ساخته شده است، جلب کرد.
حفظ و نگهداری بزرگ راهها:
آقای ولک در مورد برنامه حفظ و نگهداری بزرگ راهها سؤال نمود. آقای اصفیا گفت تجهیزات
بیشتری مورد نیاز خواهند بود و دکتر بختیار گفت ظرف هفته آینده درخواستی بالغ بر 13 میلیون دلار
آماده می شود تا تسلیم بانک گردد. دکتر بختیار همچنین گفت که سازمان برنامه پس از اتمام وام فعلی و تا
قبل از به جریان افتادن وام جدید، به تأمین هزینه گروه اداره جاده های عمومی ادامه خواهد داد و آقای
اصفیا نیز این مطلب را تأیید نمود.
راه آهن:
آقای اصفیا گفت دولت توسعه 1000 کیلومتر از راه آهن ایران را در رابطه با پروژه ذوب آهن در منطقه
اصفهان در نظر گرفته است. ایران ممکن است ظرف دو یا سه سال به لوکوموتیوهای جدیدی نیاز داشته
باشد، اما در حال حاضر مشخص نیست که چند عدد مورد نیاز خواهد بود.
اصفیا، صفی 5
صفی اصفیا معاون نخست وزیر در امور اقتصادی و توسعه سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
صفی اصفیا در 24 نوامبر 1968 در شغل معاون نخست وزیر در امور توسعه و اقتصاد که به تازگی ابداع
شده است، منصوب گردید. وی زمین شناس و مهندس آموزش دیده ای است که از سال 1961 مدیرعامل
سازمان برنامه بوده است. وی به عنوان یک متخصص با کارآیی سطح بالا نگریسته می شود و بعضی او را
هدایت کننده اقتصاد ایران می دانند. به هر حال در سازمان برنامه او نیازمند قاطعیت اداری و پویایی برخی
از اسلاف خود بود و خود را بیشتر در کارهای اجرایی درگیر نمود تا تعیین و تنظیم سیاست. اصفیا بیش از
اندازه مورد اعتماد شاه است، و شاه اعتماد خود را به وی با حمایت و پشتیبانی مداوم از وی نشان داده
است. ایجاد یک شغل جدید برای اصفیا در کابینه مورد توجه همه جرائد قرار گرفت تا تأکیدات و اهمیتی
که از سوی شاه به توسعه اقتصادی معطوف است را مشخص نمایند.
اصفیا در سال 1916 در تهران متولد شد، او در سال 1932 جهت تحصیلات به اروپا رفت. در سال
1938 از انستیتو پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد. پس از بازگشت به ایران برای مدت یک سال در
اداره معادن کار کرد. از سال 1939 تا 1940 خدمت نظام وظیفه خود را انجام داد. او در سال 1940 معاون
مدیر مدرسه خصوصی شد. و در سال 1942 به عنوان استادیار در دانشگاه تهران خدمت نمود. او به درجه
استادی ارتقاء یافت و به طور متناوب در دانشکده مهندسی دانشگاه (جایی که وی کرسی معدن دارد)،
تاکنون که آخرین شغل خود را دارد، تدریس نمود. از سال 1946 تا 1950 به عنوان مشاور در بخش
زمین شناسی اداره آبیاری وزارت کشاورزی مشغول به کار بود، از 1946 تا 1955 روی بسیار از
پروژه های ساختمانی خصوصی کار کرد. در مدت این سالها او جایزه مخصوص را برای طراحی لوله کشی
آب تهران و مطالعات مربوط به خطوط تراز منابع آب های زیر زمینی در تهران کسب کرد که منجر به حفر
یک چاه آرتزین در قسمت نارمک گردید.
به عنوان مشاور توسط عبدالحسن ابتهاج به سازمان برنامه برده شد، بعد از مدیریت آن، در سال 1955
اصفیا متعاقبا قائم مقام و مدیرعامل گردید. او تا ماه می سال 1961 در این شغل باقی ماند و در آن سال
مدیرعامل شد. در ژوئیه 1962، زیر نظر اسداللّه علم، معاون نخست وزیر و رئیس سازمان برنامه گردید.
