بوده است، نظامی که در آن شاه می توانست از یکی از افراد بخواهد که نخست وزیر شود، و همچنین
می توانست از نخست وزیر بخواهد که کناره گیری کند بدون این که از امتناع وی واهمه ای داشته باشد. در
شرایط حاضر، تحت فشار شدید تمایل ظاهری شاه به قربانی کردن نوکران سرسپرده اش چون هویدا و
بسیاری دیگر، و موافقت موقت در مورد رسیدگی به اموال خود و خانواده اش این امکان را به وجود آورده
است که ازهاری به صورت فردی اصلاح طلب در ارتش جلوه کند و نفوذ بیشتری در اداره حکومت نسبت
به رؤسای قبلی ستاد بزرگ ارتشتاران داشته باشد.
روابط با ایالات متحده
به علت وجود متخصصان نظامی و صنعتی و جنگ افزارهای پیچیده و تجهیزات نظامی، ایران به
ایالات متحده وابسته است، بنابراین ازهاری بدون شک سیاست دوستی شاه با ایالات متحده را ادامه
خواهد داد. او دوره هایی را در این کشور گذرانده و در مقام رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، سیاست او
دوستانه و همراه با تشریک مساعی بوده است. وی همواره خواهان راهنمایی مستشاران نظامی آمریکا
بوده است، اما در مواقعی که معتقد باشد به آمریکا انتقاد وارد است، لحظه ای در این کار درنگ نمی کند.
سوابق شغلی
غلامرضا ازهاری در شیراز متولد شده است. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشکده افسری در سال
1935، دو سال فرمانده دسته و یک سال نیز فرمانده گروهان در هنگ پنجم «نادری» بود. در سال 1938
او فرمانده گروهان در هنگ پیاده سلحشور، لشکر هفتم، و در فاصله سال های 43 1939 فرمانده گردان
در هنگ مذکور شد. پس از انجام وظیفه در پست فرماندهی گردان در لشکر ششم، ازهاری به اولین پست
ریاست در ستاد تیپ شانزدهم «کازرون» در لشکر ششم، دست یافت. سپس به عنوان بازرس مأموریت
کوتاهی در اداره نظام وظیفه داشت و پس از آن به دژبان مرکز انتقال یافت. در سال 1947 رئیس زندان
دژبان مرکز شد. در سال 1948 رئیس ستاد تیپ دژبان تهران در سال 1950 رئیس زندان قرارگاههای
دژبان مرکز شد. ازهاری در سال 1950 به دانشکده دژبانی آمریکا در فورث گوردون، جورجیا وارد شد و
دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش در فورث لیون ورث کانزاس را در سالهای 54 1953 گذراند.
از سال 1954 که ازهاری رئیس شعبه آموزش و عملیات دانشگاه جنگ شد، ترفیع درجه اش آغاز
گردید. با ترفیع به درجه سرتیپی در سال 1956، وی در سال 1957 معاون پرسنلی نیروی زمینی
شاهنشاهی و در سال 1958 فرمانده لشکر یازدهم پیاده نظام شد. در سال 1959 به سرلشکری ارتقاء
یافت و در سال 1960 مدت کوتاهی در پست فرماندهی دانشگاه جنگ خدمت کرد. وی در اواخر آن سال
رئیس ستاد نیروی زمینی شاهنشاهی شد. در سال 1963 به درجه سپهبدی رسید و در سالهای 67
1964 فرمانده ارتش یکم و در سالهای 69 1967 نماینده دائم نظامی ایران در پیمان سنتو بود. در سال
1964 دیپلم دوره مکاتبه ای را از کالج صنعتی نیروهای مسلح در فورث مک نایر واشنگتن دریافت کرد.
