بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 263

اصفیا، صفی 9

تاریخ: 3 می 1977 13/2/56خیلی محرمانه

از: بخش اقتصادی راجرسی بروین به: بخش سیاسی خانم جوآنا مارتین

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک در مورد هادی هدایتی و صفی اصفیا

بخش E/C عملاً هیچ کاری با هدایتی ندارد و بنابراین مطلبی برای افزودن به مطالب بیوگرافیک

موجود وی ندارد.

اما در مورد اصفیا، پاراگرف اول مورد استفاده است اما پاراگرف دوم در زیر را به جای آنچه که داریم،

توصیه می کنم.

«اصفیا یک زمین شناس و مهندسی است که مدرک خود را از انستیتو پلی تکنیک پاریس دریافت کرده

و در رشته مهندسی در دانشگاه تهران تحصیل نموده است. اصفیا که یک تکنسین شایسته و بیشتر یک

تکنوکرات است تا سیاستمدار، در طی سالهای متمادی گذشته، به تمام معنا به بازی گرفته نشده است.

سفارتخانه هیچ سیاست یا تصمیم گیری از دولت طی چند سال گذشته سراغ ندارد که ردی از اصفیا در آن

بتوان دید. اگر چه وی از فعالیت های اجتماعی اکراه دارد و از آن پرهیز می کند، اما در عین حال فردی است

که در سازمان برنامه مراجعه به او ضروری است و سخت کوش ترین مردی است که می توان در دولت پیدا

کرد. در یک یا دو مورد که سفارت به دنبال پا در میانی اصفیا در مسائلی که در سطح وزارتخانه دچار

اشکال شده بود، برآمد، مشخص شد که بیشترین کاری که می تواند یا مایل است انجام دهد، شناسایی

چیزی است که سفارت از قبل می دانست یک مشکل است. وی عملاً به هنگام اقدام جهت حل آن مشکل،

فردی غیر کارآ بوده است. وی سازمان برنامه و بودجه را بنا به دلایل مبهمی ترک نمود و در این که

توانائیهای اداری وی، بعد از آنچه که ممکن است حداقل یک حمله قلبی خطرناک باشد، بار دیگر مورد

بهره برداری قرار گیرد، تردید فراوانی به چشم می خورد. دکتر اصفیا فرانسوی را به روانی و انگلیسی را در

حد قابل قبولی خوب صحبت می کند. وی متأهل می باشد.»

اصفیا، صفی 10

خیلی محرمانه

صفی اصفیا وزیر مشاور در امور اقتصادی (از اوت 1977)

عنوان خطاب: آقای وزیر

صفی اصفیا، یک زمین شناس و مهندس قابل، از دو دهه قبل از احراز سمت اخیر خود در برنامه ریزی

طرح های توسعه کشورش شرکت داشته است. او در سال 1955 به سازمان برنامه (که اکنون سازمان

برنامه و بودجه گفته می شود) پیوست و به عنوان مدیرعامل آن از سال 1961 تا زمانی که معاون

نخست وزیر در امور توسعه و اقتصاد شد، یعنی سال 1968، در همان سمت باقی ماند. اختیارات و

مسئولیت های وی در این شغل مشخص نیستند.

اصفیا فردی محترم و سخت کوش است و برای تجار و مقامات ایالات متحده سودمند بوده است. او

کاملاً مورد اعتماد شاه و وزیر دربار امیرعباس هویدا، نخست وزیر سابق است. در 1975 یکی از مقامات

آمریکایی گفت که اصفیا سیاستمدار بهتری در مقایسه با یک مدیر اداری است و بدون دستور صریح از


صفحه 264

سوی مقامات بالاتر خود، پیشقدم نمی شود. بسیاری از مشکلات سازمان برنامه در عدم تمایل وی به اخذ

تصمیم نهفته است. شاید به علت آموزش های اولیه اش، او به وجوه تخصصی پروژه ها بیشتر از وجوه

سیاسی و اقتصادی آنها علاقمند است.

اصفیا در تهران متولد شد. در سال 1938 از انستیتو پلی تکنیک پاریس در مهندسی و زمین شناسی

فارغ التحصیل گردید. در بازگشت به ایران، به درجه استادی در دانشگاه تهران ارتقاء یافت و به طور

متناوب در آنجا تدریس نمود. او در بسیاری از هیئت های مهم اقتصادی خارج از کشور بوده است.

