بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 24

استخدام تکنسین های روسی ادامه می دهد، ولی در سالهای اخیر به بازارهای با تجربه و ماهر صنعت نفت

غربی برای تأمین خدمات مورد نیاز «پیمان کاری نفتی» روی آورده است در طی سال 1977، عراق

حدود 10 درصد تولیدات نفت خود را به شوروی و کشورهای اروپای شرقی صادر نموده است. این حجم

حدودا ثابت نگاه داشته شد ولی درصد کوچک تری از 5/2 میلیون بشکه تولید روزانه سال 1978 عراق

را در بر می گیرد. مقداری از ذخایر ارزی خارجی عراق در اروپای شرقی نگهداری می شود.

40 بعد از سال 1973، رژیم بعث به حزب کمونیست عراق اجازه فعالیت داد، تا در جبهه «مترقی و

ملی و میهنی» که قدرتی ندارد شرکت کند و در کابینه حضور یابد. به هر صورت، فعالیت های حزبی

مدتهاست، که قدغن شده است و رژیم از عضوگیری و فعالیت های جذب نیرو و فعالیت های سیاسی دیگر

توسط غیر بعثی ها در نیروهای نظامی، جلوگیری می کند. در طول سال گذشته بعثی ها در برابر فعالیت های

حزب کمونیست عراق بردباری کمتری نشان داده اند. دولت تعدادی از پرسنل نظامی را به اتهام

فعالیت های تبلیغاتی جذب نیرو برای حزب کمونیست عراق، اعدام نموده است. در بهار سال 1979 تنها

دو عضو باقیمانده کمونیست از کابینه اخراج شده اند و حزب کمونیست می رود که از «جبهه مترقی ملی و

میهنی» نیز بیرون رانده شود. این جریانات اخطاری به توده عراقی درباره فعالیت های ضد رژیمی است،

همچنانکه اخطاری به مسکو نیز می باشد.

41 فعالیت های روسیه در منطقه نیز رژیم بعث را مضطرب کرده است. عراق همچنان به مخالفت خود

درباره حمایت شوروی از رژیم اتیوپی برعلیه سومالی و اریتره، که آنها را کشورهای عربی تلقی می کند،

ادامه می دهد. کودتای افغانستان و یمن جنوبی در سال 1978 اضطراب عراق را از آنکه شوروی قصد

ایجاد دول وابسته به خود را در منطقه دارد، افزایش داد. عراق و سوریه هر دو از یمن شمالی در جنگ

مرزی با یمن جنوبی تحت الحمایه شوروی حمایت می کردند. اگر شوروی نیروهای جنگنده خود را برای

سرکوبی مخالفین افغانستان کاملاً دخالت دهد، روابط بغداد و مسکو بشدت رو به وخامت خواهد رفت.

عراق گوش به زنگ است و هرگونه دخالت شوروی در شرایط درهم ایران را به تلخی پاسخ خواهد گفت.

از آنجا که اتکای فراوانی به تجهیزات نظامی شوروی دارد، به هر حال محدودیت هایی برای اینگونه

اعتراضات عراق وجود دارد.

42 دیدگاه ثابت رژیم این بوده است که باید از روابط خود با شوروی به نفع عراق بهره برداری کند و

دلایل روشنی موجود است که این نظریه نقش تعیین کننده ای در سیاست عراق خواهد داشت. در آینده

قابل پیش بینی محدودیت های روابط عراق و شوروی حفظ خواهد شد. عراق مصرانه از شوروی

می خواهد که با وی به عنوان یک طرف برابر برخورد نماید و نه به عنوان یک دولت وابسته. عراق خود را با

اهداف سیاسی خارجی شوروی تنها در آنجا که منافعش تأمین شود. هماهنگ می نماید. همچنان به

صلابت سخن خواهد گفت و به دنبال منابع دیگر تأمین سلاح، تکنولوژی و حمایت سیاسی به جستجو

ادامه خواهد داد ولی روابط خود را با مسکو چنان تنظیم خواهد نمود که تا آنجا دگرگون نشود که مسکو

ارسال سلاح را متوقف و مستشاران خود را به شوروی فراخواند. علی رغم کوشش های گوناگون عراق،

شوروی تدارک کننده اصلی تجهیزات نظامی عراق باقی خواهد ماند.

غرب


صفحه 25

غرب

43 در یک جهان ایده آل، رهبران عراق روابط متعادل با همه کشورهای بزرگ را انتخاب می نمایند.