او در خلال بازدید توجیهی برای اعضای سنتو در سال 1968، میهمان ناو هواپیمابر فرانکلین روزولت و
در سال 1969 میهمان ناو هواپیمابر ایندیپندنت بود. به دلایل نامشخصی، در سال 1969 شاه ازهاری را
بازنشسته کرد، اما اندکی پس از آن او را به فعالیت مجدد بازگردانده و به معاونت ستاد بزرگ ارتشتاران
منصوب کرد. او در این پست تا رسیدن به درجه ارتشبدی و ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران در سال 1971،
خدمت کرد. به استثنای مسافرتهایش در رابطه با مأموریت های سنتو، ازهاری زیاد مسافرت نمی کرد. او
در سال 1973 از اردن، در سال 1974 از مصر، در سال 1976 از هند، در سال 1977 از جمهوری عربی
یمن و در فوریه 1978 از عراق دیدن کرد.
اطلاعات شخصی
نخست وزیر، حدودا 69 ساله و تنومند است و ظاهری آراسته دارد. او مردی موقر، خونگرم،
خوش مشرب و صمیمی است، شمرده سخن می گوید و همیشه بی آلایش است. او پرخور است و در حد
متعادل سیگار می کشد و مشروب می نوشد. به علت ناراحتی از نور، او عینک دودی به چشم می زند. از
ماهیگیری لذت می برد. ازهاری ساده زندگی می کند و ظاهرا از مزایای شغلی خود استفاده نمی نماید. او
انگلیسی را روان فرانسه را خوب صحبت می کند. ازهاری دوبار ازدواج کرده است. اولین ازدواجش با
طلاق در سال 1951 پایان یافت. همسر کنونی اش، عفت الملوک شجاع الاسدی است و اساسا پایبند به
فامیل و خانواده خود می باشد. ازهاری مردی فامیل دوست است. وی سه دختر دارد، گلنار ازهاری
(سیمیسون) که با دکتری ازدواج کرده و در ریچموند، ویرجینیا زندگی می کند، رعنا ازهاری و لیلا
ازهاری. 27 نوامبر 1978 6/9/57
ازهاری، غلامرضا 8
تاریخ: 6 ژانویه 1979 16/10/57 خیلی محرمانه
از: مرکز عملیات دریایی، واشنگتن 6320 به: دفتر وابسته دفاعی در تهران، ایران
موضوع: معالجه پزشکی مورد نیاز ارتشبد غلامرضا ازهاری
1 (خیلی محرمانه) طبق مرجع (الف) و با موافقت وزارت امورخارجه (مرجع ب)، ارتشبد غلامرضا
ازهاری برای معالجه در مرکز پزشکی ملی نیروی دریایی در تبسدا طبق مرجع (ج) به عنوان یک فرد
منتخب از طرف وزیر نیروی دریایی معرفی شده است.
2 (بدون طبقه بندی) رفت وآمد به مرکز معالجات آمریکا و خرج معالجات پزشکی با خود بیمار و یا
دولت ایران می باشد.
3 (خیلی محرمانه) برای سفارت آمریکا در تهران: 1) اطمینان حاصل کنید که وضع ارتشبد ازهاری
برای سفر مناسب باشد. 2) به ارتشبد ازهاری بگویید که اگر جراحی لازم باشد، احتمالاً باید مدتی صبر
کند.
4 (خیلی محرمانه) لازم است که سفارت آمریکا در ایران، رئیس عملیات دریایی را از تمام
برنامه های سفر، وقتی آماده شدند، مطلع سازد پرونده های پزشکی به زبان انگلیسی، باید همراه مریض
باشند. در 31 دسامبر 1985 از طبقه بندی خارج می شود
صفی اصفیا
اصفیا، صفی 1
14 سپتامبر 1959 23/6/38 اطلاعات بیوگرافیک محرمانه
نام: صفی اصفیا
ملیت: ایرانی
شغل فعلی: مشاور مدیرعامل سازمان برنامه
تاریخ تولد محل: 1916 در تهران
تحصیلات: ابتدایی و متوسطه، تهران، مدرک دانشگاهی در مهندسی و زمین شناسی، 1938، پاریس.
زبان: فارسی، (عالی)، انگلیسی (خوب).
خانواده: اصفیا ازدواج کرده است.
مشاغل:
1938: به تهران بازگشت و مدت کمی در اداره معادن خدمت کرد.
1939: سال خدمت نظام وظیفه.
1940: معاون مدیر یک مدرسه خصوصی در تهران.
