرادی که

می توانند دانشجویان را تحت نفوذ خود قرار دهند می گوید که ایران هنوز آماده برای انتخابات آزاد کامل و

تمام عیار نمی باشد، او در خصوص گفتگو با دانشجویان در مورد این موضوع بسیار ملاحظه کار است،

زیرا نمی خواهد به عنوان افشاءکننده اسرار دولتی شناخته شود.


صفحه 171

آموزگار گفت که اگر انتخابات آزادی برگزار شود هیچ فرد مسئولی انتخاب نمی شود و فقط آنهایی که

از طرف ملاها و بازاریان معرفی می شوند، برنده خواهند شد. (تذکر: معلوم نیست که منظور او چپی ها یا

کمونیست ها هستند.) او تأکید نمود که فقط آنهایی که با دو حزب سیاسی شناخته شده و قانونی سروکار

دارند، بایستی مجاز به تبلیغات برای انتخابات آینده باشند. او معتقد بود چنانچه احزاب کاندیداهای

خوبی را برگزیده و انتخابات کمابیش آزادانه برگزار شود، به عبارتی می تواند انتخابات آزاد نامیده شود.

او گفت که این نکته براساس طرح شاه است که البته وی با آن موافقت دارد. او اضافه نمود که این امر به

احزاب سیاسی بستگی دارد که امور خود را بتوانند مسئولانه اداره کنند و در نتیجه آن، اعتماد عامه را

جلب نمایند. او قبول داشت که زمان حق رأی برای کلیه مردان هنوز فرا نرسیده است و به محض این که در

قانون اساسی ذکری از آن به میان آید، امکان لغو آن بدون قلمداد شدن به عنوان اقدامی ارتجاعی میسر

نخواهد شد.

وزیر این حقیقت را ابراز داشت که مشاورین امور دانشجویی که در اروپا و آمریکا فعالیت دارند،

منتصبین سیاسی شاه هستند که واجد شرایط نبوده و فقط در ارتباط با مشاغل خود خواهان حقوق های

بالا می باشند. آنان شرایط روحی و روانی دانشجویان را درک نمی نمایند و فی الواقع با اعمال احمقانه شان

دانشجویان را بیگانه تر ساخته و تنفر آنها را نسبت به کشورشان با این نوع نمودها بیشتر می سازند. او

متذکر شد که در نتیجه این افراد به جای اینکه دانشجویان را ترغیب به بازگشت به کشورشان بنمایند، تأثیر

مغایری بر جای خواهند گذاشت. افرادی که شاه منصوب نموده است علیه بهترین منافع او عمل می نمایند.

برای مثال، زمانی که صحبت از خنثی سازی تبلیغات شوروی و احساسات ضد رژیم مطرح بود، به این

مشاورین گفته شد که قدمهایی برای جلب حمایت از شاه بردارند. آنان صرفا به گرد آوردن دانشجویان

ایرانی برای صرف چای و ارائه سخنرانی های بی محتوا اکتفاء نمودند. این امر باعث شد که دانشجویان را

نسبت به موضوع سرد نمود و تنفر آنان را تشدید نمایند. آنان احساس می کردند که به هوش و درایتشان

توهین شده است. این مشاورین می بایستی اطلاعاتی در مورد سابقه ذهنی و مشکلات شخصی هر یک از

دانشجویان داشته باشند تا در نتیجه آن بتوانند شخصا به آنان دستیابی پیدا کنند و از اعتماد آنها بهره

جویند. از این طریق آنها می توانند سودمند باشند و در عین حال حمایت دانشجویان را از شاه بیشتر جلب

نمایند.

3 پرکردن خلاء بین دانشجویان و دولت :

در گذشته دانشجویان خارج از کشور احساس می کردند از جانب دولت نادیده گرفته می شوند. شاید آنان

مایل بودند پس از فراغت از تحصیل، در ایران مشغول کار شوند، ولی از این که چگونه به این تمایل جامه

عمل بپوشانند، دچار آشفتگی و سردرگمی بودند.

