13 در طول زمان این مشکلات ممکن است حل شوند و احتمالاً حل نیز خواهند شد. عراق تمام
ضوابط و عوامل لازم برای حفظ رشد اقتصادی مداوم و ساختن زندگی بهتر برای مردمش را دارا می باشد.
عراق به صورت سیستماتیک در حال ساختن راه آهن جاده و حتی سیستم های آبرسانی است به رشد
اقتصادی کشور کمک می کنند. سیستم مدرسه و دانشگاهی و برنامه های سوادآموزی هماهنگ با آن به
آهستگی در حال تربیت پرسنل منطبق با نیازهای حرفه ای کشور می باشد. عراق دارای زمین های قابل
کشت فراوانی است و به موقع، عملیات عظیم هیدرولیکی جهت کنترل سیلابهای حاصل از دجله و فرات
در جهت رشد و توسعه آبیاری کشاورزی مورد استفاده و بهره برداری قرار خواهند گرفت.
14 اما کارها به صورت برجسته ای در خلال 5 سال آینده رشد نخواهند کرد. وضع کشاورزی رو به
وخامت است. واردات غذایی به طور پیوسته ای در خلال 6 سال گذشته، از 150 میلیون دلار در سال
1973 به میزان تقریبی 750 میلیون دلار در سال 1978 افزایش یافته است. کشور عراق احتمالاً به یک
صورت یک کشور اصلی واردکننده مواد غذایی باقی خواهد ماند. نیروی کارگر اندک است. از حدود
تقریبی 3 میلیون نفر31 تا نصف آنها بر روی زمینی کار می کنند که از میزان کارگر مورد نیاز کاملاً کمتر است.
دولت در تشویق به مهاجرت کشاورزان کشورهای عربی به عراق می کوشد. ده درصد نیروی کارگری در
ارتش و نیروهای امنیتی خدمت می کنند و یک بخش قابل ملاحظه دیگر، شامل کسانی می شود که وقت
خود را در تأسیسات حزب و سازمان های وابسته اش، نظیر سازمانهای «خلقی» صرف می کنند. اشخاص
اخیرالذکر، از میان باهوش ترین و جاه طلب ترین افراد بوده و می خواهند در کنار مرکز قدرت باقی بمانند.
تا به حال هیچیک از افراد مهندس یا متخصص امور کشاورزی و یا اقتصاددان به سطوح عالی بافت قدرت
عراق دست نیافته اند.
15 ساختن یک نیروی نظامی قوی، هدف اساسی رژیم است. و تاکنون دلیل اصلی مصارف مالی نیز
بوده است. هزینه نظامی و امنیتی عراق از 7/1 میلیارد دلار در سال 1976 به میزان 4/2 میلیارد دلار در
سال 1979 بر طبق آنچه منتشر شده، رسیده است. این طور به نظر می رسد که این ارقام چاپ شده، میزان
حقیقی هزینه ها را 45 تا 55 درصد کمتر نشان داده است. این تفاوت با احتساب خریدهای خارجی، که به
میزان 6 میلیارد دلار در دوره 1974 تا 1978 می باشد. می تواند بدست آید. برنامه های در دست اجرا
متقاضی گسترش نیروهای نظامی از 000/103 نفر در سال 1973 به 000/300 نفر در سال 1983
افزایش عمده در انواع تسلیحات مختلف می باشد. سقوط دولت ایران، و کاسته شدن فعالیت های
نیروهای نظامی ایران بر مقاصد عراق جهت گسترش نظامی تأثیر آنچنان سریعی نخواهد داشت. عراق در
نظر دارد حداقل 2 میلیارد دلار خرید برای خطوط لوله انجام دهد و از سرعت این برنامه ها به تدریج
کاسته خواهد شد. به هر صورت بسیار دشوار است که عراق نیروی انسانی ماهر مورد نیاز ارتش را تأمین
کند و هر مقداری که ارتش در آن توفیق یابد، به اقتصاد لطمه خواهد خورد.