این انتصاب بلافاصله پس از یک درگیری شدید بین وزارت دادگستری و سازمان برنامه، صورت گرفت.
وقتی در سپتامبر 1962، برنامه سوم ارائه شد، این برنامه به عدم تمرکز بعضی از پروژه های خاص سازمان
برنامه و واگذاری آنها به وزارتخانه های مختلف جهت اجرا اشاره داشت. این پیشنهاد، که هدف آن کاهش
بودجه هنگفت سازمان برنامه و آرام کردن وزرای حسود بود، این امکان را به اصفیا داد که کابینه را رها
سازد و به وظایف خود به عنوان مدیرعامل سازمان برنامه بپردازد.
علاوه بر سایر مسئولیت هایش، اصفیا به عنوان مدیر سد کرج در سال 1959 خدمت نمود، بررسی های
اولیه زمین شناسی سد را آماده نمود و بر ساختمان آن نظارت کرد. او در سال 1960 به عنوان رئیس
بررسی های زمین شناسی خدمت نمود. در اوت 1962 به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ملی
ایران که جدیدالتأسیس بود مشغول خدمت شد.
اصفیا در هیئت های مهم اقتصادی در فرانسه، پاکستان، روسیه (آخرین آن در 1967)، ایالات متحده،
مراکش و رومانی شرکت نموده است. از می تا ژوئن 1966 او در سفر شاه به یوگسلاوی، رومانی و مراکش
وی را همراهی نمود.
اصفیا در سال 1958 نشان لژیون دونور فرانسه را دریافت نمود. او علاوه بر زبان فارسی به زبان
انگلیسی و فرانسه عالی صحبت می کند. به عقیده مأمورین ایالات متحده دسترسی به وی سخت است و
برای شرکت در فعالیت های گسترده اجتماعی خجالتی و کناره گیر است. او ازدواج کرده است. گزارش
شده که خواهر اصفیا با رحمت اللّه جزنی، یکی از اعضای قبلی حزب توده (کمونیست)، ازدواج کرده است.
دسامبر 1968 آذر 47
اصفیا، صفی 6
محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای نارسی فیروز، پیمانکار ایرانی جان ا. آرمیتاژ، مشاور سفارت
زمان و مکان: 5 مه 1969 15/2/48، محل اقامت آقای اسکات
موضوع: اصفیا و طرح های اقتصادی شوروی
فیروز گفت که صفی اصفیا در دوران تصدی ریاست سازمان برنامه از شاه خواسته بود تا شروع
طرح های اقتصادی شوروی (کارخانه ذوب آهن و نورد) را برای مدت یک سال به تعویق اندازد تا از وقوع
رکودهای اقتصادی نامطلوب در اقتصاد ایران اجتناب شود. شاه در جواب گفته بود که او به روس ها تعهد
قطعی داده است و نمی تواند آن را تغییر دهد و این طرح ها باید طبق برنامه مشخص شده به مرحله اجرا
درآیند.
اصفیا، صفی 7
صفی اصفیا، وزیر کشور خیلی محرمانه
صفی اصفیا، وزیر کشور و معاون نخست وزیر در امور اقتصادی، در سال 1916 متولد گشته است. در
سال 1968 پس از هفت سال و نیم به عنوان مدیرعامل سازمان برنامه، او سمت کنونی را عهده دار شد. یکی
از علل این تغییر سمت، پاسخ به درخواست او مبنی بر کاستن از میزان مسئولیت های سنگین وی و علت
دیگر آن عدم توانایی او در انجام این مسئولیت ها بود. او خسته و از نظر مزاجی در وضع خوبی نبود، لیکن
یا میل نداشت و یا نمی توانست قدرت را در اختیار دیگری بگذارد، بنابراین آخرین سال خدمت وی در
سازمان برنامه مصادف بود با مخارج بیش از حد و عدم کنترل لازم بر بودجه. مقام کنونی اصفیا بیشتر
اسمی است و برای وی قدرتی به همراه ندارد، چون با وجود این که عقاید و نظریاتش احترام همه را بر
می انگیزد، ولی وی نتوانسته است نظریات خود را در برابر عقاید دیگر افراد برجسته وزارتخانه اش به
کرسی بنشاند.
