اتابکی، رحمت اللّه 1
خیلی محرمانه
رحمت اللّه اتابکی نماینده دائمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل متحد واقع در ژنو
رحمت اللّه اتابکی که به عنوان نماینده دائمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل واقع در ژنو منصوب
گردیده، حدود 37 ساله است که در وزارت امورخارجه به کار مشغول می باشد. در حرفه ای بی فروغ و
خصوصا فاقد کارآیی، او مدارج ترقی را پشت سرگذارده و علت این امر امتیازهای خاص بوده است نه
شایستگی و صلاحیت فردی. به نظر می رسد که اصولاً شیفته و مفتون امریکا می باشد.
اتابکی، نوه علی اصغرخان اتابک، وزیر معروف دوره قاجار و نخست وزیر ناصرالدین شاه، در سال
1903 در تهران دیده به جهان گشود. او از دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید.
ابتدا در سال 1930 وارد وزارت دادگستری شد، ولی یک سال بعد به وزارت خارجه پیوست و در کتابخانه
و دفتر ثبت و نیز اداره حقوقی به کار پرداخت. در سال 1934 به عنوان وابسته به برن اعزام گردید و در سال
1939 به عنوان نماینده علی البدل در کنفرانس کار اتحادیه ملل شرکت نمود. از سال 1940 تا 1943 ابتدا
در اداره کنسولی وزارت خارجه و سپس بخش اداری به کار پرداخت. از سال 1943 تا 1948 کنسول
ایران در بیروت شد. برای پنج سال بعد، وی در سمت های مختلفی در وزارت خارجه (معاون رئیس اداره
امنیتی، معاون رئیس بخش اداری، ریاست اداره پنجم سیاسی و مدیرکل امور اداری) کار کرد.
وی در سال 1953 و برای مدتی کوتاه در مقام نماینده دائمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل متحد در
ژنو و نیز سرکنسول ایران فعالیت داشت. در سال 1954، اتابکی رایزن ایران در لبنان و در سال 1956
سفیر ایران در آن کشور شد. در محافل دیپلماتیک و اجتماعی بیروت شایعات بسیاری در مورد او بر سر
زبانها بود. بین کنسول سفارت فاضل هندا (FADEL HANDA) و سفیر اختلافی در گرفت (و بنا به اعتقاد
ناظران هندا بسیار تواناتر بود). علاوه بر این، اتابکی از رئیس جمهور وقت لبنان کامیل شمعون تا بدان حد
حمایت می کرد که پس از تغییر دولت آن کشور، خود را کاملاً بی دفاع می دید. سفیر آمریکا نسبت به
توانائیهای اتابکی اعتقاد چندانی نداشت و حتی گمان می کرد که وی یکی از جیره خواران انگلیس است.
پس از مراجعت به تهران، اتابکی در ژانویه 1959 به عضویت شورای عالی سیاسی درآمد، در کابینه ماه
ژوئن منوچهر اقبال وزیر کشور شد و (در حال حاضر) یعنی ماه دسامبر نیز به عنوان آجودان غیرنظامی
شاه فعال می باشد. تنها صلاحیت های وی در احراز مقام وزارت کشور عبارت بودند از روابط خوب و تا
حدی مرموز وی در دربار شاه. او وزیری کاملاً انعطاف پذیر بدون هیچ گونه صلاحیت یا استعدادی خاص
بود. او (و شخص اقبال) به دلیل سوء مدیریت در انتخابات 1960 مقصر قلمداد شد و دیری نگذشت که به
وزارت خارجه بازگشت. از سال 1962 تا سال 1967 هم به عنوان سفیر ایران در اطریش و هم به عنوان
نماینده دائمی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی فعالیت داشت. بنا به گزارشهای موجود، در وین نیز
بین اتابکی و اعضای سفارت ایران مشکلاتی بروز کرده بود.سفیر اتابکی مردی است نسبتا بلند قامت، با
گونه ای برجسته، پوستی زیتونی رنگ و موهای پر پشت. او با یکی از برادرزاده های نخست وزیر فقید،
فضل اللّه زاهدی، ازدواج کرده و لذا با وزیر امورخارجه یعنی اردشیر زاهدی فرزند فضل اللّه نسبت دارد.