4 اثرات حوادث ایران
4 اثرات حوادث ایران :
16 سقوط رژیم سلطنتی در ایران نگرانی شدیدی را در بغداد بوجود آورد. عراق از روابط خوبی با
ایران از سال 1975 به بعد بهره مند شده بود، و از خط مشی شاه، که مانع از عملیات کردهای مخالف عراق
برعلیه رژیم عراق از خاک ایران می شد، سود می برد. از بین رفتن اقتدار دولت مرکزی در بخش کردستان
ایران موقعیت های مناسبی را جهت حمل سلاح به کردهای عراقی ایجاد می کند. در حالی که به نظر
نمی رسد تهران همان طور که شاه تا قبل از سال 1975 عمل می کرد، تسلیحات کردها را فراهم نماید،
قاچاق خصوصی و به طرز وسیعی گسترش خواهد یافت و محدوده کردهای ایرانی (به ویژه در استان
کردستان) به عنوان یک پناهگاه جهت چریکهای عراقی کرد مهیا خواهد شد. ما یک شورش اساسی را
توسط کردهای عراقی پیش بینی نمی کنیم. عدم حضور مشخص یک رهبریت مرکزی در میان آنها و وجود
ارتش بسیار قوی و نیرومند عراق که در پادگانهای شمال شرقی عراق مستقر می باشند مانع از بروز این
شورش خواهد شد. به هر حال این طور به نظر می رسد که گسترشی در عملیات چریک های کرد در یک و
یا دو سال دیگر بوجود آید. که ترس دولت را در رابطه با دخالت های احتمالی خارجی افزایش دهد.
تهییج های اخیر در میان کردهای استانهای شرقی کردستان ترکیه به پتانسیل و ظرفیت بروز مشکلات
می افزاید، عراق و ترکیه در مورد همکاری بر علیه کردهای متخاصم به توافق رسیده اند. نگرانی بغداد
درباره کردها در ادامه آماده سازی نیروهای عراق به شکلی که آنها را با مشاهده اولین علائم شورش، قادر
به دخالت سریع نماید، منعکس می باشد.
17 استقرار یک رژیم اسلامی شیعه مذهب در ایران بالقوه اثرات زیادی بر 55 درصد از 13 میلیون
عراقی که شیعه می باشند، داشته است. شیعیان عراق فقیرتر و کم سوادتر از رقبای عرب سنی خود که 20
درصد کل جمعیت را تشکیل می دهند هستند و از جهت تاریخی همواره نقش تابع را در کشور بازی
کرده اند. اکثر شیعیان، روستایی می باشند ولی حداقل یک میلیون نفر در بغداد که بیش از 31 جمعیت این
شهر را تشکیل می دهند، اسکان گزیده اند. آیت اللّه خمینی که 14 سال را در حوزه علمیه نجف در تبعید به
سر می برد زمانی که تحت مراقبت و ایجاد محدودیت شدید توسط مقامات عراقی قرار گرفت، عراق را
ترک نمود، تأکید دارد که او خود را به عنوان یک رهبر مذهبی که نفوذش باید به خارج از ایران گسترش
یابد تلقی می کند و ممکن است در راه ایجاد یک حکومت اسلامی در عراق نیز تلاش نماید.
18 تشنجاتی در بین شیعیان عراق مشاهده می شود ولی ما اطلاعات کافی که موجب قضاوتی گردد،
در دست نداشته و نمی دانیم که اکثریت آنها چگونه فعالیت های برادران ایرانی خود را ارزیابی می کنند.
همچنین، اطلاعاتی از اندازه و اثرات بالقوه مشکلات موجود در مساجد که پایگاههای مذهبی رهبران
شیعه است، در دست نداریم. این تشکیلات مذهبی در هدایت راهپیماییها و جشن ها و عزاداریها شیعیان
نقش فعال دارند. مشکلات ضد رژیمی در عزاداری محرم در فوریه 77 بروز نمود و تعدادی از شیعیان به
جوخه اعدام سپرده شدند. یکی از منابع اطلاعات مستقیم ما در عراق اخیرا گزارش داده است که
نارضایتی مذهبی شیعیان در اواسط سال 1978 گسترش یافته است. داستانهایی از قبیل تظاهرات به
حمایت خمینی در اطراف مرقد مقدس در نجف که سبب سروصدا و تیراندازی شده است. تا حدی صحت
و اعتبار دارد. مخالفین دولت بعث دچار ضعف رهبریت و پراکندگی و عدم تشکیلات عمومی هستند، ولی
بسیاری از شیعیان ظاهرا معتقدند که نارضایتی غیرعلنی در صورتی که تسریع کننده ای موجود آید،
می تواند به انفجار تبدیل شود.
