آموزگار، جمشید 8
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش اقتصادی
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط برای استفاده داخلی
تاریخ: 10 فوریه 1965 21/11/43
موضوع: مشکلات کسب مجوز تولید دارو
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید در محدوده امنیتی تعیین شده از آن به عمل
آورید، می باشد. هر گزارشی از این اطلاعات باید کنترل «غیرقابل رؤیت برای بیگانگان» را داشته باشد،
ولی نیازی به ذکر (CAS) به عنوان منبع نیست.
1 طی دو یا سه هفته اخیر، جمشید آموزگار، وزیر بهداری، چندین مجوز جهت تولید اقلام مختلف
دارویی را به شرکت داروپخش که توسط بنیاد شاهنشاهی خدمات اجتماعی و بنیاد پهلوی مشترکا
تأسیس گردیده، اعطا نموده است.
سایر شرکت های دارویی از جمله شرکت های آمریکایی که در تهران هستند مدت یک سال منتظر
صدور مجوز مانده اند، بدون آنکه وزارت بهداری هیچ عملی در رابطه با صدور مجوز تولید برای آنها
انجام داده باشد. وزیر بهداری در سفر اخیر خود به نواحی خراسان تأکید کرد که بیمارستانها و دکترها
داروهای مورد نیاز خود را از بخش توزیع و فروش شرکت داروپخش خریداری کنند. شرکت داروپخش
با همکاری شرکت انگلیسی (Allen and Hamburys Limited) تأسیس گردید.
2 بیشتر پزشکان و بیمارستانهای تهران استفاده از داروهای ساخت آمریکا را ترجیح می دهند، اما از
این عمل منع می شوند. سپهبد ایادی به دکتر یحیی عدل گفته است که تولیدات شرکت داروپخش نامرغوب
هستند. ولیکن او برای خرید از شرکت داروپخش تحت آنچنان فشاری قرار دارد که چاره ای جز عمل به
آن ندارد. سپهبد ایادی می پذیرد که سالهای گذشته برای حق ساخت دارو مزایده انجام گرفته است، ولی
اظهار می دارد که وی و وزیر بهداری، قدرت مقاومت در مقابل فشار را ندارند و آنها مجبورند تولیدات
داروپخش را خریداری نمایند.
3 اکثر دکترهای ایران می دانند که محصولات داروپخش در حد استانداردهای آمریکا نیست و اینکه
بنیاد پهلوی و بنیاد شاهنشاهی خدمات اجتماعی هستند که مانع خرید محصولات ارزان و بهتر ساخت
ایران و آمریکا می شوند.
4 (اظهارنظر: منبع اظهار می دارد که شایعه ای وجود دارد این مطلب از گزارشی که در بالا به صورت
یک حقیقت آمده واضح است مبنی براینکه اخیرا توسط شرکت داروپخش 4 میلیون تومان به حساب
بانکی شاهزاده اشرف واریز شده است.)
آموزگار، جمشید 9
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی
تاریخ: 31 مارس 1965 11/1/44 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط برای استفاده داخلی
موضوع: اظهارات جمشید آموزگار راجع به دولت و لایحه مالیات
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هر استفاده ای که مایلید در محدوده امنیتی تعیین شده از آن به عمل
آورید، می باشد. هر گزارشی راجع به این اطلاعات باید کنترل «غیرقابل رؤیت برای بیگانگان» را داشته
باشد، ولی نیازی به ذکر CAS به عنوان منبع نیست.
1 جمشید آموزگار وزیر بهداری در تاریخ 24 مارس 1965 اظهار نمود که او می خواهد کناره گیری
کند، اما هنوز نتوانسته است موافقت شاه را جلب نماید. آموزگار گفت که از لایحه مالیات در کابینه انتقاد
نموده بود و وزرای کابینه اظهار نمودند که به نظر می رسد او اطلاع کمی از لایحه مالیات دارد و او را دست
انداختند. آموزگار گفت که او اکنون بر روی لایحه جدیدی کار می کند. او از بسیاری از وزرای کابینه انتقاد
داشت و گفت که در آینده نزدیک احتمالاً 5 وزیر از جمله آرام، وزیر امورخارجه، تعویض خواهند شد.