دسترسی به اصفیا که حدود 61 سال سن دارد، مشکل است و از اجتماعات بزرگ کناره گیری می کند.

او در اواخر سال 1973 دچار سکته قلبی شد. ازدواج کرده است و به زبان فرانسه در حد عالی و انگلیسی

صحبت می کند.15 سپتامبر 1977 24/6/56

اصفیا، صفی 11

تاریخ: 10 ژانویه 1978 20/10/56 خیلی محرمانه

از: کلاید دی. تیلور به: بخش سیاسی بایگانی بیوگرافیک

موضوع: صفی اصفیا، وزیر مشاور در امور اقتصادی

آقای هاری رودی از جنرال الکتریک در 9 ژانویه گزارش نموده است که وزیر اصفیا، علاوه بر عنوان

اعلام شده اش، معاون نخست وزیر با مسئولیت در مورد پروژه های توسعه ای مهم است. براساس تجربه

جنرال الکتریک در سه سال گذشته، وزیر اصفیا از کارمندان سازمان برنامه و بودجه برای پشتیبانی

استفاده کرده و بر یک اساس انتصابی (توسط نخست وزیر) کار می کند و انرژی زیادی در مسائلی که او

خودش را درگیر می کند صرف می نماید.

آقای رودی گفت که بنا به آگاهی های جنرال الکتریک، وزیر اصفیا در حل مشکلات و پیشرفت کار در

پروژه های توسعه ای مهم متعددی کمک کرده به ویژه، در حل مسئله پروژه Landsatoجنرال الکتریک

کمک کرد که تا راه اندازی سه سال طول کشید. آقای رودی گفت، به نظر می رسد وزیر ترجیح می دهد

براساس اطلاعات تهیه شده توسط گروههای مورد علاقه اش کار کند تا این که به طور رو در رو با مسائل

مواجه شود. کتاب توجیهی که برای دو سفیر تهیه شده است، گزارش می دهد که سفارت دست وزیر اصفیا

را برای سالهای طولانی در هیچ چیزی ندیده است. بنابراین گزارش آقای رودی چراغ جدیدی را در

مورد نقش وی روشن و توجه ما را به وی جلب می نماید. به عنوان یک عضو شورای عالی اقتصاد، او قطعا

به اکثر ملزومات در اتخاذ خط مشی های مهم اقتصادی دسترسی دارد.

از یک رابط موثق گزارش شده که قبل از انتصاب هوشنگ انصاری به مدیریت عامل و رئیس هیئت

مدیره شرکت ملی نفت ایران در 30 نوامبر، از اصفیا برای این شغل دعوت شد، ولی او به علت کسالت آن را

نپذیرفت. در صورت صحت، این امر به طور ضمنی می تواند نشانه ای از درجه بالاتر مقام و موقعیتی باشد

که از این پس باید برای وی قائل شویم.

باری چوبین، یک مقام در شرکت ملی نفت ایران، اضافه نمود که اصفیا کاندیدای نخست وزیر،

آموزگار، برای پست شرکت ملی نفت ایران بود. او افزود که اصفیا از نوع افراد «پشت صحنه» است و از

اعتماد شاه و نخست وزیر سابق، هویدا، و آموزگار برخوردار می باشد.

اکبر اعتماد


صفحه 265

اعتماد، اکبر 1

تاریخ: 16 آوریل 1970 27/1/49محرمانه

اداره امور علمی و فنی بین المللی یادداشت جهت بایگانی

از: SCI/AE رابرت سی. لیایماتینن

موضوع: دکتر اکبر اعتماد مدیر سازمان برنامه ریزی علوم و آموزشی عالی ایران

و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران

در طول اقامت دکتر اعتماد در واشنگتن، در ایام ذیل با وی گفتگوهای غیر رسمی داشتم :

1 عصر یکشنبه، 22 مارس پس از ورود به واشنگتن در هتل دوپون پلازا.

2 عصر روز جمعه، 27 مارس، در جورج تاون با هم غذا صرف کردیم. (محیط و «شخصیت یا

ویژگی» جورج تاون دکتر اعتماد را کاملاً مجذوب ساخته و از قدم زدن در آنجا هم ظاهرا خیلی لذت

می برد).