19 جدای از آنکه شیعیان عراق دولت بعث را چگونه می نگرند، باید دانست که بهترین موقعیت را
برای ایجاد مشکلات، در اختیار دارند. شیعیان عراق حجم بزرگی از نیروی کار انسانی در مناطق نفتی
جنوب و تجهیزات بندری را تشکیل داده و اکثر پست های نظامی و پلیس در سطوح پائین را در اختیار
دارند. خطوط حمل و نقل داخلی به طرف بغداد از دو بندر عراق که مجاور خلیج فارس می باشند،
بالاجبار از دو استان تماما شیعه نشین عبور می کند. امکان خرابکاری در این دو استان بسیار زیاد است و
مقامات عراق از این امر بیشتر از قیام نظامی که از دیرباز مورد نظر کردها بوده است نگرانند. در این دو
استان قبایل کاملاً متشکل نمی باشند و این نواحی بخصوص برای جنگهای پارتیزانی و چریکی نیز
مناسب نیستند.
20 هر نوع جنبش مذهبی، فلسفه حزب بعث را که اهدافش ایجاد جامعه ای مدرن و دنیوی است و
مذهب را تنها یک امر فردی تلقی می کند، به خطر می افکند. اگرچه رهبران اصلی آن سنی مذهبند. ولی
کنترل و اداره رژیم براساس مذهب و فرقه نمی باشد، در حقیقت 4 تن از اعضای فرماندهی منطقه ای و دو
تن از دستیاران نزدیک صدام حسین، شیعه هستند. رژیم به طور علنی مذهب شیعه را به باد انتقاد گرفته
است. ولی با توجه به ایران، رژیم به اهمیت دادن به مذهب به طور اعم و توجه به مناطق شیعه نشین به طور
اخص همت گمارده است. صدام حسین، اخیرا سفر خود را به استانهای جنوبی پایان داده است، که در این
سفر او به اعمال غیر معمول از قبیل نماز و دعا در مسجد و آمیزش با توده مردم دست زده است. بکر رئیس
جمهور، اخیرا خود را برای رفتن به حج آماده می کند.
21 شرایط بی ثباتی در ایران و امکان سرایت و گسترش آن در عراق اثرات مستمری بر رژیم و
حوادث آینده عراق خواهد داشت. اگر چه عراق قادر است بیش از سال 1973 نیروهای خود را به جبهه
اسرائیل گسیل دارد. ولی ضروریات امنیت داخلی یک مانع جدی در افزایش این نیروها به بیش از 5 لشکر
(3 لشکر زرهی، یک لشکر مکانیزه، یک لشکر پیاده) می باشد. بقیه واحدها برای حفاظت از تأسیسات
نظامی و غیرنظامی، امنیت کردستان و مراقبت از مرزهای خود با ایران و حفظ رژیم در بغداد لازم
می باشند به هر حال طرح های افزایش و توسعه نیروهای ارتش و گسترش امکانات و تجهیزات نظامی، به
عراق امکان استقرار نیروهای هوایی دفاع هوایی و نیروهای زمینی جدید در مرزهای سوریه و اردن را
خواهد داد.
5 روابط خارجی
5 روابط خارجی:
22 روابط خارجی عراق در سالهای اخیر دستخوش تغییرات فاحشی شده است. تا اواسط سالهای
1970، رژیم بنا به خواست خود از دیگر کشورهای همجوار منزوی شده بود و در میان این کشورهای
همجوار تنها با ترکیه روابط قابل تحملی را برقرار ساخته بود. سرکوب کودتای سال 1973، مداخله عراق
در جنگ اکتبر همان سال و تکمیل موفقیت آمیز ملی کردن صنعت نفت در سال 1975 ظاهرا اعتماد به
نفس دولت را گسترش داده است. رژیم پس از انعقاد قراردادی با ایران که خط مرزی قدیمی واقع در
شط العرب که چند دهه ثابت مانده بود را به نفع ایران تغییر داد، موفق شد شورش اکراد را کاملاً مهار نماید و
همچنین دعوی خود در مورد منطقه عرب نشین ایران یعنی خوزستان را در ازای آن که ایران نیز از ارسال
کمک به کرُدها خودداری ورزد مطرح نسازد.