2 آموزگار همچنین گفت که شاه از آقای شادمان، شهردار تهران، ناراضی است. شاه او را خیلی از
مسئولیت های شهرداری از جمله آسفالت خیابانها، کوشش برای کاهش قیمت ها، آب و برق و غیره برای
تهران دور نگهداشته است. آموزگار براین عقیده بود که شادمان بزودی تغییر خواهد کرد.بخش اقتصادی
آموزگار، جمشید 10
دکتر جمشید آموزگارخیلی محرمانه
وزیر بهداری
وزیر بهداری در کابینه منصور 7 مارس 1964
دکتر آموزگار که چند سال قبل در دنیای سیاست پیشرفت شایان توجهی داشت و با انتصاب متوالی به
وزارت کار و سپس کشاورزی در دولت منصور این پیشرفت به اوج خود رسید، از شغل مقاطعه کاری
خصوصی که گفته می شود کاملاً موفق بود به مشاغل دولتی بازگشت. وی به جای دکتر طب یک مهندس
بهداشت ماهر است. در چند هفته اخیر شایعات و اخباری به گوش ما رسیده است مبنی بر این که آموزگار
ممکن است به عنوان نخست وزیر، جانشین هویدا گردد.
دکتر آموزگار در سال 1923 در تهران در یک خانواده مشهور متولد گردید. پدر وی یک سناتور و
وزیر فرهنگ سابق بوده است. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراند و در دانشکده
حقوق و فنی دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد. در سال 1943 به ایالات متحده رفت و در دانشگاه کرنل
به تحصیل پرداخت و لیسانس و فوق لیسانس خود را در بهداشت عمومی و مهندسی بهداشت دریافت
نمود.
در سال 1949 دکترای خود را در مهندسی هیدرولیک از دانشگاه واشنگتن در سیاتل دریافت نمود.
وی برای مدت کوتاهی برای یک شرکت آب و برق در کالیفرنیا کار کرد و در سال 1950 به عنوان استادیار
و تکنسین مهندسی هیدرولیک به کرنل بازگشت. در سال 1951 به ایران بازگشت و برای مدت کوتاهی در
اداره مهندسی هیئت اجرایی ایالات متحده (USOM) (USAID کمک های آمریکا) استخدام شد و سپس
رئیس اداره مهندسی بهداشت و تعاون رفاه عمومی در وزارت بهداری گردید. تا سال 1955 پیشرفت کرد
و به سمت معاون زیر بهداری در امر بهداشت عمومی رسید. در سالهای 1956، 1957 و 1958 عضو
هیئت اعزامی ایران به اجلاسیه کمیته اقتصادی سنتو بود. وی در این اجلاسیه که در بخشی از آن رئیس
هیئت اعزامی بود به صورت خاصی از لحاظ تیزهوشی و قدرت و مدیریت ناظران آمریکا را تحت تأثیر
قرار داد.
اوج این مرحله از مشاغل وی در دولت اقبال بود. در سال 1958 به سمت وزیر کار منصوب گردید.
وی با اتکاء بر حمایت شاه، بخصوص در زمینه رفاه اجتماعی، برنامه ای را به منظور افزایش
استانداردهای زندگی کارگران آغاز نمود. وی همچنین خواستار تشکیل محتاطانه سندیکای کارگران
گردید. نتایج آن خیلی درخشان نبود، اما وی توانست قانون کلی را به تصویب مجلس براند. وی
وزارتخانه را بر مبنای ارتباط اداری بیشتر تجدید سازمان نمود و در اطراف خود گروهی از همکاران توانا
را جمع کرد. انتصاب وی به سمت وزیر کشاورزی در اکتبر 1959 نشانه یک ارتقاء قابل توجه بود. با این
حال هنگامی که لایحه اصلاحات اراضی که توسط دولت اقبال ارائه شده بود، توسط مجلس رد شد،
استعفا نمود.