اتابکی به امریکا، اروپا و خاورمیانه سفر کرده است. او در سال 1966 دچار حمله قلبی شد. علاوه بر زبان
مادری یعنی فارسی به زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز تکلم می کند.ژوئن 1968 خرداد 1347
احمد احمدی
احمدی، احمد 1
زمان و مکان: 4 ژانویه 1968 14/10/46، محل اقامت سفیر. بدون طبقه بندی
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر احمد احمدی، معاون، وزارت منابع طبیعی ویلیام هلسث، دبیر
اول سفارت
موضوع: انتصاب احمدی
بعدازظهر روز 4 ژانویه، احمدی به عنوان معاونت وزیر در امور پارلمانی و معاونت حیات وحش و
آبزیان وزارت جدیدالتأسیس منابع طبیعی به حضور شاه معرفی شد. وی گفت وزارت فقط چهار معاون
خواهد داشت و در حال حاضر سه تن از آنها تعیین شده اند. (همسر احمدی از روی شوخی گفت که
«شوهر معاون حیوانات وحشی است».)
وقتی از احمدی پرسیدم آماده دیدارهای تبریک گویی شده است، گفت: «نه، لطفا هنوز نیایید، صبر
کنید تا دفتر و صندلی داشته باشم.» وی گفت اولین مشغله وزارت جدید، یافتن محلی برای کار است. او
گفت از چند هفته پیش خبردار بود که برای این شغل مطرح شده است، ولی تا روز معرفی اش (4 ژانویه)
تأیید از بالا نیامده بود.
احمدی از فارغ التحصیلان کرنل است. به نظر می رسد مردی بی تکبر و چهل ساله باشد. دو دختر دارد،
که یکی کلاس ششم و دیگری کلاس چهارم است. استیو استفانید او را به خوبی می شناسد، و با ارسال
نسخه ای از همین یادداشت، از استیو خواسته شده است اطلاعات مفید خود درباره احمدی، منجمله
ارزیابی از توان های این شخص، بخصوص درباره شغل جدیدش را به ما بدهد.
احتمالاً قابل ذکر است که مری احمدی (همسر احمدی) آمریکایی است و فرزندان آنها در حال حاضر
به مدرسه بین المللی تهران، یعنی ایران زمین می روند و قبل از این هم به مدرسه کامیونیتی (مدرسه
آمریکائیها م) می رفتند، که هر دوی این مدارس شیوه تدریس آمریکایی دارند. دکتر احمدی لااقل در سه
سال اخیر معاونت مدیریت مؤسسه KWPAمستقر در تهران را به عهده داشته است. او معاون رضا انصاری
بود و وحیدی وی را نگهداشت. آر. اچ. هارلان
احمدی، احمد 2
تاریخ: 8 ژوئیه 1968 17/4/47 خیلی محرمانه
فرم اطلاعات بیوگرافیک
نام: احمد احمدی
ملیت: ایرانی
سمت فعلی: معاون پارلمانی و معاون در امور ماهیگیری و زندگی وحوش در وزارت منابع طبیعی.
تولد: احمدی حدود 40 سال دارد.
تحصیلات: احمدی دکترای خود را در رشته (Agronomy) از دانشگاه کرنل دریافت کرده است.
سوابق: احمدی معاون عبدالرضا انصاری در سازمان آب و برق خوزستان بود.
هنگامی که دکتر وحیدی در سال 1965 به عنوان مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان جانشین
انصاری شد، احمدی به عنوان معاون مدیرعامل مستقر در تهران به کار خود ادامه دارد.
در ژانویه 1968 احمدی به سمت معاون وزیر در وزارتخانه جدید منابع طبیعی منصوب شد. وزیر
یعنی مهندس ناصر گلسرخی، برای مدتهای طولانی دوست شخصی احمدی بوده است.