23 این رویدادها ظاهرا رژیم را متقاعد ساخته است که با در پیش گرفتن روشهایی غیر از رویارویی
نیز می تواند به اهداف خود دست یابد. عراق سالهاست که فعالانه سعی کرده است با کشورهای عربی
حوزه خلیج فارس روابط حسنه ای برقرار سازد، گرچه از حمایت از رفقای بعثی و گروههای کوچک
خرابکار در آنجا دست برنداشته ولی آنها را تشویق به پنهانکاری می نماید. کشورهای حوزه خلیج نیز
ظاهرا میل دارند نسبت به رفتار غیر تهاجمی عراق پاسخگو باشند اما به شدت نسبت به صداقت
سیاستهای عراق سوءظن دارند. و اخیرا رویدادهای جهان عرب، بخصوص در موازنه اعراب و اسرائیل به
رژیم فرصت داده است که نفوذ رژیم عراق را در جهان عرب گسترش دهد.
منطقه
منطقه
24 برد و اهمیت تغییرات در رفتار عراق در منطقه، بعد از بیانیه مختصر درباره مواضع سیاست
خارجی عراق در پایان 1977 به بهترین وجهی مشهود می گردد. عراق سرسختانه اقدام صلح سادات را رد
نمود حتی شرکت در جبهه امتناع و پایداری را که توسط 5 کشور تشکیل شده مخالف این اقدام بود، رد
کرد. عراق همچنان رابطه خصمانه را با سوریه حفظ کرده و مخالف نقش سوریه در لبنان بود و فعالیت های
خرابکارانه را در سوریه و ترور سوری ها را هدایت می کرد، مشاجره های سختی را در تقسیم آب رودخانه
فرات دامن می زد.
علائم صلح جویانه ای را ارائه داده ولی هیچ حرکت استواری به سوی تعدادی از کشورهای
محافظه کار عرب برنداشته است. عراق وابستگی خود را به شوروی در تهیه سلاح و کمک تکنیکی حفظ
نمود، ولی در مورد حمایت شوروی از کوشش های رژیم اتیوپی در درهم شکستن مخالفین اریتره،
مخالفت نشان داده است. در مقابل با ایالات متحده روابط متوسط تجاری داشته ولی روابط سیاسی برقرار
نکرده است.
25 تا اواسط تابستان سال 1978 عراق هنوز با بسیاری از همسایگانش روابطی، نداشت. البکر به
پرزیدنت اسد، در سخنرانی ژوئیه خود حمله کرد. روابط عراق با اردن به سبب اعدام یک اردنی به اتهام
جاسوسی در بغداد رو به تلخی گذاشت.
26 قرارداد کمپ دیوید در اواسط سپتامبر به عراق فرصت داد تا نقش مهم تری را در شوراهای عرب
بازی کند. عراقیها خیلی ماهرانه از ترس عربستان سعودی، بقیه کشورهای شبه جزیره سوریه و اردن از
اینکه یک «توافق جداگانه» به معنی تعویق نامعلوم هرگونه شانسی برای کشورهای عربی در پس گرفتن
سرزمین های از دست داده شده در سال 1967 و حل مسائل فلسطین به نحوی که فلسطینیان از سزاواری
سیاسی کمتری برخوردار شود، استفاده کردند خصوصا نسبت به سوریه و اردن. برای آنکه به پیشنهادات
خود برای بهبود روابط اعتبار بخشد، بغداد حمایت خود را از سازمانهای بسیار افراطی فلسطینی که
درخواست رد کامل هر نوع معامله ای با اسرائیل را داشته اند، کاهش داد.
27 عکس العملهای موجود در منطقه برعلیه قرارداد کمپ دیوید، به عراق فرصت گسترش بهبود
روابط خود با عربستان سعودی را داد، دو کشور برای مدت زمانی در سطح مسائل عادی از قبیل سرکوب
قاچاقچیان و عبور غیرقانونی از مرزها همکاری داشته اند. رهبران سعودی ظاهرا معتقدند که به طور
موفقیت آمیزی عراق را به پذیرش یک میانه روی در برخورد همه جانبه با مسئله اعراب و اسرائیل و
کاهش وابستگی عراق به شوروی به نفع ارتباط نزدیکتر با کشورهای غربی مانند فرانسه تشویق
می نمایند. در اجلاسیه های بغداد، عراقیان روش قاضی مآبانه مرکب از نزاکت و تهدید را اعمال نمودند که
سعودی ها را تحریک به اتخاذ مواضع سرسخت تری نمود. از ماه نوامبر به بعد برخی شاهزاده های سعودی
دیدارهای کاری از بغداد نمودند. سقوط شاه سبب تأملی برای سعودی ها گردید و آنها به روابط خوب با
عراقیها به عنوان تضمینی برعلیه رفتار نا معین آینده ایرانیان نگاه کرده اند. نگرانی از سیاست های آمریکا
نیز، سعودیان را در افزایش همکاری با عراق ترغیب نموده است. همچنین عراق، هم اکنون وزنه ای در
محافل و دوایر اوپک بوده و عربستان سعودی ناچار است با آنان برآن اساس معامله نماید.