سوابق آمریکایی وی تأثیر زیادی بر وی داشته است و او بدون تردید دوست ایالات متحده و حامی
اصلاحات خواهد ماند. با این حال بعضی از بدگویان وی ادعا می کنند که بیشتر ایده آل های وی (از بین م)
رفته اند و به دلیل جاه طلبی های مشهور خود، با نظام سازش کرده تا حدی که خود را از طریق روابط
عمومی ثروتمند ساخته است. ما هیچ دلیلی مبنی بر صحت این موضوع در دست نداریم.
وی با دختر آلمانی الاصل ازدواج کرده است. وی سه برادر دارد به نام کورس، هوشنگ و جهانگیر. نفر
آخر وزیرمختار امور اقتصادی در سفارت ایران در واشنگتن می باشد.
قسمت سیاسی: چارلز ان: راسیاس
28 آوریل 1965 8/2/44
آموزگار، جمشید 11
6 می 1965 16/2/44
جمشید آموزگار، وزیر دارایی
جمشید آموزگار که در کابینه منوچهر اقبال، نخست وزیر قبلی، به ترتیب سمت وزارت کار و وزارت
کشاورزی را به عهده داشت، با کار در هیئت دولت بیگانه نیست. وی که در دانشگاه کرنل و واشنگتن
آموزشهای بهداشت و مهندسی هیدورلیک را دیده است در 7 مارس 1964 در کابینه حسنعلی منصور
نخست وزیر اسبق، وزیر بهداری گردید. در مورد کار وی در آن وزارتخانه تعابیر مختلفی صورت گرفته
است. حامیان وی ادعا می کنند که او یک مجری سخت کوش بوده، کارها را تا پایان دنبال کرده و نظام
اداری خوبی به وزارتخانه آورده است. به عنوان مثال، وی با انجام پروژه های پر و سروصدایی نظیر
ساخت بیمارستان و درمانگاه در کردستان و خوزستان کار خود را پیش برده است. بدگویان وی ادعا
می کنند که وی فردی انعطاف ناپذیر می باشد و مسئولیت ها را محول نکرده و اقدامات جزئی وزارتخانه را
در اختیار گرفته و با بی اعتنایی به نظریات پزشکی دکترهای متنفذ با آنان مخالفت می نماید. انتقادات نیز با
اعطای اجازه ساخت دارو به داروپخش مرتفع گردید. داروپخش شرکتی است که با بنیاد پهلوی ارتباط
دارد و بر یک شرکت داروسازی آمریکایی که تحت مالکیت و مدیریت ایرانی ها می باشد، ترجیح داده شده
است.
شاید وزارت دارایی بدترین جنگل بوروکراسی در ایران باشد، ولی برای پیشرفت واقعی اقتصاد ایران
اصلاح آن ضروری است. البته ما هنوز نمی دانیم که آیا آموزگار یک وزیر اصلاح طلب است یا خیر، اما
حدس می زنیم تلاش خواهد کرد تا اصلاحاتی را که در زمان تصدی حکومت هویدا بر وزارتخانه شروع
شده بود، به پیش ببرد، ما نمی توانیم، درباره موفقیت وی در زمینه هر نوع تلاش اصلاح طلبانه ای که انجام
می دهد خوش بین باشیم.