اصفیا که زمین شناس و مهندس است و از انستیتو پلی تکنیک پاریس مدرک تحصیلی اخذ کرده و
مدتی نیز در دانشگاه تهران تدریس نموده، یک تکنسین بسیار ذیصلاح است، لیکن بیشتر یک تکنوکرات
است تا یک سیاستمدار. باوجود کناره گیری از فعالیت های اجتماعی در عین حال وی یکی از افرادی در
سازمان برنامه بود که حتما می بایست ملاقات شود، وی یکی از سخت ترین افراد در دولت جهت ملاقات
بود. چون او 55 ساله است، بنابراین تا چند سال دیگر نیز باید منتظر بروز استعدادهای قابل ملاحظه وی
بود، ولی پس از ترک مشکوک سازمان برنامه، معلوم نیست که این استعدادها بتواند مورد استفاده واقع
شود، در واقع خود او میل دارد شغل آرامتری داشته باشد. دکتر اصفیا فرانسه را عالی و انگلیسی را در حد
قابل قبولی خوب صحبت می کند. او متأهل است. می1972 خرداد 1351
اصفیا، صفی 8
صفی اصفیا خیلی محرمانه
دکتر اصفیا فردی بسیار دقیق، محترم پرکار است که در مقایسه با یک مدیر اداری، سیاستمدار بهتری
است. در بسیاری از مشکلات سازمان برنامه قدیمی، ظاهرا ردپایی از عدم تمایل وی به تصمیم گیری
قاطعانه وجود دارد. به هر حال، برای اجتناب از هرگونه مخالفتی، او به گونه ای عمل کرده است که در
موقعیت فعلی اش روی پای خود بایستد. او از نظر سلامتی در وضعیت بدی قرار دارد، در سال 1974
دچار سکته قلبی شدیدی شد و این شک وجود داشت که وی هرگز قادر به بازگشت به کار نخواهد بود.
نخست وزیر از اصفیا برای جدا کردن منافع و مصالح متزاحم در مورد مقامات، از جمله ادعاهای
مربوط به فساد، استفاده می کند. چند تن از بازرگانان آمریکایی در جریان وضعیت های بسیار مهم و
پیچیده قبلی به وی مراجعه نموده بودند تا قضاوت وی در مورد آن موضوعات را دریابند، ولی وی کسی
نیست که بتوان انتظار داشت راه جدیدی را بدون دستور صریح از بالا نشان دهد.
لهفلدت 18 مارس 1975 27/12/53
اصفیا، صفی 9
تاریخ: 3 می 1977 13/2/56خیلی محرمانه
از: بخش اقتصادی راجرسی بروین به: بخش سیاسی خانم جوآنا مارتین
موضوع: اطلاعات بیوگرافیک در مورد هادی هدایتی و صفی اصفیا
بخش E/C عملاً هیچ کاری با هدایتی ندارد و بنابراین مطلبی برای افزودن به مطالب بیوگرافیک
موجود وی ندارد.
اما در مورد اصفیا، پاراگرف اول مورد استفاده است اما پاراگرف دوم در زیر را به جای آنچه که داریم،
توصیه می کنم.
«اصفیا یک زمین شناس و مهندسی است که مدرک خود را از انستیتو پلی تکنیک پاریس دریافت کرده
و در رشته مهندسی در دانشگاه تهران تحصیل نموده است. اصفیا که یک تکنسین شایسته و بیشتر یک
تکنوکرات است تا سیاستمدار، در طی سالهای متمادی گذشته، به تمام معنا به بازی گرفته نشده است.