28 رهبران بغداد نقش خود را با مهارت ایفا کرده اند و عربستان سعودی را به اتحاد اعراب مخالف با
اقدام مصر کشانده اند. همکاری عربستان سعودی در این جبهه که برتلاش زیاد رهبران عراق استوار شده
بود، به عراقیها صحت و اعتبار بیشتری را که در جهان عرب جستجو می کردند، اعطا کرد. رهبران بعث
بدون شک به روزهایی که آنان بتوانند به یک گروه بعثی در تصاحب عربستان سعودی یاری دهند، چشم
دوخته اند. هر چند که چنین روزی بسیار دور است، در این میان فعلاً روابط خوب با خانواده سعودی
مهمتر است. عراق می تواند بدون فداکاری زیادی با مشورت، با تظاهر به میانه روی، با ممانعت از تحریک
نهضت های انقلابی منطقه، آنان را به عنوان دوست خود نگاه دارد. رهبران عراق تا زمانی که به دوستی و
حمایت عربستان سعودی نیاز داشته باشند و تا زمانی که عربستان سعودی از «جبهه عربی» خود در
مخالفت اکثریت اعراب با قرارداد صلح حراست کند، به انجام این گونه اقدامات ادامه خواهند داد.
29 همزمان با گسترش جنبش همبستگی عربی عراق مبادرت به برقراری روابط دوستانه با سوریه
نمود. خطر پیمان صلح جداگانه مصر و اسرائیل و قیام در ایران، در عراق این تمایل غیر مترقبه را پدید آورد
تا اعتراضات عمومی خود را نسبت به پذیرش اصل مذاکره برای حل مسئله فلسطین توسط سوریه خاتمه
بخشد.(1)
30 در برقراری دوستی بین دو کشور عراق و سوریه هریک با احتیاط عمل کرده اند. تعدادی از
کمیته ها و هیئت ها موافقت هایی را در زمینه افزایش روابط تجاری، متحدالشکل کردن برخی خدمات
مورد علاقه طرفین مانند اطلاعات و هماهنگی در حوزه های ظاهرا با اهمیت ولی نسبتا کم نتیجه به انجام
رسانیده اند. خط لوله حوزه نفت شمال عراق که از طریق سوریه به شمال مدیترانه می رود و در آوریل سال
1976 بسته شده بود بار دیگر باز شده است. اگر چه این موافقت نامه عراق را ملزم به بهره برداری تنها 41
ظرفیت نفتی خود می نماید، ولی صدور نفت عراق را در زمانی که راههای ترکیه و خلیج فارس بسته شود،
تضمین می نماید. دو کشور کوشش های هماهنگی را در خاتمه جنگ بین یمن شمالی و یمن جنوبی، 30 جنوبی به کار
برده اند. هر دو کشور از رژیم مارکسیستی یمن جنوبی دل خوشی ندارند. بحث درباره مسائل اساسی
همانند اتحاد دو حزب بعث، ادغام نظامی و بهره برداری مشترک از آب رودخانه فرات به هر حال تاکنون
بی نتیجه مانده است.
31 تحقق پیمان صلح مصر و اسرائیل که مورد قبول بغداد و دمشق نمی باشد روابط بین این دو پایتخت
مهم عرب را صمیمانه تر خواهد نمود. همکاریهای مشخص در حوزه نظامی از قبل آغاز شده است و
می رود که گسترش یابد، ولی نه تا آن مرحله که ادغام نیروهای دو کشور را بوجود آورد. استقرار
سمبولیک نیروهای عراقی در سوریه امکان دارد. البته در صورتی که ابتدا روابط سیاسی به نحو قابل
توجهی بهبود یابد برخی از اشکال پیوندهای سیاسی ممکن است تحقق یابد، ولی اگر چنین شود، احتمالاً
جنبه سمبولیک داشته و از استواری تشکیلاتی برخوردار نبوده و بشدت شکننده خواهد بود. رهبران دو
1- به پیوست ه برای بحث گسترده درباره روابط دوستانه سوریه و عراق مراجعه کنید.