کشورهای اروپایی تکنولوژی بسیار پیشرفته و مهارت های دیگری را می توانند تأمین کنند. اروپائیان نیز

سلاح های خود را خواهند فروخت.

فروش های فرانسه، یادآوری مفیدی به شوروی است که تنها فروشنده موجود نمی باشد. از میان

کشورهای بزرگ اروپای غربی، فرانسه نزدیکتر از همه به عراق می باشد. در 18 سالی که از خاتمه جنگ

الجزایر می گذرد فرانسه بینش های خود را از سیاست های نفتی به مسئله اعراب و اسرائیل معطوف داشت،

که تفکرات بغداد را در رابطه با بریتانیا و بخصوص ایالات متحده شکل می دهند. ولی قدرت های اروپای

غربی، یعنی هم پیمانان آمریکا، به اندازه کافی نیرومند نبوده و نمی توانند از آنچنان نفوذ سیاسی برخوردار

باشند که بتوانند جانشین شوروی شوند.

44 بنابراین در دوره این ارزیابی، روابط بین رژیم بعث عراق و کشورهای اروپای غربی در مجموع

رضایت بخش خواهد بود. ولی از صمیمیت خاصی برخوردار نخواهد بود و مشکلاتی نیز در پیش است.

بغداد فشار اقتصادی بر بعضی از کشورها از جمله همکاران خوب تجاری اروپا که آنان را ناخشنود

می سازند اعمال می کند. برای مثال عراق به خاطر اخراج تعدادی از دیپلمات های خود از انگلستان،

تحریم برخی اجناس انگلیسی را به اجرا گذاشته و تداوم داده است، که این عکس العملی در مقابل ترور

نخست وزیر سابق عراق در خیابانهای لندن، توسط مردان مسلح عراقی بود. اینگونه تاکتیک ها ادامه

خواهد یافت. اگر عراق به این نتیجه برسد که پاریس در «حادثه» اخیر مربوط به تجهیزات رآکتور در

دست احداث توسط فرانسوی ها دست داشته است، تا بتواند ارسال سوخت اورانیوم غنی شده مورد نیاز

آن را به تعویق بیاندازد، در مورد فرانسه نیز از همین تاکتیک ها بهره برداری خواهد کرد.

45 برنامه اتمی عراق بستگی به حمایت و پشتیبانی اروپائیان دارد، علاوه بر «اورانیوم غنی شده» و

رآکتور 70 مگاواتی که توسط فرانسه در اختیار قرار می گیرد، ایتالیا نیز در آنجا در حال احداث یک

آزمایشگاه کوچک رادیو شیمیایی است که می تواند توانایی غنی سازی دوباره اورانیوم را در اختیار عراق

بگذارد. این دو کشور، نقش حیاتی را در طرح های اتمی عراق دارا می باشند. بنابراین، اگر چه عراق قرار

داد عدم تکثیر سلاح های اتمی را امضا نموده است و هر چند که ضمانت هایی برای همه وسایل و مواد اتمی

موجود دارد ولی عراق بدین طریق همه تجهیزاتی را که برای راه اندازی تأسیسات آن لازم است تا قبل از

سال 1985 بدست خواهد آورد چون عراق نشان داده است که می تواند مستقلاً به راه خود ادامه دهد،

می توان گفت که اگر عراق احساس نیاز کند مطمئنا دست به ساختن سلاح های اتمی نیز خواهد زد(1)و این

خود دلیلی برای نگرانی است.

عراق و اوپک

عراق و اوپک

46 در طول دوره این ارزیابی، عراق همچنان به صورت یکی از اعضای با نفوذ اوپک باقی خواهد

ماند. اهداف اساسی آن، حفظ کنترل صنعت نفت در عراق، اکتشاف تا بازاریابی نفت خام، کسب حداکثر

انعطاف پذیری در وسایل صادراتی نفت، کسب بالاترین قیمت عملی نفت و افزایش مدت زمان تولید نفت

1- گزارش اطلاعاتی درون سازمانی که طرح اتمی عراق را مفصلاً مورد بررسی قرار خواهد داد ٬ در حال تهیه و آماده شدن است.