اولاً، به استثنای مدتی که وی اخیرا رئیس یک کمیته دولتی برای اصلاح مالیاتها بوده است، تجربیات
وی در رشته مالی محدود می باشد. ثانیا، او خدمات دکتر فرهنگ مهر که یک معاون وزیر توانا است را از
دست می دهد. توانایی ایجاد اصلاحات در وزارتخانه، مستلزم برآورده شدن دو نیاز اولیه می باشند که
عبارتند از: دانش علوم مالی و شناختن وزارتخانه و متأسفانه به نظر می رسد که آموزگار در مورد اول چیز
کمی می داند و یک زیردست کلیدی را که در مورد دوم آگاه است، از دست خواهد داد. هویدا به هنگام
وزارت، و مهر که از زمان انتصاب هویدا به نخست وزیری سرپرست وزارتخانه بوده و سمت های بالایی در
آنجا داشته است، علیه افراد با سابقه وزارتخانه به پیشرفتهایی دست یافته اند. در صورتی که آموزگار
بتواند دستیارانی پیدا کند که هم در زمینه مالی و هم درباره امورات وزارتخانه کارآزموده باشند، چنین
اقدامات اصلاح طلبانه ای ممکن است تا چند مدتی ادامه داشته باشند. علاوه بر کمبودهای احتمالی
آموزگار به عنوان یک دولتمرد، که در بالا به آن اشاره شد، عداوتی که احساس می شود هنوز اعضای
قدیمی وزارتخانه علیه اقدامات اصلاحی برادرش جهانگیر آموزگار (که در سال 1961 چند ماهی سمت
وزارت داشت) دارند، براین مشکل می افزاید.
تمایلات آموزگار نسبت به ایالات متحده دوستانه است و با گروههای متجدد که شامل بسیاری از
ایرانیان تحصیل کرده در آمریکا می باشند، ارتباط دارد. بعضی ها می گویند وی احساس می کند متعهد
است که تمایلات آمریکایی خود را به حداقل برساند تا این تصور را که وی مهره آمریکایی است از بین
ببرد. ما باتوجه به این مطلب که او نه تنها زبان ما را می داند بلکه منظور ما را نیز می فهمد، حدس می زنیم در
زمان تصدی وزارت دارایی روابط خوبی با وی داشته باشیم. اما باتوجه به این که وی می خواهد به صورت
مهره ما جلوه گر نشود، نباید از وی انتظار داشته باشیم در بسیاری از مجادله های ما به نفع ما وارد عمل
شود.
آموزگار، جمشید 12
تاریخ: 20 اکتبر 1965 28/7/1344خیلی محرمانه
از: بخش اقتصادی ال. میلنر دون به: بخش سیاسی بایگانی بیوگرافیک
موضوع: جمشید آموزگار (وزیر بهداری، 65 1964)
آموزگار بنا به گفته مشاوران سازمان مساعدتهای آمریکا که از نزدیک با او همکاری داشته اند، فردی
جاه طلب، سخت کوش، با استعداد و گاهی در برخورد با زیردستانش بی رحم است.
برای مثال: در ملاقات با گروهی از پرستاران در حضور مقامات سازمان مساعدتهای آمریکا از
استعداد آنها انتقاد نموده و خطاب به همه آنها گفت که بهتر از دوازده سال پیش که با آنها همکاری می کرده،
نیستند. او به عنوان وزیر بهداری، اغلب حتی برای مسئولین بخش هایش قابل دسترس نبود. او تمایل
چندانی برای هزینه کردن بودجه در محل تخصیص داده شده نشان نمی داد و پس از صرف سرمایه برای
پروژه های مورد توجه اش، حقوق پرسنل بیمارستان را برای مدتی پیش از سه ماه به عقب می انداخت و
حتی از تأمین مالی بیمارستانها عاجز بود.
(براساس گفتگو با سازمان مساعدتهای آمریکا در 1965، ویلیام اچ. لارکین)
آموزگار، جمشید 13
354 A ، از تهرانمحرمانه
زمان: 13 نوامبر 1965 22/8/44مکان: وزارت دارایی، تهران
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: عالیجناب دکتر جمشید آموزگار، وزیر دارایی، عالیجناب هارولد.