3 عصر روز جمعه، 10 آوریل، (بنا به پیشنهاد او) از موزه علوم و تکنولوژی و موزه تاریخ طبیعی

Smithsonianبازدید کرد. هر دو مورد برای اعتماد بسیار جالب بود. بعد از آن من میزبان شدم و غذا را

باهم صرف نمودیم. پیرامون موضوعاتی چند در ارتباط با ایران صحبت کردیم که ممکن است جالب توجه

باشد. آنچه در ذیل می آید، نقطه نظرات و اظهارات شخص اعتماد می باشد.

1 در مورد نخست وزیر :

نخست وزیر هویدا در آینده نزدیک احتمالاً برکنار خواهد شد. او شش سال در مقام نخست وزیر

خدمت کرده، یعنی بیش از هر نخست وزیر ایرانی دیگر و ظاهرا این کار او را خسته کرده است. اعتماد

تصور می کند که بعد از آن هویدا ممکن است ریاست شرکت ملی نفت ایران را عهده گردد. احتمالاً بعد از

هویدا، دکتر آموزگار یعنی وزیر دارایی کنونی، برای احراز مقام نخست وزیری نامزد خواهد شد. اعتماد

می گوید، آموزگار نیز مانند هویدا یک نخست وزیر عالی خواهد بود.

2 در مورد سازمان برنامه:

رئیس اسبق سازمان یعنی آقای اصفیا هنوز هم فردی متنفذ است (بنا به گفته اعتماد، اصفیا بعد از شاه و

نخست وزیر، سومین مرد پر قدرت می باشد). اصفیا یک «تکنسین بسیار خوب است» و در سالهای اخیر

توأم با توسعه اقتصادی کشور، استعداد و مهارت های وی مورد نیاز می باشد. به هر حال اکنون که ایران

(بخاطر هزینه های سرسام آور مربوط به پروژهای صنعتی) دچار مشکلات مالی شده، بیش از هر چیز به

شخصی نیاز است که دارای سوابق تجارتی و بانکداری باشد. به همین علت است که رئیس کنونی سازمان

برنامه یعنی آقای سمیعی توسط شاه به عنوان جانشین اصفیا برگزیده شده است.

3 در مورد وزارت علوم و آموزش عالی:

از نظر اعتماد، وزیر علوم آموزش عالی آقای رهنما بسیار قابل احترام است (هر چند که بنا به گفته

خود او، غالبا اختلاف سلیقه دارند). بهترین مسئله این وزارتخانه یافتن کارمندانی ذیصلاح و واجد شرایط


صفحه 266

است. اعتماد می گوید، معمولاً روزی ده نفر از دوستان و سایر مقامات عالی رتبه دولتی به او تلفن زده و

سعی می کنند او را متقاعد سازند که اعضای خانواده یا بستگان آنها را استخدام نماید. یکی از پروژه هایی

که او سعی در قبولاندن آن دارد و مخالفت بسیار زیادی را نیز برانگیخته، همان طرح کاستن از دوره

دبیرستان به میزان یک سال است. بنا به اعتقاد او، بین آخرین سال دبیرستان و نخستین سال دانشگاه

آن قدر دوباره کاری می شود و مسائل مشترک وجود دارد، که به این نتیجه رسیده است که یک سال از

زندگی دانش آموزان ایرانی هدر می رود. با این وصف، او کاملاً اطمینان دارد که می تواند اصلاحات

آموزشی مورد نظر خود را به کرسی بنشاند.

4 در مورد مجلس:

تعاریف و سخنان اعتماد در مورد مجلس چندان مثبت نبود. با این وجود، پیش بینی می کرد که به

زودی به یک نیروی سیاسی بسیار مهم تر در صحنه ایران تبدیل خواهد شد. به نظر او، اعضای مجلس در

حال حاضر فقط کارشکنی می کنند. اعتماد می گوید که چندین بار از او دعوت شده تا در کمیته های

مجلس حضور یابد، ولی هر بار او یا نپذیرفته و یا از شخص دیگری خواسته تا به نمایندگی از جانب او این

کار را انجام دهد. به عنوان معاون وزیر علوم، آن قدر کار دارد که نمی تواند وقت اضافی برای فعالیت های

حاشیه ای از قبیل بحث های غیر سازنده با اعضای مجلس داشته باشد.