سفارتخانه هیچ سیاست یا تصمیم گیری از دولت طی چند سال گذشته سراغ ندارد که ردی از اصفیا در آن
بتوان دید. اگر چه وی از فعالیت های اجتماعی اکراه دارد و از آن پرهیز می کند، اما در عین حال فردی است
که در سازمان برنامه مراجعه به او ضروری است و سخت کوش ترین مردی است که می توان در دولت پیدا
کرد. در یک یا دو مورد که سفارت به دنبال پا در میانی اصفیا در مسائلی که در سطح وزارتخانه دچار
اشکال شده بود، برآمد، مشخص شد که بیشترین کاری که می تواند یا مایل است انجام دهد، شناسایی
چیزی است که سفارت از قبل می دانست یک مشکل است. وی عملاً به هنگام اقدام جهت حل آن مشکل،
فردی غیر کارآ بوده است. وی سازمان برنامه و بودجه را بنا به دلایل مبهمی ترک نمود و در این که
توانائیهای اداری وی، بعد از آنچه که ممکن است حداقل یک حمله قلبی خطرناک باشد، بار دیگر مورد
بهره برداری قرار گیرد، تردید فراوانی به چشم می خورد. دکتر اصفیا فرانسوی را به روانی و انگلیسی را در
حد قابل قبولی خوب صحبت می کند. وی متأهل می باشد.»
اصفیا، صفی 10
خیلی محرمانه
صفی اصفیا وزیر مشاور در امور اقتصادی (از اوت 1977)
عنوان خطاب: آقای وزیر
صفی اصفیا، یک زمین شناس و مهندس قابل، از دو دهه قبل از احراز سمت اخیر خود در برنامه ریزی
طرح های توسعه کشورش شرکت داشته است. او در سال 1955 به سازمان برنامه (که اکنون سازمان
برنامه و بودجه گفته می شود) پیوست و به عنوان مدیرعامل آن از سال 1961 تا زمانی که معاون
نخست وزیر در امور توسعه و اقتصاد شد، یعنی سال 1968، در همان سمت باقی ماند. اختیارات و
مسئولیت های وی در این شغل مشخص نیستند.
اصفیا فردی محترم و سخت کوش است و برای تجار و مقامات ایالات متحده سودمند بوده است. او
کاملاً مورد اعتماد شاه و وزیر دربار امیرعباس هویدا، نخست وزیر سابق است. در 1975 یکی از مقامات
آمریکایی گفت که اصفیا سیاستمدار بهتری در مقایسه با یک مدیر اداری است و بدون دستور صریح از
سوی مقامات بالاتر خود، پیشقدم نمی شود. بسیاری از مشکلات سازمان برنامه در عدم تمایل وی به اخذ
تصمیم نهفته است. شاید به علت آموزش های اولیه اش، او به وجوه تخصصی پروژه ها بیشتر از وجوه
سیاسی و اقتصادی آنها علاقمند است.
اصفیا در تهران متولد شد. در سال 1938 از انستیتو پلی تکنیک پاریس در مهندسی و زمین شناسی
فارغ التحصیل گردید. در بازگشت به ایران، به درجه استادی در دانشگاه تهران ارتقاء یافت و به طور
متناوب در آنجا تدریس نمود. او در بسیاری از هیئت های مهم اقتصادی خارج از کشور بوده است.
دسترسی به اصفیا که حدود 61 سال سن دارد، مشکل است و از اجتماعات بزرگ کناره گیری می کند.
او در اواخر سال 1973 دچار سکته قلبی شد. ازدواج کرده است و به زبان فرانسه در حد عالی و انگلیسی
صحبت می کند.15 سپتامبر 1977 24/6/56
اصفیا، صفی 11
تاریخ: 10 ژانویه 1978 20/10/56 خیلی محرمانه
از: کلاید دی. تیلور به: بخش سیاسی بایگانی بیوگرافیک
موضوع: صفی اصفیا، وزیر مشاور در امور اقتصادی
آقای هاری رودی از جنرال الکتریک در 9 ژانویه گزارش نموده است که وزیر اصفیا، علاوه بر عنوان
اعلام شده اش، معاون نخست وزیر با مسئولیت در مورد پروژه های توسعه ای مهم است. براساس تجربه
جنرال الکتریک در سه سال گذشته، وزیر اصفیا از کارمندان سازمان برنامه و بودجه برای پشتیبانی
استفاده کرده و بر یک اساس انتصابی (توسط نخست وزیر) کار می کند و انرژی زیادی در مسائلی که او
خودش را درگیر می کند صرف می نماید.