اف. لیندر، رئیس بانک صادرات و واردات، آقای ویلیام جی. ولک، از بانک صادرات و واردات، آقای
رابرت اچ. هارلان، رایزن امور اقتصادی سفارت، آقای تئودور ال. الیوت پسر، دبیر اول سفارت
موضوع: اوضاع مالی ایران
آقای لیندر با پرسیدن این مطلب که ایران چگونه تمامی اقداماتی را که به تازگی در پیش گرفته است،
تأمین مالی خواهد کرد، بحث را شروع نمود.
دکتر آموزگار گفت ایران منابع انسانی و اقلام مورد نیاز برای رشد اقتصادی را در اختیار دارد و به
شرط برقراری امنیت، می تواند سریع تر از همسایگان خود «جهش» نماید. با این حال، ایران به طور کلی
بسیار کم تحمل است و این کم تحملی ریشه مشکلات عظیمی است که ایران با دوستان آمریکایی خود
دارد. علاوه بر این در رابطه با کسب راههای تأمین مالی برنامه های عمرانی ایران، بزرگترین مشکل همین
کم تحملی است. اگر قرار باشد ایران از دو درصد نرخ رشد سالیانه راضی باشد، می تواند به طور کامل بر
منابع خود متکی باشد. ولی آنها از نرخ دو درصد راضی نیستند. خواستار شش درصد هستند. این خواسته
به این معنی است که ایران برای ده سال آینده به کمک های مالی خارجیان نیازمند خواهد بود و پس از آن
ایران باید بتواند از نظر مالی بر روی پای خود بایستد، هر چند ممکن است باز هم به کمک های فنی نیاز
داشته باشد.
دکتر آموزگار ادامه داد و گفت که ظرف چند هفته، دولت قانون مالیاتی جدیدی به مجلس خواهد برد.
این قانون نظام «جامعی» در زمینه مالیات ارائه خواهد داد و انگیزه هایی نیز جهت سرمایه گذاری به نحوی
که موجب شود سرمایه ها در ایران باقی بمانند، فراهم خواهد نمود. قرار است کمبود درآمدهای ناشی از
تحریک به سرمایه گذاری در قانون جدید، از طریق درآمدهای ناشی از طرح جامع تأمین گردد.
آقای وزیر افزود: علاوه بر این به نظر می رسد درآمدهای نفتی ایران تا سال 1970 به حدود یک
میلیارد دلار افزایش یابد، که بر مبنای تولید سالانه 170 میلیون تن نفت خواهد بود. از این گذشته
صادرات در حال افزایش است و باید به رقم 200 میلیون دلار در طول سال جاری برسد. تلاش
گسترده ای در حال انجام است تا (کالاهایی م) به شیخ نشینان خلیج فارس فروخته شود و ایران با استفاده
از استانداردهای بسته بندی و حمل ونقل بهتر، لبنانیها را از خلیج(فارس) براند. ایران در حال حاضر نیز
مقداری کالاهای ساخته شده را به کشورهای همسایه و کشورهای دیوار آهنین صادر می کند.
آقای وزیر گفت جنبه بدبینانه، حسادت دیگران نسبت به موقعیت ایران است. در مقابل چنین
حسادتهایی ایران بایستی از خود دفاع کند. وجود ایران بستگی به خوزستان و جزیره خارک دارد و این
مناطق و همچنین فرودگاههای اصلی ایران در مقابل حملات بشدت آسیب پذیر هستند. این خطر باتوجه
به این حقیقت که نخست وزیر جدید عراق یک دیوانه می باشد، افزایش یافته است اگر وی خشم بگیرد،
باید متذکر شد که جنگنده های اف 5 ایران، سرعت جنگنده های میگ 21 عراق را ندارند. ایالات
متحده نمی تواند با سرعت کافی به دفاع از ایران بشتابد و لذا ایران بایستی اقداماتی اتخاذ کند تا خود را
حداقل به اندازه همسایگانش قدرتمند نماید. آقای وزیر اضافه کرد که حتی افغانستان از نقطه نظر پدافند
هوایی نسبت به ایران برتری دارد.