5 در مورد انرژی اتمی در ایران :

اعتماد می گوید که ده سال دیگر طول خواهد کشید تا ایران نسبت به وجود یک نیروگاه هسته ای

احساس نیاز کند.

6 در مورد سفارت ایران در واشنگتن :

دکتر اعتماد با سفیر افشار که خیلی خوب او را می شناسد، دو بار ملاقات کرده است (هر دوی آنها در

زمینه مسائل مربوط به سازمان بین المللی انرژی اتمی به نمایندگی از طرف ایران حضور داشته اند). اعتماد

می گوید در اولین دیدار، سفیر افشار حال خوشی نداشت و ظاهرا زخم معده دارد، ولی در دیدار دوم سفیر

وضع بهتری داشت. اعتماد اظهار داشت که تصور می کند افراد ایرانی سفارت به این نتیجه رسیده اند که در

دوره بعد از اعطای کمک ها، آمریکا ایران را نادیده گرفته و فراموش کرده است. ایران هنوز هم به وام های

عظیم بانکی و کمک های فنی و نظامی محتاج است.

بالاخره در رابطه با سفرش به آمریکا، واضح است که وی از این دیدار لذت بسیار برده و آن را سودمند

می داند. او با حرارت و اشتیاق در مورد تجاربش در اداره ملی استانداردها، مؤسسه تحقیقاتی کارولینای

شمالی، آزمایشگاه ملی Oak Ridge در تنسی صحبت کرد. فقط در یک مورد با مشکلی مواجه شده بود

که آن هم با راننده های تاکسی نیویورک بود، و در این باره هم با خنده و شوخی صحبت کرد. گذراندن یک

شبانگاه در سیرک مادیسون گاردن اسکوایر، بنا به گفته خودش بسیار «هیجان بخش» بود و تلخی تجربه

او با رانندگان تاکسی ها را کاملاً از بین برده بود.

اعتماد، از واشنگتن به پایگاه کیپ کندی رفت تا پرتاب آپولوی 13 را نظاره کند. در حال حاضر


صفحه 267

اعتماد به کالیفرنیا رفته تا از چند محل از جمله دانشگاه برکلی بازدید نماید. کمیته اعطای این گونه

مأموریت ها در تهران تردید نداشته باشد که در انتخاب و حمایت از دکتر اعتماد برای این سفر علمی،

تصمیمات بسیار بجا و بایسته ای اتخاذ کرده است.

اعتماد، اکبر 2

اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (از آوریل 1974)

از همان بدو تأسیس، اکبر اعتماد به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی، مسئولیت برنامه انرژی اتمی

ایران را عهده دار بوده است. علاوه بر این، وی رئیس دانشگاه فرانسوی زبان بوعلی سینا در همدان، و

استاد فیزیک دانشگاه تهران می باشد.

اعتماد به مدت 8 سال در کشورهای سوئیس و فرانسه مطالعه و کار کرد. از مدرسه پلی تکنیک

دانشگاه لوزان در رشته فیزیک رآکتور به اخذ دکترا و از انستیتو ملی علوم و فنون هسته ای در ساکلی

فرانسه در رشته مهندسی هسته ای به اخذ یک درجه تحصیلی دیگر نایل آمد.

در حین اقامت در سوئیس، برای شرکت Brown Boveri و Baden در شهر بادن به عنوان مهندس و

به عنوان فیزیکدان در مؤسسه تحقیقات رآکتوری اتمی Wurenlingen کار می کرد. پس از مراجعت به ایران

در سال 1965، رئیس دفتر انرژی اتمی سازمان برنامه شد. در سال 1969 به طور همزمان به عنوان معاون

وزیر در تحقیقات علمی وزارت علوم و آموزش عالی و مدیر مؤسسه تحقیقات آموزشی و علمی فعالیت

آغاز نمود.