1949 تاکنون: استادیار و متعاقبا استاد زمین شناسی در دانشکده فنی دانشگاه تهران، اصفیا این کار را
همواره گاهی به عنوان استاد تمام وقت و گاهی نیم وقت داشته است.
50 1946: مشاور بخش زمین شناسی اداره آبیاری وزارت کشاورزی.
55 1946: درگیر با تعدادی پروژه های ساختمانی خصوصی
1955: مشاور و سپس معاون رئیس سازمان برنامه.
1958: دریافت نشان لژیون دونور از وزیر خارجه فرانسه در پاریس.
1959: علاوه بر سایر مسئولیت ها، سرپرست اسمی سد کرج.
ملاحظات:
اصفیا یکی از رؤسای قابل، ولی نه خارق العاده، در سازمان برنامه است. موضع وی بین یک فرد
متخصص فنی خالص و یک سیاستمدار نوسان دارد. او به هر حال علاقه چندانی برای رسیدن به جایگاه
سیاسی بالاتری از خودشان نداده است.
منابع: پرسنل سفارت و مدارک بایگانی.
اصفیا، صفی 2
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی
تاریخ: 24 فوریه 1964 5/12/42جهت اطلاع: رئیس بخش سیاسی
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش اقتصادی
موضوع: منافع مالی نخست وزیر علم در پروژه های دولتی
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید از آن در محدوده تعیین شده به عمل آورید،
می باشد. هر گزارشی از این اطلاعات از جانب شما باید قید «غیرقابل رؤیت برای بیگانگان» را داشته
باشد، ولی نیاز به ذکر CASبه عنوان منبع نیست. این اطلاعات از یک منبع معمولاً موثق که یکی از مقامات
عالی رتبه سازمان برنامه است، می باشد.
دکتر صفی اصفیا، مدیرعامل سازمان برنامه، در اواسط فوریه گفت که نخست وزیر علم شخصا در
تعدادی از طرح هایی که اکنون توسط دولت تحت بررسی است، سهیم است و وی از این طریق پول خوبی به
دست می آورد. اصفیا گفت زمانی که علم نخست وزیر شد، دچار مشکل مالی بود و اکنون ثروتمند است.
اصفیا اظهار داشت که وزرای مختلفی در اولین جلسه ملاقات با نمایندگان سازمان برنامه با بیشتر
طرح هایی که علم بر آنها پافشاری کرده و سازمان برنامه درباره آنها مورد مشورت قرار گرفته است،
مخالفت کرده بودند، در صورتی که سازمان برنامه در آن جلسه مواضع بی طرفی اتخاذ نموده بود. اصفیا به
مسئولین سازمان برنامه گفت که در جلسه دوم، این وزرا موضع خود را در قبال طرح هایی که مورد حمایت
علم بود، تغییر داده و طرفدار طرح های علم شده بودند. اصفیا به زیردستان خود اخطار کرد که این
موضوع را با هیچ کس مطرح نکنند، که در غیر این صورت دچار مشکلی واقعی می شوند.
اصفیا، صفی 3
صفی اصفیا مدیرعامل سازمان برنامه سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
صفی اصفیا، زمین شناس و مهندس، از سال 1961 مدیرعامل سازمان برنامه بوده است. در ژوئیه
1962، زیر نظر اسداللّه علم به معاونت نخست وزیر در سازمان برنامه رسید.
این انتصاب بلافاصله پس از یک درگیری شدید بین سازمان برنامه و وزارت دادگستری انجام شد.
اصفیا اظهار داشت که سازمان وی به علت نگرانی مستمر از نظارت و دخالت دائمی وزارت دادگستری
احتمالاً قادر به کار کردن نبوده است. او همچنین از دخالت دائمی وزارت دادگستری احتمالاً قادر به کار
کردن نبوده است. او همچنین از دخالت بعضی از دیگر اعضای کابینه شکایت نمود. ورود اصفیا به کابینه
علم او را در موضع بهتری برای مقابله با این وزرا قرارداد. وقتی در سپتامبر 1962 برنامه سوم اعلام شد،
این برنامه بر عدم تمرکز در بعضی از پروژه ها و ارائه آن به بعضی از وزارتخانه ها برای اجرا اشاره داشت.