آنان نسبت به دولت احساس عدم اطمینان و ضدیت داشتند و از عدم وجود دلبستگی نسبت به

کشورشان احساس انزجار می نمودند و در پی آن به این نتیجه می رسیدند که در خارج از کشور باقی

بمانند. آنها این کار را با ازدواج با خارجیان و یافتن شغلی در خارج انجام دادند. اکنون دولت طبق

تمایلات شاه مصمم به دست زدن به اقدامی مثبت می باشد. برای هریک از دانشجویان پرسش نامه ای

فرستاده می شود و وزارت کار بر طبق شرایط دانشجو متعهد می گردد او را به کاری بگمارد. هدف کسب


صفحه 172

همکاری دانشجو در برنامه توسعه ایران است.

اظهارنظر:

وزیر مدعی است که وی از جانب شاه، که می خواهد تا پاییز برنامه خانه سازی را به پایان برساند، تحت

فشار قرار دارد. پروژه 1000 واحدی اولیه براساس اصل چهار حدود 5 میلیون دلاری هزینه دارد. اصل

چهار تصریح دارد که طرح درازمدت در ارتباط با شرکت های خارجی با هیچ برنامه یا فهرست بهائی

انطباق ندارد. اصل چهار در ابتدا، سخنان غیررسمی آموزگار را مبنی بر این که وی برنامه خانه سازی را در

20 ژوئیه مورد بررسی قرار داده است، دریافت داشتند. آنها (کارمندان اصل چهار) ابراز می دارند که

نظرات وزیر مبنی بر تأخیرات و بوروکراسی، بدون اساس و پایه هستند. آنها تصریح می نمایند که با

تخصیص منابع برای خانه سازی به طور اصولی موافقت به عمل آمده بود، مشروط بر آن که برنامه ای برای

خانه سازی ارائه شود. با قسمتی از برنامه برای احداث خانه های سازمانی جهت کارکنان دولت در نواحی

چهارده گانه شهرداری موافقت شده بود.

آن گونه که آموزگار طرح اولیه را ارائه داده بود، قرار بود با تأمین اعتبار 50 درصد از بودجه توسط

بانک ملی و پس از انعقاد موافقت نامه ای در مورد زمین، آقای نایت به ایران بیاید. اکنون این طور استنباط

می شود که بانک ملی با تأمین اعتبار 50 درصد موافقت نکرده و زمین نیز آماده نیست. در حال حاضر دو

زمین دیگر برای خانه سازی تحت بررسی هستند.

اصل چهار بر این باور است که اگر زمینی یافت شود، 50 درصد مبلغ لازم برای احداث 1000 واحد

مسکونی از این وام و مابقی از محل پیش پرداخت های خریداران به علاوه منابع تخصیص یافته توسط

دولت ایران تأمین خواهد شد و هزینه خرید زمین نیز توسط دولت تخصیص خواهد یافت. اصل چهار بر

دریافت اطلاعات مرتبط با طرحها، آب، روشنایی و مشخصات سیستم فاضلاب چه به صورت مناقصه یا

امانی و کار و نیز جزئیات تأمین مالی و هزینه های نگهداری تأکید می ورزد. اصل چهار اظهار می دارد که با

در نظر گرفتن ارقام آموزگار، یک خانه چهار اتاقه 5500 دلار تمام می شود که بدین معناست که خریداران

می بایست تقریبا 50 درصد حقوقشان را برای تأمین هزینه خرید خانه بپردازند. آموزگار به رسم ایرانی

عنوان می نماید که درخواست برای جزئیات گمراه کننده است و البته این اظهار واقعیت ندارد. اصل 4 بنا

دارد به آموزگار کمک نماید و به وی یاری دهد تا پروژه هزار واحدی را به نحوی شایسته و عالی به انجام

رساند.

آموزگار، جمشید 4

تاریخ: 29 ژوئیه 1959 7/5/1338 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران مرسله شماره 57به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: صورت مذاکره با جمشید آموزگار

بیوگرافی:

دکتر جمشید آموزگار، وزیر کار، فردی بسیار باهوش، بسیار دقیق و بسیار جاه طلب می باشد.

از زمان عضویت وی در کابینه در سال قبل، به تدریج عناوین و مناصب دیگری علاوه بر وزارت کسب