آقای رودی گفت که بنا به آگاهی های جنرال الکتریک، وزیر اصفیا در حل مشکلات و پیشرفت کار در
پروژه های توسعه ای مهم متعددی کمک کرده به ویژه، در حل مسئله پروژه Landsatoجنرال الکتریک
کمک کرد که تا راه اندازی سه سال طول کشید. آقای رودی گفت، به نظر می رسد وزیر ترجیح می دهد
براساس اطلاعات تهیه شده توسط گروههای مورد علاقه اش کار کند تا این که به طور رو در رو با مسائل
مواجه شود. کتاب توجیهی که برای دو سفیر تهیه شده است، گزارش می دهد که سفارت دست وزیر اصفیا
را برای سالهای طولانی در هیچ چیزی ندیده است. بنابراین گزارش آقای رودی چراغ جدیدی را در
مورد نقش وی روشن و توجه ما را به وی جلب می نماید. به عنوان یک عضو شورای عالی اقتصاد، او قطعا
به اکثر ملزومات در اتخاذ خط مشی های مهم اقتصادی دسترسی دارد.
از یک رابط موثق گزارش شده که قبل از انتصاب هوشنگ انصاری به مدیریت عامل و رئیس هیئت
مدیره شرکت ملی نفت ایران در 30 نوامبر، از اصفیا برای این شغل دعوت شد، ولی او به علت کسالت آن را
نپذیرفت. در صورت صحت، این امر به طور ضمنی می تواند نشانه ای از درجه بالاتر مقام و موقعیتی باشد
که از این پس باید برای وی قائل شویم.
باری چوبین، یک مقام در شرکت ملی نفت ایران، اضافه نمود که اصفیا کاندیدای نخست وزیر،
آموزگار، برای پست شرکت ملی نفت ایران بود. او افزود که اصفیا از نوع افراد «پشت صحنه» است و از
اعتماد شاه و نخست وزیر سابق، هویدا، و آموزگار برخوردار می باشد.
اکبر اعتماد
اعتماد، اکبر 1
تاریخ: 16 آوریل 1970 27/1/49محرمانه
اداره امور علمی و فنی بین المللی یادداشت جهت بایگانی
از: SCI/AE رابرت سی. لیایماتینن
موضوع: دکتر اکبر اعتماد مدیر سازمان برنامه ریزی علوم و آموزشی عالی ایران
و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران
در طول اقامت دکتر اعتماد در واشنگتن، در ایام ذیل با وی گفتگوهای غیر رسمی داشتم :
1 عصر یکشنبه، 22 مارس پس از ورود به واشنگتن در هتل دوپون پلازا.
2 عصر روز جمعه، 27 مارس، در جورج تاون با هم غذا صرف کردیم. (محیط و «شخصیت یا
ویژگی» جورج تاون دکتر اعتماد را کاملاً مجذوب ساخته و از قدم زدن در آنجا هم ظاهرا خیلی لذت
می برد).
3 عصر روز جمعه، 10 آوریل، (بنا به پیشنهاد او) از موزه علوم و تکنولوژی و موزه تاریخ طبیعی
Smithsonianبازدید کرد. هر دو مورد برای اعتماد بسیار جالب بود. بعد از آن من میزبان شدم و غذا را
باهم صرف نمودیم. پیرامون موضوعاتی چند در ارتباط با ایران صحبت کردیم که ممکن است جالب توجه
باشد. آنچه در ذیل می آید، نقطه نظرات و اظهارات شخص اعتماد می باشد.