دکتر آموزگار در ادامه گفت هنگامی که از ایالات متحده درخواست کمک می نماییم گفته می شود
ایران کشور ثروتمندی است. کمک های آمریکا به حد ناچیزی کاهش یافته است و بنابراین ایران باید
تجهیزات نظامی خود را خریداری نماید. این کار به برنامه های عمرانی ایران آسیب وارد می کند، اما باید
انجام شود. چنین اقدامی موازنه بودجه ما را مشکل می کند، اما امیدواریم بتوانیم کمربندهای خود را
محکم تر بسته و با صرفه جویی بر هزینه های خود نظارت کلی بهتری اعمال نماییم. هزینه های غیر
ضروری مانند (خرید م) ماشین های دولتی کاهش خواهند یافت.
دکتر آموزگار گفت این مرحله ای است که بانک صادرات و IBRD و شاید کلوپ وام دهندگان
می توانند کمک کنند. ایران از مساعدت های گذشته بانک صادرات تشکر می نماید. ایران گدایی نمی کند،
پول را پس خواهیم داد. اما اگر قرار باشد ایران به صورت کشوری قوی و آزاد برای زندگی به سبک غربی
درآید، ده سال آینده سرنوشت ساز خواهد بود.
آقای لیندر اظهار داشت نگرانیها و خوش بینی هایی دارد. مسئله بزرگ این است که کارهای زیادی در
یک زمان در حال انجام هستند، چگونه می توان آنها را از نظر مالی تأمین نمود. مسائل ی نیز در زمینه نفت
وجود دارند که بعضی تصنعی و بعضی مخاطره آمیز می باشند. حوزه های نفتی جدید بسیار بزرگی نظیر
ایران در لیبی و الجزایر وجود دارند. آیا با این وجود می توان قیمت ها را حفظ کرد؟ بنابراین، این هزینه های
دفاعی جدید هستند که بر موازنه پرداختهای ایران باری را تحمیل می کنند.
آقای لیندر گفت بانک (صادرات و واردات م) امیدوار است بتواند همچنان مفید واقع شود و شاید بیش از
آنچه که در گذشته انجام داده است، عمل نماید. اما در مورد آنچه که بانک می تواند انجام دهد محدودیتی
وجود دارد. علاوه بر این، هدف اصلی بانک پیشبرد تجارت ایالات متحده می باشد، لذا تعهدات آن در
قبال هر منطقه ای باید محدود باشد. با این حال، به طور کلی می تواند همچنان برای ایران مفید واقع شود.
دکتر آموزگار گفت که ایرانیان در مورد مسئله بحث می کنند که آیا با سرعت بیش از حدی به جلو
می روند؟ لازم است نسبت به یک طرح توافق داشت. این احتمال وجود دارد که لازم شود بعضی از
پروژه ها نظیر خانه سازی کاهش یابد.
در مورد آنچه به نفت مربوط می شود، وزیر شنیده بود که ذخایر لیبی ممکن است آن قدرها هم بزرگ
نباشند. علاوه براین دولت لیبی درباره افزایش قیمت نفت در چهارچوب اوپک مشغول مذاکره است.
خوشبختانه با کمک لیبیاییها می توان سطح قیمت ها را حفظ نمود. در عین حال مصرف در حال افزایش
است. علاوه بر اینها، ایران به زودی گاز صادر می نماید و پروژه خط لوله (انتقال گاز م) به شوروی ظرف
چهار سال هزینه خود را در می آورد.