این پیشنهاد، بدین جهت برنامه ریزی شده بود که بودجه بالای سازمان برنامه را قطع کند و وزرای حسود
را راحت نماید و این امکان را به اصفیا بدهد که کابینه را رها ساخته و به انجام مسئولیت های خود به عنوان
مدیرعامل بپردازد. اصفیا متخصص بسیار توانایی است که همیشه مورد احترام دولت، کارمندان سازمان
برنامه و پیمانکاران خارجی بوده است. او به کارآیی و توانایی مشهور است، ولی سیاستمداری متخصص
نیست. او بیشتر در امور اجرایی سازمان برنامه کار کرده تا تعیین سیاست های آن. در مذاکرات ایران
روسیه در تابستان 1963، او مسئول مذاکرات در رابطه با ترتیبات مالی پروژه های مشترک خاص شامل
سدهای ارس و اترک بود. او همچنین توسط شاه برای مذاکرات، ترجیحا با ایالات متحده، در زمینه
ساختن یک کارخانه ذوب آهن گماشته شده است.
اصفیا در سال 1916 در تهران متولد شد. در سال 1932 برای تحصیل به اروپا رفت، و در سال 1938
از انستیتو پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد. در بازگشت به ایران یک سال در اداره معادن کار کرد. در
سال 1939 تا 1940 خدمت نظام خود را انجام داد. در سال 1940 معاون مدیر یک مدرسه خصوصی شد،
و در 1942 به عنوان استادیار به دانشگاه تهران پیوست. او عملاً به درجه استادی ارتقاء یافت و به طور
متناوب در دانشکده مهندسی (جایی که وی کرسی معدن دارد) تاکنون که آخرین شغل خود را دارد،
تدریس می نماید. در سال 1946 تا 1950 مشاور قسمت زمین شناسی اداره آبیاری در وزارت کشاورزی
شد. پروژه های ساختمانی خصوصی متعددی بین سالهای 1946 و 1955 انجام داد. در خلال این سالها
جایزه ای برای طرحش در مورد لوله کشی آب تهران و مطالعاتش در زمینه خطوط تراز منابع آبهای زیر
زمینی تهران، که به حفر یک چاه آرتزین در قسمت نارمک انجامید، کسب کرد. او به عنوان مشاور توسط
عبدالحسین ابتهاج به سازمان برنامه رفت، بعد از مدیریت آن در سال 1955، متعاقبا قائم مقام سازمان
گردید. او در این پست تا ماه می 1961 باقی ماند. علاوه بر سایر مسئولیت هایش، در سال 1959 به عنوان
مدیر سد کرج خدمت نمود، در این مدت مطالعات اولیه زمین شناسی سد و نظارت بر ساختمان آن را
به عهده داشت. در سال 1960 به عنوان رئیس بررسی های زمین شناسی خدمت نمود. در اوت 1962
به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت خطوط هوایی ملی ایران انتخاب شد. در نوامبر 1963 ریاست هیئت
اعزامی به فرانسه برای اعتبار لازم جهت توسعه صنایع شیمیایی را به عهده داشت.
در سال 1958 مفتخر به دریافت لژین دونور (نشان افتخاری که دولت فرانسه در ازای خدمات
لشکری یا کشوری برجسته می دهد م) از وزارت امورخارجه فرانسه شد. او علاوه بر زبان فارسی به
انگلیسی و فرانسه عالی صحبت می کند. او ازدواج کرده است. 2 آوریل 1964 13/1/43
اصفیا، صفی 4
محرمانه
زمان: 9 نوامبر 1965 18/8/44مکان: سازمان برنامه تهران
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: عالیجناب صفی اصفیا، مدیرکل سازمان برنامه دکتر رسول بختیار،
مدیر هماهنگی مساعدت های خارجی، سازمان برنامه جناب آقای هارولد اف. لیندر، رئیس بانک
صادرات واردات آقای ویلیام جی ولک، بانک صادرات واردات جناب آقای هوارد ال. پارسونز،
مدیر برنامه مساعدتها به ایران آقای رابرت اف. هارلن، رایزن اقتصادی آقای تئودور ال. الیوت پسر،
دبیر اول سفارت
موضوع: طرح های کنونی و آتی بانک صادرات و واردات در ایران
آقای لیندر متذکر شد که در مورد طرح های جدیدی که احتمالاً در آینده توسط بانک مورد بررسی
قرار می گیرد، مطالبی را شنیده بود. وی اظهار امیدواری کرد که زمان بندی و مرحله ای کردن آنها
امکان پذیر باشد. آقای اصفیا در مورد مساعدت های بانک درگذشته تشکر کرده و اظهار امیدواری نمود
که دومین وام مربوط به نیروی برق هر چه زودتر به نتیجه برسد.