اعتماد 48 ساله، سه بار به آمریکا و بخش اعظم نقاط اروپا، هند، اسرائیل، تایلند، استرالیا، ژاپن، چین

و شوروی سفر کرده است. او فرانسه و انگلیسی را عالی و آلمانی را خوب صحبت می کند. اعتماد در رشته

خود مقالات متعددی را منتشر نموده است. او متأهل است و یک فرزند دارد.

12 سپتامبر 1978 21/6/57

امیرخسرو افشارقاسملو


صفحه 268

افشار قاسملو، امیرخسرو 1

خیلی محرمانه

امیرخسرو افشار قاسملو وزیر امورخارجه (اوت 1978)

عنوان خطاب: آقای وزیر

امیرخسرو افشار قاسملو (معروف به افشار) در تاریخ 6 نوامبر 1978 در کابینه تشکیل شده از سوی

نخست وزیر غلامرضا ازهاری ابقاء گردید.

افشار یک دیپلمات حرفه ای است که در سالهای 1967 تا 1969 به عنوان معاون وزیر خارجه و از

سال 1969 تا 1974 به عنوان سفیر ایران در انگلستان فعالیت داشته است.

وی سپس ظاهرا با عنوان معاون وزیر به وزارت دربار سلطنتی مأمور گردید، ولی به جز ایجاد

تسهیلات در برنامه بعضی از دیدارها، ظاهرا کار دیگری نداشت. معلوم نیست که به چه دلیل شاه او را به

عنوان وزیرخارجه برگزیده است، ظاهر امر حکایت از این دارد که او در مقایسه با عباسعلی خلعتبری که با

مهارت تمام و از سال 1971 به بعد آن مقام را در اختیار داشت، صلاحیت و شایستگی چندانی ندارد.

زمانی که معاون وزیر خارجه بود، سفارت آمریکا به راحتی به افشار دسترسی داشت و از کمک های وی

برخوردار می شد.

مشاغل و زندگی اولیه

پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه تهران در رشته اقتصاد، افشار به دانشگاه ژنو رفت و در سال

1940 در رشته اقتصاد و علوم اجتماعی یک مدرک تحصیلی و چندی بعد دکترای اقتصاد گرفت. با ورود

به وزارت امورخارجه در سال 1941، چند سالی را در ادارات مختلف آن به کار پرداخت.

در سال 1946، دبیر دوم هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل شد و بعدها به ترتیب به عنوان

دبیر اول در واشنگتن و رایزن هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل فعالیت نمود.

در سال 1949 به عنوان رئیس اداره سازمانها و مجامع بین المللی به وزارت امورخارجه بازگشت. بین

سالهای 1951 1950 رایزن سفارت ایران در واشنگتن شد.

در سال 1951 قائم مقام رئیس اداره سوم سیاسی (اروپای غربی) وزارت خارجه و در سال 1952

رئیس اداره بازرسی آن وزارتخانه گردید.

همان سال به عنوان رایزن سفارت ایران در لندن منصوب شده بود، ولی به خاطر قطع روابط دیپلماتیک

حاصل از ملی شدن شرکت نفت انگلستان و ایران، مجبور شد به ایران بازگردد. مدت کوتاهی نیز به عنوان

رئیس اداره چهارم سیاسی (امریکا) در سال 1953 خدمت نمود.

پس از برقراری مجدد روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس در سال 1954، افشار به عنوان کاردار

سفارت و بعدها به عنوان سفیر منصوب گردید.

در سال 1957 افشار به تهران بازگشت و مدیرکل امور سیاسی وزارت امورخارجه شد. وی قبل از آن

که معاون وزیر خارجه شود، به عنوان معاون وزیر در امور سیاسی و پارلمانی (1960 تا 1961)، سفیر

ایران در آلمان غربی (1961 تا 1963)، سفیر ایران در فرانسه (1963 تا 1965)، و عضو شورای عالی

وزارت امورخارجه فعالیت نمود.