1 در مورد نخست وزیر :
نخست وزیر هویدا در آینده نزدیک احتمالاً برکنار خواهد شد. او شش سال در مقام نخست وزیر
خدمت کرده، یعنی بیش از هر نخست وزیر ایرانی دیگر و ظاهرا این کار او را خسته کرده است. اعتماد
تصور می کند که بعد از آن هویدا ممکن است ریاست شرکت ملی نفت ایران را عهده گردد. احتمالاً بعد از
هویدا، دکتر آموزگار یعنی وزیر دارایی کنونی، برای احراز مقام نخست وزیری نامزد خواهد شد. اعتماد
می گوید، آموزگار نیز مانند هویدا یک نخست وزیر عالی خواهد بود.
2 در مورد سازمان برنامه:
رئیس اسبق سازمان یعنی آقای اصفیا هنوز هم فردی متنفذ است (بنا به گفته اعتماد، اصفیا بعد از شاه و
نخست وزیر، سومین مرد پر قدرت می باشد). اصفیا یک «تکنسین بسیار خوب است» و در سالهای اخیر
توأم با توسعه اقتصادی کشور، استعداد و مهارت های وی مورد نیاز می باشد. به هر حال اکنون که ایران
(بخاطر هزینه های سرسام آور مربوط به پروژهای صنعتی) دچار مشکلات مالی شده، بیش از هر چیز به
شخصی نیاز است که دارای سوابق تجارتی و بانکداری باشد. به همین علت است که رئیس کنونی سازمان
برنامه یعنی آقای سمیعی توسط شاه به عنوان جانشین اصفیا برگزیده شده است.
3 در مورد وزارت علوم و آموزش عالی:
از نظر اعتماد، وزیر علوم آموزش عالی آقای رهنما بسیار قابل احترام است (هر چند که بنا به گفته
خود او، غالبا اختلاف سلیقه دارند). بهترین مسئله این وزارتخانه یافتن کارمندانی ذیصلاح و واجد شرایط
است. اعتماد می گوید، معمولاً روزی ده نفر از دوستان و سایر مقامات عالی رتبه دولتی به او تلفن زده و
سعی می کنند او را متقاعد سازند که اعضای خانواده یا بستگان آنها را استخدام نماید. یکی از پروژه هایی
که او سعی در قبولاندن آن دارد و مخالفت بسیار زیادی را نیز برانگیخته، همان طرح کاستن از دوره
دبیرستان به میزان یک سال است. بنا به اعتقاد او، بین آخرین سال دبیرستان و نخستین سال دانشگاه
آن قدر دوباره کاری می شود و مسائل مشترک وجود دارد، که به این نتیجه رسیده است که یک سال از
زندگی دانش آموزان ایرانی هدر می رود. با این وصف، او کاملاً اطمینان دارد که می تواند اصلاحات
آموزشی مورد نظر خود را به کرسی بنشاند.
4 در مورد مجلس:
تعاریف و سخنان اعتماد در مورد مجلس چندان مثبت نبود. با این وجود، پیش بینی می کرد که به
زودی به یک نیروی سیاسی بسیار مهم تر در صحنه ایران تبدیل خواهد شد. به نظر او، اعضای مجلس در
حال حاضر فقط کارشکنی می کنند. اعتماد می گوید که چندین بار از او دعوت شده تا در کمیته های
مجلس حضور یابد، ولی هر بار او یا نپذیرفته و یا از شخص دیگری خواسته تا به نمایندگی از جانب او این
کار را انجام دهد. به عنوان معاون وزیر علوم، آن قدر کار دارد که نمی تواند وقت اضافی برای فعالیت های
حاشیه ای از قبیل بحث های غیر سازنده با اعضای مجلس داشته باشد.
5 در مورد انرژی اتمی در ایران :
اعتماد می گوید که ده سال دیگر طول خواهد کشید تا ایران نسبت به وجود یک نیروگاه هسته ای
احساس نیاز کند.