صفحه 26

تا آینده بسیار دور، می باشند. عراق مصرانه و از دیرباز کشورهای دیگر اوپک را به افزایش فوق العاده

قیمت نفت تشویق می نموده است. ولی زمانی که عربستان سعودی و ایران توانایی همکاری با یکدیگر را

داشتند نفوذ عراق از این بابت محدود شده بود. لیکن در حالی که ایران به میزانی خیلی کمتر از قبل از

انقلاب نفت صادر کرده و قیمت سنگینی نیز دریافت می دارد، عراق در هدف به کرسی نشاندن افزایش

قیمت با مخالفتی روبرو نخواهد شد. منافع اقتصادی عراق و نیز تذکرات مصرف کنندگان نفتی غربی مبنی

براینکه افزایش قیمت بر اقتصادهای صنعتی لطمه وارد می سازد، هیچ یک عراق را به میانه روی در زمینه

قیمت وادار نخواهد کرد.

47 سطح صدور نفت آتی عراق مبهم می باشد. وسایل و تجهیزات صدور نفت، خطوط لوله و

ترمینال های بارگیری، توانایی صدور 9/4 میلیون بشکه در روز را دارد که ورای تولید ثابت کنونی 1/3

میلیون بشکه در روز می باشد. ما نمی دانیم که عراق چه طرحی برای سطح تولید خود در اواسط دهه

1980 دارد. طرحهای تولید 4 میلیون بشکه در روز به نظر می رسد که تقلیل یافته و احتمالاً به 4/2 میلیون

بشکه در روز برسد. تنگنای تعادل عرضه و تقاضای جهانی در دهه 80 به عراق اجازه می دهد که هر مقدار

نفت که بخواهد تولید و صادر نماید. با احتساب آنکه قیمت نفت سریع تر از نرخ جهانی افزایش می یابد. به

عراق امکان تولید سرمایه لازم برای گرداندن دولت و برنامه های خرید تسلیحاتی خود، و تأمین بودجه

برنامه های توسعه عمرانی را در طی زمان مورد نظر این ارزیابی خواهد داد.

جنبش غیرمتعهدها

جنبش غیرمتعهدها

48 عراق احتمالاً در گردهمایی سپتامبر کشورهای غیر متعهد در هاوانا به عنوان میزبان اجلاس

کشورهای غیر متعهد در سال 1982 انتخاب خواهد شد. در همین اجلاس آینده (سال 1982). بغداد

احتمالاً «به عضویت» دفتر هماهنگ کننده کشورهای غیر متعهد که از نفوذ قابل توجهی برخوردار است،

انتخاب می شود، نفتی که زمینه کسب تجربه را برای بدست آوردن ریاست اجلاس در 3 سال بعد، برای

عراق فراهم می آورد.

49 پیش بینی مسیر رهبری جنبش غیر متعهدها توسط عراق خالی از اشکال نیست. به عنوان میزبان

اجلاس، بغداد لقب رهبری این جنبش را برای مدت 3 سال بعد از آن بدست می آورد. بدین طریق فرصتی

بزرگ در جهت بخشیدن سیاسی ایدئولوژیک به جنبش خواهد یافت. کسب این موقعیت رهبری تأثیر

دو جانبه ای بر رفتار بین المللی عراق و احتمالاً «موضع جنبش غیر متعهدها» در مسائل مهم بین المللی بر

جای خواهد گذاشت. عراق مکررا به جهت های مخالف کشیده خواهد شد، دارا بودن نقش مؤثری رهبری

در ساختمان جنبش لزوما عراق را به حفظ تعادل و یا پذیرش ریسک مخربی در ایجاد تفرقه در جنبش و

یا حتی خروج بعضی اعضا از آن خواهد کشاند. از سویی دیگر، عراق با بهره برداری از موقعیت خود سعی

بر اعمال نفوذ در جهت رادیکالیزه نمودن جنبش از طریق تاکتیک های دیپلماتیک، کمک های مالی مؤثر و

در برخی مواقع برآوردن احتیاجات نفتی کشورهای غیر متعهد خواهد نمود.

50 ما نمی توانیم دقیقا پیش بینی کنیم که عراق چگونه جنبش غیرمتعهدها را در سال 82 رهبری

خواهد کرد، ولی بغداد به برخورد مستقل خود با مسائل سیاست خارجی و کنترل منافع طبیعی کشورش

مباحات خواهد نمود. عراق مانند کوبا متمایل به شوروی نخواهد بود، لیکن در بسیار مواقع بین منافع


صفحه 27

عراق و شوروی تجانسی وجود خواهد داشت. بغداد جنبش غیر متعهدها را به عنوان سپری تلقی می کند که

اعضا را در برابر نفوذ خارجی حراست می کند و این نفوذ خارجی در برگیرنده «امپریالیسم» غربی و

توسعه طلبی شوروی نیز می باشد و نگران از این است که مبادا تضاد بین اعضا موجب تضعیف جنبش در

اعتراف به معیارهای ایده آلیستی آن گردد. به هر حال مانع از تلاش عراق در استفاده از جنبش غیر

متعهدها برای پیشبرد مواضع دلخواه خود بخصوص در مورد مسئله اعراب و اسرائیل نخواهد شد.