صفحه 269

اطلاعات شخصی

افشار که حدودا 61 ساله است، فردی است نسبتا تنومند و فربه. او بسیار خوش اخلاق و خوش

برخورد است و گاهی اوقات نیز با تکبر و غرور با انسان برخورد می کند. در اظهارنظرها روحیه ای مثبت

دارد و به زبانهای انگلیسی (با لهجه انگلیسی ها) و فرانسوی تکلم می کند. آقای وزیر متأهل است و دارای

یک فرزند پسر می باشد.28 نوامبر 1978 7/9/57

منوچهر اقبال


صفحه 270

اقبال، منوچهر 1

سرّی غیرقابل انتشار برای بیگانگان

منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت ایران

منوچهر اقبال نخست وزیر سابق (60 1957)، در نوامبر سال 1963 به ریاست هیئت مدیره و

مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب گردید. این انتصاب موجبات بازگشت او را پس از دو سال و نیم،

که در حالت نیمه رسوایی و بی آبرویی در خارج کشور به سر می برد، فراهم نمود. اقبال آماج انتقادات و

اهانت های سختی قرار گرفت که از انتخابات مجلس در سال 1960، یعنی زمانی که وی متصدی مقام

نخست وزیری بود و به واسطه مسائل مربوط به همین انتخابات هم از مقام صدارت خلع شد، منشاء

می گرفت.

او سابقه و تجربه قبلی در امور مربوط به نفت نداشت، ولی به او چشم مدیری کارآ و فردی معتمد و

درستکار نگریسته می شد. او فرد سخت کوشی است و برخورد ضعیفش در مقام نخست وزیری را نباید به

عدم تلاش وی نسبت داد. او را هرگز نمی توان رهبر خواند چرا که با پذیرش نخست وزیری یعنی به

رسمیت شناختن نقش درجه دوم در صحنه سیاسی کشور و با چاپلوسی های آشکار در مقابل شاه، به

حیثیت و پرستیژ سیاسی گذشته اش لطمات جدی وارد کرده است. برنامه اقتصادی او اندکی قرین موفقیت

بود و موجب شد که برخلاف معمول سالهای 1957 تا 1960، سالهای پرباری باشد. انتصاب اخیر وی به

ریاست این شرکت عظیم دولتی، می تواند به جامعه بازرگانی ایرانی اطمینان مجدد بخشیده و باعث تحکیم

و ثبات رژیم گردد. او به شدت ضد کمونیست است و در سال 1948 لایحه ای درخصوص غیرقانونی

کردن حزب (کمونیست) توده تقدیم مجلس نمود.

اقبال در سال 1908 در یک خانواده متنفذ در خراسان متولد شد. پدرش نماینده دوره چهارم مجلس

بود. منوچهر در دانشگاه مونتپلیر (Montpellier) فرانسه تحصیل کرد و مدرک خودش را در رشته دکترای

طب در سال 1933 از همین دانشگاه دریافت کرد.

یک سال دیگر نیز در دانشگاه پاریس به پژوهش پرداخت و سپس راهی ایران شد و در بیمارستان

نظامی مشهد با عنوان افسر پزشک مشغول کار گردید و به ریاست اداره بهداری مشهد دست یافت. در سال

1936 در بیمارستان رازی تهران در امور مربوط به بیماریهای مسری تخصص گرفت و در سال 1938،

استاد طب و آسیب شناسی در دانشگاه تهران شد. وی از اوت 1944 تا 1950 در ده کابینه متوالی عهده دار

سمت وزارت بود. غالبا وزیر بهداشت و درمان بود، ولی تصدی وزارت پست و تلگراف، آموزش و

پرورش، راه و ترابری و وزارت کشور را هم برعهده داشته است. از 1950 تا 1951 استاندار آذربایجان

بود، ولی توسط محمد مصدق مجبور به استعفا گشت و برای یک سال به پاریس رفت. در سال 1953 به

سمت حرفه ای خویش در دانشگاه تهران بازگشت. در مارس 1954 به مجلس سنا راه یافت و چندی بعد

به ریاست دانشگاه تهران منصوب گردید. او در اواخر سال 1955 از فرانسه و بریتانیا دیدار کرد و در فوریه

1956 بورسیه لیدر (Leader Grant) را جهت دیدار از نهادهای آموزشی امریکا دریافت داشت. در ژوئن

1956 به وزارت دربار منصوب گردید و با حفظ سمت ریاست دانشگاه، کرسی نمایندگی مجلس سنا را

رها نمود.

در آوریل 1957، اقبال جانشین حسین علا، که دوست قدیمی و مشاور شاه بود، گشت و تصدی مقام