حزب بعث، دو دولت و تشکیلات نظامی دو کشور نه فقط به یکدیگر اعتمادی ندارند بلکه تمایلی نیز در
پیوستگی به یکدیگر ندارند. عملاً هیچ شانسی که دو رهبریت را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر ترکیب
کند و یا یکی را به تبعیت از دیگری بکشاند وجود ندارد. این امکان البته در صورت پی بردن عراق و سوریه
به این نیاز، ممکن است به اتحاد دو حزب در سطح ملی (پان عرب) منجر شود، هر چند که این حرکت ها
جنبه سمبولیک داشته و فرماندهی منطقه ای بعث را در هریک از دو کشور کاملاً خودمختار باقی خواهد
گذاشت. حرکت های این گونه ای با مواضع دیرین عراق مغایرت دارد، ولی این کشور در سال 1975 از
ادعاهای ارضی خود دست برداشت تا با ایران به توافق برسد. ما از حدود انعطاف پذیری عراق و تمایلاتش
در ترک خواسته هایی که مدتها بدون تغییر حفظ شده است اطلاعی نداریم. تنها می توان گفت که اینگونه
تغییرات زمانی به وقوع می پیوندند که رژیم عراق مطمئن گردد که این کار منافع وی را تأمین می نماید.
32 عراق به دقت سیر و توسعه حوادث در ایران را زیر نظر دارد و اقداماتی در جهت جلوگیری از
سرایت ناآرامی های داخلی ایران به داخل عراق به عمل می آورد. این اقدامات می تواند به عنوان مثال
حمله به کُردهای عراقی باشد، که از طریق شمال غربی ایران به فعالیت های خود ادامه می دهند.
33 فواید و همچنین خطراتی نیز از شرایط ایران برای عراق وجود دارد. عدم حضور رهبریت
قدرتمندی همانند شاه و سقوط فوق العاده قدرت نظامی ایران، فرصت بزرگی را برای مانور و گسترش
نفوذ در خلیج فارس به عراق داده است. کشورهای کوچک خلیج فارس هم اکنون با بغداد رفتاری
محترمانه برقرار کرده اند و با برخوردی دوستانه می کوشند که اتکای خود را با کمی طفره روی به عربستان
سعودی کاهش داده و موجودیت خود را تضمین نمایند. در مقابل بغداد برخوردی محافظه کارانه خواهد
داشت. در صورت امکان، عراق هدف تأسیس رژیم های هم مشرب سوسیالیستی مقتدرانه سیاسی، نظیر
حکومت بعثی خود را ترک نخواهد کرد. از ابزار گوناگون در دسترس خود از قبیل تعلیمات نظامی و
احتمالاً واگذاری تجهیزات نظامی برای گسترش مقاصدش بهره خواهد گرفت. ولی در آینده نزدیک و تا
زمانی که به دوستی و حمایت عربستان سعودی و سوریه نیاز داشته باشد، سعی نخواهد کرد با حمایت از
انقلاب در کشورهای کوچک خلیج موقعیت و نیاز خود را به مخاطره بیفکند، زیرا این گونه فعالیت ها
روابط حسنه اخیر. با همسایگان عرب را از هم پاشیده و در نتیجه خسارات بالقوه امید کسب منافع را بر
باد خواهد داد.
34 اینگونه برخورد عملی و محافظه کارانه برای دولت بغداد مناسب می باشد. این رژیم به شتاب نیاز
ندارد. غیر از البکر، بقیه رهبران نسبتا جوانند. آنها معتقدند که نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی عراق
برای جهان معاصر عرب مناسب تر از نظام حکومتی پادشاهی است. عراق به تلاشهای خود در کشورهای
متعدد همچون یمن شمالی برای ایجاد بنیادهایی ادامه خواهد داد. به امید آنکه روزی برسد که بغداد بتواند
رژیم های سوسیالیستی یعنی مورد نظر خود را در شبه جزیره عربی مستقر کرده و احتمالاً یک کشور متحد
را پدید آورد. به هر حال، عراق در به کارگیری تاکتیک های تاکنون موفقیت آمیز خود همچون خرابکاری
و ترور بر علیه دشمنان عربی، در صورتی که بتواند این گونه تحریکات را بدون بروز عکس العمل سیاسی
ناخواسته از سوی اعراب اعمال کند، تردید نخواهد کرد. در یک یا دو سال آتی، شرایط منطقه ممکن است
آنچنان تغییر یابد که رفتار خشونت آمیز بغداد را به انجامش اغوا نماید.