6 الزامات و دشواریها برای آمریکا

6 الزامات و دشواریها برای آمریکا

51 مسیر احتمالی رویدادها در عراق و سیاست های آن کشور بر منافع آمریکا تأثیر مطلوبی نخواهد

داشت. چهارچوب سیاستی که رهبران عراق اعمال می نمایند، به طور عمده با اهداف آمریکا در منطقه

کینه و خصومت دارد، عراق مخالفت خود را با سیاست های آمریکا در حل مسائل اعراب و اسرائیل تغییر

نخواهد داد مگر آنکه شواهد قانع کننده ای که حاکی از ظهور یک دولت فلسطینی در ساحل غربی و نوار

غزه و همچنین اعاده بلندی های جولان توسط سوریه و عدم حمایت جناحهای مارونی لبنان توسط

اسرائیل، دریافت کند. عراق ترجیح می دهد که از مخالفت کشورهای مخالف تلاش آمریکا در این قضیه

بهره گیرد و نفوذ ایالات متحده در این منطقه را در مجموع کاهش دهد.

52 در حوزه انرژی بین المللی، تلاش عراق برای افزایش درآمدهای نفتی و گسترش حساب شده

ظرفیت تولیدی خود تنگنایی را در وضع عرضه نفت در چند سال آینده بوجود خواهد آورد. منافعی که

رژیم سرسختانه به آن پایبند است مانع از برقراری روابط دوجانبه همکاری بین آن کشور و کشورهای

مهم مصرف کننده نفت بود و اهمیت عراق به عنوان یک منبع نفتی سبب می گردد که کشورهای متکی به نفت

عراق به خواست های آن نیز گردن نهند. در مورد فرانسه و ایتالیا، که بزرگترین مشتریان عراق اند،

فشارهای عراق بر این کشورها در عمل به تعهداتشان مبنی بر تأمین مایحتاج اتمی، فوق العاده خواهد بود

و این امر پی آمدهای دشواری برای سیاست آمریکا در جلوگیری از گسترش وسایل و تکنولوژی اتمی که

در ساخت و توسعه سلاح های اتمی کاربرد دارد خواهد داشت.

53 علی رغم همکاریهای عراق با شوروی، رژیم بعث میل ندارد که فعالیت یا موفقیت آمریکا یا

شوروی در منطقه افزایش یابد. رهبران بغداد دیرزمانی است که نگرانی خود را از فعالیت های روسیه در

منطقه اعلام داشته اند. در شرایط قابل پیش بینی بغداد در جهت محدود نمودن نفوذ شوروی در خاورمیانه

تلاش خواهد کرد. بروز یا احتمالاً خطر بروز یک رژیم چپ و متمایل به مسکو به سبب شرایط درهم و

برهم موجود در ایران، عمیقا رهبران بعث را مضطرب نمود. چنین تحولی سبب خواهد شد که آنها روابط

خارجی خود را مورد ارزیابی قرار دهند و اگر دیگر شرایط صحیح از آب درآیند. به یک تغییر اساسی در

روابطش با آمریکا منجر خواهد گشت. در همان سطحی که در سال 1975 با ایران ایجاد شد. وقوع چنین

تحولی از دیدگاه کنونی غیرممکن می باشد. ولی رژیم بعث در محدوده اهداف و احتیاجات خود

انعطاف پذیر است. اینگونه انعطاف پذیری نباید با میانه روی اشتباه گردد. این رژیمی است که توسط

افراطیون و وطن پرستان متعصب اداره می شود و مصمم هستند که عراق را تا حد امکان به یک کشور

مستقل و متکی به خود تبدیل نمایند.

ضمائم


صفحه 28

ضمائم

پیوست الف: حزب دولت و مردم

«پیوست الف»

حزب دولت و مردم

1 جمعی از مردانی که بر تشکیلات حزب بعث و بورواکراسی کشور سلطه دارند بر 13 میلیون عراقی

نیز حکومت می کنند. رژیم متمرکز و بسیار مستبد است و آمادگی کافی در برخورد با هرگونه مخالفت با

خواسته های خود را دارد. نیروی امنیتی عراق بسیار گسترده است. استفاده از دستگیریها، زندانی

نمودن ها، شکنجه ها و کشتارهای خودسرانه آن نیز در اسناد مختلف به اثبات رسیده است. هریک از این

رهبران نیمی از سالهای فعالیت سیاسی خود را در مخالفت با دولت های قبلی گذرانده اند.