نیروی برق:
آقای لیندر تصور می کرد امکان دارد اقدامات مربوط به دومین وام نیروی برق نسبتا سریع به نتیجه
برسد، اما از نقطه نظر وزارت آب و برق، هنوز بایستی مشکلات مهندسی و به موازات آن مسئله مدیریت
مشاورین حل گردد.
آقای لیندر مسئله آینده 68 میلیون دلار بانک را که برای برنامه های نیروی برق در دسترس می باشند،
مطرح نمود. آقای اصفیا در پاسخ گفت در حال حاضر هیچ پروژه ای در نظر نمی باشد، اما به طور کلی فقط
واحدهای بزرگ تولید برق از ایالات متحده خریداری خواهند شد و دولت هم اکنون بر سیستم انتقال و
توزیع، که عمدتا از اروپا تهیه می شود، متمرکز شده است. وی در مورد این که ظرف دو سال آینده،
درخواست های جدیدی برای تجهیزات تولید برق به بانک داده شود، اظهار تردید نمود.
پتروشیمی:
آقای ولک پرسید آیا ایران به استفاده از 68 میلیون دلار باقیمانده در سایر زمینه ها علاقه ای دارد یا
خیر. آقای اصفیا پاسخ داد که چنین تمایلی وجود دارد، بخصوص در رابطه با قراردادی که اخیرا برای یک
پروژه صد میلیون دلاری پتروشیمی با شرکت شیمیایی آلید امضا شده است. احتمالاً بعضی از تجهیزات
مورد نیاز در این پروژه از ایالات متحده خواهد آمد و ارائه درخواستی به بانک کاملاً محتمل می باشد.
آقای لیندر گفت بانک از بررسی چنین درخواستی خشنود خواهد شد، اما باتوجه به فقدان
خصوصیات (این درخواست م) وی نمی تواند در حال حاضر مطلب بیشتری بگوید. وی گفت کارمندان
شرکت شیمیایی آلید در کشور هستند و می توانند به بانک مراجعه کنند و آنها افراد خوبی هستند. وی از
اینکه این یک طرح مشترک 50/50 می باشد اظهار خشنودی کرد، زیرا تمام عناصر یک پروب که از
نقطه نظر بانک مناسب است را دارا می باشد. علاوه براین، افراد بی. اف. گودریچ نیز در کشور بوده و درباره
پروژه پتروشیمیایی دیگری در ایران به بانک مراجعه کرده اند.
آقای اصفیا یادآور شد که دولت وی تفاهم نامه ای با بی. اف. گودریچ امضا نموده است. آقای لیندر در
اظهارنظر خود گفت بانک مسلما مایل است تا جایی که امکان دارد تجهیزات آمریکایی را در چنین
پروژه هایی ببیند، اما بانک در گذشته نیز به اتفاق اروپایی ها تأمین مالی پروژه هایی را به عهده گرفته است و
کاملاً امکان دارد که بار دیگر چنین کاری صورت دهد. آقای اصفیا گفت سازمان برنامه گزارش مهندسین
مشاور در مورد مجتمع پتروشیمیایی که توسط ایران طراحی می شود را به بانک خواهد داد.