خانواده: احمدی که در رابطه با گرفتن مدرک دکترای خود به مدت 8 سال در ایالات متحده زندگی
کرده است با یک تبعه آمریکا به نام ماری ازدواج نمود. وی نیز یکی از فارغ التحصیلان کرنل می باشد. این
دو دارای دو دختر می باشند. یکی کلاس ششم و دیگری کلاس چهارم است. این دو که قبلاً به مدرسه
آمریکائیها (در تهران م) می رفتند، هم اکنون در مدرسه بین المللی تهران تحصیل می کنند. هر دو مدرسه با
اصول تربیتی و آموزشی آمریکایی اداره می شوند.
اظهارنظر: احمدی بلافاصله شخص را تحت تأثیر گرایشات و برخوردهای دوستانه و غیررسمی
خود قرار می دهد. وی شدیدا نسبت به سبک غیر رسمی زندگی آمریکایی علاقمند شده است. وی به دلیل
صمیمیت خود و فقدان تجمل و خودخواهی، شخص فوق العاده ای می باشد. وی مانند آمریکائیان با
خوشحالی، شوخی در مورد خود را می پذیرد، کیفیتی که در مورد ایرانیان نادر است. زبان انگلیسی وی
فوق العاده عالی است و با اصطلاحات عامیانه و آمریکایی کاملاً آشناست.
وی شخص فوق العاده شایسته ای است و قبل از انتصاب به سمت معاون مدیرعامل یکی از بهترین
تکنسین های سازمان آب و برق خوزستان محسوب می شد. وی علی رغم ظاهر آسان گیر خود،
سخت کوش است که به جای درخواست انجام کار از شخص دیگری، خودش قسمت اعظم کار را انجام
می دهد.
وی همچنین فردی go - getter بوده و در مورد زیردستانی که فقط وقت گذرانی می کنند، بی تحمل
می باشد و خواستار کار با کیفیت است.
وی مأمور کنترل (برنامه م) در طی دیدار اخیر گروه کشاورزی تجاری (اوایل 1968) بود که در این
رابطه همکاری نزدیکی با آقای ویلیام وارن داشته است. وی نه تنها خودش توجیهات بسیار خوبی برای
گروه تدارک دید، بلکه یک برنامه منظم و فشرده ای آماده نمود که تمام موارد آن مطابق برنامه به اجرا
درآمد و همه چیز دارای کیفیت خوبی بود.
وی در اکتبر 1967 توضیح دهنده اصلی در رابطه با دیدار جورج بال، جان مک کلوی و آلفرد هایز از
خوزستان بود. اقدامات وی مؤثر بود و نشان داد که وی فردی دقیق است و درک کاملی نسبت به نوع
ارائه ای که می توانست برای مقامات عالیرتبه مالی آمریکا بسیار مفید باشد، دارد.
احمدی یکی از دوستان نزدیک و شخصی دکتر حسن شهمیرزادی، معاون امور شهرداری ها در
وزارت کشور، می باشد. این دو نفر به عنوان همکاران انصاری در سازمان آب و برق خوزستان به طور
بسیار نزدیکی، با یکدیگر کار کردند.
تخصص و تحصیلات احمدی در سمت خود به عنوان معاون وزیر هیچ رابطه ای با موضوع وظایف
جدید وی ندارد. وی تنها به دلیل توانائیهای مدیریتی خود به این سمت منصوب گردیده است. همان طور
که وی بارها خاطرنشان کرده در زمان انتصابش هرگز مشغول ماهیگیری و شکار نبوده است.
وی با شوق بسیار کار جدید خود را شروع کرد. وی به ابتکار شخص خود روابط نزدیکی با سفارت
آمریکا برقرار نمود و اداره جدید خود را براساس تجربیاتی که در ایالات متحده داشته است، شکل
می دهد.