نکته مهمی که دکتر آموزگار برآن تأکید نمود، ثبات سیاسی می باشد. ایران در زمره کشورهای غربی
محسوب می شود و از طریق وابسته کردن اتحاد جماهیر شوروی به گاز ایران در حقیقت به غرب خدمت
می کند. روسها قبل از شیطنت نسبت به ایران دوبار فکر خواهند کرد.(1)
در مورد پروژه کارخانه ذوب آهن، دکتر آموزگار گفت هزینه ارزی چندانی نخواهد داشت، البته به
استثنای اینکه بهای آن با کالاهایی پرداخت می شود که ممکن است با ارز نقدی مبادله شوند. در اکثر
قراردادهای تهاتری تجاری با ایران، طرف دیگر قرارداد کالاهایی دریافت می کند که به هر صورت
معمولاً با ارز نقدی به فروش نمی رسند. کالاهایی نظیر تنباکوی ارزان، چای نامرغوب و غیره.
دکتر آموزگار در هنگام نتیجه گیری گفت ایران اشتباهاتی مرتکب می شود، ولی از آنها درس می گیرد.
کمال مطلق، غیرممکن است، اما ما حداکثر تلاش خود را خواهیم کرد و از این مهم تر روحیه ای که از ابتدا
شروع کنیم، داریم بیش از حد عجله نخواهیم کرد و نفت خود را واگذار نخواهیم نمود. ما بایستی در وهله
اول از منابع خودمان استفاده کنیم و سپس خواستار کمک های خارجی شویم. ما در حال ارزیابی مجدد
طرح ها، چه نظامی و چه اقتصادی و منابع، خود هستیم. ما برای پوشاندن کمبودهای موجود در منابعی که
برای اجرای طرح ها ضروری هستند، خواستار مساعدت خارجی خواهیم شد.
بخش اقتصادی: تی. ال. الیوت
با موافقت و تصدیق: آقای ولک، آقای هارلان
آموزگار، جمشید 14
از: سفیر 29 ژانویه 1966 9/11/44
اگر دستورالعمل هایی که به تازگی دریافت کرده ایم به حل معضلات مربوط به برنامه PL - 480(برنامه
کمکی آمریکا در فروش غله به کشورهای خارجی) کمک کند، آنگاه نیازی نخواهد بود که مطالبی را از
آقای آموزگار با تلگراف دریافت کرده ایم، برای شما ارسال داریم. من میل دارم تمام این موضوعات را به
شکلی توسط پست هوایی برایتان بفرستم.
حق با شماست که نسبت به طرفداری آموزگار از آمریکا تردید داشته باشید. بنده هم که سابقا او را
طرفدار آمریکا می دانستم، اشتباه می کردم. من به خوبی در جریان هستم که وی عامل و باعث اصلی
حذف واژه آمریکا از نام سازمان دانشجویان بازگشته از خارج بود و هم او بود که شاه را نسبت به مسائل
واهی نظیر طرح شعار «ایران در چنگ ماست» و مسائل دیگری از این قبیل تحریک نموده است.
اما این قرائن بیشتر از جاه طلبی های سیاست آمریکا در خاورمیانه حکایت دارند. این مطلب را من به
کرات با دانشجویان AUBکه انتقادات به مراتب حادتری نسبت به مسائل ی از قبیل فلسطین از ما
نموده اند گوشزد ساخته ام. با این حال آموزگار سالهای زیادی را در آمریکا گذرانده (همینطور برای
سازمان مساعدتهای آمریکا کار کرده است) که این امر خواه ناخواه بر روند فکری وی تأثیراتی بر جای
1- در حاشیه سند در کنار این جمله علامت سؤال گذاشته شده است. م.
گذاشته است که به عقیده من دراز مدت جنبه مثبت خواهد داشت نه جنبه منفی.