2 حزب بعث سوسیالیستی عربی (بعث) در 1947 تأسیس شده و هدفهای اساسی خود را کسب

استقلال برای همه اعراب، تشکیل یک دولت متحد عربی و تشکیل جامعه سوسیالیستی اعلام نمود.

سالهاست که اولین هدف جنبه واقعی به خود گرفته است لیکن بدین معنی نیست که حزب بعث به جز

در مورد یک یا دو کشور در واقعیت یافتن همه آنها دخیل بوده است. هدف دوم (یعنی تشکیل جمهوری

متحده عربی، 61 1958) به مرحله آزمایش درآمد لیکن با شکست روبرو شد. ولی رهبران عراق خود را

به پان عربیسم معتقد دانسته و به همین دلیل از بعثی های موجود در چند کشور عربی حمایت می کنند. در

قسمت سوم، فلسفه متعادل عدالت اجتماعی مؤسسین حزب، در طول سالها توسط بعثیون عراقی به یک

سیستم سیاسی، که دولت در آن تسلط تام بر همه قسمت های اقتصادی دارد تبدیل شد در ابتدا

شکل پذیری ایدئولوژی بعث، ناهنجاری های بالقوه ای، بین انتخاب و پاسخگویی دولت، توسط روش

انتخاباتی و یا رهبری حزبی که بر مردم حکومت کند موجود بود، تا آنکه به سود رهبری حزبی خاتمه

یافت و بعثیون عراق با انحصارطلبی، همه قدرت موجود در کشور را به خود اختصاص دادند.

3 حزب و دولت ملی در سطوح بسیاری به هم مرتبطند، عالیرتبه ترین بخش دولتی شورای

فرماندهی انقلابی است که اعضای آن به استثنای یک افسر بازنشسته نظامی، همان اعضای هیئت حاکمه

حزبی یعنی فرماندهی انقلابی است. یک سوم این افراد به صورت وزیران دولت عمل می کنند. اعضای

حزب مقامات حساس را در دولت، سرویس های پلیس و امنیتی و ارتش اشغال می نمایند. استانداران و

مقامات رسمی عالیرتبه از رده های حزبی برگزیده می شوند. این گونه تقسیم تکالیف زمینه کسب تجربه را

برای تصاحب مسئولیت های عالی، بوجود می آورد.

4 تشکیلات دولتی استبدادی است و دولت اختیارات خود را به شدت اعمال می کند. شورای

فرماندهی انقلابی که توسط رئیس آن حسنالبکر و معاون او صدام حسین اداره می شود. منبع اصلی

قانونگذاری و قدرت اجرایی نیز می باشند. اعضای شورا، مکررا دادگاههای ویژه ای را برای محاکمه

کسانی که متهم به طغیان بر علیه دولت شده اند تشکیل می دهند. اعضای کابینه مدیران شرکت های دولتی و

بقیه مقامات، مجریان تصمیمات شورای فرماندهی انقلابی می باشند. کمیته ویژه ای نیز مرکب از اعضای

عالیرتبه شورای فرماندهی انقلابی، برای هماهنگ ساختن سیاست های برنامه ریزی و اجرای مسائل

اساسی نظیر، نفت و کشاورزی تشکیل شده است. رژیم در طول سالهای حکومت خود سعی کرده است در

بوروکراسی موجود در حداقل آن عراقی های وفادار و در صورت امکان بعثی و در نهایت افراد بعثی

ذیصلاح را به کار گمارد. پس از یک دهه رژیم موفق شده است افراد بعثی ذیصلاح و وفادار را در


صفحه 29

پست های حساس قرار دهد.

5 صنعت نفت عراق مهم ترین عامل نشان دهنده این روند است که قسمت های متعدد آن مجموعا

تحت سرپرستی وزارت نفت قرار دارند. شرکت ملی نفت عراق اکتشاف، تولید، بازاریابی و حمل و نقل

نفتی را به عهده دارد. سازمانهای دولتی دیگر مسئول پالایش، توزیع داخلی و تهیه طرح های نوین هستند.