احمدی بدون تردید جوانی رو به رشد است. استعدادهای وی موجب ترقی وی در میان مقامات ایرانی
خواهد شد. تنها موانعی که ما در حال حاضر از آن مطلع هستیم احتمالاً عبارتند از ظاهر بسیار آمریکا
مآبانه و همسر آمریکایی وی و دو دخترش که به سیستم آمریکایی تحصیل می کنند.
احمدی، احمد 3
اوت 1977 مرداد 1356 خیلی محرمانه
احمد احمدی وزیر کشاورزی و عمران روستایی
احمدی یک وزیر 48 ساله است که لیسانس خود را در رشته مهندسی کشاورزی از دانشگاه ایالتی
یوتا و فوق لیسانس و دکترای خود را در کشاورزی از دانشگاه کرنل دریافت کرده است. وی قبل از
بازگشت به ایران، جمعا به مدت بیش از 8 سال در ایالات متحده زندگی کرده است. وی سوابق دولتی خود
را به عنوان یک متخصص عالیرتبه کشاورزی در وزارت کشاورزی شروع نمود. وی سپس معاون فنی و
پس از آن معاون مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان گردید. قبل از ارتقاء به سمت مدیریت، وی یکی
از بهترین تکنسین های سازمان آب و برق خوزستان محسوب می شد.
وی در ژانویه 1968 معاون پارلمانی و معاون ماهیگیری و زندگی وحوش در وزارت جدیدالتأسیس
منابع طبیعی گردید. تخصص و تحصیلات وی در این سمت، هیچ رابطه ای با موضوع وظایف جدیدش
نداشت و صرفا به دلیل توانائیهای مدیریتی اش انتخاب شده بود. علاوه براین، وزیر یعنی مهندس ناصر
گلسرخی، مدتهای مدید یکی از دوستان شخصی احمدی بوده است.
وی در اکتبر 1971 معاون پارلمانی وزارت کشاورزی شد. با ادغام دو وزارتخانه کشاورزی و منابع
طبیعی، وی سمت معاون وزیر را ترک کرده و مدیرعامل کشت و صنعت بین المللی شد.
احمدی در مصاحبه ای به تاریخ 8 اوت، یعنی یک روز پس از اعلام انتصاب وی به عنوان وزیر
کشاورزی و عمران روستایی، گفت توجه اصلی وی به افزایش کلی محصولات کشاورزی و تولید در هر
هکتار معطوف خواهد شد. وی اضافه نمود که افزایش مراکز درمانی حیوانات، اصلاح نژاد و تشویق بخش
خصوصی به بالا بردن تولید گوشت و ماکیان نیز از اولویت های برنامه وی است.
دکتر احمدی در طول ده سال گذشته یکی از رابطین کارمندان مختلف سفارت بوده است. از وی
به عنوان فردی خوش برخورد، غیررسمی در مراودات، صمیمی، شایسته و سخت کوش یاد می شود. وی به
جای حواله دادن کارها، خودش دست به کار می شود و در مورد زیردستانی که از خود ابتکار نشان نداده و
یا در کارهای خود شایستگی ندارند، کم تحمل می باشد. ماری همسر وی آمریکایی و فارغ التحصیل کرنل
است. آنها دو دختر دارند که هر دو در مدرسه آمریکائیها در تهران تحصیل می کنند. احمدی انگلیسی
آمریکایی را به روانی تکلم می کند.قسمت سیاسی: جی. دبلیو. مارتین
صادق احمدی
احمدی، صادق 1
صادق احمدی، وزیر دادگستری محرمانه
صادق احمدی 50 سال قبل در کرمانشاه بدنیا آمد و در تهران تحصیل کرد، و از دانشگاه تهران در
رشته حقوق فارغ التحصیل گردید. قبل از احراز مقام وزارت دادگستری، وی دادیار عمومی در استانهای
متعدد منجمله تهران بود. وی به عنوان نماینده مجلس از کرمانشاه انتخاب شد و در پایان این دوره به سمت
معاونت وزیر در وزارت دادگستری در امور برنامه ریزی و تحقیقات منصوب گردید. او سپس معاون وزیر
در امور پارلمانی شد و در سپتامبر 1971 به عنوان وزیر دادگستری معرفی گردید.