ظن من این است که این کینه ضد «آموزگار»ی که شما به دل گرفته اید تا حدی معلول شستشوی مغزی
می باشد که مهدی سمیعی و همدستان او به شما القاء کرده اند. طبعا او و آموزگار رقیب یکدیگرند و مسیر
ترقی و پیشرفت این دو نیز هراز گاه با هم تصادم و تلاقی هایی می یابند. سمیعی هم به همان شگردهایی
متوسل می شود که آموزگار معمولاً برای سوءاستفاده از نارسایی کار آمریکائیان بدان ها تمسک می جوید.
او نیز هر چند وقت یک بار شاه را تحریک می کند که مورد اعمال محدودیت بر میزان سرمایه گذاری
سرمایه ای، به هیچ وجه از کوچکترین اقدامات وی نبوده است. اما به نظر من او هم مانند آموزگار اساسا
یکی از منابعی می باشد که ما روی آن حساب می کنیم.
تاریخ: 29 ژانویه 1966 9/11/44 خیلی محرمانه
از: بخش اقتصادی، رابرت اچ. هارلان به: سفیر
موضوع: تلگرام شما در مورد گفتگوهایتان با آموزگار
می دانم که چنین برخوردی با طرح سفیرکبیر گستاخی است، اما بدلایل زیر ما فکر می کنیم که منافع
زیادی در این امر باشد که طرح شما به تلگرامی درباره معامله کارخانه ذوب آهن و یک تلگرام هوایی در
مورد کمک های فروش غله به کشورهای خارجی تقسیم شود و اطلاعات دیگری که از آموزگار دریافت
شده همراه با موضوعاتی که از منابع دیگر به دست آورده ایم، گزارش شود. ضمایم، شامل پیشنهادات ما
درباره طرح تلگرام و تلگرام هوایی مورد نظر می باشد. دلایل ما اینهاست:
1 کمک های فروش غله به کشورهای خارجی: در حال حاضر ما دستورالعمل هایی درباره طرح 3
ساله کمک های فروش غله به کشورهای خارجی دریافت کرده ایم.
2 آنچه که ما از آموزگار می دانیم این است که او طرفدار آمریکا نیست (تازه ترین بررسی ما را از
زندگینامه وی که ضمیمه است مطالعه کنید.) من اولین بار که او را به دلیل اشتهار به طرفدار آمریکا بودن،
ملاقات کردم، از برخوردهای ترشرویانه اش درباره عدم کارآیی ایالات متحده شگفت زده شدم، اما
بایگانی غنی زندگینامه ها در سفارتخانه، وجود دیدگاههای کاملاً انتقادی و ناساز را در او، طی 4 3 ساله
اخیر تأیید کرد. او بشدت «طرفدار آموزگار» (طرفدار آمریکا م) است و شنیده ایم در صورتی که فکر کند
حمله به ما به نفع شخص وی تمام می شود، در انجام آن در درون دولت کوچکترین تردیدی نخواهد
کرد.
3 هدف بیشتر مطالبی که آموزگار می گوید ظاهرا تکذیب نظریات انتقادآمیز از شخص وی است که
احتمالاً می داند، از مقامات دیگر شنیده ایم. برای مثال، بانک مرکزی به کمک صندوق بین المللی پول،
بانک انگلستان و فدرال رزرو، پیش نویس لایحه جدیدی در مورد اصلاح عملیات استقراض داخلی ارائه
کرده است. گویا آموزگار به این دلیل که جرئت نمی کند اقدامی برعلیه منافع مرسوم و مسلم پنداشته شده
وزارتخانه اش (که از قوانین فعلی تغذیه می کند) به عمل آورد، چند ماه است این پیش نویس را مسکوت
گذاشته است. بدین ترتیب به نظر می رسد انتقادات از او اقدامات دولت در مورد استقراض داخلی در لحظه
کنونی، یک رکن اساسی دارد که عبارت از توجیه اعمال خودش می باشد. ضمنا آموزگار یک لایحه
مربوط به مدرنیزه کردن عملیات بانکی را هم مسکوت گذاشته (ظاهرا به این دلیل که نمی خواهد قدرت به