در مورد پرسنل هدایت کننده این سازمانها اطلاعات چندانی در دست نیست. لیکن از آن حکایت دارد، که

کارمندان صنعت نفت در سطوح عالی متشکل از اعضای مهم حزب بعث هستند. بنابراین از هفت سازمان

تابع وزارت نفت سه سرپرست از پنج سرپرست شناسایی شده توسط ما بعثی هستند. رؤسای شرکت تولید

نفت و گاز شمال و جنوب عراق (که نهایتا جانشین شرکت نفت عراق و شرکت نفت بریتانیا شده است.) از

اعضای رهبریت حزب بعث در استانهای خود می باشند. اطلاعات پراکنده موجود نشانگر آن است که

پرسنل قدیمی که قبل از به قدرت رسیدن بعثی ها در امور نفتی مشغول به کار بوده اند از سمت های مدیریت

کنار گذاشته شده اند. بنابراین شواهد موجود نشان می دهد که این صنعت شدیدا توسط حکام سیاسی بغداد

کنترل می شود و در برابر آنها پاسخگو است.

6 تشکیلات حزبی مشابه تشکیلات دولتی است. حزب بعث ابتدا در سال 1966 منشعب شد. علاوه

بر حزب حاکمه بر عراق یکی دیگر از شاخه های آن در دمشق است و سوریه را اداره می کند. هر کدام یک

فرماندهی ملی دارند. (بدان معنی که در پان عربیسم وجود دارد، همان طور که بعثیون همواره جهان عرب

را یک ملت قلمداد کرده اند، بدین سبب هریک از کشورها را یک منطقه می نامند.) فرماندهی ملی در عراق

تنها اقتدار اسمی بر فرماندهی منطقه ای که عملاً کشور را اداره می کند دارد. فرماندهی منطقه ای بر وظایف

قسمت های تابعه در هر استان نظارت داشته و آنان نیز در مقابل، واحدهای کوچکتر را اداره می کنند.

حزب دفاتری نیز دارد که توسط اعضای فرماندهی منطقه ای اداره می شود و برای جلب حمایت یکپارچه

مردم از تصمیمات دولتی و راهنمایی تشکیلات «خلقی» و کنترل مردم عادی به کار می رود. دو دفتر

اهمیت بیشتری دارد:

* دفتر نظامی که نیروهای مسلح را کنترل نموده، ارتقا مقام را تصویب، جوایز و تعیین تکالیف و

همچنین شواهد عدم وفاداری سیاسی را زیر نظر دارد. ریاست این بخش به عهده یکی از اعضای شورای

فرماندهی انقلابی و عضو فرماندهی منطقه ای یعنی عزت ابراهیمالدوری است. و اعضای دیگر آن شامل

وزیر دفاع عدنان خیرالله طلفاح و رئیس سازمان امنیت سعدون شاکر می باشد. تضمین ثبات و وفاداری

سیاسی واحدهای حساس نظامی، بخصوص در حوزه بغداد، برای امنیت رژیم از اهمیت بسیاری

برخوردار است.

* دفتر اطلاعاتی یک سازمان بسیار نیرومند و مخفی است که مسئول حفظ امنیت داخلی،

خرابکاریهای سیاسی، خارجی، کشتار و گردآوری اطلاعات می باشد. دستگیریها، بازجویی و همچنین

شکنجه و بدرفتاری که به عقیده مردم امر بسیار عادی می باشد و اجرای ترورها را در داخل و خارج از

کشور نیز به عهده دارد.»

7 ارتش خلق (جیش الشعبی) گرچه از دفاتر حزبی نیست ولی از بازوهای بسیار مهم بشمار می آید.

ارتش خلق تحت سرپرستی طه یاسین رمضان عضو شورای فرماندهی انقلابی و فرماندهی منطقه ای به

منظور جایگزینی سازمان شبه نظامی حزبی نخستین در سال 1970 تأسیس گردید. وظیفه آن حمایت از


صفحه 30

حزب و دولت و یاری پلیس و نیروهای مسلح در اجرای «وظایف ملی پان عربیسم خود» می باشد. لحن

این وظایف چنین می رساند که برای مقاصد خارجی همانند مقاصد داخلی نیز به کار می رود. به هر حال،

اهداف اولیه این تشکیلات که توانایی نظامی آن نهایتا ناچیز است. حمایت از رژیم در برابر ارتش و در

عین حال همکاری متقابل آن است. این نیرو که احتمالاً از 125 هزار نفر تشکیل و تا افزایش 200 هزار

نفر نیز برای آن برنامه ریزی شده است، در سطح هر استان و بخشداری واحدهایی دارد، بسیاری از

اعضای آن به طور نیمه وقت در آن شرکت می کنند. واحدهای 600 نفری آن در هر پادگان و پایگاه مهم

مستقر می باشند.