وی تاکنون هیچ کار مشخصی در وزارتخانه (یا در سیستم قضایی) انجام نداده است و به عنوان یک
عضو قوی یا مهم کابینه نگریسته نمی شود.
احمدی به زبان فرانسه صحبت می کند.می1972 اردیبهشت 1351
علیقلی اردلان
اردلان، علیقلی 1
خیلی محرمانه
علیقلی اردلان، وزیر صنایع و معادن: مردی است 56 ساله، دارای دکترای حقوق از دانشگاه برلین، به
زبانهای آلمانی، فرانسه، انگلیسی، کردی و نیز فارسی صحبت می کند.
او متأهل و دارای دو فرزند است که یکی از آنها در یک مدرسه پسرانه در کنتاکی مشغول تحصیل
می باشد.
وی بخش اعظم حیات حرفه ای اش را با وزارت خارجه گذرانده که با سمت وابسته در برلین در سال
1924 آغاز شد و با عنوان عضو شورای عالی سیاسی این وزارتخانه، که مرکب از دیپلماتهای ارشدی
است که در موقع نیاز به مشورتهای جمعی از آنها کمک خواسته می شود، پایان گرفت. از سال 1950 تا
سال 1954 وی در نماینده دائم ایران در سازمان ملل بود و در همانجا به سمت آمریکا گرایش بسیار پیدا
کرد.
اخیرا نیز نخست وزیر او را به سمت وزیر مشاور منصوب کرده و هم اکنون نیز وزیر صنایع و معادن
است. در گذشته وی با سفارت آمریکا همکاری بسیار داشته و به عنوان یک ایرانی درستکار و وطن پرست
معروف است. در رابطه با کنفرانس بغداد وی می تواند یک منبع مفید باشد.
دکتر علیقلی اردلان: از ژوئیه سال 1950، اردلان نماینده دائمی ایران در سازمان ملل بود و در
دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه تهران و نیز دانشگاه برلین تحصیل کرده است.
از سال 1924 وی خدمت وزارت خارجه ایران بوده و در سفارتخانه های ایران در واشنگتن، برلین،
لندن، پاریس و آنکارا نیز کار کرده است. زمانی وی معاون وزیرخارجه بود و زمانی نیز بخصوص در
فاصله بین دسامبر 1948 تا ژوئیه 1950، سمت جانشین وزیر خارجه را برعهده داشت.
از زمان ورود به سازمان ملل، دکتر اردلان به نمایندگی از جانب کشورش در چند کنفرانس بین المللی
شرکت جسته است و یکی از امضاءکنندگان پیمان صلح ژاپن در سال 1951 به شمار می آید.
او فردی است مطلع، خودش برخورد، همیار و با لیاقت، و برخلاف بسیاری از مقامات ایرانی، همیشه
در اقدامات خود قاطعیت داشته و پس از اتخاذ تصمیم مردد نمی شود. او با آمریکائیها در کشورش و چه
در سازمان ملل روابط دوستانه و صمیمانه ای داشته است. 17 اکتبر 1952 25/7/31
اردلان، علیقلی 2
تاریخ: 8 مارس 1960 17/12/38خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، تهران مرسله شماره 566 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع: کارمندان جدید سفارت ایران در واشنگتن
خلاصه در اواسط ژانویه 1960، اردشیر زاهدی داماد شاه به عنوان سفیر جدید ایران در آمریکا
منصوب گردید. برای این انتصاب سه دلیل وجود داشت. اول اینکه شاه در مورد مقالات انتقادی
مطبوعات آمریکا در مورد ایران نگران است. دوم، شاه فکر می کند گروهی از افراد ضد شاه در حال نفوذ
یافتن بر شخصیت های معروف آمریکایی و مطبوعات آن می باشند. سوم، شاه قصد دارد که تلاش های
جدی تری برای خنثی نمودن شکایات و ادعاهای دانشجویان ایرانی خارج از کشور اعمال نماید.