35 به همان نحو، ادعای مالکیت کویت توسط عراق، که اخیرا سخنی از آن نیست، مطمئنا زمانی که
شرایط مناسبی پیش آید، بار دیگر مطرح خواهد شد. از نظر استراتژیک عراق خواب جزایری را می بیند
که مدخل ورودی به بنادر عراق را تحت کنترل دارند. ولی از نقطه نظر سیاسی، آرمان های عراق افزون تر از
این می باشد. ابتدا در سال 1930 و سپس، ماههای آخر رژیم سلطنتی عراق این خواسته آغاز شد بار دیگر
بشدت در 1961 توسط قاسم و دوباره توسط رژیم فعلی در سال 1974 این خواسته اعمال شد. امتناع
عراق از تعیین خط مرزی خود با کویت نشانگر آن است که این کشور هنوز از ادعای خود در مورد کویت
دست برنداشته است. در حالی که در مورد ایران، عراق به این کار رضایت داد. این گونه عدم قبول یادآوری
تلویحی به کویت است که عراقیان و نه فقط بعثی ها، تأسیس و ادامه موجودیت کویت را به عنوان یک دولت
جداگانه تجزیه بخشی از سرزمین طبیعی عراق تلقی می کنند.
شوروی
شوروی
36 عناصر دو جانبه سودمندی در روابط عراق و شوروی وجود داشته است، مهم ترین وجه آن، رابطه
به منظور تهیه تجهیزات نظامی و شرکت روسها در توسعه اقتصاد عراق می باشد. به هر حال، روابط سیاسی
دو کشور با نگرانی عراق درباره پیشرفت شوروی در منطقه و اضطراب روسها از فشار رو به تزاید
عراقی ها برعلیه حزب کمونیست عراق، رو به وخامت می رود.
37 روسها کوشیده اند که به مخالفت خود با اسرائیل، 30پیمان مصر و اسرائیل روابط خود را با عراق بهبود بخشند.
آنها تلاش های عراق را در حفظ مخالفت و اتحاد اعراب پیمان، ستوده اند و احتمالاً خشنودند که عراق
به طور علنی و عمومی مخالفت خود را با حل مسالمت آمیز مناقشه اعراب و اسرائیل مسکوت گذارده
است. اگر چه روسها در گذشته ترک مخاصمه سوریه و عراق را ترغیب نموده اند، ولی روسها ترس از آن
دارند که آشتی دو کشور به ضرر آنها باشد، چون این آشتی سبب تقویت طرفین و توجه کمتر به شوروی
می گردد.
38 شوروی بزرگترین تأمین کننده تجهیزات نظامی و رزمی عراق است، که عراق نیز وجوه لازم را به
صورت ارز معتبر می پردازد و بدین ترتیب به تأسیسات نظامی که پایگاه حمایت بنیادی رژیم را تشکیل
می دهد دسترسی دارد. در سال 1972 عراق و شوروی پیمان دوستی و همکاری امضا نمودند. که
مشروعیت بیشتری به روابط دو کشور بخشید. رژیم بعث به روسها اجازه استقرار نیروهای نظامی خود را
در عراق نداده است، عراقیان به واحدهای نیروی دریایی شوروی تنها اجازه تماسهای بندری را در بعضی
اوقات داده اند و مستشاران نظامی روسی توسط نیروهای امنیتی عراق به دقت کنترل می شوند. در
پروازهای تدارکاتی به یمن جنوبی و اتیوپی روسها به طور مرتب از پایگاههای عراق سوخت گیری
می نمایند. اگرچه اینگونه ترتیبات پروازی در سال 1978 به سبب اعتراض عراقی ها نسبت به حمایت
روسیه، از تلاشهای اتیوپی در سرکوب جبنش اریتره محدود و به مخاطره افتاد.