8 در میان گروه کوچکی که دولت و حزب را اداره می کنند، مشتی از آنان از همه با اهمیت ترند. حسن البکر، 30احمد

حسنالبکر رئیس جمهور دبیرکل منطقه ای حزب بعث و سرپرست شورای فرماندهی انقلابی و نیز فرمانده

کل قوا می باشد. معاون او در حزب شورای فرماندهی انقلابی صدام حسین می باشد. این دو شخصیت

شدیدا دولت را از طریق تسلطی که بر حزب و دستگاه امنیت کشور و نیز از طریق بهره برداری ماهرانه از

رقبای قدرت و نیز کسب رضایت ارتش، کاملاً تحت کنترل در آورده اند. این دو به نظر می رسد که

تماسهای شغلی بسیار نزدیکی داشته و از وابستگی خانوادگی و برداشت مشترک از مسیر سیاست های

عراق برخوردار هستند. تفاوت این دو بیشتر جنبه نسلی دارد تا جنبه سیاسی، که نشانگر تفاوت سلیقه و

مهارت ناشی از سن و سال، اخلاق و سوابق فردی است.

9 البکر 66 ساله، یک افسر عالیرتبه ارتشی، یک عرب ناسیونالیست و یک عضو میانه روی حزب،

تجربه وسیعی در ارتش و مسائل دولت قبل از انقلابی که حزب بعث را در 1968 به قدرت رساند بدست

آورده بود. او حمایت و وفاداری افسران عالیرتبه ارتش را همچنان حفظ نموده است. در مقابل، تجارب

قبل از انقلاب صدام حسین 41 ساله، شامل طراحی توطئه های حزبی و به اجرا در آوردن آنها می باشد.

مردی است که آشکارا به هیچ فردی اطمینان نمی کند و شهرتی در شجاعت، بی رحمی و زیرکی و باهوشی

در ابتدای زندگی خود بدست آورده است. صدام حامیان خود را در همه سطوح دستگاه حزبی جای داد.

نزدیک ترین همکاران وی در فرماندهی منطقه ای و شورای فرماندهی انقلابی عبارتند از، عزت

ابراهیمالدوری، عدنان خیرالله طلفاح، حسن علی الامیری، عدنان حسین و نعیم حداد.

10 انتقال واقعی قدرت از بکر به صدام سالها است که در جریان است. بکر از کهولت و ضعف

جسمانی، مشخصا از بیماری قند، افزایش فشار خون، بیماری کلیوی و بیماری عروق کرونری رنج

می برد. البکر بیشتر امور مربوط به اداره دولت و مسائل حزبی را به صدام جوان و سالم واگذار نمود. او به

هر حال، سمبل مهم ادامه و وفاق در کل سیستم باقی ماند که هنوز باید مهم ترین مرحله انتقال قدرت را

تجربه کند. البکر همچنین نماینده ارتش عراق در بافت قدرتی است که می بایست از آن غیر نظامیان باشد.

وزیر ارتباطات سعدون قیدان، اگرچه یک عضو شورای فرماندهی انقلاب و یک افسر سابق ارتش است

ولی بعثی نیست و تنها به خاطر وفاداری و اتکا به البکر تاکنون بر مصدر امور باقی مانده است.

11 قدرت صدام حسین در 4 سال گذشته فوق العاده افزایش یافته است. اگرچه متناوبا در منگنه

سخت مسائل عدم حمایت کافی گرفتار بود، ولی یک دوباره سازی منظم تشکیلاتی را در دولت و حزب

برنامه ریزی نمود و شورای فرماندهی انقلاب و فرماندهی منطقه ای حزب را گسترش داد و از سویی نیز

رهبریت ملی را بازسازی کرد تا خود و البکر و حامیانشان تسلط کافی برآن بیابند. صدام از طریق گماشتن


صفحه 31

افراد وفادار به خود اکثر مناصب در کابینه و نیز تشکیلات امنیتی دولت را تحت کنترل خود در آورد.