زاهدی گروه بزرگی از جوانان که اکثرا هم بی تجربه هستند را انتخاب نموده تا در واشنگتن به وی بپیوندند.
در واقع اگر این گروه کلیه وظایفی را که عهده دار آن شده است بتواند انجام دهد، معجزه خواهد بود.
مطبوعات آزاد آمریکا بدون توجه به اینکه سفیر ایران چه کسی باشد، ناگزیر در مورد اشتباهات و
تخطی های ایران مطلب خواهند نوشت. ممکن است زاهدی در برخورد و مقابله با تأثیر و کارآیی
نیروهای ضد شاه در آمریکا به موفقیت دست پیدا کند، ولی در نیل به اهدافش در مورد دانشجویان دچار
مشکل خواهد شد. انتصاب زاهدی مثال دیگری از حکومت فردی و دخالت شاه در جزئیات امور دولتی
می باشد. انتخاب این گروه نیز مثال خوبی از اتکای ایرانیان به خویشاوندان، دوستان و دوستان دوستان
است. به هر صورت اگر شاه توقع چندانی نداشته باشد، اعضای این گروه به لحاظ جوانی آنها و تمایلشان به
کار ممکن است به انجام کاری موفق شوند.
سابقه و علل تغییر
روزنامه های تهران در اواسط ژانویه 1960 اعلام نمودند که علیقلی اردلان، سفیر ایران در واشنگتن و
عبدالحسین حمزوی، مدیرکل سرویس اطلاعاتی ایران در نیویورک، برای مأموریت های افشا نشده
بعدی به تهران فراخوانده شده اند. سفیر جدید اردشیر زاهدی داماد شاه خواهد بود.
این تغییر ناگهانی و نیز دیگر تغییرات در پرسنل سفارت ایران در واشنگتن، نشاندهنده اوجگیری عدم
اعتماد فزاینده محافل سطح بالای دولت ایران نسبت به کار اردلان و حمزوی می باشد. فرض نهفته در
پشت این عدم اعتماد این است که ایالات متحده در رابطه با موقعیت ایران در دنیا نقش پر اهمیتی را به
عهده دارد و بنابراین این سفارت ایران در واشنگتن از اهمیت والایی برای کشور و رژیم شاه برخوردار
است. سه علت و دلیل که با تحولات ماههای اخیر بر اهمیتشان افزوده گشت، منجر به اخذ تصمیم در مورد
انتصاب زاهدی و افراد جدید دیگر در سفارت ایران در واشنگتن گردید.
1 مطبوعات آمریکا:
قسمت اعظم این مطلب در مرسله شماره 529 مورخ 23 فوریه 1960 سفارت به طور کامل تشریح
شده است. شاه همیشه در محکوم نمودن مقالات انتقادی مطبوعات خارجی در مورد کشورش سریع عمل
نموده است. باتوجه به موضع برتر و مسلط شاه در رژیمی که نسبت به آینده خود نامطمئن است و از
حقارت کشور در مقابل ملل توسعه یافته کاملاً آگاه می باشد، رفتار او تا حدودی قابل درک است، هر چند
که عکس العمل های او اغلب افراطی بوده اند. او و دوست وی اکثرا نسبت به مقالات مطبوعات آمریکا در
مورد ایران شکایت داشته اند و اغلب اوقات آنان را مورد حمله قرار داده اند.