6 در مورد سفارت ایران در واشنگتن :
دکتر اعتماد با سفیر افشار که خیلی خوب او را می شناسد، دو بار ملاقات کرده است (هر دوی آنها در
زمینه مسائل مربوط به سازمان بین المللی انرژی اتمی به نمایندگی از طرف ایران حضور داشته اند). اعتماد
می گوید در اولین دیدار، سفیر افشار حال خوشی نداشت و ظاهرا زخم معده دارد، ولی در دیدار دوم سفیر
وضع بهتری داشت. اعتماد اظهار داشت که تصور می کند افراد ایرانی سفارت به این نتیجه رسیده اند که در
دوره بعد از اعطای کمک ها، آمریکا ایران را نادیده گرفته و فراموش کرده است. ایران هنوز هم به وام های
عظیم بانکی و کمک های فنی و نظامی محتاج است.
بالاخره در رابطه با سفرش به آمریکا، واضح است که وی از این دیدار لذت بسیار برده و آن را سودمند
می داند. او با حرارت و اشتیاق در مورد تجاربش در اداره ملی استانداردها، مؤسسه تحقیقاتی کارولینای
شمالی، آزمایشگاه ملی Oak Ridge در تنسی صحبت کرد. فقط در یک مورد با مشکلی مواجه شده بود
که آن هم با راننده های تاکسی نیویورک بود، و در این باره هم با خنده و شوخی صحبت کرد. گذراندن یک
شبانگاه در سیرک مادیسون گاردن اسکوایر، بنا به گفته خودش بسیار «هیجان بخش» بود و تلخی تجربه
او با رانندگان تاکسی ها را کاملاً از بین برده بود.
اعتماد، از واشنگتن به پایگاه کیپ کندی رفت تا پرتاب آپولوی 13 را نظاره کند. در حال حاضر
اعتماد به کالیفرنیا رفته تا از چند محل از جمله دانشگاه برکلی بازدید نماید. کمیته اعطای این گونه
مأموریت ها در تهران تردید نداشته باشد که در انتخاب و حمایت از دکتر اعتماد برای این سفر علمی،
تصمیمات بسیار بجا و بایسته ای اتخاذ کرده است.
اعتماد، اکبر 2
اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (از آوریل 1974)
از همان بدو تأسیس، اکبر اعتماد به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی، مسئولیت برنامه انرژی اتمی
ایران را عهده دار بوده است. علاوه بر این، وی رئیس دانشگاه فرانسوی زبان بوعلی سینا در همدان، و
استاد فیزیک دانشگاه تهران می باشد.
اعتماد به مدت 8 سال در کشورهای سوئیس و فرانسه مطالعه و کار کرد. از مدرسه پلی تکنیک
دانشگاه لوزان در رشته فیزیک رآکتور به اخذ دکترا و از انستیتو ملی علوم و فنون هسته ای در ساکلی
فرانسه در رشته مهندسی هسته ای به اخذ یک درجه تحصیلی دیگر نایل آمد.
در حین اقامت در سوئیس، برای شرکت Brown Boveri و Baden در شهر بادن به عنوان مهندس و
به عنوان فیزیکدان در مؤسسه تحقیقات رآکتوری اتمی Wurenlingen کار می کرد. پس از مراجعت به ایران
در سال 1965، رئیس دفتر انرژی اتمی سازمان برنامه شد. در سال 1969 به طور همزمان به عنوان معاون
وزیر در تحقیقات علمی وزارت علوم و آموزش عالی و مدیر مؤسسه تحقیقات آموزشی و علمی فعالیت
آغاز نمود.
اعتماد 48 ساله، سه بار به آمریکا و بخش اعظم نقاط اروپا، هند، اسرائیل، تایلند، استرالیا، ژاپن، چین
و شوروی سفر کرده است. او فرانسه و انگلیسی را عالی و آلمانی را خوب صحبت می کند. اعتماد در رشته
خود مقالات متعددی را منتشر نموده است. او متأهل است و یک فرزند دارد.
12 سپتامبر 1978 21/6/57
امیرخسرو افشارقاسملو