39 شوروی و تعدادی از کشورهای اروپای شرقی در برنامه های توسعه عراق عمیقا درگیرند، این
کشورها کمک های فنی خود را نیز توسعه داده اند ولی عراق در جستجوی کمک های بیشتری از این نوع
براساس توانایی پیمان کار و قیمت پیشنهادی مطلوب رژیم می باشد. روسها سهم عظیمی از کنترل آب و
طرح های انرژی و نیرو را به خود اختصاص داده اند. ولی با گذشت زمان فعالیت شرکت های کشورهای
دموکراتیک نیز در عراق گسترش بیشتری می یابد. در حوزه نفتی، تشکیلات دولتی نفت همچنان به
استخدام تکنسین های روسی ادامه می دهد، ولی در سالهای اخیر به بازارهای با تجربه و ماهر صنعت نفت
غربی برای تأمین خدمات مورد نیاز «پیمان کاری نفتی» روی آورده است در طی سال 1977، عراق
حدود 10 درصد تولیدات نفت خود را به شوروی و کشورهای اروپای شرقی صادر نموده است. این حجم
حدودا ثابت نگاه داشته شد ولی درصد کوچک تری از 5/2 میلیون بشکه تولید روزانه سال 1978 عراق
را در بر می گیرد. مقداری از ذخایر ارزی خارجی عراق در اروپای شرقی نگهداری می شود.
40 بعد از سال 1973، رژیم بعث به حزب کمونیست عراق اجازه فعالیت داد، تا در جبهه «مترقی و
ملی و میهنی» که قدرتی ندارد شرکت کند و در کابینه حضور یابد. به هر صورت، فعالیت های حزبی
مدتهاست، که قدغن شده است و رژیم از عضوگیری و فعالیت های جذب نیرو و فعالیت های سیاسی دیگر
توسط غیر بعثی ها در نیروهای نظامی، جلوگیری می کند. در طول سال گذشته بعثی ها در برابر فعالیت های
حزب کمونیست عراق بردباری کمتری نشان داده اند. دولت تعدادی از پرسنل نظامی را به اتهام
فعالیت های تبلیغاتی جذب نیرو برای حزب کمونیست عراق، اعدام نموده است. در بهار سال 1979 تنها
دو عضو باقیمانده کمونیست از کابینه اخراج شده اند و حزب کمونیست می رود که از «جبهه مترقی ملی و
میهنی» نیز بیرون رانده شود. این جریانات اخطاری به توده عراقی درباره فعالیت های ضد رژیمی است،
همچنانکه اخطاری به مسکو نیز می باشد.
41 فعالیت های روسیه در منطقه نیز رژیم بعث را مضطرب کرده است. عراق همچنان به مخالفت خود
درباره حمایت شوروی از رژیم اتیوپی برعلیه سومالی و اریتره، که آنها را کشورهای عربی تلقی می کند،
ادامه می دهد. کودتای افغانستان و یمن جنوبی در سال 1978 اضطراب عراق را از آنکه شوروی قصد
ایجاد دول وابسته به خود را در منطقه دارد، افزایش داد. عراق و سوریه هر دو از یمن شمالی در جنگ
مرزی با یمن جنوبی تحت الحمایه شوروی حمایت می کردند. اگر شوروی نیروهای جنگنده خود را برای
سرکوبی مخالفین افغانستان کاملاً دخالت دهد، روابط بغداد و مسکو بشدت رو به وخامت خواهد رفت.
عراق گوش به زنگ است و هرگونه دخالت شوروی در شرایط درهم ایران را به تلخی پاسخ خواهد گفت.
از آنجا که اتکای فراوانی به تجهیزات نظامی شوروی دارد، به هر حال محدودیت هایی برای اینگونه
اعتراضات عراق وجود دارد.
42 دیدگاه ثابت رژیم این بوده است که باید از روابط خود با شوروی به نفع عراق بهره برداری کند و
دلایل روشنی موجود است که این نظریه نقش تعیین کننده ای در سیاست عراق خواهد داشت. در آینده
قابل پیش بینی محدودیت های روابط عراق و شوروی حفظ خواهد شد. عراق مصرانه از شوروی
می خواهد که با وی به عنوان یک طرف برابر برخورد نماید و نه به عنوان یک دولت وابسته. عراق خود را با
اهداف سیاسی خارجی شوروی تنها در آنجا که منافعش تأمین شود. هماهنگ می نماید. همچنان به
صلابت سخن خواهد گفت و به دنبال منابع دیگر تأمین سلاح، تکنولوژی و حمایت سیاسی به جستجو
ادامه خواهد داد ولی روابط خود را با مسکو چنان تنظیم خواهد نمود که تا آنجا دگرگون نشود که مسکو
ارسال سلاح را متوقف و مستشاران خود را به شوروی فراخواند. علی رغم کوشش های گوناگون عراق،
شوروی تدارک کننده اصلی تجهیزات نظامی عراق باقی خواهد ماند.
غرب