سیاست های صادرات و واردات:
آقای لیندر در یک مورد اظهار نگرانی نمود و آن این که در یک آن بیش از حد از بانک توقع نداشته
باشند. بانک می خواهد کارهای بیشتری در ایران صورت دهد، اما مایل است این کار تدریجا صورت
پذیرد. مثلاً اگر استفاده از سرمایه ای که برای نیروی برق در دسترس است، به تعویق بیفتد و این سرمایه به
کار دیگری زده شود، این امکان وجود دارد که بعدا به پروژه های نیروی برق باز گردیم.
ارتباطات راه دور:
آقای اصفیا گفت پروژه چهار میلیون دلاری (Multiplex) ارتباطات راه دور در شرف راه اندازی
می باشد. دکتر بختیار خاطرنشان نمود که پاسخ های سازمان برنامه به سؤالات فنی بانک بایستی ظرف
سه روز آماده شوند. آقای اصفیا در پاسخ به سؤال آقای لیندر گفت تأمین کننده آن شرکت کالینز خواهد
بود. وی متذکر شد که تجهیزات مخابراتی پیچیده برای ارتباطات داخلی می باشند و آقای پارسونز نظر
همه را به مشکل ارتباط دادن با سیستم ناوبری هوایی سنتو که با مساعدت و کمک های مالی آمریکا
ساخته شده است، جلب کرد.
حفظ و نگهداری بزرگ راهها:
آقای ولک در مورد برنامه حفظ و نگهداری بزرگ راهها سؤال نمود. آقای اصفیا گفت تجهیزات
بیشتری مورد نیاز خواهند بود و دکتر بختیار گفت ظرف هفته آینده درخواستی بالغ بر 13 میلیون دلار
آماده می شود تا تسلیم بانک گردد. دکتر بختیار همچنین گفت که سازمان برنامه پس از اتمام وام فعلی و تا
قبل از به جریان افتادن وام جدید، به تأمین هزینه گروه اداره جاده های عمومی ادامه خواهد داد و آقای
اصفیا نیز این مطلب را تأیید نمود.
راه آهن:
آقای اصفیا گفت دولت توسعه 1000 کیلومتر از راه آهن ایران را در رابطه با پروژه ذوب آهن در منطقه
اصفهان در نظر گرفته است. ایران ممکن است ظرف دو یا سه سال به لوکوموتیوهای جدیدی نیاز داشته
باشد، اما در حال حاضر مشخص نیست که چند عدد مورد نیاز خواهد بود.
اصفیا، صفی 5
صفی اصفیا معاون نخست وزیر در امور اقتصادی و توسعه سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
صفی اصفیا در 24 نوامبر 1968 در شغل معاون نخست وزیر در امور توسعه و اقتصاد که به تازگی ابداع
شده است، منصوب گردید. وی زمین شناس و مهندس آموزش دیده ای است که از سال 1961 مدیرعامل
سازمان برنامه بوده است. وی به عنوان یک متخصص با کارآیی سطح بالا نگریسته می شود و بعضی او را
هدایت کننده اقتصاد ایران می دانند. به هر حال در سازمان برنامه او نیازمند قاطعیت اداری و پویایی برخی
از اسلاف خود بود و خود را بیشتر در کارهای اجرایی درگیر نمود تا تعیین و تنظیم سیاست. اصفیا بیش از
اندازه مورد اعتماد شاه است، و شاه اعتماد خود را به وی با حمایت و پشتیبانی مداوم از وی نشان داده
است. ایجاد یک شغل جدید برای اصفیا در کابینه مورد توجه همه جرائد قرار گرفت تا تأکیدات و اهمیتی
که از سوی شاه به توسعه اقتصادی معطوف است را مشخص نمایند.