اخیرا شاه از بابت برنامه تلویزیونی ادوارد مورو در مورد ایران و مقاله روزنامه کریستین ساینس
مانیتور در مورد تماسهای گزارش شده آمریکا با رهبران مخالف ایران خشمگین شده است. افراد مطلع در
تهران تصور می کنند مورد اول بود که باعث برکناری اردلان و حمزوی شد. آنچه که باعث این گونه رفتار
شاه می شود در عدم توانایی او و همکارانش در درک آزادی مطبوعات آمریکایی و فرضیه سنتی ایرانیان،
که مسائل به هر دلیلی همیشه می توانند به دلخواه قدرتمندان حل شوند، نهفته است. اکثر ایرانیان، منجمله
آنهایی که در تشکیلات زاهدی هستند، معتقدند که اگر دولت ایالات متحده بخواهد می تواند اقداماتی
انجام دهد که این مقالات ضد ایرانی در مطبوعات آمریکا را خنثی نمایند. زمانی که دولت آمریکا دست به
این اقدامات نمی زند، سوظن های آنان مبنی براینکه ایالات متحده از وضعیت ایران راضی نیست را تأیید
می کند و این موضعی است که اردشیر زاهدی قصد به تصحیح آن دارد.
2 نیروهای ضد شاه:
علت دوم که به طور آشکار با علت اول مرتبط است، تصورات در تهران از این امر است که در آمریکا
افراد خاصی وجود دارند که به طور فزاینده ای در متقاعد نمودن افکار عمومی ایالات متحده به طور اعم و
مطبوعات آن به طور اخص در مورد دیدگاههایشان از جنایت های دولت شاه، موفق بوده اند. چهره های
معروفی که اغلب توسط ایرانیان از آنها نام برده می شود عبارتند از: برادران قشقایی، دکتر علی شایگان،
پروفسور نصراللّه سیف پور فاطمی، ویلیام او. داگلاس قاضی دیوان عالی، جان او. ویلی سفیر سابق آمریکا
در ایران، جرالد اِف. دوهر کارمند سیاسی سابق سفارت آمریکا در تهران.
شاه به درستی تشخیص داده است که به جز مبادرت به مصادره زمین های قشقایی و در نتیجه محدود
نمودن یکی از منابع درآمد آنها، کار بسیار کمی در ایران می تواند در جهت کاهش تأثیر و کارآیی مسلم این
افراد انجام دهد. بنابراین به نظر می رسد که وی امیدوار است که افرادش در واشنگتن با مطلبی
متقاعدکننده بتوانند با دستگاه اداری آمریکا و مطبوعات آن در وهله اول به توافق برسند و براین افراد
پیشی گیرند.
3 دانشجویان ایرانی خارج از کشور:
نکته اصلی این مشکل این است که ایران به خدمات هزاران دانشجوی ایرانی که در خارج به
تحصیلات عالیه اشتغال دارند، نیازمند است، ولی برخی از این دانشجویان که اکثرا برجسته ترین و بهترین
آنها هم هستند، زمانی که از آزادی غربی، تجملات و فرصت ها و موقعیت های آن برخوردار شدند، دیگر
باز نمی گردند. سال گذشته وظیفه رسیدگی به برخی از مشکلات ظاهری و بی اهمیت دانشجویان به
زاهدی واگذار شد و بنابراین به نظر می رسد که شاه این طور تصور می کند که زاهدی به اضافه گروه جدیدی
از مشاورین جوان، همان افرادی هستند که می توانند دانشجویان را خوشحال تر نمایند.
امکان آن نیز هست که دلیل چهارمی برای این انتصاب وجود داشته باشد و آن این است که شاه تصور
می کند زاهدی از سلف خویش در کسب کمک اقتصادی و نظامی بیشتری برای ایران موفق تر باشد.
اردلان، علیقلی 3
تاریخ: 8 مارس 1961 14/5/1340خیلی محرمانه
از: کنسولگری آمریکا در خرمشهر، 1 8به: وزارت امورخارجه
جهت اطلاع: سفارت آمریکا در تهران و مسکو
دکتر علیقلی اردلان، نماینده ویژه رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران، هنگام بازگشتش از
تهران به من تلفن زد تا مرا از نیت دولت ایران برای انتصاب وی به عنوان سفیر در اتحاد جماهیر شوروی
مطلع گرداند. زمانی که من برای عرض تبریک به دیدن وی رفتم، او با من در مورد نظرات شخصی خودش