12 تعداد قلیلی توانایی جانشینی و یا رقابت با صدام حسین را دارند، به هیچ شخصیت دیگری اجازه

داده نشده که از حمایت کافی در رقابت با بکر و صدام برخوردار شود و یا مراکز اصلی نارضایتی داخلی

قرار گیرد. تنها استثنا موجود، طه یاسین رمضان 40 ساله، عضو شورای فرماندهی انقلابی و رئیس ارتش

خلقی می باشد. رمضان پایگاه سیاسی نیرومندی را در حزب در اختیار دارد که در صورت بروز فرصت

مناسب می تواند از نارضایتی حزب از سیاستهای دولتی علیه صدام بهره برداری کند.

13 انتصاب عدنان خیراله طلفاح داماد البکر و برادر ناتنی صدام در دو سال قبل به عنوان وزیر دفاع و

تفویض سمت های دیگری به وی در شورای فرماندهی انقلابی و فرماندهی منطقه ای و دفتر نظامی حزب

احتمالاً به منظور سهولت دریافتن جانشین برای صدام که مقام ارتشبدی را در سال 1974 دریافت کرده

بود باشد. طلفاح اگر چه یک افسر ارتش با وابستگی حزبی و از خانواده اصیلی می باشد ولی یک

شخصیت عالیرتبه قابل احترام در ارتش نمی باشد و تنها یک افسر رده متوسط بشمار می رود اینکه او

بتواند حمایت ارتش را در خدمت به نیازهای صدام بدون رنجاندن آن قرار دهد. سؤال برانگیز است.

14 فلسفه ناسیونالیستی بعث، لائیک و رسما نسبت به مذهب بی تفاوت است. اکثریت رهبران بعث

عراق آن طور که واقع شده است، مسلمانان عرب سنی می باشند. بدین طریق سنت قدیمی حاکمیت بر

عراق توسط اعضای این گروه سنی که تنها 20 درصد جمعیت اند، ادامه یافته است. این حاکمیت معاصر

توسط سنی ها، اکثرا به سبب امکانات وسیع تر و نتیجتا کسب درجات تحصیلی عالی تر در دهه های گذشته

است. این به معنای عدم حضور دیگران نمی باشد. 4 تن از اعضای 21 نفره فرماندهی منطقه ای و شورای

فرماندهی انقلاب، که 2 تن از آنان به صدام بسیار نزدیکند، شیعه بوده و 2 تن دیگر از اقلیت های دیگر

می باشند. غیر سنی ها نه به خاطر اینکه نماینده جامعه خود هستند بلکه به خاطر جان سالم بدر بردن از

مبارزات درونی حزب و پذیرش فلسفه مادی حزب بعث به این سطوح حزبی دست یافته اند.

15 حزب بعث تلاش هایی را در عضوگیری میان شیعیان عراق (55 درصد جمعیت). کردها (20

درصد) و سایر اقلیت ها آغاز نموده است. شعبه ای از حزب در هریک از 18 استان عراق موجود می باشد.

همچنین حزب رشد فوق العاده ای در 10 سال گذشته کرده است. از تعداد دقیق اعضای آگاه نیستیم و آمار

یک میلیون عضو توسط 2 روزنامه نگار آمریکایی و نیم میلیون توسط مقاله اخیر مجله «ماهانه آتلانتیک»

ارقامی خالی از اغراق نیست، تأکید رهبری بر کنترل و وفاداری حاکی از آن است که تعداد اعضای حزب

بیش از دهها هزار نفر می تواند باشد. ولی همین تعداد اعضا نیز نشانگر تغییر حزب از صورت مخفی آن

هنگامیکه در سال 1968 قدرت را به دست گرفت به یک حزب عظیم توده ای می باشد.

16 عراق از مراکز مهم شیعیان بشمار می رود زیرا که چندین مرقد مقدس امامان شیعه در داخل حوزه

حکومت آن قرار دارد.

شیعیان اساسا در 9 ایالت بین بغداد و خلیج فارس زندگی می کنند که تقریبا صددرصد جمعیت متمرکز

در آنان را به خود اختصاص داده اند. اکثریت شیعیان که هم اکنون، حدود 7/6 تا 7 میلیون نفر می باشند به

استناد تاریخ موقعیت پست تری را نسبت به عربهای سنی و در بعضی مراتب نسبت به کردهای سنی در

عراق داشته اند. سنیان و شیعیان مسلمان مایل به کنار گذاشتن تضاد بین یکدیگر نبوده اند و این طرز

برخورد سبب بروز شرایطی شده است که طی آن شیعیان از حکومت مرکزی تحت سلطه سنی ها ناراضی