اصفیا در سال 1916 در تهران متولد شد، او در سال 1932 جهت تحصیلات به اروپا رفت. در سال
1938 از انستیتو پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد. پس از بازگشت به ایران برای مدت یک سال در
اداره معادن کار کرد. از سال 1939 تا 1940 خدمت نظام وظیفه خود را انجام داد. او در سال 1940 معاون
مدیر مدرسه خصوصی شد. و در سال 1942 به عنوان استادیار در دانشگاه تهران خدمت نمود. او به درجه
استادی ارتقاء یافت و به طور متناوب در دانشکده مهندسی دانشگاه (جایی که وی کرسی معدن دارد)،
تاکنون که آخرین شغل خود را دارد، تدریس نمود. از سال 1946 تا 1950 به عنوان مشاور در بخش
زمین شناسی اداره آبیاری وزارت کشاورزی مشغول به کار بود، از 1946 تا 1955 روی بسیار از
پروژه های ساختمانی خصوصی کار کرد. در مدت این سالها او جایزه مخصوص را برای طراحی لوله کشی
آب تهران و مطالعات مربوط به خطوط تراز منابع آب های زیر زمینی در تهران کسب کرد که منجر به حفر
یک چاه آرتزین در قسمت نارمک گردید.
به عنوان مشاور توسط عبدالحسن ابتهاج به سازمان برنامه برده شد، بعد از مدیریت آن، در سال 1955
اصفیا متعاقبا قائم مقام و مدیرعامل گردید. او تا ماه می سال 1961 در این شغل باقی ماند و در آن سال
مدیرعامل شد. در ژوئیه 1962، زیر نظر اسداللّه علم، معاون نخست وزیر و رئیس سازمان برنامه گردید.
این انتصاب بلافاصله پس از یک درگیری شدید بین وزارت دادگستری و سازمان برنامه، صورت گرفت.
وقتی در سپتامبر 1962، برنامه سوم ارائه شد، این برنامه به عدم تمرکز بعضی از پروژه های خاص سازمان
برنامه و واگذاری آنها به وزارتخانه های مختلف جهت اجرا اشاره داشت. این پیشنهاد، که هدف آن کاهش
بودجه هنگفت سازمان برنامه و آرام کردن وزرای حسود بود، این امکان را به اصفیا داد که کابینه را رها
سازد و به وظایف خود به عنوان مدیرعامل سازمان برنامه بپردازد.
علاوه بر سایر مسئولیت هایش، اصفیا به عنوان مدیر سد کرج در سال 1959 خدمت نمود، بررسی های
اولیه زمین شناسی سد را آماده نمود و بر ساختمان آن نظارت کرد. او در سال 1960 به عنوان رئیس
بررسی های زمین شناسی خدمت نمود. در اوت 1962 به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ملی
ایران که جدیدالتأسیس بود مشغول خدمت شد.
اصفیا در هیئت های مهم اقتصادی در فرانسه، پاکستان، روسیه (آخرین آن در 1967)، ایالات متحده،
مراکش و رومانی شرکت نموده است. از می تا ژوئن 1966 او در سفر شاه به یوگسلاوی، رومانی و مراکش
وی را همراهی نمود.
اصفیا در سال 1958 نشان لژیون دونور فرانسه را دریافت نمود. او علاوه بر زبان فارسی به زبان
انگلیسی و فرانسه عالی صحبت می کند. به عقیده مأمورین ایالات متحده دسترسی به وی سخت است و
برای شرکت در فعالیت های گسترده اجتماعی خجالتی و کناره گیر است. او ازدواج کرده است. گزارش
شده که خواهر اصفیا با رحمت اللّه جزنی، یکی از اعضای قبلی حزب توده (کمونیست)، ازدواج کرده است.
دسامبر 1968 آذر 47
اصفیا، صفی 6
محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای نارسی فیروز، پیمانکار ایرانی جان ا. آرمیتاژ، مشاور سفارت
زمان و مکان: 5 مه 1969 15/2/48، محل اقامت آقای اسکات
موضوع: اصفیا و طرح های اقتصادی شوروی
فیروز گفت که صفی اصفیا در دوران تصدی ریاست سازمان برنامه از شاه خواسته بود تا شروع
طرح های اقتصادی شوروی (کارخانه ذوب آهن و نورد) را برای مدت یک سال به تعویق اندازد تا از وقوع
رکودهای اقتصادی نامطلوب در اقتصاد ایران اجتناب شود. شاه در جواب گفته بود که او به روس ها تعهد
قطعی داده است و نمی تواند آن را تغییر دهد و این طرح ها باید طبق برنامه مشخص شده به مرحله اجرا
درآیند.